جنبش معترضان و جنون جوانکشی در ایران
در مبارزات صلح آمیز جنبش سبز ایران کمی بیشتر دقت کنیم اکثر کسانی که به شهادت رسیده و شکنجه شده اند را جمعیت جوان ایران تشکیل می دهد. چرا؟
برخی از پدران از آگاهی پسران می ترسند. ازاینکه پسر بیشتر از پدر بداند نگران می شوند. نگران از دست دادن قدرت و جایگاه خود در حریم خانه و اینکه دیگر حرف و ادعای پدرانه شان خریداری نداشته باشد. حال در نظر بگیرید که همین پدر بشود کسی که پست و مسولیت و صندلی قدرت هم در اختیارش قرار گیرد آنگاه چه می کند؟
این قاعده انگار در قاموس قدرتمداران و پدران پیر شهر ما کمی بیشتر صدق می کند . شاید برای همین است که نوسینده کتاب «بار دیگر شهری که دوست می داشتم» دغدغه اش این بود که اگر پسران به اندازه پدران بدانند جهان متوقف خواهد شد.
جناب جنتی چند سالی است که علاوه بر هراس از دانایی و دگر اندیشی پسر و فرزند خود، که گفته می شود برای اعدام او نذر هم کرده بود، با پسران و دختران و جوانان کشور هم سر ناسازگاری دارد . به جای آنها و برای آنها تصمیم می گیرد. دفاع او از نظارت استصوابی و تعیین اینکه چه کسی صلاحیت کاندیدا شدن برای مجلس و ریاست جمهوری دارد گواه همین مدعاست که نگران است آنان که بیشتر از او می دانند قدرت را در یک روند دموکراتیک در اختیار گیرند و او همپالگی هایش جایگاه و کرسی خود به جوانان جامعه ببازند.
دبیر شورای نگهبان، تنها یک مثال است از آن هزاران کسانی دیگری که در عرصه سیاسی و عمومی ایران مثل او می اندیشند و جوان کشی مرام و مشی شان شده است. در تاریخ هم کم نداریم پدرانی که صندلی زیر پای پسران دگر اندیش خود را خودشان کنار زده اند تا تاب خردن جوان شان بر بالای دار لذت استقرار قدرت آنان را تکمیل تر کند.
مصباح یزدی نیز یک مثل دیگر است که یا جوانان را بر نمی تابد یا هزینه سفر و اعزام آنها به کشورهای دیگر را هم متحمل می شود تا جوانانی که مثل او می اندیشند، زیر نظر موسسه او تربیت شوند و آنگاه خطری تهدید شان نکند ورنه ریختن خون جوانی که راه تحصیل علم و دانش را مستقل طی کرده است به جرم دشمنی با خدا و دوستی با غربی های واجب است.
جنتی و جنون جوان کشی او در حوزه سیاسی ایران یک دلیل روشن است برای آنکه مدعی شد آنها ایران را در برابر پیشرفت جهان چند سالی متوقف نگاه داشته اند. اجازه ظهور و بروز فرزندانی که بیش از پدر می دانند را در ایران نمی دهند و برای همین است که ایران با آن همه قدرت مثال زدنی اش در منطقه هنوز اندرخم یک کوچه است که لوگوی یک روزنامه به سر و شکل یک زن رقاصه می ماند و مردان را تحریک می کند.
در کشورهای همسایه تلاش اثبات قدرت در جهت پیوستن به کنوانسیون ها و حوزه های تصمیم سازی جهانی و پررنگ تر کردن نقش کشورهای مسلمان در حوزه های بین المللی برپا است در ایران مسلمان اما هنوز بحث بر سر این است که وقتی زنی از صندلی اتوبوس برخاست، مردی که قصد نشستن در همان جایگاه را دارد چند دقیقه باید صبر کند تا بخار و گرمای بدن زن بر آن صندلی به طور کامل از بین برود و مرد با گرما و بخار و بر جامانده بر آن صندلی کذایی تحریک نشود.
این هفته ستون مسافر روز آن لاین را خطاب به جنتی نوشته ام که او و باقی هم اندیشان اش «چهار چنگالی» ایران را گرفته اند و در حالی که قطار پیشرفت جهان به سرعت از کنار مان می گذرد ما چند سالی عقب افتاده ایم ، جا مانده ایم از قطار و کماکان با پدران نادان و نا آگاه دست به گریبان مانده ایم تا رها کنند کشور را و بگذرند ایران سیر تحولی طبیعی اش را در جهان طی کند.
جناب جنتی! حیف که عمر شما کفاف دادگاه های فردای این نسل صلح طلب را نمی دهد.
نامه نوشتن به بعضی ها سخت است اما نامه نوشتن به شما عذاب است، عذاب از آن رو که میان نسل من و نسل تو فرسنگ ها فاصله است و این از بخت بد ماست که اینک عنان و افسار جامعه جوان ما به دست شماست و شما ما را به سیاق خود می چرخانی و می گردانی و عاقبت چون یک شکارچی مسرور بالای سر گنجشک های مرده، مزه پرانی هم می کنی. عذاب از آن رو که در قاموس ما،پیر یعنی او که چشم بر چه چه و به به جمعی بی خرد می بندد و ذوق شکار و کشتار را حداقل در سالهای آخر عمرش به کنار می گذارد اما شما ظاهرا تا پایان عمر زمینی تان، زمین و زمان را به هم می دوزید تا جمع بیشتری از ما کشته شوند. در قاموس ما پیر یعنی مرجعی که میان مقام و میله های حصر، دومی را بر می گزیند و پایان عمرش می شود آغاز عمر انسانیت. در قاموس ما پیر یعنی کسی که اگر پیش تر ها در برابر قتل و اعدام و تجاوز به جمعی دگر اندیش سکوت کرده بود، حداقل در پایان عمرش چشم بر تجاوزها و رذالت های یک حاکمیت نمی بندد. در باور سنتی ما چنین گفته بودند که پیران همه مهربانی ناکرده در عصر جوانی را یکجا با خود دارند و دلشان به مرگ مورچه ای هم رضا نمی دهد تا چه رسد به مرگ یک انسان. باور کردنی نیست که کسی در سن و سال شما دلش رضا دهد به جوان کشی و از تریبون رسمی نمازجمعه به نمایندگی از خدا خطاب به رئیس قوه قصاییه خطبه را چنین خطا خواند: “با زبان قرآن به شما می گویم بیاید برای رضای خدا همین طور که این دو نفر را خیلی سریع اعدام کردید، مردانه بایستید…اگر منافقین، افراد بیمار دل و شایعه ساز دست از کارهایشان برندارند من به تو دستور می دهم به اینها حمله کن و اینها را سخت بکش”.
دبیر شورای نگهبان !
بی شور و شر دبیر شورایی که فتوای مرگ آرام اش می کند، تا فرصت هست کمی با خودت خلوت کن تا دریابی بیماردلان کدام اند؟ آنان که آرش رحمانی و محمدرضا علی زمانی را ماهها پیش از انتخابات دستگیر کرده و سپس شتاب زده آنان را به دادگاه متهمان انتخابات آورده اند تا در آستانه بیست و دوم بهمن و برای گرفتن زهره چشم از معترضان، طناب دار یک حاکمیت را به رخ معترضان بکشند یا جوانانی که اگر شما را با این همه اشتیاق تان به اعدام هم دستشان بدهند،بعید می دانم عطشی برای انتقام و اعدام و حلقه آویز کردن تان داشته باشند؟
شایعه سازان کدام اند؟ آنان که در مقابل چشم های هم سلولی های آرش او را برای تمرین مداوم اعترافات از پیش نوشته شده می برند و سپس با اتکا به همان اعترافات به او انگ براندازی و محاربه می زنند یا جوانانی که اگر فردا همین بازجویان را با خروار خروار خاطره تلخ بازجویی و تحقیر در خیابان های آزاد ایران هم ببینند محال است آب دهان شان را هم حرام خشونت طلبان کنند؟
بگو قصه ی همان اندک جوانان خشمگین و دلشکسته ای که در عاشورای شهر بر همپالکی های تا دندان مسلح شما آجر و سنگ پرتاب کرده اند را یکی برایت بازگو کند. برای لالایی آخر هم که شده بگو یکی برایت بگوید که چه موجی در گرفت در میان جوانانی که در ایام عاشورا وقتی جنازه برادر و خواهر له شده خود را از زیر چرخ های ماشین نیروی انتظامی بیرون کشیدند کمی هم خشونت به خرج دادند. بگو تا برایت بگویند وقتی جوانی سنگ بر صورت جوان مسلح می زد تا چه اندازه جوانان دیگر جنبش گلو دریدند تا خوی دریدگی و وحشی گری را نفی کنند و تا مدت ها همه انگار یادشان رفته بود که دارند کشته می شوند و مدام به یکدیگر توصیه می کردند که مبادا خشونت خوی معترضان سبز شود.
حامی یک رئیس مسئله دار!
مسئله این است که جوانان و حتی نوجوانان یک کشور وقتی می بینند که جوانی خامی می کند و احیانا سیلی و سنگ بر صورت ماموران مسلح می زند تا مدت ها او را نصیحت می کنند که مبادا خشم در برابر برادر، به آئین و مسلک معترضان بدل شود. آنگاه شما وقتی می بینی و می دانی که جمعی را به دروغ و با اتکا به اعترافات ساختگی به دار می کشند، توصیه به برافراشتن دارهای ببشتر می کنی. مسئله پیچیده ای هم نیست. شما و همپالکی ها و همان هایی که به همت خیانت شما از صندق های رای بیرون آمدند شعار مهرورزی می دهید و در مقابل، تخم کینه می پاشید و آنگاه جوانان و همه همان محاربان خیالی شما کماکان یکدیگر را به صلح و سکوت و توصیه می کنند. می بینی فاصله میان نسل بی کینه من و تو فاصله میان ماه من است تا ماه گردون؟ تردید نکن در قاموس ما اگر اعتراضی هست به اینکه باید تخت قدرت رها کنی و تخت استراحت، بر گزینی این به معنی توهین به کهن سالی و سالخوردگی و سن و سال نیست. در عصر حاضر کمتر پیری دلش رضا می دهد که جوانان کشوری را برای بقای “بیماردلان” و “شایعه سازان” بدون اطلاع پدر و مادرشان در زندان به قتل برسانند و سپس به نام دین در نماز جمعه بزم مسلمانی برپا کنند.
اگر هنوز وسوسه دلچسب قدرت رهایت نمی کند تا همانند آن دسته از پیران خوشنام شهر در کنار نسلی که بخشندگی و صلح را مشق می کنند قرار گیرید و اصرار دارید نمایندگی این نسل را از تریبون های رسمی ایران عهده دار باشید و در کنارش نمایندگی خدا را هم کماکان قبول زحمت می کنید، لطفا یک فراخوان بدهید تا میلیون ها نفری که با خدای تعریف شده شما در جنگ هستند خودشان را به شما معرفی کنند تا حداقل بدانید که با اعدام یازده نفر به نام محارب، حربه شما و همپالکی هاتان پاسخ نخواهد داد. به نماز جمعه آمده اید و بعد از آنکه جماعتی را زخمی و داغدیده در عزای دو جوان نشانده اید به زعم خود حریف به میدان طلبیده اید. واضح است که بعد از این اعدام و در آستانه سالگرد انقلاب اسلامی و هراس از رسوایی در راه باید جنبش صلح طلب سبز را به خشونت فرا می خواندید و هیچ چیزی بهتر از اعدام دو جوان نمی توانست ملتی را به خشم و خشونت فرا خواند تا راه برای سرکوب بیشتر خشونت گران در خیابان های شهر باز باشد. بنشین و خوب نظاره کن نسلی را که پای طناب دار عزیزانش هم نقشه مرگ شما را نمی کشد و سقف آرمان و آرزوی اش، برپایی یک دادگاه عادلانه است برای نا عادلان امروز و خیالی هم نیست که عمر شما کفاف دادگاه های فردای این نسل را نمی دهد.
این آقا سی سال است که در مرحله انکار باقی مانده است
معادل انگلیسی اش می شود Denial
صد رحمت به محمدی گیلانی که قدری هر چند کوچک از عذاب اخروی را در این دنیا تحمل نمود.
فقط خدا به دادت برسه آقای جنتی (وارونه نهند نام زنگی کافور)
سلام
اینان خون آشامانند در لباس آدمیزاد
بویی از انسانیت نبرده اند
ننگ بر این جمهوری اسلامی
خانم مسیح علی نژاد، نوشته اید که :
نامه نوشتن به بعضی ها سخت است اما نامه نوشتن به شما عذاب است، عذاب از آن رو که میان نسل من و نسل تو فرسنگ ها فاصله است و این از بخت بد ماست.
خانم مسیح علی نژاد،من فکر میکنم که فقط فاصله نسلها نیست که گفتگو را سخت میکند بلکه چگونه دنیا را دیدن ماست که میتواند مشکل ساز باشد.
دکتر محمد ملکی هم نسل آیت الله جنتی است وهم نسل من و شما نیست.
-پاسخ باتوم تو،محبت است محبت/با گل میدیم با گل
-بسیجی . نظامی،یادت نره انسانی
-بسیج مخلص خدا،نمی کشه خلق خدا/بترس از روز جزا/ باعث شرم است به خدا
-خونریزی دیگر بس است،این خون یک ملت است
-بسیج مخلص خدا ،نمیشه از مردم جدا/بیا تو هم کنار ما
-بسه دیگه خونریزی،این همه آبروریزی
-جمهوری انسانی،شعار هر ایرانی
- همه به گوش. همه به گوش، به یک صدا،جاویدانی جنبش سبز ایران ما/جاویدانی شهید و اسیر سبز ایران ما
-باتوم و مرگ و و (زندان/رادان) ،حکومت طالبان
-سرکوب و حبس و ترور ،(پایان/امید) هر دیکتاتور
-دولت سرکوب و زور،پایان هر دیکتاتور
-عکس تو پاره میکنی،قرآن به نیزه میکنی
-مردم که میزان بودن/حالا شدن (بزغاله/معاند)
-قسم به خون ندا،رفتنی کودتا
سکوت بر (ظالمان/قاتلان)،خیانت است به قرآن
ملت شدن گوساله،ای بلعم بیچاره
ای مسئول با غیرت،بیا کنار ملت/بکش کنار از دولت
تاریخ کند قضاوت،بر این همه جنایت
سلام
اگه میشه می خواستم نبادل لینک کنیم
سایت من اینه
http://mowjcamp-khatshekan.blogspot.com/
از طرف مبارز سبز
سلام خانم علی نژاد
وب سایت و وبلاگ اقای حسین زمان اپ شد
موفق باشید
سلام مسیح، من شیفتهٔ این نوشتت شدم و اشک توی چشمم حلقه زده. من حتا توی خونه خودمون توی ایران هم طعمهٔ جوون کشی بودم و از وقتی که آمدم به سوئد تازه دارم کمی جون میگیرم. مسیح دنیای مترقی تمومه امیال و غرایز انسان رو تحت کنترل احساس و فکر در آورده. در واقع انسان مترقی یک مرحله از حیوانات دور تر شده. واسهٔ اینه که وقتی یک زن توی سوئد شب ساعت ۲ با سکسیترین لباس توی خیابان باشه حتی کسی نگاه هم بهش نمیکنه. اما تو ایران به خاطره این حجاب اجباری همهٔ مردا از نظر جنسی بطور غیر طبیعی تحریک هستند و وقتی یک زن حتی با چادر ساعت ۱۰ شب کنار خیابان باشه ۱۰۰۰ نفر امنیتشو تهدیدی میکنن. حالا مسیح به من بگو تو چنین جامعه ای تکلیف عشق پاک فارق از سکس چی میشه، زیبائی فکر و نگاه کجا میره. مسیح اما بدون که یک روزی، شاید خیلی دور، شاید خیلی نزدیک میاد که منو تو روحمون تو آسمون اون سرزمین پر میکشه و میبینیم انسان مترقی رو که بردهٔ سکس، پول، مذهب و قدرت نیست. بلکه بردهٔ عشق و ایمان و ارزشهای پاکی هستش که درک اونا مکتب و مسلکی خاص نمیخواد. چشم پاک میخواد و دل آزاده و روح بلند که پرواز میکرد، که پرواز میکنه تا فنا بشه بخاطر ارزش، بخاطر انسان، بخاطر مسیح. شب خوش . . .
فرزند کشی،
در رابطه با این مقاله خوبست بیاد آوریم که فرزند کشی با انگیزه حذف رقیبان احتمالی بویژه در دوران حکومت شیعی صفوی امر نادری نبود و اینکه آیت الله شیعی مذهبی ظاهرا برای اعدام فرزند خود نذر کند نیز دلیل دیگری بر میزان خونخواری این رژیم است.
دلیل ارسال این کامنت اینست که توجه علاقه مندان به دلائل روانی ترس و خونخواری در این رژیم را به مقاله تازه آقای مسعود نقره کار جلب کنم تا اگرتا کنون ندیده اند به آن رجوع کنند. ایشان دکترروان پزشک و ساکن فلوریدا ی آمریکاست. جالب است که نقره کار نیز جزو خیل عظیم تحریمیان انتخابات بود و نمیدانم که آیا ایشان نیز همچون خانم علی نژاد به این سوء تفاهم یا اشتباه خود اقرار کردند یا نه. میدانم که خیلی ها حتی این قضییه را فراموش کرده اند. بهر حال مقاله جالبیست. این حکومت حد اقل بر دو پایه استوار است :یکی امکانات وسیع مالی ودیگری ایجاد ترس و ترور و خوف و وحشت.
فرزند کشی،
ادامه ،
آدرس مقاله آقای دکتر نقره جار اینست :
http://news.gooya.com/politics/archives/2010/01/099877.php
کفتار پیر
که از از کامش
خون چکد همی
بر سر گنجشک های مرده تو
در پیروی ز کرکس خون آشام
بر صخره سیاه غبار آلود
با خس و خس سینه تاریکش
و با نگاه پلیدش
با آن زبان تیره ناپاک
میطلبد مرگ را
بر بلبلان تازه نفس در قفس
و بر شکوفه های بهاران
کو عارف
کو عشقی
کو فرّخی که بداند که
چیست استبداد
مردم فریبی و تحمیق
انسان ستیزی و تزویر
مردمکشی به همه روز
آدمکشی به همه شب
محکوم میکنند آدمیان را به حکمهای دراز
اعدام میکنند این عاشقان بهاررا
انگار که هم اکنون
با هر دو پا لب گور
پی برده اند کز این آخرین نبرد
راه فرار نیست
اینک بدان تو پیر نیم مرده
که کوته ترین این احکام
از عمر مانده توبس دراز تر
راه فرار نیست، از تو نخواهد ماند
هیچ، هیچ، حتی در گور
ای بلبلان عاشق سرگشته
ملا تمام شد، تزویر شد به همه روشن
بشنو ز سعدی ایران
در سالهای فراوان دور
که چه فرموده است:
برخیز که میرود زمستان بگشای در سرای بستان
برخیز که باد صبح نوروز در باغچه میکند گل افشان
بوی گل بامداد نوروز و آواز خوش هزاردستان
ما را سر دوست بر کنارست آنک سر دشمنان و سندان
چشمی که به دوست برکند دوست بر هم ننهد ز تیرباران
خاموشی بلبلان مشتاق در موسم گل ندارد امکان
ایرانی. مسلمان،مرگ بر ظالمان
زندانی سیاسی آزاد باید گردد،اصلاحات اساسی ایجاد باید گردد
نه بر مرگ باد،جنبش سبز زنده باد
خدایا!خدایا!تا پیروزی جنبش،موسوی را نگه دار!معترضان سبز را نصرت اعطا بفرما
http://www.irannegah.com/Video.aspx?id=1559
بخشی از اظهارات جنتی در نماز جمعه که کمتر مورد توجه قرار گرفت. او در این بخش از اظهاراتش خمینی را در حد یک پیامبر خدا بالا برد و تمام خصوصیات یک پیامبر را برای او در نظر گرفت
مسیح جان ما خیلی بیش از سالها از دنیای پیشرفته عقب هستیم. تو اینرا که هم اکنون در یک کشور پیشرفته زندگی میکنی(خوشبختانه )بخوبی می دانی و لمس میکنی.می خواهم به صراحت بگویم ما به چنین شرایطی هیچگاه نخواهیم رسید میدانم که این حرف بسیار تا بسیار مخالف دارد.
بسیار شبیه به یک نسل کشی است.
نسلی که میبینند آگاهی و رشدش برایشان یک خطر محسوب میشود. میخواهند این رشته ی روبه رشد را قطع کنند، ولی نمی دانند این بار ما بیشماریم.
سلام مسیح جان
مثل همیشه عالی بود
من از خدا هیچی نمیخوام اون دنیا فقط یه آرزو دارم تو اون دنیا که کتاب تاریخ رو در ۲۰۰ سال دیگه بخونم فقط وفقط همین
نه مسیح جان
از هر چیزی که بشه گذشت از پایمال شدن خون آدمهای بی گناه نمیشه گذشت.
امثال جنتی و یزدی و سعید مرتضوی… باید روزی حساب پس بدن و به بدترین شکل ممکن مجازات بشن.
سماق مکیدن،
بررسی و نقد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
۳. حقوق مطلق فقها و مجتهدان یا سلب کامل حق حاکمیت ملت
پرویز دستمالچی
• اگر فرض کنیم درایران ۷۰.۰۰۰ فقیه ومجتهد وجود داشته باشد (که ابدا چنین نیست)، و تمامی آنها از پیروان جمهوری اسلامی و ولایت فقیه باشند (که باز هم چنین نیست)، و کل جمعیت ۷۰ میلیون نفر درنظر گرفته شود، دراینصورت اساسی ترین ارگانها و نهادهای تصمیم گیری پیش بینی شده در قانون اساسی درانحصار فقط ۰۱% جامعه است و بقیه، یعنی ،۹۹۹% ملت از حق انتخاب شدن در این نهادها، قانوناً، رسما وعلنا محروم هستند. جمهوریت، یعنی بازگرداندن حق سلب وغصب شده ملت به او …
اخبار روز: http://www.akhbar-rooz.com
یکشنبه ۱۱ بهمن ۱٣٨٨ – ٣۱ ژانویه ۲۰۱۰
یعنی در این حکومت ازهر ۱۰۰۰ نفر یک نفر حلوا و من و شما و بقیه ۹۹۹ نفر سماق می مکیم.
سماق مکیدن،
دنباله :
جناب آقای بنی صدر و سایر جان بدر بردگان و طرفداران و هوا خواهان در حال حاشا ، کسی میداند که چه طور چنین کلاه گشادی سر ما رفت ؟
با درود به خاله . روزنامه نگار آواره باید تنها به جنبش سبز بیاندیشد و نه به حاشیه خواهشا به حاشیه دیگران هم قلم نزنید. ممنون که تنها به این جنبش می اندیشی.
می خواستم سال گرد درگذشت آقای بورقانی رو تسلیت بگیگم ،خدا رحمتش کنه ،مردی که کمک زیادی به شکل گرفتن روزنامه های اعتراضی کرد
شاد باشی پیروز
می خواستم سالگرد درگذشت آقای بورقانی رو به همه ی بچه های سبز از جمله اهالی مطبوعات تسلیت بگم ،کسی که کمک بسیاری به روزنامه های اعتراضی در ایران کرد
شاد باشید و پیروز
جناب جمشید خان عزیز که باید خواهر زاده خانم علی نژاد باشید. من نمیدانم منظور شما از اینکه ” با درود به خاله . روزنامه نگار آواره باید تنها به جنبش سبز بیاندیشد و نه به حاشیه خواهشا به حاشیه دیگران هم قلم نزنید. ممنون که تنها به این جنبش می اندیشی” دقیقا چیست ولی ظاهرا منظور انست که از چیزی جز جنبش سبز نه باید حرف زد.
گر چه خیلی از ما طرفدار اتحاد ایم و جز جنبش سبز چیزی نداریم که با این دیو بجنگیم ولی در سال ۵۸ نیز شعار ما این بود که هر چه باشد بهتر از اینست و اینطور نشد. ما حتی زحمت اینرا به خود ندادیم که یکی دو کتاب از رساله های این آقایان را هم بخوانیم تا بفهمیم منظورشان چیست. به یکی دو صدای هشدار هم گوش ندادیم و مطمئن بودیم که هر چه بیاید بهتر از این است. اکنون هم که با جنبش سبز هم صدا شده و به راه افتاده ایم یواش یواش باید با خود زمزمه کنیم که از شعار ” این مباد آن باد” مقصود از “آن باد چیست” مبادا که باز از مار به افعی پناه ببریم. منظور از این حرفهای حاشیه ای تفرقه اندازی نیست . هوشیاریست که مواظب باش .
دوستان گرامی
بی تردید رئیس جمهور موسوی یکی از برجسته ترین رهبران در تاریخ ایران است. از برخی جهات بی مانند است.
تقوا و صداقت و تواضع او شاید بی نظیر باشد.
این که به صدای مردم گوش می دهد و فیدبک می گیرد و می آموزد، رمز بالندگی این جنبش سترگ است.
سلام بر رئیس جمهور موسوی
سلام بر بیشماران سبز
سلام بر آزادی
—-
تردیدی ندارم که تاریخ ایران وارد مرحله نوینی شده و داریم یک پیچ تاریخی بزرگ و تعیین کننده را با پیروزی پشت سر میذارم.
جناب بی نام،
گر چه تقوا و صداقت و توا ضع و فیدبک خوب و لازم اند ولی کافی نیستند. خاتمی هم خیلی از اینها را داشت. چیزی که موسوی و کروبی دارند و در خیلی از مشایخ شهر این نشان نمیبینم شجاعت و شهامت است که آن ها را برجسته کرده و به آنها سیمای رهبری داده است.
۱۲ بهمن , آن مرد آمد . آن مرد با ایرفرانس آمد .
آن مرد با دروغ آمد . آن مرد عمامه دارد .آن مرد عبا دارد . آن مرد در سرش برنامه دارد . آن مرد با خود ارمغان آورد . آن مرد با خود مرگ آورد . آن مرد با” بلیزر” آمد . آن مرد به دهان زد . آن مرد دهان ها بست . آن مرد کشتارها نمود . آن مرد با ذلت مرد . آن مرد با ” فریزر” رفت . ۱۲ بهمن , روز ورود منحوس خمینی به خاک پاک ایران تسلیت باد
رنجنامه علی حیدریان، زندانی سیاسی محکوم به اعدام
http://hranews.info/news/12510.aspx