<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: وقتی گربه های هار به جان شیران افتاده اند، دنیا باید برای اعدام احسان موضع بگیرد</title>
	<atom:link href="http://masihalinejad.com/?feed=rss2&#038;p=888" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://masihalinejad.com/?p=888</link>
	<description>نوشته های مسیح علی نژاد...</description>
	<lastBuildDate>Wed, 08 Sep 2010 21:55:36 -0600</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: نریمان تنکابنی</title>
		<link>http://masihalinejad.com/?p=888&#038;cpage=1#comment-10796</link>
		<dc:creator>نریمان تنکابنی</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://masihalinejad.com/?p=888#comment-10796</guid>
		<description>دوستت میدارم
 چه بگویم انکه میگوید دایی اش بدست هموطن مبارزی کشته شده یا انکه دلش به حال گربه ملوس
میسوزد تا جان عزیزی رفیقی چون احسان.
میخواهم بگویم بزی کرد و کردستان شیران دلاور ایران
تو تنها نیستی ما همه کم کم داریم کومله ای میشویم
نه منظورم این نیست که همه کمونیست شده ایم 
میخواهم بگویم که یک تن شده ایم و هر زخمی بر هر جای این تن بر بدن تمامی ما حس میشود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوستت میدارم<br />
 چه بگویم انکه میگوید دایی اش بدست هموطن مبارزی کشته شده یا انکه دلش به حال گربه ملوس<br />
میسوزد تا جان عزیزی رفیقی چون احسان.<br />
میخواهم بگویم بزی کرد و کردستان شیران دلاور ایران<br />
تو تنها نیستی ما همه کم کم داریم کومله ای میشویم<br />
نه منظورم این نیست که همه کمونیست شده ایم<br />
میخواهم بگویم که یک تن شده ایم و هر زخمی بر هر جای این تن بر بدن تمامی ما حس میشود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ژینا</title>
		<link>http://masihalinejad.com/?p=888&#038;cpage=1#comment-10767</link>
		<dc:creator>ژینا</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://masihalinejad.com/?p=888#comment-10767</guid>
		<description>سلام مسیح جان،

وقتی برای اولین بار از سرزمین مادری ام کردستان ایران ،برای ادامه تحصیل راهی تهران شدم، اولین جملاتی که از هم اتاقی های خوابگاهم در دانشگاه علامه طباطبایی شنیدم این بود، از کردستان هستی؟ وای من داییم رۆ انجا سر بریدند، وای من عمویم اونجا شهید شد. دایی ها و عموهایی که بعدها معلوم شد از پاسداران و نیروهای بسیجی تفنگ به دست بودند که به دستور خلخالی و ملا حسنی ها روستاها و مردم بی دفاع روستاها و شهرهای کردنشین را و از جمله روستاهای قارنا و قلاتان را به خاک و خون کشیده بودند، هیچ کس نگفت چرا عموها و دایی هایتان با تفنگ وارد خانه های کردها شده‌اند و مردم را به‌ خون کشیده اند، هیچ کس نگفت چرا هیچ عمو و دایی ای در تهران و شیراز به دست کرد وحشی کشته نشد، کدام کرد وحشی خوانده ای با تفنگ و چاقو آمد و شما و خانواده تان را در شیراز و کرمان و اصفهان به قتل رساند ؟ با توپ و تفنگ و تانک وارد حریم زندگی مردم کرد شدند و زن و بچه ها را به توب بستند ، به روزنامه های وقت اطلاعات و کیهان مراجعه کنید تا ببینید که هیچ کس حاضر نبود این به خاک کشیدنها را به عهده بگیرد، یکی میگفت حسنی بود دیگری میگفت خلخالی بود و همانطور به هم پاس میدادند این جنایت را. کسانی که مهمان کردها شده اند یا دوست کردی دارند میدانن ما وحشی و قاتلیم یا مهمان نواز. تو با تفنگ و توپت آمدی و مادر و خواهرم را کشتی ، من برایت حلوا بیاورم؟ 
نزدیک بیست سال است هیچ حزب کردی در کردستان ایران امکان فعالیت ندارد و اصلا دست به اسلحه نبرده است بجز گروهک پژاک. روژان به عقیده بنده شما کرد نیستید، چون کردها سر دایی و عموی خویش را نبریده اند و فرزندان خود را نیز تروریست خطاب نمیکنند،احسان هیچگاه دست به اسلحه نبرد، احسان و کردان دربند رژیم همگی با تبلیغ و روشهای صلحجویانه کار کرده اند ، عقیده آزاد است ، اگر من برای کمونیزم تبلیغ میکنم یا برای زرتشت یا لیبرالیزم ، مجازاتش زندانی کردن من و گرفتن جانم نیست، احسان تنهابیست و هشت سال سن داشت و اگر نامه اش را بخوانید جوانمردانه گفته است چکاره‌ بوده‌ و از چه کسانی طرفداری میکرده است لزومی نداشت مانند حکومت دروغگو به دروغ متوسل شود چون میدانست کشته خواهد شد و امیدی به زنده بودن نداشت، او هیچگاه دست به اسلحه نبرده بود و تنها از عقیده ای که داشت حمایت میکرد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام مسیح جان،</p>
<p>وقتی برای اولین بار از سرزمین مادری ام کردستان ایران ،برای ادامه تحصیل راهی تهران شدم، اولین جملاتی که از هم اتاقی های خوابگاهم در دانشگاه علامه طباطبایی شنیدم این بود، از کردستان هستی؟ وای من داییم رۆ انجا سر بریدند، وای من عمویم اونجا شهید شد. دایی ها و عموهایی که بعدها معلوم شد از پاسداران و نیروهای بسیجی تفنگ به دست بودند که به دستور خلخالی و ملا حسنی ها روستاها و مردم بی دفاع روستاها و شهرهای کردنشین را و از جمله روستاهای قارنا و قلاتان را به خاک و خون کشیده بودند، هیچ کس نگفت چرا عموها و دایی هایتان با تفنگ وارد خانه های کردها شده‌اند و مردم را به‌ خون کشیده اند، هیچ کس نگفت چرا هیچ عمو و دایی ای در تهران و شیراز به دست کرد وحشی کشته نشد، کدام کرد وحشی خوانده ای با تفنگ و چاقو آمد و شما و خانواده تان را در شیراز و کرمان و اصفهان به قتل رساند ؟ با توپ و تفنگ و تانک وارد حریم زندگی مردم کرد شدند و زن و بچه ها را به توب بستند ، به روزنامه های وقت اطلاعات و کیهان مراجعه کنید تا ببینید که هیچ کس حاضر نبود این به خاک کشیدنها را به عهده بگیرد، یکی میگفت حسنی بود دیگری میگفت خلخالی بود و همانطور به هم پاس میدادند این جنایت را. کسانی که مهمان کردها شده اند یا دوست کردی دارند میدانن ما وحشی و قاتلیم یا مهمان نواز. تو با تفنگ و توپت آمدی و مادر و خواهرم را کشتی ، من برایت حلوا بیاورم؟<br />
نزدیک بیست سال است هیچ حزب کردی در کردستان ایران امکان فعالیت ندارد و اصلا دست به اسلحه نبرده است بجز گروهک پژاک. روژان به عقیده بنده شما کرد نیستید، چون کردها سر دایی و عموی خویش را نبریده اند و فرزندان خود را نیز تروریست خطاب نمیکنند،احسان هیچگاه دست به اسلحه نبرد، احسان و کردان دربند رژیم همگی با تبلیغ و روشهای صلحجویانه کار کرده اند ، عقیده آزاد است ، اگر من برای کمونیزم تبلیغ میکنم یا برای زرتشت یا لیبرالیزم ، مجازاتش زندانی کردن من و گرفتن جانم نیست، احسان تنهابیست و هشت سال سن داشت و اگر نامه اش را بخوانید جوانمردانه گفته است چکاره‌ بوده‌ و از چه کسانی طرفداری میکرده است لزومی نداشت مانند حکومت دروغگو به دروغ متوسل شود چون میدانست کشته خواهد شد و امیدی به زنده بودن نداشت، او هیچگاه دست به اسلحه نبرده بود و تنها از عقیده ای که داشت حمایت میکرد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Farhad</title>
		<link>http://masihalinejad.com/?p=888&#038;cpage=1#comment-10711</link>
		<dc:creator>Farhad</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://masihalinejad.com/?p=888#comment-10711</guid>
		<description>Dear Masih.I swear that i had never seen  such beautiful words.make sure that you are one of the angel of freedom in our country Iran.your words make me sad for tragedy in Iran and Ehsan&#039;s death ....hope to see soon the democracy,human rights  and destroy of religious government in Iran. 
god bless you and your family.
Farhad Rezaei
candidate for PhD in international relations
UKM</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>Dear Masih.I swear that i had never seen  such beautiful words.make sure that you are one of the angel of freedom in our country Iran.your words make me sad for tragedy in Iran and Ehsan&#8217;s death &#8230;.hope to see soon the democracy,human rights  and destroy of religious government in Iran.<br />
god bless you and your family.<br />
Farhad Rezaei<br />
candidate for PhD in international relations<br />
UKM</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رحمان جوانمردی</title>
		<link>http://masihalinejad.com/?p=888&#038;cpage=1#comment-10674</link>
		<dc:creator>رحمان جوانمردی</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://masihalinejad.com/?p=888#comment-10674</guid>
		<description>دست و قلم شما مسیح عزیز درد نکند. با هر جمله از نوشته شما گریه کردم.  بغض فروخفته‌ام ، با نوشته های لطیف و احساس نوع دوستی شما باز شد. واز طرفی هم اشک شوق از عمق تفکر، آگاهی، همیاری و همبستگی شما بعنوان یک انسان که کیلومترها دورتر از سنندج و کرمانشاه بدنیا آمده و بزرگ شده‌‌اید.

ما فراوانیم،

 دوست کرد شما، رحمان</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دست و قلم شما مسیح عزیز درد نکند. با هر جمله از نوشته شما گریه کردم.  بغض فروخفته‌ام ، با نوشته های لطیف و احساس نوع دوستی شما باز شد. واز طرفی هم اشک شوق از عمق تفکر، آگاهی، همیاری و همبستگی شما بعنوان یک انسان که کیلومترها دورتر از سنندج و کرمانشاه بدنیا آمده و بزرگ شده‌‌اید.</p>
<p>ما فراوانیم،</p>
<p> دوست کرد شما، رحمان</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حامد</title>
		<link>http://masihalinejad.com/?p=888&#038;cpage=1#comment-10671</link>
		<dc:creator>حامد</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://masihalinejad.com/?p=888#comment-10671</guid>
		<description>مسیح خوب و عزیز! خواهر نازنیم!
نوشته ات را در خبر نامه ی امیر کبیر دیدم با عکس زیبایی از تو در کنار نوشته ات ، بعد از خواندن آن برای لحظاتی احسان را فراموش کردم و به عکس تو خیره شدم و با تمام وجودم  میخواستم که هر کاری از دست بیاید انجام دهم تا  جلو اشک های تو که در حال   ریختن به نظر میرسید را بگیرم ،احساس میکردم که با خواهر احسان و غم جان کاهش روبرو شده‌ام .
مسیح عزیز نوشته ات بسیار زیبا و عمیق بود من هم به دوستانی که آنرا بد فهمیده‌ اند توصیه میکنم یک بار دیگر آنرا بخوانند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مسیح خوب و عزیز! خواهر نازنیم!<br />
نوشته ات را در خبر نامه ی امیر کبیر دیدم با عکس زیبایی از تو در کنار نوشته ات ، بعد از خواندن آن برای لحظاتی احسان را فراموش کردم و به عکس تو خیره شدم و با تمام وجودم  میخواستم که هر کاری از دست بیاید انجام دهم تا  جلو اشک های تو که در حال   ریختن به نظر میرسید را بگیرم ،احساس میکردم که با خواهر احسان و غم جان کاهش روبرو شده‌ام .<br />
مسیح عزیز نوشته ات بسیار زیبا و عمیق بود من هم به دوستانی که آنرا بد فهمیده‌ اند توصیه میکنم یک بار دیگر آنرا بخوانند</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: خلیل</title>
		<link>http://masihalinejad.com/?p=888&#038;cpage=1#comment-10668</link>
		<dc:creator>خلیل</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://masihalinejad.com/?p=888#comment-10668</guid>
		<description>سلام، نوشته ای &quot; حالا آرام بخواب و بگذار این پریشان حالی بماند برای تمامی مدعیان مسلمانی و حقوق بشر خواهی تا ببینیم آیا سردمداران یک کشور اسلامی به مرگ عادتمان می دهند یا ما آنها را به عزای اندیشه پلاسیده شان می نشانیم&quot; 

سی سال است که جمهوری اسلامی می کشد؛از سال 59 از ترکمنستان تا کردستان، از تروز دکتر سامی تا هزاران اعدام سال 60. نتیجه این که رژیمی با 98% حمایت مردمی، امروز به این فلاکت افتاده است که دولتمردان آن دوران کشت و کشتار به ناقدان و رهبران مخالف تبدیل شده اند. پس این ملت به مرگ عادت نمی کند چون زندگی می خواهد، آزادی دوست داشتن می خواهد، آزادی انتخاب می خواهد. تا به این هدف نرسد دست بردار نیست. پس ما آنها را به عزای اندیشه پلاسیده شان می نشانیم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام، نوشته ای &#8221; حالا آرام بخواب و بگذار این پریشان حالی بماند برای تمامی مدعیان مسلمانی و حقوق بشر خواهی تا ببینیم آیا سردمداران یک کشور اسلامی به مرگ عادتمان می دهند یا ما آنها را به عزای اندیشه پلاسیده شان می نشانیم&#8221; </p>
<p>سی سال است که جمهوری اسلامی می کشد؛از سال ۵۹ از ترکمنستان تا کردستان، از تروز دکتر سامی تا هزاران اعدام سال ۶۰٫ نتیجه این که رژیمی با ۹۸% حمایت مردمی، امروز به این فلاکت افتاده است که دولتمردان آن دوران کشت و کشتار به ناقدان و رهبران مخالف تبدیل شده اند. پس این ملت به مرگ عادت نمی کند چون زندگی می خواهد، آزادی دوست داشتن می خواهد، آزادی انتخاب می خواهد. تا به این هدف نرسد دست بردار نیست. پس ما آنها را به عزای اندیشه پلاسیده شان می نشانیم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شهلا.م  سوید</title>
		<link>http://masihalinejad.com/?p=888&#038;cpage=1#comment-10654</link>
		<dc:creator>شهلا.م  سوید</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://masihalinejad.com/?p=888#comment-10654</guid>
		<description>خانم علی نزاد سلام
من یک زن کرد هستم. با احترام باید بگویم شما فقط از دریچهای دیدی که به شما داداند کرد را میشناسید. برای این است. خیلی احساسی بی منسفانه کرد را وحشی به قالام اورید.اگر به تاریخچه این قوم بارگردیم همین وحشیها بوداند که یران را بنیاد نهاداند. و در مورد اسلام. دین یا هر چیز که با زور شمشیر و وحشیگری روی کار اید از این خوبتر نخوهد شد. اسلام یعنی بربریت و جاهل. با درود
..............
مطلب را یک بار دیگر بخوان عزیز. یعنی انقدر بد نوشتم  که شما  متوجه نقد من نشدید.
نقد من هم به همین بوده که کسانی اصرار دارند این قوم را وحشی نشان دهند و من چنین توصیف کردم : بله احسان رام مرگ شد اما رام دولت دروغ نشد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خانم علی نزاد سلام<br />
من یک زن کرد هستم. با احترام باید بگویم شما فقط از دریچهای دیدی که به شما داداند کرد را میشناسید. برای این است. خیلی احساسی بی منسفانه کرد را وحشی به قالام اورید.اگر به تاریخچه این قوم بارگردیم همین وحشیها بوداند که یران را بنیاد نهاداند. و در مورد اسلام. دین یا هر چیز که با زور شمشیر و وحشیگری روی کار اید از این خوبتر نخوهد شد. اسلام یعنی بربریت و جاهل. با درود<br />
&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..<br />
مطلب را یک بار دیگر بخوان عزیز. یعنی انقدر بد نوشتم  که شما  متوجه نقد من نشدید.<br />
نقد من هم به همین بوده که کسانی اصرار دارند این قوم را وحشی نشان دهند و من چنین توصیف کردم : بله احسان رام مرگ شد اما رام دولت دروغ نشد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ستاره</title>
		<link>http://masihalinejad.com/?p=888&#038;cpage=1#comment-10652</link>
		<dc:creator>ستاره</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://masihalinejad.com/?p=888#comment-10652</guid>
		<description>سلام مسیح جان مثل همیشه چیزی را گفتی که واقعیته و خدایی در بیانش کم نذاشتی.واقعا باسد ترسید از روزی که شیران ایرانی به کام مرگ کشان کشانده شوند بی محابا و ظالمانه.
اگه اجازه بدی پستت را تو وبلاگم می ذارم
.................
مهربانی کردن که اجازه نمی خواهد ستاره عزیز</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام مسیح جان مثل همیشه چیزی را گفتی که واقعیته و خدایی در بیانش کم نذاشتی.واقعا باسد ترسید از روزی که شیران ایرانی به کام مرگ کشان کشانده شوند بی محابا و ظالمانه.<br />
اگه اجازه بدی پستت را تو وبلاگم می ذارم<br />
&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..<br />
مهربانی کردن که اجازه نمی خواهد ستاره عزیز</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نادر</title>
		<link>http://masihalinejad.com/?p=888&#038;cpage=1#comment-10651</link>
		<dc:creator>نادر</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://masihalinejad.com/?p=888#comment-10651</guid>
		<description>درود بر مسیح عزیز
ای آزادی که در راه تو هر زندانی رهایی و هر مرگی تولدی دیگر است
احسان با خون خودش هزاران جوان آزاده این وطن را در راه خودشان استوار تر کرد مطمنا خونش را پس خواهیم گرفت
جمعی از جوانان خرم آباد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود بر مسیح عزیز<br />
ای آزادی که در راه تو هر زندانی رهایی و هر مرگی تولدی دیگر است<br />
احسان با خون خودش هزاران جوان آزاده این وطن را در راه خودشان استوار تر کرد مطمنا خونش را پس خواهیم گرفت<br />
جمعی از جوانان خرم آباد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آزاد</title>
		<link>http://masihalinejad.com/?p=888&#038;cpage=1#comment-10650</link>
		<dc:creator>آزاد</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://masihalinejad.com/?p=888#comment-10650</guid>
		<description>سلام بر دختری از جنس کوروش
وقتی احسان به جرم تروریست اعدام می شود و به دستور آقا وحید و به فرمان آقا مجتبی مجرمان کهریزک آزاد می شوند و شاید هم تشویقی بگیرند . راست می گویند که گربه ها هار شده اند و شاید از آن هم بدتر ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بر دختری از جنس کوروش<br />
وقتی احسان به جرم تروریست اعدام می شود و به دستور آقا وحید و به فرمان آقا مجتبی مجرمان کهریزک آزاد می شوند و شاید هم تشویقی بگیرند . راست می گویند که گربه ها هار شده اند و شاید از آن هم بدتر &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
