این عکس تقدیم به نمایندگان محافظه کار مجلس هشتم

سازمان عفو بین الملل یک کلیپ تبلیغاتی دارد که اهمیت “امضا” را با هنر زیبای تبلیغات نشان می دهد. اهمیت امضای حتی یک شهروند پای یک بیانیه یا “پتیشتن” که می تواند چه اٍثر گذاری مطلوبی را سبب ساز شود و مجلسی را وادار به عقب نشینی در برابر تصمیمات ضد حقوق بشری کند. این روزها خانواده زهرا، دانشجوی پزشکی همدان که زیر دست برادران امر به معروف و نهی از منکر جان داد، برای دادخواهی به ملت ایران پناه آورده اند . اگر یک نهاد قوی مردمی در ایران بود و یک کار تبلیغاتی عظیم برای فراخوان ملتی که یک خانواده درمانده صدایشان می کند، انجام می داد، دیگر لازم نبود ما فقط در سایت ها و بلاگ هایمان، بی برنامه و بی هدف “وا اسفا” راه بیاندازیم و زار بزنیم و در نهایت قادر به در آوردن پنبه از گوش برادران “زحمت کش” نیروی انتظامی و قوه قضاییه هم نباشیم.این نقض حقوق ها در همه کشور ها اتفاق می افتد با این تفاوت که در همه کشور ها تمام قد ایستادن نهادهای مردمی در برابر این نقض ها نیز وجود دارد اما در کشور ما چنین نیست و تا اعتراض کنی به عنوان مشوش اذهان عمومی پرونده ای کف دستت گذاشته می شود و منفور نهادهای تصمیم ساز می شوی . در حالی که این نهاد ها اگر باشند به سلامت قوه قضاییه و باقی نهادهای اجرایی کمک می کنند و دخالت بیرونی را نیز اندک می کنند.
پرونده زهرا بنی یعقوب هم مثل پرونده زهرا کاظمی بسته شد و زهرا های دیگر هم چه بسا در انتظار اصابت کردن سر خود با اجسام سنگین دادگاهها و زندان های شهر و یا پارچه های تبلیغاتی مهیا شده برای ساختن طناب دار و خودکشی های کاملا معمولی در بازداشتگاهها و سلول ها هستند بنابراین غمی نیست جز رفتن آبروی “ایران اسلامی” که آبروی هرچه مسلمان و مسلمانی را نیز با دست خویش به تاراج می برند و بعد یقه ابرقدرت ها را می گیرند که چرا چهره مسلمانان را در جهان مخدوش می سازنند. نه برادران! همت خودتان در خدشه و چنگ بر صورت مسلمانی انداختن، چنان بالا است که هیچ نیازی به غیر ندارد.
اینجا وقتی برای مسلمانانی که به اتهام تروریست بودن در زندان هستند و بدون اثبات جرم مدت زندانی شان تمدید می شود، حداقل نامسلمان ها آنقدر غیرت و جسارت دارند که” پتیشن” امضا کنند و دیوید کمرون به عنوان نماینده محافظه کار انگلیس تریبون مجلس در اختیار می گیرد تا گلو برای بی مهری هم کیشان خویش در برابر مسلمانان در حبس پاره کند اما آنجا جا چه؟ فقط یک نماینده از مجلس محافظه کار ایران به من نشان دهید که دلش حداقل از نامه دادخواهی پدر و مادر زهرا کاظمی گرفت و برای یک تذکر ساده آئین نامه ای از جای برخاست.
در ایران اسلامی دو زن که از قضا نام ” زهرا” را هم با خود تا روز مرگ یدک کشیده اند در زندان جان می دهند، نه تنها صدا از مجلس مسلمانان بر نمی آید بلکه روزنامه ها هم آرام آرام دعوت به سکوتی ناگزیر می شوند. این عکس را تقدیم می کنم به نمایندگان مجلس شورای اسلامی که ببینند اینجا در بلاد غرب، مسلمانی همیشه جرم نیست، تاکید می کنم درست است پلیس های چشم آبی و مو بور گاهی سیاهپوست ها و مسلمان ها را ساعت های طولانی بازجویی بدنی می کنند اما حداقل حفظ آبرو را خوب بلدند . کاش برادران ارزشی مجلس هشتم چشم باز کنند و حداقل حفظ آبرو را یاد بگیرند. این زن مسلمان را ببینند که چگونه آزاد و مقتدر در بلاد غرب حجاب بر سر می کند و می شود پلیس و نگهبان یک کشور غیر اسلامی اما آنها بر صندلی سبر مجلس آرام و رها لم داده اند و با مرگ و خودکشی زهرا ها ، کک شان هم نمی گزد و نامشان را می گذارند نمایندگان مجلس شورای اسلامی.
کاش برای حفظ آبرو هم که بود یک کدام تان از جای بر می خاست و یک چیزی می گفت که حداقل دست ما خالی نبود . در ست عین ما که وقتی یکی از شما را می گیرند و می برند ساکت نمی نشینیم حتی اگر فرسنگ ها با هم اختلاف فکری داشته باشیم . ولی این روزها باورم شده که بیهوده این همه سرو صدا و اعتراض در رسانه ها به راه افتاده که چرا حسن کامران (نماینده اصفهان)را به خاطر افشای وام صد میلیون تومانی، تحت فشار قرار می دهند و به قوه قضاییه فرا می خوانند. باید تمامش کنیم این ژست های روشنفکری و اصلاح طلبانه را. گیریم که کامران را بازداشت هم بکنند ولله اگر یک تار مو از سر ایشان کم شود یا خدای نکرده جسم سختی بر سرش بخورد.
یک دختر را به خاطر تار مویی یا به خاطر معاشرت با معشوقه اش یا به هر دلیلی برده اند در بازداشت گاه همدان و چند روز بعد جنازه اش تقدیم خانواده اش شد. یا همان دانشجوی کردی که جنازه اش را هم ندادند و قبرش را هم سیمان گرفته و نونوار تقدیم خانواده اش کرده اند، شک نکنید برای کامران هیچ اتفاقی نمی افتد پس دلسوزی هایتان را در رسانه ها هدر ندهید و بگذارید یک بار هم که شده با یک نماینده همان برخوردی را بکنند که با ما کردند. مگر خود من از همین آقای کامران در مورد فیش حقوقی مجلس هفتم مصاحبه و تائیدیه نگرفته بودم؟ آندفعه با او کاری نداشتند و مرا اخراج کردند بگذارید ایندفعه او هزینه دهد. اولا نماینده مجلس است و مصونیت پارلمانی دارد، دوما کامران و آن همه یال و کوپال کجا و زهرا و این همه بی دست و پایی ما کجا که نمی دانیم باید به دست و پای چه کسی بیافتیم تا حداقل صدای خانواده اش را بشنوند.
پی نوشت:
با سیروان و همان دوربین آماتورش به جز این عکس ها، فیلم ها و گزارش های آماتور دیگری از شهر لندن مانده روی دست مان که در فرصتی مناسب، همانند گذشته دوباره در یوتیوب می گذارم. فعلا مسافرم و کمی تنها کمی آشفته.
در بیشتر اون کشور هایی که فرمودید هم پروسه ای این چنینی برای تشکیل و قدرت گرفتن اون نهاد های مردمی طی شده است و اون ها هم روزی وضعیت ما رو داشته اند.
فقط یک نماینده از مجلس محافظه کار ایران به من نشان دهید که دلش حداقل از نامه دادخواهی پدر و مادر زهرا کاظمی گرفت و برای یک تذکر ساده آئین نامه ای از جای برخاست./// اما حداقل حفظ آبرو را خوب بلدند . کاش برادران ارزشی مجلس هشتم چشم باز کنند و حداقل حفظ آبرو را یاد بگیرند./// کاش حداقل برای حفظ آبرو هم که بود یک کدام تان از جای بر می خاست و یک چیزی می گفت که دست ما خالی نبود ./// باید تمامش کنیم این ژست های روشنفکری و اصلاح طلبانه را.
از اینا انقدر گدایی نکن. حالا اگه یه نفر هم یه قدقدی کرده بود، بازم هیچ اتفاقی نمی افتاد و بازم دستت خالی بود. یه جا خوندم
http://www.roozonline.com/archives/2008/10/post_9765.php
تنها نماینده ی اصلاح طلب!! تهران، امضاشو گذاشته پای طرح «بومی سازی جنسیتی». خود گول زدن تا کی؟ دست این بالایی ها بنده. از پایین باید یه کاری کرد. من که میگم حداقل برای نجات از افسردگی:
وعده یا قرار یا راندووی زیر را
زودتر از من بپذیر، عشق من!
وعده ی ما، جمعه ی اولِ هرماه
ازعصر تا غروب یا شبِ بعد از ظهر!
تــــوی خیابانها و میادیــــن
و فراموش نکن نازنین
حق گردش را!
و در این روز غریبه ها و آشناها
اگر بدهند به هم سلام و دست
خیـــلی خـــــــــوب است!
حتا اگر بکار بَرند دستکش را!
ای مردم بیچاره! آیا خوب نیست که برای مبارزه با افسردگی، یکدیگر را
به ابراز وجود دعوت کنید که یعنی هر هنری دارید- حتا همون راه رفتن که مدلهای فراوان دارد- خوب چرا به نمایش عمومی نگذارید در خیابان و در مقابل چشم تماشاچیان فزول؟! و چه بهتر که جمعهی اول هر ماه و از عصر تا غروبش باشد روزی که همه در خیابان گردش کرده و نگاه به اجناس مقازهها و رفتن تویشان هم آزاد و حتا لبخند معنیدار به یکدیگر و اگر نمایشی، آکروباتی، پانتومیمی، تاپولنندازیجُمنمیخورمی، موزیکی، نقاشیدنی هم در کار بود که چه بهتر و اگر آموزش مجانی این هنرها هم که زشته این نرمندا انقدر پولکی باشن که ماهی سه چهار ساعت به شما مردم فلکزده! توی یه پیادهرُوی ناقابل یه ضربزدنی، تارزدنی که ساکسیفون هم بد نیست، مجانی یاد ندهند و در کدام خیابان میشود کاریکاتورکشی یاد گرفت؟!
این روزها عجیب می ترسم چون اگر لحطه ای غفلت کنم نابودم می کنند.
چرا همه توصیه ام می کنند به “احتیاط” ؟!
چند ماه پیش پدر زهرا بنی یعقوب را در جایی دیم موهای برآشفته سفیدش دلم را لرزاند.
چندماه پیش همین بلایی که یر دختر این پیرمرد آمد، سر من آوردند. من یک ظاهری شبیه جوانان دهه شصت و یک خانم با ظاهری بسیار ساده و آراسته و پوشیده!
من اگر چه از دست شیاطین رها شدم اما بعد از آن عجیب ترسیدم مسیح!
می ترسم چون من زندگی ام را دوست دارم.
درود بر مسیح علینژاد
درد و بلای “کفار” بخوره توی سر مرتجعین و متحجرین و سرکوب گران و آزادی ستیزان حاکم بر ایران
سرکار خانم مسیچ شیر مادرت حلالت
مرگ بر……
………………………………………………….
حمید جان اینجا فحش بنویسی که درش دو روزه تخته_(فیلتر) می شه . مراعت کنی ممنون می شم.
با درود
خیلی خوش خیالی است اگر در باور داشته باشیم که حاکمان امور به این بیت اعتقاد ندارند:هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا انچه این نامردمان با جان انسان می کنند…………
یا حق
پارسال همین روزها یک مهاجر لهستانی را که برای اولین بار وارد کانادا شده بود پلیس کانادا به وحشیانه ترین وضع با شوک برقی کشتند وجسدش را تحویل مادرش که بعد از سالها دوری چشم براهش بود تحویل دادند. آن ۴ پلیس نه اخراج شدند نه مواخذه تا اینکه چند روز پیش یکی از همان پلیسها یک جوان ۲۱ ساله کانادایی را بعلت مستی زیر گرفته و به قتل می رساند. حالا صدای همه در آمده ولی وقتی آن مهاجر را کشتند همشون خفه خون گرفته بودند. می خام بگم شهروند درجه ۲ همه جا وجود دارد ولی ما در کشور خودمون شهروند درجه ۲ هستیم.
ممنون مسیح عزیز . فریاد مظلومان را می شنویم و فریادرس نمی شویم و همچنان دم از مسلمانی می زنیم .تنها دلخوشیم اینست که هنوز بغضی مانده و ذره ای دل که گاهی به درد می آید . به این پست لینک دادم که قلم یاریم نکرد در این باره بنویسم .
غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری
…
به غروب این بیابان بنشین غریب و تنها
بنگر وفای یاران که رها کنند یاری !
تا بوده چنین بوده…
وای به وقتی که بگندد نمک……….
مسیح مگر اسم آقایون نیست؟
مگر شما خانم نیستید؟
یا من اشتباه میکنم اقا هستید؟
معصومه پس چه کسی هست؟
برای توضیحات بیشتر و دفاع از خود جواب بدهید همینجا لطفا
متاسفانه ماایرانیها کم کم شخصیت انسانی را فراموش می کنیم و معلوم نیست که کی دوباره بیاد آوریم ما هم انسانیم با یک دنیا حقوق انسانی
۱- انشاءالله سفر و آشفتگی با هم به پایان رسند و ایّام به آرامش و نشاط بر شما بگذرد.
۲- درست است که مشکل و خطری در انتظار آقای کامران نیست, ولی اگر در حق ایشان هم جفایی شود,هر چند کم, قابل دفاع هستند. (فکر کنم-امیدوارم اتهام نزده باشم- کمی در مورد آقای کامران شخصی نوشته باشید.) اگر از زهزاها دفاع نکردند و اشتباه کردند, دفاع نکردن از حسن ها هم اشتباه است.
۳- خواستم یادآوری کنم که آقای کردان فرمودهاند که استعفایشان به مصلحت نظام نیست. هنوز هم در سوز این حرفشان در آتشم. در مورد ایشان هم مطلبی بنویسید.
۴- اگر امکان دارد در مورد زندگی شخصیتان مطلبی بنویسید.(زندگینامه) در سایتهایی مطالبی خواندهام که البته از قلم خودتان قطعاً خواندنی تر است.
امید به سلامتی و شادی…
شاید عدالت محوری باعث می شود نمایندگان سکوت کنند.در مورد زهراها هم قطعا مهرورزی شده است.
ای … تو تنهایی و آشفته؟این false. تو که توی این مدت کوتاه همه رو شستی و گذاشتی کنار. پس بگو اون فیش رو از کجا آورده بودی؟ کامران بدبخت، فکرش رو هم نمی کرد یه روزی بفهمه مار توی آستینش بوده و خبر نداشته.
مسیح علی نژاد حالا من یه چیز خوب برای به رخ کشیدن دارم. فکر می کنی فقط خودتی که فعالی و نامه و … برات می فرستن، برو ببین مردم لرستان چقدر ما رو دوست دارن و چی برامون فرستادن. محبوبیته دیگه…
ولی وجدان می گه بهت بگم، خودم نه فقط وجدانم می گه : اصالت و veil رو خیلی خوب حفظ و رعایت کردی.
راستی خارجی ها هم خوب تحویلت می گیرن ( اون آلمانی رو می گم a.p ) و پنیج تا پنیج تا درخواست خرید کتاب می دن و در مورد چیزهای دیگه هم باهات بحث می کنند و …
I don”t trust him. germanic is slippery as a snake
چرا؟ چون اونا هم آریاییند… متن رو کامل نخوندم، راستی طرف آلمانی بود؟
در کل : get a clue
غلط املایی : پنیج تا پنیج تا : پنج تا پنج تا
مسیح عزیز
دفاع از حق بهترین کاری هست که یک بشر میتونه انجام بده و تو این کار را خیلی محکم و استوار با دستان خالیت و روی لبه تیغ انجام میدهی.
خداوند پشت و پناهت باشد
و در راهی که میروی پاینده باشی
سلام نوشته خوبی بود به امید روزی که به کشور برگردی .
سلام
حسین درخشان برگشته به ایران و برای شروع کارش در نقد مقالهای که توی اعتماد ملی نوشتی یه مطلب نوشته و حالا دنبال یه روزنامه میگرده برای چاپ!! بد نیست راهنماییاش کنی
………………………………………………………………………………………………..
نگران ایشان نباش او خودش راهش را پیدا می کند.
و جالب این جاست که من در اعتماد ملی به سیاست “پرس تی وی” نه تنها نقد نکردم بلکه از بس قبولش داشتم، از آن دفاع هم کرده و در مقابل توصیه کردم همین سیاست برای داخل هم درنظر گرفته شود.
تا حالا برای چاپ مقاله روزنامه نگران نشریات محلی و شهرستانی در روزنامه های سراسری هر کاری از دستم بر می امد انجام دادم اما برای امثال ایشان معذورم.
سلامی دوباره . با آن که با بسیاری از نوشته هایتان بالذات مخالفم اما با این یکی نباید کتمان کنم که تا حدودی موافقت دارم . بالایی ها همه از یک جنسند چه اصلاح طلب و چه اصول گرا . همه به فکر خویشند و بر طبل رسوایی خویش می کوبند و این وسط ملت بیچاره زجرکشیده جز آن که دم برآورد و نگاه بر عایدی اش در آخر ماه کند هیچ برای گفتن ندارد . گرچه با آزادی در کشورهای غربی با آن سبک و سیاق هایی که شما رنگینش کردید موافقت ندارم (چون هنوز به یاد دارم که در یکی از همین بلاد چه بلایی از بی امنیتی اش بر سریکی از آشنایان آمد!! ) منتها این دلیل بر کتمان این واقعیت نیست که امروز دروغ و ریا جایش را بهخدمت و صداقت داده !! و با این وضع ظاهر نگری وضعیت مملکت معلوم نیست به کجاها ختم شود . خداوند به خیر کند …شاد باشیدh
نوشتارها و رفتارهای شما مرا به یاد “اراده معطوف به قدرت ” می اندازد
همه دردی در دل دارند
عامل تهوع بشر همین است
پرستــــــــااااااااااار
تنها در آدرس زیر تا حالا بالای دو هزار نفر این عکس را دیده اند ولی مخاطب این مقاله چی ؟ مجلسیان دیده اند:
http://balatarin.com/permlink/2008/10/29/1433896
“حمید جان اینجا فحش بنویسی که درش دو روزه تخته_(فیلتر) می شه . مراعت کنی ممنون می شم.”
رک باش دیگه جون رضا…تو یعنی از فیلتــــر می ترسی؟ می دونی که می دونیم که خودتم میدونی که ترس نداره…چون فیلتـــــر هم بشی، تعطیل نمی شی … از صد نفری که میان اینجا ۹۸ نفر یا با فیلتـــــر شکن میان یا اگه نیان می تونن ازش استفاده کنن … برادران و خواهران ایمانی و متعهد و انقلابی ما که برای حفظ و صیانت از اخلاق عاشورایی شون همیشه ادعا دارند احتیاجی به فیلتـــــرشکن و این حرف ها ندارند که اینجا پیداشون نمیشه..(حالا اون چند نفری که برای این کار حقوق می گیرند رو بذاریم کنار) ..اینجا هر کس میاد می دونه داره کجا میاد و می دونه ممکنه دفعه بعد که اومد ازون پیام آبی ها تف کنن تو صورتش ..پس بی خود نگو از فیلتـــر می ترسی… بگو از فرودگاه می ترسم.. از پاسپورت… از برادران… از آقایان… از اینکه چوپانی هم بلدیم اما همیشه نمیشه چوپانی کرد.. از اینکه همین فردا مجبور شن برای خودت امضا جمع کنن… !
یادمه تو یه جواب یه کامنت گفتی “در این کشور” اهانت به رهبری جرمه..وحرف طرف رو سانسور کردی.. وبلاگت رو جزء خاک “این کشور” حساب کردی انگار… اگه قرار باشه شخصیت های مجازی مون اینجا همونقدر به قانون (که نوشته شده هاش کم اعتبار تر از نانوشته هاشه) پایبند باشند که در محیط فیزیکی، پس همون تو اعتماد نوشتنت کافیه.
از وبلاگ نویس دانشمند و اخیرا به وطن برگشته امان این سوال را پرسیدم:
“اگر زهرا بنی یعقوب از بستگان شما بود چه میکردید؟”
ایشان هم با متانتی مثال زدنی چنین پاسخ دادند:
” به سیستم قضایی ایران شکایت میبردم و سعی میکردم بدون شلوغ کردن ماجرا و رسانهای کردنش از چماق شدنش در دست آمریکاییها جلوگیری کنم. چون این به ضرر اصل پرورنده تماممیشد که متاسفانه الان هم شده است.”
میخواستم این سوال رااز شما هم بپرسم که با خوندن این پست دیدم نیازی نیست. فقط اینو بگم که هرچه به شجاعت و صداقت شماغبطه میخورم و به هموطنی با شما افتخار میکنم، برای حقارت برخی از هموطنانم که نان را به نرخ روز میخورند متاسفم.
پاینده باشید.
من در نمایشگاه کتاب نجف زاده را دیدم.درباره تو و چند نفر دیگر ازش ژرسیدم.اولا که فکر نمی کردم اینقدر بین مردم محبوب باشد.دوما جالب بود که به شما نقد داشت اما می گفت حرفه ای هستند و خیلی مودب بود.همکارش بودید قبلا؟من مستند آخرش را ندیدم اما حیف است خراب شود.
گاهی به این فکر می کنم که یعنی می شود یک روز ما هم این رویای عجیب و غریب دموکراسی را در ایران پیاده کنیم؟
تاریخ را که نگاه می کنم همیشه تکرار شده ، و تا دنیا دنیاست ، «زهرا»های ما زیر دست جلاد مرده اند و ما باز صدا از گلویمان در نمی آید…
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام
اول میخواهی یه کاری کنی که به نظرت درست است و باید بشود / بعد میروی دنبال انجام دادن آن کار / عصبانی میشوی که نمیتوانی از پسش بربیایی / به در و دیوار میزنی / کتاب مینویسی چون مقاله هایت دیگر تاثیری را میخواستی ندارند / بولدوزرت روشن شده و اتفاقا دنده عقب ندارد ( اکثر بلدوزرهای شخصی همینطوری هستند . جای نگرانی نیست .( یعنی فعلا ) / انگار مجبوری همین مسیر را تا آخر شخم بزنی (بلدوزرها قابلیت های زیادی دارند. حتی میتوانند نوار قلب هم بگیرند . اینجور بلدوزرها کم اند ولی هستن ) / اوایل جاده بلدوزر خوب را میرود / آن وسط مسط ها یکباری شنی ( از همانهایی که زیر چرخ تانکها هم هستن ) دچار مشکل میشود / بلدوزر از مسیر منحرف شده و در مسیری غیر قابل پیش بینی ( در واقع پیش بینی نشده ( حرکت می کند / بلدوزر هم فهمیده مسیر دارد تمام میشود و میخواهد از حادثه ای که خبر نمی کرد ( ولی حالا دارد جار می زند ) دور شود / ولی راننده بلدوزر هنوز متوجه نشده / راننده بلدوزر از بعد از پیچ اول دنبال دنده عقب می گردد .
افتاد ؟
من تا حالا اینجا نظر ندادم تا اونجایی که یادم میاد . اگه بعد از کلیک روی فرستادن ببینم که مثلا نظرات بعد از تایید میروند روی هوا یکمقدار تعجب می کنم
مشکل دراین بوده اگراین زهراخانم مرحوم زنده بودمی گفت چندبارتوسط نیروهای نهی منکرموردتجاوزقرارگرفته.
مسیح جان
خیال می کنی مردم ماکی هستند
مردم ماکسانی هستندکه اگراین خانم فلسطینی بودکفن پوشیده مرگ براسرائیل می گفتند.
خیال می کنید درک مردم ایران یعنی عموما بیشتراز صداوسیماوافکاری است که به آنهامنتقل می کنداست
اصلا
ماایرانیها محکومیم به فنا
چون داریم برروی خون افرادبی گناه زندگی خودرامی گذرانیم.
هر دفعه مطالبت را میخوانم به این جرات و شجاعتت احسنت میگویم.مواظب باش که بر دامنه ی آتشفشان منزل گزیده ای.بدان امید که روزی همه آتشفشان شویم.
سلام قلمت روان….فکرت پویا….وامیدوارم تنت سالم و از گزند نامردان محفوظ بماند.
۱۰ دقیقه ای هست که به صفحه خیره شدم.
ولی با خودم می گم واقعا داد و بیداد وبلاگ نویس ها به کجا می رسه وقتی هیچ کسی رگ غریتش جم نمی خوره!!!
حمی ترسم بمیرم و حسرت کتابت به دلم بماند!!!
سلام و درود:
مسیح ع می فرماید : روزی بر پشت بامها واقعیت را فریاد خواهند زد.
وا حسرتا که همه واقعیت را می دانیم ولی کاری نمی کنیم. خسته شدم از بس به این حماقت ها فکر کردم. به قول شاعر که می گه فرقی نداره وقتی نبینی و ندونی غصت میگیره وقتی میبینی و می دونی.
زنده باد مسیح علی نژاد
عدالت خواهی و آزادگی شما همیشه پاینده باد
سربلند باشی
به این دو تا زهرا ، می توانی امیر ابراهیمی را هم اضافه کنی تا سه گانه ی ×زهرا× های نسل ما و عاقبتشان کاملا روشن و مشخص شود. می گویند حکومتها لیاقت مردمانشان هستند. درست نمی گویند؟…
سلام
اگر هر کدوم از ما خودمون را جای خانواده زهرا ابراهیمی – زهرا بنی یعقوب و یا هر کس دیگه که در زندان ها مظلومان کشته شده اند بگذاریم به خدا ساکت نمی مونیم. بدبختی ملت ایرانه اینه که به بدبختی و سیه روزی عادت کردیم.
معذرت میخوام نام زهرا کاظمی اشتباها ابراهیمی نوشته شده.
خواب دیده ام
تو را
۶۷ بار در ۶۷از دست داده ام
کاش می شد بی کابوس ۶۷
اندکی آرام خوابید
کاش آنروزی که باسوختن پروانه شمع گر می گرفت در اندیشه ماتم گل می بودیم.
البته هر چند ما ایرانی ها برای پوشاندن کاهلی واشتباهاتمان ضرب المثلی داریم “هنوز دیر نشده هر موقع ماهی را از آب بگیری تازه است” بی آنکه فکرکنیم گاهی ماهی در آب مسموم مده است.
ناراحت نمی شوید اگر بگویم مطلبتان هیچ چبز تازهای بر آشفته ساختن نداشت جز این جمله آخر:
” فعلا مسافرم و کمی تنها کمی آشفته.”
برای خودتان مسایل را کمی پیچیده کرده اید وضعیتتان مانند دخترکانی است که فرهنگ آزاد غرب را دوست دارند اما پایبندسنتهای خانوادگی هستند
ناراحت نشو ولی من مهندس نرم افزارم اون زن سمت چپ فتوشاپی به نظر من تمام خوانندگان با یه مطلب گول نمیخورن
…………………………………………………………………
ما که قصد نداریم موشک به رخ آمریکا بکشیم یا مدرک دکترا برای وزارت رو کنیم بنابراین ضرورتی برای جعل در دولت کوچک ما نیست. با این همه آقای مهندس باید برای اثبات این عکس چه کاری انجام دهم ؟ شما امر بفرمایید ما اجرا کنیم .به گمانم چهار یا پنج عکس از این مراسم هست که شاید به کار بررسی شما بیاید.
امروز رمضان زاده سخنگوی دولت اصلاحات تبریز سخنرانی داشت.
یه دانشجویی ازش پرسید که چرا دولت اصلاحات و به خصوص خاتمی تو قضایای دانشگاه دانشجوها رو تنها گذاشتن. منظورش ۱۸ تیر بود. رمضان زاده هم بهش توپید که مگه ما مسئول هستیم هرکسی خواست بی برنامه هر کاری بکنه ازش حمایت بکنیم. گفت من واسه نظام جنگیدم هزینه دادم و پاش وایمیستم. گفت …………
نمی دونم فرق اینها با اونها چیه. انگار الکی از بین خودشون یه عذه ای رو درست کردن که یه دستشون بگن حسن کچل یه عده شون بگن کچل حسن.
نکند موسم سفر باشد ساربان خفته و بی خبر باشد
بوی باران تازه می آید نکند بوی چشم تر باشد
سخنی از وفا شنیده نشد نکند گوش خلق کر باشد
نکند عشق در برابر عقل دست از پای درازتر باشد
نکند پرده چون فرو افتد داستان داستان زر باشد
زیر این نیم کاسه های قشنگ نکند کاسه ای دگر باشد
نکند آن که درس دین میداد از خدا پاک بی خبر باشد
همچو سرو ایستادم در برابر باد نکند پاسخش تبر باشد
نور کیوان در آسمان نشست نکند پوچ و بی ثمر باشد
چرندیا نوشتم معذرت میخوام. ولی امشب حالم خیلی خرابه. الان اینجا یک و نیم شبه. فکر کنم همه خوابیدن. نمی دونم چرا می خوام با تو درد دل کنم.
ربطی ندارن به نوشته هات. اگه خواستی پاکشون کن.
مسیح علی نژاد گفتم مدرک کردان یه کمی شبیه کارنامه هاییه که برای بچه ها زمان دبیرستان درست می کردم. خدایا آخر این چندمیش. اون از کامران، اون از صفار، اون از محمود مظلوم و عزیز دلم، اون هم از کامران ۲، حالا این … تا داخل ایران بود زبان نداشت. اصلا نمی شناختم او را. کی …؟ این طور کسی را نمی شناسم… حالا که رفته اونجا به قول ضرب المثلی : روباه در خانه ی … شیر است، مسیح علی نژاد می بینی چطور دارد عرض اندام می کند و دم تکان می دهد، البته بلا نسبت شما. می دونی کی رو می گم. از قول من بهش بگو دقیقا ۲۰ روزه دیگه می بینمش که چطور دوباره می شود همان … قبلی، البته بلانسبت شما استاد…راستی اگر دیدیدش به او یادآوری کنید امانتی ما، حالا خواننده های تو فکر می کنن یه خبریه، بگو جزوه ی درس فیزیک ۲ فصل … اگر جسمی از نیروی جاذبه آزاد شود چه اتفاقی می افتد را برایم با خودش بیاورد. بهش بگو اگر یادش رفت … ببخشید مسیح علی نژاد که اسباب زحمت شدیم، رساندن پیام رو می گویم…
اوا:حکومتها لیاقت مردمانشان هستند. درست نمی گویند؟……موافقم#
wolf جان…
اما مسیح عزیز وقتی اما جمعه ی این مملکت یک رابطه ی نامشروع داشته و آن را بدون هیچ رعب و وحشت و حتی با کمال افتخار بیان میکند.(متن این ماجرا در وبلاگم هست)تو انتظار داری که پرونده ی زهرا باز بماند؟همان کسی که اورا کشته؛ همانی بوده که بدان زن تجاوز کرده..برای او چه فرقی میکند…او که دین و فلسفه و الهیات خوانده و میداند همه ی اینها مفت نمی ارزد و میداند که باید به فکر ارضای خود به فکر جنایات خود باشد ولو به هر طریق ممکن…چرا باید بیاید نهاد تشکیل دهد که جلوی کشت و کشتار و تجاوزش را بگیرد..
ما نه به دولتی دیگر و نه به دولت های دیگر امیدواریم..به قول آبراهامین مردم ایران نمیتوانند این رژیم را عوض کنند.چون نه واعظی مثل …..بوجود خواهد امد و نه دولت رو دستی خواهد خورد…همه ی انهایی که میتوانند از اینجا میروند چون بدین اعتقاد دارند که ایران هیچ گاه نمیتواند برای کسانی که انسان هستنند جایی مناسب باشد..اما برای کثیفانی چون آنهایی که خون مردم را در شیشه می کنند بهشتی برین تر از بهشت خداست(که بوجود ان هم شک داریم!!)
دین+سیاست=نابودی.. و مردم ما هنوز چوب دین را میخورند و از خواب بیدار نمیشوند…
دین هیچ گاه نمیتواند به سعادت برساند یک جامعه را ولی میتواند تک تک افراد آن را “انسان تر”کند..موافقی؟
چطوری شده نوری زاده هم در وبلاگش از شما یاد کرده
http://nourizadeh1386.blogsky.com/1387/07/22/post-373/
بی برنامه و بی هدف “وا اسفا” راه انداختم و زار زدم ناه خانواده زهرا را و پشیمان ههم نیستم و نخواهم شد چرا که تنها کاری بود که از دستم برمی آمد. می دونی و می دونم گه اگه پاش بیفته آقایان حاضرند همه ما رو زهرا کنند تو بازداشتگاه ها. حالا تو اگه پیشنهاد بهتری داری بگو. تو بگو گذاشتن یه نامه تو وبلاگ اون هم تنها از در همدردی باید با چه برنامه ای باشه؟ چکار کنیم تا زار هامون فقط تو وبلاگمون با ۳۰-۴۰تا بازدیدکننده در روز نباشه؟ مصی در عجبم می دانی و …
سلام
از تمام دوستان تقاضا مبکنم با امضای بیانه آزادی فوری عشا مومنی که لینکش در وبلاگم هست اعتراض خود را به بازداشت وی نشان دهند.
با تشکر.
نکتهً ظریفیست ولی طرف صحبت که نظام باشد قابلیت درک این سخنان را ندارد. دیگر کار از این چیزها گذشته!
چند روز پیش متنی را خواندم که دیدی دیگر را ارائه میدهد. شاید آرامشی بدهد.
http://parvin35.wordpress.com
آه مسیح…آه…
سلام مسیح عزیز
مدت خیلی کمیه که نوشته هات رو میخونم و تو این چند روز معتاد شدم به این سایت و مجذوب زیبایی و رسایی نوشته ها و شجاعت خالق اونها.اما امروز تو یکی از نظرها دیدم که به امام خمینی توهین بدی شده بود و تعجب کردم از تویی که حتی به مخالفات هم احترام میذاری,ولی به این یکی توجهی نکردی و حتی تذکر هم ندادی.
یادمون باشه امام کی بوده و بیمار بودن بدنه دولت رو با اهداف انقلاب یکی نگیریم……
هنو هم میتوانیم برای تهیه کتاب در ایران اقدام کنیم؟
……………………………………………………………..
هر توهینی را که در کامنتها ببینم حذف می کنم حتی اگر توهین به مخالفان هم باشد ولی گاهی دور از نظر می مانند و من شرمنده.
از طریق همان شیوه که نوشتم پیگیری کنید برای خرید. ممنونم.
آقای علیرضا مهندس نرم افزار فتو شاپ بودن عکس باز هم از ارزش و صدق نوشته ها چیزی کم نمی کند.
مسیح جان با مطلبی درباره روز دختر به روزم
مصی لطفاً توهین به امام خمینی رو حذف کن از توی کامنت آقا یا خانم araz!
مانند همیشه خوشحالم کردی……من هم ممنونم.برات از صمیم قلب ارزوی موفقیت میکنم و امیدوارم روزی از نزدیک ببینمت….
این عکس از دو پلیس زن انگلستان با دو پوشش مختلف تقدیم به نمایندگان مجلس هشتم و دولت نهم و نیز تقدیم به همه کسانی که حجاب اجباری را با زور و زندان و شلاق حمایت میکنند
این لینک تقدیم به کسانی که برای مرگ زندانی عراقی و فلسطینی در زندان ابوغریب و اسرائیل کفن می پوشند و به خیابان می آیند اما برای قتل مشکوک ۲ ایرانی (یکی در زندان امنیتی و دیگری در ستاد امر به معروف و نهی از منکر ) سکوت میکنند
این عکس و این مطلب تقدیم به همه کسانی که ایدئولوژی سیاه و سپیدشان تبعیض را در جلوی چشمانشان به ودیعت نهاده
باشد که خدا هدایت گر همه ما شود و چشمهای سیاه و سپیدمان را بشوییم
—————————————
درود به شما خواهر محترم
چرا اون عکسی که پلیس فرانسه(مهد آزادی) داره روسری از سر زن مسلمان به زور میکشه رو نشون ندادی؟؟
فقط اون چیزی که دلت میخواد رو نبین
اون چیزی هم که هست ببین
تو همون انگلیس که دسیسه ها و دشمنی هاش با ایران مشخصه چند تا مسلمون بی دلیل و الکی به اسم تروریست بازداشت هستند ؟
این همزیستی ملایمت آمیز هم برای مچل کردن تو و امثال تو هستش !!!
…………………………………………………………………………………………..
دوست عزیز در همین مطلب بارها تاکید شده که پلیس اینجا هم روش های نامعقولی را در پیش می گیرد اما من یک نفر هستم و به اندازه خودم اگر تفاوتی را احساس کنم که سازنده باشه قطعا آن را تصویر گری می کنم. صدا و سیمای خودمان هم که زحمت همان عکس دیگری که گفتی را به اندازه وفور می کشد. با این همه در همین مطلب کوتاه به چیزی که گفتی اشاره شده و همه بحث این است که از مجلس غرب برای زندانی بودن مسمانان صدای اعتراض بلند است اما از مجلس خودمان چه؟ مسلمانان در زندان خودمان می میرند اما یک نماینده هم کک اش نمی گزد. همین. ورنه معلوم است که در همه دنیا پلیس رفتارهای خشن هم دارد.
دیشب خواب دیدم،آزادی را
به دست و پایش غل و زنجیر
بر دهانش قفل سکوت
در چشمش
اما
نور امید
پ ن در مورد شما هم خواب دیده ام ،روح(فکرمان)به هم نزذیکتر می شود اما جسممان از هم دورتر می شود
الده به نظر میرسه کی این بامداد امید هم گلویش گیر کردی کی میگی ‹‹ در مورد شما هم خواب دیده ام ،روح(فکرمان)به هم نزذیکتر می شود اما جسممان از هم دورتر می شود ›› معلوم نیست چه خوابی برای شوما دیده. لطفا مواظب اصطکاک روحش با روح خودت باش. حالا ضریب اصطکاکش چنداست، خبر نداریم کی!!.
…………………………………………………………………………………………
توی دوره دبیرستان تا حضرات سر قرارهای ما می امدند و سین جیم می کردن، گلو پاره می کریدم که آقا فضا برادر خواهری هست و این حرفها….حالا هم آقاجان اینجا هنوز همون فضاست . با این تفاوت که ما هم دیگه پیرتر شدیم و خیلی از این خبرها هم نیست. به هر حال ممنونم از شوخی و تلطیف فضایی که سبب ساز شدی.
پاینده باشی رفیق
سلام,
مسیح عزیز خرج کردن صد میلیون تومان بادآورده کمی وقت گیر است. لطفا از نمایندگان مجلس ایران انتظار بیش از حد توانشان نداشته باشید. بالاخره باید راهی پیدا کنند که این پولها را در راه خدمت به مردم مسلمان ایران هزینه کنند. چه فرقی می کند, اگر نماینده ای چندین خانه بسازد خودش که نمی تواند در هم آنها اقامت کند. بالاخره به بی خانمانها کرایه می دهد. مرگ هم شتری است که در خانه همه می خوابد. یا در زندان یا در تصادف و یا در هر جای دیگر. شما هم از این طفلک نمایندگان که بورس رأی آنها این روزها شاخص صعودی دارد چه توقعاتی دارید.
سلام
شاید باور نکنید… ولی با خواندن این مطلب اشک ریختم…
با درود
انگار پس از این همه سال فلسفه ی این حکومت را در نیافتید.
اینجا سخنی از حقیقت نیست بلکه مصلحت حکمرانی می کند.
زهراها اگر در راه آقایان کشته می شدند برادران استکبار جهانی را از بین می بردند اما چون مانند آنها نمی اندیشند خونشان مباح می شود، این است فلسفه ی این حکومت.
کلمات مقدسی چون اسلام، حقیقت، عدالت، آزادی و… تا سرحد مصلحت آقایان معنی می دهد و فراتر از آن بی معنی است.
اساس عدالت و حقیقت علی انسانیت بود اما چه نشانی از اینان که خود را به آن بزرگ مردان متصل می کنند می توان یافت؟ به این فکر کرده اید؟
یک فکر و تجسمی همیشه با من است شما هم تجسم کنید:
اگر پیامبر و امامان در حال حاضر بودند چه اتفاقی می افتاد؟
تجسم کنید اگر پیامبر اسلام که حاکان خود را جانشینان به حق وی می دانند چه می کرد اگر مرگ زهراها را در زندان حکومت اسلام می شنید؟
می گفت مصلحت اسلام ایجاب می کند که صدایش را در نیاوریم و برای حفظ نظام و اسلام کشته شدن آنها را خودکشی اعلام کنیم؟
چه می کرد اگر میدید که در خیابانهای این حکومت اسلامی ماموران نظام که پول مردم را می گیرند و زندگی می کنند به جای اینکه امنیت در کشور ایجاد کنند به قیافه های مردم زل بزنند، اشکال بگیرند و این حق را به خود بدهند که مزاحم آنان شده و تذکر دهند و در مواردی هم به بازداشت آنان اقدام کنند؟
چرا برخی مسائل را به صورت ریشه ای حل نمی کنیم؟
در کجای قانون اسلام حجاب امری اجباری شمرده شده و بدحجابی و بی حجابی جرم دانسته شده است؟
قرآن کریمی که اکراه در دین را جایز نمی شمارد چطور حجاب را اجبار می داند؟
قرآنی که در بیش از ۳۰ آیه اش پیامبرش را تنها بشارت دهنده و انذار کننده به مردم می داند و فراتر از آن حقی برای وی قائل نیست چطور تحمل می کند کسانی به نام آن با مردم برخورد کرده و بازداشت کنند؟
فلسفه ی امر به معروف و نهی از منکر چیست؟
تشکیل ستاد یا وزارت خانه ای برای امر و نهی مردم بوده است؟
پس امر و نهی مردم به حکومت چه می شود؟
چرا خودمان را گول می زنیم و با خودمان بازی می کنیم؟
چرا به عملکرد حکومت انتقاد می کنید؟
مگر عملکردش چیزی غیر از فلسفه ی وجودی اش است؟
مگر مردم در این حکومت حقی دارند؟
مگر حقیقت در این حکومت جایگاهی دارد؟
حکومتی که اساسش مصلحت و حفظ نظام است چطور می تواند حق مردم را در نظر بگیرد؟
حکومتی که حقیقت در آن فدای مصلحت می شود؟
آیا اساس اسلام این بود؟
به امید فردایی بهتر با تلاش همه ی مردم
مسیح علی نژاد مستندها رو که نزدی. به جز اون دختر گیتار زن. اون گردش بین خیابون ها و گفت و گو با شخص معترض روبه روی مجلس خوب بود. اما اگر مقدروه در مورد دیدگاه و نظرات مردم انگلیس در قبال مردم ایران یه کمی تصویر بگیر تا ببینیم واقعا به گفته ی آقایون اگر بریم اونجا می خورنمون یا …
سلام مسیح جان
میخواستم بدونم ای میلت masih_pooyan هست؟
شاید یکی دو روز طول بکشه مشخصات رو برات میل کنم.فقط خواستم اطلاع بدم که مبلغ رو واریز کردم….
موفق باشی و سلامت…
……………………………………………
ایمیل درست است . ممنونم از مهرت
از شوخی چاخان اوغلو دلگیر نشو. سر به سرت گذاشته تا بلکه لبخندی برلبهایت بیاد. بهر حال:
‹‹ آهای کلاغ غارغاری…توروچه به کاخ درباری!! ››
هنوز خواندنش به نیمه هم نرسیده ولی اگر درنظرخواهی عجله داری، نظر من اینه:
‹‹گنجشگک اشی ماشی:
بارون میاد ترمیشی،
برف میاد گلوله میشی،
میافتی تو حوض نقاشی،
کی میپزه؟
آشپز ناشی،
کی میخوره؟
فراشباشی!!
………………………………………..
اتفاقا همینطور بود .طرح لبخندی در میان تلخ خنده های این روزها.
خوشحالم که کتاب رسید. قدردانم مرد بزرگوار.
مسیح عزیز سلام و درود
عکس جالب و با مسمایی بود
——————–
با مطلب جدیدی به روزم
“یکی ازاهالی جنوب!”،”کنعان خوانی”وحسرت دیداربا”قیصر”
اینجا جنوب است . یکی ازدورترین نقاط مرزی کشور .هوا شرجی است و هنوز رطوبت بارانی را که همزمان با باران تهران( دور روز پیش) باریده احساس می کنی…سفر به جنوب در سالمرگ قیصر امین پور ..ادامه مطلب را از اینجا بخوانید :
http://talkhzibast.persianblog.ir/
تصحیح وپوزش
درپیغام بالا باید اینطور مینوشتم. چرا اشتباه؟ فرسودگی وهزار درد!!
آهای کلاغ قارقاری…تورو چه به باغ درباری
ویکدنیا پوزش از مسیح عزیز.
وآن شعر عامیانه باید اینطور نوشته میشد:
گنجشگک اشی ماشی،
بارون میاد ترمیشی،
برف میاد ( گندله) میشی،
میافتی توحوض نقاشی،
کی میپزه؟
آشپز ناشی.
کی میخوره؟
فراشباشی!!
واین شعر عامیانه راتقدیم به نویسنده عزیزی کردم که همواره دراینجا سایه اش برسر ماست. با تشکر از ارسال کتاب که به سبکی خاص وزیباو همچون کلیپهای سینمائی تنظیم شده و مارا به درون قلب وروح مردم میبرد وضمن برشمردن آرزوهای آنان، به زندگی متلاطم خود نویسنده میپردازد که از سوئی باید به وظیفه انسانی خود عمل کند واز سوی دیگر درتلاش است تا بارسنگین مسئولیت اجتماعی خودش را درمحیطی که راه براو تنگ است، به مقصد برساند. از طرفی رو در رو بانسل حاضر پیوندی ناگسستنی داردواز طرف دیگر باید به نسل آینده بپردازد. نقد این کتاب را به اهل ادب واگذارمیکنم چون انجام این وظیفه باآنان است ومن دراین حیطه نه خبره ام ونه حرفی برای گفتن دارم. همینقدر میتوانم بگویم که تاکنون نوشته ای به این زیبائی که زندگی مردم مارا شاعرانه ترسیم کند، نخوانده ام. باتبریکی برای دوست همه ما، مسیح علی نژاد.
بسم الله
سلام
شما خبرنگار ها همیشه برام چهره آدم های بی معرفت رو داشتید ! آدم هایی که با تمام توان سعی می کنند فقط ارزش هایی که برای خودشون مهمه البته ارزش که نه جناح با اهمیت خودشون رو فریاد بکشن . اینجا در بلاد کفر خوب آبرو داری رو بلدن . یادتون رفته فیلم اون پسر فلج سیاه پوست رو ؟؟؟ که پلیس با فهم غربی اونقدر زد تا مرد . چرا اون موقع خفه خون گرفته بودید ؟ یادتون رفته سعید ابوطالب و سهیل کریمی رو ؟ یادتون رفته کاردار ایران تو عراق رو ؟ چهرش یادتون هست یا نه ؟ همیشه مسلمان بودن جرم نیست ؟ یادتون رفته اون هایی که به خاک ایران تجاوز کردن رو ؟ گوانتانامو و ابوغریب رو چی ؟ ای کاش اسمتون مسیح نبود ! ای کاش دو مورد رو که براتون اینقدر مهمه رو اینقدر بزرگ نمی کردید و ده ها مورد رو با یه عکس نمی پوشوندید .
ای کاش می نوشتد از امیر تفرشی و حجت الاسلام جهانشاهی که چگونه با برش هم حزبی هاتون اولی به ۶ ماه حبس و بیست ضربه شلاق محکوم شده و دومی به ۳۲ ماه حبس . حتما امیر تفرشی رو می شناسید . مدیر مسئول عدالتخانه .
ای کاش می نوشتید از شهدای امر به معروف هم که کم نیستند . شهید زبونی که برای نجات بقیه جون داد. آره اونوقت مجبورید تفکر انقلابی رو ترویج کنید . جون اون بسیجی یا هر کس دیگه باید فدای آمال حزبی شما بشه . می دونید که برای چی شهید شد ؟
این ها هم جزو همون امر به معروف ها بودند . آبرو داری غربی ها : لطفا مراجعه کنید به تاریخ ۱۰ سال دفاع مقدس ! نه اشتباه نشد هشت نه ۱۰ سال دفاع مقدس . می تونید ببینید از چند کشور اسیر داشتیم . شلمچه و حلبچه و … رو که شکر خدا یادتون هست که همیشه مسلمان بودن جرم نیست ! آبرو داری …
بازم بگم یا بسته .
حمله به سخنرانی رحیم پور رو چرا انعکاس نمی دید ؟ چند سالی هست جایگاه های ما عوض شده . من به خاطر ریشم از امثال شما فحش می خورم و تهمت می شنوم . اما همچنان شما از دموکراسی و حرکت های مردمی می گید .
برای اعتراضات به مفاسد اقتصادی مرده بودید ؟؟؟؟
فقط بزن درو ؟ کجا بودید ؟
اگر دوست داشتن و حامی مردم بودن تعریفش اینه . ارزونیه خودتون .
من داد می زنم نه برای امثال شما . نه مثل شما . هر چند که بسیار بیشتر از شما .
حداقل انصاف داشته باشید .
والسلام
درود خانم علی نژاد عزیز.
بسیار خرسندم از یافتنتان. اگر بتوان قیاس کرد، به نظر من قلم شما بسی بیشتر از قلم همه ی مصلحین!(از سیدشون تا شیخ و عباس و…) آگاهی بخش است و لذت بخش.
تنها ایراد مطالبتان این است که مرا از نوشتن ناامید می کند.
ضمنن عکستون بهیچ عنوان نمی گه که پیر شدی.(حتا ازون موقع که تو دفتر اعتماد ملی دیدمت جوونتر دیده میشی)غربت ساخته مسیح جان. هرجا باشی نگاهت دیدنی وخاندنیه.
پیروز وپایدار زی.ناوال
برای چاخان اوغلوی عزیز و شوخ ،مسیح(مصی) هنوز مصلوب نشده و علی کبیری بزرگوار
۱-اگر حکایت از دور شدن جسم ها از یکدیگر شد نظر به دیوارهای بلند بدون روزن بود یا خاک گور
۲-در اینجا (در مورد من)شاید رابطه پدر (مادر)دختری بیشتر صادق باشد تا خواهر برادری
۳-نمیدانم کیست
هر گاه می ایستم
در برابر آیینه
می ایستد
رو در روی من
با یک لبخند
***
شاد و ماندگار باشید
خواندم روزی مسیح علی نژاد نوشته بود آقای رییس… روزی می آید که تنها تر هم میشوید و امروز خواندم جریان چکهای پنج میلیونی در مجلس را آیا در این چند ماه باقی مانده علی می ماند و حوض اش
…………………………………………………….
چه خوب یادتان مانده….تنهاتر و مظلوم تر می شود و نوشته بودم که ملت ما از قضا طرفدار انکه می شوم که مظلوم است نه کار آمد.
سلام خواهر.
اولا که این غربیها اینقدر شعور دارند که بفهمند روسری گذاشتن یه پلیس زن خطری برای ارزشهاشون نداره.ثانیا مثل اینکه زندگی توی فرنگ امر رو بر شما مشتبه کرده که انگار باید ما هم مثل اونها باشیم. تذکر میدم که ما هنوز ۱۰۰ یا ۲۰۰ یا چه میدونم n سال از اونها عقبیم و آقایون ما مونده تا مثل اونها فکر کنن!
امیدوارم روزی برسد که مردم کشور من هم اینقدر آزاد باشند.
فکر کنم ۱۰۰ سالی طول بکشد.;)
سلام مسیح …. سلام …
سلام مسیح.با همه ی خستگی ها اومدم.باز هم خواهم آمد.برای این پستت هم ………حرفی ندارم………..یعنی هست اما….توان باز گفتنم نیست…بماند………مثل همیشه بماند………..
با سلام و احترام
خواهرم از چه سخن می گویی؟ گویا نظام فرنگ نابسامانی وطن و بی تفاوتی هم وطنانت را از یادت برده. این روزها گویی هر خانواده ایرانی زهرایی داشته باشد تا شاید… آنهم شاید اندکی رگ غیرت و حمیتش بجوشد…
بگذریم که به گذشتن عادت کرده ایم.
تصحیح می شود:
این روزها گویی هر خانواده ایرانی (باید)زهرایی داشته باشد تا شاید
درود
من تصور میکنم این عکس رو نه به نمایندگان و نه به سیاستمداران بلکه باید به ما تقدیم کنید به ما مردم! اگر چشمهایمان ببیند!
شرمنده می سازید از ملکوت تا به اینجا (و بعد از این هم) بدنبالتان دارم می آیم (عاقبت بخیر شود این ره پیمایی)(در اینجا شکلک ندارد ولی شما بخوانید یک چشمک و بعد از آن هم یک لبخند)
با سلام
با بعضی دیگاه شما موافق وبه بعضی انتقاد دارم
سعی میکنم اگر افتخار یافتم به بعضی به مرور مطالعه سایتتون اشاره کنم
فقط سووالی که داشتم این بود
چرا سایت اعلمی رو لینک ندادید؟
اگر فراموش نکرده باشم در صحبتی که با شما در نمایشگاه مطبوعات در غرفه اعتماد ملی یا… زیاد یادم نیست ،
گفتید اعلمی خیلی پیگیر مسئله بودو نماینده واقعا شجاعی هست و فقط در مجلس هفتم اون هست که حرف میزنه وواقعا از جون ودل مایه میذاره.
پیشنهاد میکنم لینک بدید
کل این قضیه یه بازیه برای مطرح شدن چهره هایی مثل حسن کامران
یادتون هست که الیاس نادران هم ادعا میکرد به خاطر مخالفت با وزارت پورمحمدی در بدو تشکیل دولت احمدی نژاد تهدید شده؟
اصلا این حرفها رو نباید جدی گرفت.
نامه ای سرگشاده به مردی با عبای شکلاتی
درست ۱۱ سال پیش که دختر بچه ی ۸ ساله ای بیشتر نبودم با عبارات و کلامی آشنا شدم که سالها بعد معنای آنها را فهمیدم. “دوم خردادی ها” ،” چپی ها”، “راستی ها” برجسته ترینشان بودند.
اما حالا ۱۱ سال از آن روزها میگذرد و من از ۳ سال پیش حق رای دادن گرفته ام و با این حق، ناخواسته وارد دنیای سیاست شده ام. دنیایی که شاید برای من و همسانان من زیادی بزرگ باشد. زیادی نا مفهوم و زیادی ناخواستنی.
اما شماها میگویید که من فرزند این خاکم و باید سرنوشت خود و مملکت خود را تعیین کنم. آنهم با رنگین کردن آخرین برگ شناسنامه ام.
و حالا که آخرین برگ از شناسنامه ام رنگین شده است حق این را دارم که به سرنوشت خود و مملکت خود بیاندیشم.
سید همیشه خندان! من به عنوان یک جوان ۱۹ ساله ی ایرانی حق دارم که نگران آینده ی خود باشم.آینده ی این مملکت. حق دارم که حرفهایم –عقایدم- را با کسی که حادثه دوم خرداد را رقم زد در میان بگذارم.
۳ سال میگذرد از روزی که رفته اید و مسند ریاست جمهوری را به دیگری سپرده اید. و در این ۳ سال که ناخواسته وارد این دنیا شده ام چیزهایی را دیدم و شنیدم که شاید تنها دلایل این گفته ها باشند.
در حالی که نزدیک میشویم به زمان انتخابات، زمزمه های حضور مجدد شما هم پررنگتر میشود . آنهم به این دلیل که شاید شما به عنوان “بزرگ اصلاحات” تنها کسی باشید که بتوانید ایران فعلی را از این انزوای خود ناخواسته! بیرون آورید.
گویا اینکه قرعه فال را به نام شما زدند تا این بار امانت را به دوش کشید. اما آیا شانه های شما توان کشیدن این بار را دارد؟! آیا شما همان سید خندان ۱۱ سال پیش هستید که ملت ایران را بر آن داشت تا ساعتها در صف هایی طویل بایستند و آینده خود را با شوق و اشتیاق به شما بسپارند؟!
می گویند زمان همه چیز را عوض میکند. شما را چه؟!
بدون شک عوض شده اید. این را میشود از محو شدن گاه گاهی آن لبخند دائمی فهمید. بدون شک عوض شده اید. از این عوض شدن گله نمیکنم چرا که ایران هم، همان ایران ۱۱ سال پیش نیست. اما ترس من به عنوان یک جوان دوستدار شما از این است که چه خواهد آمد بر سر آن تصاویری که یک ملت از شما در ذهن خود دارد؟! چه می آید بر سر آن ملت اگر قهرمانش را شکست خورده ببیند؟! چه خواهد آمد بر سر آن جوانانی که اصلاحات شما را بر سر میگذارند و با افتخار مهر “اصلاح طلب” را بر پیشانی خود حک میکنند؟!
بارها گفته اند: که وای بر حال ملتی که نیاز به قهرمان داشته باشد، اما چه میشود کرد؟! این قانون زندگی آدمی است که برای خود اسطوره سازی میکند.
سید همیشه خندان! اینها را حمل بر گستاخی من نگذارید. بگذارید به حساب اینکه من هم میترسم از اینکه شما را شکست خورده ببینم. واهمه دارم از اینکه شما هم مانند خیلی های دیگر با استقبالی با شکوه بیایید و با بدرقه ای نه چندان در خور، خداحافظی کنید.
کاش اصلا نمی آمدید تا همیشه مردی با عبای شکلاتی باقی بمانید. تا همیشه سید همیشه خندان ما باشید. تا همیشه…
کاش اصلا نیایید تا اگر خواسته های دست نیافته مان با حضور شما هم برآورده نشد آه و فغان راه نیندازیم که بر روی دیوار چه کسی یادگاری نوشته ایم!
اطمینان داشته باشید که اگر چنین شد، همین ملت، همین جوانانی که شوق رسیدن شما را بر مسند ریاست جمهوری دارند تمام خوبیهای گذشته تان را به راحتی فراموش میکنند و خود شروع میکنند به انتقاد از شما و دولت شما. آنهم نه انتقادی سازنده که مخرب.
اینها در دنیای سیاست چیز عجیبی نیست. شاید یکی از قوانین آن باشد . اما من از همین میترسم . و هیچ چیز بدتر از آن نیست که انسان روزی دوست و طرفدارش را در مقابل خود ببیند. و آنروز چه خواهد گذشت بر شما؟!
چه خواهد گذشت؟
باید به اون فردی که نوشته بود به فلانی بگید به “امام” خمینی توهین نکنه گفت که بنیانگذار این رژیم همون بوده. …………………
……………………..
(مسیح جان حق داری این کامنت رو پاک کنی،اگر خودم با نام واقعی مینوشتم و شناخته شده بودم هم اگر کسی چنین کامنتی در وبلاگم میگذاشت به احتمال زیاد همین کار رو میکردم)
مسیح خانم
ف م سخن درخبرنامه گویا سخنی باشما دارد که درلینک زیر قابل دسترسی است:
http://news.gooya.com/society/archives/078124.php
سلام بسیجی
چرا باید تو کشوری که ادعای اسلامش گوش فلک که نه گوش کل جهان هستی را کر کرده از این چیزها بشنوی
می دانی همون جنگی که ما توش شهید دادیم ، جوون دادیم ، هنوزم تاوان اون جنگ را مردممون و جوونای مجروحمون می دن .
می دونی همینهایی که داری ازشون دفاع می کنی حق جوونای مجروحمون را به قاتلاشون می دن به عراقیها می دن ؛ می دونی من که جنگ رو سرم هوار شده تو مسجد سلیمان آب آشامیدنیم با نفت یکیه ولی حکومت داره تو راه نجف بزرگترین تصفیه خونه آب خاورمیانه را میسازه تا زائرا آب خوب گیرشون بیاد
می دونی من تو روستاهای چهارمحال بچه ام تو آتیش می سوزه که بخاری نفتی قدیمی داره بعد شورای شهر تهران بزرگت میلیونها پول را به شهردار بیروت می ده برای آبادی خیابوناش
می دونی بهداشت تو کشور من بدتر از عراق و افغانستانه می دونی من برای ساخت آلونک سیمان گیرم نمی یاد و اونوقت سیمان مفتی میره عراق
می دونی …. جوونای این مملکت همه شون باید زنده بمونند نه اینکه یکیش که تو زندون با تجاوز به قتل برسه و یکیش جای دیگه
همش بگیم چرا کشته منو نمی گی
اصلا چرا باید کشته داشته باشیم
میشه انسان باشیم
میشه به انسانیت فکر کنیم
میشه این دینی که فقط به کشتن فکر میکنه رو بزاریم تو پستوی خونه درو روش قفل کنیم
میشه دینمونو از این همه … پاک کنیم
salam bebakhshid che jori mishe ketabaye shoma ro to iran kharid
…………………………………………………………
اینجا شرایط را نوشتم. http://masihalinejad.com/?p=134
سلام مصی
باور کن نمیخواستم کامنت بی ربط بذارم اما یه حس قشنگ داره قلقلکم میده.در جوابی که به اون دوست در مورد قرار های جوونی و سین جیم حضرات گفتی یاد اون روز خونه مادر بزرگه می افتم!!!!! نمیدونم یادته یا نه.اما دارم فکر میکنم چقدر زمانه عوض شده الان چقدر اقازاده ها آزاد و بی دغدغه و مثلا شرعی، “راند” دارند و ما اون موقع برای یه نفس خواهر و برادری باید تو ۷ تا سوراخ پنهون می شدیم.البته مرگ خوبه اما برای همسایه..
………………………………………..
به چه روزهایی رفتم…..به کجا بردی مرا دختر. سین جیم برای کتاب های شریعتی و یک حس معمولی….
سلام مسیح جان.
کتابهای قبلیتون رو چطور میشه تهیه کرد؟هنوز در بازار ایران یافت میشه؟
ممنونم.
…………………………………..
کتاب تحصن را بله اما تاج خار را نه . اننتشارات ققنوس، چشمه و رسانش.
برای تو و یار دبستانی تو
در شبی که
من بودم و سایه یار
به چشمم مهتاب بود و چوبه دار
مهتاب گذشت
دار شکست
آز آن شب
من ماندم و یاد یار
s
salam azizam. lotfan az khodet ye khabari behem bede. montazeram. telephone mano mituni az dustane sabegh begiri. montazeram va kami negaran, chon yedafe napadid shodi.
kheyli moraghebe khodet bash.
سلام خانم علی نژاد
چرا وبلاگتون رو به روز نمی کنید؟
عجب! مثل اینکه کردان استیضاح شده اما من در عجم که این مرد دیگه با چه رویی از خودش دفاع کرد. با این حال باز من چشم آب نمی خوره که این نمایندگان کاری از سر دلسوزی کرده باشن حکما کاسه ای ریر نیم کاسه هست ما که از این چیزا سر در نمی آوریم بازی قدرت است دیگر
کاش امضا هم برای قتل امثال مهدی درویشی های ما جمع می کردید!گروهی که دولت همین کشوری که سنگش را به سینه زدید آن را تروریست نمی داند و اجازه ی فعالیت به اش داده
تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۷۹ در ایلام شب هنگام …جوانی متولد نیمه ی شعبان ۱۳۵۷ را با ضرب گلوله از پای در اورد!
بگذریم از آنهمه زخمی های خمپاره اندازیهایشان!دلم برای آقا مهدی تنگ شده!
کاش کسی عکسش را برایتان میفرستاد!وگلوله های پهلویش را….حالا اینجا کبکها سر را زیر برف کنند و هی آزادی کفرگویی را برخمان بکشند!
عکس بالا از کشور محمد بن عبدالوهابست!که حکم قتل شیعه از گور او برآمده!عکس بالا از کشور سلمان رشدیست که توهین به پیامبر ما از آنجا آمده!عکس بالا از کشور غارت کننده ی نفت ماست!از کشوری که میلیاردها دلار از پول ما را زمان شاه وام بلاعوض به اش دادند برای فاضلاب لندن!
عکس بالا از کشوریست که توی فتنه های قومیتی و جدایی طلبانه ایران دمش همیشه آشکار می شود!!!
آن عکس را پیش خودتان نگه دارید و هرروز نگاهش کنید!
مسیح جانم دلم عجیب برات تنگ شده…خبری بده از خودت.مرسی که بهم سر زده بودی و مرسی از کامنت پرمهرت…چقدر حرف دارم که بگم : ) ضمنا برای اینکه چیزی هم در ارتباط با پستت گفته باشم عکس جالبی بود و تحلیل جالبتری.ضمنا دلم میخواد کتاب تازه ات را بخوانم.
سلام.قمت پرتوان تر باد.انتشار کتابت را تبریک می گویم .خوشحال می شدم
کتابت را بخوانم .
عکس بالا از کشوری است که همه می دانند حاکمان ما دست نشانده و زیردست این کشور است ولی ما مردم نمی دانیم
ممنونم.شاد باشید.
سلام. چرا هیچ خبری ازت نیست؟
چرا به روز نمیکنی؟
خسته شدم از بس هر روز اومدم و نبودی.
مسیح علی نژاد. باز معرفت هموطنانت، که هر هفته یک بار یک پیام برایت می گذارند. دیگر وقتی پای از ما بهتران جلو آید اینی می شود که ما امروز روی سایتت می بینیم. طرف با آن کلاه سرش که یک پاپاسی نمی ارزد آیا ارزش آن را دارد که هم خاکانت را ( هم خاکان از نظر لغوی که اشتباه نیست؟ ) به هر حال، همخاکانت را فراموش کنی؟ مسیح علی نژاد نصفه ماهی بیش به تاریخ بازگشتت نمانده، نمی دانم با چه رویی می خواهی باز گردی؟ از کتابها که چیزی باقی نگذاشتی و ته دیگ را نیز نان کشیدی، وبلاگت که کرکره اش پایین آمد، از آن ساعت بزرگ نیز عکس نگرفتی، فیلم های مستند را نیز منتشر نکردی، مثل آمریکا یکطرفه قطع رابطه کردی و … خوب طبیعیه که لندن از نظر زیبایی از تهران یک degree پایین تر است، شهردار لندن کجا و شهردار ما کجا، معلوم است شهرداری که خود در خیابان برگه های تبلیغاتیش را پخش کند وضعیت شهرش از این بهتر نمی شود و بدتر از همه اینکه مردم هستند که او را انتخاب می کنند. اما در ایران چون عقل و شعور مردم در آن حدی نیست که از این کارها بکنند لاجرم از ما بهتران و برادران شهید که ادامه دهنده ی راه شهدایشان هستند این وظیفه ی خطیر را به عهده می گیرند و به جای مردم فکر می کنند و تصمیم می گیرند. خدا عوضشان دهد که بار مسئولیت سنگینی را از روی دوش مردم برداشته اند وگرنه چه معنا دارد که مردم به خاطر این کارهای پیش پاافتاده بیایند پای صندوق، مردم باید در فکر شب زنده داری ها باشند و حتی شب نشینی هم نروند چه برسد به این غطلها. و مژده بدهم که در انتخابات ریاست جمهوری نیز این روند می خواهد اجرایی شود.انشاا…
به هر حال اگر کمی لطف کنیم می گوییم لندن با تهران برابری می کند، اما این شهر تا زمانی پذیرای توست که برایشان سودی داشته باشی و زمانی که انرژی پتانسیلت تمام گردد، بقیه اش را تو خود بهتر از من می دانی. آرزوی ما ( چرا دروغ، چه چیزی از تو به ما ماسیده که بگیم آرزو ) خوب برای اینکه در آن غربت به گریه نیفتی می گوییم آرزو، آرزوی ما این است که در این سن و سال در کنار هموطنانت باشی و هم تو از آن ها منفعت جویی، هم آنان از قلم و تجربه ات مستفیض شوند. ” ای کاش قبل از سفرت با ما آشنا می شدی تا از تجربیات مطبوعاتی و رسانه ای ما بهره مند می شدی.” خوب سعادت نداری دیگر و کاری نمی شه کرد… استاد… سرما خورده ام اگر شربت اکسپوکتورانت داری از پنجره برایم بفرست.
for understand : you should to Invert top sentence
امروز دیدم سایت شما فیلتر شده.البته شاید فقط مربوط به سرویسی باشه که من استفاده میکنم ولی به هر حال کار منو یه کم سخت کرد که از فیلتر شکن استفاده کنم همین.معلوم نیست این آب در هاون کوبیدنها تا کی قراره ادامه داشته باشه.
سلام.مسیح …دلمان خون است .نمدانم چه بگویم.شایدارزوی دبدار تو در وطن کمی از ملالم بکاهد.به امید روزی که بتوانم روی الگوی ازادی خواهیم رااز نزدیک ببینم…ته خنه ابدون…بابل یاد نکنی خاخر جان
عرق سفرت خوش نشد بالاخره؟ .. بوش خفمون کرد بابا
—
وقت کردی این دو تا رو بخون :
http://deserter.wordpress.com/2008/11/06/only_40years/
http://deserter.wordpress.com/2008/11/05/poor_nobave/
سایتت برای من در ایران فیلتر شده از شرکت فرارایانه و مروا استفاده کردم هر دو سایت تو رو فیلتر کردن قبلا با این آی اس پی ها فیلتر نبودی
از فیلتر شکن استفاده کردم فکر کنم میخوان ارتباطت رو با افراد داخل ایران محدود کنند قلمت مثل تیر توی قلبشون نشسته
در کرمان این سایت فیلتر هست و باز نمی شه.
با پارس آن لاین.
سلام خانم علی نژاد
خوشحال میشم به وبلاگم سر بزنید. اگر قابل دونستید نظر هم بدبد که باعث افتخار بنده هست.
با تشکر.
سلام این وبلاگ شما هم فیلتر شده امروز صبح دیدم که داخل نمیاد. الان با فیلتر شکن وارد شدم.
…………………………………………………………………….
امیدوارم خبر درست نباشد .
تبریک میگم.
هم تو قیف شدن شهروند رو
هم فیلتریده شدن مسیح علی نژاد رو.
عزیزان برین به قول ابراهیم رها حالشو ببرین.
…………………………………………………….
غم انگیزه …آدم رو به راحتی بی انگیزه می کنن.
نبینم غمگین باشید و نا امید
توی بیشه ما بیشه سر که به راحتی به وبلاگتون دسترسی داریم بدون هیچ فیلتر شکنی
در پناه حق!
از ماست که بر ماست عزیز دلم که ما اکثریتمان خائن و نادان با هم ست :
فالاچی در مصاحبه با چرچیل میپرسد:
-آقای نخست وزیر شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آنسوی اقیانوس هند میروید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید اما این کار را نمیتوانید در بیخ گوشتان یعنی در کشور ایرلند که سالهاست باشما در جنگ وستیز است انجام بدهید؟
وینستون چرچیل بعد از اندکی تامل پاسخ میدهد:
- برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج داریم که آن دو ابزار را در ایرلند در اختیار نداریم.
فالاچی میپرسد:
- آن دو ابزار چیست؟
چرچیل پاسخ می دهد :
- اکثریت نادان و اقلیت خائن
آهنگ زیر ‹‹تغییر›› نام داره وتوسط فرشید امین آهنگسازایرانی به مناسبت انتخاب اوباما به مقام رئیس جمهوری آمریکا ساخته واجرا وتوسط لایونل ریچی خوانده شده است.
http://www.youtube.com/watch?v=vaibPD0658c
انتخاب اوباما از سوی آمریکائیها عبور از خط قرمز تبعیض نژادی از سوی آنهاست. امیدوارم رهبران ایران نیز درعمل به تبعیضهای جنسیتی ودینی ومذهبی و قومی درایران پایان دهند.
باز بردی ام به حال و هوای تاج خار… می روم نامهء عباس معروفی را دوباره بخوانم… فدا
زیاد هم تند نروید خانم علی نژاد
اگر بحث بحث حقوق بشر و دلسوزاندن هست که هشت سال شما اصلاح طلبان سر دو قوه بودید و به جز بحثهای سیاسی و دعواهایتان چیزی از شما ندیدیم! به جز دل سوزاندن برای امثال جاسوسهای بیگانه و مانده بود کشور را دودستی تقدیم آنها کنید من نمیدانم درد شما چیست اما مطمئنم درد شما درد مردم نیست
آیا میدانید مردم سیتان و بلوچستان بعد از ۳۰ سال از انقلاب هنوز گاز ندارند؟!
آیا می دانید بسیاری از فرزندان مردم که شما آنهارا با آبزیان مقایسه می کنید در شهرستانها با چه سختی و مشقاتی روبرو هستند نشستهاید در تهران و اروغ روشنفکری میزنید!
آنقدر بی درد زندگی میکنید و آنقدر حمایتهایتان سیاسی بوده است که بیچاره این دو خانم هم اگر شما از آنها حمایت نکنید بهتر میتوانند به حقوقشان برسند! چرا که با حمایت شما و امثال شما فقط رنگ سیاسی به دادخواستشان میخورد.
یعنی شما می خواهید بفرمایید فقط در ایران است که کسی در بازداشتگاه یا توسط پلیس کشته می شود؟ شما مجسم کنید اتفاقی مثل ۱۸ تیر در لندن بیفتد. به نظر شما پلیس کسی را نمی کشد؟ هنوز اتفاق نیفتاده تمام آزادی های مدنی را محدود کرده اند و تازه یک نفر بی گناه را هم توی مترو و جلوی چشم همه خلاص کردند.از پشت پرده شان هم که کسی خبر ندارد. خوب بود یک عکس هم از مامورین فرودگاه لندن می گرفتید که هزار جور اسلحه سبک و نیمه سنگین بهشان آویزان است. خوب بود نگاهی به ماموران متروی پاریس که تازه پلیس هم نیستند می انداختید. از تیزر و باتوم بگیر تا اسلحه گرم همه را دارند. شما و امثال شما فقط سنگ یک طبقه خاص را به سینه می زنید. طبقه ای که با آمدن رفسنجانی به رفاه مادی رسید و با آمدن خاتمی دنبال نیازهای سیاسی-فرهنگی اش بود. مردم هم این وسط فقط بهانه اند و ردگم کنی. از مثالهایتان هم پیداست. یک خبرنگار نیمه ایرانی-کانادایی و دختری که جرمش را آزادی جنسی عنوان می کنید. خواسته های طبقه بورژوا. ولی در مورد آن ۱۶ سرباز که در بلوچستان سر بریده شدند چون از طبقه پایین بودند نه تنها حرف نمی زنید که یار و یاورتان خانم نوشابه امیری با آن مردک مصاحبه هم می کند.
………………………………………………………………….
من چی بگم به شما آخه….؟
برای سربازان وطنم – مسیح علینژاد
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1765958