<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: درخواست مصاحبه با اوباما که جرم نیست؟</title>
	<atom:link href="http://masihalinejad.com/?feed=rss2&#038;p=176" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://masihalinejad.com/?p=176</link>
	<description>نوشته های مسیح علی نژاد...</description>
	<lastBuildDate>Thu, 09 Sep 2010 22:50:45 -0600</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: محمد</title>
		<link>http://masihalinejad.com/?p=176&#038;cpage=1#comment-6061</link>
		<dc:creator>محمد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://masihalinejad.com/?p=176#comment-6061</guid>
		<description>دل تنگی!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دل تنگی!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فاطمه شمس</title>
		<link>http://masihalinejad.com/?p=176&#038;cpage=1#comment-5936</link>
		<dc:creator>فاطمه شمس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://masihalinejad.com/?p=176#comment-5936</guid>
		<description>دلم تنگ شددددددددددددددددددددده</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دلم تنگ شددددددددددددددددددددده</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ابراهیم</title>
		<link>http://masihalinejad.com/?p=176&#038;cpage=1#comment-5934</link>
		<dc:creator>ابراهیم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://masihalinejad.com/?p=176#comment-5934</guid>
		<description>با درود
چو باز امدم کشور اسوده دیدم......
مسیح بافکر ما شک نداشته باش در حرفه ات به قله اش خواهی رسید ... مصاحبه که سهل است 
برای ارمان زیبایت هماره دعا خواهم کرد
شاد زی و سالم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با درود<br />
چو باز امدم کشور اسوده دیدم&#8230;&#8230;<br />
مسیح بافکر ما شک نداشته باش در حرفه ات به قله اش خواهی رسید &#8230; مصاحبه که سهل است<br />
برای ارمان زیبایت هماره دعا خواهم کرد<br />
شاد زی و سالم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بامدادامید</title>
		<link>http://masihalinejad.com/?p=176&#038;cpage=1#comment-5932</link>
		<dc:creator>بامدادامید</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://masihalinejad.com/?p=176#comment-5932</guid>
		<description>برخاست زخواب 

کابوس دیده بود انگار 

نیم خیز شد 

عصبی و بی تاب 

بر صفحه جادو 

می رفت به آسمان 

موشی کوچک 

بر سرش چیزکی هم چون ماه 

خواست برگردد به مقر خواب 

قارو قور شکم رخصتش نداد

پ ن 
&quot;...اما مثل همیشه بی‌قرارم.&quot;این نشان می دهد سن شناسنامه اتان 32 است ولی خودتان هنوز در آغاز جوانی قرار دارید دلیل دیگر آنکه متعجب می شوید! و زیاد به حرف اطرافیان بها می دهید بدون توجه به اینکه در دروازه را می شود بست اما...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>برخاست زخواب </p>
<p>کابوس دیده بود انگار </p>
<p>نیم خیز شد </p>
<p>عصبی و بی تاب </p>
<p>بر صفحه جادو </p>
<p>می رفت به آسمان </p>
<p>موشی کوچک </p>
<p>بر سرش چیزکی هم چون ماه </p>
<p>خواست برگردد به مقر خواب </p>
<p>قارو قور شکم رخصتش نداد</p>
<p>پ ن<br />
&#8220;&#8230;اما مثل همیشه بی‌قرارم.&#8221;این نشان می دهد سن شناسنامه اتان ۳۲ است ولی خودتان هنوز در آغاز جوانی قرار دارید دلیل دیگر آنکه متعجب می شوید! و زیاد به حرف اطرافیان بها می دهید بدون توجه به اینکه در دروازه را می شود بست اما&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد  امامی</title>
		<link>http://masihalinejad.com/?p=176&#038;cpage=1#comment-5929</link>
		<dc:creator>محمد  امامی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://masihalinejad.com/?p=176#comment-5929</guid>
		<description>تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس !

با مهر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس !</p>
<p>با مهر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ابوذر آذران</title>
		<link>http://masihalinejad.com/?p=176&#038;cpage=1#comment-5928</link>
		<dc:creator>ابوذر آذران</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://masihalinejad.com/?p=176#comment-5928</guid>
		<description>آغاز به تحصیل و شروعی بس خوشحال کننده را صمیمانه تبریک می گویم.
یقین دارم روزی از یکی از همین دانشگاهها در مقطع فارغ التحصیل می شوید.
پایدار و موفق باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آغاز به تحصیل و شروعی بس خوشحال کننده را صمیمانه تبریک می گویم.<br />
یقین دارم روزی از یکی از همین دانشگاهها در مقطع فارغ التحصیل می شوید.<br />
پایدار و موفق باشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نیکزاد کمانگیر</title>
		<link>http://masihalinejad.com/?p=176&#038;cpage=1#comment-5927</link>
		<dc:creator>نیکزاد کمانگیر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://masihalinejad.com/?p=176#comment-5927</guid>
		<description>خوشحالم بعد از مدت ها برگشتید و قلم اندازی رقم زدید.
این روزها که دارند برای مذاکره و رابطه با شیطان بزرگ اینجا سرو دست می شکنند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوشحالم بعد از مدت ها برگشتید و قلم اندازی رقم زدید.<br />
این روزها که دارند برای مذاکره و رابطه با شیطان بزرگ اینجا سرو دست می شکنند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: یاشار</title>
		<link>http://masihalinejad.com/?p=176&#038;cpage=1#comment-5926</link>
		<dc:creator>یاشار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://masihalinejad.com/?p=176#comment-5926</guid>
		<description>الف - چشم ما روشن 
1- مبارک باد(هر چند در ملکوت هم گفته بودم نیایید و بمانید همانجا ) 
2- نمی دانم می توانند وصلتان کنند به گوینده و مجری برنامه بی بی سی فارسی ( خانم سیما علی نژاد)و یک جرم بیشتر
3-این نظر من است در باره اوباماو همه تک افرادی که فکر می کنند ورای واقعیت ها زندگی می کنند 
کاش من بدبین باشم 
کاش در اشتباه .

نوری تابید 

پنداشتند شاید 

همان خورشید باشد

 کاش من بدبین باشم 

کاش در اشتباه !

شب تابی بود

نورافکنی در دست 

با یک بلند گو به وسعت رادیو و تله ویزیون های جهان در 

دست دیگر
4- شرمنده که در لیست باران ای میل قرار نگرفته ام</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>الف &#8211; چشم ما روشن<br />
۱- مبارک باد(هر چند در ملکوت هم گفته بودم نیایید و بمانید همانجا )<br />
۲- نمی دانم می توانند وصلتان کنند به گوینده و مجری برنامه بی بی سی فارسی ( خانم سیما علی نژاد)و یک جرم بیشتر<br />
۳-این نظر من است در باره اوباماو همه تک افرادی که فکر می کنند ورای واقعیت ها زندگی می کنند<br />
کاش من بدبین باشم<br />
کاش در اشتباه .</p>
<p>نوری تابید </p>
<p>پنداشتند شاید </p>
<p>همان خورشید باشد</p>
<p> کاش من بدبین باشم </p>
<p>کاش در اشتباه !</p>
<p>شب تابی بود</p>
<p>نورافکنی در دست </p>
<p>با یک بلند گو به وسعت رادیو و تله ویزیون های جهان در </p>
<p>دست دیگر<br />
۴- شرمنده که در لیست باران ای میل قرار نگرفته ام</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: یاشار</title>
		<link>http://masihalinejad.com/?p=176&#038;cpage=1#comment-5925</link>
		<dc:creator>یاشار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://masihalinejad.com/?p=176#comment-5925</guid>
		<description>الف - چشم ما روشن 
1- مبارک باد(هر چند در ملکوت هم گفته بودم نیایید و بمانید همانجا ) 
2- نمی دانم می توانند وصلتان کنند به گوینده و مجری برنامه بی بی سی فارسی ( خانم سیما علی نژاد)و یک جرم بیشتر
3-این نظر من است در باره اوباماو همه تک افرادی که فکر می کنند ورای واقعیت ها زندگی می کنند 
کاش من بدبین باشم 
4- شرمنده که در لیست باران ای میل قرار نگرفته ام
کاش در اشتباه .

نوری تابید 

پنداشتند شاید 

همان خورشید باشد

 کاش من بدبین باشم 

کاش در اشتباه !

شب تابی بود

نورافکنی در دست 

با یک بلند گو به وسعت رادیو و تله ویزیون های جهان در 

دست دیگر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>الف &#8211; چشم ما روشن<br />
۱- مبارک باد(هر چند در ملکوت هم گفته بودم نیایید و بمانید همانجا )<br />
۲- نمی دانم می توانند وصلتان کنند به گوینده و مجری برنامه بی بی سی فارسی ( خانم سیما علی نژاد)و یک جرم بیشتر<br />
۳-این نظر من است در باره اوباماو همه تک افرادی که فکر می کنند ورای واقعیت ها زندگی می کنند<br />
کاش من بدبین باشم<br />
۴- شرمنده که در لیست باران ای میل قرار نگرفته ام<br />
کاش در اشتباه .</p>
<p>نوری تابید </p>
<p>پنداشتند شاید </p>
<p>همان خورشید باشد</p>
<p> کاش من بدبین باشم </p>
<p>کاش در اشتباه !</p>
<p>شب تابی بود</p>
<p>نورافکنی در دست </p>
<p>با یک بلند گو به وسعت رادیو و تله ویزیون های جهان در </p>
<p>دست دیگر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی یار</title>
		<link>http://masihalinejad.com/?p=176&#038;cpage=1#comment-5923</link>
		<dc:creator>علی یار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://masihalinejad.com/?p=176#comment-5923</guid>
		<description>همیشه “راه “  را بیشتر از “مقصد” ارزش می‌دانم

من به هر چه که خواستم نرسیدم ... 

اما در راه رسیدن چیزها آموختم.... و دانستم که بسیاری از زیباییها در راه است نه لزوماً در مقصد... من به سوی دریا میرفتم و در راه کوهها را دیدم وقتی که در پشت صخره زمان در انتظار جاری شدن ایستادم.... خار را دیدم وقتی که در عبور ازکویر پناه من در طوفان شن گردید... علف را دیدم وقتی در عبور از دشت زیرانداز تن خسته من گردید... جنگل را دیدم وقتی که در راه نور خورشید را گم کرده بودم...

 من به سوی دریا میرفتم و در راه دریاها دیدم... دریاهایی... جنگل هایی و کوههایی که هر کدامشان شاید دریای مقصود کسی بود که به این سو میآمد... و من فهمیدم که از دریا گذشته‌ام پیش از آنکه به دریا برسم....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>همیشه “راه “  را بیشتر از “مقصد” ارزش می‌دانم</p>
<p>من به هر چه که خواستم نرسیدم &#8230; </p>
<p>اما در راه رسیدن چیزها آموختم&#8230;. و دانستم که بسیاری از زیباییها در راه است نه لزوماً در مقصد&#8230; من به سوی دریا میرفتم و در راه کوهها را دیدم وقتی که در پشت صخره زمان در انتظار جاری شدن ایستادم&#8230;. خار را دیدم وقتی که در عبور ازکویر پناه من در طوفان شن گردید&#8230; علف را دیدم وقتی در عبور از دشت زیرانداز تن خسته من گردید&#8230; جنگل را دیدم وقتی که در راه نور خورشید را گم کرده بودم&#8230;</p>
<p> من به سوی دریا میرفتم و در راه دریاها دیدم&#8230; دریاهایی&#8230; جنگل هایی و کوههایی که هر کدامشان شاید دریای مقصود کسی بود که به این سو میآمد&#8230; و من فهمیدم که از دریا گذشته‌ام پیش از آنکه به دریا برسم&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
