• خانه
  • تماس

ترور خواصی که دوپهلو با خامنه ای سخن می گویند

جای احمد زید آبادی خالی است تا با قلم بی نظیرش بتازد به  نظامی که می خواهد  سی و یک سالگی انقلاب اسلامی اش را جشن بگیرد اما می ترسد یک کودک هفت ماهه ای به نام جنبش،  بی محلی کند  و درست وسط مراسم، بالا تا پایین این نظام را به سبک خود گلاب باران  کند.

بیست و دوم بهمن ماه هرسال،  حاکمیت در یک راهپیمایی بزرگ، نمایش جهانی برگزار می کرد اما امسال آب به لانه مورچگان افتاده است  نه می توانند فتوای لغو راهپیمایی صادر کنند نه اطمینان دارند که کودک نوپای اعتراض مردمی ایران(جنبش)  آبروی شان بر باد ندهد.  عاشورا تا بیست و دوم بهمن تنها فرصت باقیمانده برای حاکمیت است تا جنبش را به سبک خود منزوی و خانه نشین کنند و بعد همانند همیشه جشن مشروعیت کذایی برگزار کند. در این رهگذر حربه ها به کار برده اند که از جمله آن جدایی سران جنبش و ایجاد تفرقه در بدنه جنبش بوده است.

در این باره باید بیشتر نوشت.

مطلبم در راه سبز( جرس):

مواجهه خواص  و خامنه ای

کودتا زمانی شکل واقعی تر  و البته کم هزینه تر به خود می گیرد که کودتاگران به جای کشتن سران جنبش، آنها را در ذهن و باور طرفداران شان بکشند.

کاری که این روزها دولت کودتا با اتکا به تمامی رسانه های هوادار دارد با کروبی و خاتمی و میرحسین انجام می دهد.  به جای آنکه دستور برخورد و زندانی کردن  سران جنبش را بدهد و یا همانند روزهای نخست  از ظن خویش با مردم یار شود و موج خونخواهی آنان را تیتر نخست خود کند،  برای ایجاد اختلاف میان سران جنبش و بدنه آن اختلاف افکنی می کند.

بی شک انتشار اخبار مربوط به نامه خاتمی به خامنه ای و تشویق و ترغیب جنبش به تعبیر عقب نشینی موسوی در بیانیه هفدهم در همین راستا بوده است. مانده بود شیخ که او هم بی نصیب نماند.  اینبار انتشار خبری به نقل از کروبی در خبرگزاری فارس نیز در راستای طرح اختلاف افکنی بوده است. خبری که فارس می نویسد شیخ مهدی کروبی رئیس جمهور را به رسمیت می شناسد. اما در گفتگوهایی که  دیروز مجتبی واحدی با آقای کروبی و خود من به عنوان خبرنگار با ایشان داشته ام هرگز نشانی از به رسمیت شناختن احمدی نژاد نیافته ام.

باید اعتراف کرد دولت  کودتا با تمامی کوتاه فکری اش در برخوردهای سرکوب گرانه با مخالفان تا حدودی هم موفق  به اجرای طرح های خود شده  است وقتی درست در روزهایی که خبر مهم مربوط به ترور استاد دانشکده فیزیک منتشر می شود همه  به  دنبال صحت و سقم خبر خبرگزاری فارس هستند به جای آنکه موجی درگیرد تا صحت و سقم بازرسی منزل مسکونی استاد مسعود علی محمدی تنها یک روز پیش از ترور مشخص شود تا غده های سرطانی ترور در کشور شناسایی شود.

درست در روزهایی که هاشمی رفسنجانی سکوت شکست و منت گذاشت و گفت بحران موجود در کشور تنها به دست آقای خامنه ای قابل حل است،  ناگهان همه به دنبال تبانی خاتمی و هاشمی و کروبی با آقای خامنه ای بر آمده اند به جای آنکه به دنبال پاسخگویی رهبری نظام در برابر بحران موجود بر آیند.

یادمان نرود آقای خامنه ای در آخرین صحبت خود به خواص توصیه کرده اند که دست از صحبت های دوپهلو بردارند. این یعنی چه؟

آیا مخاطب آقا در کسوت رهبری نظام  و تاکید بر واژه خواص کسانی غیر از  آقایان هاشمی ، موسوی، کروبی  و خاتمی هستند؟ آیا توقع رهبری غیر از این است که این خواص باید مواضع صریح خود را در برابر معترضان یا به تعبیر خودشان فتنه گران به صورت صریح اعلام کنند ؟ آیا آقای خامنه ای از خواص نمی خواهد تا بدون آنکه دوپهلو سخن بگویند، حساب خودشان را از  جنبش معترضان ایران جدا کنند تا بدنه جنبش ضعیف تر و سپس  سرکوب فتنه و یا مدیریت بحران به آسانی محقق شود؟

در مقابل خواص چه کرده اند؟

آیا آقای هاشمی در سخنان خود که هم بحران را تاکید کرده و هم مسوول سامان دادن به این بحران را آقای خامنه ای دانسته است به اخطار آخر رهبری پاسخ گفته و دست از دوپهلو حرف زدن برداشته است؟

آیا آقای کروبی وقتی احمدی نژاد را رئیس دولت نظامی می داند که آقای خامنه ای در کسوت رهبری آن نظام رئیس دولت آن را تنفیذ می کند، دست از دوپهلو حرف زدن برداشته است؟

آیا آقای خاتمی که از طرفی از اعتقاد به اصل ولایت فقیه حرف می زند و از طرفی می گوید حرف آخر جنبش را مردم و سپس موسوی می زند، دست از دو پهلو حرف زدن برداشته است؟

بیانیه آخر موسوی چه می گوید؟ مگر غیر از این است که آقای موسوی در بیانیه آخر تاکید کرده است تا مادامی که حاکمیت وجود بحران در کشور را نپذیرد مردم عقب نشینی نخواهند کرد؟

حال  یک سوال ساده مطرح است: آیا خواص به اخطار رهبری پاسخ درخور داده اند؟

آقای خامنه ای در کسوت رهبر از  همین خواص خواسته است تکلیف خودشان را در اعلام مواضع  صریح شان به سرعت روشن کنند تا آشکار شود  که آیا آنها با رهبری و دولت منصوب ایشان هستند یا با مردم.

آیا در این شرایط خواص هم باید به  رهبری لبیک بگویند و صریح و شفاف موضع گیری کنند تا بازی  همانگونه که به خواست حاکمیت است رقم بخورد؟  یا ادروگاه معترضان  که خود رسم دیگری برای بازی در میدان سیاست دارد  باید بر اساس علم سیاسی خویش عمل کند؟

کدام را به نفع جنبش می دانید؟

۱- اصرار بر دوپهلو حرف زدن از سوی سران یا همان خواص تا مسولیت پذیرشدن کامل رهبری و دولت کودتا؟ یعنی سران جنبش ضمن تاکید بر بحران موجود در جامعه( بحرانی که به شدت توسط حاکمیت انکار می شود)  رهبری نظام  را تنها فرد مسوول بدانند و دولت منصوب ایشان را نیز مسولیت پذیر بحران موجود معرفی کنند. و پس از اتمام حجت نهایی راهکارهایی اجرایی خود را پیش رو بگذارند.  انتخاب این شیوه ممکن است در نهایت به کوتاه شدن  عمر چهارساله دولت احمدی نژاد بیانجامد و رهبری نظام را نیز پاسخگو سازد.

۲- افتادن سران جنبش یا خواص در ورطه ای که آقای خامنه ای و یا حاکمیت  آن را ترسیم و طراحی کرده اند. موضع گیری صریح  یا به عبارتی روشن شدن تکلیف سران جنبش که آیا همراه با آقای خامنه ای و دولت منصوب ایشان هستند یا با جنبش معترضان.  با برگزیدن این شیوه و در صورت دوپهلو حرف نزدن خواص،  ممکن است راه های برخورد جدی با سران و سرکوب بدنه جنبش در داخل ایران آسان تر طی شود که  در نهایت  بعید هم نیست که به دخالت نظامی غرب منجر شود.

کسانی که برای کروبی و موسوی و خاتمی و حتی هاشمی این حق را قایل نیستند که به اندازه بضاعت و توانایی و درک خودشان از فضای فعلی سیاست ایران ایفای نقش کنند  چه پیشنهاد اجرایی دارند؟

معلوم است که مردم بنا بر تاکید خود سران، جلودار جنبش معترضان ایران شده اند اما مردم  خواسته های خودشان را باید از کدام مجاری محقق کنند و آیا ماندن در خیابان مستلزم پاسخگو ساختن حاکمیت  توسط سران نیست؟

کسانی که از به رسمیت شناختن احمدی نژاد به عنوان رئیس دولت این نظام که پس از تنفیذ رهبری باید مسئولیت بحران را بپذیرد تعبیر سازش می کنند چه گروه هایی هستند، چه نیروهایی در جنبش دارند، چه جایگاه و وزنی در بدنه جنبش دارند و خودشان چه راهکارهای عملگرایانه ای  را پیشنهاد می کنند؟

این ها پرسش های ساده یک خبرنگار است از همه کسانی که  پس از بیانیه آخر موسوی و اعلام موضع آخر شیخ مهدی کروبی و در عین حال واسطه گری آقای خاتمی و انداختن مسئولیت به شانه رهبری نظام توسط هاشمی باز هم معترض باقی مانده اند اند راه عبور از سیاستمداران داخلی را تنها راه چاره می دانند. خبرنگاری که می داند اگر هاشمی ، کروبی ، خاتمی و موسوی منافع نظام را به منافع ملت ترجیح دهند آنگاه کل جنبش می شود پرسشگر سران معترضان و به جای پاسخگو ساختن دولت کودتا، ابتدا پاسخگو ساختن سران  معترض را  در دستور کار قرار می دهد .

اما پیش از همه این شتاب ها به گمانم ابتدا باید به این پرسش ها پاسخ داد و  سپس مراقب بود که در دام دولت کودتا و بال بال زدن کودتاگران  برای تخریب کروبی، خاتمی  و موسوی گرفتار نشد. اگر قرار باشد پاسخگو ساختن موسوی و کروبی در دستور کار بدنه جنبش قرار گیرد نیازی به مدیریت این پرسشگری از سوی کودتاگران و قاتلان پرسشگری در ایران نیست.  آنچه به وضوح دیده می شود در روزهای نزدیک به سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی این است که کودتاگران برای آنکه خیابان ها را دوباره به معترضان نبازند، بهترین شیوه را برگزیده اند:  ترور سران جنبش در اذهان طرفداران جنبش.

جنبش جانش به جمعی بسته نیست که جور جماعت رنج دیده در هفت ماه گذشته را نکشد و با جماعت تصمیم سازی که دستش به یک انتخابات خونین آلوده است بر سر یک سفره نشیند لذا از آنجایی که  ملت  هرگز عهد اخوت مادام العمر با سران جنبش نبسته است و همیشه آماده انتقاد است این  موجی که برای تخریب و جدایی  موسوی و کروبی و خاتمی از بدنه جنبش در گرفته است کم از  شلیک کردن به مردم در راهپیمایی سکوت ندارد. به همان اندازه بی رحمانه و با برنامه است.  ملت پس از افشای تجاوزها و همراهی بی چون و چرای موسوی و کروبی  آن هم در شرایط بحرانی و به هر حال غم انگیز نقطه امیدی برای اتکا و اعتماد یافت که اینک این نقطه امید هدف گلوله قرار گرفته است تا بدون خون و خشونت جنبشی را در کف خیابان های ایران ضعیف و زمین گیر کنند.

۰۷ بهمن ۸۸ | گاه نویس

۱۴ نظر برای “ترور خواصی که دوپهلو با خامنه ای سخن می گویند”

  1. علی ۷م بهمن ۱۳۸۸ ، ۲:۰۱ ق.ظ

    مسیح جان سلام
    ۲۲ بهمن جای خود ولی من شدیدا منتظر چهارشنبه سوری هستم . اگه یه خرده فکر کنیم چهارشنبه سوری در تهران و شهرستانها بیشترین تجمع مردمان عادی رو در خیابانها بوجود می آره . مردم تقریبا در تمام کوچه های شهر که عمرا نیروهای سرکوب بتونن کنترل کنن ، جمع میشن . با یه برنامه ریزی درست اون روز میشه کابوس دیکتاتورها

  2. poorya ۷م بهمن ۱۳۸۸ ، ۲:۴۸ ق.ظ

    سلام من فکر کنم وجود این بیانیه هاو نامه ها از طرف شیخ و میر و آقای خاتمی بسیار لازم بود(با این سبک گفتار) چون افراد جنبش پالایش می شوند و کوته فکران احساسی از ان خارج می شوند فکر کنم این ضرب المثل برای حرکت مردم ما درست باشد
    رهرو ان نیست که گه تند و گه اهسته رود
    رهرو انست که اهسته و پیوسته رود

  3. M . J . M ۷م بهمن ۱۳۸۸ ، ۴:۰۷ ق.ظ

    تاریخ ایران نشان می دهد که سیاستمداران از هر گروه و قبیله در مواقع حساس برای بقای حیات سیاسی اشان به راحتی از مواضع قبل برگشته اند . مردم خود و با تکیه بر اندیشمندانی که در لایه لایه اجتماع وجود دارند باید به نوعی بلوغ سیاسی برسند و خود راه خود را باز کنند . البته من نقش رهبران یک حرکت رو نادیده نمیگیرم ولی میخوام بگم که همیشه و در همه حال رهبران قابل اعتماد نیستند و در بعضی موارد مردم را جا میزارن . مردم ایران در حال حاضر از طبقات فکری و اجتماعی متعددی تشکیل شدن که بعضا بسیاری از آن ها از وضع موجود ناراضی هستند ولی این آقایان خواص نمایندگان همه آنها نیستند . یک جنبش وقتی یک جنبش همه گیر خواهد بود که حداقل های حداکثر افراد جامعه را در نظر بگیرد . و الا صرف نظر از این مهم با پیروزی یک جنبش با سلیقه ای خاص ، دیکتاتوری جدید در پی خواهد بود .

  4. kalepok ۷م بهمن ۱۳۸۸ ، ۵:۰۶ ق.ظ

    سلام
    یک پیشنهاد داشتم.
    همانطور تونستیم همه با هم در مورد قضیه مجید توکلی حمله آنها را به نقطه قوتمان دراتحادو برابری و … تبدیل کنیم. الان هم می تونیم این تفرقه افکنی آنها را به نفع خودمون تمام کنیم.
    باید قبول کنیم همانطور که ما مردم چیزی در حمایت از آقایان موسوی و کروبی وخاتمی کم نگذاشتیم این سه نفر هم پا به پا ما آمدند و برای کم نگداشتن.
    آقای موسوی در یکی از بیانیه ها در مورد “میقات ۲۲ بهمن” برامون گفت و یا آقای کروبی در یکی از پیام های تصویری از همراهی هیشگی با مردم در تظاهرات گفت و آقای خاتمی همینطور.
    پس آنها ما را برای ۲۲ بهمن دعوت کردن.شاید با فشاری
    که روشون هست دوباره نتونند این کار رابکنند شایدم بتونن.
    پیشنهاد می کنم برای اینکه شاید کمی از فشارها را از آنها کم کنیم و یا به طرف مقابل خودمون بفهمونیم
    که این رفتارهای دروغ خبری آنها پشیزی ارزش نداره و فقط اتحاد ما را ‘در عین اینکه اشکالات خودمون را با گفتگو و با سعه صدر درون خودمون خل می کنیم’افزایش می دهد و یا هزاران دلیل دیگه
    کمپین دعوت یاران دبستانی به ۳ یار دبستانی (موسوی و کروبی و خاتمی )برای حضور در تظاهرات ۲۲ بهمن.
    هر کسی می تواند در هر نوع تحلیل و یا خبر و… در مورد سیاست و اقتصاد و … چه نوشتاری و چه رادیو و تلویزیونی و … این کار را تا ۲۲ بهمن انجام بده.
    (اگر این کار ترجیع بند تمام کارها بشود یعنی بارها بارها در طول این چند روز مانده تا ۲۲ بهمن تکرار بشود حتی به اندازه یک خط فکر کنم چیز جالبی از کار در بیاید.
    موفق باشید و امیدوارم در آینده نزدیک مقاله هاتمون را که در مام وطن(ایران) نوشتید را بتوانم نخوانم.

  5. peerooz ۷م بهمن ۱۳۸۸ ، ۱۰:۵۵ ق.ظ

    سرکار خانم علی نژاد،
    نمیدانم جز ذوب شده گان کسی هم واقعا به فرمایشات “مقام معظم رهبری” گوش میکند و یا آنهارا تا آخر میخواند؟ من که تا کنون همچون سعادتی نداشته ام. بنظر میاید که پیرمرد خرفت شده و شهوت کلام دارد و هر یکی دو روز یکبار افاضات بی معنی میفرماید. موا ضع صریح یعنی چه ؟ آقایان موسوی و خاتمی و کروبی در طول سی سال و به کرات اخیرا اعتقاد خود به ائمه اطهار بخصوص امام علی و امام حسین و جمهوری اسلامی و ولایت مطلقه فقیه اعلام کرده و از فتنه جویان و کسانی که به این اصول اعتقادی ندارند تبری جسته اند. آیا روشن تر از این میشود؟
    اما با وجود آنکه فرمایشات “رهبران ” جنبش برای فتنه جویان “غیر اصلاح طلب” روشن و مهربان نبوده است آنها عاقلانه و صمیمانه این جنبش را همراهی کرده اند. بعنوان مثال بیانیه آخر موسوی را دوست و دشمن به انواع مختلف تفسیر کردند و سخنان آقای خاتمی در باره “فتنه جویان” خیلی از روی” مهروزی” نبود بگذریم از نامه ایشان که نمیدانیم چیست و تا آنجا که من میدانم تکذیب هم نشده است . آقای کروبی هم در مجلسی سخنانی فرمودند که به اشکال مختلف گزارش شد و بعد فرزند ایشان و سپس نماینده ایشان و آخر خود ایشان تفسیر های مختلف نمودند. آقای هاشمی هم که ماشاالله ازاول حکومت اسلامی ملق های متفاوت زده اند. ملق زنان خارج کشور هم که بحمدالله تعدادشان به هزار میرسد فن اکروبات را تکمیل کرده اند. از بین تمام اینها که زبان همدیگر را درک نمیکنند یا نمیخواهند درک کننند تنها یک گروه است که گر چه ممکن است نداند که چه میخواهد ولی میداند که چه نمیخواهد وساکت و آرام و منتظر به تماشا نشسته است تا نوبت او برسد . سرکار خانم علی نژاد، هزار نقش برآرد زمانه و نبود یکی چنان که در آیینه تصور ماست. و لازم به تذکر نیست که این از فرمایشات رند عالم سوزی ست که ۶۰۰-۷۰۰ سال پیش از دست ملایان خون گریه میکرد. موفق باشد.

  6. بی نام ۷م بهمن ۱۳۸۸ ، ۱۲:۲۳ ب.ظ

    ما سبز می مانیم

    کاشکی خامنه ای سر عقل می آمد و میذاشت این دوران گذار به دمکراسی هزینه گزافی به ملت و کشور تحمیل نکنه. این جور که بوش میاد تلاش های رئیس جمهور موسوی و آقای کروبی و آقای خاتمی و آقای رفسنجانی و دیگران برای جدا کردن صف خامنه ای از احمدی نژاد و باندهای مافیایی و مشکوک به جایی نرسیده است.

    اما هنوز نباید امید به صلح را از دست داد. فراموش نکینم مساله ما افراد نیستند. مساله ما گذار به دمکراسی پایدار است با کمترین هزینه.

    از طرف دیگر با تشدید شیب نزول و انحطاط به سمت فروپاشی، ممکنه کنترل از دست همه خارج بشه و کشور را ناامنی و هرج و مرج فرابگیره. امیدواریم جنبش سبز بتونه در انجام رسالت تاریخی خود برای نجات ایران در این لحظات حساس و سرنوشت ساز موفق باشه.

  7. khodam ۷م بهمن ۱۳۸۸ ، ۱:۱۹ ب.ظ

    مسیح جان

    دو پهلو ، سه پهلو یا هر تعداد پهلو هم هر کی‌ دوست داره صحبت کنه یا اعلامیه بده. ما به کمتر از نابودی رژیم فاسد جمهوری اسلامی راضی‌ نیستیم.

    والسّلام

  8. نیلوفر ۷م بهمن ۱۳۸۸ ، ۲:۵۲ ب.ظ

    ۲۲ بهمن همراه با سران جنبش سبز در جشن ملی پیروزی برای محکومیت دیکتاتور در کنار شما هستم

  9. sina ۷م بهمن ۱۳۸۸ ، ۴:۰۶ ب.ظ

    در ۲۲ بهمن جنبش یک قدم اساسی رو به آزادی بر خواهد داشت…

  10. reza ۷م بهمن ۱۳۸۸ ، ۴:۴۴ ب.ظ

    بر قلم شیوا و جسور تو بوسه میزنم
    خداوند نگهدار تو باد

  11. Amir ۷م بهمن ۱۳۸۸ ، ۵:۲۰ ب.ظ

    لذت بردم از خواندن نوشته شما. برداشت من از نوشته آقایان خاتمی، کروبی و هاشمی عملگرایی است. بچه بودم و مهمان پدر بزرگ و مادر بزرگ؛ گربه ای از بیرون وارد اتاق شد و من از سر شیطنت کودکی به سمتش رفتم. دوره اش کردم، آرام آرام به گوشه اتاق می راندمش. که ناگهان پدر بزرگم گفت همیشه برای گربه راه فرار باقی بگزار . آنچه که حکومت ما در حق ما انجام داده است و میدهد جنایت است. اما تنها عملگرای و صبر و حوصله مردم است که میتواند از امکان خشونت بیشتر بکاهد و یا از آن مهمتر بجای رفتن به سوی یک انقلاب مشابه سال ۱۳۵۷ به اصلاح حکومت و قانون اساسی منجر بشود.

  12. پیمان ۷م بهمن ۱۳۸۸ ، ۱۰:۴۹ ب.ظ

    با سلام. خدا رحمت کند زن عمویی داشتم که پسری داشت نونور و دردونه. شام را معمولا دیروقت می خوردند و او این پسر را از خواب بیدار می کرد و بزور یه بشقاب پر غذا را می چپاند توی گلویش وقتی بچه خواب آلو دیگه نمی تونست بخور هی می گفت عزیزم فقط گوشتش را بخورآن وقت یک بشقاب دیگه گوشت خالی پر می کرد توی گلوی این بدبخت که یکی دو بار هم نزدیک بود بچه را بکشه. مادر من از عصبانیت دندانهایش را به هم می فشرد و گاهی دیگر صاقتش طاق می شد و می گفت بخدا خوب نیست. خدا بیامرزد او در یک تصادف رانندگی فوت کرد و آن پسر اکنون با ۲۴ سال سن ۲۲۰ کلیو وزن دارد و هزار و یک بیماری از دیسک کمر گرفته تا چربی و قند و هزار زهر مار دیگر.
    حالا این داستان ما به اصطلاح روشن فکران است و مثلا تحصیل کرده ها. مسیح جان باور کن من و شما دچار توهم بزرگی هستیم. و عاقل از همه چیز. ایران فقط تهران نیست. اینها هر غلطی که کرده اند این مردم دنبالشان هستند. یکی از بستگانمان که مرا در این سفرم دعوت کرده بودند مزلشان زن میان سالی است که می گفت هر شب که به نماز شب بلند می شوم هزار با دشمنان احمدی نؤاد را نفرین می کنم. دور و بر خانه نگاه کردم که این ازخیر سر احمدی نزاد چه دارد؟ و دیدم هیچ. حالا من و شما هی بچیانیم توی گلوی این بچه که آزادی و دموکراسی و این حرفها؟ آنها اما نان شب را می خواهند و اصلاح طلبان از این مقوله غافل ماندند و هی ادعای غیر قابل باور تقلب. مردم این جماعت را عبادت می کنند. و من وتو آب در هاون می کوبیم. خوش باش مسیج زندگیت را بکن. ما از واقعیت های اجتماع خود غافلیم. جامعه ما بشدت عوام است.

  13. پیمان ۷م بهمن ۱۳۸۸ ، ۱۰:۵۷ ب.ظ

    خلاصه این را داشتم می گفتم که آن راهپیمایی روز چهارشبنه که ترتیب دادند. من هم رفتم که ببینم لابد هیچ کس نخواهد آمد و افتضاح خواهد شد. من از سمت شرق تهران طرفهای نیروی هوایی می آمدم. جان مسیح از میدان امام حسین جلو تر ابدا امکان حرکت نبود و بجرات می توانم بگویم من این جمعیت را در تاریخ بعد از انقلاب سراغ ندارم. بزرگترین جمعیت به نظر من فوت آقای خمینی بود. اما این راه پیمایی چیز دیگری بود. حالا هی من گلوم را پاره کنم که ساندیس می دادند. باور کن ۲۲ بهمن هم خواهند آمد. اما اگر تحلیل مان این است که ما روشن فکریم و حق داریم رایمان را به عوام تحمیل کنیم و آنها نمی فهمند آن وقت داستان دیگری است. من البته این اعتقاد را ندارم و فکر می کنم تا وقتی که این مردم اینگونه می خواهند کاری نمی شود کرد

  14. peerooz ۸م بهمن ۱۳۸۸ ، ۵:۳۵ ق.ظ

    جناب پیمان،
    گزراش دست اول شما جالب است و من شکی در آنچه دیده اید ندارم ولی نفرمودید از میدان امام حسین تا کجا چنین جمعیتی بود. و اگر مشاهدات شما صحیح باشد چرا دولتی که تا بن دندان مسلح است و سازمان امنیت ان رشک موساد است و اقلا ۹۵% مردم آن مستقیم یا غیر مستقیم (حتی بازاریان که اقتصاد را به واردات تبدیل کرده اند) نان خور آنند و تمام مخالفانش یا کشته یا زندانی یا فراری اند باید چنین با خشونت رفتار کرده و از سه گربه بی دفاع چنین نگران باشد؟ آیا این دولت چنان بی کفایت است که با تمام این امکانات قادر نیست که وسایل رضایت و آسایش بنده گان خود را فراهم کند؟ و اگر این رژیم چنین عقل و درایتی ندارد و اختیار آن بدست گروه کوچکی افتاده که جز نفع آنی خود به چیز دیگری نمی اندیشد چگونه قابل دوام است؟ اگر درست از مصاحبه های خانم علی نژاد در امریکا بیاد آورم ایشان نیز چیزی شبیه این در باره مردم خارج از مراکز بزرگ ذکر میکردند. با چنین جمعیتی که شما میفرمایید پس ترس این دولت از چیست و چرا سنگ را بسته و شریعتمداری و فاطمه رجبی را رها کرده است که تخم نفاق و دشمنی به پراکنند؟ عارفی گفته بود خدایا آنرا که عقل دادی چه ندادی و آنرا که عقل ندادی چه دادی؟

نظر بدهید

RSS دماسنج

گاه نویس

  • کلیپی از مصاحبه هایم با خانواده های شهیدان جنبش سبز
  • یک مصاحبه نفس گیر با دویچه وله و یک ولوله در دل خودم
  • می خواهم برای مادرم نامه بنویسم ولی مادرم مرده…
  • پرهیز از توهم اثرگذاری و وهم بی اثری؛ ما هنوز بیشماریم اما شعورِ ترسیدن هم داریم
  • به قفسه اسباب بازی کودک یک شهید عاشورا نگاه کنید
  • کروبی در محاصره نشسته است، موسوی کجاست، خاتمی، هاشمی، مردم، منتقدان، ما کجا هستیم
  • همسر یکی از شهدای بیست و پنج خرداد: مردم و رهبران جنبش ما را تنها نگذارید
  • ما به خودزنی مشغول و نمایندگان به چند زنی
  • آقای موسوی، نسل ما نه اهل قهر است و نه اهل غمزه برای دیکتاتور.
  • مادر شبنم سهرابی؛ می گویند شاهد بیاورید که دخترتان زیر چرخ های ماشین نیروی انتظامی له شد

بایگانی

  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶
  • مرداد ۱۳۸۶
  • تیر ۱۳۸۶
  • خرداد ۱۳۸۶
  • اردیبهشت ۱۳۸۶
  • فروردین ۱۳۸۶
  • اسفند ۱۳۸۵

تقویم

شهریور ۱۳۸۹
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹۳۰۳۱  

اطلاعات

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

ابزارها

دوستان

نيك آهنگ كوثر, سعيد پور حيدر, فاطمه قدياني, محمد آقازاده, امير عليزاده, مجتبي سميع نژاد, كريم جعفري, اكبر منتجبي, منصور نصيري, مهجاد, جمهور, آسيه اميني, سميه توحيدلو, سهام الدین بورقانی, وب نوشت, محمد دادفر, آرش غفوري, احسان تقدسي, فريد مدرسي, پيامبران كاغذي, ثمانه اكوان, ساغر, داريوش محمدپور, مهاجراني, مسعود بيزارگيتي, آدم, سارا معصومي و مهران قاسمي, مسعود رفيعي, فرشته قاضي, میترا خلعتبری, حسن سربخشيان, محبوبه حسين زاده, سیامک قاسمی, حسين نورايي نژاد, الناز انصاري, مسعود بهنود, ساسان آقايي, لیلی نیکو نظر, حميد متقي, داود پنهاني, مرجان توحيدي, محمد جواد روح, اميرعباس نخعي, ميثم زمان آبادي, كوروش ضيابري, مریم مجد, سهيل آصفي, معصومه ناصري, علي مهتدي, روزبه مير ابراهيمي, سامان صفرزايي, سولماز شريف, محمد رحیمی زاده, سعیده امین, چارسوق, خاطره وطن خواه, سعيد حنايي كاشاني, جميله كديور, فهيمه خضر حيدري, مهرو ملالي, پرستو دوكوهكي, هانيه بختيار, احسان عابدي, حسین پاکدل, رضا مهدوي هزاوه, ابوذر آذران, عكسخانه اي در شمال, نازنين كديور, اميد معماريان, هادي حيدري, فاطمه شمس, كريم ارغنده پور, يونس شكرخواه, هنوز, نسرین افضلی, نفيسه زارع كهن, عفت ماهباز, كافه تيتر, ايمان ابراهيمباي, امشاسپندان, حنيف مزروعي, مصطفي اكبرپور, اكرم ديداري, وحيد پوراستاد, امیر فرشاد ابراهیمی, علي شيروي, كارگاه داستان كوتاه آريا, كيوان مهرگان, بابك مهدي زاده, ندا شيروي, حامد جواد زاده, آسمان ريسمان, مريم شباني, الپر, فرزانه سالمي, پناه فرهاد بهمن, مهرانگيز كار, اسدالله امرايي, جواد منتظري, ليلي فرهادپور, عباس عبدي, پرستو سرمدي, عليرضا حسيني, مرجان طبا, مریم میرزا, ميرا, حسن سلامي.

دسته‌ها

  • اجتماعی
  • سفرنامه
  • سیاسی
  • گاه نویس

feed مسیح علی نژاد

Wordpress and وردپرس فارسی  | Theme by WordPress Pro | Reformed in Persian by An Online Friend | Creative Commons License