• خانه
  • تماس

آقای متکی! جنایت کاران واقعی چه کسانی هستند

مطلبم در ستون مسافر روز آن لاین:

آقای متکی! جنایت کاران واقعی چه کسانی هستند؟

وقتی خود قوه قضاییه بر احکام اعدام اجرا شده اما و اگر می گذارد و حساب آنان را از راهپیمایی کنندگان معترض به انتخابات جدا می کند شما تا کی می خواهید در سفرهای تان، از تریبون های دنیا بهره ببرید و اعدام شدگان را “جنایت کار” و معترضان بی سلاح را براندازان امنیت ملی بخوانید؟  دو جوانی که در ایران اعدام شده اند ابتدا به نام اغتشاش گران در راهپمیایی عاشورا بر دار شدند و پس از آنکه داد همه برخاست که این دو اساسا در ایام اغتشاشات مورد نظر، در حبس بوده و فرصت ایجاد اغتشاش در خیابان را نیافته اند آنگاه شما به تلطیف چهره حاکمیت برآمده اید و با زیرکی و بدون ذکر نام شان از آنان در مصاحبه های خارجی خود  به عنوان جنایتکاران یاد کرده اید. یعنی شما از حکم صادره به شیوه ای دفاع کرده اید که خود قوه قضاییه هم از این احکام  دیگر به شیوه شما دفاع نمی کند.

پرسشگران جهان از شما سراغ یک وجدان گمشده در دولتمردان ایرانی را گرفته اند که چگونه مردم معمولی یک کشور را برانداز می خوانند و سپس آنها را فتوای مرگ می دهند و شما چه ساده همان وجدان گم شده  یک دولت را در شیوه پاسخگویی خود به نمایش گذاشته اید بی آنکه بدانید تقریبا بسیاری از همان پرسشگران و حتی خبرنگاران داخلی، به واسطه شناخت نیمه شان از شخصیت آرام شما، کماکان خرده امیدی به انصاف شما داشته اند.

جناب منوچهر متکی!

چهره تکیده شما  در برابر حکم صادره از هیات رییسه مجلس هفتم مبنی بر اخراجم به عنوان یک خبرنگار افشا کننده فیش حقوقی نمایندگان از یادم نمی رود آنگاه که حساب اصولگرایی را از حساب آنان که به نام اصولگرایی  فتوای حذف صادر می کنند، جدا کرده بودید. در حلقه خبرنگاران پارلمانی تاکید کرده بودید که اصولگرایی به کوهکن و کوچک زاده  و حتی خود شما خلاصه نمی شود. گفته بودید اصولگرایی یعنی فروتنی در برابر ملت. چه خوش خیال بودیم ما که در تمام روزهای مجلس هفتم شما را فروتن می دیدم. خاصه آنگاه که همانند باقی همپالگی های تان خود را موظف و مکلف به دفاع از رفتارهای غیرقابل دفاع  فراکسیون اصول گرایان مجلس نمی دیدید و به تعبیر خودتان اگر خطایی از یاران اردوگاه اصولگرایی تان سر می زد، اصولگرایی را قربانی اصولگرایان خطاکار نمی کردید و می گفتید ترجیح می دهید سکوت کنید. هرگاه هر اصولگرایی در مجلس خطا می کرد و با خطایش خشی بر صورت جمع و جامعه ای می افتاد، ما سراغ شما می آمدیم تا با سکوت شما بفهمیم که موافق ظلم روا شده بر ملت نیستید اما به تعبیر خودتان آب هم به آسیاب دشمن نمی ریختید و آنها را از اختلافات درونی تان خوشحال نمی کردید. ما به همان سکوت شما هم راضی بودیم. هرگز از شما تیتر جنجالی در نقد اصولگرایان نمی خواستیم. اما همان سکوت شما در برابر رنجی که یاران خطاکار شما بر مردم تحمیل می کردند را هم مرحم می یافیتم و آن را گزارش می کردیم.

جناب وزیر!

وقتی هنوز وکیل بودید، وقتی هنوز لباس وزارت برتن نکرده بودید ظاهرا بیشتر از اینها می شد امیدوار بود که منفعت ملت را فدای منفعت یاران در قدرت نمی کنید اما یادم هست که خبرنگاران رانده شده از ایران وقتی میزبان شما در کسوت وزیر امورخارجه در کشورهای جهان بودند معمولا در گفت و شنودهای خود از اعتدال و میانه روی شما حرف هایی می زدند  که می شد قضاوت کرد شما را  تا حدودی اصولگرای متفاوت می یافتند که ادبیات تان با ادبیات رئیس تان متفاوت است و معمولا زبان به کام می گیرید اگر بدانید که یک گفته شما می تواند با آبروی ملتی بازی کند.  اما اینبار چه شد؟

شما در برابر خبرنگار سی ان ان گفته بودید کسانی که در راهپیمایی به بانک ها و اماکن عمومی حمله می کنند معترضان به انتخابات هستند و صدور احکام سنگین سزای آنان است  و سپس کمی فراتر از آن از بسیج دفاع کرده اید که به روی مردم گلوله و آتش نمی کشد و این معترضان هستند که خون و آتش به راه انداخته اند. از همه مهمتر احکام اعدام صادره را مستحق کسانی خوانده اید که در قاموس شما جنایتکار تعریف شده اند. باور کنید این کلمات تنها برازنده کسی است که به خاطر در قدرت ماندن خود و یاران خطاکارش، دل و دین اش را یکجا به حراج می گذارد.

آقای وزیر!

شاید ما زیاده خواه و پرتوقع بوده ایم در برابر شما که وعده داده بودید اگر یاران خطاکارتان در اردوگاه اصولگرایی ظلمی به ملت روا داشته اند در مقام دفاع نمی ایستید و حداقل سکوت  می کنید. قبول، اما اینبار شما چند قدم آنطرف تر از دوستان خطاکارخویش رفته اید. آنها دیگر پذیرفته بودند که در ایام بحران،  حداقل چهارکشته در کهریزک با مسولیت حاکمیت رقم خورده است؛ زیر شکنجه و در بند ماموران نیروی انتظامی و دادستانی. در همان مجلسی که شما روزی در آنجا وکیل بوده اید و روز دیگر رای اعتماد شان را برای وزارت، صاحب شده اید،  گزارشی خوانده شد که تاکید می کرد مردم معمولی و یا به تعبیر خودتان اغتشاشگران و جنایتکاران زیر شکنجه به شهادت رسیده اند. شما همین را هم انکار کرده اید و خبرنگار هرچقدر اصرار می کند تا به شما بفهماند که در ایران این مردم معمولی هستند که کشته می شوند و نه بسیج و ماموران نیروی انتظامی، شما فقط برای جنازه های خیالی اشک ریختید و حتی یکبار هم ابراز تاسف نکردید از آنچه بر ملت می رود و مدام از رنجی که دولت می کشد سخن گفتید. یعنی شما،  هم از حکم اعدام به شیوه ای دفاع کرده اید که خود حاکمیت دیگر به شیوه شما دفاع نمی کند و آنها را جدا از معترضان انتخابات می داند و هم با انکار کشته شدن شهروندان زیر شکنجه، از مرگ مردم بی سلاح به گونه ای دفاع کرده اید که خود حاکمیت چند صباحی به خود آمده و دیگر با آن قاطعیتی که شما به دفاع بر آمده اید خود را پاک و منزه نمی پندارد.

جناب متکی!

تکیه به غرب و غرق تبلیغ برای دولت دروغ شدن هنر نیست.  اما ایرادی ندارد، حساب کار دست ملت  آمده است و خوب می داند که برای رسیدن به آرمان های از دست رفته هیچ نیازی به همراهی مردانی که به آسانی اخلاق و ایمان را زیر پا می گذارند، نیست و در عین حال نیک می دانند که هیچ نیازی به همراهی دولتمردان غربی برای رسیدن به آزادی  و آرمان های انسانی خود ندارند بر این اساس اگر شما برای کسب اعتبار و ثبات از دست رفته یک دولت این روزها ناگزیر باید به غرب تکیه کنید، لازم است این را بدانید که ملت ایران در آستانه سالگرد انقلاب دارد خوب نظاره می کند آنان که استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی شعارشان بود چگونه با یک انتخابات رسوا، ابتدا جمهوریت را بر باد داده اند، سپس با کشتن و بی حرمتی به مردم معترض به این انتخابات و انکار مرگ آنان، اسلامیت نظام را مخدوش کرده اند و اینک برای سرکوب بیشتر مردم، چگونه استقلال نظام را هم به بازی خواهند گرفت آنگاه که  با یک ملت دو شقه و دولت ضعیف پای میز مذاکره یا به تعبیر شما توافقات هسته ای با غرب می روند. با این توصیف  به گمانم جنایت را باید در قاموس خود تعبیری تازه کنید تا ببینید آنانکه این روزها جنایت می کند چه کسانی هستند.

۱۷ بهمن ۸۸ | گاه نویس

۲۳ نظر برای “آقای متکی! جنایت کاران واقعی چه کسانی هستند”

  1. دامون ۱۸م بهمن ۱۳۸۸ ، ۱۲:۳۳ ق.ظ

    اینها مبلغان مذهب استادند و به هر گونه که نرخ روز تعیین کند رنگ و روی تازه میگیرند؛ در وصفی دیگر، کوفیانند که در ابتدا ِ دَم، یاوه گوی آذادی و در صِحّهء عمل،حتی مسکوت به اجرای اصول اولیه انسانی اند؛ امروز ، گوئی که در تحریفهای خویش رنگ آفتاب روشن را تاریکی محض میخوانند و مثل حیوانات نادان به خیال آنند که کسی از کشتهء آنان باخبر نیست. راستی اینها فکر میکنن با این زد و بند، پوستشان در امان خاهد ماند؟
    دامون

  2. sam ۱۸م بهمن ۱۳۸۸ ، ۱۲:۳۴ ق.ظ

    in aghaye mottaki hamanist ke az turkie ekhraj shod choon jasade mojahed az sandooghe aghabe machinesh, peida shode bood. Baraye etelae bishtar be savabeghe ishan dar zamani ke dar sefarate iran dar turkie boode negsh konid.

  3. zaal ۱۸م بهمن ۱۳۸۸ ، ۳:۵۵ ق.ظ

    خیال نکنید که منوچ خان بخاطر تماشای بیش از اندازه فیلم های هندی دوران دانشجویی خرداز دست داده و یا مانند آن بزرگوار نظام اسلامی وقتی مورد پرسش قرار گرفت که مگر شما نبودید که فرمودید مطبوعات آزاد ، زنان آزاد ، حتی کمونیست ها هم در نظام اسلامی آزادند ، در جواب فرمودند که خدعه ، خدعه کردم . ! نه
    خیال نکنید که منوچ خان خدعه کرده و یا مانند سعید صحاف وزیر تبلیعات صدام نقش بازی میکند ، نه ، نه
    آقای متکی هیچ گناهی ندارد جز انجام وظیفه . !

  4. میر حمید موسوی ۱۸م بهمن ۱۳۸۸ ، ۵:۰۳ ق.ظ

    سلام
    مرسی از مطلب زیباتون

    به وبلاگم یه سری بزنید
    رفع کامل فیلت*رینگ ایران با استفاده از VPN رایگان
    حتما استفاده کنید
    و اگر تونستید به بالاترین لینک بدید

    http://hamid20dolers.mihanblog.com/

    باز هم ممنون

  5. khodam ۱۸م بهمن ۱۳۸۸ ، ۷:۱۹ ق.ظ

    همه اینها رو گفتی‌ مسیح جان اما ای کاش اشاره‌ای داشتی به اینکه این حاج منوچ چگونه همه قوم و خویش‌ها و کور و کچل‌های داشته و ناداشته خود را به وزارت امور خارجه آورده و چگونه این حضرات بی‌ سواد از خیر سر حاج منوچ جیبهای خودشون رو پر کردن.

  6. Dalghak.Irani ۱۸م بهمن ۱۳۸۸ ، ۸:۱۸ ق.ظ

    بنظرم می رسد که همۀ آنانی که برروی شخصیت حقیقی دولتمردان جمهوری اسلامی مانور می دهند یا بدهند نه تنها باری ازروی دوش ملت برنمی دارند بلکه گاهی باعث تقویت جبهۀ ناکارآمدی هم می شوند. چه آنانیکه بر حساب های بانکی مقامات رده اول کشور متمرکز می شوند وچه عزیزانی که به طنز وفکاهه درمطالب جدی به ریخت وقیافه واسم وغیره گیر می دهند. این البته می توانست درانقلاب ۵۷ برد داشته باشد ونه الان. باور دارم که بسیاری از مقامات درجه اول جمهوری اسلامی از بدوتأسیس تاکنون وبه لحاظ شخصیت حقیقی شان انسانهای خوب، پدران دلسوز، همسایگان مهربان، دوستان گره گشا،تا جای ممکن پاک دست واز جنبۀ روابط خانوادگی سالم بوده اند وهستند. واگر تضادی می بینیم بین آن “آدم های خوب بودن” واین “موضع گیری های غیرقابل فهم وتوضیح برای ما” نه بخاطر بدجنسی وبی رحمی وناانسان بودن آنان که اغلب ریشه درباورها وجهان بینی آن ها دارد. لذاست که ما باید همۀ تلاشمان را متمرکز کنیم به این که بگوییم: ای آدم های خوب وپدران دلسوز ومردان خداشناس و…این جهان بینی وخط مشی سیاسی ومدیریت شما؛ جامعه مارا نه تنها به بهشت موعود نمی رساند بلکه از جهنم موجود هم بی نصیب می گذارد!پس بیایید این خطای سی ساله را وانهیم و زندگی را آزاد اعلام کنیم. مثل همۀ ابناء بشر در دنیای امروز جهان. ما با جهان بینی شما نه تنها در ۱۴۰۰ خورشیدی بلکه تاروز رستاخیز هم به گردپای کشورهای درجه اول منطقه ونه جهان حتی نخواهیم رسید. فاعتبرو یا اولی الالباب. یا…هو

  7. جمشید ۱۸م بهمن ۱۳۸۸ ، ۸:۴۷ ق.ظ

    با درود به خاله . دروغ گفتن برای بعضی ها به صورت عادت در آمده است. سالگرد انقلاب را به شما و همه انسان های پاک و شهدای جنگ هشت ساله وشیمیائی های کشورمان شاد باش می گویم.

  8. m ۱۸م بهمن ۱۳۸۸ ، ۹:۰۶ ق.ظ

    شما بیخود به این بیچاره اعتراض میکنید. ایشان آدم عاقل و مسلمانی است و با تجربه و میداند که بهترین رفتار با مسلمانان این است که توی سرشان بزنند وگرنه وحشی گری میکنند. اگر شاه توی سر این ملت زده بود از بین میرفت? ملت مسلمان به قول آقای موسوی و دیگر روشنفکران مذهبی احتیاج به حکومت اسلامی دارد و بزرگانی که توی سرشان بزنند. شما کجای دنیا اسلام حتی یک حکومت دموکراسی دیده اید؟ اگر دموکراسی در هر یک ازین کشورها ایجاد بشه که دو روزه از بینش میبرند. مثلا همین ایران که مردمش برای برقراری اسلام سی سال پیش انقلاب کردند و یا مصریها که صداشون درآمده که چرا کشورشان کاملا اسلامی نیست و آزادی زیادی دارند و یا لبنانیها که زنهاشون با لباسهای قرتی میرن و پرچم جزب الله را بلند میکنند. مردم ایران اگر بر علیه حکومت اسلامی و حرب اللهی بلند بشوند یعنی برعلیه مردم مسلمان لبنان و بقیه مسلمانان جهان که بیشترشان طرفداران واقعی رهبر اسلام جناب آقای خامنه ای و احمدی نژاد هستند بلند شده اند و یعنی بر علیه اسلام و قرآن بلند شده اند. اگر اسلام میگوید که باید رهبران مسلمان با زور هم شده توی سر مسلمانان بزنند و اسلام واقعی را که از همان اول بر اساس حمله به دیگران و غارت و دزدی و قتل و جنایت بنیاد نهاده شده اجرا کنند شما چرا اعتراض میکنید؟ انگار شما هم خدا را میخواهید و هم خرما را. نمی شود مردم ایران از یک طرف مسلمان باشند و به دستور اسلام و قرآن و حامیان اسلام یعنی انگلیس و روسیه از جنایتهای کشورهای اسلامی بر علیه اسراییل دفاع کنید و از طرفی نخواهید که اسلام واقعی در مورد خودتان هم اجرا شود. حاکمان کشورهای اسلام مردم خودشان را خوب میشناسند بیخود نیست که توی سرشان میزنند. اگر اسراییل هم توی سر مسلمانان عرب ساکن اسراییل میزد آیا اونها هم هار میشدند و هر روز با دشمنان اسراییل برعلیه این کشور شورش میکردند؟ با هاشون با دموکراسی رفتار میکنه و اونهاهم چه جوابی میدهند؟‌ هار میشوند و عربده میکشند و میگویند همه اسراییل مال ماست و اصلا همه دنیا باید به دست مسلمانان اشغال بشود و اسلام بر همه دنیا حکومت کند. اگر حکومت اسلامی هم به شماها رو بدهد و بگذارد که هر غلطی میخواهید بکنید فردا فقط جای دزدها و غارتگرها عوض میشود. امروز یک عده میخوردند و میدزدند و فردا موسوی و بقیه روشنفکران اسلامی !نوبت دزدی و مفت خوریشان میرسه. مردم هم که این وسط ول معطلند.

  9. peerooz ۱۸م بهمن ۱۳۸۸ ، ۲:۰۷ ب.ظ

    سر کار خانم علی نژاد،
    این گله ها چیست که میکنید؟ این حرفها مال سالها پیش بود که مردم هنوز خیال میکردند که شاید از امامزاده اصلاحات معجزی سر بزند و اوضاع به دست خود اینها درست شود. مثل اینکه شما هنوز در آن مرحله اید . اینها که دیگر همه از صدر تا ذیلشان ماهیت خود را نشان داده اند. دیگر هیچ فرقی بین خامنه ای و احمدی نژاد و لاریجانیها و سرداران گمنام و بی نام و غیره نیست. آدم حسابی که با اینها همکارنمیشود که شما با آنها سعی در گفت و گو دارید. آدم حسابی ها یا مرده اند یا در بیمارستان و زندان و اخراجی و باز نشسته ویا در خارج اند. زمانی درهفته نامه توفیق کاریکاتور مردی در حال گذربود. یکی از رفیق اش پرسید که آیا این فلان وکیل نیست؟ که جواب آمد خیر ایشان آدم با شرفیست. شما خیال میکنید که اینها آدمند و حرف ما را گوش میکنند که به آنها نامه مینویسید؟ کار از این حرفها گذشته است.مساله کنونی ما اینست که ما به اجبارو الزام روی “سران” کنونی جنبش، قمار و شرط بسته ایم و باید ببینیم اینها چه از آب درمیآیند. آیا اینها هنوز همان همدستان سابق نظامند یا نور حقیقت به دلشان تابیده است و آدم تازه ای شده اند. بیخود وقت خود و مردم را به امید گفتگو با “مصدران امور” و حامیانشان تلف نکنید. اینها خیلی بهتر از ما وضع خود را میدانند و کار های آنها از روی اجبار است نه اختیار.
    گمان من آنست که حتی در صورت موفقییت جنبش ، “سران” کنونی آن در بهترین حالت احتمالا چیزی بین رهبران کنونی رژیم و قول و قرار هایشان خواهند بود. و فراموش نکنیم که مقیاس طول مسیر وصول تا دموکراسی واقعی صدها سال است نه ده ها سال. این هم مرحله ای از آن سفر طولانیست. ما هنوز راه درازی در پیش داریم.

  10. peerooz ۱۸م بهمن ۱۳۸۸ ، ۲:۴۸ ب.ظ

    ادامه،
    “رهبرانقلاب” و اصحابش اگر شعور داشتند سالها پیش اجازه میدادند که خاتمی با کلینتون معامله را تمام کند و امروز “رهبر” مجبور نشود که دستمال ابریشمی به دست احمدی نژاد و متکی بدهد که دنبال زن کلینتون راه بیفتند و موس موس کنند. این کار ها از بی تدبیری و بیچارگی و اجبار است و اینها جهت بقای خود و “نظام” از هیچ چیز نمیگذرند حتی مملکت و اسلام “عزیزشان” و نماز و روزه و حج و جهاد. اینها اگر شعور داشتند اجازه میدادند موسوی سر کار بیاید و به سر نوشت خاتمی گرفتار شودو خود را با جنبش روبرو نمیکردند. جبر تاریخ دارد اینها را به چاه ویل میاندازد. نامه نویسی لازم ندارد.

  11. ارش ۱۸م بهمن ۱۳۸۸ ، ۴:۵۹ ب.ظ

    خانم علینژاد ، سلام و خسته نباشید . چند روزی بیشتر به ۲۲ بهمن باقی نمانده . ما منتظر همان نوشته های آتشینتان هستیم . خود سانسوری میکنید یا شاید هم در حال گذر از یک روزنامه نگار بودن به یک سیاستمدار شدن هستید؟ به هر حال در این روزها در انتظار نوشتارهای مسیح علینژاد خبرنگار و تحلیلگر هستیم . به سایت خودنویس مراجعه کردم و سوال کردم که : خانم علینژاد آیا این بیانیه را امضاء کرده اند یا از قلم افتاده اند؟ چند ساعت بعد که دوباره سایت را دیدم ، نام شما هم بود . و اما در مورد نوشتار امروز : متاسفانه چون همیشه نبود . البته ضعیف هم نبود اما چون همیشه هم نبود . چیزی بیش از آنکه پیروز عزیز آورده اند ندارم که بگویم . امیدوارم در این فرصت کم که تا ۲۲ بهمن مانده ، خود سانسوری را کنار گذاشته و کمی مانند قبل “پر شور” بنویسید . شاد باشید و سبز (البته نه سبز موسوی و محمدی بلکه سبز گنجوی) تا همیشه .
    جناب جمشید عزیز (خواهر زاده محترم خانم علینژاد ) : امیدوارم پیامهای مکرر شما صرفا همان تبریک و یاد بود باشد و نه چیز دیگری . حساب کشته شدگان در راه میهن که تنها به این جنگ هشت ساله ختم نمیشوند و مجروحین و اعدام شدگان را با دیگرانی که لازم نیست اسمشان در اینجا آورده شود ، جدا کنید . امیدوارم که این پیامها صرفا به همان معنای یاد بود باشد . سرفراز باشید

  12. ارش ۱۸م بهمن ۱۳۸۸ ، ۵:۰۱ ب.ظ

    ضمنا خانم علینژاد نمیدانم آیا توانستید برنامه امشب شبکه سوم ایران را که در آن رئیس لباس شخصیها حضور داشت ، ببنید یا نه ؟ دوستان نظرشان بر این است که حضور این شخص در تلویزیون ، صرفا در جهت ایجاد ارعابی است که در نوشتار قبلی از آن یاد کردید . امیدوارم شما و همکارانتان در این موقعیت با قلمهایتان (خصوصا شما ) بتوانید کمی از امید و شور بنویسید که فکر میکنم بسیار برای جوانان و عزیزان داخل کشور لازم است . مرسی

  13. peerooz ۱۸م بهمن ۱۳۸۸ ، ۷:۵۵ ب.ظ

    سرکار خانم علی نژاد،
    نمیدانم بالاخره موفق به لینک این عکس شدم یا نه و چون بی ربط به مقاله شما در باره نماینده ایران در مذاکرات هسته ای نیست در اینجا میگذارم.
    در دوران ما و درشکه سواری یکی از لغز های رایج برای کسی که دوست نداشتیم این بود که اگر دوتا بودید برای جلو درشکه جان میدادید. در اینجا خوشبختانه همچو اشکالی نداریم. چند دقیقه پیش بعضی از روزنامه های غربی این عکس را با این خبر منتشر کردند که رییس جمهور ایران دستور داده است که ذخیره اورانیوم غنی شده را بسرعت افزایش دهند. بیچاره ها خیال میکنند این کوتوله همچو اختیار و توانایی دارد. بهر حال برای خنده در این روزگار تلخ تر از زهر بد نیست.

    http://hosted.ap.org/dynamic/files/photos/F/f06d530b-2d86-4b64-97ae-b1a285036ecb.html?SITE=TXHAR&SECTION=HOME&TEMPLATE=DEFAULT

  14. peerooz ۱۸م بهمن ۱۳۸۸ ، ۸:۲۴ ب.ظ

    ادامه،
    عکس های دیگری از این غول انرژی هسته ای ایران و مخترع تولید انرژی هسته ای در آشپزخانه در سایت بسیار معتبر رجا نیوز. معلوم نیست چه طور”غرب زدگی” دامن این نشریه فارسی زبان را گرفته و بجای “رجا خبر” ” رجا نیوز” شده است . مرگ خوبست برای همسایه. همه کارشان از همین قبیل است.

    http://rajanews.com/detail.asp?id=44299

  15. peerooz ۱۸م بهمن ۱۳۸۸ ، ۸:۵۲ ب.ظ

    ادامه،
    دوستی به من یاد آوری کرد که عینک ها را جهت جلوگیری از صدمه “هاله نور” که اخیرا بسیار شدید شده است مصرف کرده اند!!!. واقعا که دوره آخر زمان و چنان خر تو خریست که این نابغه!! رییس جمهور ما شده است و متکی هم وزیر خارجه ایشان است. معلوم نیست نخ این عروسک های خیمه شب بازی دست کیست. مگر خداوند خودش رحمی کند و الا چشم من از این آدم ها آب نمیخورد. سرکار خانم علی نژاد شاید یکی از مهمترین کار ها کشف کشنده اصلی این سر نخ ها باشد.

  16. peerooz ۱۸م بهمن ۱۳۸۸ ، ۹:۰۹ ب.ظ

    ادامه،
    در خارجه به این ” اینوستی گیتو جورنالیزم” میگویند و کار بسیار خطرناکیست و باید داستان آنرا از امثال شما و گنجی و از دست رفتگان پرسید. ببخشید که خیلی روده درازی و از سایت سوء استفاده کردم. هر وقت غیر قابل تحمل شدم بفرمایید.

  17. . ۱۹م بهمن ۱۳۸۸ ، ۵:۵۳ ق.ظ

    این خانم علی نژاد فقط عادت دارد که ازش تعریف بشود.اگر کسی خدای نکرده کامنتی بر خلاف میل ایشان بگذارن،ایشان سریع در زیر کامنت پاسخ می دهند و سپس در سایه نام آدمهای غیر واقعی مانند امثال قزوینیان و… آماج توهین ها را روانه کامنت گذار می کنند.در موارد دیگر هم اگر پاسخی نتوانند بدهند،کامنت را حذف می کنند.
    به نظر من این مرتضی تنها نظر شخصی اش را عنوان کرده بود و بس.دموکراسی یعنی همین که ایشان طاقتش را ندارن و واکنش نشان می دهند.
    البته مطمئنااین خانم کامنت بنده را هم به سرنوشت کامنت های دیگر دچار می کنند و یا حذف می کنند.می توانید منتظر بمانید تا به حرف من برسید.

    یا حق
    …………………………..
    سلام عزیز
    من هرگز جسارت نمی کنم هیمچنین پاسخی بدم
    دوم اینکه با با مرتضی از قضا هم عقیده ام…

  18. مجتبی ۲۰م بهمن ۱۳۸۸ ، ۲:۳۱ ق.ظ

    سلام
    زنده باد ایران
    چو ایران نباشد تن من مباد

  19. مجتبی ۲۰م بهمن ۱۳۸۸ ، ۲:۳۴ ق.ظ

    نمی دانم در اهواز خبری خواهد خواهد بود یا نه ولی می رویم ،می رویم و یا این وطن ویرانه را آباد می کنیم و یا همچون پدرانمان آن را ویرانه تر می کنیم!!!

  20. خلیل ۲۰م بهمن ۱۳۸۸ ، ۳:۱۸ ق.ظ

    سلام، مشکل شما این است که حکومت را یک سیستم نمی شناسید، بلکه تشکیل شده از مهره هایی می دانید که مستقل اند.

  21. آوا ۲۰م بهمن ۱۳۸۸ ، ۶:۳۰ ق.ظ

    بنگر مسیح، که این نیز بگذرد، کاین نیز متکی است (پیام آور دروغ)

    بنگر مسیح
    که این نیز بگذرد.
    کاین نیز متکی است.
    کی اتکا دهد او را؟
    آن مرد پر ز گنه
    آن دروغگو.

    بر من بگو تو
    که تا این زمان هنوز
    نا خوشترین نمایه این دولت سیاه را
    در چه دیده ای؟

    آن چیست جوهر این قوم؟
    قهر است و ظلم و تعصب نمود آن؟
    یا آنکه دزدی و غارت که دیده ای؟

    یا هرج و مرج؟
    تجاوز به دیگران؟
    آنرا که دیده ای.
    یا افتراست؟
    تهمت به این و آن؟
    کو بس شنیده ای.

    این است آنچه بود و هست
    خصلت آنها.
    آلوده اند جملگی.
    از پای تا بسر
    مملو از دروغ.

    کاری دروغ
    حرفی دروغ
    روزو شبی
    آغاز و انتهای جهانی
    پر از دروغ.

    این متکی است که
    باشد
    از سوی آن تباه دغلکار
    آنسوی این جهان
    یک نادی دروغ.

    از این خلایق ناپاک
    غیر از دروغ
    چه می طلبی
    ای مسیح من.

    غیر از فریب چیست؟
    از اهرمن چه می طلبی؟
    چه می طلبی
    از این گناهکار سیه دل؟

    غیر از دروغ ندارند خانه ای.
    بر این دروغ نباشد
    کرانه ای.

    گوینده دروغ
    ز سوی فرستنده دغل
    با زور و
    پر فریب.

    گریه است یا که خنده؟
    فریادشان دروغ، اجد اد شان دروغ.
    آینده و گذشته و
    پایانشان دروغ.

    اندیشه میکنند
    که شاید
    آن مردمان آنسوی دنیا
    باور کنند حرفشان
    آن گویش دروغ.

    لکن دگر گذشته
    از اینکار کارها
    رفتارشان دروغ
    کردارشان دروغ.

    این نیز متکی است
    کو اتکا کند
    برآن رئیس خود
    کو نیز اتکا کند
    بر پیشوای خویش.

    قومی گناهکار
    بر خون نور چشم همه
    آلوده دستها یشان.
    فرسوده چشمهای تو و من.

    اینها گذشته اند چو خود
    تاغوت گشته اند.
    تاریخ این سرای پر از عشق و دوستی
    با خون نوشته اند.

    آغازشان دروغ
    انجامشان دروغ
    آلوده با پلیدی و پستی
    پیغامشان دروغ

  22. علیرضا نوری زاده ۲۰م بهمن ۱۳۸۸ ، ۲:۲۷ ب.ظ

    دوستان و هموطنان گرامی‌

    با شرکت پر شور خود در ۲۲ بهمن ماه مشت محکمی بر دهان ارتجاع کوبیده و پایه‌های این رژیم فاسد را بلرزانید.

    ایران سر بلند، ایرانی‌ سر فراز، پرچم زیبای سه رنگ شیر خورشید نشان هماره برافراشته باد.

    همه شما عزیزان را به پروردگار عاشق می‌سپارم.

  23. NONE ۲۰م بهمن ۱۳۸۸ ، ۳:۴۳ ب.ظ

    سلام با توجه به هک شدن ایت سازگارا اگر مساله حل نشد یه بازی راه بندازین که در حمایت از CLIP هایش

نظر بدهید

RSS دماسنج

گاه نویس

  • همسر یکی از شهدای بیست و پنج خرداد: مردم و رهبران جنبش ما را تنها نگذارید
  • ما به خودزنی مشغول و نمایندگان به چند زنی
  • آقای موسوی، نسل ما نه اهل قهر است و نه اهل غمزه برای دیکتاتور.
  • مادر شبنم سهرابی؛ می گویند شاهد بیاورید که دخترتان زیر چرخ های ماشین نیروی انتظامی له شد
  • جنبشِ یاد کردن از شهدای ناشناس جنبش
  • ماجرای پرواز سبز و آواز ترس و کتاب جدیدم از جنبش سبز
  • دلتنگی های دخترانه برای پدرانی که کودتا آنها را دزدید
  • از پارازیت صدای آمریکا تا پارازیت های دل ما
  • درخواستی صمیمانه از بالاترین، دنباله، سبزلینک…: کمپین ما اعضای خانواده زندانیان سیاسی هستیم را بسط دهید
  • مادران اعتصاب کنندگان در خطر؛ یک پیشنهاد برای انعکاس صدای اعتصاب کنندگان و زندانیان گمنام

بایگانی

  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶
  • مرداد ۱۳۸۶
  • تیر ۱۳۸۶
  • خرداد ۱۳۸۶
  • اردیبهشت ۱۳۸۶
  • فروردین ۱۳۸۶
  • اسفند ۱۳۸۵

تقویم

شهریور ۱۳۸۹
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹۳۰۳۱  

اطلاعات

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

ابزارها

دوستان

نيك آهنگ كوثر, سعيد پور حيدر, فاطمه قدياني, محمد آقازاده, امير عليزاده, مجتبي سميع نژاد, كريم جعفري, اكبر منتجبي, منصور نصيري, مهجاد, جمهور, آسيه اميني, سميه توحيدلو, سهام الدین بورقانی, وب نوشت, محمد دادفر, آرش غفوري, احسان تقدسي, فريد مدرسي, پيامبران كاغذي, ثمانه اكوان, ساغر, داريوش محمدپور, مهاجراني, مسعود بيزارگيتي, آدم, سارا معصومي و مهران قاسمي, مسعود رفيعي, فرشته قاضي, میترا خلعتبری, حسن سربخشيان, محبوبه حسين زاده, سیامک قاسمی, حسين نورايي نژاد, الناز انصاري, مسعود بهنود, ساسان آقايي, لیلی نیکو نظر, حميد متقي, داود پنهاني, مرجان توحيدي, محمد جواد روح, اميرعباس نخعي, ميثم زمان آبادي, كوروش ضيابري, مریم مجد, سهيل آصفي, معصومه ناصري, علي مهتدي, روزبه مير ابراهيمي, سامان صفرزايي, سولماز شريف, محمد رحیمی زاده, سعیده امین, چارسوق, خاطره وطن خواه, سعيد حنايي كاشاني, جميله كديور, فهيمه خضر حيدري, مهرو ملالي, پرستو دوكوهكي, هانيه بختيار, احسان عابدي, حسین پاکدل, رضا مهدوي هزاوه, ابوذر آذران, عكسخانه اي در شمال, نازنين كديور, اميد معماريان, هادي حيدري, فاطمه شمس, كريم ارغنده پور, يونس شكرخواه, هنوز, نسرین افضلی, نفيسه زارع كهن, عفت ماهباز, كافه تيتر, ايمان ابراهيمباي, امشاسپندان, حنيف مزروعي, مصطفي اكبرپور, اكرم ديداري, وحيد پوراستاد, امیر فرشاد ابراهیمی, علي شيروي, كارگاه داستان كوتاه آريا, كيوان مهرگان, بابك مهدي زاده, ندا شيروي, حامد جواد زاده, آسمان ريسمان, مريم شباني, الپر, فرزانه سالمي, پناه فرهاد بهمن, مهرانگيز كار, اسدالله امرايي, جواد منتظري, ليلي فرهادپور, عباس عبدي, پرستو سرمدي, عليرضا حسيني, مرجان طبا, مریم میرزا, ميرا, حسن سلامي.

دسته‌ها

  • اجتماعی
  • سفرنامه
  • سیاسی
  • گاه نویس

feed مسیح علی نژاد

Wordpress and وردپرس فارسی  | Theme by WordPress Pro | Reformed in Persian by An Online Friend | Creative Commons License