• خانه
  • تماس

گلشیفته! آزاد باش و به ایران برگرد

 

 

اضافه بر سازمان:

چه کسی فاحشه گری می کند؟ آنکس که لباس و رخت از تن می کند یا آنکس که عنان از زبان می کند و روح از ایمان و دل از وجدان خالی می کند؟ فاحشه گری سیاسی در روزنامه کیهان یا قاچاق زنان به هالیود؟

 

 

لبخند ناب گلشیفته چون اشک و ضجه مادرانه اش در میم مثل مادر  دلی از ما برد که هنوز میان خنده و بغض مانده ایم کدام را برگزینیم. اصلا بگذار فعل هایم را جمع نبندم و بیخود به نمایندگی از این نسل پیچیده و درد کشیده که هر یک ساز خود می زند حرف نزنم. خودم را می گویم و از حس خودم برایت می نویسم گلی سینمای ایران.

دیروز دوباره با تو هم حس بودم.  عین همان روز که با صدای فریاد های  دل خراش تو و نفس تنگی کودکت در میم مثل مادر، های هوارم بلند شد و صورت به زشتی کج و کوله کردم و گوشه سینما، روی زمین سرد زانو زدم و با تو گریستم.

تو راهروها را می دویدی تا جنین از بطن بیندازی ، من انگار جنین در بطن داشتم. جوان تر بودی و شاداب تر از من  اما  دردهای همه این سالهای مرا چه خوب زار زدی که اگر نمی زدی این گلو خود می درید از  هجوم دردی که هنوز مانده ام جنس اش از چیست که چنین گاهی زمین گیرم می کند . با تو مادرشدم ، با تو دربه در شدم و با تو مردم آن روز . آنقدر همه را مشعوف بازی هنرمندانه و گریه رندانه ات کردی که حتی دولت معلوم فعلی را هم چنان به وجد آوردی که فیلم ناب “میم مثل  مادر ” را در بسته ها و هدایای نوروزی تقدیم دانشجویان خارج از کشور کرد که الگویی تمام عیار شوی از یک مادر و زن ایرانی برای  دانشجویان تا مبادا ظواهر غرب ظرایف ایثارگری یک  مادر ایرانی را از یادشان ببرد.

دیروز این الگو ناگهان رخت ریا از تن در آورد . حالا دست های تو عریان بود و موهای پریشان تو آشفته تر از همیشه بر صورت رها مانده بود.  در کنار ستاره های سینمای هالیوود  مغرورانه ایستادی  و معصومانه به دوربین ها لبخند زدی. من حال دولت معلوم را نمی دانم  اما حال خودم خوش بود . نمی دانم وزیر علوم و رئیس دولتش وقتی موهای رها و چشم های سیاه تو را دیروز در رسانه های ایران و جهان دیده اند بر خود نفرین فرستاده اند که چرا همین امسال فیلم تو را مغرورانه برای دانشجویان همه کشورها هدیه فرستاده اند یا نه تفسیری دیگر گونه بر فریب خوردگی تو می نویسند و مسولیت خود سبک تر می کنند اما من و به گمانم باقی هم نسل های من از اینکه تو دروغ نگفتی با تو لبخند زدیم و گفتیم :

بلاخره یکی پیدا شد که شال و کلاهش به تن اش زار نزد و تصمیم گرفت خودش باشد. بلاخره یکی  لباس  مسلمانی  را به باد طعنه و طنز و سخره نگرفت که چندین قلم آرایش و چند گیس از گوشه روسری نیمه اش بر شانه بیندازد تا نشان دهد از فرط ترس و امید به بازگشت به حجاب قانونی کشورش پایبند است.

اما گلی یادت نرود تو و باقی کسانی که دیگر فقط مال خودتان نیستید و کم کم  می شوید سهم  یک ملت دلداده، به همین راحتی ها نباید دل از دلدادگان ببرید و بروید پی کار خودتان . یادت نرود خیلی ها هنوز در جشنواره فجر صف می کشند برای نقش آفرینی های گلشیفته به نام پدر، برای گلشیفته اشک سرما ،برای گلشیفته میم مثل مادر و برای گلشیفته فراهانی.

می دانم این نوشته را هیچ جا نمی توانم منتشر کنم . آخر من و باقی روزنامه نگاران ،معذورتر از تو و  تو جسورتر از مایی  اما  دلم نیامد که نگویم  هرجا دلت خواست و هر جا که اینده ات روشن تر بود برو  اما به این راحتی ها حرف از نیامدن نزن.

روسری از سر برداشتن  تو  که به حجاب باور نداری به همان اندازه برایم ارزشمند است که روسری بر سر کردن یک دوست مسلمان در همان سرزمین آزادی که به تو نیز اجازه انتخاب داده است. راست گفتن تو به همان اندازه به دل می نشیند که راسخ بودن معتقدان. برای من هم تو که دروغ نگفتی و هم او که به واسطه ایمان و اعتقاد اسلامی اش حجاب از سر بر نمی دارد به یک اندازه عزیزید و به همان اندازه منفور آنان اند که به ضرب چماق روسری بر سر می کنند و به ضرب چماق روسری از سر بر می دارند .

حالا با این موجی که به راه انداختی از چه می هراسی؟ چه کسی جرات در افتادن با موجی که به راه افتاده را دارد؟ آزاد باش و به ایران برگرد. سینمای ایران حق تو است و تو حق سینمای ایرانی.  مگر عده ای هنر فروش که اینک بر مصدر قدرت نشسته اند می توانند  به همین آسانی با آبروی کشوری بازی کنند  و ستاره ای که اینک در جهان می درخشد را از درخشیدن بر پرده سینمای ایران  محروم کنند. خیال پرداز شده ام ؟ نه گلی جان چنین نیست. این همه گلو پاره می کنم که ما اگر یک گام به عقب بگذاریم دیگران ده گام به جلو می آیند و کشور را کامل صاحب می شوند اما نمی دانم  چرا دوستان گوششان بدهکار این حرف ها نیست و تا یک روسری از سر برداشتند و یا  نوشته و کتاب و مقاله ای در این سوی آب منتشر کرده اند از ترس مرگ خودکشی می کنند و سریع اعلام می کنند که دیگر به ایران بر نمی گردند. تو اینگونه نباش . آزاد باش و به ایران برگرد و محک بزن تحمل بزرگان کشوری را که مسلمانان آزاد لبنان را عزیز می دارند و کمک های ملیاردی برایشان حواله می کنند اما همان آزادی را برای مسلمانان کشور خود حرام می دارند. آزاد  باش و برگرد و اولین باش تا ببینی تا کجا قرار است هنرمندان ما علاوه بر بازی در نقش های  سینمایی  ”خود” را نیز نقش بازی کنند. می دانم جوانی و راه پیشرفت فراروی تو بسیار است اما شانه  کوچکت را پس نکش از پذیرفتن مسولیتی که هنرت برایت سبب ساز شد . این روزها تنها تو می توانی با حاشیه امنی که مهر ملت و نگاه مخاطب و نگاه جهانی  برایت رقم زده است ، کمی،  تنها کمی ریسک کنی و برگردی و راهی را بگشایی هرچند کوچک ، هرچند باریکه اما روزنه امید باش به اندازه خودت. از نیامدن نگو.

 

لینک ها :

 

پایان گلشیفته، آغاز گلشیفته / ابوذر آذران

 

گلشیفه ها و خود شیفته ها / حسین زمان

 

در حاشیه گلشیفته بی روسری / خوابگرد 

حضور باوقار گلشیفته / عباس معروفی

 

 

۱۷ مهر ۸۷ | گاه نویس

۱۲۷ نظر برای “گلشیفته! آزاد باش و به ایران برگرد”

  1. آرش ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۹:۰۹ ق.ظ

    سلام خانم علی نژاد

    به نظر من سینمای ایران و وزارت ارشاد لیاقت ندارن که هنرپیشه خوبی مثل خانم فراهانی استعدادش رو تو ایران هدر بده! به نظر من بهتره برنگرده تاروزی که آزادی به ایران بازگردد و قدر این استعداد و توانایی رو مسئولان مملکت بدانند.

  2. peyman ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۹:۲۵ ق.ظ

    شما که هیج جا نمی توانی این نوشته را منتشر کنی چرا فکر میکنی باید در وبلاگ ناتوانسته های خود را فریاد بزنید؟
    گلشیفه هنگامی که فیلم بازی کرد از کسی اجازه نگرفت-وقتی برای مراسم رفت از کسی اجازه نگرفت و شما چطور به خود حق می دهید برای بازگشت یا عدم بازگشت او برایش تصمیمی القا کنید و بهره برداری برای خود کنید.
    خانم علی نژاد شما یک خبرنگار پارلمانی بودید و به نظر من کم آوردید و رفتید.خیلی ها مثل شما نیز امسال رفتند و کشورهایی هم دربهایشان را به قصد همان بهره برداری سیاسی بر شما گشودند اما قلمی استوار است که در سخت ترین شرایط با نرمترین الفاظ فریادش را بزند پس لطفا بهره برداری از گلشیفته را شما مرتکب نشوید.
    ………………………………………………………………………………………………………………….
    دوست عزیز منی که می گم یک ماه نیم دیگر بلیط برگشت دارم و هنوز هم در روزنامه های ایران دارم می نویسم رو شما می گید برنگرد تا چه برسه به کسان دیگه که خودشون نگران برگشتن هستند….یادمون باشه که یکی از دلیل برنگشتن آدم ها به ایران همین نحوه برخورد هاست. به هر حال ممنونم از اینکه انقدر از رفتن دوستان خوشحال شدی ولی من به سمت هیچ در گشوده نمی روم و نخواهم رفت.
    با این دلونشته و واگویه با گلشیفته در یک خانه مجازی بی رونق مطمئن باش بهره ای نصیب ما نمی شود پیش وجدانمان آرامیم که تا کسی روسری از سر برداشت ما نیز از هراس جا نزدیم. پیروز باشی.

  3. حمید ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۹:۲۵ ق.ظ

    گلشیفته،از تواناترین بازیگران و بازیگر مورد علاقه من هست. کاش برگرده. کاش اونجا نمونه. :(
    لعنت بر این عقب موندگان فکری که معمول ترین و بدیهیترین حق یک فرد رو که آزادی داشتن یا نداشتن حجاب هست رو از اون سلب میکنند.

  4. sepehr ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۰:۰۴ ق.ظ

    وطن اونجاییه که آدم احساس میکنه آدم
    الاغ فرض نمیشه نمی فهمم چرا با مفاهیمی مثل وطن تعلق آزادی وقدرت خلق رو از افراد می گیریم؟

  5. سـحـر ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۰:۰۴ ق.ظ

    گلشیفته مانند هر انسان دیگری حق دارد انتخاب کند که بازگردد یا بماند . بازگشت او نباید مانع خروجش از کشور شود و ماندنش گناهی نیست که از آمدن بترسد . حکایت دولت و دولتمردان قصه کهنه ایست اما آزادی حرمت دارد … خدا نکند گلشیفته ای که دوستش داریم این آزادی را حق خود نداند.

  6. آریو ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۰:۰۶ ق.ظ

    هنوزم با برگشتنتون به ایران مخالفم. چون چیزی که من از استادم با رنج و سختی یاد گرفتم اینه که هر کاری باید با ابزارش انجام بشه. وقتی ابزار نداری کارت به نتیجه نمیرسه. ولی با این وجود کم کم دارم میفهمم چرا میخواید به ایران برگردید.

  7. کورش ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۱:۲۵ ق.ظ

    نویسنده محترم:
    از نوشته‌تان لذت بردم.یک سوال؟
    اگر فرض را بر این بگذاریم که بازیگر و هنرمندی٬ برای پیشرفت و ادامه فعالیتش به فضایی بیش از کشورش احتیاج دارد٬ آیا باز باید به آنجا برگرد؟ برای نمونه: سوسن تسلیمی عزیز٬ اگر در ایران مانده بود و با شرایطی که در ایران وجود داشت و دارد(بحث حب و بغض اش هم نیست) آیا آنچه را که امروز شاهدش هستیم به عنوان سوسن تسلیمی٬می توانستیم باز مشاهده کنیم. به نظر من شاید باید کمی بازتر فکر کرد. هم اکنون دایره مخاطبان و علاقه مندان هنر و قابلیت های گلشیفته بزرگتر و گسترده تر شده است. و باید به این نکته هم توجه کرد. برای مثال اگر دایره خوانندگان مطالب شما از کشور ایران فراتر رود٬ این بدان معنی است که شما مخاطبان قبلی و یا ایرانی تان رافراموش کرده اید و یا فراموش خواهید کرد؟ به نظر من آنچه مهم است٬ اینست که فردی بنام گلشیفته با ارایه توانمندی هنری خود٬ مخاطبانی جهانی پیدا کرده است.( باور کنید اگر او هنری برای ارایه نداشت٬ کارگردان مانند رایدلی اسکات حاضر نبود حنی عکسش را ببنید٬ چه برسد به اینکه توی فیلمش بازی‌اش دهد و یا حتی فیلمنامه را بخاطر او تغییر دهد. باور کنید در کشور آمریکاو یا حتی در دنیاهزاران نفر حاضر به پرداخت هر قیمیتی[ پولی٬ ...] هستند برای اینکه فقط چند ثانیه جلوی دوربین رایدلی اسکات قرار بگیرند.)
    اگر تا دیروز مخاطب ایرانی گلشیفته خیالش راحت بود که گشیفته را دارد٬ امروز باید نگران باشد٬ چرا که برای دوست داشتن و لذت بردن از هنر گلشیفته باید با دیگران رقابت کند.
    خلاصه:
    فکر می کنم آنچه خیلی ها را نگران کرده است٬ این است که حالا باید لذت دوست داشتن و حض بردن از هنر گلشیفته را با دیگران نیز تقسیم کنیم. او دیگر مخاطبانی جهانی دارد٬ حتی با همان سکانس های کوتاه.

    با احترام

  8. ابوذر آذران ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۱:۲۹ ق.ظ

    سلام مسیح بانو !
    دو خواهش!
    ۱: من هم از گلشیفته نوشته ام دیشب. خواهش می کنم لینکش کن زیل مطلب خودت می خواهم گلشیفته بخواندش توی وبلاگ تو که باشد می خواند مطمئنم.
    ۲: الان یه مطلب نوشته ام از سر درد، اگه ممکنه داغش کنید، دلم سخت لرزیده است امروز. خواهش می کنم بانو از کودکان بنویس

    پوزش و مممنون

  9. ابوذر آذران ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۱:۳۳ ق.ظ

    پایان گلشیفته، آغاز گلشیفته :
    http://aszaka.blogfa.com/post-212.aspx

    روز جهانی کودک بایکوت شد
    http://aszaka.blogfa.com/post-215.aspx

    ببخشید که از خانه تو سواستفاده می کنم برای انتشار حرفهای دلم!
    ……………………………………………………………………………………………………………..
    اینجا اگر خانه من تنها بود به چه کارم می اومد برادر؟

  10. safa ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۱:۴۵ ق.ظ

    سلام مسیح عزیز نمیدونم با چه زبانی از این قلم شیوا و نوشته های زیبایت تشکر کنم چقدر خوب میبینی و خویتر بیان میکنی و چه خوب دردهایت را که درد مانیز هست فریاد میکنی فریادت رساتر باد.

  11. خلیل شهابی ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۱:۵۳ ق.ظ

    بنظرم نکاتی که شما اشاره کردید بسیار منطقیست.
    بدین صورت هم خانم فراهانی راه خود را به بن بست نکشانده و هم میتواند نیات درونی حاکمان کشور را آشکار نماید.گرچه در هر صورت حق انتخاب با خود ایشان است.

  12. علی ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۲:۰۰ ب.ظ

    سلام
    دیدگاه مسیح و روشی که پیشنهاد می کند بهترین و نغزترین مرامی است که در مقابل افراد زبون باید در پیش گرفت. کاملاً با نظر ایشان موافقم. اگر ما همواره بخواهیم در مقابل هر کنش نادرستی واکنش متناسبی نشان ندهیم و راه سکوت ذلیلانه یا عقب نشینی را انتخاب نماییم مطمئناً راه برای آیندگان بسته تر خواهد بود. گشایش در پی پیشایش خواهد بود.
    ندایت همواره پرطنین مسیح

  13. آبتین ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۲:۲۱ ب.ظ

    برگشت به این رایحه خوش!؟!؟!؟!؟

  14. ابراهیم ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۲:۳۵ ب.ظ

    با درود
    …… راستش من از دوستداران قلم بهنود هستم زمانیکه از ایران رفت و شایعه ای در گرفت که اگر رفسنجانی بیاید خیلی ها بر می گردن به هزار زحمت شماره بهنود را از شمس گرفتم و وقتی گفت تا ۴ ماه بعد می اید انگار دنیا برام رنگ دیگری شد .. ولی مسیح با فکر بعید میدونم گلشیفته به این زودی ها به خانه پدری برگرده……… شاید بشه گفت سوسن تسلیمیه دیگه ای از ایران رفت ….. شاید
    همه منتظر یه شوک در ایران هستند….
    با اجازه امروز یه جلد کتاب را پیش خرید کردم با حساب تجارت امیدوارم بپذیرید و عذر که نشد بیشتر بخرم……….
    شاد زی
    یا حق
    …………………………………………………………………………………………………………………..
    آدرس و تلفنتون رو با فیش بانک بفرستید که من داشته باشم . برام خرید یک کتاب ارزشمنده و قدردانم.

  15. میداف ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۲:۴۵ ب.ظ

    دربلاگ نیوز لینک داده شد.

  16. mohammad ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۲:۵۰ ب.ظ

    گلشیفته جون همونجا بمون منم دارم می آم.بر پدر ومادر ….. لعنت!!!!

  17. هیوا ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۱:۱۶ ب.ظ

    بازم از سگ های صاحبعلی حرف زدی و ما باز یادمان می رود که یک قدم عقب نرویم تا آن ها ده قدم جلوتر نیایند.

  18. سـحـر ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۱:۲۷ ب.ظ

    گلشیفته قبل از سفر اعلام کرده بود که در قسمتهایی از فیلم که مجبور بوده بی حجاب بازی کند از کلاه گیس استفاده کرده و …
    متاسفانه در این ملک ریا آنچه بی اهمیت است صداقت است . عادتمان داده اند همیشه پشت نقاب باشیم تا آنجا که چهره خودمان را فراموش می کنیم . گلشیفته این شانس را داشت که در این فیلم نقاب بردارد . ماییم که محکومیم به بازی در مجموعه دروغها!

  19. peyman ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۲:۰۹ ب.ظ

    انشالا که شما نیز برگردید چون گوشمان پر است از این حرفها!
    من وقتی مسیح علی نژاد ساکت شد و عقب کشید و کتابش را آنجا منتشر کرد او را خط زدم.وقتی آن مطلب دلفین ها را هم خواندم او را خط زدم.
    به نظر من روزنامه نگار باید آنقدر توانا باشد که با درک بستر روزنامه نگاری و قواعدش در کشور فریادش را بزند بطوری که جایی برای اعتراض نگذارد.
    نه مثل روزنامه هایی مانند شرق که حتی هنگامی که اجازه نفس کشیدن مجدد به آنها می دهند بازهم بلد نیستند بنویسند و گستاخانه خود و حزب خود را زیر سئوال میبرند…..

  20. سینا ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۲:۳۹ ب.ظ

    مسیح خانم عزیز . وطن آن جائی است که دل در آن خوش باشد.نمیدانم چرا ما اینقدر نسبت به مقامات و جوائزی که هم وطنانمان خصوصاایرانیان مهاجر بدست می آورند حساسیم.عزیزم بگذار خودش تصمیم بگیرد. مگر شما ولی ایشان هستید؟ یا اینکه منافع ایشان را بهتر از خودشان می شناسید؟ اگر آمدید بروکسل به شما خواهم گفت که ما ایرانیان با هم چگونه رفتار می کنیم. چیزهائی نشانت دهم که باور کردنش شاید اندکی باورنکردنی بنظر رسد.
    خوش و سرحال باشی

  21. ژولیت مرادی ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۳:۱۸ ب.ظ

    خانم معصومه علی نژاد که خود را مسیح مرده زنده کن نام گذاشته‌ای.
    کاش یک کم از گلشیفته یاد بگیریم. به خودت فکر کن. وقتی ایران بودی چقدر از اینکه یک خانواده مذهبی و شهید داده داری دم می‌زدی که هم از … بخوری و هم از … چند بار گفتی حجاب را قبول داری تا فرقی باشد میان تو و بقیه روزنامه نگاران لائیک. کاش همه مثل گلشیفته ساده و صادق باشیم.
    کاش منتظر نباشیم کسی کاری بکند تا با همآوایی با او نصف کارش را به نام خود بزنیم! همه خود گلشیفته باشیم! فکر نکنم تو اگر ایران می‌ماندی زندانی ات میکردند.هرچه باشد به قول خودت از خانواده شهیدی و باحجاب .گاهی فکر می‌ کنم تو فقط استاد کنار هم قرار دادن کلماتی.ببخشید اگر کمی رک حرف زدم
    ……………………………………………………………………………………
    یک خط از این چیزهایی که از من خواندی را برای خودم هم بفرست تا ببینم چه کسی از خانواده ما شهید شد و باقی ماجرا….

  22. غریبه ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۳:۲۵ ب.ظ

    بعضی از نوشته های شما مرا به یاد مزخرفات مسعود کیمیایی در فیلم تجارت می اندازد که خطاب به سیاسیون خطابه صادر کردند که اگر هم حرفی دارید بروید در داخل بزنید حتی اگر سرتان بالای دار رفت!!!. خواسته یا نا خواسته پرت و پلا می گویی آبجی. این وطن وطن شما اصلاح طلبها یکجورهایی شبیه کربلا کربلای اصول گراها حال بهم زن شده. درست مثل مردم مردم گفتن مشترکتان که انگار ما ملت بی پدر و مادریم و شما دایه دلسوز تر از مادر. لطفا خودتان را برای هدایت! ما ملت زیاد به زحمت نیندازید. ما همه شما را به عنوان قهرمان آزادی و آزادگی ودفاع از حقوق بشر و غیر بشر روی سر خودمان حلوا حلوا می کنیم. انشاالله

  23. وب - آ - ورد ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۳:۳۳ ب.ظ

    وب –
    آ – ورد

  24. نوید هاتف ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۳:۳۵ ب.ظ

    سلام مسیح خانم :امید وارم هم چنان پرانرژی وپرنشاط وامیدوار به مانید, چراکه من وشما وهمه ماهابه امید زندیم وهمراه امید دیریا زود سپیده سحرگاهان رابه اغوش خواهیم کشید.

    زنده وپایدار باشید

    من با نظرشما در این مورد موافقم چراکه چراع خانه مادرآنجا سو سو می زند…
    گرمن نمانم, گرتو نمانی, گراونماند پس چه کسی خانه پدری را به پاید؟

  25. فرزاد حسنی ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۴:۳۷ ب.ظ

    مسیح عزیز سلام
    این روزها تب “گلشیفته نویسی” بدجوری توی دنیای وب بین دوستداران و منتقدان او بدجوری گرفته .این تب که از یک ماه گذشته با انتشار اولین اخبار و عکس های بازی گلشیفته عزیز در فیلم “مجموعه دروغ ها” در کنار“لئوناردو دی کاپریو” و “راسل کرو” ،شروع شده بود در چهل و هشت ساعت گذشته با انتشار عکس گل شیفته در اولین نمایش فیلم و فرش قرمز (یا همان ردکارپتی که قبل از اولین نمایش هر فیلمی با حضور بازیگران وعوامل برای آنها پهن می شود )به اوج خود رسیده است .
    به جرات می توان گفت که در چهل و هشت ساعت اخیر بالای ۱۵ میلیون نفر عکس های گلشیفته رو دیدن: از مشتاقان سینما تا افراد عادی و در این مدت یادداشت های زیادی در باب او و نیز مصاحبه ای هم به نقل از او منتشر شد که در آن گلشیفته از قصد خود برای اقامت در خارج از کشور خبر داده بود .
    اما چند نکته در باب گلشیفته :
    اول -گلشیفته و همسرش پیش از این نیز اقامت فرانسه را داشتند و بنابراین داستان اقامت او در خارج از کشور جدید نیست و مربوط به بازی در این فیلم نیست .
    دوم – دوستانی که فیلم مجموعه دروغ ها را دیده اند از بازی گلشیفته در چند سکانس محدود خبر داده اند و هنوز نقدهای خوبی از بازی گلشیفته ارائه نشده و آنچه که بیش از همه مورد توجه قرار گرفته صرفا بازی گلشیفته در این فیلم است که کارگردان مطرحی چون “ریدلی اسکات” دارد و بازیگرانی نظیر “دی کاپریو” و “راسل کرو” . قرار گرفتن نام گلشیفته در کنار این نام ها مهمترین دلیل تحت الشعاع قرار گرفتن خبر حضور او در رسانه های داخلی و خارجی بود و تا کنون چیز مثبتی از بازی گلشیفته در این فیلم نشنیده ایم .
    سوم – گلشیفته برای حضور در هالیوود راه درازی در پیش دارد . یقینا اولین فیلم او با چنین ترکیب بازیگران و کارگردان مطرح راهگشای ورود او به هالیوود هست، اما دنیای هالیوود نیز نوعی مافیا است وورود بازیگران به آن دشوار است بخصوص اینکه بازیگری باشی از جهان سوم و خاورمیانه .یادمان باشد پیش از این تنها “شهره آغداشلو” توانسته بود به موفقیت هایی در هالیوود برسد و برای فیلم “خانه ای از شن و مه” کاندید اسکار شود اما بعد از ان آیا از شهره خبر ی داریم ؟شهره اغلب در سریال های تلوزویونی در نقش یک ایرانی و یا یک عرب (نقش همسر صدام در سریال تولید بی بی سی )و یا نقشهایی شبیه این (زنی خاورمیانه ای )بازی می کند و بعد از آن شاه نقشش (که آنهم یک زن ایرانی بود )نتوانست موفقیت دیگری را در هالیوود در سطح جهانی تکرار نکند .یادمان نرود که شهره عزیز مسلط به زبان انگلیسی و نیز آشنا با اغلب استودیوهای فیلمبرداری هالیوود بوده و هست . از مردان ایرانی حاضر در هالیوود نیز اغلب بازی در نقش های اعراب و خاورمیانه ای ها را شاهدیم وموفقیت چندانی از ایشان نمی بینیم .شاید مطرحترین شون “مازیار جبرانی” باشه که امروز برای گذران زندگی مجبوره قبل از کنسرت” لیلا فروهر” برنامه طنز اجرا کنه در “کداک تیاتر” .یقینا اگر کارش گرفته بود تا این حد نزول نمی کرد .بنابراین صادقانه باید بگیم که تضمینی برای موفقیت گلشیفته در خارج از کشور وجود نداره . اگر “سوسن تسلیمی” را یک استثنا بدانیم (که او هم فقط در تئاتر و تنها در حوزه کشورهای اسکاندیناوی و بخصوص سوئد مطرح و مشهور است )مابقی بازیگراهای مهاجر ایرانی نتوانسته اند در هالیوود و خارج از کشور موفق باشند .نمی خواهم بدبینانه به مساله نگاه کنم از غول بازیگری ایران “بهروز وثوقی” بگیرید تا به بازیگرانی که در سال های اخیر مهاجرت کردند و ما از آنها چیزی نمی شنویم .راستی میترا حجار کجاست ؟شیلا خداداد در لس آنجلس چه کرد و چرا به ایران برگشت ؟آیا نسرین مقانلو توانست در قلب هالیوود حتی یک نقش کوتاه بازی کند ؟مرجانه گلچین در هفت سال مهاجرتش جه کرد و چگونه است که دوباره راه بازگشت را گرفت تا بازیگری را در ایران ادامه دهد ؟و نیز فخری خوروش و…گلشیفته زمانی می تواند در هالیوود موفق باشد که در هر نقشی بازی کند و نه در نقش دختران عرب یا ایرانی و یا خاورمیانه ای و این مستلزم تسلط کامل به زبان و نیز اشراف کامل به روابط در هالیوود است .
    چهارم – گلشیفته فیلم های زیادی را در ایران بازی کرد و با وجود سن کمش کارنامه خوب و پرباری دارد . “درخت گلابی” به اعتقاد من شاهکار اوست و “اشک سرما” و “میم مثل مادر” در رتبه های بعدی بازیگری او قرار می گیرد اما بازی های ضعیف نیز در کارنامه دارد . ایفای ضعیف شاه نقش” هانیه” در “سنتوری” و نیز در فیلم “همیشه پای یک زن در میان است” هنوز از خاطرمان نرفته است .به اعتقاد من گلشیفته جای کار بسیار در سینمای ایران داشته و دارد . او فرصت دارد تا جای خود را در سینمای ایران محکم تر کند . متاسفانه سینمای ما از نبودن بازیگران خوب زن در سن ۲۰ تا ۳۰ سالگی رنج می بد و گلشیفته در این رده سنی می توانست و می تواند منشا اثر بسیار باشد .(مگر چند بازیگر نسل سومی مثل گلشیفته –ترانه – باران – چکامه و پگاه داریم ؟)
    پنجم- هر کسی مسئوول اعمال خودش هست و در حوزه شخصی می تواند به شیوه خود عمل کند مشروط بر اینکه به حقوق کسی تجاوز نکند و یا تهدیدی برای تضییع حقوق دیگران نباشد(این هم بخشی از مانیفست من!! ) . آشکار شدن بدون حجاب بازیگران در خارج از کشور برای اولین بار اتفاق نیفتاده است . حتما بسیاری از دوستان وبگرد عکس های زیادی از بازیگران زن و مرد در خارج از کشور را در کامپیوتر خود ذخیره دارند . با مشاهد اون عکس ها و عکس گلشیفته می بینیم که حضور گلشیفته بسیار موجه تر است .البته قبل از این نیز شاهد حضور بانوانی چون “شیرین عبادی” و “سیمین بهبهانیگ بدون حجاب در مجامع خارجی بودیم و اینهمه سر و صدا پیش نیامده بود . “شیرین عبادی” چه خوب گفته بود که من به قانون ایران احترم می گذارم و در ایران حجاب خود را حفظ می کنم و مگر گلشیفته در ایران جز این کرد ؟آیا تا به حال کسی عکسی از گلشیفته در داخل ایران با شکلی نامناسب دیده است ؟اتفاقی برای گلشیفته نیفتاده است که مانع بازگشتش شود . او تا زمانی که در ایران بوده به قانون پایبند بوده و احترام گذاشته و یقینا بعد از این نیز چنین خواهد کرد و کسی حق نداشته ندارد حقوق شهروندی او را بخاطر این حضور زیر سئوال ببرد .
    ششم – نظر شخصی خودم این است که گلشیفته در پوشش حجاب ایرانی بسیار زیباتر جلو می کند تا با چنین چهره ای اما این تنها نظر شخصی من است .
    هفتم – تبی که اینروزها در مورد گلشیفته ایجاد شده از نظر نوع و کیفیت شبیه تب خروج “شادمهر عقیلی” و “گوگوش” است . می ترسم که گلشیفته عزیز نیز به سرنوشت آن دو دچار شود .
    هشتم – گلشیفته را با آن صدای تو دماغی و قیافه خاص (ابروها چهره گندمگون )و قیافه لاغر همچنان دوست دارم و برایش در هر کجای دنیا آرزوی موفقیت می کنم .برگشتن و بر نگشتن او به ایران به خودش مربوط است اما نسل من هیچوقت “میم ” را در “درخت گلابی “فراموش نمی کنند

  26. هادی ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۵:۵۷ ب.ظ

    گلشیفته اینک نمادی ایرانی در هالیوود است.او را به بازگشت و حصر نخوانید.بگذارید ما نیز به سینمای جهان راه پیدا کنیم.

  27. مسعود ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۸:۰۸ ب.ظ

    یادمان باشد که اگر گلشیفته به ایران برگردد دیگر امکان اینکه کارهایش صرفا هنری باشد میسر نخواهد بود. او خواه و ناخواه در جریان ناسالم سیاست ایران گیر خواهد کرد و شاید گلهای هنری او پژمرده شود. حال این دیگر بستگی به خوداو دارد که افق دیدش تا چه اندازه است. آیا می خواهد به انسان بودن خودش وامدار باشد که در این صورت فرقی ندارد که کجا باشد یا که می خواهد استعداد هنری اش در شکل گیری انسان بودنش نقش اول را ایفا کند که در اینصورت هالیوود برایش شاید مطمئن تر باشد.

  28. یک خبرنگار ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۸:۴۹ ب.ظ

    من با بی حجابی مخالفم اما الان جوابی ندارم . چون مفاسد اقتصادی و ثروتهای بادآورده در کشور سربراورده است . من با بی حجابی مخالفم اما اولویت من اولویت بی حجابی و مفاسد اخلاقی نیست بلکه مفاسد اقتصادی و دعواهای زرگری است . به نظر من بی حجاب شدن گلشیفته آنقدر بد نیست تا کمک کردن به ظالمین همانهائی که برای کوبیدن فرهنگ شرقی هزینه های سرسام آور خرج می کنند . اولویت من مبارزه با کسانی است که از مفسدان اقتصادی پول گرفتند اما وقتی عیان شد آنها را رها کردند تا زندانی شوند اما خودشان آزادند . آزادی این نیست که روسری را برداری آزادی اینست که مفسدان در زندان باشند و مظلومان آزاد . اگر هم خواستی کتابی بنویسی در این زمینه بنویس و بدان که من هم جزو خریدارانش خواهم بود .

  29. کورش ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۸:۵۳ ب.ظ

    نویسنده محترم وبلاگ مسیح علینژاد٬ با عرض معذرت:

    در جواب فرزاد حسنی( که محل اظهار نظر را با وبلاگ شخصی اشتباه گرفته و دنبال خواننده و … از این جور چیزهاست)
    ۱ـ اگر شما هنر بازیگری٬ مانند گلشیفته فراهانی را با بازیگران دیگری که نام بردید مقایسه می کنید٬ باید بگویم سخت در اشتباه هسیتد. بازی گلشیفته کجا و مرجانه گلچین و نسرین مقانلو … کجا.
    ۲ـ چطور سوسن تسلیمی می شود استثنا٬ آن هم در تاتر. حتما باید ۱۰ تا نوبل در ۱۰۰۰ رشته دیگر هم می گرفت تا از نظر شما کاری کرده بود.
    ۳ـ بسیاری از بازیگرانی که نام بردید حتی به وسعت کشوری به اندازه ایران هم در زمینه بازیگری حرفی برای گفتن نداشتند و ندارند٬ چه برسد برای بازی در فیلم هایی که حد اقل چند صد میلیون تماشاگر دارد.(بهروز وثوقی عزیز در اوج٬ فیلم کاروان را بازی کرد ولی بازی او برای سینمای دنیا حرفی برای گقتن نداشت!)
    ۴. خرده ای بر شما نمی گیرم٬ چون دریچه نگاه و وسعت درکتان محدود به کشور ایران است و شاید کوچکتر. ولی باور کنید در کشوری مانند آمریکا هیچ گربه‌ای برای رضای خدا موش نمی گیره. کمی سطح معلومات تان را بالا ببرید. چه من و شما باور کنیم و چه نکنیم٬ رایدلی اسکات یک کارگردان مطرح و بزرگ در چیزی بنام هنر و صنعت سینمااست. بازیگران بزرگی آرزوی بازی در فیلم های او را دارند حتی برای چند ثانیه. اگر او از میان حداقل هزاران علاقمند بازیگری٬ شخصی بنام گلشیفته فراهانی را انتخاب می کند٬ حتما دلیل قاطعی برای این کار دارد.( پروسه انتخاب بازیگری در هالیود٬ یکم پیچیده تر از حد تصور من و شماست)
    ۵. زندگی در کشوری مانند آمریکا ویژگی های بسیار خاصی دارد٬ نمی شود بر اساس کانال های ماهواره ای و روزنامه و اینترنت در این مورد قضاوت کرد.
    ۶ـ ضمنا کسی از من و شما و دیگران نظر نخواست که بتوانیم بگوییم او با حجاب زیباتر است و یا بدون حجاب( حداقل نتیجه این عمل شخصی گلشیفته٬ بر ملا ساختن مشکلات روحی و روانی و جنسی عده است نظیر شما و دیگران که در این مورد اظهار نظر می کند. باور ندارید با یک روانکاو مشورت کنید)
    ۷ـ گلشیفته تا همین جا هم کاری را که باید می کرده٬ انجام داده است. فقط تصور کن در کشوری مانند ایران با تمام خصوصیات فرهنگی٬ اقتصادی٬ علمی و … بازیگری بدون سر و صدا توان هنری خود را از مرزها بیرون می برد و هنر خود را به رخ هزاران نفری که امکاناتی به مراتب بیشتر از او داشتند٬ می کشد؛ جای تحسین دارد. زندگی خصوصی او به خودش و خودش مربوط است. اینکه میخواهد به شکل لباس بپوشد به خودش مربوط است( این من و شما هستیم که باید به روانکاو مراجعه کنیم) اینکه میخواهد به هرجای این زمین برود و هرکاری بکند به خودش مربوط است. این ما هستیم که از بازی او لذت می بریم. او نیست که نیاز به تشویق و تمجید و به به و چه چه ما داشته باشد. چه من و شمما به عنوان تماشاگر باشیم و یا نباشیم٬ سوسن تسلیمی ٬ هنرمند است و گلشیفته هم به همچنین.

    با احترام و پوزش مجدد از نویسنده وبلاگ

  30. علی ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۰:۳۲ ب.ظ

    هم زبان عزیز کورش
    اولا لحن شما می تواند مودب تر و دوستانه تر باشد. عصبانیتی در نوشته شما پنهان است که لزوم روانکاوی که چندبار ذکر کرده اید را برای خود شما بیشتر می نمایاند.
    من هم امریکا زندگی کرده ام و هم بسیاری کشورهای مختلف و تحصیلاتی بالغ بر ۲۴سال دارم. عظمت غول آسایی که از امریکاییان و دیدگاه های فرابشری آن برای خود ساخته اید بیشتر حاکی از احساس حقارت گوینده است تا عظمت آنها.
    در مورد چرایی اظهارنظر دوستان برای حجاب و زیبایی و نازیبایی و… اولاً این حق هر گوینده ای است که نظر خود را مطرح کند. درثانی کسانی چون مسیح و گلشیفته و کلاً هنرپیشگان و نویسندگان و گروه های مرجع اجتماعی به طور طبیعی درمورد همه چیز مورد توجه و نقد هستند. خصوصاً بازیگران با هیکل خود هنرشان را عرضه می کنند پس طبیعی است که درمورد نوع پوشش آنها قضاوت شود. درپاسخ دلسوزان و فرهیختگانی که بی دریغ وقت خود را صرف اظهارنظر می کنند تخطئه بی انصافی است.
    شما در یک نوشته کوتاه خطاهای زیادی داشته اید که صلاحیتتان را برای چنین اظهار نظرهایی زیر سوال می برد. از همان اول که به جای مخاطب قراردارن مسیح “نویسنده…” گفته اید تا ارجاع دیگران به روانکاو و… نشاندهنده بی خوابی، خستگی یا عصبانیتی تحمیلی است. توصیه دوستانه من استراحت، تفکر و سپس مطالعه بیشتر است.
    شادابی و سلامت شما و همه هموطنان عزیز را آرزومندم
    مسیح عزیز درصورت صوابدید متن مرا اصلاح بفرمایند که با بیانی مثبت، موثرتر باشد

  31. David ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۱:۳۵ ب.ظ

    vel kon baba asdolah,

  32. رضوانی ۱۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۱:۴۹ ب.ظ

    واقعا وقتی در باب حجاب مطلبی میخوانم … . باید دوران جامعه ی تک صدایی را در تاریخ جستجو کرد.حتی در زیمبابوه هم مخالفان توانستند خود را به حکومت تحمیل کنند.بزرگوارانی که در باب حجاب قلمفرسایی می کنند لطفا اول از ضروریات دین بودن حجاب به مفهومی که سالهاست فریاد می زنند را اثبات کنند بعد به قول خودشان بی حجابی دیگران را تکفیر.
    کاری که گلشیفته کرد هر چند دیرهنگام بود ولی به باور من گذر از ریا و نشان دادن چهره ای صادق بود.تفاوت اندیشه ها اینقدر جنجال نمی خواهد.گلشیفته هم خطایی مرتکب نشده که از برگشتن هراسی داشته باشد.
    * البته آنچه گفتم باور خودم بود که تفاوتهای زیادی با باور حکومت دارد.فقط میتوانم امیدوار باشم گلشیفته در بازگشت به وطن با مشکلی مواجه نشود.هر چند بالاخره در مسیر آزادگی حتما مشقتهای فراوانی هست.

  33. لاله ۱۸م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۲:۲۴ ق.ظ

    گفته‌ها را خود و دیگر دوستان گفته‌اید… ما را چه می‌شود مسیح…

  34. سردبیر ۱۸م مهر ۱۳۸۷ ، ۱:۰۸ ق.ظ

    همه خوب می دونیم که برگشتنش مساوی با …..
    پس برنگرد چون اسلام لیاقتت رو نداره

  35. میلاد ۱۸م مهر ۱۳۸۷ ، ۲:۲۸ ق.ظ

    کلا خوب مینویسید !
    ولی تعجب آوره چرا هنوز فیل+تر نشدید !
    موفق باشید خواهر محجبه من !
    …………………………………………
    in panjomon webloge hasto baghi hameh filter shodan baradar

  36. کاسپیکا ۱۸م مهر ۱۳۸۷ ، ۲:۵۸ ق.ظ

    مسیح حساب رو کنترل کردم درسته ۳۴۱۴۵۲۶۴۸۸لطفا یه کامنت اشتباه با ۴۹۹نوشتم اونو پاک کیند اتفاقا مبلغی هم بحسابتان واریز شده
    همین الان کامنت اول منو روی مطلب کتاب فروشی ان لاین اصلاح کنید

  37. دیده بانان (سربازانی برای انقلاب) ۱۸م مهر ۱۳۸۷ ، ۳:۳۴ ق.ظ

    به نام نامی حق
    درود و سلام بر همه انقلابیون متعهد و انسانهای متدین
    دشمن در کمین است انسانهای مسخ شده توسط شیاطین در فضای اینترنت به باورهای ارزشی و بنیانهای اخلاقی انسانیت هجوم آورده اند آنها برای نابودی انقلاب اسلامی همه ارزشهای دینی و انسانی همه ادیان الهی را زیر سوال برده و می برند آنها خصوصی ترین رابطه انسانی را که حیای انسانی حکم می کند در خلوتش باشد با بی حیایی تمام در معرض نمایش دیگران قرار می دهند ، برای مبارزه با این شیاطین ضمن مطالعه وبلاگ ما در صورت تایید آن را لینک داده و خودتان نیز با توانایی هایی که دارید با اراپه مقاله ووو…. در این مبارزه مقدس ما رایاری دهید.

  38. قلندر ۱۸م مهر ۱۳۸۷ ، ۳:۳۸ ق.ظ

    سلام و درود …
    ابتدا باید از قلم نویسنده بابت این بلاغت تشکر کنم،از سویی هم بابت خانه ی ایشان که جایگاه بسیار ارزشمندی برای تبادل نظرات بسیار عالی سایر دوستان ایجاد میکند که اگر بیش از نوشته اصلی نباشند،خود به تنهایی بار معنایی زیادی دارند…
    من مثل اکثر دوستان،توانایی های بی مانند خانم فراهانی در سینمای داخل که باعث انتخاب مهم ایشان در عرضه پیچیده و دشوار بین المللی و مخصوصادر فیلم کارگردان مشهوری چون اسکات حتی برای نقش کوتاهی شده است راافتخاری نه تنها برای کارنامه شخصی ایشان که برای تمام مردم دوستدار هنر ایران و جوانان هم سن ایشون می دانم و به خود میبالم چرا که افراد بسیاری تقریبا در رده نزدیک به سن ایشون هستند و در همین شرایط داخل کشور پرورش یافته ولی هیچکدوم گلشیفته نشده اند….
    یادمان باشد بحث پوشش جزء کوچکی از بزرگی فلسفه حجاب درونی،روحانی و بیرونی بشمار میره و سنجیدن و اظهار نظرهای عجولانه و سطحی که بعضی افراد و حساسیت های پوشالی که نسبت به این پوشش و مسایل اینچنینی دارند رو نمیتوان ملاکی برای سنجیدن کل شخصیت فراهانی قرار داد،به قول خانم علی نژاد تا همین مقدار که ایشون به صداقت واقعیشون احترام گذاشته و رنگ ریا به خود نگرفته اند باید بهشون تبریک گفت،به هر حال این ریزشدن ها،از کوته فکری و دیدن ناپخته ماست که دوره چند ساله این نظام حاکم بر ذهنمان بجا گذاشته است آنهم نه تنها دراینجا که در هر مجمع و نشستی و با هر موضوعیتی این کمبودها نمود پیدا می کنند ؛البته خواه نا خواه خانم فراهانی باید به این توجه میداشت که چنین حقارتهای فکری متاسفانه در کشورش و نزد مسولان اجرایی بعد از این فیلم،او را در کارهای داخلیش دچار مشکل می گرداند که اگر این پس لرزه ها به شکل آشکار نباشد ولی در لفافه …..
    خان فراهانی باید به این نکته توجه داشته باشد که تصمیمات او فقط جنبه شخصی ندارند او نماد حقیقی یک نسل و پرچمدار شناخت ایران است همانطور که بازگشت و یا عدم بازگشتش آنچنان که دوستان میگویند تنها یک امر شخصی نیست…ما هنوز به هنر زیبای او در این وانفسای جاهلیت مسئولین و فیلمهای بی ارزش این روزهای سینما و بازیگرانش نیاز داریم…
    قلمتان استوار
    یا حق

  39. کاوه کاویان پور ۱۸م مهر ۱۳۸۷ ، ۴:۲۳ ق.ظ

    و بلاخره دوباره می تونم یادداشت های تو رو بخونم ” نقاش کلمات ” دلم تنگ شده بود … چه خوشحالم که کتابتو میشه تهیه کرد …حتما شنبه به حسابت واریز میکنم ، مطمئن باش حتی اگه کتاب هم به دستم نرسه بازم خوشحالم … نمی دونم این پنج هزار تومن کافیه یا نه ؟ اما بهرحال من برات می فرستم … همیشه تندرست و پاینده باشی و به یادت هستم اگر چه باید غیبت های طولانی منو ببخشی
    ………………………………………………………..
    khoosh amadi kaveye aziz.

  40. آرش ۱۸م مهر ۱۳۸۷ ، ۵:۲۵ ق.ظ

    دهانت را می بویند
    مبادا که گفته باشی دوستت می دارم
    دل ات را می بویند
    روزگار غریبی ست نازنین
    و عشق را
    کنار تیرک راه بند
    تازیانه می زنند.
    عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
    در این بن بست کج و پیچ سرما
    آتش را به سوخت بارِ سرود و شعر
    فروزان می دارند
    به اندیشیدن خطر مکن
    روزگار غریبی ست نازنین
    آن که بر در می کوبد شباهنگام
    به کشتن چراغ آمده است.
    نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
    آنک قصابان اند بر گذرگاه ها مستقر
    با کنده وساتوری خون آلود
    روزگار غریبی ست، نازنین
    و تبسم را بر لب ها جراحی می کنند
    و ترانه ها را بر دهان.
    شوق را در پستوی خانه نهان بایدکرد
    کباب قناری
    بر اتش سوسن و یاس
    روزگار غریب ست، نازنین

    ابلیس پیروز مست

    سور عزای ما را بر سفره نشسته است
    خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد

    (( احمد شاملو ))

  41. علیرضا ۱۸م مهر ۱۳۸۷ ، ۵:۲۷ ق.ظ

    به نظرم این که گلشیفته لختی پادشاه را، با همین رفتار محترمانه و چهره ملیح، بلنداعلام کرده شق القمری است.
    من هم مثل شما دوست دارم او و امثال او در ایران آزادانه زندگی و کار و فعالیت بکنند و در دل و در عمل می پسندم که در مقابل حرف زور همه راه فرار را در پیش نگیرند-گرچه شما حتماً می دانید که فرار هم چندان گزینه آسان و مفرحی نیست- اگر روزی گلشیفته تصمیم به بازگشت بگیرد من هم مدافع اقدامش خواهم بود.
    اما درست نمی دانم که یکدیگر را تشویق به گزیدن راه های پر هزینه کنیم. او حق دارد هر جا بخواهد زندگی کند و رسالت و وظیفه ای -خارج از انتخاب خودش- بر عهده اش نیست. اشکال این پیشنهاد شما به نظرم این است که بیش از توجه به ارزش کاری که او انجام داده، متمرکز بر درخواستی است که بعید می دانم خودتان هم در هر شرایطی به پیگیری اش مصر باشید.
    ضمناً : امیدوارم به زودی یک نسخه از کتابتان را در ویترین کتاب فروشی محله‌مان ببینم.

  42. خشایار ۱۸م مهر ۱۳۸۷ ، ۷:۴۵ ق.ظ

    آگاهی از جایگاه اجتماعی و مردمی از نگات خیلی مهم ِ سلبریتی شدن است. اینها قدرت است. حالا یکی که باشد ممکن است که زیاد نباشد اما همین یکی تاثیر دارد. تاثیر مشکلی ست که شاید خیلی ها نمی فهمندش. خانم علی نژاد، دیدگاه ِ شما و هم فکرانتان ستودنی ست.

  43. شیدا ۱۸م مهر ۱۳۸۷ ، ۸:۱۹ ق.ظ

    بابا ولش کنید. آزادی خیلی خوبه. نفس کشیدن…

    من خودم ساکن خارج از کشور و هم سن گلشیفته ام.

    تصور روسری خفه ام میکند

  44. هادی ۱۸م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۰:۱۵ ق.ظ

    http://www.tabatabaie.blogfa.com/post-57.aspx

    در همین مضمون.کاریکاتوریسم دینی(از گلشیفته فراهانی تا علی کردان)

  45. پدرام علیزاده ۱۸م مهر ۱۳۸۷ ، ۲:۰۳ ب.ظ

    درود

    این سرزمین متعلق به همه است هرکس با هر اعتقاد و ایمان و اندیشه ای که دارد به شرط انکه این میهن و مردمانش را دوست بدارد!
    نه تنها خانم فراهانی که همه عزیزان دور از میهن باید ازادانه و سر افرازانه به میهن برگردند! آنوقت این وطن دوباره وطن میشود!

  46. میرنصر ۱۸م مهر ۱۳۸۷ ، ۲:۱۱ ب.ظ

    کاش می‌دانستیم که ارزش آدمیتمان به لباس تنمان نیست که دیگران از ما آموختندش و بر سر در دروازه ملل زده‌اندش.

    آدمی را آدمیت لازم است

  47. سروش ۱۸م مهر ۱۳۸۷ ، ۲:۴۴ ب.ظ

    مطلب بسیار خوبی بود
    حرف دل بود

  48. فرزاد حسنی ۱۸م مهر ۱۳۸۷ ، ۴:۳۲ ب.ظ

    مسیح عزیز سلام
    در پاسخ به اظهار لطف دوست عزیز کوروش خان چون هیچ لینکی از وبلاگ یا ایمیل از ایشان در این محل پیدا نکردم به ناچار از این فضا برای پاسخگویی به این دوست محترم استفاده می کنم :

    اول -دوست عزیز کوروش خان فرموده اند بنده محل اظهار نظر را با وبلاگ شخصی اشتباه می گیرم این دوست بزرگوار کافی است نگاهی به حجم چرندیاتی که تو همین یک پست به عنوان اظهار نظر نگاشته اند بیندازند و یکبار ان را روخوانی کنند. در خصوص اینکه بنده با درج نظرم دنبال جذب خواننده هستم نیز باید برایاین دوست عزیز اظهار تاسف کنم .شاید این دوست عزیز امروز با اینترنت و وبلاگ آشنا باشد و مطالب بنده را در سال ۷۹ و ۸۰ در سایت نسل سوم و گویا نخوانده باشند که در هر بار پست و در کمتر از شش ساعت بالای ۱۵ هزار بازدید کننده داشت .خوب می دانید که جذب ۱۵ هزار خواننده در سال ۸۰ که عده کمی به اینترنت دسترسی داشتند کار کمی نبود .حالا هم ….(بگذریم )
    دوم -به عنوان یک بیننده حرفه ای سینما ی بعد از انقلاب و به عنوان کسی که در یک دوره جشنواره سینمای فجر (بخش جنبی )افتخار داوری داشته ام و تقریبا تمام فیلم های سینمای بعد از انقلاب را دیده ام باید بگویم که گلشیفته و نسرین مقانلو و مرجانه گلچین قابل مقایسه نیستند . شما چطور می توانید از سه دهه تجربه گلچین در زمانی که بازیگرزن در سینما در دایره محدود کتایون ریاحی -افسانه بایگان و مرجانه گلچین خلاصه می شد عبور کنید .
    کوروش عزیز گل شیفته خیلی جای کار داشت . گفتم و هنوز هم وری این گفته مصر هستم :درخت گلابی – اشک سرما و میم مثل مادر …این سه فیلم بهترین کارهای سینمایی گل شیفته بوده در حدود ۹ سال کار حرفه ای و هنوز خیلی جای کارداشته و دارد .
    نسرین مقانلو را نیز شاید شما بخاطر نداشته باشی در فیلم قربانی با بازی ابولفضل پور عرب و داروش ارجمند ..اگر رجعت به دیار فرنگ را نداشت مطمئنا با اون تن صدا و نوع بازی در جایگاه به حق تری قرار می گرفت و ضمن اینکه بازی مرجانه گلچین در همین سریال طنز روتین ماه رمضان به نظر من و خیلی ها شاهکار بود و به اعتقاد دوست عزی زامیر قادری حتی شایسته دریافت سیمرغ بلورین ..بنابراین هر بازیگری در جایگاه خودش و با هم نسلانش و با کارناه ها قابل مقایسه است بس .
    سوم – سوسن تسلیمی غول بازیگری زن در سینمای قبل و بعد از انقلاب بوده و هست همانطور که بهروز وثوقی با وجود سی سال خاموشی همچنان غول بی رقیب بازیگری قبل و بعد از انقلاب هست .سوسن با مهاجرت خو با وجود تسلط بدیع و شگفتی اوری که به زبان سوئدی پیدا کرده تنها در حوزه اسکاندیناوی شناخته شده و بیشتر در سوئد و بنابراین یک شخصیت جهانی نیست -این یک واقعیت است -
    چهارم -کوروش خان فرموده اند دریچه نگاه من در حد کشور کوچکی مانند ایران است که این گفته را با کمال افتخار می پذیریم و فرموده اند که در آمریکا هیچ گربه ای بی دلیل موش نمی گیرد و ایضا در این مورد نیز تصدیق می کنیم این حرف ایشان را . نوع نقش با توجه به داستان و لوکیشن حضور یک بازیگر زن از منطقه خاورمیانه و با خصوصیات شرقی را طلب می کرد . خوب شما جای ریدلی اسکات بودید چه می کردید از اردن یا عراق یا لبنان و یا سوریه و یا امارات بازیگر تست می گرفتید و انتخاب می کردید ؟ این کشورها سینما ندارند چه برسد به بازیگر حرفه ای و طبیعی بوده که ریدلی اسکات در منطقه خاورمیانه رفته سراغ کشوری که پرافتخارترین کشور است از نظر کسب جوایز بین المللی و برای اون نقش با اون خصوصیات شاید گل شیفته جزو سه انتخاب اوالش بوده در منطقه خاورمیانه و بین بازیگران زن در این سن و سال
    پنجم -کورش خان فرموده اند :”زندگی در کشوری مانند آمریکا ویژگی های بسیار خاصی دارد. نمی شود بر اساس کانال های ماهواره ای و روزنامه و اینترنت در این مورد قضاوت کرد.”ممنون از اینکه تجربیات خود را از زندگی در آمریکا و شرایط خاص اون برای بنده و دوستان قلمی کردند .
    ششم -ایشان فرموده اند :”کسی از من و شما و دیگران نظر نخواست که بتوانیم بگوییم او با حجاب زیباتر است و یا بدون حجاب( حداقل نتیجه این عمل شخصی گلشیفته. بر ملا ساختن مشکلات روحی و روانی و جنسی عده است نظیر شما و دیگران که در این مورد اظهار نظر می کند. باور ندارید با یک روانکاو مشورت کنید .” با مطالعه این چند خط و اصل نوشته من حتما دوستان و هر خوانند عادی تشخیص می دهند که کدام یک از ما به روانکاو نیاز داریم . معتقدم بسیاری از ایرانی ها نیاز به روانکاو دارند اما برخی نیاز مبرم و بیشتری به این مورد دارند که قطعا جناب کورش خان جزو اون دسته هستند . گواه این امر نیز نوع نوشتار و سبک نوشتاری ایشان است .
    هفتم -گلشیفته یا سوسن یا هر بازیگر دیگری برای اینکه دیده شود و قدربیند و بر صدر نشیند باید که کار کند . مهاجرت کردن و دیده نشدن یقینا از قدر و منزلت بازیگر می کاهد . تصور کنید این سی سال خاموشی بهروز وثقی را که اگر می ماند چه شاهکارهایی و شاه نقشهایی را که می توانست بیافریند و نشد .
    هشتم – آماده هر گونه کمک به دوست عزیز کوروش خان در معرفی روانکاو و نیز کمک تا طی مراحل نهایی درمان ایشان هستم . خداوند همه انسانهای جها را که به نوعی خود درگیری دارند در هر گوشه جهان شفا دهد ان شاا..و ایضا این کورش خان ما را هم …امین

    مسیح عزیز ببخشید که اینجا رو خط خطی کردم .شرمنده دوست عزیزم
    با احترام و پوزش مجدد از نویسنده وبلاگ

  49. آرش ۱۸م مهر ۱۳۸۷ ، ۶:۰۳ ب.ظ

    با سلام

    خدمت دو دوست محترم جناب کوروش و فرزاد حسنی

    دوستان گرامی به اعتقاد بنده این عمل خانم فراهانی کاملا یک حرکت شخصی است. چه ما با این عمل موافق باشیم و چه مخالف در نهایت عملی است که مشخصا از روی تدبیر توسط خانم فراهانی انجام شده و راه بازگشتی نیست. به نظر من باید دست از این اظهار نظر ها و طرز فکرهای جهان سومی برداشت و دنیا را از منظر جهانی دید نه از روزنه تنگ وزارت ارشاد عقب مانده و فرهنگ ویران شده مملکتمان( یا بهتر بگویم آش ایرانی-اسلامی).

  50. کاوه یونسی (اصلاحات) ۱۸م مهر ۱۳۸۷ ، ۷:۴۹ ب.ظ

    سلام مسیح نازنین
    گلشیفته نماد کامل یک زن ایرانی است وقتی آمد به افتخارش می ایستم
    از تو مسیح نازنین ممنونم که اینقدر لطیف مقاله می نویسی تو هم نماد کامل یک زن ایرانی هستی که دوست دارم روزی از نزدیک ترا ببینم و به افتخارت لبخند بزنم مرسی برای خاطرات خوب

  51. PersianCultureS.com ۱۸م مهر ۱۳۸۷ ، ۷:۵۷ ب.ظ

    -

    Link & New Pictures & Report

    گل شیفته فراهانی و فیلم “مجموعه دروغ ها” Golshifteh Farahani & “Body of Lies” Movie

    http://www.persiancultures.com/Film/body_of_lies/golshifteh_farahani.htm

    All te best

    -P

  52. شیدا ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۲:۱۶ ق.ظ

    عزیزم من حتما کتابتو می خرم شماره حساتم یادداشت کردم فقط چند تا سوال آیا مبلغ همین ۵۰۰۰ تومان بیشتر نیاز نیست بریزم به حساب؟ فیش رو چطور در اختیارت بذارم خانومی؟ آدرسمو چطوری بهت بگم؟ خواهش می کنم زود بهم بگو ببخشید من ازاین چیزای کام÷یوتری و اینترنتی خیلی سخت سر در می یارم واسه همین توضیحتو نفهمیدم که فیش و آدرسمو چطور به دستت برسونم و کتابو بگیرم ممنون می شم راهنماییم کنی بانو
    مام میهن به دخترکان زیبایی چون تو افتخار میکنه
    عزیزم فقط زود بهم جواب بده خواهش می کنم می ترسم کتاب رو از دست بدم ممنون می شم
    پیروز باشی
    …………………………………………………………………………………
    شیدای عزیز
    همان پنج هزار تومان را واریز کن و بعد لازم نیست برای اسکن و ارسال فیش به دردسر بیفتی برام آدرس و شماره تلفنت رو ایمیل کن همین که بگی رفتی بانک برام به اندازه کافی شرمندگی داره و کفایت می کنه .
    ایمیل
    masih_pooyan@yahoo.com

  53. شیدا ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۲:۳۱ ق.ظ

    خوب فهمیدم که به چه آدرسی باید برات میل کنم ولی هنوز مبلغ رو نفهمیدم یعنی برم بانک بگم ۸ یرو چقد می شه بعد هر چقدر شد همونو بدم آره یا بیشتر؟ لطفا جوامو بده عزیزم مرسی

  54. اشک های مسیح ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۲:۴۵ ق.ظ

    کار گلشیفته فوق العاده بود..شاید اگه این جا آزادی بود و حتی آزادی برای رفت و برگشت ما هنرمندانمونو از دست نمی دادیم..این سرنوشت اغلب بازیگران ماست….

  55. کیان ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۳:۰۹ ق.ظ

    به وبلاگ من سر بزن مسسیح جان! آخرین پستم رو در مورد این مطلب تو نوشتم.
    تیترش اینه:‌ «تو هم می‌توانی لخت شوی مسیح جان!»
    ……………………………………………………………………………………………………………..
    باشد که نه اسلام و نه مدعیانش من و تو و نسل های دیگر را به عصبانی کردن هم فرا خوانند. کسی به فکر عصبانی کردن دیگران می افتد که از درون عصبی است باشد که همه ما به درونی ارام و آرامشی توام با ایمان دست یابیم. ورنه لختی تن صد شرف دارد بر لختی زبانی که تو و دیگران به خدمت گرفته اید و طعنه می زنید و توهین میکنید.
    خانه دلت آباد برادر خوبم.

  56. جوان ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۳:۳۴ ق.ظ

    سلام خانم علی نزاد.
    بلاخره خواهش های ما جواب داد .ممنون که حساب در ایران باز کردید.من فردا (شنبه)پول را به حساب واریز میکنم.البته از نوع دانشجویی اش.بعد از واریز پول چه کنم؟چه مدارکی را برایتان بفرستم؟در ضمن من ایمیل شما را هم برای ارسال آدرس و سایر مدارک ندارم.ایمیلتان را هم لطف کنید.
    ………………………………………………………………………………………………………………….
    ممنونم . همان مبلغ دانشجویی کافیست. فیش بانکی ادرس و تلفن به ایمیل:
    masih_pooyan@yahoo.com

  57. همشهری ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۴:۲۳ ق.ظ

    قصدم فقط اطلاع رسانی بود. امیدوارم خدا از ما راضی باشد نه خلایق.

  58. وحید ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۶:۱۹ ق.ظ

    با سلام به خانم علی نژاد و خوانندگان عزیز
    هرکسی با توجه به اعقاید و تجربیاتی که توی زندگیش داره این حرکت گلی رو تفسیر میکنه و به نظر من همه این عقاید درجای خودشون میتونن درست باشن. اون روزی که گلی نامه خداحافظیش رو نوشت وقتی مطلبش رو توی گوگل ریدر شیر میکردم کنار شیرم نوشتم این نوشته خیلی ارزش داره. از نظر بنده حقیر برنده واقعی این اقدام ( کاری به درست و غلط بودنش ندارم. ) خانم فراهانی ، ملت بزرگ ایران هستش. همین که یک نفر بتونه حتی برای دقایقی اندک میلیون ها نفر رو به فکرکردن وا داره ، همین که الان من ( به عنوان ایرانی ) میتونم نظرات مختلف که رو توی این سایت قشنگ شما ببینم ومیتونم و درست و غلطش رو خودم انتخاب کنم یعنی پیروزی. درسته که گلی راه سختی رو انتخاب کرده ولی توی این راه سختش ما هم شریکیم. شاید دفعه بعد برای نفر بعدی ما این مناظرات رو توی کامنت ها نداشته باشیم و در سطحی بالاتر با هم مناظره کنیم.
    فقط اینو بگم منم خیلی دوست دارم گلی و امثال گلی رو دوباره توی فیلم ایرانی ببینم.
    باتشکر

  59. میم نقطه ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۹:۲۹ ق.ظ

    سلام/ دیدید گفتم مشکلتان با دین و کتاب خداست! حالا شبیه تویتی شده ام که گربه را می دید!
    دیدم! دیدم! من یه گربه ی پشمالوی زشت دیدم!
    دیدید که شما نه مقصدتان هنر یا چیز دیگر که همان زلف پریشان است!! همان که قرآن به من (مرد ) فرموده چشمانم را از آن فرو بندم و به شمای زن فرموده سر و گردنتان را بپوشانید از ما!
    دیدید آن نوجوان پیروز شد و امثال گلشیفته ها ویزای خیانت به آنها را خوب دریافت کردند!کدام نوجوان؟! همانی که توی اسارت می فرمود: از فاطمه ای زن به تو اینگونه خطاب است
    ارزنده ترین زینت زن حفظ حجابست!
    دلم برای رفیقم “سرگیجه” که توی وبلاگش برای گلشیفته چند وقت پیش نوشته بود(میم مثل مانکن) و از اینکه الگوی مادران با حیای ایرانی چندیست به مانکنی تبدیل شده اظهار تاسف می کرد!
    محمدحسن (سرگیجه) از وبلاگستان رفت…چون حالا پدر شده بود!
    اما حرفهایش هنوز توی ذهنم مرور می شود!

    برشما پنهان نباد: میخواهید یا نمی خواهید به احکام قرآن خدا عمل کنید فرقی نمی کند ولی
    والعاقبه للمتقین
    همین!
    ………………………………………………………………………………………………………………
    خانه ات آباد برادر اما به این راحتی خانه دیگران نا آباد مخواه. تو با کدام چشم توانمند انتهای مقصد و انتهای دغدغه ما را دیدی که فتوایش را بی توقف صادر کردی؟ برای تو مهم نیست که کسی بی اعتقاد و بی باور حجاب کند برای من مهم است . خوب که بخوانی می فهمی که چقدر برای شجاعت گلشیفته که دروغ نگفت و شجاعت مسلمانی که راسخ و معتقد است می بالم به جای اینکه مثل شما فتوای دانای کلی صادر کنم.

  60. عادل ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۰:۰۷ ق.ظ

    اره…برگرد …دیروز صبح یک بیگناه اعدام شد ……

    سلولش را برای تو اب و جاروکرده اند ……..

    برگرد … جانم … با بنز می آیند دنبالت فرودگاه ……..

    طناب نوهم برای دار تو گره زده اند ……
    ………………………………………………………………………….
    مرد مومن ایمیل مرا گذاشتی جای آدرس ایمیل خودت . ولی این هراس ها را باید یک جا تمام کرد ورنه خود این هراس می کشد ما را.

  61. یار دبستانی تو ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۰:۲۱ ق.ظ

    واقعا متاسفم که همه درد های زمین رو تو پوشوندن سرو گردن زنان التیام میبخشین
    اقای میم مثل نقطه!(حدس میزنم که خانم نیستید)حجاب یکی از ارکان مسلمانی است.حسین فرموده اگر مسلمان نیستید آزاده باشید.پس انسان بودن از مسلمان بودن برتره.که صد البته مسلمانی برای اونی که با اراده و ایمان قلبی انتخابش میکنه بهترین و بهترینه.حجاب فقط به پوشاندن مو و بدن نیست.حجاب به پوشاندن دل از پلیدی هاست.ای کاش همه بی حجاب بودند و چشم ها حجاب داشت.ای کاش همه زلف ها پریشان بود ولی قلبها پشیمان از گناه و دوروریی و نفاق.چها دیدم ازین مردم دون مسلمان نما خدا داند….انهایی که با ا.. اکبر اذان آستین بالا می زدندو تار مویی را از کنار روسری من جستجو میکردند اما به وقت امتحان مسلمانی مردود شدند.انهایی که کام کودکم را با تربت حسین برداشتند اما برای جدا کردن طفلم از آغوش مادرانه ام از حیوان هم پست تر بودند.نه اقای عزیز.خدا آزاد انسان آزاد و دنیا آزاد است. شما انسان های تک بعدی هستید که در بند اید.ای کاش قلبها در بند خدا باشد نه فقط موها اسیر روسری(که خودم معتقد به حجابم اما نه حجاب مشق شده و زورکی) بیندیش برادر من.
    ………………………………………………………………………………………..
    همیشه به حجاب محکمت در ددبیرستان حریت بابل عاشق بودم . یادت هست؟ دلم گرفت از خبر تلخ جدای ات از پسرک . به سختی خواندمت.

  62. مستانه ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۱:۰۸ ق.ظ

    بسی جای تعجب و تاسف است که گلشیفته این امکان و مجال بی حد و حصر را که در سینمای ایران داشت بخاطر فریب دلالان از دست داد و با بازی ۷-۸ دقیقهای در یک فیلم هایودی چنان از خود بیخود شد و شیفته و واله هالیود شد که به سینمای ایران و دهها فیلم دیگر که می توانست در ایران و برای مردم ایران بازی کند از دست داد سمای هالیود قبل از گلشیفته ده ها و بلکه صدها هنرمند از افریقا و هندوستان تا چین و کشورهای عربی و جهان سوم به خدمت موقت گرفت و بعد هم مثل دستمال کاغذی چرکین رها کرد بعضی از باصطلاح هنرمندان سر خورده شد و برخی هم سقوط کردند ودر فیلمهای بی محتوا بر نقشهای وقیح و برهنه را بازی کردند تا چند صباحی در عرصه هنر!!!! باقی بمانند گلشیفته که با رانت پدر و خواهر وارد عرصه سینمای مافیایی ایران شد و اما خوش درخشید در مرداب هالیود به هیچ کجا نخواهد رسید حتا اگر سرا پا برهنه هم شود.ولی او تن و بدن زیبایی هم ندارد تا ادامه دهنده راه شارون استون شود .!

  63. Mahshid ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۱:۱۹ ق.ظ

    salam aziz
    man chand rooz london hastam. chejoori mitoonam in ketab ro be dast biaram ?
    ………………………………………………………………………………….
    dooste aziz ketab 20 october amadre hast.

  64. لیلا ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۱:۳۶ ق.ظ

    ستاره ای که اینک در جهان می درخشد???????!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    ننه ; مسیح جان تو را به عیسی مسیح کمی ساده لوح و زودباور نباش کدام ستاره !!!؟؟؟کدام درخشش ؟؟؟؟؟ کدام دنیا !!! ننه جان گلشیفته یک تکه فیلم برای یانکی ها که می خواست یک ساچرده نقش شرقی را بازی کند به واسطه گروهی سود جو به گلشیفته دادند و او را سر تا پا به گل بستند او او هم خوش خیال به این پندار که جهانی شده ؟؟؟!!! است پل را پشت سر خود خراب کرد تو دیگه چرا خیال می کنی سینمای فاحشه پرور هالیودکه در آن دها هزار فاحشه با عرضه تمام بدنشان در صف ایستاده اند جایی بر گلشیفته طفل معصوم زودباور است صبر کن و ببین و به این زود باوری خودت بخند.دیری نخواهد پایید که گلشیفته را پشیمون خواهی یافت .
    ………………………………………………………………………………………………………………..
    che rahat dar morede adamha harf mizani leylaye aziz. kami zabane ziba.

  65. Hossein ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۱:۴۶ ق.ظ

    Dar azad boodan afrad harfi nist… Ye nafar bikhiale bargasht shode (chenanche az sohbat hash maloome) va niazi nadide, dola dola shotor savari kone. Age mikhast bargarde, joori dige amal mikard. Zamoone, zamooneye ghahraman ha nist! Ghazie kheili sade tar az in harfas ke bekhain az ye bazigar, tandis ria setizi besazid o ghazie ro siasi konid!

  66. Marjan ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۱:۳۶ ب.ظ

    همه چی بستگی داره که گلشیفته دنبال چه هدفیه:
    پول: صدها برابر در هالیوود
    شهرت: هزاران برابر در سینمای آمریکا
    آزادی بیان و غیره: نامحدود در آمریکا
    وفاداری به وطن: ایا در فیلمهایی بازی خواهد کرد که فرهنگ هزاران ساله ما را به دنیا معرفی می کنند و تصویری که در دنیای امروز از ایران و ایرانی در ذهن دنیا ی غرب به وجود امده را ترمیم میکند؟ پس وفاداریش به وطن هم چندین برابر خواهد شد…….

  67. میم نقطه ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۱:۵۳ ب.ظ

    سلام/فتوا صادر نکرد م!اهل و صاحب مجوزش هم نیستم،فقط از قرآن گفتم! کسی که اعتقاد به کتاب آسمانی مسلمانان و نص صریحش ندارد را با مسلمانی چه کار؟
    آیه ۸۵ بقره:آیا قمستی از کتاب را ایمان می آورید وبه قسمتی دیگر کفر می ورزید!؟ /خانه ی کسی را ویران نخواستم!حتی آنهایی که توی دانشگاه دوستم را فحش میدادندو سیلیش زدند و حالا ماها را خشونت طلب مینامند!
    قرار بر دو رویی نیست!برگلشیفته هم از جهت شخصی جز گناهی که حق برایش مینویسد حرجی نیست! اما بحث جبر و غیر جبر در مورد حجاب در داخل مرزهای حکومت اسلامی بحثی دیگر است!
    سالهاست که جهان بر همین منوالی که شما دوستش دارید میچرخد!اما چه شد؟ از بند بندگی حق فرار می کنید!بندهای شیطان را بپای خویش نمی بینید؟خواهر
    من میروم و شما میروی!اما این آزادی لیبرالیستی چیزی نیست که باقی بماند!
    ملک و ملکوت از آن خداییست که حکم کرد به حجاب و حیا و حرام کرد نگاه حرام را بر مرد و زن!
    الرحیل..الرحیل…چه جای عیش چون هردم جرس فریاد می دارد که بربندید محملها!

  68. میم نه مثل تو ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۳:۴۶ ب.ظ

    میم نقطه!

    حالا این ۳۰ سال که جهان بر همین منوالی که شما دوستش دارید چرخید دیدیم چه شد!
    اگر خدا حکم کرد به حجاب و حیا و حرام کرد نگاه حرام را بر مرد و زن پس چرا در ایین های پیش نیامد؟ کمی تاریخ بخوان تا بفهمی حجاب از کجا امد!
    اگر بی حجابی گناه است پس بگذارید مردم خود بهشت و جهنم خود را انتخاب کنند…با زور همه را به بهشت فرستادن گناه است…

  69. یار دبستانی تو ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۳:۴۷ ب.ظ

    ظاهرا من امشب مثل شبهای دیگر بی خوابی به سرم زده که هنوز بیدارم…گرچه دیر زمانی است که از غفلت برخواسته ام که مجالی دیگر بیابم….
    اقای میم نقطه.خودتان حرف مرا تایید کرده اید.گفتید که نمیشود یک جای کتاب خدا را قبول کرد و جای دیگر را نه.دقیقا حرف من هم همین است.یک سوال؟
    چرا از همه کتاب خدا فقط به حجابش چسبیده اید؟
    غیبت؟تا دلتان بخواهد.
    دروغ؟تا جایی که خودمان هم باورمان شود!
    دزدی؟در روز آشکار از جیب هزاران هموطن بیچاره.
    پارتی بازی؟چرا که نه؟تا برادر و خواهر و …من هست دیگران چرا به جایی برسند؟
    برادر من.من که از نیمه زندگی ام گذشته ام اما امثال شما چه دارید که به یک نوجوان تازه به بلوغ رسیده هدیه دهید؟نوحه حسین و شرح مظلومین زینب؟(که من به پابوسش هم رفته ام)در شبهای عزاداری ۶ کانال تلویزیون یا دارد شیخ نشان میدهد یا زار و گریه آنوقت یک جوان نرود ماهواره ببیند؟وقتی من پیر میبینم که فلان آقا زاده و بهمان شازده در فلان جای شمال که به چشم خود دیده ام فلان ویلا را دارد( که بیچاره پهلوی مخلوع که روسیاه شده اند.امروزی ها همه کوخ نشینند!)دیگر چه رسد به یک جوان که بنشیند پای روضه حسین؟حالا دیگر باز کردن قران و عمل یه نص صریح قران و به قول شما کتاب اسمانی پیشکش!نه برادر من.اگر من و شما همه جیزمان درست باشد حرفتان قبول اما اسلام همه جیزش اسلام است.نه فقط روسری اش.اسلام دین آزادی است اما شما فقط ازادی ازدواج مجدد برای آقایان، آزادی حبس زن در خانه و منع خروج بی اذن همسر،ازادی نامگذاری روی فرزندی که زن ۹ ماه در بطن خود میپرورد به نام خودتان، آزادی گرفتن دیه به اندازه دوبرابر زن، آزادی بردن سهم الارث دوبرابر زن ووووو را یاد گرفته اید.حق با شماست.زن های شما در بند چادر و روسری باشند اما شما دلتان در پی عشوه یک لوند دلربای فتان بلرزد.چون مردید.زنات را در خانه حبس کنید و تا نیمه های شب به هزار بهانه ماموریت و …عیش و نوش کنید.از زن وفا و نجابت بخواهید اما به اسم اسلام به جسم و روح زن خیانت کنید.حجاب زورکی بر سر زن کنید اما دلتان بی حجاب باشد.هر بار که لغزش کردید بیندازید گردن زن بی حجاب.امان از دل بی حجاب…..اسلام شما این است؟من با همه اعتقادم به اویی که عزیزش میخوانم و عزیزم میدارد ازین اسلام شما استعفا دادم.من خدای خودم را با همه مهربانی هایش مخلصم.حجابم حجاب آزاد،نمازم نماز آزاد و اسلامم تسلیم است.نه در برابر امثال شما که مرز را دلیل اجبار میدانید.من به خدای خود تسلیمم نه اسلام کانالیزه شده شما.

  70. سعید ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۶:۱۵ ب.ظ

    پاسخ به مستانه خانوم
    ما رو کشتی با این نظرت! تو اول معنی رانت رو یاد بگیر. اون موقع که گلی،‌درخت گلابی رو بازی کرد، شقایق فراهانی فقط یه نقش ۳۰ ثانیه ای در فیلم لیلا داریوش مهرجویی داشت!! کاش به جای یه بند حرف زدن، یکم اطلاعاتت رو زیاد کنی. داریوش مهرجویی برای نقش میم تو روزنامه آگهی میده. شقایق فراهانی متوجه میشه که مهرجویی میخواد فیلم جدید بسازه و دنبال دختر ۱۴، ۱۵ سالست. گلی رو بدون اجازه پدر و مادرش میبره پیش شریفی نیا تا کنار ده ها دختر دیگه، ازش تست بگیرن. مهرجویی وقتی عکس گلی رو میبینه، میگه این خود میمه. بیارینش برای تست. گلی رو میارن و مهرجویی ازش تست میگیره و میگه این باید نقش میم رو بازی کنه! حالا دخترک یکم کلت رو به کار بنداز که این کجاش رانته؟ رانت به باران کوثری میگن که مدام تو فیلم پدر و مادرش بازی میکنه! ولی بهزاد فراهانی اصلا از سینما دوره و به خاطر تفکراتش، همواره در اقلیت بوده. خواهرشم که اصلا در سینما مطرح نیست. گلی با استعداد خودش، مدام در فیلم های بهترین کارگردانان ایران، عالی بازی کرده. پس بفهم چی میگی. بقیه خزعبلاتی هم که گفتی، حاصل ذهن آشفتته. فکر کنم این روزها فیلم هایی از جنس چشمان تمام بسته خدا بیامرز استنلی کوبریک، زیاد دیدی!! اصلا ما منتظریم که شما بری هالیوود تداوم دهنده ی راه شارون استون باشی!!
    اینم بدون که همیشه کیفیت مهمتر از کمیته. من بازی ۲۰ دقیقه ای و خارق العاده ی گلشیفته رو در فیلم فوق العاده ی نیوه مانگ، به بازی طولانیش در فیلمی چون دیوار ترجیح میدم!! هر سینماشناسی میدونه که کیفیت مهمتر از کمیته! ولی خب از شما توقعی نیست!! کسایی هم که مجموعه دروغها رو دیدن، از بازی گلی به شدت تعریف میکنن. قابل توجه آقای فرزاد حسنی که میگفت کسی تعریف نمیکنه.برادر از طرف خودت، حرف تو دهن مردم نزار! تو هم شدی عین این اصولگراها که میگفتن اگه سنتوری اکران بشه، مردم در سینماها رو میبندن!!
    به هر حال من به شدت از اقدام گلشیفته حمایت میکنم. اون برادرمون هم که از پایگاه مقاومت بسیج اومده اینجا داره بحث فقهی میکنه، بهتره بره دنبال کارش. برادر برو تو همون سنگر خودت از این بحثها بکن! حرفهای شما واسه خودتون مهمه. ولی واسه ما، حتی کم اهمیت تر از تره هست!

  71. سارا رها ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۸:۳۸ ب.ظ

    مسیح جان, این نوشته ات خیلی ناامیدم کرد برای اینکه بعضی جاها راستش بی رودربایستی خیلی سخیف نوشته ای مثل این تکه:
    “بلاخره یکی لباس مسلمانی را به باد طعنه و طنز و سخره نگرفت که چندین قلم آرایش و چند گیس از گوشه روسری نیمه اش بر شانه بیندازد تا نشان دهد از فرط ترس و امید به بازگشت به حجاب قانونی کشورش پایبند است. ”
    تو هم که شده ای مثل خیلی دیگران که همینجور کیلویی در مورد نیات مردم با دیدن ظاهرشان قضاوت می کنی.
    بعدشم واقعا ملت عجیبی هستیم که یک روسری برداشتن یک هنرپیشه میشود صدر اخبار همه از جمله روشنفکران و آدمهایی که دغدغه سیاسی-اجتماعی بقول خودشان دارند مثل تو. اگر جماعتی که مجلات زرد می خواندند اینگونه به هیجان می آمدند اقلا یک توجیهی داشت ولی واقعا این هم مسئله ای بود که شده صدر اخبار و فلسفه بافی های روشنفکران مثلا دردمند ما؟
    طفلک گلشیفته که اختیار لباس پوشیدن خودش را هم ندارد که شماها یک قهرمان ملی کرده ایدش با یک برداشتن روسری و یا چه میدانم لباس پوشیدنش. واقعا از تو مسیح عزیز انتظار همچه نوشته ای را نداشتم.
    ………………………………………………………………………………………………
    سارا جان با خودمان رودربایستی نداشته باشیم شال و کلاه نیمه ما چه بخواهیم و چه نخواهیم به طنز و طعنه گرفتن حجاب واقعی است. من دیگران را قضاوت نکردم. خود نیمه ام را هم می گویم. در ضمن یادت باشد قهرمان کسی نیست که مثل خاتمی مثلا ۲۲ میلیون رای بیاورد کسی مثل گلشیفته اگر با یک راست گفتن ساده دو نفر را هم تحت تاثیر قرار دهد قهرمان است.

  72. عادل ۱۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۱:۱۷ ب.ظ

    متأسفاه همه‌ی ما برای مسئولان کشور تصمیم گرفته‌ایم؛حتی منی که موافق حرکت خانم فراهانی هستم و لذت می‌برم که خودش است.با این ولوله‌ی موجود اگر هم نمی‌خواستند برای ایشان مشکل ایجاد کنند، نمی‌توانند. من فقط یک سؤال دارم، جرم ایشان چیست؟ اگر آن را مشخص کنند (مشخص کنیم) آن وقت می‌توان بحث برگشت یا مهاجرت خانم فراهانی را مطرح نمود.
    به هر حال برای ایشان از صمیم قلب آرزوی سلامت و مؤفقیت دارم.

  73. عادل ۲۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۲:۴۵ ق.ظ

    خانم علی‌نژاد!!!
    من هم در این مورد مطلبی نوشته‌ام در وبلاگم.اگر وقت داشتید، سری بزنید. بیشتر نه به مضمون که به شیوه‌ی نوشتن و انشاء دقّت کنید. دوست دارم که به اشتباهات و نواقصم پی ببرم.
    ممنون

  74. رضوانی ۲۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۲:۵۶ ق.ظ

    خانم علی نژاد عزیز
    کامنتهای این پست را خواندم و باز هم این نوستالژی قدیمی به یادم آمد که یا کوروش مردی فرازمینی بوده یا فرهنگ آنزمان ما ایرانیان با این زمان فاصله ای داشته از زمین تا آسمان.
    متاسفم که چاره ی همه ی دردها و نداشته هایم را ، چاره ی چشمهای … را،چاره ی تمام عقب ماندگیها و عقده هایم را در چادر و پوشش سر و گردن بانوان جستجو میکنم.و جالب تر اینکه از هر طیفی هم باشم تحمل حرف دیگری را ندارم.چه به ظاهر اندیشمند باشم چه هنرمند چه فعال در سیما چه …
    کی قرار است به فرهنگ والایمان بازگردیم؟کی قرار است از این پوسته بگذریم و به یکدیگر به چشم آدم بنگریم؟
    ببخشید که بعضی توهینهای زیبا در بعضی کامنتها تاب قلم از کفم برد.از آنکه کسی را به طعنه برهنگی دعوت میکند به نام دینداری تا آنکه فخرفروشی میکند از طرفداران و ….

  75. هنگامه ۲۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۱:۳۴ ق.ظ

    آیا بازی کردن در یک فیلم آمریکایی چنین کاری افتخار آفرین است و اگر کسی چند دقیقه مقابل دوربین هالودی ها ظاهر شد چنین خودشیفته شود و امثال شما ها هم قشر روشنفکر و روزنامه نگار و !!! چنین از خود بیخود شوید و از تولد ابر ستاره سینمای ایران و ابر ستاره سینمای جهان خبر دهید ؟؟!!۱هر گز گلشیفته به یک هزارم موفقیتهایش در سینمای ایران در سینمای آمریکا دست نخواهد یافت و از این ببعد برای بازیگری در یکی دو فیلم دست چندم آمریکایی باید شرایط خفت آور و غیر اخلاقی آنها را بپذیرد و بعد هم در وادی فراموشی فرو رود گلشیفته برای مراسم آغازین فیلم هم در پوشش آزاد نبوده است کارگردان و عوامل سازدند فیلم شرط حضور او را چنین خواسته بودند و البته خوب شود مانند آن ستاره سینمای هند که برای آمریکایی ها فیلم بازی کرده بود توسط بازیگر آمریکایی نقش مقابل در مراسمی این چنینی در مقابل چشمان متحیر هزاران نفر بوسیده شد که باعث اعتراض شدید مردم هند و هنر پیشه زن ذکر شده شد خوب شد که حداقل گلشیفته را در ملا عام نبوسیدند البته در فیلمهای دیگر (اگر فیلمی در کار باشد) گلشیفته باید خود را برای بوسیده شدن و از آن هم بدتر را آماده کند.

  76. جعفری ۲۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۳:۱۸ ق.ظ

    با سلام
    موضوع مورد اشاره نگارنده مقاله، میتواند با نکات ذیل مرتبط باشد:
    ۱- پرداختن به موضوع حجاب قبل از اینکه تقلا برای احقاق حق طرفداران آزادی حجاب باشد رویکردی در جهت جذب طرفداران انتخاباتی بوده و به نقش پذیری سیاسی آن بیشتر عنایت می گردد.
    ۴- مقاله حاضرخانم مسیح علی نژاد همانند بقیه مقالات قبلی ایشان، علیرغم زیبندگی به عبارات زیبا و فریبا، متاسفانه از یک چیز رنج می برد و آن پرداختن به هرچیزی با رویکرد سیاسی ست.
    ۵- سیاسی نمودن رخداد کشف حجاب خانم گلشیفته فراهانی از سوی قلم های سیاسی، موجب رنگین شده موضوع به قسم سیاسی گردیده و مشکلات و محدودیتهای خاصی را برای ایشان می آفریند.
    ………………………………………………………………………………………..
    شماره ۲ و ۳ یادتان رفت برادر اما در مورد رویکرد سیاسی خب درست فرمودید . با رویکرد دیگری اگر قرار است به این پدیده نگاه شود دیگران در این زمینه متخصص تر هستند و من نیستم. من از زاویه خودم به مسائل نگاه می کنم. برای نگاه کردن به زوایای دیگر این مسله ، دیگران را می خوانم.

  77. یاشار ۲۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۴:۲۴ ق.ظ

    من که مانده ام مات و متحیر متن را خوانده ام +حدود ۷۰-۸۰ تا نظر و هنوز مانده ام که چه خبر است …بحث در مورد هنر و توان هنری یک هنرپیشه است …بحث حجاب است و یا مهمتر از همه بحث برگشت به وطن یا ماندن و زندگی کردن در خارج
    بحث هنر ایشان که مربوط می شود به کارشناسان بحث حجاب هم که آنقدر قدیمی و کهنه شده است که حیف وقت این صحفه (اگر گشتی در خیابان های تهران زده شود جواب در خوری خواهیم گرفت)اما بحث سوم که فکر می کنم هدف شما بیشتر آن باشد و برگشت به وطن است (هر چند من گوشه ای از چنگل های آمازون را هم وطن می دانم چرا که شاید نسلهای گذشته من و شما از آنجا جلای وطن کرده باشند…)
    اگر فراموش نکرده باشید در مطلب و نظر خواهی که در برگشت سفر قبلیتان در ملکوت نموده بودید بطور مفصلتر در مورد برگشت یا ماندن در آنجا صحبت شد
    شماهم که خودتان تصمیم گرفتید و آمدید(چون می خواستید که بیایید) اما فکر می کنم در مورد ایشان هم خودشان باید تصمیم بگیرند..البته من نمیدانم آمدن یا ماندن ایشان چقدر از نظر شما مهم است و چقدر می تواند بر روی حل مشکلات موجود تاثیر بگذارد مثلا همین مشکل مالیات بر ارزش افزوده که حداقل بازار اصفهان و تهران را وادار به اعتراض نمود و دولت مجبور به پس گرفتن (حداقل دو ماهه آن) نموده است(چرا عاقل کند کاری که …..)
    نمیدانم اینقدر این مسئله ارزش داشته است که موضوع پیش فروش کتاب را تحت شعاع قرار بدهد
    پ ن
    در مورد کامنت جعفری در شماره جملات افتادگی دیده می شود که اگر از طرف خود نویسنده نباشد دال بر حذف جملات ۲ و ۳ را دارد در هر صورت ایجاد شبهه می کند که فکر میکنم نیاز به اصلاح داشته باشد

  78. بامداد امید ۲۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۴:۲۹ ق.ظ

    هر دم
    یکی مرامی زند صدا
    نمی دانم غریبه است یا آشنا
    بهار است یا که شاید هم خزان
    لیک به خود می گویم
    “می روم هر چه که شد باداباد”
    رفتن با باد به از ماندن در این خواب سیاه ست

  79. ناصر ملائی ۲۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۴:۴۹ ق.ظ

    خانم مسیح علی‌نژاد من هم یک خبرنگارم و زمانی که بعضی افراد کوته فکر شما را از مجلس که خانه ملت است بیرون کردند و گفتند تا من هم هستم فلانی حق ندارد اینجا وارد شود خیلی ناراحت و متاثر شدم.

    چندی پیش در وبلاگتان بحث مجوز ندادن به کتابتان را خواندم و باز هم متاثر شدم و یا مطلب اخیرتان در مورد فروش کتابتان.باز هم برایم سوال شد چرا؟

    من با شما در مورد برخی محدویت‌ها توسط افراد کوته فکر موافقم اما خانم علی‌نژاد با آن چیزی که شما به عنوان گلی سینمای ایران نام بردید به هیچ عنوان موافق نیستم. چون احساس می‌کنم شما برای بیان احساستان بیشتر از همان حس زنانه کمک گرفته‌اید نه منطق.
    خانم علی نژاد آیا برای هر کسی کوچکترین محدویتی ایجاد شد (که نباید بشود) یا فرصتی پیش آمد باید به همه چیز پشت پابزند و رسومات جامعه خود را زیر پا بگذارد؟ خانم فراهانی آیا از اول در آمریکا بازی کرده که مشهور شده یا در ایران؟
    شما فکر می‌کنید چند خانم جوان در ایران، الگویشان را خانم فراهانی انتخاب کرده بودند و حالا چه فکری می‌کنند؟
    ایا بازی کرد در یک فیلم این قدر برای ایشان اهمیت داشت که برای نشان دادن خود کشف حجاب کند تا راحت تر مورد قبول دیگران واقع شود؟ آیا همیشه وضعیت موجود برای خانم فراهانی در فیلمها یکسان خواهدبود؟
    آیا ایشان می‌توانند در مقابل خواسته‌های فیلمسازان برای اجبابت درخواستهایشان مقامت کند؟

    فکر می‌کنید خانم فراهانی تا کی وضعیت سینمای هالیوود را تحمل خواهد کرد؟

    فکر می‌کنید اگر خانم فراهانی با حجاب کامل با خبرنگار آمریکایی مصاحبه می‌کرد چه اتفاق بدی براش می‌افتاد؟ آیا از بازیگری محروم می‌شد؟آیا دنیا به آخر می‌رسید؟

    خانم علی‌نژاد گلی سینمای شما اگر هم خواست برنگردد چیزی از مردم ما کم نمی‌شود شاید از خودش…

    خانم علی‌نژاد با تمام احترامی که به شما به عنوان خبرنگار قائل هستم خواهش می‌کنم از طرف خودتان حرف بزنید. اگر هم فکر می‌کنید تمام مردم حرف شمار ا قبول دارند مرا از آنها منها کنید.
    ……………………………………………………………………………………………
    مرد مومن من هم که همان اول مطلب گفتم فعل هایم را در این زمینه جمع نمی بندم و تنها از طرف خودم و حس خودم رو می نویسم. از سویی این حس زنانه هم بخشی از منه . معلومه که منطق من ادامه راه بازگشت و مصلحت اندیشی و بستر مناسب برای یک حرکت اثر گذار رو انتخاب می کنه اما حس زنانه ام زنی رو ستایش می کنه که خودش رو اسیر دروغ و ریا نمی کنه . چه کسی که حجاب رو باور داره و چه کسی که نداره. برای همین هم از طرف خودم و با حس خودم نوشتم که گلشیفته رو دوست دارم و از دیدگاه من کاش برگرده ایران و احساس نکنه که کار خیلی خطرناکی انجاام داده . اون خودش بوده و حالا باید برگرده در ایران و نقش آفرینی کنه. یادمون نره که هنرپیشه ها اسیر بازیگری تا پایان عمرشون نباید باشن.
    ممنونم دوست عزیز

  80. جعفری ۲۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۵:۳۱ ق.ظ

    سلام
    ۱- خواهر عزیز
    موارد ۲ و ۳ کامنت اینجانب مربوط به همگرایی اصلاح طلبها در اینگونه رفتارها بود که به دلیل بوجود آمدن شائبه معاندت اینجانب با بینش اصلاح طلبی در ایران آن را شخصا” حذف کردم.متاسفانه پیری زودرس موجب عدم اصلاح شماره ردیفهای مربوطه شد . بهر حال از قدیم گفتند در خانه اگر کس است یک حرف بس است .
    ۲- دختر گرامی
    کفه نعهدات اجتماعی یک روزنامه نگار نسبت به کارکردهای سیاسی وی سنگین تر است.ذهن پاک هر ایرانی، هرسخنی که به واقع و بدون اغراض سیاسی زده شود را بیشتر می پسندد تا سخنانی که تمایلات صنفی گوینده را نشان دهند.رفتار خانم گلشیفته فراهانی بعنوان یک زنی ایرانی، یک زن مسلمان، یک هنرمند، یک زن ،یک انسان و … قابل تامل است که دیدن آن فقط از منظر بد منظر سیاست زدگی آنهم در سطح آماتور آن غیر منطقی به نظر می رسد.
    ………………………………………………………………………………………..
    قطعا از منظر حرفه ای تر وقتی به موضوع حجاب در دنیای اسلام و کشورهای اسلامی نگاه کنیید بیشتر از بنده به این باور می رسید گاهی پدیده حجاب کارکردی چه بسا فراتر از تاکتیک های سیاستمداران در معادلات سیاسی کشور ها دارد و شاید از دیدگاه شما منطقی نباشد اگر بگویم همین رفتار فردی ایشان به تناسب رفتارهای بعدی ایشان می تواند مستقیما روی معادلات و بگو مگوهای سیاسی فعلی در کشور تاثیر بگذارد و راهی جدید را بگشاید. نمی شود به همین سادگی که شما سیاست را از باقی حوزه ها جدا می کنید نگاه کرد و به راحتییک خط پهن میان سیاست و باقی حوزه ها کشید . اگر چه خودم هم مثل شما به بد منظر بودن سیاست معتقدم اما برای رهایی از بدی به بدی ها دشنام گفتن یا راه را از بدی ها کج کردن راه چاره نیست برادر نازنین .
    در ضمن ناله از پیری هم نکن که ما به پیری زودرس خود حیرانیم این روزها.

  81. جعفری ۲۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۶:۱۵ ق.ظ

    خانم علی نژاد
    در اینکه رخداد موضوع مقاله شما ماهیت کاملا” سیاسی داشته و عده ای در این وسط بهره برداریهای خاص خود را می کنند شکی نیست ولی حساب شما بعنوان یک زن روزنامه نگار مسلمان با بانیان این پروژه باید کاملا” جدا باشد و خدای نکرده حرفی نزنیم که بعدا” به پیشگام معظم ملت معذور باشیم . پرداختن به قضیه حجاب یک موضوع است و بهره گیری از آن جهت ضریه فنی کردن حریف موضوع دیگر . درست است که خط فاصل مرزهای حوزه های مختلف بعضی اوقات آنقدر مخدوش میگردد که مشخص نمی گردد انسانهای چگونه عمل می کنند ولی این مانع از این نمی شود که ما طوری بنویسیم که مشکلات موجود بطور اساسی حل شود.مبحث حجاب در کل ریشه معرفتی داشته و بعید است اینگونه رفتارهای سیاسی راهگشای حل این مقوله گردد.
    مستدام باشید.

  82. هاشم حکمه ۲۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۶:۴۶ ق.ظ

    ستاره دار شدم!!!

  83. JAFAR VAHDAT ۲۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۷:۱۸ ق.ظ

    آقای علی نژاد شما اگر دلتان برای گلشیفته و امثالهم میسوخت این جفنگیات را سر هم نمی کردی تا این هنرمند جوان و محبوب کشورمان را به شگ بیدازی که به ایران بیاید یا نه شما میخواهید عقده های دلتان را سر این بنده پیاده کنید و حرف های تکراری را در قالب گلشیفته برای این و آن بنویسید لطفا از این دلسوزی ها نفرمایید.

    وحدت

  84. میم نقطه ۲۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۷:۲۴ ق.ظ

    سلام…اینجا یه شخصی برای من جواب داده…نمی خوام وبلاگتون عرصه سوال جواب دیگرانی مثل من باشه…بهشون بفرمایید تشریف بیارن وبلاگ خودماونجا در خدمت هستم و اگر واقعا دنبال جواب هستن جواب میدم!

  85. حسین نورانی ۲۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۸:۵۴ ق.ظ

    او حجاب از دروغش برداشت و کشف حقیقت ایمانش کرد و این ستودنی است. من به حجاب معتقدم اما در برابر اجباری که این روزها به نظامیان گشت ارشادی هم مزین شده خواسته و ناخواسته بی حجابی گلشیفته هوای خنکی را به ریه هایم رساند. نمی دانی منی که روزگاری با تماشای بدحجابی در خیابانی دلم به درد می آمد این روزها با دیدن هر دهن کجی یی به این اجبار به دروغ گویی حاکمان چه صفایی می کنم. آنها نمی خواهند کذابی چون حاکمان فعلی مان باشند. هرچند آنها مدرک اعتقادشان را گاه از زیر روسری به هر نحوی آشکار می کنند اما ما چه کارمان سخت است که مدرک دروغ آقایان را باید از دانشگاه هایشان استعلام کنیم.

  86. DESERTER ۲۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۹:۴۱ ق.ظ

    بت گفتم تقویم گرا نشو، رویداد گرا شدی… هرچند فکر کنم این هم گفته بودم که هیچ کدوم گناه نیستند .. حالا!

    ۱-نظر زنانه ام رو نوشتم و شاید شما خوشتان نیاید اما مهم نیست چون احساس من این تیپی است و خانه خودم است به تو چه؟ و فعل هایم رو جمع نبستم و برای دل خوشی خودم گفتم و الخ… که پس یعنی نوشته های دل خوش کنک من را که با خودم حرف می زدم رو بخوانید و گور شریفتان را گم کنید.. چشم .. گرفتیم پیامتان را .. ولی روی ما زیاد تر از این حرف هاست.
    ۲-یکی از کارهای با نمک روشنفکر ها اینه که کسی رو که برای خودشون قهرمانه، قهرمان ملت توصیف می کنند بعد به مردم می گن بدبختا این قهرمان شماست، حالیتون نیس … ! بعد هی ناخنشونو می خورن که چرا ملت نمی فهمند قهرمانشون کیه… ولی مسیح عزیز، قهرمان هایت را برای خودت نگه دار.. این گلی که قهرمان تو شده قهرمان این مملکت نیست چون اولا این مردم مشکلی با چماق ندارند.. دوما اینکه بگی حجاب در ایران به خاطر چماق بر پاست زرد ترین ادعای روشنفکرانه ست که ممکنه بیان بشه.. یعنی واقعا فکر می کنی اگر قانون حجاب برداشته بشه از فرداش نصف زن ها بدون حجاب میرن بیرون؟ واقعا همچین تصوری داری؟
    ۳-سر قضیه احمد باطبی به بچه ها گفتم بی هیچ رودروایسی که: خاک بر سر این مملکت که قهرمان ازادی خواهیش شده یه همچین آدم چیپی که بعد تو زرد از آب در بیاد … ما ایرانی ها همیشه در به در دنبال کاوه آهنگر ها بودیم و حالا که داریم از کمبود این کاوه ها رنج می بریم، هر پاپتی از راه می رسه ماسک کاوه می زنیم به صورتش بعد می آیم می گیم جون مامانت بیا قهرمان ما شو .. بیا و برای شادی روح رفتگانت یه کاری واسه آزادی ما بکن.
    ۴-فقط و فقط و فقط و فقط و فقط و فقط در مملکت اسلامی ایران است که با تکیه بر نقش هایی که یک بازیگر ایفا کرده در فیلم ها، شخصیتش رو حلاجی می کنند و ازش متوقع می شند.(یاد یه بنده خدایی افتادم که وقتی شنیده بود آنتینی کویین بعد از بازی تو فیلم محمد رسول الله چنان شیفته نقش حمزه شده بود که تا مدتی طولانی ریشش رو نزده بود، پرسید: بعد مسلمون نشد؟ گفتند نه.. گفت اه چه حیف ..آخه چرا؟ )
    ۵- مصرف کننده های آزادی زیادند .. خیلی زیاد .. تولید کننده اشـم را آرزوست.
    ۶-این بازیگر گفته ایران رو دوست داره.. و داره.. اما نه به خاطر امیرکبیرهاش.. جاده چالوسش رو دوست داره، کویرش رو .. کوچه باغ هاشو .. آش رشته هاشو .. حوض های آبی پر از ماهی قرمزش هاشو.. این چیزهاشو دوست داره، که این ها هم با همه بار نوستالژیکشون در برابر “فرصت های طلایی” کم میارند… این آدم دنبال “رزومه” سازیه نه “وطن”سازی.. برای خودت یه گلشیفته توهمی نساز.. همونطور که ما بیخیال مسیح توهمی خود ساخته خودمون شدیم.
    …………………………………………………………………………………………………………………..
    شما همان بهتر که بی خیال شوید چون هم من می خواهم یک مسیح معمولی باشم و هم هر گز نگفتم گلشیفته قهرمان است . کار خوبی می کنید قهرمان سازی نمی کنید . من نقش آفرینی های او که گلی سینمای ایران هست را دوست دارم اما از او بت یا به تعبیر تو همان قهرمان توهمی نمی سازم که فردا منت هم سرش بگذارم او اگر یک دل شکسته را سامان دهد کافیست .اگر او یک گوشه ای از شهر را بسازد کافیست، وطن پیشکش. دنبال قهرمان وطن ساز نگرد نازنینم دنبال کسی بگرد که همین حوالی روی سرت خراب نشود.ما خودمان و دوروبرمان را بسازیم هنر کردیم.
    برای من تو هم اگر کاری کنی که ستودنی باشد به همین اندازه عزیز می شوی و برایت می نویسم ” بیابان وبلاگستان ایران ” یا چه می دانم رضای همیشه معترضی که به زمین و زمان بد و بیراه می گفت اما بی فکر نمی پذیرفت هر حرف زوری را .پس با این حساب تو را قهرمان پنداشتم ؟
    من حتی از اینکه دیگران او را الگو خواندند انتقاد کردم در همین نوشته تا چه رسد به قهرمان.
    پس رضا جان خوب بخوان ببین:
    ۱ – کجا نوشتم قهرمان وطن سازی
    ۲ -کجا نوشتم اگر روزی چماق نباشد همه زنان بی حجابی را می پسندند.
    ۳- این را هم اضافه کنم که ایراد نگیری . برای من گلشیفته قهرمان کنار زدن حجاب دروغین باشد کافیست وطن را باز هم پیششکش.
    خودت می بافی و خودت هم عصبانی می شوی؟

  87. رضا ۲۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۰:۰۶ ق.ظ

    تا ایران اینست باز نگرد که بلبل لال دردی از گل دوا نکند!

    در این زمانه بی های و هوی لال پرست
    خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست
    هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری است
    به تنگ چشمی نامردم زوال پرست
    به شب نشینی خرچنگ های مردابی

    چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

    رسیده ها چه غریب و نچیده می افتن

    به پای هرز علف های باغ کال پرست

  88. بهنام ۲۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۱:۰۹ ق.ظ

    گلشیفته یا خل….. به زودی …..را هم بدون پرده و رودرواسی به بینندگان نشان خواهد داد چاره ای ندارد و الا هالیووووووود او را با یک تی پا پرت خواهد کرد.امیدوارم برای دو روز مطره شدن …..
    …………………………………………………..
    ادبیات مهرورزانه خود را در وبلاگ دیگری تقدیم گل شیفته کنید . برای من او هنوز عزیز است.

  89. محمدحسین فهیم ۲۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۱:۵۲ ب.ظ

    با سلام
    لطفا به وبلاگ یک همجنسگرای ایرانی سر بزنید و کتابچه را که برای دانلود گذاشته ام دانلود کنید آری ما همانی می باشی مکه دوستانتان جسارت خود بودن را در ما می بیند و از ما بدشا ن می آید وچندشان می گیرد

  90. مرتضی اصلاحچی ۲۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۲:۱۴ ب.ظ

    شاید بهتر باشد که گلشیفته دیگر برنگردد. احتمالا همانگون که سایت رجا نیوز درخواست کرده است حداقل کاری که باهاش بکنند ممنوع التصویر کردنش باشد. به نظر باید بگوئیم گلشیفته آزاد باش واز آزادی ات لذت ببر.

  91. ایمان ۲۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۳:۰۳ ب.ظ

    سلام خانم علی نژاد عزیز. احوال شما؟
    همیشه غرق می شوم در نوشته هایتان. زیبا می نویسید. همیشه هم شما را ستودم. کم نیست کسی که حال برای خودش روزنامه نگاری توانا شده اما هنوز عکس پدر و مادر و مادربزرگش را در وبلاگش می گذارد و به آنان افنخار می کند. بزرگید. خیلی!
    با نوشته تان تا حدودی موافقم. دوست داشتم که روزی برسد گلشیفته ها به خاطر کاری که در یک کشور دیگر انجام دادند بازخواست نشوند.حجاب فقط قانون کشور ما است. در حوزه مرزهایمان چه خوب و چه بد موظفیم رعایتش کنیم. اما…
    اگر به وبلاگ من هم بیایید و نظر دهید بسیار خوشحال خواهم شد.
    ………………………………………………………………………………………………..
    برادر نازنینم قدردان محبتت هستم ولی یادت باشد من هیچ کار بزرگی نکرده ام …کار بزرگ را همان مادربزرگ و همان پدر و مادرهایمان انجام داده اند که باید هم به داشتن شان بنازیم.

  92. برای مسیح!!! ۲۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۹:۱۳ ب.ظ

    سلام . می بینم که …………………در ستون نظرات شما نظر نوشته است این نسناس ……….این جاسوس شناخته شده اسرائیل و این مزدور …………..حالا مدافع حقوق زنان شده است ؟؟؟؟؟ این رسوای….به هرجا که وارد شود گند می پراکند . این است مشوقان شما !!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    …………………………………………………………………………………………………
    این است ادبیات شما . یعنی شما می فرمایید من هر کسی کامنت می گذارد یک شناسنامه و سوابق کاری از ایشان بخواهم بعد منتشر کنم؟ در مقابل انتشار فحش های رکیکی که شما به ایشان داده اید هیچ مانعی ندارد؟ ولی کسی که من هیچ اطلاعی از سوابقشان ندارم اگر چهار کلمه بی ایراد نوشت من بروم یک تحقیقات در مورد آبا و اجداد و سفر هایشان بکنم؟ بی انصافی نکنید

  93. صابر ۲۱م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۲:۰۵ ق.ظ

    سلام خانم علی‌نژاد
    مثل همیشه گل کاشتی، مقاله بسیار زیبایت را در اعتماد ملی به نام مجلس برتر، دولت برتر خواندم، خیلی حال کردم، درست زدی تو خال.
    ولی تعجب کردم که دیدم اعتماد ملی مقاله‌ای از تو چاپ کرده است. مگه برگشتی ایران؟
    و اما در خصوص گلشیفته باید بگم، اگر من هم جای او بودم و پس از بازگشت به ایران (اون دفعه) چندین بار به وزارت اطلاعات احضار می‌شدم و تحت بازجویی قرار می‌گرفتم، عمراً دیگه جرات می‌کردم برگردم. وقتی یک بازیگر خوب سینمای ما برای یک بازی نه چندان مشکل دار (از دید آقایان)، که با رعایت کامل شئونات ظاهر شده این چنین مورد بی‌لطفی قرار می‌گیرد ما نباید از او انتظاری بیش از این را داشته باشیم که باید او را مورد حمایت خود قرار دهیم و از او تمجید کنیم (مثل شما) که حاضر نشد با رادیو آمریکا گفتگو کند. شما بهتر می‌دانی چرا! شما بهتر می‌دانی وقتی کسی در کشور خود هم احساس امنیت نکند و بیم آن داشته باشد که پس از بازگشت به میز بازجویی کشیده شده و تمام آرمان‌های خود را که مورد تمسخر عده‌ای جاهل و نادان قرار می‌گیرد بر باد رفته می‌بیند، چرا باید برگردد؟
    آفرین به گلشیفته و به همسر روشنفکرش و مرحبا به قلم زیبای شما…

  94. DESERTER ۲۱م مهر ۱۳۸۷ ، ۱:۴۶ ق.ظ

    عصبانی؟ من؟ … نه عزیزم… من همان موقع که خبر بازی کردنش توی اون فیلم پخش شد و همه از هیجان شکفتند عصبانیم را شدم و تمام شد .. از اینکه همه جای دنیا سیاه لشکر می فرستند هالیوود و ستاره تحویل می گیرند و ما ستاره می فرستیم و سیاه لشکر تحویل می گیریم و تازه به این فرایند افتخار آمیز می بالیم… ستاره و جایزه بگیر و هنری باز ما باید برود روسری اش را درآورد و فقط در چند سکانس بازی کند آن هم ادای یک دختر عرب را دربیاورد (چون انگار غیر از چشم و ابروی سیاهش چیز دیگری برای عرضه نداشته که نظر تهیه کننده را جلب کرده) و غش کنیم از این همه افتخار… کاری که یک دختر دانشجوی مهاجر کویتی که در هالیوود آموزش بازیگری می بیند هم می توانست انجام دهد … من همان موقع عصبانی شدم که سینمای ایران انقدر حقیر شده که یک الف بچه که خفه شده از تعریف و تمجید های اغراق آمیز ایرانی که نثارش شده، به سادگی هر چه تمام تر می رود و گند می زند به حیثیت این سینما.. همان موقع عصبانی شدم که دیدم هرجای دیگه دنیا که بود نقادان پوست آن بازیگر را می کندند به خاطر انتخاب غیر حرفه ای اش… به خاطر بازی کردن با هویت سینمای ایران به بهای “دیده شدن” ، “پسندیده شدن”، “برگزیده شدن” ، “معروف شدن” شخصی اش…. جنابان عزیزانی که می گفتید این بازیگر پدیده است و سرمایه است و فرشته نجات است و از این خزعبلات .. اگر این بازیگر گزیده کار بود، اگر هنری باز بود، اگر تعصب هویتی داشت ، غلط می کنید که بال در می آورید وقتی می رود سبک ترین نقش ممکن را قبول می کن که بلکه ببینندش و بپسنندش تا روز به روز به پیشنهادهای کاری اش اضافه شود … و اگر این هم بازیگری بود مثل بقیه و برای پول گریه می کرد و برای پول می خندید و برای پول بازی زیر پوستی می کرد و برای پول مادر می شد و برای پول دردمند می شد و از این به بعد شاید برای پول به رقص هم در بیاد غلط می کردید که می گفتید این بازیگر گلی و عزیز سینمای ایران است…. آره خواهرم، من همان موقع عصبانی شدم و تمام شد و رفت … اینجا هم اگر چیزی نوشتم برای این بود که توی بنده خدا دل به چیزهایی می بندی که فکر کردن به آن ها هم خنده دار است.. این آدم های کوچک همانطور که گفتم خیلی هنر کنند رزومه تر و تمیزی و پرباری برای خودشان درست کنند، آباد کردن یک محله هم از پسشان بر نمی آید .. من هم می دانستم که تو بیش از این انتظاری ازش نداری.. مدت هاست که مثل همه ما توقعاتت نانومتری شده … اما وقتی می آی متنی بدین بلند بالایی با این طرز نگارش می نویسی و همچین عنوانی برایش می گذاری خود به خود به مطلبت بار قهرمان پروری القا می کند ، حالا در ذهنت هر منظوری که می خواسته باشد.
    خواهران دیگرت که انگار فقط ولیعصر را پاتوقشان میدانی از خیلی وقت پیش حجاب دروغین را کنار زده اند … وقتی یه شال بندازی روی سرت که از پایین باز باشد و از بالا فقط نصف سر را بپوشاند و همنا نصفه ای هم که پوشانده از جنس توری باشد یعنی حجاب نداری عزیز من.. یعنی حجاب را کنار زده ای… یعنی باید با پلیس اجتماعی در بیفتی.. یعنی قانون شکنی کردی.. این گلی شما پایش به کلانتری باز شده؟ .. تا حالا به خاطر موهایش مشت خورده؟ تا حالا به خاطر یک شال یک هفته در بازداشتگاه خوابیده؟ بیست هزار کیلومتر آن ورتر “حجاب دروغین” کنار زدن که هنر نیست.
    خیلی از دخترها بودند و هستند در همین مملکت که با وجود علاقه به خاطر تن ندادن به باید و نباید های ارشادی ورود به دنیای سینمای ایران را بوسیدند و گذاشتند کنار … همان ها برای من جنم دار از آن گلی رزومه شما هستند.
    ………………………………………………………………………………………………………………….
    هر آدمی به اندازه بضاعت خویش حساب پس می دهد عزیز. برای گلی همین که به خاطر بازی در یک فیلم بازجویی می شود به اندازه همان مشتی است که خواهر دیگرم در میدان ولیعصر نوش جان می کند. تو چه می دانی گلی مشت نخورده است . یادم هست وقتی تازه داشتم روزنامه نگار می شدم همکار و دوست نازنینی چندین و چند بار بازداشت و بازجویی یازده روزه اش را به رخ من شهرستانی بی تجربه و تازه کار که داشتم مثلا پروبال می گرفتم می کشید و مدام تکرار می کرد تو اصلا حبس کشیده ای ؟ سیلی خورده ای ؟ در سلول انفرادی بوده ای که حالا ادعای روزنامه نگاری می کنی و دم از تغییر و اصلاح و برون رفت از خفقان می زنی ؟ چهار سال بعد که تاج خار دم بریده و سانسور شده چاپ شد تاره برادر نازنینم فهمید من هم در سلول انفرادی بوده ام با شکم بالا آمده و ترس خورده . من هم سیلی خورده ام . من هم تحقیر شده ام . اما همه سیلی و حبس و تحقیر شدن را راه ساختن نمی دانند تا اگر چهار بار کتک خورده و زندان رفته اند منت اش را سر عالم و آدم بگذارند و بگویند چون گلی زندان نرفت و سیلی نخورد پس …..نه عزیز دل من سیلی و کتک و تحقیر شدن یک قصه کاملا معمولی است و بی شک نسل ما هر کس به گونه ای چشیده یکی مثل ما بعد ها تریبون گیرش می اید و جار می زند یکی دیگر سکوت می کند و هنرمندانه کار می کند.
    رضای عزیز زبان تلخی ات تا اندازه ای خوب است که فتوا برای تمام شدن یک آدم از منظر خودت صادر نکنی. برای گلی هم راه خطا باز است حداقل بگذار زمانی که خطای اصلی را مرتکب شد آنوقت من و تو هر دو نقدش می کنیم نه الان که هنوز اول راه است ما مرثیه خوان شویم و برای مرگ نارسیده یک هنرمند بر سر و سینه بکوبیم.
    با آنکه از ته دلم ، نوع دلسوختن ات را خوب می فهمم ولی اینبارقصاص قبل از جنایت را نمی پسندم و سیلی خوردن را هم افتخار نمی دانم.

  95. مهربانو ۲۱م مهر ۱۳۸۷ ، ۱:۵۵ ق.ظ

    دلم برایش تنگ… می شود یا نه نمی دانم. باید بازی کند این را می دانم حالا ایران یا هر جایی… گلشیفته بازیگر است حالا می خواهد آنجا بازیگر باشد حق اوست که پیش ما باشد یا پیش دلش….

  96. احسان کیان ارثی ۲۱م مهر ۱۳۸۷ ، ۳:۲۴ ق.ظ

    با نظر یکی از وبلاگ ها که نوشته بود:” ای کاش اون شال لعنتی رو برنمی داشتی”، بیشتر موافق م؛ به دلایلی که همه می دانیم.
    اما برای من بیشتر یکی از اظهارنظرهای آقای حسنی جالب بود، که راجع به بهتر جلوه کردن یا نکردن گلشیفته فراهانی نوشته بود!

  97. یاشار ۲۱م مهر ۱۳۸۷ ، ۴:۳۷ ق.ظ

    مدیر عامل هما در گفتگو با روزنامه جام جم تایید کرد “مهاجرت خلبانان ایرانی به خارج از کشور”(کشورهای عربی)
    در این مورد چه آیا باید گفت آزاد باشید و برگردید!؟
    اما در مورد “من آزاد هستم ” با توجه باینکه گفته ام کاری جدید آغاز کرده اید و مرحله به مرحله باید مشکلات را حل کنید یک سوال در ذهنم نشسته است که اگر بسلامتی چاپ کتاب پایان یافت و شما هم توانستید کتاب را وارد کنید اما اعلام شود که کتاب ممنوع است مانندترجمه کتاب “روسپیان سودازده من”که بعد از چاپ چنین شد تکلیف چه می شود !؟
    ……………………………………………………………………………………………………………..
    فصل انتخابات است و حضرات کارهای مهمتری دارند که به یک کتاب ما وقتی نمی رسد.

  98. هیوا ۲۱م مهر ۱۳۸۷ ، ۴:۴۶ ق.ظ

    بازار اعتصابه. تع طی له .

  99. بهنام ۲۱م مهر ۱۳۸۷ ، ۵:۰۰ ق.ظ

    ……………………………..
    ……………………………………
    بهنام عزیز تو اگر دلت رضا دهد خواهرانه به تو التماس می کنم الفاظ رکیک و وقیح را اینجا ننویس . من بیش از آنکه عصبانی شوم دلم می سوزد که چه بلایی سرما آوردند که حاضر می شویم به خودمان چنین بی احترامی کنیم. تو قطعا آدم سبک مغز و احمقی نیستی . قطعا فکر می کنی و برای خیلی از چیزهای از دست رفته رنج می بری اما چرا راضی می شوی دیگران را برنجانی با زبانت.

  100. هاشم حکمه ۲۱م مهر ۱۳۸۷ ، ۵:۰۵ ق.ظ

    سلام مصی
    امروز دیدم تو اعتماد که قلمت هوای شیراز کرده بود هر چند با جوهره به تمام معنا سیاسی. گذاشتمش تو صفحه واسه فردا.
    در مورد گل شیفته هم سوای همه حرف ها و مخالفت ها و موافقت ها بهتره آرزو کنیم این ماجرا «پایان گل شیفته» نباشه. گل شیفته هر چقدر هم خوب یا بد باشد یک ایرانی است که از میان همین جامعه ای که مسیح ها و رضا ها بر سر «حقانیتشان به خوبی» یا «محکومیتشان به اجبار» درگیرند سربرآورده! و البته که هیچ معلوم نیست اگر گل شیفته نتواند در هالیوود و یا هر جای دیگری بازیگر بماند روی پرده های سینمایی ایران دیگر جایی برایش خالی شود! این رسم دیرینه بخش سیاسی دنیای هنر سال های اخیر ایران است.

  101. هخامنش یونسی( باران) ۲۱م مهر ۱۳۸۷ ، ۷:۰۱ ق.ظ

    سلام مسیح.متن برادرمو خوندم اگه گلشیفته بیاد منم به افتخارش می ایستم و ما شیفته ی گلشیفته ایم.

  102. هخامنش یونسی( باران) ۲۱م مهر ۱۳۸۷ ، ۷:۰۳ ق.ظ

    سلام مسیح.متن برادرمو خوندم اگه گلشیفته بیاد منم به افتخارش می ایستم و ما شیفته ی گلشیفته ایم و به تو هم اعتقاد داریم.

  103. فرزاد حسنی ۲۱م مهر ۱۳۸۷ ، ۸:۱۰ ق.ظ

    مسیح عزیز سلام
    با یاداشتی تازه به روزم -در مورد فیلم سه زن -خوشحال میشم بخونی :
    یادداشتی عصبی در باره فیلم سه زن

    اصرار منیژه برای بازی دخترش در این نقش اصلا معلوم نیست . پگاه متاسفانه هر چه بزرگتر میشه از نظر فیس و قیافه از حالت دخترانه خودش داره خارج میشه .قیافش ،حالت فک و دهانش و صورتش از تصویری که ما از فیلم دختری با کفشهای کتانی سراغ داریم زمین تا آسمون فرق کرده . بازی بسیار ضعیف و سرد و بی روح پگاه به خوبی نشان می دهد که رویه بکارگیری بازیگر-فامیل در فیلم های کارگردان ها باید مورد بازنگری قرار گیرد . قرار نیست دختر یک کارگردان الزاما در هر فیلم مادر بازی کند .بازی کردن در چنین فیلمی نه چیزی به منیژه اضافه کرده و نه چیزی به پگاه .
    فاصله “منیژه حکمت” در “زندان زنان” با “سه زن” مثل فاصله معصومیت و حماقت کودکانه “پگاه آهنگرانی” است از “دختری با کفش های کتانی” تا چهره به هم ریخته و درب و داغون و حماقتی که بصورت عمیق تو صورت و بازیش ریشه دوانده، در فیلم “سه زن” ….
    ادامه متن رو از اینجا بخونید…..

    http://talkhzibast.persianblog.ir/

  104. DESERTER ۲۱م مهر ۱۳۸۷ ، ۸:۴۹ ق.ظ

    من برگه وفات هنری برای کسی صادر نکردم .. متال خوان ها هم خودشان را هنر می نامند، چه می دانم شاید گلی هم بازی در آن چند سکانس را خیلی هنری می دانسته ! .. هر کس تعریف خودش را دارد از هنر، مخصوصا هنر خودش.. پس من در جایگاهی نیستم که جواز دفن صادر کنم..کسی را هم قبل از جنایت قصاص نکردم.. چون اصلا جنایتی صورت نگرفته.. فلان کس رفته در فلان فیلم بازی کرده، فلان جا عکس انداخته، فلان طور لباس پوشیده، در فلان فیلم دیگر هم می خواهد بازی کند.. خوب بکند، به من چه دخلی دارد؟ اصلا خانواده فراهانی در قید و بند این چیزها نیستند، پس در محدوده هنجارهای خانواده خودشان خرق عادتی صورت نگرفته، .. مشکل فقط این جاست که روی کسانی حساب باز می کنیم که یا ظرفیت و یا لیاقت پس اندازهای ما را ندارند.. باران حمایت و تشویق و سرمایه گذاری مادی و غیر مادی رو کسی می کنیم که بعید نیست چند وقت دیگر مثل کیارستمی برگردد و بگوید : “من به سینمای ایران بدهکار نیستم”… چهارتا فیلم ساخت و فلاکت این سرزمین را به تماشای خوش نشینان کشاند و بدهی اش را صاف کرد.. دست گلش درد نکند.. حالا هم که حسابش صاف است کاری به کار ایران ندارد و دغدغه های فرانسوی پیدا کرده.. حتما گلی شما هم چند وقت بعد یک دوربین دستش می گیرد و از homeless های دیترویت فیلم می گیرد و مستند می سازد و دل جهانیان به درد می آورد که این الطالب بدم المقتول بکربلا؟ چه کنیم حالا با این قربانیان سرمایه داری؟ .. یا فوق فوقش سعی می کند در فیلم های چامسکی مابانه ای بازی کند که مثلا منتقد سیستم قدرت در آمریکا هستند که بگوید ببینید خیلی هم جو زده نشدم ها !!!! اما هر کدام از اینها که بکند یا نکند من نه اعتراضی دارم نه از افسوس پشت دست می گزم نه دائم هوار می زنم بشکند این دست که نمک ندارد… چون هیچ دخلی برایم ندارد، چون این هم بازیگری است مثل همه بازیگر های دنیا و دلیلی نمی بینم بین او و دیگران تفاوت و تمایزی قائل شوم.. برود هر کاری که دوست دارد بکند، مثل همه کسانی که هر کاری دوست دارند می کنند. .. دلخوری من از کسانیست که خیاطی را از خباز می طلبند و خبازی را از دباغ … همان موقع که خیلی ها داشتند اندر اوصاف احمد باطبی حماسه می سرودند، احمد جان ما داشت توی زندان اقرار می کرد که دلم نمی خواد تا ابد اینجا بمونم و بپوسم (که یعنی با الاغ هم شده دمم را می ذارم روی دوشم و می روم).. تنها چیزی که گفتم این بود که کاری را از کسی که آن کاره اش نیست نطلب… همین.. خیلی پیچیده است؟
    این نظریه ات هم که “همه مشت می خورند و همه مان خورده ایم پس مشت خوردن مسئله ی مهمی نیست” از سهم مهلک تر است، بریز توی شیشه درش را هم محکم ببند، بگذار توی گنجه یا صندوق اماناتی جایی یا پیش خودت نگه دار.. نگذار حتی کسی بویش کند.

  105. مانیا ۲۱م مهر ۱۳۸۷ ، ۳:۱۳ ب.ظ

    هنر مرز و محدوده ندارد. مسیح جان.
    سکانس به سکانس در هالیوود اگر زیر پای ایرانی هنرمند باشد گویی خاک ایران است.
    این که نوشتی گویی شکوایه است تا خواهش از گلشیفته.
    لیکن شکوایه از اینکه دولتنامردان این کنام تاب زیبایی و آزادی ندارند.
    آخر مسیح جان تو بگو که چگونه در سنتوری التماس هم ختم به اخذ مجوز نشد.
    گلشیفته ها تا کی باید هنر آفرینی کنند و زیرزمینی عرضه شوند. حق بده!
    پیروز باشی و برقرار.

  106. مسعود ۲۱م مهر ۱۳۸۷ ، ۵:۱۸ ب.ظ

    با درود به تو مسیح عزیز
    یادداشتت مثل همیشه فوق العاده بود و این همان چیزی است که همه ما رو در روزنامه نگاری نگه می داره. یادداشتهایی که از همه چیز برامون عزیزترند
    در روزهای پس از بازداشت سختی خیلی کشیدم
    دوباره دارم می نویسم و اعتماد یکشنبه ام یه یادداشت زد
    سری به وبگاه فرسنگ بزن
    خوشحال میشم
    برفراز باشی

  107. جعفری ۲۱م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۰:۱۸ ب.ظ

    به DESER TER
    با سلام
    مصالب خوبی مرقوم نموده اید ولی اشتباه نگردد هدف خانم علی نژاد از نوشتن مکنوب فوق قهرمان سازی و بزرگ نمایی افرادی همچون خانم فراهانی نیست. به زعم بنده ایشان دو هدف از درج مقاله مذکور مقصود تموده است.
    ۱- ایجاد یک موج در جامعه فرهنگی ایران به جهت به چالش کشیدن موضوع حجاب.
    ۲- القاء این موضوع که نظام جمهوری اسلامی ایران با پیشرفت و معروفیت جهانی هنرمندان مخالف است و حد و مرزی میان هنرورزی و سلایق پوششی افراد قائل نیست.
    در خصوص بند اول قبلا” نیز به ایشان گفته ام که به جهت پیشنه بلند موضوع حجاب، رویکرد سیاسی راهکار حل این موشوع نیست و می بایست در قالب بحث های معرفتی – علمی ودر حیطه یک پارادایم متقن این موضوع کتکاش و گره گشایی گردد. (اگر ایشان مایل به ایفای نقش اجتماعی خود هستند حتما” باید بصورت یک دلسوز اجتماعی با مسئله برخورد نمایند نه کنشگر سیاسی).
    در خصوص بند دوم نیز کاملا” محرز است که به چالش کشیده شدن حوزه هنر با رویکرد سیاسی ، فقط دو عنصر می سوزد هنر و هنرمند .
    بهتر است خانم علی نژاد اگر دلسوز می نمایند حتما” رفتارهای سیاسی خود را از تعهدات اجتماعی شان جدا نمایند که ملت ایران به دلسوزان اجتماعی بیش از عناصر سیاسی نیازمند است.

  108. جعفری ۲۱م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۰:۲۱ ب.ظ

    به DESER TER
    با سلام
    مطالب خوبی مرقوم نموده اید ولی اشتباه نگردد هدف خانم علی نژاد از نوشتن مکتوب فوق قهرمان سازی و بزرگ نمایی افرادی همچون خانم فراهانی نیست. به زعم بنده ایشان دو هدف از درج مقاله مذکور مقصود نموده است.
    ۱- ایجاد یک موج در جامعه فرهنگی ایران به جهت به چالش کشیدن موضوع حجاب.
    ۲- القاء این موضوع که نظام جمهوری اسلامی ایران با پیشرفت و معروفیت جهانی هنرمندان مخالف است و حد و مرزی میان هنرورزی و سلایق پوششی افراد قائل نیست.
    در خصوص بند اول قبلا” نیز به ایشان گفته ام که به جهت پیشنه بلند موضوع حجاب، رویکرد سیاسی راهکار حل این موشوع نیست و می بایست در قالب بحث های معرفتی – علمی ودر حیطه یک پارادایم متقن این موضوع کتکاش و گره گشایی گردد. (اگر ایشان مایل به ایفای نقش اجتماعی خود هستند حتما” باید بصورت یک دلسوز اجتماعی با مسئله برخورد نمایند نه کنشگر سیاسی).
    در خصوص بند دوم نیز کاملا” محرز است که به چالش کشیده شدن حوزه هنر با رویکرد سیاسی ، فقط دو عنصر می سوزد هنر و هنرمند .
    بهتر است خانم علی نژاد اگر دلسوز می نمایند حتما” رفتارهای سیاسی خود را از تعهدات اجتماعی شان جدا نمایند که ملت ایران به دلسوزان اجتماعی بیش از عناصر سیاسی نیازمند است.
    ……………………………………………………………………………………
    از هردوی شما سپاسگذارم . در پاسخ به کیهان وقتی اقدام گلشیفته را فاحشه گری خواند شاید تنها راهش ورود روزنامه نگاران است و پرداختن و شفاف کردن این موضوع که باز هم مصداق نزاع سیاسی می بیابد اما باور کنید چاره ای نیست و از سکوت بهتر است .

  109. یاشار ۲۱م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۰:۵۲ ب.ظ

    هم اکنون مطلب “مجلس برتر،دولت برتر “را خواندم لازم دیدم نکته ای را اشاره کنم هر چند باز هم باساز مخالفت
    ۱-”… کاش در میان دانشجویان جوان شیراز نیز به جای به رخ کشیدن کاربلدی و برتری خویش، کمی، تنها کمی صبوری پیشه می‌کردید و…”آیا شما واقعا نظرتان راهنمایی و خط دادن به ایشان است و آیا انتظار دارید او هم….جالب است در همان جلسه در جواب برخی از دانشجویان در مورد استیضاح کردان ایشان گفته بود ..ما خو دمان راه را بلدیم ،شما نیاز نیست بما بگویید…”(روزنامه جام جم)
    ۲-و در مورد تغیر لحن و ادبیات گفتاری و رفتاری ایشان حتما شما هم شنیده اید که می گویند “هر چیزی به اصلش بر می گردد”
    پ ن
    هنوز مانده ام حقوق ها و مزایایی که کردان با مدارک تقلبی اش گرفته است چه وضعیتی خواهد داشت

  110. امین صبحی ۲۱م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۱:۴۶ ب.ظ

    سلام خواهر محترم شاید گفتن این لفظ _ خواهرـ در مورد شمابرایم هزینه سنگینی داشته باشد ولی به دلایلی تصمیم گرفتم تا بهت بگم در ایران کسی دشمن شماو گلشیفته نبود، هر کدام از شما در میان قشر خاصی برای خودتان شخصیت، ارزش و جایگاهی داشتیدـ که با رویه ای که پیش گرفتید فقط در حال تخریب چهره خودتون هستید ـ فقط یک سسئوال آزادی افکار شما به ترک حجاب بود چرا؟ یعنی در شما فقط لباسی بود که نگاه هواس بازان رو از شما دور می‌کرد بعضی وقتها به سادگی افکار شما خندم می‌گیره مگه تو اینجا به همه مردم توهین نکردی کسی کاری به کارت نداشت دیگه از این آزاید بیشتر می‌خواستی نمی دونم به تو و گلشیفته فراهانی چی بگم فقط می تونم بگم شما دیگه …
    …………………………………………………………………………………
    برادر نازنین
    کدام حجاب کدام ازادی و کدام ادعای من به اینگونه رهایی و اصلا کدام توهین را می گویی؟
    چقدر تعریف ما با هم فرق دارد. یک بار که گفتم توهین یعنی شما هرگز حاضر نباشی آن واژه را در مورد خودت به کار ببری و اگر آن واژه مورد توهین را در مورد خودت یا عزیزانت به کار ببری معقول نیاید . من به خودم ابایی ندارم بگویم دلفین اما همان کیهان و ایران و فارس که تیتر یک کرده بودند چه؟ مثلا شریعتمداری حاضر است به خودش بگوید خفاش، عنکبوت ، گاو یا فااحشه؟ همان واژه هایی که در مورد دیگران به کار می برد ؟ اگر از دیدگاه تو آن همه سرمقاله و مصاحبه نمایندگان و تشویق قوه قضاییه به برخورد و دستگیری و احضار هیچ نیست خب تا حدودی مواقفقم و برای همین است که ترک وطن نمی کنم و ماه اینده ایرانم با کتابهایی که سه سال اجازه چاپش را در ایران نداده اند و می گویند چیزی نیست . چون خواهر صدایم کردی برادرانه به حرف هایم گوش کن .

  111. آریو ۲۲م مهر ۱۳۸۷ ، ۵:۰۹ ق.ظ

    «اینجا اگر خانه من تنها بود به چه کارم می اومد برادر؟»
    تو محاسبات من رو راجع به یک انسان بهم میزنی.
    …………………………………………………..
    یعنی بیراه گفته بودم؟

  112. محسن ۲۲م مهر ۱۳۸۷ ، ۹:۰۱ ق.ظ

    من فکر می کنم که هرکس که توانایی کار بهتری در خارج از اینجا دارد باید برود. گلشیفته برگردد که چه بشود؟ در دیار خارج از این مرز اگر کسی پتانسیل کار بهتری دارد باید برود. نه مانند تحصیل کردگانی که به آنجا می روند و به کارهای پست تری نسبت به آنچه در اینجا انجام میدادند تن می دهند. خانم گلشیفته فراهانی دست پرورده مردی است که بر اوج قله های تئاتر این مرز و بوم جای دارد. جهانیان باید این هنرمند را بشناسند. ما هم که ایشان را از دست نداده ایم.
    ملت ایران به آقای بهزاد فراهانی و گلشیفته فراهانی افتخار می کنند. بگذار کسانی که خود را ایرانی نمی دانند این گونه فکر نکنند و عقدهای خود را استفراغ کنن.

  113. نیوشا ۲۲م مهر ۱۳۸۷ ، ۹:۰۱ ق.ظ

    خانم علی نژاد واقعا عالی بود. اصلا به من و این رژیم چه مربوطه که یه آدم دلش می خواد خارج از این کشور فلان لباسو بپوشه یا چه میدونم به قول خودشون لخت باشه( که واقعا مفهوم لخت بودن کاملا برامون جا افتاد.)تنها گناه گلشیفته اینه که هنرمنده و دوربینا دنبالشن.فکر می کنن بقیه ایرانیای خارج از کشور با حجابن و عذاب وجدان می گیرن اگه نا محرم تارموشونو ببینه.تو شبکه جام جم وقتی برای مصاحبهبا فلان ایرانی موفق مقیم مثلا آمریکا میرن زود یه لچک می بندن به سرش و یه جا نماز می اندازن جلوش که مثلا این خانم پروفوسور که در آمریکاست به حجاب و نماز پایبنده. دیگه همه ملت مسخره بازی اینا رو می دونن ولی مثل این که خودشون هنوز نمی خوان بفهمن که تاریخ مصرفشون از اون اول هم گذشته بوده.

  114. وحید ۲۲م مهر ۱۳۸۷ ، ۶:۵۰ ب.ظ

    گلشیفته فقط در ایران گلشیفته است. در هالیوود که خود هنرپیشه های زن آمریکایی بعد از اینکه تاریخ مصرف جذابیت جنسی آنها به پایان می رسد دیگر نقشی برایشان وجود ندارد. برای گلشیفته هم اگر تن به نقشهایی بدهدکه فرهنگ و مذهبش را مسخره می کند ممکن است چند صباحی تو بورس باشد. هالیوود توسط میلیاردرهای یهودی اداره می شود.

  115. arsam ۲۴م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۰:۴۹ ب.ظ

    کمی دورتر، سیاهی مبهمی را برسطح دیواردید که می لرزید. به سوی آن دوید .
    تصویر لرزان، قد کشید ، تا فضای نامشخص آنسوی دیوارخزید. پاهایش را از زمین جدا کرد وناگهان غیب شد.

  116. امیر ۲۵م مهر ۱۳۸۷ ، ۱:۴۳ ب.ظ

    با درود
    گلشیفته هم اکنون همانی هست که می‌خواهد باشد نه آن کسی که مجبور بود باشد.
    من فکر میکنم این چنین ستارگانی در خانه خود و در بین هموطنان خود بیشتر میدرخشتند ولی با توجه به شرایط کنونی غباری زشت جلوی تابش نور این ستاره را میگیرد پس بهتر است خود با بررسی همه جوانب آن کاری را انجام دهد که دلش میگوید.

    شاد و سربلند باشی

  117. sajjad 4 angoshti ۲۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۵:۲۳ ق.ظ

    با سلام

    من کاری به این که گلشیفته عزیز بدون حجاب جلوی دوربین حاضر شده کاری ندارم چون اعتقادات هر کس به خودش ربط داره تازه من فکر می کنم افرادی گلشیفته رو مجبور به این کار کردن چون گلی اکثر صحنه های فیلم رو با حجاب بازی کرده حالا چه کاریه که بیاد برای معارفه فیلم بدون حجاب باشه .
    در مورد اینکه گلی میخواد برگرده یا نه فقط یه جمله بهش میگم اونم فقط چون عاشق گلشیفته ام اینو بهش میگم تا اگه گلی اینارو میخوونه بدونه که ما دوستش داریم
    فقط بهش میگم گلشیفته غزیز یادت باشه که :
    ***خونه کوچیک بابا بهتر از خونه بزرگ بابای همسایه است ***

    به امید آنروز که دوباره گلشیفته را در اران و در سینمای ایران ببینیم

  118. Fozool ۲۷م مهر ۱۳۸۷ ، ۵:۵۴ ب.ظ

    I am new to this site and recently posted a message under a similar topic that you can read .
    To Kourosh Mehr: are you the only one entitled to express his/her opinion on this site? if so please go and open your own site and say whatever you like.
    I rarely ever whatch movies and have no idea whether G.Farahani is a super star or not.Time will tell.
    A friend sent me an email with a utube clip of Golshifteh’s recent interview and I expressed my feelings about it as mentioned.
    Now before she becomes another Emam-zadah in Iran, she has to learn how to behave in a different cultre and looks like she has a long way to go.
    I hope the way she talked in this interview was a reflection of her old culture and not her personality. Again, time will tell and my best wishes for her success.

  119. لیدا ۲۹م مهر ۱۳۸۷ ، ۵:۲۶ ق.ظ

    آقای کورش شما چرا انقدر با حرف های آقای فرزاد حسنی خصمانه برخورد کرده اید ایشان را هر چند دوست ندارم ولی در این مورد قبول دارم. اما در مورد گلشیفته ایشان آزاد است در هر جای دنیا غیر از ایران که مهد آزادی است و باید در آن به حکم آزادی مجبور به انجام کارهایی که قبول تداری باشی، هر کاری بکند. رفتن و بازگشت ایشان هم به خودشان مربوط است هر چند ایشان اگر برنگردد احتمالا به این دلیل خواهد بود که در این مهد آزادی هم اکنون به عنوان یک خایئن، بی دین و مستحق مجازات شناخته خواهد شد.

  120. امیر ( گلشیفته بانوی سینمای "جــــهــــان" ) ۳۰م مهر ۱۳۸۷ ، ۱۰:۵۲ ق.ظ

    سلام به همه دوستان و طرفداران و دلسوزان گلشیفته عزیز ؛ خصوصا شما خانم علی نژاد
    _____________________
    یکی از دوستان در نظر هائی که داده بود به مطلب خوبی اشاره کرده بود و اون این بود که انسان جائی رو وطن خودش باید بدونه که در اون احساس آرامش و ازادی کنه و در اونجا احساس کنه کاری که میکنه ارزش داره و زیر هزاران پای کثیف نمیزارنش
    ما ایرانی ها تا کی با بردن نام وطن و ایجاد غیرت فرضی ملی و مملکتی میخوایم جلوی پیشرفت خودمون رو بگیریم
    نمیگم نباید غیرت ایرانی نداشته باشیم و به مملکتمون عشق نورزیم ؛ اما این رو هم باید قبول کنیم مملکت ما برای انسانهایی که برای موفقیت ذره ای با مردان و دولتمردان نمیسازند جائی وجود نداره
    یا باید مثل گلشیفته برن و برای ادامه موفقیتشون به فکر خودشون باشن یا اینکه باید له بشن و خفه
    من آرزوی میکنم ازادی ای به این مملکت تزریق بشه که با اون همه بتونن به آرمانهای خودشون برسن و برای هیچ کس مسئله و مشکلی مثل درگیری های اخیر گلشیفته بوجود نیاد
    همه ما میدونیم گلشیفته هم برای اینکه به ایران برگرده بی تابی میکنه مثل ما … به هرحال برای موفقیتش ارزو میکنم

  121. مهری ۱م آبان ۱۳۸۷ ، ۱۱:۴۸ ب.ظ

    میترا حجار، بازیگر سینما و تلویزیون که چندی پیش ایران را ترک کرده بود، بازگشته و در حال حاضر در ایران به سر می‌برد.
    به گزارش فارس، این بازیگر ایرانی به تازگی در سریال تلویزیونی آمریکایی به نام «اسمیت» بازی‌ کرده است.
    او پیش از ترک ایران در فیلم‌های این ترانه عاشقانه نیست، زمستان است، بازنده، رازها، جنایت، ملاقات با طوطی، صورتی، فراری، رخساره، قارچ سمی، مزاحم ، سگ کشی، شب‌های تهران، اعتراض، متولد ماه مهر، فریاد، غریبانه حضور داشت.
    حجار در سال ۸۴ ایران را به قصد فرانسه ترک کرد و پس از حضور سه ساله در محافل فرهنگی خارج از کشور توانست در یک قسمت از سریال تلویزیونی آمریکایی به نام «اسمیت» بازی کند.
    گزارش خبرنگار فارس حاکی است، وی در حال حاضر در ایران است و به نظر می‌رسد با توجه تجربه فضای خارج از کشور، خواهان ادامه فعالیت هنری خود در ایران باشد.

  122. mossi ۸م آبان ۱۳۸۷ ، ۵:۰۷ ب.ظ

    وقتی حرف میزنه انگار که یک مارلون براندوی دیگری بر پرده
    سینما ظهور کرده.
    من که از هر لحطه به لحظه فیلم هایش لذت مبرم .
    سالها بود که به خاطر این همه غم ومصیبت که تو فیلم های ایرانی موج میزند از دیدن هر فیلم فارسی ابا داشتم.
    اما بعد از سنتوری و بازی خیره کننده این مارلون لطیف برای دیدن هریک از فیلم هایش سرو دست شکستم .
    واقعا که از فیلم های هندی هم گریه ادمو بیشتر در میاره.
    با اینگونه نوشتن هاتون و خرده گرفتن بر او تورا به خدا کاری نکنید که هیچوقت دیگر جرات برگشتن به ایران را پیدا نکنه .
    چقدر خوبه که باز هم صدای او را با کلمات فارسی بشنویم.
    در این فیلم خارجی که بازی کرده به نظر میآید که دوبلور داشته.
    حرفهایش زیاد به دل نمی نشیند .
    دیشب که داشتم فیلم به نام پدر اورا میدیدم با همان اولین کلامش که یک نه بود چنان به دلم نشست که نگو.
    هر چه زور زدم که این کلمه نه را به گونه او بگویم نتوانستم.
    دنبال فیلم دو فرشته او میگردم . شاید این دور و برا یک جایی لینکی کسی سراغ دارد

  123. میثم سالاری ۹م آبان ۱۳۸۷ ، ۴:۴۸ ب.ظ

    سلام بر خوانندگان جان

    مسیح جان اول لازم میدونم بگم که ایکاش به زودی زود برگردی.این فکر نمیکنم زیاد توضیح بخواد….

    تشکر و سلام خاص به فرزاد حسنی عزیز که نظرگاه خاص خودش رو بی پیرایه مطرح کرد ( منم با ایشون موافقم)و همینطور به ما بقی دوستان.

    همانطور که همه ما میدانیم حجاب حکمی در اساس دین اسلام و خاصه فرهنگ تشیع دارد.انتخاب این فرهنگ و مکتب هم کاملا” اختیاری است چرا که اصول دین ما محسوب میشوند و اصول و اعتقادات دینی هم کاملا” optional.
    اما ایران …ایران بعد از انقلاب …یعد از جنگ…بعد از بر ملا شدن تحریمهای آشکار و نهان فرهنگی…از یک طرف و جوانترین کشور دنیا به تناسب جمعیت بودن…حضور چشمگیر جوانان در عرصه های اجتماعی خاصه دانشگاه…بروز و ظهور مظاهر تکنولوژی مثل اینترنت،ماهواره،دی وی دی و…در ایران….ایجاد فاصله و غیر همزبانی بین نسلهای حاضر و آرمانهایشان و عملکردشان با نسل گذشته …و همچنین وجود یک صراط مستقیم تحت عنوان حق،همه و همه ما را به این سمت سوق میدهد که ایران و ایرانی در حال حاضر رو با کمی دقت بیشتر ببینیم.نه با نگاه های قبلی و قدیمی…هرچند که هنوز هم شاید خواسته ای هم لحن با خواسته های گذشته داشته باشد (اما یقینا” متفاوتتر …).معتقدم مدار حق و حقانیت چیزی فراتر از یک ناحیه ی خاص ، یا یک شخص و اشخاص خاصی باشد.ملاک و معیار حق هم همینطور.

    تشخیص دادن حق نیز همچون مدارش و معیارش…
    بنابراین با توجه به گزیده های بالا و توضیح یه کم پایینتر لازم میدونم فقط توصیه کنم که واقی تر ، آپدیت تر ، ملموسانه تر به حق ،حقانیت،اعتقادات و ارزشها ، بدون قضاوت زودهنگامه، و بدون غلبه ی احساس ،بدون هراس از هجمه های علیه حق، و در عین حال با توجه به کیس بودن(زرنگ،باسیاست)به مسایل جامعه جهانی ، اجتماع،خانواده و خودمون نگاه کنیم.

    خیلی حرفا (تا نصفه های این کلامکه اومدم)میخواستم بزنم…نمیدونم یه رخداد ذهنی پیش اومد قطع شد…

    تا بعد اما ….تا بعد

  124. matanat ۱۰م آبان ۱۳۸۷ ، ۳:۵۶ ب.ظ

    برگردد ؟! که چی ؟!

  125. انسیه ۲۰م آبان ۱۳۸۷ ، ۴:۱۱ ب.ظ

    خاک بر سرش که رفته هالیوود حىاکثر ۳ تا فیلم بازی می کنه بعدم می یاى مثه سک زرد ىمشو واسه ما تکون میده
    سعید جان زیاد به خودت فشار نیار ها ها ها ها

  126. اسیه ۲۰م آبان ۱۳۸۷ ، ۴:۱۹ ب.ظ

    خاک بر سرش که رفته هالیوود
    ۳ تا فیلم بازی میکنه بعدم مثه سک زرد میاد دمشو واسمون تکون میده
    اق سعیى تو زیاد حرص نخور با تو عروسی نمی کنه ها ها ها ها

  127. دکتر سالارمند ۲۹م آذر ۱۳۸۷ ، ۱۰:۵۵ ق.ظ

    درود
    شیوا و متین سخن گفتی.راست می گویی.باید ایستادگی کرد. نباید عقب نشست.اما متاسفانه خودت هم خوب می دانی که زمام امور در دست عده ای است که از آنچه من وتو ودیگران ابا داریم، ابا نمی کنند و وقیحانه آنچه را خودشان هم به آن باوری ندارند به من و تو و امثال ما تحمیل می کنند و جز این چند خط نگاشتن راهی برایمان نگذاشته اند تا بگوییم ما هم هستیم.
    دیگر برایم تعجبی ندارد که فاحشه پروران و مروجان فاحشه گری خود به تقبیح آنچه که چندی است حرفه شان است روی آورده اند.

نظر بدهید

RSS دماسنج

  • وقتي حداد در لندن از وحدت مي گويد
    حداد در كانون توحيد لندن نشست و در ميان ايرانيان مقيم لندن از ضرورت وحدت سخن گفت و هفته وحدت را در حالي پاس داشت و با قاطعيت از رفتار تصميم گيران اين سال ها در ايجاد آرامش براي برقراري وحدت قوميت هاي بومي و مذهبي و دفاع كرد كه گويي هيچ اتفاقي اين روزها براي دراويش گنابادي رخ نداده است […]
  • هراس از عذرخواهي
    در ژاپن خواب وزير دارايي در يك‌يك نشست‌هاي رسمي، رسانه‌ها را با دارندگان قدرت اين كشور رو در رو مي‌سازد و حزب منتقد دولت نيز به كمك رسانه و خواسته افكار عمومي مي‌شتابد و اين اصلا‌ به منزله مچ‌گيري تلقي نمي‌شود بلكه تعدد و تكثر ديدگاه‌ها موجب مي‌شود راه فرار از خطا براي دولت بسته و باريك بماند، بر اين اساس مقاومت براي او كه خطا كرده است دشوارتر مي‌شود چنانچه […]
  • آز آرایش براون تا گویش احمدی نژاد
    حساسيت بيش از اندازه براون در مورد حاضر شدن با ظاهري پيراسته در ديدار با اوباما كار دستش داد و او نيز سوژه مطبوعات شد آنگاه كه در اوايل همين ماه يك عكاس حرفه‌اي عكسي از براون را در ديلي‌تلگراف منتشر كرد كه او را در دقايق آخر از پنجره هواپيما نشان مي‌داد كه خانمي با مشغول گريم كردن صورت براون پيش از ديدار با اوباما بود. […]
  • روزنامه‌نگار شرمسار نباشيم
    موضوع سخنراني ده دقيقه‌اي كلا‌س، انتخاب يك آهنگ انگليسي و تحليل محتواي آن بود. بايد خوب مي‌دانستم كه قرار نيست به‌عنوان يك روزنامه‌نگار پرگويي كنم و فخر روي گشاده و اعتماد به نفس مخصوص اهالي اين حرفه را به رخ جماعت دانشجو بكشم. همه سعي‌ام را كردم تا سربه زير و كمي مضطرب و دستپاچه به نظر آيم اما از همان ابتدا كه به همت مايكروسافت، تيتر سخنراني كوتاه را روي پر […]
  • هیبت انتخابات
    اساسا در كشورهايي كه هنوز در توده مردم نشاني از اطمينان و اعتماد قابل قبول به روند برگزاري انتخابات نيست و هر روز از مجلس و محفل سياسي نسبت به سلامت انتخابات تذكر داده مي شود، بي شك حضور و حمايت صريح نظاميان در انتخابات هيمه و هيزم هر آتشي را تر مي سازد […]
  • همسران سران خاورميانه و جاي خالي ايران
    شال سفيدي بر شانه همسران سران كشورهاي خاورميانه نشست تا با دعوت امينه اردوغان همسر نخست‌وزير تركيه گرد هم آيند و در اقدامي نمادين با كودكان و زنان فاجعه‌ديده در نوار غزه همدردي كنند. اسما اسد همسر رئيس‌جمهور سوريه، رانيا همسر پادشاه اردن، وفا سليمان همسر رئيس‌جمهور لبنان، الميس سنيد همسر امير قطر، فيروزه يوسف رضا گيلا‌ني همسر نخست‌وزير پاكستان، بهار مراداوا […]
  • غم غزه و غمزه غرب
    آیا انتقاد به سیاست‌های دولت در تمام این سال‌ها كافی است تا مهر سكوت و یا بعضا طعنه‌ای بر جسدهای به زمین مانده خواهران و برادرانمان در غزه بزنیم و بگوییم خودمان درد به اندازه كافی برای گریستن داریم؟ […]
  • مسیح مهربان
    كافي است ايراني باشي و يك خانواده متوسط و تقريبا پرجمعيت انگليسي شما را به ميهماني روز كريسمس شان دعوت كند و آنگاه در كنار يكي از مراسم هاي هميشگي شان ببيني كه محمود احمدي نژاد نيز ناگهان پس از ملكه انگليس بر صفحه تلويزيون ظاهر شده است و دارد براي مردم انگليس پيام كريسمس مي فرستد […]
  • در ستایش تسلیم شدن سردار
    سردار با محاسن انبوهش، متفكر و منتظر به خبرنگار نگاه و گوش مي‌كند؛ ابتدا كمي در جايش جابه‌جا مي‌شود و بعد درست همانند بخش چشمگيري از جامعه كه معمولا‌ به گاه اشتباه، قيافه حق‌به‌جانب‌تري به خود مي‌گيرند، عمل مي‌كند تا از يك عمل اشتباه خود دفاع كند […]
  • مظلوم‌نمایی به کار سیاستمداران می‌آید
    گفتگوی رادیو زمانه با مسیح: .بر اساس قراردادی که با خودم بسته‌ام، مطالبی را که در روزنامه‌های داخل چاپ نشود، بدون دریافت هیچ‌گونه حقوق و مزایایی که بعداً به آن متهم شوم، با دوستانی که در رادیو زمانه یا روزآنلاین‌دارم، در آن‌جا چاپ می‌کنم. […]

گاه نویس

  • آقای متکی! جنایت کاران واقعی چه کسانی هستند
  • از تحقیر سرشناس ها تا تنبیه نا شناس ها
  • مردم احمدی نژاد، مردم موسوی
  • جنبش معترضان و جنون جوانکشی در ایران
  • جنبش نه بی سر است نه بی رهبر
  • اعدام آدمیت، بزمی برای بزرگان، کاش بشکند سکوت سران
  • ترور خواصی که دوپهلو با خامنه ای سخن می گویند
  • از هدیه تهرانی تا هدیه مشایی، از بیانیه موسوی تا بیانه های موسمی
  • جشن تولد مجازی ؛ تولد واقعی ندا روزی بود که با گلوله در جهان گل کرد
  • به عنوان یک روزنامه نگار سبز مبارزه می کنم، پس هستم

بایگانی

  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶
  • مرداد ۱۳۸۶
  • تیر ۱۳۸۶
  • خرداد ۱۳۸۶
  • اردیبهشت ۱۳۸۶
  • فروردین ۱۳۸۶
  • اسفند ۱۳۸۵

تقویم

بهمن ۱۳۸۸
د س چ پ ج ش ی
« دی    
 ۱۲۳۴
۵۶۷۸۹۱۰۱۱
۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸
۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵
۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰  

اطلاعات

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

ابزارها

دوستان

نيك آهنگ كوثر, سعيد پور حيدر, فاطمه قدياني, محمد آقازاده, امير عليزاده, مجتبي سميع نژاد, كريم جعفري, اكبر منتجبي, منصور نصيري, مهجاد, جمهور, آسيه اميني, سميه توحيدلو, سهام الدین بورقانی, وب نوشت, محمد دادفر, آرش غفوري, احسان تقدسي, فريد مدرسي, پيامبران كاغذي, ثمانه اكوان, ساغر, داريوش محمدپور, مهاجراني, مسعود بيزارگيتي, آدم, سارا معصومي و مهران قاسمي, مسعود رفيعي, فرشته قاضي, میترا خلعتبری, حسن سربخشيان, محبوبه حسين زاده, سیامک قاسمی, حسين نورايي نژاد, الناز انصاري, مسعود بهنود, ساسان آقايي, لیلی نیکو نظر, حميد متقي, داود پنهاني, مرجان توحيدي, محمد جواد روح, اميرعباس نخعي, ميثم زمان آبادي, كوروش ضيابري, مریم مجد, سهيل آصفي, معصومه ناصري, علي مهتدي, روزبه مير ابراهيمي, سامان صفرزايي, سولماز شريف, محمد رحیمی زاده, سعیده امین, چارسوق, خاطره وطن خواه, سعيد حنايي كاشاني, جميله كديور, فهيمه خضر حيدري, مهرو ملالي, پرستو دوكوهكي, هانيه بختيار, احسان عابدي, حسین پاکدل, رضا مهدوي هزاوه, ابوذر آذران, عكسخانه اي در شمال, نازنين كديور, اميد معماريان, هادي حيدري, فاطمه شمس, كريم ارغنده پور, يونس شكرخواه, هنوز, نسرین افضلی, نفيسه زارع كهن, عفت ماهباز, كافه تيتر, ايمان ابراهيمباي, امشاسپندان, حنيف مزروعي, مصطفي اكبرپور, اكرم ديداري, وحيد پوراستاد, امیر فرشاد ابراهیمی, علي شيروي, كارگاه داستان كوتاه آريا, كيوان مهرگان, بابك مهدي زاده, ندا شيروي, حامد جواد زاده, آسمان ريسمان, مريم شباني, الپر, فرزانه سالمي, پناه فرهاد بهمن, مهرانگيز كار, اسدالله امرايي, جواد منتظري, ليلي فرهادپور, عباس عبدي, پرستو سرمدي, عليرضا حسيني, مرجان طبا, مریم میرزا, ميرا, حسن سلامي.

دسته‌ها

  • اجتماعی
  • سفرنامه
  • سیاسی
  • گاه نویس

feed مسیح علی نژاد

Wordpress and وردپرس فارسی  | Theme by WordPress Pro | Reformed in Persian by An Online Friend | Creative Commons License