درگیری های نمایندگان مجلس هشتم با خبرنگاران؛ قرار بود وکیل باشند، خود شاکی شدند
این مطلب را برای بی بی سی فارسی نوشته ام. اگر چه نماینده اراک شکایت اش را از کاریکاتوریست اراکی پس گرفت اما نباید از کنار خبرنگارانی که بی سر و صدا و در حاشیه تحت پیگرد و تعقیب قرار می گیرند بی تفاوت گذشت….
سعی کرده ام علاوه بر خبرنگارانی که در پایتخت مورد بی احترامی یا حذف و یا تحت تعقیب قرار گرفته اند به خبرنگارانی که در شهرستان ها هم بی سر و صدا تحت فشار قرار می گیرند هم اشاره کنم. نمایندگانی که قرار بود وکلای ملت باشند اما خودشان شده اند شاکیان ملت…
خبر محکوم شدن محمود شکرایه کاریکاتوریست اراکی به ۲۵ ضربه شلاق، به جرم کشیدن کاریکاتور احمد لطفی نماینده این شهر، به سرعت از مرزهای استانی و کشوری عبور کرده و بازتاب جهانی یافت.
هر چند امروز اعلام شد که آقای لطفی شکایت خود از کاریکاتوریست هفته نامه اراکی “نامه امیر” را پس گرفته است، اما این اقدام پس از آن صورت گرفت که تعداد قابل توجهی از کاریکاتوریست های ایرانی در سراسر جهان با کشیدن کاریکاتور این نماینده، اعتراض خود را به حکم صادر شده برای همکار خود نشان دادند.
همزمان با محکومیت کاریکاتوریست اراکی، خبری دیگری در مورد درگیری یکی از نمایندگان محافظه کار تهران با خبرنگار هفته نامه آسمان در مجلس شورای اسلامی منتشر شد.
این بار، سعید شمس خبرنگار هفته نامه آسمان، به هنگام درخواست مصاحبه از مهدی کوچک زاده یکی از نمایندگان حامی احمدی نژاد در مجلس، با توهین و برخورد فیزیکی این نماینده مواجه شد.
این موارد، تنها جدیدترین نمونه های برخورد مجلس هشتم و نمایندگان آن با خبرنگاران مطبوعات هستند؛ برخوردهایی که در طول چهار سال گذشته، هر از گاه به اشکال محتلف خبرساز شده اند.
منع ورود خبرنگارن به مجلس
در هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی، برخی از خبرنگاران پارلمانی رسانه های ایرانی از ورود به راهروها و صحن علنی مجلس منع شدند.
برخورد حذفی خبرنگاران روندی است که از مجلس هفتم و به دنبال اخراج خبرنگار پارلمانی ایلنا آغاز شد؛ اما در هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی به صورت شدیدتری ادامه پیدا کرد.
یکی از خبرساز ترین نمونه های این برخورد، پس از انتخابات جنجالی دهمین دوره ریاست جمهوری ایران انجام گرفت، که از ورود برخی از خبرنگاران پارلمانی در مراسم تحلیف ریاست جمهوری احمدی نژاد جلوگیری شد.
میلاد پیامی، مهدی حسنی، سجاد سالک و سمیه قشقایی، از جمله خبرنگارانی بودند که در همان روزهای نخست پس از اعتراضات به نتایج انتخابات، اجازه پوشش خبری مراسم روز تحلیف احمدی نژاد را در مجلس نیافتند.
اما ممنوع الورود شدن خبرنگاران به مجلس فقط به همین محدود نشد و بعدها احسان محرابی، اعظم ویسمه، نسرین وزیری و کیوان مهرگان هم از ورود به مجلس هشتم منع شدند.
این چهار خبرنگار پس از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ بازداشت شده و مدتی را در زندان سپری کردند.
شکایت از رسانه ها در دستگاه قضایی
مروری به روابط میان نمایندگان مجلس و اهالی رسانه نشان می دهد که در موارد متعددی، مدیران مسئول نشریات و خبرنگاران ایرانی به دلیل شکایت های رسمی نمایندگان مجلس، تحت تعقیب و پیگرد قضایی قرار گرفته اند.
مدتی پیش از خبرساز شدن شکایت احمد لطفی نماینده اراک از کاریکاتوریست نشریه نامه امیر، یکی دیگر از نمایندگان همین استان شکایتی را علیه نشریه ای دیگر تقدیم دستگاه قضاییه کرده بود که بازتاب چندانی در رسانه ها نیافت.
این بار، شاکی حسین اسلامی یکی از نمایندگان اراک بود که از دو هفته نامه “مدینه گفتگو” شکایت کرد و در نتیجه آن، این دو هفتهنامه در تیر ماه ۱۳۸۹ به دلیل آنچه “افترا به مقامات و نهادهای کشور” خوانده شده بود از ادامه انتشار باز ماند.
سید علی ادیانی راد نماینده جویبار ، سوادکوه و قائم شهر در مجلس هشتم یکی دیگر از نمایندگان است که در موارد مختلف نشریات و خبرنگاران محلی را به دادگاه کشیده است.
“مازندنومه” یک وب سایت محلی استان مازندران در چندین موارد از شکایت های این نماینده انتقاد کرده و نوشته علی ادیانی راد نماینده ای است که اگر کسی به او بگوید “بالای چشمت ابروست”، “یک راست” می رود دادگاه و شکایت می کند. یکی از شکایت های نماینده قائمشهر مربوط به دو کامنت مخاطبان این وب سایت بوده است.
مازند نومه در جای دیگر نوشته است: “هنوز مرکب شکایت نخست نماینده قائمشهر خشک نشده بود که این نماینده مجلس هشتم این بار بر سر اظهارات مدیر ارشد استان در نشست با خبرنگاران و بازتاب آن در مازندنومه برآشفت و دوباره تهدید به شکایت و حکایت کرد، شگفت آور و خنده دار است او به جای این که از گوینده اظهارات شاکی باشد از رسانه- که تنها به وظیفه خود عمل کرده- شاکی است.”
عبدالجبارکرمی، نماینده شهرستانهای سنندج، کامیاران و دیواندره یکی دیگر از نمایندگان مجلس هشتم است که مسئولان و خبرنگاران هفته نامه “ندای گروس” دراستان کردستان را با شکایت خود به دستگاه قضایی کشید.
در واکنشی جداگانه، روزنامه “بامداد” به دنبال انتشار مطالبی در مورد نمرات دوران تحصیل “علیرضا زاکانی” تخت پیگرد قضایی قرار گرفت و محمدرضا تقویفرد نویسنده ی این مطلب به اتهام نشر اکاذیب در دادسرا حضور یافت.
درگیری های فیزیکی و برخوردهای لفظی
درگیری های نمایندگان مجلس با خبرنگاران پارلمانی در برخی موارد به برخورد لفظی و فیزیکی هم منجر شده است.
مهدی کوچک زاده نماینده تهران از جمله کسانی است که چندین بار نام او در رسانه ها به عنوان نماینده ای که با خبرنگاران برخورد فیزیکی انجام داده، منتشر شده است.
به تازگی نیز سایت بازتاب گزارش داد که این نماینده با در ناهارخوری مجلس با سعید شمس خبرنگار هفته نامه آسمان برخوردی “زشت و زننده” داشت.
این سایت نزدیک به محافظه کاران از “گلاویز شدن” کوچک زاده با این روزنامه نگار خبر داد و نوشت: که وی “از وسط رستوران تا دم در، خبرنگار را با خشونت هول داده است”.
مهدی کوچک زاده یک بار پیش از این نیز در مجلس هفتم با ایرج جمشیدی خبرنگار پارلمانی شرق برخورد فیزیکی کرد و همان زمان قدرت الله علی خانی نماینده جناح اقلیت طی تذکری در صحن علنی مجلس گفت که کوچک زاده خبرنگاران را “زنازاده” خوانده است.
گسترش برخورد به رسانه های محافظه کار
در روزهای آغاز به کار مجلس هشتم معمولا خبرنگاران رسانه های اصلاح طلب یا مستقل با محدودیت های ایجاد شده از سوی مجلس شورای اسلامی مواجه می شدند، اما رفته رفته دامنه این محدودیت ها به رسانه های محافظه کار هم کشیده شد.
در همین راستا سایت “فردانیوز” یکی از سایت های اصولگرا، آبان ماه گذشته به مجلس هشتم اعتراض کرد که همانند دولت با خبرنگاران “برخوردهای غیر قانونی” می کند.
این سایت اصولگرا محدودیت هایی که مجلس برای خبرنگاران ایجاد کرده است را به “چماق بالای سر خبرنگاران پارلمانی” تعبیر کرد.
در حقیقت، شکایت های قضایی نمایندگان مجلس، سایت های محافظه کار را هم بی نصیب نگذاشته است.
الیاس نادران یکی از نمایندگان محافظه کار تهران، در یک مورد از هفت وب سایت خبری به دستگاه قضایی شکایت کرده است.
سایت های خبر آنلاین، آینده نیوز، بولتن نیوز و چند وب سایت نزدیک به دولت برخی از این سایت ها هستند که این نماینده محافظه کار تهران به دلیل به دلیل “نشر اکاذیب” از آنها به دستگاه قضایی شکایت کرده است.
حتی روزنامه دولتی ایران هم از تهدید به شکایت نمایندگان در امان نبوده است. تا آنجا که در اسفند ماه سال ۹۰ روزنامه کیهان از احتمال شکایت ۱۷۰ نماینده مجلس علیه روزنامه دولتی ایران خبر داده است.
همچنین، محمدرضا باهنر، نایب رئیس مجلس، در اردیبشهت ماه سال ۱۳۹۱ از شکایت مجلس علیه روزنامه دولت خبر داده و گفته است که این شکایت رسما به دستگاه قضایی کشور تحویل داده می شود.
مصاحبه ام با صفحه دوی بی بی سی در همین زمینه
نامه ۱۲۱ روزنامه نگار به روسای قوای قضائیه و مقننه: ما خواستار اجرای قانون و حرمت قلم ایم
نماینده مجلس شکایت از کاریکاتوریست را پس گرفت؛تامل در کار صنفی کاریکاتوریست ها
کاریکاتور: فیروزه مظفری
موجی که فراخوان مانا نیستانی به تنهایی برای همبستگی صنفی کاریکاتوریست ها ایجاد کرد و اینک عقب نشینی نماینده اراک و گذشت کردن از شکایت و شلاق چند نکته برای ما دارد.
شاید روزی که مانا نیستانی با فراخوانی از همکاران اش دعوت کرد تا در عین احترام و بدونِ افتادن در دام های سیاسی بیایند و چهره ی یک نماینده مجلس را در دفاع از کاریکاتوریست محکوم شده به شلاق بکشند خودش هم تصور این همه همبستکی و همراهی و همدلی های داخلی و جهانی را نداشت.
این ایده هم آگاهی رسانی اش را انجام داد و هم وقتی موج همبستگی کاریکاتوریست ها به روزنامه ی گاردین رسید، اول سایت بازتاب مطلب بلندی نوشت و بعد از آن هم موج همدلی های داخل و خارج گسترده تر شد. حتی فارس هم خبر اعتراض به این حکم را منتشر کرد. همه و همه تحت تاثیر کمپینی که با یک خلاقیت فردی ایجاد شد، یکصدا به حکم اعتراض کردند تا سرانجام همه دانستند که شلاق برای یک کاریکاتوریست آبروی کشور را بر باد می دهد و باید تجدید نظر کرد.
یعنی هم مخاطب عام و هم مخاطب خاص، پیام یک کنش فردی که منجر به کنش جمعی و صنفی شده بود را دریافت کردند.
در کشوری که فشارها ممکن است دامن هر صنفی را در بزنگاه های مختلف بگیرد، باید یادمان باشد که این دردهای مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود.
کاریکاتور های زیادی از آفای نماینده کشیده شد که می توانید اینجا ببینید
همراهی صنفی؛ کاریکاتوریست های بین المللی هم همراه شده اند
بخشی از مصاحبه ام با نماینده ی مجلس ایران در مورد شلاق یک کاریکاتوریست در این مقاله ی روزنامه گاردین نقل قول شده است. همچنین یک کاریکاتوریست معروف انگلیسی نیز در همراهی با کاریکاتوریست اراکی از احمد لطفی نماینده اراک کشیده است که او را به شکل یک بچه ای نشان می دهد که با دیدن کاریکاتور خود در روزنامه محلی استان مرکزی شروع می کند به گریه کردن. امید که این همراهی های صنفی و این فشارهای رسانه ای منجر به لغو حکم شلاق کاریکاتوریست ایرانی شود. روزنامه گاردین همچنین کاریکاتورهای برخی از ایرانیانی که در همبستگی صنفی خود چهره نماینده اراک را کشیده بودند باز نشر کرده است….
درخواست برای همبستگی روزنامه نگاران ایرانی علیه نمایندگان فحاش
این مصاحبه ی من است با رادیو فرانسه در مورد خشونت های کلامی و رفتاری در مجلسی که قرار بود نمایندگانش وکیل ملت باشند اما شده اند شاکیان ملت. در چنین مجلسی هست که کوچک زاده با زبانش شلاق می زند و یک خبرنگار را از مجلس هول می دهد و مثل همیشه فحاشی می کند ….تا همبستگیِ صنفی ایجاد نشود کوچک زاده ها با همان ادبیات خارج از ادب شان کماکان احساس بزرگی می کنند….
فحاشی یک نماینده مجلس در واکنش به درخواست مصاحبه از طرف یک خبرنگار، دوباره موضوع برخورد مقامات جمهوری اسلامی با روزنامه نگاران را پیش کشیده است؛ مسیح علی نژاد با اشاره به سابقه چنین برخوردهایی از سوی نمایندگان مجلس، خواهان همبستگی صنفی روزنامه نگاران در این زمینه شده است.
سایت های خبری در ایران گزارش داده اند که دیروز مهدی کوچک زاده، نماینده مجلس هشتم و عضو جبهه پایداری با پرخاشگری درخواست مصاحبه از طرف خبرنگار هفته نامه آسمان را رد می کند و حرف های رکیکی را علیه محمد قوچانی سردبیر این نشریه به کار برده است.
همچنین طی روزهای اخیر، محمود شکرایه کاریکاتوریست یک نشریه در استان مرکزی به اتهام کشیدن کاریکاتور نماینده اراک، به تحمل ۲۵ ضربه شلاق محکوم شده است.
مسیح علی نژاد، روزنامه نگار ایرانی مقیم بریتانیا، در گفت وگو با بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه، به سابقه این نوع برخورد نمایندگان مجلس با روزنامه نگاران می پردازد.
علی نژاد که سال ها در ایران خبرنگار حوزه مجلس بوده، با ذکر نمونه هایی تأکید می کند بسیاری از نمایندگان به خصوص نمایندگان شهرستان های ایران با خبرنگاران حوزه های انتخابیه خودشان با تندی برخورد می کنند و جای «ضابطین قوه قضاییه» را اشغال کرده اند.
این روزنامه نگار، با اشاره به اقدام کاریکاتوریست های ایرانی در حمایت از محمود شکرایه، تنها گزینه پیش روی همکارانش را در زمینه فحاشی نمایندگان مجلس به خبرنگار هفته نامه آسمان، «همبستگی صنفی» عنوان می کند و می گوید این همبستگی حداقل هزینه چنین برخوردهایی را بالا می برد.
پرخاشگری مهدی کوچک زاده در یک گفتگوی تلفنی: مواظب باش آنجا بدتر از کشتن به سرت نیاید
فایل صوتی این گفتگوی تلفنی را برای همراهی و همدلی با خبرنگار هفته نامه آسمان که مورد بی احترامی از سوی کوچک زاده قرار گرفته است منتشر می کنم. در غیر این صورت گفته های آقای کوچک زاده در این تماس تلفنی هیچ ارزش دیگری ندارد. تنها برای این منتشر می کنم که ببینید وقتی کوچک زاده با خبرنگاری که فرسنگ ها دور از اوست با این لحن تحقیرآمیز، تهدید آمیز و تمسخر آمیز صحبت می کند تردید نکنید با خبرنگارانی که به او نزدیک تر هستند به راحتی برخورد فیزیکی هم می کند و خیلی ها شاهد بوده اند….
مهدی کوچک زاده نماینده تهران و عضو جبهه پایدراری، درگیری خود با خبرنگار هفته نامه آسمان را تکذیب نکرد و در عین حال می گوید: من دلسوز خبرنگاران هستم .
در پی تماس تلفنی مسیح علی نژاد روزنامه نگار با مهدی کوچک زاده، او یک بار دیگر با همان ادبیات همیشگی و تهدید آمیز خود سخنانی را بر زبان جاری ساخت که برای بسیاری از روزنامه نگاران منتقد ایرانی این لحن آشنا است.
این درحالی است که بخش هایی از مقامات مسوول در داخل ایران با برخوردی بسیار محترمانه از انجام مصاحبه عذرخواهی می کنند.
این بار از ایران گزارش هایی منتشر شده است که حکایت می کند یک بار دیگر مهدی کوچک زاده، نماینده مجلس هشتم با پرخاشگری و برخورد غیر متعارف درخواست مصاحبه از طرف خبرنگار هفته نامه آسمان را رد کرده و حرف های رکیکی را علیه محمد قوچانی سردبیر این نشریه به کار برده است.
کوچک زاده وقتی با دعوت خبرنگار به سکوت و عدم فحاشی مواجه می شود با عصبانیت بیشتر جواب می دهد که به تو ربطی ندارد و خبرنگار را تهدید می کند که از مجلس بیرونش خواهد کرد.
خبرنگار آسمان هم می گوید: اگر شما “بیرون بنداز” بودید، سعید مرتضوی را از دولت بیرون می انداختید.
در همین راستا فایل صوتی گفتگویی نلفنی که پیشتر به همین دلیل مشابه و برای درخواست یک مصاحبه صورت گرفته است را نیز منتشر می کنم که در آن این نماینده از همان آغاز گفتگوی تلفنی در پاسخ به سوالِ «حال شما خوب است»، دقیقا همان عبارت «به شما ربطی ندارد» را به کار می برد.
کوچک زاده همانند سعید مرتضوی به خبرنگاری که از خارج ایران برای گفتگوی تلفنی با او تماس گرفته است می گوید: اگر شما می خواهید مصاحبه کنید باید برگردید ایران و توبه کنید.
بر اساس گزارش هایی که پیش از این از درگیری های کوچک زاده منتشر شده است، او معمولا زمانی که خبرنگار به نزدیکش باشد، به درگیری و برخورد فیزیکی هم تن می دهد.
پیش از این یک بار با ایرج جمشیدی خبرنگار شرق برخورد فیزیکی کرد، چانه ی او را گرفت و قصد داشت او را از راهروهای مجلس بیرون بیاندازد. در جریان همان درگیری با خبرنگار شرق کوچک زاده خبرنگاران منتقد را «زنازاده » توصیف کرده بود.
کوچک زاده در همین گفتگو بارها و بارها با همان لحن خاص خود سعی می کند با یادآوری «زندگی در غربت» و یا اینکه «برگردید پیش مادر خوتان در روستا» و عباراتی از این دست مسیر گفتگو را تغییر دهد.
کوچک زاده چندین بار از مصاحبه شونده به عنوان «دشمن» یاد می کند، و در پایان گفتگو هم خطاب به خبرنگار می گوید شما آنجا مراقب باشید بدتر از کشتن بلایی سر شما نیاید.
هبستگی صنفی؛ کاریکاتوریست ها کاریکاتور نماینده مجلس را تکثیر کردند
فراخوان کشیدن کاریکاتور از نماینده ی مجلس یعنی تکثیرِ همان کاریکاتوریستی که به شلاق محکوم شد: آقای نماینده کاریکاتور توهین و تهمت نیست.
ایده ی مانا نیستانی چه ایده ی نابی هست که از همه ی همکارانش خواسته است تا برای همراهی با کاریکاتوریستی که به شلاق محکوم شده آنها هم بدون هو و جنجال و افتادن به دام بازیهای سیاسی کاریکاتور آقای نماینده را بکشند، کاریکاتورهایی را که در پاسخ به این فراخوان، چهره ی نماینده اراک را به تصویر کشیده اند، در زیر می آید:
کاریکاتور اصلی:
کاریکاتور از مانا نیستانی:
کاریکاتور از توکا نیستانی: این طرح جهت همدردی با همکار کاریکاتوریستم محمود شکرایی کشیده شده و نماینده اراک حق پز دادن با آن را ندارد…
کاریکاتور از جنال رحمتی : اگر کشیدن کاریکاتور شما با بیست و پنج ضربه شلاق جواب می دهد، بفرمایید من را هم شلاق بزنید
پیام برومند: آقای نماینده این فقط یک کاریکاتور است
وحید نیک گو:
شهاب الدین علوی: انتقادپذیری
کاریکاتور از سهیل شاکری
شلاق برای یک کاریکاتوریست در گفتگو با نماینده مجلس؛ شاید تهمتی زده باشد چه می دانیم
یک کاریکاتوریست ایرانی به جرم کشیدن کاریکاتوری ازاحمد لطفی آشتیانی، نماینده اراک در مجلس اسلامی ایران، به تحمل ۲۵ ضربه شلاق محکوم شد.
این خبر را خبرگزاری ایلنا منتشر کرده است.
اعضای هیئت منصفه مطبوعات استان مرکزی هفته نامه ایی (نامه امیر) که کاریکاتور نماینده مجلس در آن منتشر شده بود را مجرم شناختند .
رئیس دادگاه مطبوعات استان مرکزی، هم در دادگاهی جداگانه آقای محمود شکرایه را به خاطر ترسیم کایکاتور به تحمل ۲۵ ضربه شلاق محکوم کرد.
در مورد صحت و سقم این خبر و اینکه آیا می شود یک کاریکاتوریست به جرم کشیدن کاریکاتور یک نماینده مجلس به شلاق محکوم شود، ابتدا با دو تن تن از نمایندگان همین استان تماس گرفته ام که آنها حاضر به گفتگو نشدند.
اسماعیل کوثری یکی از نمایندگان عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با اشاره به اینکه مشخصا اطلاعی در مورد این کاریکاتور ندارد در گفتگویی جداگانه اما تاکید می کند: بعید می دانم فقط به خاطر طرح کاریکاتور باشد اما اگر کاریکاتوری تهمتی به یک نماینده مجلس و یا خانواده اش باشد یا نماینده ای را تمسخر کند ممکن است قاضی دادگاه احکام اینچنینی هم برایشان صادر کند.
آقای کوثری در گفتگوی تلفنی خود با مسیح علی نژاد می گوید: من در جریان این کاریکاتور نیستم اما یک موقعی ممکن است تهمتی به کسی می زنند و مسائلی را برای خود نماینده یا خانواده اش به وجود می آورند که حکمش اینچنین است که صادر می کنند.
این نماینده ی مجلس شورای اسلامی در پاسخ به اینکه آیا کسی می تواند کاریکاتور چهره شما را بکشد می گوید: اگر یک کاریکاتور عادی باشد ایرادی ندارد اما اگر به شکلی بخواهند مسخره بکنند و شکایتی شده باشد، در آن صورت باید رسیدگی (قضایی) شود.
وی در مواجهه با اینکه آیا صدور حکم شلاق برای یک کاریکاتور حکم سنگینی نیست، می گوید به هر حال هر جایی یک حکمی دارد، یک جا شلاق است، یک جا زندان است و یک جا جریمه، بستگی دارد.
آقای کوثری در پاسخ به این پرسش که معمولا در هیچ جای دنیا برای ترسیم یک کاریکاتور حکم شلاق صادر نمی شود می گوید: ما اگر بخواهیم به دنیا نگاه کنیم باید مثل آمریکا صهیونیست ها می شدیم، ما به قرآن و احکام شرعی خودمان نگاه می کنیم.
وی ادامه می دهد: بلاخره چیزی که هست وقتی حکمی صادر شود خود قاضی می داند بر چه اساسی حکم صادر کند.
وی در پاسخ به اینکه برای کاریکاتور نباید حکم شلاق در نظر گرفت، می گوید این نظر شماست و نظر شما برای خود شما محترم است و برای ما محترم نیست. نظر شما می گوید شلاق نباشد ما می گوییم هرچه شرع گفته باید اقدام شود.
وی در پاسخ به اینکه آیا در شرع آمده است که برای ترسیم کاریکاتور باید شلاق صادر شود تصریح می کند: شاید تهمتی صورت گرفته باشد، شاید به شکلی باشد که مسخره کرده باشد، چه می دانیم.
وی در پایان تاکید می کند: بعید می دانم برای تنها برای یک کاریکاتور، چنین حکمی صادر شده باشد، یک موقع تهمتی صورت می گیرد که تهمت حکم خودش را دارد.
برای همسایگان افغان؛ ما هر دو در خانه «بیگانه» ایم
دستم به نوشتن نرفت وقتی کلمه به کلمه خواندمشان؛ همسایگان ام را می گویم، همسایگان افغان که به روزگار عسرت و جنگ به خانه ی ما پناه آوردند. میدانستم که غربت و تنگدستی چه افشرهی ناگواری است اما حکایت جزییات رنج، سنگینی آن را بیش میکند.
دوست داشتم خاطرات هر همسایه ی پناه برده به این خانه را که ورق میزنی جز حدیث میهمان نوازی و همدلی و مهربانی نشوی. آخر همیشه فکر می کردم درست است که گاهی دل شوره ها، دلهره ها و دل آزردگی ها در زندگیِ آدم هایی که خودشان درگیر انقلاب و اعدام و زندان و جنگ و زخم و اسارت هستند، بیشتر از دلآرامی ها عرض اندام می کنند اما باورش برایم سخت است که ایران و ایرانی «تمام» اش بدی باشند برای میهمانان اش.
برای همین، دو سال پیش وقتی داریوش کریمی مجری توانمند برنامه ی پرگار تماس گرفت و گفت موضوع بحثِ برنامه شان در بی بی سی، بررسیِ برخوردِ نژاد پرستانه ی ایرانیان است در مواجهه با افغان ها، رفتم تا از آن دسته از ایرانیانی که در کنار زخم های خودشان، زخم های همسایه را آوار ندیده بودند حرف بزنم. دو سال پیش وقتی در آن برنامه نشستم تا بگویم همه ی ایرانیان «نژاد پرست» نیستند، هرگز فکر نمی کردم این برنامه درست در روزهایی دوباره «باز پخش» شود که مسئولان دولت ایران در یک اقدامِ «نژادپرستانه» اعلام کردند «افغان ها اجازه ی ورود به پارک اصفهان و یا یکی از شهرهای مازندران را ندارند. »
حکایت دفاع از کشورم و آن بخش از مردمی که هیچ گاه رسانه ی آزادی در داخل همان کشور ندارند همیشه سخت است، شبیه راه رفتن روی میدان مین است، مثل تیغ دولبه می ماند. می روی از کشورت و مردمانی که می شناسی شان و می دانی فرسنگ ها میان فرهنگِ آنها با حکومت فاصله است؛ آنها با آن بخش از مردمانی که کم کم شبیه به حکومت شان شده اند هم فرق دارند، می روی از آنها دفاع می کنی اما ناگهان شرمنده می شوی. چون هر آن ممکن است رییس دولت کشورت، نماینده ی مجلس کشورت و یا مردمی که در ضمیر ناخودآگاهِ خویش شبیه به همین حکومت شده اند، کاری بکنند، حرفی بزنند، که درست در تضاد با آن دفاع همدلانه ای باشد که تو به زعمِ خویش از ایران و ایرانی کرده ای.
برنامه ی بی بی سی وقتی پخش شد، آوار ایمیل ها و پیام های بی سلام بود که شکوه می کردند از چه دفاع کردی؟ چرا منکر نژاد پرستیِ ایرانیان شدی؟ چرا زخم های همسایگان را در کشور ندیدی؟ جالب اینجاست که من حتی یک ایمیل ساده هم از یک افعان نداشتم که به برنامه و دفاعم از ایرانیان شکوه کند و این برایم عجیب بود. بسیار عجیب. در حالی که بارها به خاطر مصاحبه ها و یا مقاله هایم پیام ساده ی یک همسایه ی افغان برایم به دنیایی می ارزید که آنها هم ما را می خوانند و برای فرستادن یک پیام ساده هم احساس مسولیت می کنند اما اینبار خبری نبود، نه نقدی و نه گلایه ای. شکوه هایی که شنیدم بیشتر از خود ایرانیان بود و آنها اتفاقا دو سوی خوب و بد خانه ی ما را یکجا دیده اند.
این روزها نیز برق شادی در چشمانم نشست وقتی کلمات آرامِ همسایگانم را خواندم که حتی رنج را با چاشنی مهربانی بازگو میکردند و شکر و شکایت را به هم میآمیختند.
رضا محمدی، شاعر افغان، از مشهدِ کودکیهایش مینویسد: « ایرانی های محله با ما قوم و خویش تر بودند تا مردم خوشپوش و خوشخوراک بالای شهر که جز به تحقیر به هر دوی ما نمی دیدند.» من کلمات این شاعر را زیستهام، چرا که سر سفرهای بزرگ شدهام که ایرانی و افغان بهیکسان از آن، لقمههای ساده خود را برمیداشتند. در خانه ای بزرگ شده بودم که ما و همسایگان مان به یک شکل لباس می پوشیدیم و دست های پدران افغانی درست شبیه دست های پدر خودم. هر دوی ما با آن لباس های گل گلی و لهجه های مشخصِ غیر شهری مان اگر به بالای شهر می رفتیم به یک اندازه تحقیر می شدیم اما در محله های پایین شهر یا در روستا با خودمان عین خودمان بودیم.
میفهمم ترا وقتی مینویسی: « هر روز ما از همین نقطه دور شهر، با شماری از بچه های ایرانی… می رفتیم دقیقا به آن طرف شهر، خیابانی بود پر از درختان سر به فلک کشیده و در آن دفتر روزنامه توس بود و ما جلسه شعر می رفتیم و باز هیچ کسی مرا غریبه نمی دید». من هم در دفتر روزنامههایی کار میکردم که آرمان قلمش حقوق بشر بود و غریبه ندیدن انسان و حالا همان همکاران روزنامه نگارم به خاطر همان آرمان ها یا گوشه ی زندان نشسته اند، یا به قید وثیقه آزاد اند و یا همسان با همسایگان، وادار به ترکِ ایران شده اند. آنها ایرانی اند اما در خود ایران غریبه اند.
دوست افغان من! از آن روز نحسی نوشتهای که امام جمعهی مشهد گفت «همه افغانیهای اینجا حرامیاند چون ازدواجشان ثبت نشده» و «از همان روز بگیر و ببند شروع شد» و امام جمعه و فرماندهی پلیسی بهنام کریم غول «آنقدر دوستان [شما را] گرفتند که حد ندارد [و] ایرانیهای محل [به شما] بدبین شدند». داستان مرا میگویی انگار. سرکردهی همان امام جمعه بود آنکه ما را قلمبهدست مزدور خواند و حرامی. و گزمه و قاضی را همراه کرد و از همان روز، توقیف فلهای و بگیر و ببند شروع شد. امامجمعه بود آنکس که پدرم را به من بدبین کرد و مرا از خانه آواره. اما من از روزی میترسم که گمان کنم همهی مردمی که پای سخنان آن امام جمعهها می نشینند مثل همان امام جمعه اند.
نوروز بود که یک کریم غول دیگر در اصفهان پیدا شد و گفت «به منظور رفاه شهروندان، نیروهای این کمیته با همکاری پلیس امنیت و اداره اماکن در روز ۱۳ فروردین از ورود افاغنه به پارک کوهستانی صفه جلوگیری میکنند». و حالا شاعر افغان درباره ی شهردار شهر شهادت میدهد «ملک مدنی، یکی از فرهنگسرا های تهران را برای افغانها اختصاص داده بود که داشتههای فرهنگیشان را شریک کنند و چقدر جهان ما به این جنس شهر دارها نیازمند است». من در دوران خبرنگاری ام حتی یک بار از ملک مدنی به خوبی ننوشته ام، مدام جز نقدش نگفتم اما همسایه ام به من یاد می دهد همهی مسئولان هم از یک سنخ نیستند تا چه رسد به «تمام» ایرانیان.
حالا استانداری مازندران بخشنامه صادر کرده است برای سلب حق اقامت و تردد اتباع افغانستان. من شرمگینم، اما دوست افغان من! تو دلگیر مشو! بگذار هر کسی بر طینت خود بتند. بیماران یک کشور اگر تو را به چشم «اتباع بیگانه» میبینند، در عوض داریوش مهرجویی، لیلا حاتمی، نیکی کریمی، علی مصفا و جماعتی دیگر از هنرمندان سینمای ایران برای ابراز یگانگی با افغانها رهسپار مازندران میشوند. افسوس، مرا نیز به مازندران جایی که در آن در کنار همخانه های افغان بزرگ شده ام راه نمیدهند، ورنه همانگونه که با اشتیاق به دیدار مادر دوریکشیدهام می رفتم، درِِ خانهی یکیک افغانهای همیسایه را میزدم و تا بغضشان را فرو نمینشاندم از آستانشان نمیرفتم.
دلم میخواست حالا که همخانهی افغانم نیز از مازندران رانده میشود و لابد آنقدر دلشکسته است که جاده را بهسوی مشرق میگیرد و بدون رغبتِ ماندن در خراسان به افغانستان باز میگردد، منِ از ایران رانده شده نیز به افغانستان بروم و جایی نزدیکِ همان مرزِ نامهربان به استقبال تنهاییاش و به استقبالِ تنهایی مان بایستیم و بگوییم « ما ملتی یگانه که چون دانههای تسبیحی از هم گسیخته ایم، حتما روزی دوباره نخمان را پیدا می کنیم». ما که به یک اندازه در خانه ی خویش غریب افتاده ایم بی شک بد بودیم اما تمام و سراسر بدی نیستیم.
پینوشت:
همهی نقل قولها از یادداشت رضا محمدی، شاعر افغان است.
منبع : میهنمطلب در روزنامه هشت صبح افغانستان هم منتشر شده است.
سندها در طبقه چهارم مجلس و سرها زیر خروارها خاک
«خیلی» محترمانه گفت در طبقه ی چهارم ساختمان مجلس شورای اسلامی هستم، بیایید حضوری سندها را در اختیارتان قرار دهم….
احمدی بی غش نماینده مجلس هشتم را می گویم. در مصاحبه تلفنی اش گفت که من سند دارم فتنه گران در کهریزک خودشان به همدیگر رحم نمی کردند و دستور داشتند که بکشند و بیاندازند گردن جمهوری اسلامی…سندها در طبقه ی چهارم ساختمان مجلس، پیش آقای نماینده است و سرها زیر خروارها خاک توی بهشت زهرا… و سندها و سرها و یک تاریخ پر از دروغ و دروغ.
این لیست زیر اسامی کسانی است که در پرونده ی کهریزک نام شان را شنیده ایم. برای خیلی ها آمار است برای خانواده ها آوار….
محسن روح الامینی
محمد کامرانی
امیر جوادی فر
رامین آقازاده ی قهرمانی
رامین پوراندرزجانی پزشکی که بیماران کهریزک را معالجه می کرد
دوم:
امروز روز جهانی مطبوعات است. لیست زیر اسامی روزنامه نگاران و فعالان رسانه ای است که در زندان هستند. اگر نامی از قلم افتاده باید اضافه کرد: برای خیلی ها آمار است برای خانواده ها آوار….
عیسی سحرخیز
احمد زید آبادی
علیرضا رجایی
کیوان صمیمی
بهمن احمدی امویی
مسعود باستانی
نازنین خسروانی
مزدک علی نظری
مهدی محمودیان
محمد صادق کبودوند
سیامک قادری
فرشاد قربان پور
حشمت الله طبرزدی
علی ملیحی
رضا انصاری راد
ابوالفضل عابدینی
مهران فرجی
وبلاگ نویسان:
حسین درخشان
حسین رونقی ملکی
اینجا مجلس ایران است، بشنوید؛ در کهریزک فتنه گران یا خودشان همدیگر را کشتند، یا مریضی داشتند
می گفت در طبقه ی چهارم مجلس شورای اسلامی هستم، بیایید حضوری سندها را در اختیارتان قرار دهم.
این مصاحبه ام با یک نماینده ی مجلس ایران است. گوش کنید، کمی نیاز به صبوری دارد، چون ایشان خیلی آسان حتی گزارش های خود سازمان قضایی نیروهای مسلح را هم انکار می کند و مدعی است: کسانی در کهریزک به علت بیماری کشته شده اند و یا اتفاقی برای شان افتاده که حالاخانواده شان مسولیت را انداخته اند گردن جمهوری اسلامی.
رونوشتِ مصاحبه تقدیم به پدر محسن روح الامینی شاید او که صاحب نفوذ است بلاخره ما و محسن ها را هم باور کند و دیر یا زود بگوید، برای بسیاری از مسولان اول دفاع از نظام مهم است و بعد دفاع از جان انسان.
گفتگو با یک نماینده مجلس؛ نظام با منتظری و بنی صدرهم برخود کرد، سندی علیه مرتضوی وجود ندارد
پس از گذشت نزدیک به سه سال از ماجرای کشته شدن چند تن از بازداشت شدگان کهریزک که مقامات ارشد جمهوری اسلامی از آن به عنوان « جنایت در کهریزک» یاد کرده اند، یک نماینده ی مجلس ایران در گفتگو با مسیح علی نژاد مدعی شد: این گزینه .جود دارد که متهم شهدن سعید مرتضوی در پرونده ی کهریزک نتیجه لابی های خانواده ی یکی از کشته شدگان کهریزک است که صاحب نفوذ بوده و حالا دارد علیه مرتضوی «داستان سازی» می کند.
از میان خانواده ی کشته شدگان کهریزک تنها خانواده ای که با مقامات ارشد کشور از جمله رهبری جمهوری اسلامی ارتباط نزدیک داشته و به عبارتی «صاحب نفوذ» است، آقای عبدالحسین روح الامینی، مشاور انتخاباتی محسن رضایی و دبیرکل حزب عدالت و توسعه است که او نیز به همراه پدر محمد کامرانی و خانواده ی امیر جوادی فر دو تن دیگر از کشته شدگان فاجعه کهریزک، پیگیر پرونده قضایی قتل فرزندان خود شد.
سازمان قضایی نیروهای مسلح به دنبال شکایت این خانواده ها و بررسی مجلس طی اطلاعیه ای اعلام کرده بود: «بر پایه مدارک و شواهد موجود و نظریات پزشکی قانونی، دادسرای نظامی تهران، جان باختن مرحوم محسن روحالامینی، مرحوم امیر جوادی فر و مرحوم محمد کامرانی را به استناد بند «ب» ماده ٢٠۶ «قانون مجازات اسلامی» از مصادیق قتل عمد تشخیص داده و در همین ارتباط از دادگاه نظامی برای سه نفر از متهمان شاغل در بازداشتگاه کهریزک به اتهام مشارکت در ایراد ضرب و جرح منجر به قتل عمد سه نفر، درخواست مجازات کرده است.»
محمود احمدی بی غش عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس معتقد است تا زمانی که قوه قضاییه حکمی در مورد سعید مرتضوی صادر نکند، وی مجرم نیست و مانعی وجود ندارد که ایشان در یک پست اجرایی منصوب شود.
این نماینده که به رفتار همکاران خود در مجلس مبنی بر فشار به مرتضوی برای استعفا منتقد است در این گفتگوی تلفنی می گوید: کسانی در کهریزک به علت بیماری کشته شده اند و یا اتفاقی برای شان افتاده که حالا خانواده شان مسولیت را انداخته اند گردن جمهوری اسلامی.
وی از سوی دیگر می گوید: در خود کهریزک هم کسانی از انگلیس و آمریکا دستور داشتند که فتنه گران را بکشند تا بیاندازند گردن جمهوری اسلامی.
این نماینده محافظه کار مجلس در مورد ماجرای قول مرتضوی به نمایندگان مبنی بر استعفا و کناره گیری از سازمان تامین اجتماعی نیز می گوید: اولا نمایندگان مجلس طرف بحث و صحبت با مرتضوی نبودند. یکی دو نماینده مدعی شدند که ما رفتیم با مرتضوی صحبت کردند. نمایندگان مجلس هم گفتند، کی به شما دو نفر گفته چه کسی گفته است که بروید با مرتضوی صحبت کنید، لذا گفتگوی شما با مرتضوی برای ما سندیت ندارد. می خواهم به شما بگویم که باید آن دو نفر را از نمیاندگان مجلس جدا کرد.
وی در پاسخ به این سوال خبرنگار ایرانی مقیم انگلستان که آیا آقای مرتضوی علی رغم متهم شدن به معاونت در قتل آن هم در گزارش مجلس و سپس سلب مسولیت قضایی آیا می تواند در یک پست دولتی منصوب شود، می گوید: اینکه به کسی بگویند شما چون متهم هستید پس نمی توانید زندگی کنید نه در قانون ما جای دارد و نه با قانون کشوری که شما در آن زندگی می کنید سازگاری دارد.
وی در مواجهه با این مثال خبرنگار که رییس جمهور آلمان پس از بحث اختلاس مالی که مطرح شده بود، از سمت خود استعفا داد، می گوید: ما که از آلمان الگو نمی گیریم. بنده می گویم علیه قاضی مرتضوی یک حکم قطعی وجود ندارد که بگویند جرم ایشان قتل یا معاونت در قتل باشد .
از این نمیانده مجلس پرسش می شود که علیه سعید مرتضوی در سه دوره مجلس همین نظام جمهوری اسلامی ، پرونده هایی وجود دارد که سه مجلس ایران مرتضوی را در پرونده قتل زهرا کاظمی، پرونده قتل کشته شدگان کهریزک و پرونده فروش سوالات کنکور به عنوان متهم ردیف اول معرفی کرده اند آیا اینکه یک نفر در سه مجلس متهم معرفی می شود کفایت نمی کند که در انتصاب او تردید ایجاد شود؟
وی پاسخ می دهد: مجلس که نمی تواند کسی را محکوم کند، مجلس می تواند گزارشی را تهیه کند و به قوه قضاییه ارجاع دهد. گر در مجلس ششم، هفتم هشتم یا هر مجلسی، بگویند ایشان زده توی سر کسی و یا فحش داده است، این فقط یک گزارش است.
وی در مورد اینکه آیا این گزارش های مجلس سندیتی برای اجرا پیدا نمی کند، تاکید می کند: نه، این گزارش ها فقط به مرجع قضایی می رود و آن مرجع می تواند بگوید این گزارش شما به دلایلی وارد نیست.
از این نماینده مجلس پرسش شد که آیا برای سعید مرتضوی به این دلیل حکم قضایی صادر نمی شود که سیستم امنیتی و قضایی که ایشان در صدر آن بوده است زیر سوال نرود، می گوید: نه من به شما چند «کد» می دهم که در کشور ما دور هیچ کسی لایجه حفاظتی وجود ندارد.
وی به مواردی نظیر ماجرای عزل ابولحسن بنی صدر در مجلس و برخورد جمهوری اسلامی با دو مرجع تقلید ( آیت الله منتظری و سید کاظم شریعتمداری) اشاره می کند و می گوید: نظام جمهوری اسلامی با کسی رودربایستی ندارد اگر کسی خطایی بکند که با امنیت ملی ما در تضاد باشد حتما با آنها برخورد می شود.
وی در مواجهه با اینکه هر گاه این مسولان در مقابل نظام ایستاده باشند، بله نظام با آنها برخورد کرد اما ایا زمانی که کسانی مثل مرتضوی مقابل مردم ایستاده باشند و شاکی حقیقی از میان مردم معمولی کشور هم دارند، آیا نظام با آنها برخوردمی کند، می گوید اتفاقا کسانی مثل بنی صدر و منتظری و شریعتمداری هم مقابل مردم ایستاده بودند در حالی که در مورد آقای سعید مرتضوی هیچ سندی وجود ندارد که ایشان علیه مردم ایستاده باشد.
وی در پاسخ به این سوال که اما علیه مرتضوی شکایت افراد حقیقی وجود دارد و آنها سندهایی هم ارایه داده اند، می گوید: چون سعید مرتضوی پس از انتخابات ۸۸ حکم هایی را صادر کردند، این حکم ها به مذاق برخی از آقایان سازگاری نداشته آقایان صاحب نفوذ بودند، اعمال نفوذ کردند همان پدر برخی از کشته شدگان و وابستگان آنها.
وی در پاسخ به این سوال که آیا منظور شما پدر محسن روح الامینی است، می گوید: شما خودتان می دانید، از کجا می دانید که آقای مرتضوی با کسانی که بر علیه امنیت ملی ما قیام کردند، برخورد قانونی کردند، به مذاق خانواده اش خوش نیامده، حالا صاحب نفوذ بوده و دارد این داستان ها را می سازد؟ من می گویم این هم یک گزینه است که باید بررسی شود.
وی در پاسخ به این سوال که چه کسی توانسته در کهریزک وارد شود و دستگیرشدگان را بکشد می گوید: کسی در کهریزک عمدی کشته نشد، حالا آن آقایی که در کهریزک کشته شده، مریضی داشته، برایش اتفاقی افتاده انداختند گردن جمهوری اسلامی بحث اش جدا است.
وی در مواجهه با اینکه ولی خانواده ها مدراکی را ارائه کرده اند که نشان می دهد آقای مرتضوی بیمارستان ها را وادار کرده تا نامه بدهند که محمد کامرانی و محسن روح الامینی در کهریزک بر اساس بیماری مننژیت کشته شده اند، می گوید: من این را قبول ندارم، توسط کسانی که از آمریکا و انگلیس خط می گرفتند کشته شدند، چون خود فتنه گران هم در کهریزک به همدیگر رحم نکردند، برای اینکه اتهامی را متوجه جمهوری اسلامی کنند.
وی با این طرح این ادعا که در خود کهریزک یکی از فتنه گران ، یکی دیگر از فتنه گران را کشته چون به او خط داده بودند که بکشید و بیاندازید گردن جمهوری اسلامی، می گوید: من در مورد اینها سند دارم.
این نماینده در پاسخ به این پرسش که پس چرا این سندها هیچ گاه در رسانه ها منتشر نشده می گوید: خب آن را باید از خود خبرنگارها و دستگاه قضایی پرسید.
گفتنی است سعید مرتضوی که در گزارش مجلس هشتم از حوادث بعد از انتخابات سال ۸۸ از او به عنوان متهم اصلی پرونده کهریزک یاد شده است، به تازگی در مهمترین و ثروتمندترین دستگاه اقتصادی و اجتماعی کشور (سازمان تأمین اجتماعی) منصوب شده است و دولت احمدی نژاد نیز از این انتصاب در برابر اعتراض های مجلس دفاع می کند.
مرتضوی پس از علنی شدن ماجرای جان باختن بازداشت شدگان کهریزک در رسانه ها، علت مرگ سه تن از بازداشت شدگان روز ۱۸ تیر ۱۳۸۸ را، ابتلای آنها به بیماری مننژیت دانسته بود، اما کمیته ویژه مجلس هشتم این اظهارات آقای مرتضوی را رد کرد و آنها را “خلاف واقع” دانست.
برخی از نمایندگان مجلس، طرح استیضاح وزیر کار برای برکناری را به دلیل اعتراض به این انتصاب در دستور کار قرار داده بودند اما با تلاش حداد عادل، احمد توکلی، دهقان و زاکانی و نمایندگان دیگر مجلس پس از آنچه « قول سعید مرتضوی مبنی بر استعفا و کناره گیری» خوانده شد نمایندگان این استیضاح را از دستور کار خارج کرده بودند اما سعید مرتضوی در سمت خود باقی مانده است.
چندی پیش سعید مرتضوی نیز در تماس تلفنی مسیح علی نژاد در پاسخ به پرسشی مبنی بر آینکه نمایندگان می گویند که سخنان او مبنی بر استعفا را در یک فایل صوتی در اختیار دارند، گفته بود: نمایندگان هر آنچه گفته اند دروغ است.



































