• خانه
  • تماس

غوغا در جماران: لغو سخنرانی خاتمی و آغاز شکل گیری یک راهپیمایی بزرگ

عاشورایی دیگر در ایران برپا است.  تاریخ تکرارشده است و از تهران و شهرهای دیگر ایران خبرهای تلخی از خشونت طلبان می رسد که به روی مردم معترض باتوم و گاز اشک آور می کشند و صدای تیر هوایی هم به زمین می رسد و دور نیست که به سینه آدم ها هم شلیک کنند بی هیچ هراسی از مذهب شان که اجازه سربریدن مرغ را در روز عزای حسین نمی داد و اینک ریختن خون ملت برای بقای حاکمان در قدرت هم  منعی و شرمی ندارد برای کودتا گران. مردم از طریق بلند گو می شنوند که ماموران امنیتی اعلام می کنند امروز حکم تیر هم دارند اما کسی نمی هراسد  و خیابان، میزبان  معترضان است کماکان.

از تهران دوست بزرگواری خبر داد که مراسم سخنرانی آقای خاتمی را لغو کرده اند و این اقدام منجر به شکل گیری راهپیمایی بیست هزار نفری  در شمال تهران و درگیری شدید با ماموران امنیتی شده است. .

به گفته یکی از اصلاح طلبان حاضر در این برنامه، جمعیتی نزدیک به پنج الی شش هزار نفر برای حضور در برنامه سخنرانی خاتمی در جماران گرد هم آمده بودند که با درهای بسته حسینیه مواجه شدند . این جمعیت با شعارهایی علیه حاکمیت به سمت خیابان های اطراف جماران حرکت کردند و در حال حاضر بر شمار این جمعیت در خیابان های اطراف اضافه می شود.
مردم با شعارهایی علیه دیکتاتوری و همچنین شعارهای مذهبی به سمت تجریش در حال راهپیمایی هستند . همچنین بر اساس گزارش این دوست عزیزم، در گیری میان مردم و نیروهای امنیتی بسیار شدید شده است. آیت الله امام جمارانی هم در حال ملحق شدن به مردم در حسینیه جماران است و در جمعیت با شعارهای مردم همراهی می شود. جمع زیادی که ساعاتی پیش از این خودشان به حسینیه جماران رسانده بودند، اینک در جماران زندانی شده و امکان خروج از درهای بسته را ندارند. جمعی از مردم با همراهی امام جمارانی در حال حرکت به سوی حسینیه جماران و آزاد ساختن کسانی که پشت در مانده اند هستند.
*در حال هزار گفته می شود نزدیک به بیست هزار نفر در شمال تهران با شعارهایی علیه رهبری و دیکتاتوری در حال راهپیمایی هستند.

* لباس شخصی های مسلح با شعار ابولفظل علمدار خامنه ای را نگهدار، به بیت خمینی حمله کرده اند و مانع  ادامه سخنرانی خاتمی شده اند…چه خر تو خری برپاست در خیال شان. پایش برسد به کعبه هم حمله ور می شوند تا خدایی کنند.

* جمله خاتمی که لباس شخصی ها را عصبانی و وحشی کرده بود:  «قیام امام حسین(ع) به این خاطر بود که جانش را در راه آزادی بدهد و با کسانی مقابله کرد که می خواستند به اسم دین بر جامعه حکومت کنند و آزادی مردم را بگیرند»

* دوستی زنگ می زند که من بیشتر از خودش نگران امنیت و کنترل تلفن اش  هستم. می گوید تمام لباس شخصی هایی که به جماران حمله کرده اند مسلح هستند باتوم دارند گاز اشک اور هم حمل می کنند و عجیب است که با مهر های نماز به جمعیت حمله کرده اند و سر های بسیاری از جوانان شکسته و خونین است. . شیشه ها شکسته است و جمعیت بی دفاع خشمگین به خیابان ریخته است و مردم را به همراهی صدا می کنند.

* مردم ساکن در جماران  در خانه هایشان را به روی زخمی ها باز کرده اند.

* ترافیک سنگین در خیابان های جماران، یاسر، تجریش و میدان قدس و همراهی رانندگان با بوق های ممتد با شعارهای الله اکبر و ….

*حسین عزیز هم از جماران برگشته و برایم در صفحه فیس بوک نوشته است: ساعت  پنج که رسیدیم داخل می گفتند پر شده… بعد تا حوالی پنج ونیم که رفتم داخل ، هنوز کلی جا بود آما انتظامات کسی را راه نمی داد ، خانم ها از طبقه بالا سر و صدا راه انداخته بودند که چرا بقیه ر راه نمی دهید ،؟ سهیل محمودی که مجری بود می گفت صلاح نیست و نمی شود ، تا اینکه از کنار دستم گذشت و ازش پرسیدم که چرا؟ اشاره کرد به انتهای سالن که تازه حضرات را دیدم که زودتر آمده بودند و جا گرفته بودند و حدود ۱۰۰ تایی می شدند ، نزدیک به یک چهارم جمعیت داخل ، بعد از سهیل پرسیدم که چرا حداقل بلند گوهای بیرون از صحن حسینیه وصل نیست که مردم صدا را بشنوند؟ که گفت ، همان ها سیم ها بریده اند! اصلا باورم نمی شد… بعد احمد مسجدجامعی آمد و چند کلمه و عصبی و نگران صحبت کرد و وسط صحبت اش خاتمی رسید و مردم شروع کردند به درود بر خاتمی گفتن که آن طرفی ها هم دادو بیداد راه انداختند که ابوالفضل علمدار ، خامنه ای نگهدار که تازه بقیه فهمیدند چه خبر است… نوبت خاتمی که شد مدام آن طرفی ها شعار می دادند و سر دسته شان خیلی شبیه هلالی مداح معروف بود ، شاید هم خودش بود… به هر حال وقتی دو نفر از انتظامات رفتند کنار آنها که ساکت شان کنند ریختند سرشان و حالا خاتمی داشت از ظلم به اسم حکومت دینی حرف می زد که یکباره دیدیم از بیرون حسینیه با نمی دانم چی ، زدند تک تک شیشه ها را خرد کردند و این هم از داخل ریختند سر مردم و حمله کردند طرف خاتمی و مرگ بر سید حسن و … من انگار دارم فیلم سینمایی نگاه می کنم

*و اما شعارهای اصلی:  اینبار هم همانند سیزده آبان و شانزده آذر محور اصلی شعارها علیه  آقای  خامنه ای است… مرگ بر دیکتاتور  تبدیل شد به  شعار های صریحی نظیر  مرگ بر اصل  ولایت فقیه ،  خامنه ای یزید شد، یزید روسفید شد، خامنه ای قاتله، ولایتش باطله،  معترضان رودربایستی را کنار گذاشته اند و آشکارا  موضعشان اعلام می کنند که مظالبه اصلی شان و اعتراض اصلی آنها به  رهبری است . دیگر کسی شعاری مربوط به بازپس گیری رای و انتخابات نیم دهد. در کنار همه اینها فریاد یا حسین میرحسین هم پررنگ و پرفریاد بود….

*راهپیمایی های پراکنده در تهران شکل گرفته است.

*درگیری درمیدان امام جسین و پل چوبی   ادامه دارد. جمعیت در میدان امام حسین افرایش یافته است و گارد ضد شورش به سمت عزاداران گاز اشک آور شلیک کرده است . به دلیل اینکه از ساعت یک بعد از ظهر دسته های سینه زنی زیادی به سمت میدان امام حسین می آیند ماموران قصد دارند به هر قیمتی شده به این تجمع پایان دهند در غیر این صورت با پیوستن دسته های عزاداری احتمال یک تظاهرات بسیار گسترده می رود و این تظاهرات تا انتهای شب غیر قابل مهار خواهد بود . با توجه به حضور دسته ها  احتمال کشیده شدن تظاهرات به سایر نقاط تهران وجود دارد.

* میدان فروسی و چهار راه ولیعصر هم درگیری میان مردم و ماموران امنیتی گزارش می شود

*

مطالب مرتبط:

از جماران می آیم…

۰۵ دی ۸۸ | گاه نویس

۲۵ نظر برای “غوغا در جماران: لغو سخنرانی خاتمی و آغاز شکل گیری یک راهپیمایی بزرگ”

  1. Tweets that mention غوغا در جماران: لغو سخنرانی خاتمی و آغاز شکل گیری یک راهپیمایی بزرگ | مسیح علی نژاد #IranElection Canceling Khatami's.... -- Topsy.com ۵م دی ۱۳۸۸ ، ۱۰:۵۱ ق.ظ

    [...] This post was mentioned on Twitter by Faramarz Banisi and Saeid Ghasemi, Ali S.. Ali S. said: لغو سخنرانی خاتمی منجر به شکل گیری راهپیمایی بزرگ در شمال تهران شده است http://masihalinejad.com/?p=1019 [...]

  2. ازکاشانک ۵م دی ۱۳۸۸ ، ۱۰:۵۲ ق.ظ

    سلام
    ساعت ۸٫۱۹
    من منزلم کاشانک هست . واقعا خیابان نیاوران شلوغ هستش و جمعیت بسیاری حضور دارد . خدا بخیر کنه

  3. mohsen ۵م دی ۱۳۸۸ ، ۱۱:۰۵ ق.ظ

    به امید پیروزی

  4. hassan ۵م دی ۱۳۸۸ ، ۱۱:۱۰ ق.ظ

    man alan omadam ghyamat yani in

  5. mohsen ۵م دی ۱۳۸۸ ، ۱۱:۲۹ ق.ظ

    پیروزی نزدیکه

  6. آزادی ۵م دی ۱۳۸۸ ، ۱۱:۳۸ ق.ظ

    توله سگ های خامنه ای نبودید ببینید که چطور به جان مردم افتادند
    مرگ بر دیکتاتور

  7. nashenas ۵م دی ۱۳۸۸ ، ۱۱:۵۲ ق.ظ

    انصار راه می رفتن و در خیابان یاسر پلاک ماشین هایی را که به نشانه ی اعتراض بوق زده بودند می کندند، بالای صد تن نیروی یگان ویژه فقط در حد فاصل دو خیابان نیاوران و جماران مستقر شده بود. هرکس رو که از خیابان جماران پائین می آمد در آستانه ی خیابان نیاوران مضروب می کردند. بوق اعتراض آمیز ماشین هایی که بیش از سه ساعت است در این خیابان مسدود ثابت مانده اند تا همین لحظه ادامه دارد. ساعت ۵:۳۰ یکی از نیروهای انتظامی از بی سیم به مافوقش عینا گفت که “جمعیت داره به مرز پنج شش هزار نفر می رسه. ”
    همچنین گفتنی است که اعضای بسیجی یا انصار حزب الله که به کندن پلاک ماشین ها و ضرب و شتم مردم پرداختند قبل از آغاز سخنرانی هم با یک دستگاه پژوی آر دی نقره ای و موتورهای خود در خیابان نیاوران گشت می زدند و باصدای بلند مداحی پخش می کردند. این گروه بعد از شروع شدن درگیری ها با حرف های بسیار توهین آمیز و رکیکی که عموما به زنان راننده و عابر و نظاره گر نثار می کردند در خیابان نیاوران جولان می دادند.
    مسیرها هنوز مسدود است.
    …………..
    ممنونم عزیز
    مطلب شما را به گزارشاضافه می کنم

  8. محمد ۵م دی ۱۳۸۸ ، ۱۲:۰۶ ب.ظ

    آیا وقت مقابله نرسیده است? دیگر باید مقابله نمود، با سنگ، چماق، چوب، قفل فرمان و هرچه دیگر. به فرموده خداوند متعال درقرآن مجید، نباید به دست خود خود را به هلاکت انداخت. پس دفاع از خود ضروری و واجب است

  9. سارا ۵م دی ۱۳۸۸ ، ۱۲:۱۰ ب.ظ

    من از جماران میام.. شما درست میگید ۲۰۰۰۰ نفر میشدیم.. تیر هوایی و باتوم و شوکر هم بود.. ولی نیروهاشون بنظر کم میومد..

  10. lpln ۵م دی ۱۳۸۸ ، ۱۲:۱۷ ب.ظ

    دیکتاتور کثیف

  11. آرش ۵م دی ۱۳۸۸ ، ۱۲:۲۹ ب.ظ

    کاش الان در ایران بودم و به کمک برادران و خواهرانم می شتافتم

  12. زهره ۵م دی ۱۳۸۸ ، ۱۲:۴۰ ب.ظ

    خسته ام مسیح خسته
    خسته از جنجال هیاهو شیون خسته از دیدن تصویر چشمان پدری که جوانش را گم کرده خسته از شنیدن صدای ضجه ی مادری که فرزندش کنار او نیست خسته از دیدن نگاه مبهوت جوانی که جوانیش به تاراج رفته است خسته ام مسیح پس کی فردا از راه میرسد ؟
    مسیح تو بگو فردا که کودکانم در خلا متولد شوند شرمندگیم را چگونه فریاد کنم ؟
    مسیح خسته ام از دیدن جنازه ی شریف انسانیت که زیر پای ارباب له میشود می فهمی مسیح خسته ام خسته !
    ……………………….
    زهره عزیز تو حق داری خسته باشی اما در شگفتم که این حضرات با این همه زر و زور که دارند راه به راه از جنازه ها و جس ها بالا می روند و آدم می کشند تا بمانند کی خسته می شوند.
    دل قوی دار خواهر نازنینم. آرام باش

  13. حقیقت ۵م دی ۱۳۸۸ ، ۱:۳۶ ب.ظ

    سلام به تمام سر کارهای عزیز
    آخه عزیز دلم توی تشییع جنازه منتظری ۲۰۰۰۰نفر نیومدن
    حالا می گین تو سخنرانی ممد چاخان اینقدر اومده.
    لازمه بدونین تعداد این لباس شخصی ها که می گین حدود ۱۰۰نفر بود.یعنی ۱۰۰نفر مقابل ۲۰۰۰۰نفر.جالبه با وجود همین ۱۰۰نفر باز سخنرانی نیمه تمام ماند.

  14. نیلوفر ۵م دی ۱۳۸۸ ، ۲:۲۰ ب.ظ

    سلام وتسلیت
    خانم مسیح عزیز بسیار از مطالب شما که خط دهی بزرگی به مردم عزیز کشور برای پیشبرد اهداف جنبش سبز میباشد تشکر میکنم.
    شاهکار شما در مورد روسری مردانه یکی از کارهای زیبای شما بود
    شنیدم که در روز تاسوعا پلاکهای ماشینهایی که به نشانه اعتراض بوق میزدند را میکندند چه جالب میشد اگر همین نقطه ضعف دولت میشد و تمام مردم پلاک ماشینشان را میکندند هم دیگر شناسایی نمیشدند و هم جنبش جدیدی پیش میامد
    انتخاب نام این جنبش با شما
    بیشتر بنویسید بیشتر میخونیم
    ………………………
    ممنونم عزیز پیشنهاد جالبی هست باید دید تا چه اندازه شدنی است.

  15. دکتر محمد ۵م دی ۱۳۸۸ ، ۲:۳۴ ب.ظ

    هنگام خروج از حسینیه مردم مجبور بودند از تونل وحشت عبور کنند و مثل عراقی ها مردم را کتک می زدند. امشب شیشه های حسینیه امام را هم شکستند. در حالی که نمی گذاشتند مردم کبریت به داخل حسینیه بیاورند گروه فشار شوکر و باتوم به دست به مردم حمله کرد. حرمت امام و بیت وی را شکستند. نیروی انتظامی و یگان حفاظت از بیت با حمله کنندگان هماهنگ بودند. دوربین های مداربسته تمام اتفاقات و افراد حمله کننده را ثبت کرده است. سید حسن خمینی که امشب در مراسم رهبر شرکت داشته است آیا باز هم سکوت می کند؟
    ……….

  16. baba ۵م دی ۱۳۸۸ ، ۴:۰۵ ب.ظ

    ابرهه در هنگامه عاشورا به کعبه انقلاب، حسینیه جماران تاخت. به هوش باشید که ابابیل در راه اند….

  17. shahede eyni ۵م دی ۱۳۸۸ ، ۴:۲۹ ب.ظ

    salam raste bache ha man unja budam az poshte panjereye hoseyniye dakhele rahro budam dar vasate sokhanraniye khatami lebas vahshiha bedune hich dalili chon hich kodum shoare marg bar dictator nadadim va faghat mir hoseyn o khatamio karobi ro seda mikardim o durud mifrestim ke az pain be samte ma hamle var shodan tunel vahashat dorost karde budan zano bache hichi halishun nabud faghat mizadan bache ha farda hatman biaim berim chon kam bashim asun mitunan tasalot dashte bashan….ghorbune hamatun

  18. امبن ۵م دی ۱۳۸۸ ، ۷:۳۰ ب.ظ

    سلام به شیر زنان و مردان ایران
    به خداونگی خداو قسم به خون خواهر و برادران سبزمان حرف و صحبت در این دنیای اینترنتی بسه تا کی می تونیم اینجا یه حرف بزنیمو در محیط زندگیمون یه حرفه دیگه – ترا به شرافت آزادی و اسم ایران تصمیمی بگیریم تا کی می خواهیم دولادولا شتر سواری کنیم – چند نفرو می گیرن چند نفرو می کشن ده تا صد تا هزار تا …
    باید آزاده بود

  19. بهار سیدنی ۶م دی ۱۳۸۸ ، ۱:۰۹ ق.ظ

    این لینک و ببین
    http://eslah.malakut.org/2009/12/post_176.html
    نفر اولی که درب رو باز می کنه و نیروها رو به داخل هدایت می کنه می شناسی؟
    فکر کنم سردار فدایی از نماینده های مجلسه

  20. سارا ۶م دی ۱۳۸۸ ، ۱:۱۴ ق.ظ

    نمیدونم نگرانیمو چطور بیان کنم .. اما نگرانم مسیح !
    نگرانم ازینکه ما ملت باز دوباره گول بخوریم ..
    نگرانم من و تو و ما بریم تو خیابون ، باتوم بخوریم
    ازدانشگاه مشروط یا اخراج شیم ، بازداشت شیم
    زخمی شیم و کشته شیم و باز به کام یه عده از آقایون
    بشه اوضاع .. نگرانم این بت سازی مردم ما دوباره کاردستمون بده .. بقول یه استاد عزیز ما مردم میدونیم چی رو نمیخوایم اما گاهی درست سربزنگاه نمیدونیم چیو میخوایم .. مثل انقلاب ۵۷ !
    مردم ما باید بدونن فقط باید رو خودشون حساب کنن ..
    باید بدونن کسیکه میگه اجرای کامل قانون اساسی رو میخوام راجع به قانون اساسی حرف میزنه که یک اصلش ولایت مطلقه فقیهه ! راجع به قانون اساسی حرف میزنه که سی ساله من زن رو بعنوان فرد دوم میشناسه ..
    راجع به قانون اساسی حرف میزنه که سی ساله از من انسان ، انسان بودنو گرفته و تو حرف زدنم ، تو لباس پوشیدنم ، تو انتخاب عقاید و دینم منو مجبور کرده ..
    قانون اساسی که از جبر حمایت میکنه ..قانون اساسی که
    از عدم تساوی زن و مرد دفاع میکنه .. قانون اساسی که از تحقیر و توهین و تفتیش عقاید دفاع میکنه !
    باباجون جوونی من و امثال من تو این نظام بااین قانون رفت ، نابود شد .. چیزی که ما میخوایم آزادیه
    آزادی بیان ..آزادی پوشش .. آزادی عقیده .. آزادی نفس کشیدن ! حالا اگه کسی هست که به ما ملت میخواد دررسیدن به این اهداف کمک کنه خیلیم ممنون اما آقایون اگه میخوان این استبدا دینی بره و یه استبداد دینی دیگه جایگزینش شه حالا یه ذره ملایمتر ، نههههه! ما نمیخوایم .. بخدا این ملت خستست ! .. مسیح تو خواننده ی زیادی داری قلم خوبیم داری خواهش میکنم گاهی گوشزد کن به مردم که دوباره بت نسازن از کسی ..
    گوشزد کن که ما ملت بودن دین درسیاست رو نمیخوایم ..
    ما ملت استبداد دینی نمی خوایم .. درست ! اما اونیکه میخوایم هم آزادی نیم بند نیست ! آقای موسوی ، آقای کروبی ، جناب خاتمی ، خانوم رهنورد ما آ»ادی کامل میخوایم .. آزادی پوشش .. ازادی بیان .. ازادی عقیده
    ما میگیم : حاکم مطلق خداست دین از سیاست جداست !

  21. sara ۶م دی ۱۳۸۸ ، ۹:۵۷ ق.ظ

    برای آقا یا خانم حقیقت:
    عزیز کج فهم باید چشمهاتو باز میکردی و خودت میدی،نه اینکه از فالس نیوز بخونی، تشییع پیکر منتظری مظلوم ۲۰۰۰۰ نفر که سهله، ۲۰۰۰۰۰۰ هم بیشتر بودن!
    واقعا فکر میکنی مردم بی پناه و بی سلاح در برابر باتوم و شوکر و… سگهای وحشی بسیجی بتونن مقابله کنن؟
    میدونم خیلی بدبخت و آخرت سوخته ای که اینگونه فکر میکنی و مینویسی.. خدا کمکت کنه

  22. حقیقت ۶م دی ۱۳۸۸ ، ۲:۰۵ ب.ظ

    سلام سارا
    حق با شماست اصلا تشییعکنندگان منتظری بیست میلیون نفر بودن ما که بخیل نیستیم. ولی بهتره قبل از نطق به طول و عرض خیابونی که توش منتظری رو بدرقه کردین یه کمی توجه کنی.آره حق با شماست شایدم دویست میلیون بودن.در ضمن آخرت آباد دست مارو هم بگیر.واقعا چقدر از آخرتت مطمئنی.الهی تو رو با کسانی که ازشون طرفداری می کنی محشور کنند.ما رو هم با کسایی که ازشون طرفداری می کنیم.معامله خوبیه نه

  23. ehsan ۷م دی ۱۳۸۸ ، ۲:۳۹ ب.ظ

    بانوی صریح‌اللهجه! خوش می‌نویسی ولی یه خواهشی دارم. دشمن تراشی نکن برای جنبش. می‌دونی چرا هلالی مغضوبه و توی تلوزیون نشونش نمی‌دن؟ چون در انتهای مراسم عزاداریش رهبر رو دعا نمی‌کنه.به اندازه‌ی کافی دشمن داریم. خواهش می‌کنم ناخواسته به تعدادشون اضافه نکنید.
    به حقیقت: دوره‌ی آمارسازی‌ به سبک احمدی‌نژاد تموم شده.بحث سر دو ملیون و دوهزار نیست.
    مثل کبک سرت رو زیر برف کن. معامله‌ی خوبیه. باید هم با یزید زمان محشور بشید.

  24. حقیقت ۹م دی ۱۳۸۸ ، ۳:۲۴ ق.ظ

    سلام داداش احسان
    درسته حق با تو هست.دوره آمار سازی تمام شده راستی از هر آماری که بگذریم از آمار بیشماریتون توی ۱۳ آبان و ۱۶ آذر که نمیشه گذشت.راستی ۷۲ گشته هاتون کم و زیاد نشدن.بازم صد رحمت به احمدی نژاد،حداقل توی ختم یکی شرکت نمیکنه بعدا گندش در بیاد طرف زنده است دختر فراری.راستی یه چند تا عکس از اون پمپ خون هایی که به ندا دادین برام میل کن.
    آره داداش ما با هر کی محشور بشیم بهتر از گگوشو رقاصه های اون ور آبیه.

  25. هیچکس ۱۱م دی ۱۳۸۸ ، ۹:۵۸ ق.ظ

    آقا یا خانم حقیقت

    واقعا کوته فکری . یه کم عاقلانه فکر کن . تا کی می خوای مثل یه کبک زندگی کنی ؟ ؟ ؟
    دیگه دوره ی این حرفای آدمای مثل تو سر اومده .
    مردم دیگه اَمسال تورو خوب شناختن و حنای شما دیگه براشون رنگی نداره .

نظر بدهید

RSS دماسنج

گاه نویس

  • همسر یکی از شهدای بیست و پنج خرداد: مردم و رهبران جنبش ما را تنها نگذارید
  • ما به خودزنی مشغول و نمایندگان به چند زنی
  • آقای موسوی، نسل ما نه اهل قهر است و نه اهل غمزه برای دیکتاتور.
  • مادر شبنم سهرابی؛ می گویند شاهد بیاورید که دخترتان زیر چرخ های ماشین نیروی انتظامی له شد
  • جنبشِ یاد کردن از شهدای ناشناس جنبش
  • ماجرای پرواز سبز و آواز ترس و کتاب جدیدم از جنبش سبز
  • دلتنگی های دخترانه برای پدرانی که کودتا آنها را دزدید
  • از پارازیت صدای آمریکا تا پارازیت های دل ما
  • درخواستی صمیمانه از بالاترین، دنباله، سبزلینک…: کمپین ما اعضای خانواده زندانیان سیاسی هستیم را بسط دهید
  • مادران اعتصاب کنندگان در خطر؛ یک پیشنهاد برای انعکاس صدای اعتصاب کنندگان و زندانیان گمنام

بایگانی

  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶
  • مرداد ۱۳۸۶
  • تیر ۱۳۸۶
  • خرداد ۱۳۸۶
  • اردیبهشت ۱۳۸۶
  • فروردین ۱۳۸۶
  • اسفند ۱۳۸۵

تقویم

شهریور ۱۳۸۹
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹۳۰۳۱  

اطلاعات

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

ابزارها

دوستان

نيك آهنگ كوثر, سعيد پور حيدر, فاطمه قدياني, محمد آقازاده, امير عليزاده, مجتبي سميع نژاد, كريم جعفري, اكبر منتجبي, منصور نصيري, مهجاد, جمهور, آسيه اميني, سميه توحيدلو, سهام الدین بورقانی, وب نوشت, محمد دادفر, آرش غفوري, احسان تقدسي, فريد مدرسي, پيامبران كاغذي, ثمانه اكوان, ساغر, داريوش محمدپور, مهاجراني, مسعود بيزارگيتي, آدم, سارا معصومي و مهران قاسمي, مسعود رفيعي, فرشته قاضي, میترا خلعتبری, حسن سربخشيان, محبوبه حسين زاده, سیامک قاسمی, حسين نورايي نژاد, الناز انصاري, مسعود بهنود, ساسان آقايي, لیلی نیکو نظر, حميد متقي, داود پنهاني, مرجان توحيدي, محمد جواد روح, اميرعباس نخعي, ميثم زمان آبادي, كوروش ضيابري, مریم مجد, سهيل آصفي, معصومه ناصري, علي مهتدي, روزبه مير ابراهيمي, سامان صفرزايي, سولماز شريف, محمد رحیمی زاده, سعیده امین, چارسوق, خاطره وطن خواه, سعيد حنايي كاشاني, جميله كديور, فهيمه خضر حيدري, مهرو ملالي, پرستو دوكوهكي, هانيه بختيار, احسان عابدي, حسین پاکدل, رضا مهدوي هزاوه, ابوذر آذران, عكسخانه اي در شمال, نازنين كديور, اميد معماريان, هادي حيدري, فاطمه شمس, كريم ارغنده پور, يونس شكرخواه, هنوز, نسرین افضلی, نفيسه زارع كهن, عفت ماهباز, كافه تيتر, ايمان ابراهيمباي, امشاسپندان, حنيف مزروعي, مصطفي اكبرپور, اكرم ديداري, وحيد پوراستاد, امیر فرشاد ابراهیمی, علي شيروي, كارگاه داستان كوتاه آريا, كيوان مهرگان, بابك مهدي زاده, ندا شيروي, حامد جواد زاده, آسمان ريسمان, مريم شباني, الپر, فرزانه سالمي, پناه فرهاد بهمن, مهرانگيز كار, اسدالله امرايي, جواد منتظري, ليلي فرهادپور, عباس عبدي, پرستو سرمدي, عليرضا حسيني, مرجان طبا, مریم میرزا, ميرا, حسن سلامي.

دسته‌ها

  • اجتماعی
  • سفرنامه
  • سیاسی
  • گاه نویس

feed مسیح علی نژاد

Wordpress and وردپرس فارسی  | Theme by WordPress Pro | Reformed in Persian by An Online Friend | Creative Commons License