• خانه
  • تماس

وقتی اخلاق پشت دوربین های صدا و سیما غریبی می کند

این روزها که بازار بی اخلاقی در اردوگاه رقیب داغ است و رفیقان ما را یکی یکی از خانه روانه زندان می کنند، این رو زها که اخلاق در خیابان های شهر همراه همان جوان، زیر چرخ های خودروی نیروی انتظامی له شده است، این روزها که اخلاق پشت دوربین های صدا و سیما گریه اش می گیرد از سانسور جوی خون به راه افتاده در عاشورای خونین، این روزها که اخلاق در خانه بزرگان شهر به واژه غریب و نحیف مانند شده است، شاید به سختی بتوان فضایی را یافت که در آن زخمی شدگان گرد هم آیند و یکدیگر را به اخلاق توصیه کنند.

ماجرا از این قرار است که میان من و یکی از چهره های شناخته شده صدا و سیما حول حوادث  و بحران های اخیر ایران، گپ و گفتی در فضای خصوصی اینترنت در گرفت که بر آن شدم برای انتشار آن مکاتبات  خصوصی، میان دوستان و هواداران جنبش سبز در فضای مجازی  نظر سنجی کنم.  علی رغم نظر مساعد دوستان که معتقد بودند بدون ذکر نام و نشان این چهره می شود در راستای روشن سازی افکار عمومی ، مکاتبات را منتشر کرد، اکثریت آرا نظر به غیر اخلاقی بودن انتشار مطالب این چهره صدا و سیمایی داشتند .

جنبش سبز در همین جامعه آماری کوچک و محدود نشان می دهد که برآمده از آرای متفاوت است اما اکثریت حاضر به زیرپا گذاشتن اخلاق حتی در برابر کسانی که اخلاق را بلعیده اند و دارند راه به راه گزارش مرگ ما را تکذیب می کنند هم نیستند. در همین جامعه آماری کوچک به هزار طعنه و نشانه متقاعدم کردند که بی اخلاقی را با اخلاق باید پاسخ گفت ورنه در کجای جهان می شود انتظار داشت فرمان توقف بی اخلاقی را صادر شود.

صریح و ساده بگویم:  درس خوبی بود چون  برای من  وسوسه کمی نبود انتشار متن مکاتبات یک چهره از آن هزاران چهره صدا و سیما که این روزها با اخبار دروغ، ملتی را در برابر ملتی دیگر قرار داده است ، اما از پاسخ  اخلاقی سبزهای زخمی، آموخته ام و امیدوارم دیگران که نظر متقاعد برای انتشار داشتند نیز متقاعد شوند.

حال متن این نظر سنجی و نظر مخالفان انتشار این متن را اینجا می گذارم در انتهای مطلب نیز  پاسخ  کوتاه این چهره صدا و سیمایی در مورد انتشار مکاتبات و پاسخ خودم به ایشان، را نیز می توانید بخوانید.

با خواندن نظر مخالفان  شاید قضاوت ایشان نسبت به جامعه معترضان با همین پاسخ ها کمی تغییر یابد و فردا که  صدا و سیمای ضرغامی دارد مصاحبه رادان و دیگرانی که ما را بزغاله و گوساله می خوانند و خودشان را نماینده خدا بر زمین، کمی دلش بلرزد .  از مشی و منش پاسخ دهندگان به یک زبان ساده که حضرات هم بفهمند چنین بر می آید: بزغاله و گوساله بودن شرف دارد به اینکه نمایندگان کذایی خدا بر زمین باشیم و به نام دین،  دریوزگی و گدایی کنیم برای مشروعیت از دست رفته مان.

متن نظر سنجی من از دوستانم در دو صفحه فیسبوک:

دوستان لطفا پاسخ دهید:
بعد از مطلبم در روز آن لاین مبنی بر دعوت از بسیجیان و کارمندان صدا و سیما و سایر مخالفان برای پیوستن به سبز ها، سه نامه از کارمندان صدا سیما دریافت کرده ام که توضیحات شان در وبلاگ هم منتشر شد.
اما پس از آن از طرف یکی از چهره های مشهور صدا و سیما نامه ای دریافت کردم که آغاز نصیحت گونه و تند و تیزش و در عین حال وارد بودن بخش هایی از نقد همدلانه اش وادارم کرد تا مکاتبه ای با این همکار مخالف را از سر گیرم..
این مکاتبات به وضوح نشان از همدلی های این چهره با بدنه جنبش و مردم معترض دارد اما در مجموع به دلایل باورهای درونی و اعتقادی شان به مقام رهبری و همچنین معذوریت های دیگر این روزها کمی سکوت کرده اند.
لحن و فراز و فرودهای این نامه های غیر رسمی، از ابتدا کمی تند و طعنه آمیز و سپس به همدلی بیشتری نزدیک می شود که به گمان من انتشار این مکاتبه می تواند باب گفتگویی را باز کند در مورد این ماجرا که چرا بخش هایی از مردم همین کشور حاضر اند در صدا و سیما و خبرگزاری هایی فعالیت کنند که مرگ عزیزان ما در کهریزک و خیابان ها و له شدن شان زیر ماشین های نیروی انتظامی را گزارش نمی دهند .

از سویی شاید یاریگر باشد تا روابط تیره میان مردمی که این روزها رو در روی هم در خیابان ها ایستاده اند نیز در فصای مجازی آسیب شناسی شود.
به هر تقدیر من به این باور رسیده ام که این روزها اگر بخش هایی از هم میهنان خودمان با این حاکمیت همراه نمی شدند، هرگز حاکمیت نمی توانست چنین مخالفانش را قتل عام کند و بعد سه روز پس از عاشورای خونین، در خیابان ها با نوشیدنی و باقالی جشن مضحک حمایت از کودتا گران و حمله به سبزها را برگزار کند.
بر این اساس اگر بپذیریم که بخش هایی از مردم همین کشور با پای خودشان به راهپیمایی می آیند و خون هم میهنان شان خیالی از آنان پریشان نمی کند، شاید بشود راههای بهتری را در عرصه های عمومی اجتماعی پیشنهاد کرد.
و اما دلیل اینکه نظر سنجی می کنم هم روشن است: طبیعی است که این چهره مشهور صدا و سیما تمایلی به انتشار نامه هایش ندارد. اما به نظر شما اگر من بخش های مهمی که نشان از هویت و جایگاه او در صدا و سیما دارد را حذف کنم آیا اخلاقی است که این مکاتبه منتتشر شود؟ بر فرض که کار اخلاقی هم نباشد آیا انتشار آنچه پشت و در پس رفتارها و گزارش های چهره های مشهور صدا و سیما می گذرد، آیا اساسا می تواند کمکی به حقیقت و مردم هر دو طرف کند و آیا اساسا می تواند مشوق سایر کسانی باشد که این روزها برای ماندن در صدا و سیمای بی انصاف و بی رحمی که دارند بر دردهای یک ملت بی رسانه می خندند، تردید دارند

نظر شما کمک می کند تا از این دغدغه رها شوم:


پاسخ مخالفان انتشار:

*مسیح جان خودت هم می دانی که اخلاقی نیست. اخلاقی بودن و یا نبودن این موضوع را با استدلال بررسی می کنند نه با رای گیری. به گمانم انقدر این رای گیری را ادامه می دهی تا وجدانت را به زور راضی کنی که کار درستی است. افسوس! یاد این شعر افتادم که : دلبر برای کشتن من استخاره کرد/ دید استخاره خوب نیامد دوباره کرد. آخرش کار خودت را خواهی کرد. خب البته این پرسشگری برای ما مفید است تا بدانیم چند درصد از کسانی که نظر می گذارند بر این باورند که هدف وسیله را توجیه می کند

* مسیح جان از نظر این که شخصی با شما گفتگویی خصوصی دارد و نظراتی هم این بین ردو بدل می شود، باید بگویم اخلاقی نیست.زیرا این نامه نگاری در حوزه ی خصوصی شما و آن همکار انجام می گیرد. در این مورد نه من و نه دیگران به نظرم تصمیم گیرنده نیستیم. جز تو و ایشان. به نظرم همین سوال را از خودشان بپرسید که از آ« جا که انتشار آن به نظر تو می تواند مثمر ثمر باشد، با همین ویژگی که باعث شناسایی هویت ایشان نشود آیا مایل است منتشر شود.چون ۵۰% قضیه مربوط به شماست که ظاهرا مخالفتی ندارید و ۵۰% درصد دیگر مربوط به ایشان است. به نظر من احترام گذاشتن به حریم خصوصی وظیفه ی ما است. من به شخصه برای امری که مربوط به حوزه ی خصوصی دو نفر دیگر است نمی توانم به خودم اجازه بدهم که تصمیم بگیرم

*ه عقیدۀ من که پشتوانۀ فرهنگ اروپایی دارد، اگر شخص مورد نظر نخواسته که نامش فاش شود تا آنجا که تجاوز به حریم شخصی اش نیست میتوانی انتشار دهی در غیر اینصورت نه

*به نظر من اخلاقی نیست ، این نامه نگاری بر پایه اعتمادی شکل گرفته که اگر شما الان حرف های ایشون رو برای دیگران بیان کنید رسما تبدیل به چهره ای می شوید حقوق طرف مقابل رو نادیده می گیرد و از اعتمادی که در این نامه نگاری ها به شما شده سوء استفاده کردید ، دیگه اونموقع فرقی با کیهانی ها ندارید ، به نظر من بهتره از ایشون اجازه بگیرید یا اصلا پخش نکنید

*به نظرم اگر خودش اجازه نداده که (حتی بدون ذکر نامش) منتشر کنی، این کار را نکن

*من باز هم به این مساله فکر کردم و نظرات دوستان را دوباره کامل خوندم.در اینکه همه ما به راز داری و اخلاقی بودن کاری که باید انجام داد معتقدیم شکی نیست.برای اثبات اخلاق حرفه ای به گمانم هنوز هم بهترین راه اینه که با خود این فرد قضیه رو مطرح کنید.چه بسا همین که خودش برایتان ایمیل زده و سر درد و دلش باز شده ، تلاشی برای رساندن حرفهاش به گوش مردم بوده باشه.والا چندان دلیلی نمی بینم که در این آشفته بازار سراغ از خبرنگار سیاسی بگیرند.به هر جمع بندی ای که رسیدید در پایان این رای گیری ، بد نیست با خود این فرد مطرح کنین.بالاخره او هم نظری داره و خیلی خوبه که نظر او را هم بدانیم.اینجوری هم اعتمادش به شما سلب نمی شه ، هم متوجه می شه که برای نظریاتش که درباره پشت پرده این قضایا هست گوش شنوایی برای شنیدن هست.این روزها تصمیم گیری دشوارترین کار ممکن است. امیدوارم موفق بشین

*مسیح جان این جا میدان جنگ است . در جنگ همه می دانند که قوانین فرق می کند . در جنگ تشنه ای اما می توانی آب را به هم رزمت بنوشانی . قدرت این را پیدا می کنی که خود را جلوی گلوله ای بیندازی که سینه ی دوستت را نشانه رفته بود . در جنگ تدبیر مهم تر از شلیک گلوله است . ما از توده دور افتادیم چون صدا و سیما را نداریم . می دانند که یک ساعت برنامه برای ما یعنی چه.مسیح جان این جا مبارزه واقعی است . باید این شرایط دوستان را با توجه به این که میدان جنگ است بررسی کنی . همه را با هم جمع کن و از دوربین تدبیر میدان را هم زیر نظر داشته باش

*نتایج این نظر سنجی شاید از خود مطلب مهمتر شده. چون اتفاقا نشون میده تمایلات کلی بچه های درگیر ماجرا به چه سمتیه. به این سمت که یک ارزش اخلاقی رو درباره ی تعهد و حقوق فردی حفظ کنن، یا به این سمت که مصلحت های حیاتی رو در نظر بگیرن. شاید اینجا هم از اون جاهایی باشه که فرق ما با نسلی که انقلاب کرد بتونه خودش رو نشون بده

*اولا اگر کارمند مربوطه دوست ندارد نامه اش فاش شود نباید بشود . اولین حق مدنی او این را حکم میکند اما .
در مورد مسئله ای که عنوان کرده ای بگذارید سوال را واضح تر مطرح کنیم . آیا آقای علی خامنه ای هنوز قدرت بسیج و راه اندازی حرکت های فاشیستی را دارد (منظور من از حرکت های” فاشیستی” معنی دقیق آن است نه معنی احساسی . حرکتهای فاشیستی حرکتهای است که توسط یک رهبر با استفاده از محبوبیتش در میان توده وفادار به خود انجام میگیرد و معمولا مردمی است {باز “مردمی “به معنی واقعی اش نه با معنی مقدس و احساسیش } . )ه
به خاطر بدهکاری تاریخی تکنوکراتها و روشنفکران به مردم و جامعه از لحاظ اقتصادی و به خاطر اینکه مشروعیت یک تکنوکرات در وهله اول در گرو تایید مردم است ، کلمه “مردم” سالهاست که در هاله ای از تقدس پیچیده شده است

*نه شما نمی تونی طوری بنویس که بشه متوجه شد چه کسی نوشته. حتی برای درج مطالب بدون اسم و مشخصات هم اول به ایشون بگو. درستی رفتارت رو بر اساس منش خودت تعیین کن

*نه، اینکار اخلاقی نیست، اگر طرف دوست ندارد حرف هایش پخش شود شما هم نباید حرفهایش را منتشر کنید.

*به نظر من شما می توانید اطلاعاتی که به دست میاورید را در لا بلای مقالات و صحبتهای آتی خودتان بگنجانید بی آنکه مشخص شود چه کسی گفته و با این کار این احساس امنیت را از کسانی که با شما در تماس هستند نگیرید.یادمان باشد که ما اهل گفتگو هستیم پس باید در این شرایط جوری برخورد کنیم که باب گفتگو بسته نشود.

*******

پاسخ  چهره  محبوب صدا و سیمایی ها:

حرف های بیشتری دارم.نوشته ها امانت بود.دوست ندارم با نام یا بی نام  کار شود.

پاسخ من به ایشان:

شک نکن برادر که در امانت خیانت نخواهم کرد. هرگز. اگر من هم بخواهم چنین کنم. همان کسانی که ضرغامی و احمدی نژاد و حتی رهبری فکر می کنند اراذل و اوباش و وصل به رجوی هستند هرگز به من اجازه این کار را نمی دهند.  وسوسه های انتشار حرف های من و شما و حتی از من و شما بزرگترش هرچه باشد نمی ارزد به زیر پا گذاشتن اخلاقی که معمولی ترین آدم های این جنبش بی سر و بی پناه به من توصیه می کنند. تردید نکن حتی برای مشورت هم نامی و نشانی ندادم و نخواهم داد و منتشر هم نخواهم کرد مگر آنکه روزی همان دوستان صدا و سیمایی و  کسانی که مستقیما زیر نظر رهبری دارند اعتراف می گیرند وادارم کنند تا در امانت  خیانت کنم

۱۰ دی ۸۸ | گاه نویس

۲۸ نظر برای “وقتی اخلاق پشت دوربین های صدا و سیما غریبی می کند”

  1. گلی ۱۰م دی ۱۳۸۸ ، ۱:۵۰ ب.ظ

    مرسی مسیح حتما دلیلی داشته که مسیحت نامیده اند

  2. omid ۱۰م دی ۱۳۸۸ ، ۲:۲۲ ب.ظ

    masihe golam
    dar saale 1357 ,iran hoodoode 32000000 jamiiatt daasht.
    emrooz, jammiiaate in keshvar baalaaye 70000000 ast.
    agar hich margomiri dar in saalhaa nabaashad, ke hast, in bedin maanaast ke minimum 40000000 javaane zire 30 saal dar in keshvar ast.
    rooye in jaryaan bahs kon,
    ke nemaatist,
    va khatari.
    saaaaaaaaaaaabze sabz bashi.
    pooorat raa beboos.

  3. ارام ۱۰م دی ۱۳۸۸ ، ۲:۳۶ ب.ظ

    غیر از این بود مسیح نبودی.

  4. Dalghak.Irani ۱۰م دی ۱۳۸۸ ، ۲:۵۹ ب.ظ

    خب آره عزیزم معلومه که کاردرستی می کنی درعدم انتشار. ما قطعاً وبزودی همۀ پشت پرده ها وپستوهای رژیم را برملا خواهیم کرد. وبه عناصر اصلی خواهیم گفت: پاشو هموطن؛ ایران خیلی عقب مانده است. کارداریم این هوا.به بلندای لبخند کودکانمان! یا…هو

  5. رضا ۱۰م دی ۱۳۸۸ ، ۳:۴۴ ب.ظ

    این روزها روزهای خون و حس انتقام است. صبر باید داشته باشیم. هر چند این صبر نباید تفسیر به بی اعتنایی شود. این روزها صدا و سیما خودش را به آب و آتش زده که بر ضد جریان سبز تبلیغات کند.خاموشی شرط عقل نیست.حداقل کار اینست که روشنگری به هر شکل ممکن همه گیر شود.ما در حال رنسانس هستیم. همین که توپ و اسلحه از اسلحه خانه ها بیرون آمده نشان از بزرگی جنبش سبز دارد. امشب در شبکه خبر مصاحبه با مدیرکل نظارت و ارزشیابی را نشان می داد. ایشان یعنی آقای سجادپور می گفت از این به بعد هر کس فیلم با دوربین های دیجیتالی شخصی بسازد و به جشنواره های خارجی بفرستد شدیدا برخورد خواهیم کرد.خب مملکت پر از آزادیه دیگه! ولی به صراحت بگویم این فریاد خاموش شدنی نیست. قشر نخبه و دانشگاهی و اقشار دیگر مردم مقاومت خواهند کرد. از شما هم می خواهم هر روز پیام رسانی کنید.ممنون.به امید پیروزی!

  6. زری ۱۰م دی ۱۳۸۸ ، ۵:۰۶ ب.ظ

    به تدریج که فضا بازتر شود و ترس کمتر مسلما افراد زیادی که با رژیم همکاری میکنند جدا میشوند بهتر است کار تبلیغی روی آنها بنحوی مثبت باشد وبر پایه اعتماد و دوستی بقول معروف با زبان خوش میشود ماررا از لانه بیرون آورد! بدنه سیستم سرکوب را نمیشود با سران یکی دانست و کار توضیحی با آنها معمولا مفید است . اخلاقیات باید پایه اصلی این جنبش مردمی باشد تا نتیجه درستی درنهایت داشته باشد . بله منهم معتقدم که هدف وسیله را توجیه نمی کند

  7. جواد ۱۰م دی ۱۳۸۸ ، ۶:۱۷ ب.ظ

    من میخوام اینجا یک نکته ای رو تاکید کنم که بطور فرعی مسیح عزیز بهش اشاره کرد چون در مورد اصل مسئله همه گفتند و درست و اون اینه که چرا افرادی حاضرند همچنان با این حکومت همکاری کنند و به طرفداری از ان به خیا بان بیایند.این ماجرا مربوط به امروز نیست حتما ماجرای کودتای ۲۸ مرداد را شنیده اید که مردمی که امروز مرگ بر شاه میگفتند سه روز بعد جاوید شاه میگفتند.جدای از نفع مستقیم برای تعدادی که برای حفظ ان حاضر به انجام هر ک اری هستند متاسفانه تعداد قابل توجه تری به این فکر میکنند که چه کسی حکم میراند به همان سمت باشند که مبادا فردا روز دچار مصیبتی گردند.در واقع منافع ملی فقط برای سیاست مداران ما نیست که بی ارزش است که برای خیلی از مردم عادی نیز چنین است و گمانم این اصلا عجیب نیست بالخره این حضرات که از کرات دیگر نیامده اند

  8. آرش پژوه ۱۰م دی ۱۳۸۸ ، ۷:۴۳ ب.ظ

    نازنین همان طور که خودت گفتی اگر متن به صورتی نگارش شود که هویت فرد پنهان بماند به نظر من بی اخلاقی نیست و در صورتی که بتواند به جنبش در ادامه راه کمک کند بسیار هم بجا است…

  9. ساناز ۱۰م دی ۱۳۸۸ ، ۸:۳۷ ب.ظ

    سلام خانم علی نژاد
    همه کارهای جالب تان یک طرف و این کارتان که دارید سعی می کنید آن طرفی ها را به این طرف بکشانید یک طرف!
    کارتان عالیست و مطمئنم جواب خواهید گرفت.
    راستی ای میل هایتان را چک می کنید؟ می خواهم برایتان نامه ای بفرستم.
    ……………..
    بله چک می کنم

  10. هوشیار ۱۰م دی ۱۳۸۸ ، ۱۰:۲۵ ب.ظ

    خیلی از ماها که به ظاهر مخالف بودیم سال ها زیر چکمه ی استبداد دینی له شدن یاران و عزیزانمان را دیدیم و دم برنیاوردیم.شاید دیر فهمیدیم یا موقعش نبود که آستین ها را برای مبارزه بالا بزنیم.

    آنها که از قبل این استبداد ساحل امنی جسته اند و به نان و نوایی رسیده اند مشخص است که برای درک آنچه بر همنوعانشان می گذرد به زمان بیشتری نیاز دارند.این فرصت را به آنها بدهیم.آنها هم سرانجام به حقیقت آگاه خواهند شد.

    مسیح عزیز! تا آنجا که من اطلاع دارم از این نوع مکاتبه ها در سطح خیلی بالاتری بین دوستان سبز و نزدیکان کودتاچیان صورت گرفته است.از جزئیات آگاه نیستم اما می دانم که به دلیل همین پایبندی به ارزش های اخلاقی فعلا بنا نیست منتشر شوند.

  11. سارا ۱۱م دی ۱۳۸۸ ، ۲:۰۴ ق.ظ

    نمیدونم اصلا نظر من دیده میشه میون اینهمه دوستانی بقول شما سبز که برای همه سبزها راه و چاره نشان میدهند و تصمیم میگیرند یانه ؟
    نمیدانم اصلا حرف من هم بحساب میاد در جایی که اشک آور و گاز فلفل و گلوله ی ساچمه ای و کابوسهای روزانه و شبانه ی حضور سبز را من و امثال من باید مزمزه کنیم و مصاحبه با بی بی سی و سی ان ان و اظهار نظر از طرف سبزها را تو و امثال تو .
    وای خدایا کجا ایستاده ایم ما .. حتی همینجا بین همین ماهایی که اینروزها اسممان شده سبزها هنوز همین اول راهی عده ای مثل تو شده اند زبان اکثریت و بجای همه اکثریت حرف میزنند و تصمیم میگیرند و منعکس میکنند حال اینکه یکی مثل من که خوشبختانه یا بدبختانه تعدادمان خیلی هم زیادست هیچ جایی درین نظرسنجیها و اظهار نظرها نداریم …. کجا ایستاده ایم براستی ؟؟؟
    نه رفیقم ! این رسمش نیست .. همین اول راهی میگویم که این رسمش نیست .
    همه اینها بکنار ..لطفا اینبار که رفتی بی بی سی
    از طرف منیکه دستم به هیچکدام از عوامل این شبکه تلویزیونی نمی رسد تا سئوالم را بپرسم لطفا تو بپرس
    که چرا از یکروز بعد عاشورا برنامه ی بی بی سی فارسی روی نایل ست قطع میشود و در وبسایتشان هم هیچ عکس العملی مبنی بر قطع برنامه نمی بینی که هیچ مدام همان فرکانس قطع شده را تبلیغ میکنند !!!!
    البته بگویم اینقدر سرم میشود که فرق بین پارازیت انداختن و قطع پارازیتی با قطعی که برمیگردد به خود کانال یا سرویس دهنده ماهواره ای را بفهمم . باهمه اینها فکر نمیکنم انتظار زیادی باشد اگر انتظار داشته باشیم بی بی سی لااقل توضیحی درین مورد بدهد .
    خواهش میکنم اینرا ازطرف من و خیلیها مثل من بپرس از همانهایی که مدام ازتو سئوال می پرسند و شما هم جواب میدهی . ممنونم و موفق باشی بیش ازین

  12. رهبر انصار حزب الله ایران ۱۱م دی ۱۳۸۸ ، ۳:۰۶ ق.ظ

    ننگ ونفرین برشما فدائیان رهبری
    خواهش می کنم از این به بعد از واژه لباس شخصی استفاده نکنید .بگوئید حمله سربازان ولایت.یا فدایئان سیدعلی.
    از تمامی هموطنان وخبرگزاری ها ورسانه ها تقاضا دارم که
    از نام سید علی هم بعنوان رهبر جمهوری اسلامی استفاده نکنید .بلکه بگوئیدرهبر انصار حزب الله ایران..مانند سید حسن نصرالله که رهبر حزب الله لبنان است.اینگونه واژه ها خودبخود مقام وقداست او را لکه دار وباعث بی اعتباری بیشتر این دیکتاتور می شود

  13. ایران امروز ۱۱م دی ۱۳۸۸ ، ۹:۰۹ ق.ظ

    با سلام مسیح جان
    راه برخورد صحیح با خشونت طلبان چیست؟
    برای پاسخ بما مراجعه کنید
    موفق باشید

  14. ایران امروز ۱۱م دی ۱۳۸۸ ، ۹:۱۷ ق.ظ

    مجددا سلام مهربانم
    آدرس مرا تصیح کنید کامنت قبلی http://www.irtoday.persianblog.ir

  15. علی ۱۱م دی ۱۳۸۸ ، ۱۰:۳۸ ق.ظ

    خانوم علی نژاد چرا حداقل به صورت سربسته یه بخشایی از این حقایق رو مطرح نمی کنید؟ تا از ظلمی که این برادران یا خواهران صداوسیمایی به آگاهی و وجدان جامعه می کنند با خبر شیم؟

  16. peerooz ۱۱م دی ۱۳۸۸ ، ۱:۳۸ ب.ظ

    سرکار خانم علی نژاد،
    این چه سوالیست که میکنید؟ آیا شما برای خوردن و خوابیدن و راست و دروغ گفتن خود هم عقیده حسن و حسین و تقی و نقی را میپرسید؟ این مطالب اظهرو من الشمس به قول آخوندها احتیاج به نظر سنجی ندارد. این خانم یا آقا اگر میخواست خودش نامه را با نام خودش مینوشت یا به شما میگفت که نامه را بدون ذکر نام ایشان انتشار دهید که فرنگی ها به ان “درز خبر یا لودادن ” و به این آدم ” جارزن یا ویسل بلوار” میگویند. این مطلبی است بین او و شما. همین.
    اما بجای این مطلب شما باید دنباله سوال از آقای ابطحی و نوشته اخیر ایشان در وب سایت را بگیرید و به پرسید که آیا این مطلب را ایشان نوشته یا برای او نوشته اند و آیا ایشان به آنچه نوشته معتقدند یا نه؟ و دیگر آنکه آیا ایشان همیشه همین بوده اند یا تازه گی چنین شده اند؟ این سوال ها مهمند چرا که مردم باید این “رهبران” را بهتر شناخته و به ماهیت اصلی آنها پی ببرند. وقت سوال کردن شما از ایشان اکنون است.

  17. حسن ۱۱م دی ۱۳۸۸ ، ۲:۱۶ ب.ظ

    ۱- ملت ایران به ویژه مردم تهران چهارشنبه گذشته اندیشه کپک زده سبز شما منافقان دشمن امامت و ولایت و نظام اسلامی را که جیره خور بیگانه هستید و روز عاشورا با دست خود گورتان را کندید دفن کرد. موسوی رجوی مآبتان که پیش از این عربده جویی می کرد و دولت را قبول نداشت و نهادهای حکومتی را رد می کرد با وحشت از حضور میلیونی مردم عقب نشینی کرد و از حاکمیت برای پایان دادن به غائله کمک طلبید و شما نوچه ها هنوز در توهم بسر می برید .
    میرحسین یزیدی نسبتان با وحشت اقدام آشوبگران را در عاشورامحکوم کرد اما شما هنوز خوابید.
    ۲- آن فرد مورد ادعای تو سرکار معصومه خانم احتمالا کارمند صداوسیمای بی بی سی انگستان یا آمریکاست .
    مطمئن باش کارمندان بزرگوار صداوسیما آنقدر حقیر نیستند که بیایند به یک خودفروخته بی ارزش که در آغوش بیگانه بسر می برد نامه بنویسند .

  18. حسن ۱۱م دی ۱۳۸۸ ، ۲:۱۷ ب.ظ

    سرکار معصومه خانم
    ۱- ملت ایران به ویژه مردم تهران چهارشنبه گذشته اندیشه کپک زده سبز شما منافقان دشمن امامت و ولایت و نظام اسلامی را که جیره خور بیگانه هستید و روز عاشورا با دست خود گورتان را کندید دفن کرد. موسوی رجوی مآبتان که پیش از این عربده جویی می کرد و دولت را قبول نداشت و نهادهای حکومتی را رد می کرد با وحشت از حضور میلیونی مردم عقب نشینی کرد و از حاکمیت برای پایان دادن به غائله کمک طلبید و شما نوچه ها هنوز در توهم بسر می برید .
    میرحسین یزیدی نسبتان با وحشت اقدام آشوبگران را در عاشورامحکوم کرد اما شما هنوز خوابید.
    ۲- آن فرد مورد ادعای تو سرکار معصومه خانم احتمالا کارمند صداوسیمای بی بی سی انگستان یا آمریکاست .
    مطمئن باش کارمندان بزرگوار صداوسیما آنقدر حقیر نیستند که بیایند به یک خودفروخته بی ارزش که در آغوش بیگانه بسر می برد نامه بنویسند .

  19. آرش ۱۱م دی ۱۳۸۸ ، ۳:۴۲ ب.ظ

    درباره بیانیه شماره ۱۷ آقای موسوی

    این رژیم ولایت فقیه مدت هاست از نظر اخلاقی سقوط کرده و گند لاشه متعفنش همه جا را فراگرفته است. هیچکدام از رهبران نمادین جنبش و حتی آقای هاشمی رفسنجانی هم از ادامه چنین رژیمی طرفی نمی بندند. رژیم ولایت فقیه از همان اول با زندان و شکنجه و اعدام و ترور و بحران آفرینی تثبیت شد و برای ادامه خودش هم هیچ راهی غیر از سرکوب و ترور و بحران آفرینی ندارد. توجه به چند نکته زیر بد نیست:

    ۱) آن ها رو به زوالند اما جنبش سبز رو به صعود. بنابر این گذشت زمان به نفع ماست. نیروهای آن ها دائم در حال ریزش است. اما جنبش سبز رو به گسترش و تعمیق. بگذارید نقطه برخورد را اگر ضروری بود ما انتخاب کنیم نه آن ها به ما تحمیل کنند.

    ۲) ریسک بی عملی ما این است که این روند قهقرا و انحطاط به فروپاشی نظام اداری کشور و خدای نکرده هرج و مرج و تجزیه بیانجامد. لشکر بیکاران و گرسنگان در راهند و به جنبش خواهند پیوست. اما کمبودها و فشارها ممکن است به هرج و مرج نیز بینجامد.

    ۳) ضعف جنبش برای رویارویی تمار عیار احتمالی، ضعف سازماندهی و تشکیلات است. برای رویارویی با ده ها ارگان سازمان یافته که فرماندهان وحشی و حقیر آن فاقد هرگونه پرنسیبی هستند به سازماندهی نیاز است.

    ۴) در یک حالت ایده آل و کم هزینه باید اعتصابات آن ها را فلج کند. اما با توجه به شرایط ویژه ایران و کنترل سپاه روی صنایع حساس مثل انرژی، سناریویی که بیشترین احتمال پیروزی در آن است فتح خیابان هاست در زمان و مکان مناسب.

    ۵) برای پشتیانی عملی از جنبش سبز، دولت های خارجی هم باید ضعف رژیم را ببینید، هم یک جایگزین قوی را. تشکیل “کنگره ملی” موقت و انتخاب یک هیئت اجرایی که بتواند همه گرایش ها (از جمله محافظه کاران) را نمایندگی کند یک ضرورت است.

    ۶) از هر راهی برویم و هر روشی را انتخاب کنیم همه راه ها به “برگزاری انتخابات آزاد” ختم می شود. بیانیه رئیس جمهور موسوی این را پیش روی سران رژیم گذاشته است. امیدواریم تا دیر نشده خردی نشان دهند و بگذارند این دوره انتقالی از یک رژیم دیکتاتوری فردی به دمکراسی و آزادی با کمترین هزینه و کوتاهترین زمان اتفاق بیفتذ.

    ۷) هیچکس حق ندارد و نمی تواند حق تک تک ایرانیان و تک تک سازمان های سیاسی را از شرکت در سرنوشت کشور و ساختن ایرانی آباد و آزاد و پیشرفته انکار کند. نظر آقای موسوی در رد حق بعضی از گروه ها یک نظر فردی است و نظر جنبش سبز نمی باشد.

  20. محبوس ۱۱م دی ۱۳۸۸ ، ۴:۳۲ ب.ظ

    آقای خامنه ای با مطلق کردن ومحق شمردن و مساوی قرار دادن خود با اسلام وانقلاب و نظام، هرحرکت انتقادی و اعتراضی را فتنه و حرمت شکنی نظام می‌شمارد و تاب تحمل نمی‌آورد. این چه نظامی است که بیش از نود درصد پایه‌گذاران، کارگزاران، خدمت گذاران و حامیان فداکارش منزوی، مطرود، محکوم، محبوس و مقتول شده اند!؟ که به قول یکی از اندیشمندان: علی مانده است و حوزه امنیتی‌اش!؟
    “لن تقدس امه لایوخز فیها للضعیف فیها حقه من القوی غیر متتعتع!؟” (نامه ۵۳ نهج البلاغه)
    “هرگز نمی‌توان نظامی را که درآن حق ضعیف بدون لکنت زبان از قوی ستانده نشود مقدس نامید!؟

  21. سارا ۱۲م دی ۱۳۸۸ ، ۱۲:۲۱ ق.ظ

    اولا رسوایی بزرگ برای صداوسیما را در جرس میتوانید ببینید و بخوانید .
    دوما اجازه بده منم مثل اون دوست عزیزی که خطاب به موسوی گفته بود : ” اقای موسوی ماباشما تا آخر آخرش هستیم اما هرگز باشما به جمهوری اسلامی برنمی گردیم . ”
    را بگم و تاکیدکنم که به فرض محال اگه هم با پیشنهادات موسوی موافقت شه اینا حداقلهاییه که ما میخوایم . بزرگترین و مهمترین چیزی که امروز خواست این مردمه فقط وفقط ازادیه .. یه ازادی واقعی .
    به شخصه بعید میدونم کسی با بیانیه موسوی موافقت کنه و تازه اگرم موافقت بشه مطمئنم صرفا موافقت ضمنیست برای شاید ساکت شدن حتی مقطعی مردم .
    و سوما خانوم مسیح خانوم چرا جواب منو ندادی عزیزم؟؟

  22. nasrin ۱۲م دی ۱۳۸۸ ، ۳:۳۳ ق.ظ

    عزیز باتمام کنجکاوی که دارم ولی اگر رضایتی نیست خیانت در امانت جایزنیست .زنده باشی

  23. مانه ۱۲م دی ۱۳۸۸ ، ۳:۳۷ ق.ظ

    در مقابل یزرگی این خس و خاشاک و این گوساله ها وبزغاله ها احساس کوچکی و حقارت میکنم .

    اشک در چشمانم جمع شده و حسرت می خورم که چرا این مردم بزرگ باید اینچنین در بند باشند.

  24. باران ۱۲م دی ۱۳۸۸ ، ۳:۴۵ ق.ظ

    این روزها موج خشونت زایدالوصفی را حس می کردم که مزدوران رژیم می خواهند با تمسک به آن همه چیز و همه کس را تارومار کنند ولی بیانیه هوشمندانه آقای موسوی چون آب سردی بود بر نقشه های پلیدشان.هدف رژیم بردن و رفتن به سوی خشونت است.خانم علی نژاد می دانم حرفهای من ربطی به سوال شما نداشت فقط خواستم بار دلم را سبک کنم.موفق و موید باشید

  25. IMPORTantttttttttttttttttttttt ۱۲م دی ۱۳۸۸ ، ۳:۴۵ ق.ظ

    سلام پیشنهاد کمپین I am ready to die for reform برای حمایت از میرحسین..
    آکر فکر خو بیست پیشنهاد بده….ممنون

  26. کامران ۱۲م دی ۱۳۸۸ ، ۴:۱۰ ق.ظ

    وقتی رئیس نیروی انتظامی تو چشم های منو تو و در تلویزیونی که به هرز نامه ی گویا بدل شده دروغ میگه که اسلحه ی گرم نداریم …… اخلاقیات قسمت سخت مسئله ی انسانیت خواهد شد
    http://www.mypicturehost.com/show.php/68516_szfdxgfgv.jpg.html

  27. ARMIN ۱۲م دی ۱۳۸۸ ، ۴:۱۵ ق.ظ

    اگر حقیقتت باعث زنده ماندن حتی یک نفر شود و تا حد امکان طوری باشد که عابرویی هم از این فرد نرود به نظرم اشکالی ندارد شاید بااینار اخلاق زیر پا گذاشته شود اما جان دوستانم را فدای بی اخلاق نمیکنم درست است که دوستانم برای زنده کردن اخلاق جان میدهند اما اخلاق نیز جز زنده کردن حقیقت وپافشاری نا اصلاح آن نیست درنتیجه…

  28. ناشناس ۱۲م دی ۱۳۸۸ ، ۱۰:۵۲ ق.ظ

    سلام؛
    امروز یه مصاحبه باهات دیدم تو بی بی سی؛ چند روز پیش هم یکی دیگه فکر میکنم از الجزیه بود اگه اشتباه نکنم؛
    نمیدونی چقدر باعث افتخار همه ما هستی با اینکه شاید هرگز نه ما تو رو از نزدیک دیدیم نه برعکس ولی وقتی از اعتقادات و مبارزه ما دفاع میکنی مث اینه که خود ما هستیم که داریم صحبت میکنیم؛
    نمیدونستم که اصلا از ایران خارج شدی؛ مطالبت رو تو روزنامه های اصلاح طلب میخوندم همیشه؛ امروز که میبینم از ایران خارج شدی و صدای تو خون خفه ی شده ی مردم رو به دیگران میرسونی واقعا برام باعث افتخاره؛
    از اون گذشته انگلیسی صحبت کردنت هم خیلی عالیه؛ حتی بهتر از بعضی مفسرایی که سالهاست دارن آمریکا یا اروپا زندگی میکنن ولی نه اعتماد بنفس دارن نه روون صحبت میکنن و نه از واژه های مناسب استفاده میکنن؛
    امیدوارم همیشه سربلند و موفق ببینمت؛ با اروزی موفقیت برای تو و پیروزی همه ما؛
    میبوسمت مسیح عزیز؛

نظر بدهید

RSS دماسنج

گاه نویس

  • همسر یکی از شهدای بیست و پنج خرداد: مردم و رهبران جنبش ما را تنها نگذارید
  • ما به خودزنی مشغول و نمایندگان به چند زنی
  • آقای موسوی، نسل ما نه اهل قهر است و نه اهل غمزه برای دیکتاتور.
  • مادر شبنم سهرابی؛ می گویند شاهد بیاورید که دخترتان زیر چرخ های ماشین نیروی انتظامی له شد
  • جنبشِ یاد کردن از شهدای ناشناس جنبش
  • ماجرای پرواز سبز و آواز ترس و کتاب جدیدم از جنبش سبز
  • دلتنگی های دخترانه برای پدرانی که کودتا آنها را دزدید
  • از پارازیت صدای آمریکا تا پارازیت های دل ما
  • درخواستی صمیمانه از بالاترین، دنباله، سبزلینک…: کمپین ما اعضای خانواده زندانیان سیاسی هستیم را بسط دهید
  • مادران اعتصاب کنندگان در خطر؛ یک پیشنهاد برای انعکاس صدای اعتصاب کنندگان و زندانیان گمنام

بایگانی

  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶
  • مرداد ۱۳۸۶
  • تیر ۱۳۸۶
  • خرداد ۱۳۸۶
  • اردیبهشت ۱۳۸۶
  • فروردین ۱۳۸۶
  • اسفند ۱۳۸۵

تقویم

شهریور ۱۳۸۹
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹۳۰۳۱  

اطلاعات

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

ابزارها

دوستان

نيك آهنگ كوثر, سعيد پور حيدر, فاطمه قدياني, محمد آقازاده, امير عليزاده, مجتبي سميع نژاد, كريم جعفري, اكبر منتجبي, منصور نصيري, مهجاد, جمهور, آسيه اميني, سميه توحيدلو, سهام الدین بورقانی, وب نوشت, محمد دادفر, آرش غفوري, احسان تقدسي, فريد مدرسي, پيامبران كاغذي, ثمانه اكوان, ساغر, داريوش محمدپور, مهاجراني, مسعود بيزارگيتي, آدم, سارا معصومي و مهران قاسمي, مسعود رفيعي, فرشته قاضي, میترا خلعتبری, حسن سربخشيان, محبوبه حسين زاده, سیامک قاسمی, حسين نورايي نژاد, الناز انصاري, مسعود بهنود, ساسان آقايي, لیلی نیکو نظر, حميد متقي, داود پنهاني, مرجان توحيدي, محمد جواد روح, اميرعباس نخعي, ميثم زمان آبادي, كوروش ضيابري, مریم مجد, سهيل آصفي, معصومه ناصري, علي مهتدي, روزبه مير ابراهيمي, سامان صفرزايي, سولماز شريف, محمد رحیمی زاده, سعیده امین, چارسوق, خاطره وطن خواه, سعيد حنايي كاشاني, جميله كديور, فهيمه خضر حيدري, مهرو ملالي, پرستو دوكوهكي, هانيه بختيار, احسان عابدي, حسین پاکدل, رضا مهدوي هزاوه, ابوذر آذران, عكسخانه اي در شمال, نازنين كديور, اميد معماريان, هادي حيدري, فاطمه شمس, كريم ارغنده پور, يونس شكرخواه, هنوز, نسرین افضلی, نفيسه زارع كهن, عفت ماهباز, كافه تيتر, ايمان ابراهيمباي, امشاسپندان, حنيف مزروعي, مصطفي اكبرپور, اكرم ديداري, وحيد پوراستاد, امیر فرشاد ابراهیمی, علي شيروي, كارگاه داستان كوتاه آريا, كيوان مهرگان, بابك مهدي زاده, ندا شيروي, حامد جواد زاده, آسمان ريسمان, مريم شباني, الپر, فرزانه سالمي, پناه فرهاد بهمن, مهرانگيز كار, اسدالله امرايي, جواد منتظري, ليلي فرهادپور, عباس عبدي, پرستو سرمدي, عليرضا حسيني, مرجان طبا, مریم میرزا, ميرا, حسن سلامي.

دسته‌ها

  • اجتماعی
  • سفرنامه
  • سیاسی
  • گاه نویس

feed مسیح علی نژاد

Wordpress and وردپرس فارسی  | Theme by WordPress Pro | Reformed in Persian by An Online Friend | Creative Commons License