• خانه
  • تماس

آقای خاتمی! شاه هم صدای مردم را شنیده بود

«من صدای طیف وسیعی از نخبگان و ایرانیان و حتی صدای توده‌های مردم را نیز شنیده‌ام. بدانید که این دعوت‌ مردم را جدی گرفته‌ام؛ چه بیایم چه نیایم».

این جمله آخر سیدمحمد خاتمی است در جمع پویشگران «موج سوم» که خواهان آمدنش هستند. اما کافی‌ست تنها یک بار دیگر در خیال و خاطر بگردد تا رو‍شن شود پیش از این نیز کسی دیگر در تاریخ همین کشور صدای مردم را شنیده بود و به آن اقرار کرده بود؛ نطق تاریخی شاه آن‌گاه که گفته بود “ملت عزیز ایران! من صدای انقلاب شما را شنیده‌ام”.

نسل سوم کودک‌تر و کوچک‌تر از آن بود که سهمی در به‌وجود آوردن صدای شنیده شده توسط شاه ایران داشته باشد، اما این روزها همان نسل٬ موج سومی شد برای فریاد زدن صدایی دیگر تا دگر باره کسی در ردایی دیگر اقرار کند که او نیز صدای ملت ایران را شنیده است. این از قدرت در حاشیه‌نشسته‌گان قدرت است که اگر اراده کنند، خوب یاد دارند که چگونه صدای آرای خاموش را دهان به دهان و سینه به سینه انعکاس دهند تا در اوج بی‌ابزاری و بی‌بازاری بازندگان چند انتخابات گذشته، ناگهان یک پویش ساده کار صد حزب چند شقه شده در همان اردوگاه را بکند.

مسئولیت رساندن صدایی که از دل ملت برمی‌آید تا شاید به گوش دولتی ‌بنشیند در جوامع دموکراتیک بر عهده رسانه‌های آزاد است و در جوامعی که فضا و هوا بر این رسانه‌ها تنگ و تار می‌شود، صدا توسط جمعی و جامعه‌ای کوچک‌تر، منضبط و منظم می‌شود و در نهایت در قالب بیانه، اعلامیه و گاه شعر و شعار و همایش بازتولید می‌شود تا با قدرت بیشتری به گوش آن‌که باید برسد.

در محرم ۱۳۵۷ پیامی که نظم یافت و در جریان انقلاب به گوش شاه رسید؛ پیام رفتن بود اما او این پیام را چنان دیر و دور دریافت کرد و بر زبان جاری ساخت که دیگر ملت نا و تمنای شنیدن نطق اعلی‌حضرت را نداشت. حال این روزها که از قصا محرم ۱۳۸۷ نیز سر رسیده‌است، پیامی‌ که نظم یافت و در جریان اصلاحات به گوش خاتمی رسید، پیام آمدن است اما آنچه نگرانی می‌آفریند تکرار چندین باره تاریخ است در سرزمینی که ظاهراً هیچ کس گوشه چشمی به گذشته ندارد.

درست است که صدای اولی اصرار برای رفتن بود و صدای دومی، اصرار برای آمدن؛ درست است که این دو پیام، به سمت و سوی دو صورت و سیرت زمین تا آسمان متفاوت حواله می‌شود، اما یادمان باشد که فصل مشترک این هر دو بزنگاه تاریخی، مردمی هستند که بالاخره صدایشان شنیده شده است و فصل مشترک مهم‌تر این دو رخداد نیز دیر شنیدن یک پیام است و حاصل‌اش ملتی که دیگر نای خریدن ناز هیچ سیاستمداری را ندارد.

چه دیر شنیده شد پیام ملتی که از همان دوره دوم ریاست‌جمهوری آقای خاتمی هم خواهش ماندن و تربیت جانشین و جایگزینی مشابه را داده بودند. خاتمی رفت و آن همه امید هشت‌ساله هم به همین آسانی رفت تا چهارسالی آنان که شعار بهبود معیشت داده‌اند، بیایند و در قسمت کردن ساده همان برق و گاز و آب و نان و بنزین هم دربمانند. حالا در همین وانفسا هم که صندلی مجلس و دولت به همت تمام تریبون‌های مقتدر میان خانواده بزرگ اقتدارگرایان قسمت می‌شود، تریبون فقیر نسل سومی‌ها همه زورش را بزند و صدا را به گوش حضرت آقا بر‌ساند که چه؟ تازه خبر می‌رسد که آقا فقط پیام را شنیده‌اند. قبل‌ترها گفته بودی «تشخیص مردم را بر تشخیص خودم ترجیح می‌دهم»؛ بعدتر هم که گفتی «مردم اگر بخواهند می‌آیم»؛ حالا هم که ‌گفتی «صدای مردم را شنیده‌ام»؛ این بار دیگر چه می‌خواهی بگویی؟ کرشمه سیاسی بعدی‌ات برای یک ملت خسته چیست؟

۰۸ دی ۸۷ | گاه نویس

۵۲ نظر برای “آقای خاتمی! شاه هم صدای مردم را شنیده بود”

  1. ابوذر آذران ۸م دی ۱۳۸۷ ، ۲:۲۰ ب.ظ

    کرشمه سیاسی بعدی این است که مردم نمی آیم شما بیخود گفته اید که بیایم.
    صدای مردم ایران را نه خاتمی که “برادرهای بزرگ” باید بشنوند.

  2. اسما ۸م دی ۱۳۸۷ ، ۲:۵۸ ب.ظ

    مسیح جان سلام…..
    فصل امتحانا شروع شده…..به زحمت میتونم فقط نوشته هات رو بخونم….برای تفکر در نوشته های زیبات و خراب کردن فضای وبلاگ مسیح عزیز با چند سطر نظر وقتی نمیمونه……ولی نمیتونم از گفتن این جمله بگذرم که فرقی نمیکنه چقدر با نوشته هات موافقم در هر صورت با خوندشون غرق لذت میشم……
    فرا رسیدن ایام محرم و کربلای این روزها(فاجعه غزه)رو به شما و همه ی انهایی که به گفته ی امام حسین حتی اگر مسلمان نباشند ازاده اند تسلیت میگم…..در پناه حق……..

  3. احسان امیری ۸م دی ۱۳۸۷ ، ۳:۱۴ ب.ظ

    خانم علی نژاد!
    نمی دونم منظور از این نوشته چیه؟! ولی خواهش می کنم با احساسات یه عالمه دوست دار خاتمی بازی نکن.وقتی به ۴ سال پیش بر می گردیم، می بینیم مملکت آماده یه جهش بود به سوی تعالی و پیشرفت.
    آیا تعدد نامزدهای اصلاح طلب در انتخابات نهم که منجر به پیروزی کسی مثل احمدی نژاد شد، ربطی به خاتمی داشت واینکه نامزدها از ایشون حرف شنوی داشتند تا به اجماع برسند؟
    مسیح خانم!!
    لطف کن و از اروپا برامون نسخه ننویس.
    اگه می خوای تحلیل بدی لطف کن و این چند وقت رو به ایران برگرد.ایران امروز هر هفته که نه بلکه هر روز در حال تغییره و نمی شه بشینی اونجا و برای ما تحلیل بدی!و از دوستات تو ایران و ایمیل و اینترنت اطلاعات تهیه کنی و پا رو پا بذاری و برامون نسخه بنویسی.
    یا از این مطالب نیش دار که خیلی ها رو ناراحت می کنه ننویس یا بیا تو ایران و مردانه بنویس.
    هنوز برای من قابل هضم نیست که مسیح علی نژاد برای یکی از مردان بزرگ ایران و کسی که در جامعه ایرانی محبوبیت بالایی دارد مطلب خود را این چنین به پایان ببرد که “این بار دیگر چه می‌خواهی بگویی؟ کرشمه سیاسی بعدی‌ات برای یک ملت خسته چیست؟”
    برای تو متاسفم و شاید برای خویش به خاطر شعورم از مسیحی که می شناختم!!!

  4. گمنام ۸م دی ۱۳۸۷ ، ۳:۳۶ ب.ظ

    خانم مسیح خانم
    به قول دکتر سروش :
    قیام آرام و دموکراتیک مردم ایران علیه استبداد دینی در خرداد ۱۳۷۶ ، تجربه شیرینی بود که
    قدرناشناسی و فرصت سوزی آن خواجه خنده رو بر آن مهر خاتمت زد و خلقی را تلخ کام و ناآرام
    کرد، دستاورد تلاشها و تب و تابهای جمعی دردمند بود که رایگان هدیه شد و ارزان از دست رفت. و
    این عجب نبود.
    آزموده را آزمودن خطاست ، دیگر امیدی نیست که این نظام از با اصلاح بهبود یابد چرا که در اعماق تباهی و فساد است.
    امیدی به خاتمی نیست که او را در هیجده تیر آزمودیم
    و با برگزاری انتخابات فرمایشی مجلس هفتم توسط دولت ااو دریافتیم که خاتمی نیز سربازی از سربازان استبداد است. ما دیگرگ حرف نمی خواهیم ، عمل می خواهیم

  5. سروش ۸م دی ۱۳۸۷ ، ۳:۴۱ ب.ظ

    فعلا تنها دلخوشی مان همین شنیده شدن صدا توسط خاتمی است. نباید تلفش کنیم.

  6. خُسن آقا ۸م دی ۱۳۸۷ ، ۴:۴۰ ب.ظ

    صدای مردم می‌گوید دیگر بس است. آنهایی که چیز دیگری می‌شنود یا کراند یا خود را به کری زده‌اند.
    ناقوس مرگ سالهاست که بصدا در آمده، فقط مانده یک حرکت جمعی تا اینها را هم مثل قبلی ها به تاریخ بسپارد.

  7. فاطمه شمس ۸م دی ۱۳۸۷ ، ۵:۳۵ ب.ظ

    خدا کند که بیاید …
    خیلی بکر و ناب و مسیح‌وار نوشتی …
    قلمت برحق و مستدام دوست من!

  8. عیسی ۸م دی ۱۳۸۷ ، ۵:۵۴ ب.ظ

    جان خیل هرزگویان بی عملی چون تو، فدای خم ابروی خاتمی که همان کرشمه می کند. تو چه می کنی؟

    وای به حال سرزمینی که ملت ش هیچ نمی کند و خسته است. و هزار وای به حال آن ملت خسته ای که زبان حالش چون تویی است: نادانِ پرگوی

  9. عادل ۸م دی ۱۳۸۷ ، ۱۰:۲۵ ب.ظ

    سلام به خواهر عزیز…
    به نظر من در یک جامعه متکثر صدای واحدی برای مردم نمی‌توان تعریف کرد و نظر مردم را یکی دانست. عده‌ای در همین مملکت دوستدار آقای احمدی‌نژاد و بقای ریاست جمهوریش هستند. عده‌ای مانند من دوستدار آقای خاتمی هستند و تنها ایرادی که به او می‌گیرند این است که چرا کسی را برای دولت نهم در نظر نگرفت تا در مدت ۴ سال او را آماده و تربیت کند و ذهنها را به سویش بخواند.(ای کاش سید کمی قدرت‌طلب بود.) عده‌ای که کم هم نیستند می‌گویند خانه ویران شده و امیدی نیست. کوله بار بسته‌اند و در حال کوچندو برخی هم به امید … حال باز هم می‌توان صداهای دیگری شنید که چه و چه می‌گویند…
    اما امیدوارم صدای آن قسمت از مردم که ‌روی سخنشان با آقای خاتمی است شنیده شود.

  10. علی ۸م دی ۱۳۸۷ ، ۱۱:۴۴ ب.ظ

    قرار نیست دهها سال بی توجهی و بی مسئولیتی چند نسل توسط یک شخص و در یک دوره مثلا ۸ ساله جبران بشه. خاتمی اگر هیچ صودی برای کشور نداشته باشه حداقل مثل برخی از مسئولان فعلی تمام جهادش هزینه تراشیدن برای ملت با تصمیمات خلق السائه نیست یا مثل کروبی که شما در تشکیلاتش فعال بودید فقط به خودش فکر نمی کنه.حداقل یه وقتائی به ماها که خوابمون برده و مشغول خودمون شدیم یه تلنگر می زنه و یادمون می ندازه که انسان بودن و موندن چه التزاماتی داره.تو کشوری که هیچ کس سر جاش نیست خبرنگاری و نماینده رکن چهارم دمکراسی بودنهم برازنده یکی مثل شماست خوش باشید

  11. نوید ۸م دی ۱۳۸۷ ، ۱۱:۴۷ ب.ظ

    انتقاد زیبایی بود به ناز و کرشمه های این مرد، اما چیزی که من با شما موافق نیستم قسمتی بود که راجع به این چهار سال نوشتید. اگر این چهار سال هم کشور دست اصلاح طلب دیگری می بود اولا چهره ی آنها روز به روز نزد ملت خراب می شد (همان طور که در سالهای واپسین خاتمی اتفاق افتاد) و ثانیا ما هم اکنون باید گوشمان را پنبه می کردیم از ادعای اساتید محترمی مثل همین دکتر که اگر ما بودیم فلان و بهمان. هر چند که مطمئنا اگر دوباره کار بیفتد دست امثال خاتمی ادعاها شروع می شود ولی ملت توی این چند سال فهمیدند که این ها همه یعنی کشک.

  12. احسان ۸م دی ۱۳۸۷ ، ۱۱:۵۷ ب.ظ

    خانم علی نژاد
    نمی دونم منظور از این نوشته چیه؟! ولی خواهش می کنم با احساسات یه عالمه دوست دار خاتمی بازی نکن.وقتی به ۴ سال پیش بر می گردیم، می بینیم مملکت آماده یه جهش بود به سوی تعالی و پیشرفت.
    آیا تعدد نامزدهای اصلاح طلب در انتخابات نهم که منجر به پیروزی کسی مثل احمدی نژاد شد، ربطی به خاتمی داشت واینکه نامزدها از ایشون حرف شنوی داشتند تا به اجماع برسند؟
    مسیح خانم!!
    لطف کن و از اروپا برامون نسخه ننویس.
    اگه می خوای تحلیل بدی لطف کن و این چند وقت رو به ایران برگرد.ایران امروز هر هفته که نه بلکه هر روز در حال تغییره و نمی شه بشینی اونجا و برای ما تحلیل بدی!و از دوستات تو ایران و ایمیل و اینترنت اطلاعات تهیه کنی و پا رو پا بذاری و برامون نسخه بنویسی.
    یا از این مطالب نیش دار که خیلی ها رو ناراحت می کنه ننویس یا بیا تو ایران و مردانه بنویس.
    هنوز برای من قابل هضم نیست که مسیح علی نژاد برای یکی از مردان بزرگ ایران و کسی که در جامعه ایرانی محبوبیت بالایی دارد مطلب خود را این چنین به پایان ببرد که “این بار دیگر چه می‌خواهی بگویی؟ کرشمه سیاسی بعدی‌ات برای یک ملت خسته چیست؟”
    برای تو متاسفم و شاید برای خویش به خاطر شعورم از مسیحی که می شناختم!!!

  13. ایران ایرانی ۹م دی ۱۳۸۷ ، ۱۲:۳۰ ق.ظ

    سلام نوشته خیلی عالی بود ولی نمی دونم در شخص آقای خاتمی چقدر تاثیر گذاره ولی از شما میخوام ایشون را اومده فرض
    کنی .حالا یه پیشنهاد بده که ماها چطور کمکش کنیم امید
    دارم پیشنهادتون هم به اندازه این نوشته شما عملی باشه.
    اگر با ایمیل یه جواب مفصل بهم بدید که خیلی بیشتر
    …………………………………….
    دوست نازنین اگر فکر و ایده ای و کمکی بود می تونید با بچه های این کمپین تماس بگیرید. http://mowj.ir/

  14. یاشار ۹م دی ۱۳۸۷ ، ۱:۳۴ ق.ظ

    به گمانم هنوز عصبانی هستید (گفته بودم وقتی باعصبانیت می نویسید خواندنی تر می شود)
    من همیشه به جای ” ببین چه نوشته روی دیوار ،نبین کی نوشته روی دیوار “برعکس اش را گفته ام یعنی” نبین چی نوشته روی دیوار (یا چی گفته )بلکه ببین کی نوشته (یا گفته)”و همیشه هم این جمله را مثال آورده ام که:

    {شاه آن‌گاه که گفته بود “ملت عزیز ایران! من صدای انقلاب شما را شنیده‌ام”.}و انگار حالا یک مثال دیگر هم پیدا کرده ام برای تایید نظرم که
    (نبین چه می گوید ،ببین چه می گوید )
    کاش به گوینده بیشتر بها می دادند تا پیام این مردم ساده و خوش باور مهربان

  15. لینک ۹م دی ۱۳۸۷ ، ۳:۳۲ ق.ظ

    نظرهایی که به این مطلب مسیح در اینجا(سایت موج سوم) داده شد قابل توجه است:
    http://mowj.ir/ShowNews.php?5178

  16. بامداد امید ۹م دی ۱۳۸۷ ، ۳:۴۶ ق.ظ

    “کاش به گوینده بیشتر بها میدادند تا پیام این مردم ساده و خوش باور مهربان
    (نقل از کامنت یاشار)
    تنها آب و برق و گاز و …نیست انگار مشکل یارانه های نقدی هم به آن اضافه شده است.
    روزی (قبل از انتخاب اول آقای خاتمی)به شخصی که دل خوش بود به حمایت های مردم از ایشان و انتخاب او گفتم طوری به مردم قبولانده اند که انگار اگر آقای خاتمی بیاید وضع آب و هوا را هم دگرگون می کند
    حالا هم اگر مصلحت باشد این چنین خواهند کرد و اگر نه دیگری تا روزی که به یک دگر اندیش و یا بالاتر به یک بانو برسیم(برسند)

  17. پرستوی از سفر مانده ۹م دی ۱۳۸۷ ، ۳:۴۸ ق.ظ

    اگر آقای خاتمی به شما جوابی ندهد یعنی همان برخوردی که جرج بوش به منتظر الزیدی کرد

  18. امیر ۹م دی ۱۳۸۷ ، ۴:۰۹ ق.ظ

    خاتمی در خوف و رجا به سر می برد و هنوز نتوانسته خودش را برای یک تصمیم قانع کند.واقعا هم سخت است چنین حالی و بسیار دشوار است انتخاب.آمدن و عدم توانایی برای اصلاحات به دلیل موانع بسیار جدی و مخالفان تا دندان مسلح و نترس از هر کاری برای حذف رقیب ، یک مسئله و عدم اتحاد در میان خودی ها نیز مسئله ای دیگر است.حال اینکه مردم چه می خواهند شاید در اولویت بعدی قرار گیرد.در ضمن خواهشمندم با خاتمی با همان لحنی که با افراطیون و منفورها سخن می گوئید صحبت نکنید هر چند که او ضعف های کمی هم نداشته و انفعال فراوان در برخورد با برخی به خرج داده اما در کل او مستحق چنین تندی نیست.

  19. بیچاره !من ۹م دی ۱۳۸۷ ، ۶:۰۹ ق.ظ

    “من آزاد هستم” را می خواهم به حراج بگذارم به قیمت یک کلیک .شما چه می گویید؟
    ……………………..
    نا مردی نکنید.

  20. کلهر ۹م دی ۱۳۸۷ ، ۶:۴۸ ق.ظ

    یه مسئله فنی! و به احتمال زیاد بی‌ربط. خیلی خوب شد که از فونت بزرگتر استفاده می‌کنی.

    با تشکر

  21. محسن ۹م دی ۱۳۸۷ ، ۷:۱۵ ق.ظ

    این داستان ناز کردن خاتمی و عدم قدرتش در تصمیم گیری ، من رو یاد جوکی انداخت که اگرچه خنده داره و قابل تعمق اما جای مطرح کردنش در جمع نیست. خاتمی شاید انسان خوبی باشه اما مسلماً رئیس جمهور خوبی نیست. افسوس می خورم برای دو باری که به او رای دادم. من هم یک اغفال شده ام.اما دیگه اجازه نمیدم کسی اینطوری به من توهین کنه و من رو احمق فرض کنه.
    مرسی مسیح جان از نوشته های زیبایت.

  22. محمد ۹م دی ۱۳۸۷ ، ۸:۱۲ ق.ظ

    سلام متاسفانه خانم علی نژاد نوشته های شما بیشتر حسیه تا عقلانی .به عبارت دیگه با الفاظ(که حاملین مفاهیمند) در جهت تفوق نظری خودتون بازی می کنید(مغلطه نکنید).برای نمونه باید بگم که چه غرابتی بین گفتن جمله مذکور(شنیدن صدا….) از دهان کسی که صاحب مطلق قدرته و حرفش قانون تلقی میشه با کسی که در قامت یک کنشگر سیاسی فرهنگی مدنی که حتی در دوران ریاست جمهوریش هم بایکوت رسانهای(حکومتی) میشود. در تظلم خواهی و دادخواهی از هم فکرانش(روزنامه نگاران دانشجویان وزراو…) هم ناتوان است وجود دارد..(که این آخری موجبات دلخوری دوستاران سابقش از جمله شما شده).

  23. کامران ۹م دی ۱۳۸۷ ، ۱۱:۰۳ ق.ظ

    من مدتی به سایت تون سر نزده بودم. طراحی جدیدش قشنگ تر شده. نکنه به مناسبت کریسمسه؟ بهر حال مبارکه. در ضمن امیدوارم که آقای خاتمی صدای مردم را برعکس نشنیده باشند. مردم می خوان از شر دولت فعلی خلاص شن اما نمی خوان دوباره به دام قدرت طلبان اصلاح طلب! بیفتند.

  24. ایران ایرانی ۹م دی ۱۳۸۷ ، ۱۲:۴۴ ب.ظ

    سلام من از شما خواستم که یه پیشنهاد بدید موج سوم هم فقط دعوت میکنه ولی نمیگه بعد از دعوت حتی بعد از انتخابات چی میشه مردم میرن خونه هاشون بعد از چهارسال هم عبور میکنن از کسی که بزور دعوتش کردن

  25. ابراهیم ۹م دی ۱۳۸۷ ، ۱:۳۵ ب.ظ

    با درود
    مسیح بافکر شما دیگه چرا….
    اخر در جامعه ای که همه زیر ساختهای بنیادیش بر پا یه ای درست بنا نشده از خاتمی چه انتظار دارید که ان طور رفتار نماید که مثلا بلر و براون انجام می دهند
    منو ببخش که مینویسم کمی تند رفتی….
    هر چند در دلت باور دارم ان می گذرد که نقطه جوش اش فورانی است برای از بین بردن وضعیت کنونی
    بازم پوزش
    شاد زی و هماره سالم

  26. رضوانی ۹م دی ۱۳۸۷ ، ۴:۲۲ ب.ظ

    شنیدن بعضی حرفها از بعضیها که هنوز جای تازیانه های تنشان تازه است واقعا شنیدنیست.یک جوری آدم را امیدوار تر میکند
    جمله ای قابل تامل از دکتر سروش چندی قبل مطرح شد که انقلابها عقل ستیزند.برای این وضعیتی که دچارش هستیم تحمل نیاز است و تداوم.
    راستی دکوراسیون جدید مبارک.
    ضمنا مسیح جان واقعا متاسفم که به خاطر فیلتر، کمتر میتوانم مهمان ناخوانده شوم.

  27. علی کبیری ۹م دی ۱۳۸۷ ، ۱۱:۰۹ ب.ظ

    خانم علی نژاد عزیز،
    بدرستی متوجه جهتگیزی شما نشدم. درآخر دومین دوره ریاست جمهوری خود، این سید گریان درحالیکه دستمال بدست داشت اشکهایش راپاک میکرد، خطاب به دانشجویان گفت ‹‹من آمده بودم تانظام را حفظ کنم›› این شگردهائی بود که درزمان شاه سابق هم بکارگرفته میشد. باوچودآنکه در استبداد رژیم شکی نبود، باز یکروز هویدارا سرکارمیگذاشت تا سر مردم را باحرف گرم کند یکروز غلام جان نثار اقبال را میآورد تا مردم را تکه تکه کند. حکومتهای استبدادی واز جمله حکومت حاضر، برایشان مردم وخواست مردم مفهومی ندارد. چیزی که برای آنها مفهوم است، ادامه راه استبداد است. درحال حاضر هم حکومت از طریق سید ودیگران دارد مردم را محک میزند تا به بیند بالأخره کدام مهره را باید وارد میدان بازی کند تا بنظر نمایش انتخابات مردمی تر جلوه کند. اگر شما گمان میکنید که از امامزاده آقای خاتمی معجزه ای بظهور خواهد پیوست، زهی خواب وخیال خوش. تا مادامی که ولایت فقیه درقانون اساسی جمهوری اسلامیست، انتظار تغییر وضع مملکت امری محالست.
    …………………………………………
    این قصه سر دراز دارد که همه را آزرده. به رودی در همین مورد هم بایدهمین جا با هم به بحث بنشینیم.

  28. یا شا ر ۹م دی ۱۳۸۷ ، ۱۱:۱۸ ب.ظ

    تعریف من از مردی و نامردی چیز دیگری است و هیچوقت بیاد ندارم نمکدان شکانده باشم .خودم را بار ها و بارها شکانده ام اما نمکدان نه هرگز .
    شاید در هنگام (پست)پیش فروش “من آزاد هستم” جسته و گریخته نظرم را داده باشم در مورد ارزش و قیمت و فروش آثار هنری و شما هم تا حدودی از مشکلات و هزینه های زندگی
    اما چرا این جمله را نوشتم شاید می خواستم به سادگی شما یقین پیدا کنم و بیشتر از آن بر اساس همین ساده بودن هم کلام شویم حداقل در یک جمله “نامردی نکنید”همین هم غنیمت است
    تا کی هم خانه شویم در خانه بدوشی.
    ……………………………………………………………………………
    ساده تر از آن هستم که در خیال پیچیده ات آید رفیق.

  29. یاشار ۱۰م دی ۱۳۸۷ ، ۱۲:۳۰ ق.ظ

    در میان کامنت ها آدرسی دیدم http://mowj.ir/ShowNews.php?5178
    که دعوت می کرد به خواندن

    “نظرهایی که به این مطلب مسیح در اینجا(سایت موج سوم) داده شد قابل توجه است:”
    به آنجا رفتم اما دیدم این مطلب شما را گذاشته اند اما با تیتر (ساختگی)
    ” آقای خاتمی! یا بیا یا برای همیشه برو!”
    به خودم گفتم به کجا می خواهیم برسیم با این صداقت

    تشنه بودم
    راهی دریا شدم
    آه چه دیدم
    ماهیان درساحل
    له له می زدند

  30. هاشم حکمه ۱۰م دی ۱۳۸۷ ، ۱:۳۳ ق.ظ

    خودت رانمی دانم مصی اما انگار بعضی اینجا تردید یا آرزو دارند در آمدن خاتمی. اگر کسی تابحال شک دارد در آمدن او متهم است به قدری خام بودن. کمی کوته انگاری است که بیاندیشیم خاتمی با این میتینگ ها و مانورها قصد نیامدن دارد! اما من هم با تو موافقم که ناز خاتمی دیگر دارد از ویترین خریداری به انبار نگهداری می رود و وای بر وقتی که این مردم «جو زدگی»شان فرو نشیند، نیش عقرب هم آخی از آنان بیرون نمی کشد.
    ***
    سال مهران نزدیکه مصی. کاش می شد کاری کرد…

  31. بامداد امید ۱۰م دی ۱۳۸۷ ، ۲:۰۹ ق.ظ

    انگار برای این پست هم باید خواند
    آهوان را مزنیم
    آب ز سر چشمه گل است

  32. از همین سرزمین ۱۰م دی ۱۳۸۷ ، ۲:۲۳ ق.ظ

    امید ان که هرز نرود اینبار حضور مردم. البته اگر او بیاید و مردم بیایند. چه قشنگ گفتی ” کرشمه سیاسی”

  33. علی کبیری ۱۰م دی ۱۳۸۷ ، ۷:۲۸ ق.ظ

    من نمی فهمم تو این مملکت ما آدمهائی وطن پرست تر وکاردان تر ا ز خاتمی ونوری وکروبی وامثال اینا نداریم؟ یعنی دراین مملکت انقدر قحط الرجاله؟

  34. DESERTER ۱۰م دی ۱۳۸۷ ، ۹:۴۵ ق.ظ

    آدم بزرگی گفته: زیادی لی لی به لالا گذاشتن، با عواقبی همراه است. :-)

  35. فرشته رهایی ۱۰م دی ۱۳۸۷ ، ۱۰:۰۴ ق.ظ

    ظاهرا شما شعارههی دانشج.یان در ۱۸ آذر را نشنیده اید(خاتمی خاتمی تو دشمن ملتی). تنها یک صدا از ملت به گوش میرسد جلادان رژیم باید محاکمه بشوند. خاتمی- مصباح-احمدینژاد-کروبی و خامنه ای بیا یه جرم آدمکشی و جنایت علیه بشریت محاکمه شوند.

  36. ایران ایرانی ۱۰م دی ۱۳۸۷ ، ۱۲:۳۰ ب.ظ

    بر گرفته از سایت کلوب در ساعت ۱۰:۰۷:۳۶ روز سه شنبه ۱۰ دی , ۱۳۸۷
    نمی دانم چرا مسیح علی نژاد من را بی اختیار به یاد کامران نجف زاده می اندازد! شاید دلیلش این باشد که هر دو ادبیاتی مشابه به هم دارند که نه تنها تاثیر مثبتی روی خواننده نمی گذارد که برعکس گستاخی بیش از حد و خودنمایی جوانان بی قید و شرط و بلاتکلیف را در مورد این دو وبلاگ نویس و روزنامه نگار تداعی می کند! مطلب جدید مسیح علی نژاد با تیتر « آقای خاتمی! یا بیا یا برای همیشه برو! » که متاسفانه سایت موج بدون دقت و بررسی لازم و بی هیچ ملاحظه ای که علت آن را خودش بهتر می داند! از مهمترین اخبار خود قرار داده است؛ این بی منطقی و گستاخی بیش از پیش خود را در نوشته های علی نژاد نمایان نموده است. شاید ایشان از آزادی بیانی که آقای خاتمی بارها تاکید کرده اند و به وضوح در مورد خودشان عملی ساخته اند، بی ملاحظه سوء استفاده کرده است؟! شاید هم یادش رفته که با کسی حرف می زند که زمانی رئیس جمهور کشورش بوده و امروز دنیا برایش احترام قائل است. پس باید! مطمئن باشد با یک مجرم روبرو نیست که اینچنین و با ادبیاتی زشت و زننده خاتمی را مورد خطاب قرار می دهد. اصلاً شاید ایشان مغرورِ تعاریف عده ای شده اند که از مطالب بی پروایشان استقبال می کنند و فکر می کنند این سبک آنقدر زیباست که باید با خاتمی هم همین گونه صحبت کرد؟! مقایسه خاتمی با شاه و دلیل و برهان آوردن های بی اساس این روزنامه نگار توهینی بیش نیست که باید خودش پاسخگو باشد… چه شده است که علی نژاد دلسوز تر از خاتمی نسبت به ایران و مردم شده اند؟! چگونه است فردی که مدتی پیش حامی کاندیدای دیگری بود و سنگ آمدن او را به سینه می زد امروز هواخواه آمدن خاتمی شده است؟ آنهم با ژستی حق به جانب و کلماتی تند و گستاخانه که خاتمی را تهدید می کند اگر نیامدی برای همیشه برو! در پاسخ به این روزنامه نگار باید گفت : آیا تاکنون با هیچ سیاستمدار و مسئولی توانسته اید اینگونه بی پروا سخن بگویید که به خودتان اجازه چنین جسارتی را دادید؟! آیا می توانید پاسخگوی این توهین باشید که خاتمی را با شاه مقایسه کردید و با تحقیر و بی تامل او را «حضرت آقا» خطاب نمودید؟! حتماً می دانید که خاتمی از القابی چون حضرت به شدت گریزان است و شیفته این تملق ها نیست. پس با چه قصد و نیتی او را با این “عنوان” خطاب کردید؟! اگر شما از دوستان خاتمی هستید که بعید می دانم! باید ما برای خاتمی نگران تر از آنچه که الان هستیم باشیم با چنین یارانی که دارد ! خانم مسیح نژاد! شما که ادعای دلسوزی مردم را کرده اید و گفته اید که «مردم نای خریدن ناز هیچ سیاستمداری را ندارند»… در پاسخ باید گفت :خاتمی هم کسی نیست که مردم را برای نازکشیدن و دست بوسی و خواسته های خودش به بازی بگیرد! چگونه در این سال ها از این خصوصیت بارز ایشان بی خبر ماندید که کسی که حاضر است آبرو و جانش را برای مردم بدهد آنها را برای ناز کشی و منافع طلبی نمی خواهد؟! شما که روزنامه نگار به اصطلاح زرنگ و باهوشی هستید؟! اصلاً چرا می خواهید خاتمی را که از نظر شما شبیه شاه هست به میدان بیاورید. فکر نمی کنید بیراهه رفته اید؟! در آخر مهمترین اصل اینست که شما نمی توانید به جای یک ملت برای خاتمی حکم صادر کنید که«یا بیاید یا برای همیشه برود!» مردم ما خصوصاً در این سال ها نشان داده اند که خاتمی چه در صحنه باشد و چه نباشدعزیز دلهای ماست. او آبروی این مرز و بوم است. مگر ما چند تا خاتمی داریم؟! این مردم حتی دانشجویانی که روزی چون شما ملاحظه ادب را نکردند، امروز شرمگین از کرده خود می گویند: «خاتمی چون دوستت داریم، به خاطر خودت نیا!» با این اوصاف شما با چه مجوزی حکم صادر می کنید که اگر خاتمی نیاید برای همیشه برود؟! شاید گمان می برید این نهایت شجاعت و جسارت یک روزنامه نگار است که با فردی که خود کرامت انسانی را یادآور این ملت شده و هرگز کسی کوچکترین بی حرمتی از وی ندیده است؛ چنین برخورد و رفتاری داشته باشد؟! اگر چنین تفکری دارید سخت در اشتباهید کلام شما نه تنها دلنشین نبود که حس انزجار بسیاری از مردم را بر انگیخت . حیف است روزنامه نگاری که دم از اصلاحات می زند نگارشی چون کیهان نشینان داشته باشد. کمی بیشتر تامل کنید و به بهانه شهرت از جاده انصاف خارج نشوید!

  37. محمد ۱۰م دی ۱۳۸۷ ، ۴:۲۰ ب.ظ

    مسیح عزیز
    آنچه که خاتمی در ۸ سال تصدی ریاست جمهوری نشان داد نه فقط کرشمه سیاسی را شامل می شود که نوعی عافیت طلبی و مدارا را نیز با خود به یدک می کشد! رفتاری که او در برابر دانشجویان سینه چاکش به نمایش گذاشت دیگر به سندی بدل شد تا بیان کند که خاتمی بیشتر اهل همین شنیدن ها و گفتن هاست تا مرد آمدن ها و عمل کردن ها…

  38. مسافر ۱۱م دی ۱۳۸۷ ، ۱:۴۰ ق.ظ

    به نظر من خاتمی نمیاید و اگر بیاید اشتباه است.
    در دور اول که حساسیتها روی او خیلی کمتر بود کارشکنی های زیادی صورت گرفت چه برسد به حالا . امدن او غیر از شدت گرفتن درگیری های سیاسی نتیجه دیگری نخواهد داشت که دودش به چشم مردم میرود.به خصوص که اخیرا رهبر هم از ایشان در سخنرانی های عمومی و به طور علنی انتقاد کردند که احتمال درگیریها را در صورت امدن ایشان ۱۰۰% میکند.
    بعلاوه نمیدانم چرا بعضیها اصرار دارند خاتمی بیاید.اصرار میکنند که بعد از چهار سال یا هشت سال از ایشان بشنوند:«من فقط یک تدارکاتچی بودم»؟؟؟؟؟
    به نظر من باید سراغ کسی برویم که علاوه بر اینکه مدیر قدرتمندی است و برنامه دارد حساسیت ها در مورد او کم باشد و این نظر خود آقای خاتمی (همچنان که در دانشگاه تهران گفته اند)هم هست.
    در ضمن من با آقای احمدی نژاد هم به شدت مخامفم.

  39. علی کبیری ۱۱م دی ۱۳۸۷ ، ۲:۵۷ ق.ظ

    اینهم به مناسبت نصب چراغ برق دراین وبلاگ:

    چراغی را کادیسون برفروزد
    هرآنگه که بخواد لامپش بسوزد
    گرش فانوس برجایش گذاری
    فتیله بایدش بانفت بسوزد
    اگر نفتش شود لیتری دویست لیر
    خداداند دماغ کی بسوزد

  40. بامداد امید ۱۱م دی ۱۳۸۷ ، ۴:۲۶ ق.ظ

    امواج خسته

    دریا بی تاب

    که کی می رسد ساحل

    ساحل اما ،غرقِ در دریا

    می اندیشد

    که چرا این آشنا

    نمی گیرد به دندان خشم

    چرا نمی گشاید چشم

  41. احد ۱۱م دی ۱۳۸۷ ، ۷:۵۹ ق.ظ

    سگ زرد برادر شغاله…

  42. افشین ۱۲م دی ۱۳۸۷ ، ۱۰:۴۵ ق.ظ

    کار نیکان را قیاس از خود مگیر گر چه ماند در نوشتن شیر وشیر

    سلام بر مسیح عزیز چندی پیش به مهاجرانی تاختی که چرا موضوع خروشچف را با منتظر الزیدی خلط کرده ای پس اینجا باید گفت بزر گوار توچرا؟ این چه تشبیهی است در این زمانه که از اسمان سنگ فتنه می بارد
    حال کمی خصوصی تر بنویسم فقط برای تو نه برای انتشار لطفا اینهارابه شیخ بگو
    می خواستم به شیخ (اقای کروبی) بگویی باید از واز کاندیداتوری پرهیز کند وهنوز در خواب شیرین ان باشد که اگر خواب نمی رفت رییس جمهور شده بود وسالیان دراز ببالد که اورییس جمهر بود اگر خواب نمی رفت
    خوشبختانه یا متاسفانه باید بگویم در این ۳ سال دولت کاری کرده است که اگر اقای کروبی بگوید بلافاصله بعداز رای دادن به به هر نفر ۱میلیون تومان هم می دهد کسی باور نخواهد کرد
    او می گوید می توانداز حقوق افراد دفاع کند فردی که در زمان اصلاحات نتوانست از حق خود(به گفته خود) دفاع کند چه طور می تواند از حق دیگران دفاع کند
    او بدان اگر اقای موسوی یا خاتمی بیایند حداقل دو برابر اورای خواهند اورد ودیگر مجال به اونخواهند داد که به دو دوم برود واگر فردی به دوم برود قطعا اونیست
    مطمئن باش اگر شیخ بیاید همین ثمرات نیم بند اصلاحات را به باد می دهدببخشید کمی تند شد وکمی طولانی

  43. مسعود ۱۳م دی ۱۳۸۷ ، ۳:۳۱ ب.ظ

    تو نه پیامبری که معجزه توانی کرد ، نه از ملکوتی که راه آسمان دانی بی خطا!
    تو نه مرحمی که بر زخمها گزارند ، نه نوشداروئی که بدان زنده کنند مردگان را!
    تو آنی که نفسی ، فریاد در گلو مانده پشت لبان ملتی را زنده توانی کرد و این ملت نوشدارویند بهر فریادی که نفسی میرنده است.
    و آنی که رمقی برای درمان بیماری که خود طبیب خویش است و مرحم خویش که تو از فرزندان همین ملتی.
    و آسمان را نشانه ای هستی ،که نشانه بی رهرو هچون علامتی برای گور مرده بی وارث است.
    و تو پیغام مردم رسانی به اهل دغل و بر موج غرور سواران و بر سست خانه عنکبوت نشینان که غیور مردمی هستیم ما ، پس پیغام بری.
    و جز این نیستی .
    تو را بزرگوار خوانده اند ، چون بزرگوارترین های عالم تو را بر قله عزت نشاندند ،
    بله ملتی می خواهند ، خواستنی بزرگ ، اما خواستنشان تو نیستی ، عزتشان است! ، و تو را تا آنجا خواهند خواست که عزیز بمانند و تو خود میدانی که ملت عزتشان را پاسبانند ،
    پس حتی این خواستن هم دیری نخواهد پائید ، چه بیائی چه نیائی.
    جه بیائی چه نیائی ملت عزیز خواهد ماند و این توئی که فرصت کمی برای سرافرازی در پیشگاه ملت خواهی داشت.
    (نمی دونم این متن تو این وانفسای خواهش ، مثل نمکی برای آش بی نمک دوستان یا آبی برای شوری بیش از حد خواهشیون!)

  44. فاطمه شمس ۲۲م دی ۱۳۸۷ ، ۱:۲۵ ب.ظ

    خوش خبری!‌ به کوری چشم همه دشمنانش خاتمی داره می یاد !

  45. فرزاد ۲۴م دی ۱۳۸۷ ، ۸:۰۳ ق.ظ

    چرا میگید مسیح خانوم ؟ مگه مسیح اسم زنه ؟

  46. ناصر ۴م بهمن ۱۳۸۷ ، ۱:۰۸ ب.ظ

    نمی دونم چه فرقی و تا چه اندازه بین آقایون وجود داره که اینهمه تبلیغ می کنید. فرقها رو بنویسد ما هم بدونبم. نامزد شما وقتی بیست میلیون رای داشت چکاری را برای ما انجام داد؟ تاریخ رو ببینید که چه اتفاقاتی اون موقع افتاد. زیاد سخت نگیرید همین تورم امروز و اقتصاد و سیاست حاکمه فعلی همون موقع و سالهای قبلش پایه گذاری شد. مگه رییس جمهور مجری برنامه ها نیست؟! برنامه ریز است؟ لطفا آگاهانه برخورد کنید تا وقتی احساسی برخورد کنیم نمی توانیم خواستهایمان را دنبال کنیم.

  47. محمد حسین ۶م بهمن ۱۳۸۷ ، ۱:۴۴ ق.ظ

    امیدوارم خاتمی بیاد و شکست بخورد تا روی این چپهای پر مدعا و کم عمل کم بشه. این عده ای که هی خاتمی خاتمی میزنند تعدادی که بتوانند او را به پیروزی برسانند نیستند. ولی چون در محیط بسته جمع میشوند و سروصدای زیادی میکنند شبه ورشان داشته ای بابا ببینید چه همه آدم آمده اند.

  48. داور ۸م بهمن ۱۳۸۷ ، ۴:۲۲ ب.ظ

    تمامی نقد ها به خانم مسیح علی نژاد غیر سیاسی و احساسی بود. یک جماعت غیر سیاسی نمی توانند مفهوم یک نوشته سیاسی را متوجه شوند، همانطور که هر کسی ورزشکار یا نقاش و هنرمند نیست و … و این کاملاً طبیعی است . و از طرفی سیاست یک علم است . یکی از مشکلات روشنفکران آن است که غیر روشنفکر به سادگی منظورشان را متوجه نمی شوند.

  49. مهرنوش ۲۳م بهمن ۱۳۸۷ ، ۱:۱۹ ق.ظ

    این روزها مثل اینکه راسم شده هر کسی‌ که قصد دارد ادای رشنفکرها رو در بیاورد یک بدو بیراهی به خاتمی میگوید یا مثل شما ژست تلبکارانه می‌گیرد.خانوم مسیح علی‌ نژاد خاتمی در ۸ سال ریاست جمهوری هیچ کاری هم که نکرده باشد فضای سیاسی و اجتماعی ایران رو به کلی‌ دگرگون کرد ، حتما به خاطر میاورید روزنامه‌ها رو ، کتابهایی که بارها و بارها تجدید چاپ شدند و … فراموش نکنید همین اهزابی هم که نماد دموکراسی در تمام کشور هست هم زمان ایشون به وجود اومد، قبول دارید که اجرو قربی برای ما در سطح جهان بوجود آورد؟ آیا هیچ رئیس جمهوری پس از انقلاب عملکرد اقتصادی بهتر از خاتمی داشته؟ خوب حالا که حتا شما به عنوان یک روزنامه نگار جوان به این مرد شریف که به حق جزو معدود رجل سیاسی ایران است که حتا ذره‌ای فساد مالی‌، اخلاقی‌ نمی‌توان برایش تصور کرد این چنین با لحن نه چندان محترمانه میتازید آیا ایشان نباید تردید به دل خود راه میداد ؟ به هر حال مایه گذاشتن از آبرو و وارد شدن به یک رقابت نابرابر با وجود مردمی این چنین فراموشکار و منفی‌ بین کم چیزی نیست. خانم علی‌ نژاد آقای خاتمی کم دشمن ندارد و از چندی پیش آقایان هتک حرمت رو آغاز کرده اند و حتما میدانید که حتا از حمله به ایشان در روز روشن و در راهپیمایی هم حتا خود داری نکردند از شما خواهش می‌کنم حالا که خاتمی کاندید شده شما دیگر با این قبیل نوشته‌های احساسی‌ و بدون توجه به شرایط بسیار نامطلوب جامعه به طور نخواسته زمینه ساز روی کار آمدن احمدی‌نژاد نشوید که در وصف دیکتاتوری او همین بس که که ۳ دانشجو به دلیل انتقاد به او در دانشگاه یک ساله تمام در زندان شکنجه شدند.

  50. لج ور ۵م اسفند ۱۳۸۷ ، ۱۲:۳۱ ق.ظ

    با اجازه این مطلب در سایت “لج ور” درج شد. البته با ذکر منبع
    شاد باشید
    لج ور

  51. Arman ۱۵م اسفند ۱۳۸۷ ، ۶:۲۵ ب.ظ

    IN ASHEGAN-E AQL BAKHTE-YE AKHOUNDE SHARLATAN KHATAMI CHONAN DAR KHAB-E KHARGOUSHI FOROU RAFTEH AND KE AGAR DONYA HAM BE AKHAR BERASAD ,INAN BIDAR NAKHAHAND SHOD.BE MESDAQ-E ZARBOLMASAL-E FARANSAVI: MIYANE TA’OUN VA VABAA, MAJBOURAND YEKI RA ENTEKHAB KONAND.GOOYA SALEM BOUDAN VA DAR AFIAT ZISTAN BARAYE IN GOROUH-E NADAN HARAM AST.

  52. Arman ۱۵م اسفند ۱۳۸۷ ، ۶:۳۶ ب.ظ

    KHATAMI ,HAMAN ONSOR-E KASIF’IST KE DAR MARG-E LAJAVARDI, JALLAD-E EVIN,MAS’OULE KOSHTAR-E HEZARAN IRANI-YE SHARIF,BA VAQAAHAT ASHG MIRIKHT.
    NANG BAR DOSHMANAN-E MARDOM-E SETAM-KASHIDE-YE IRAN.

نظر بدهید

RSS دماسنج

  • وقتي حداد در لندن از وحدت مي گويد
    حداد در كانون توحيد لندن نشست و در ميان ايرانيان مقيم لندن از ضرورت وحدت سخن گفت و هفته وحدت را در حالي پاس داشت و با قاطعيت از رفتار تصميم گيران اين سال ها در ايجاد آرامش براي برقراري وحدت قوميت هاي بومي و مذهبي و دفاع كرد كه گويي هيچ اتفاقي اين روزها براي دراويش گنابادي رخ نداده است […]
  • هراس از عذرخواهي
    در ژاپن خواب وزير دارايي در يك‌يك نشست‌هاي رسمي، رسانه‌ها را با دارندگان قدرت اين كشور رو در رو مي‌سازد و حزب منتقد دولت نيز به كمك رسانه و خواسته افكار عمومي مي‌شتابد و اين اصلا‌ به منزله مچ‌گيري تلقي نمي‌شود بلكه تعدد و تكثر ديدگاه‌ها موجب مي‌شود راه فرار از خطا براي دولت بسته و باريك بماند، بر اين اساس مقاومت براي او كه خطا كرده است دشوارتر مي‌شود چنانچه […]
  • آز آرایش براون تا گویش احمدی نژاد
    حساسيت بيش از اندازه براون در مورد حاضر شدن با ظاهري پيراسته در ديدار با اوباما كار دستش داد و او نيز سوژه مطبوعات شد آنگاه كه در اوايل همين ماه يك عكاس حرفه‌اي عكسي از براون را در ديلي‌تلگراف منتشر كرد كه او را در دقايق آخر از پنجره هواپيما نشان مي‌داد كه خانمي با مشغول گريم كردن صورت براون پيش از ديدار با اوباما بود. […]
  • روزنامه‌نگار شرمسار نباشيم
    موضوع سخنراني ده دقيقه‌اي كلا‌س، انتخاب يك آهنگ انگليسي و تحليل محتواي آن بود. بايد خوب مي‌دانستم كه قرار نيست به‌عنوان يك روزنامه‌نگار پرگويي كنم و فخر روي گشاده و اعتماد به نفس مخصوص اهالي اين حرفه را به رخ جماعت دانشجو بكشم. همه سعي‌ام را كردم تا سربه زير و كمي مضطرب و دستپاچه به نظر آيم اما از همان ابتدا كه به همت مايكروسافت، تيتر سخنراني كوتاه را روي پر […]
  • هیبت انتخابات
    اساسا در كشورهايي كه هنوز در توده مردم نشاني از اطمينان و اعتماد قابل قبول به روند برگزاري انتخابات نيست و هر روز از مجلس و محفل سياسي نسبت به سلامت انتخابات تذكر داده مي شود، بي شك حضور و حمايت صريح نظاميان در انتخابات هيمه و هيزم هر آتشي را تر مي سازد […]
  • همسران سران خاورميانه و جاي خالي ايران
    شال سفيدي بر شانه همسران سران كشورهاي خاورميانه نشست تا با دعوت امينه اردوغان همسر نخست‌وزير تركيه گرد هم آيند و در اقدامي نمادين با كودكان و زنان فاجعه‌ديده در نوار غزه همدردي كنند. اسما اسد همسر رئيس‌جمهور سوريه، رانيا همسر پادشاه اردن، وفا سليمان همسر رئيس‌جمهور لبنان، الميس سنيد همسر امير قطر، فيروزه يوسف رضا گيلا‌ني همسر نخست‌وزير پاكستان، بهار مراداوا […]
  • غم غزه و غمزه غرب
    آیا انتقاد به سیاست‌های دولت در تمام این سال‌ها كافی است تا مهر سكوت و یا بعضا طعنه‌ای بر جسدهای به زمین مانده خواهران و برادرانمان در غزه بزنیم و بگوییم خودمان درد به اندازه كافی برای گریستن داریم؟ […]
  • مسیح مهربان
    كافي است ايراني باشي و يك خانواده متوسط و تقريبا پرجمعيت انگليسي شما را به ميهماني روز كريسمس شان دعوت كند و آنگاه در كنار يكي از مراسم هاي هميشگي شان ببيني كه محمود احمدي نژاد نيز ناگهان پس از ملكه انگليس بر صفحه تلويزيون ظاهر شده است و دارد براي مردم انگليس پيام كريسمس مي فرستد […]
  • در ستایش تسلیم شدن سردار
    سردار با محاسن انبوهش، متفكر و منتظر به خبرنگار نگاه و گوش مي‌كند؛ ابتدا كمي در جايش جابه‌جا مي‌شود و بعد درست همانند بخش چشمگيري از جامعه كه معمولا‌ به گاه اشتباه، قيافه حق‌به‌جانب‌تري به خود مي‌گيرند، عمل مي‌كند تا از يك عمل اشتباه خود دفاع كند […]
  • مظلوم‌نمایی به کار سیاستمداران می‌آید
    گفتگوی رادیو زمانه با مسیح: .بر اساس قراردادی که با خودم بسته‌ام، مطالبی را که در روزنامه‌های داخل چاپ نشود، بدون دریافت هیچ‌گونه حقوق و مزایایی که بعداً به آن متهم شوم، با دوستانی که در رادیو زمانه یا روزآنلاین‌دارم، در آن‌جا چاپ می‌کنم. […]

گاه نویس

  • آقای متکی! جنایت کاران واقعی چه کسانی هستند
  • از تحقیر سرشناس ها تا تنبیه نا شناس ها
  • مردم احمدی نژاد، مردم موسوی
  • جنبش معترضان و جنون جوانکشی در ایران
  • جنبش نه بی سر است نه بی رهبر
  • اعدام آدمیت، بزمی برای بزرگان، کاش بشکند سکوت سران
  • ترور خواصی که دوپهلو با خامنه ای سخن می گویند
  • از هدیه تهرانی تا هدیه مشایی، از بیانیه موسوی تا بیانه های موسمی
  • جشن تولد مجازی ؛ تولد واقعی ندا روزی بود که با گلوله در جهان گل کرد
  • به عنوان یک روزنامه نگار سبز مبارزه می کنم، پس هستم

بایگانی

  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶
  • مرداد ۱۳۸۶
  • تیر ۱۳۸۶
  • خرداد ۱۳۸۶
  • اردیبهشت ۱۳۸۶
  • فروردین ۱۳۸۶
  • اسفند ۱۳۸۵

تقویم

بهمن ۱۳۸۸
د س چ پ ج ش ی
« دی    
 ۱۲۳۴
۵۶۷۸۹۱۰۱۱
۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸
۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵
۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰  

اطلاعات

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

ابزارها

دوستان

نيك آهنگ كوثر, سعيد پور حيدر, فاطمه قدياني, محمد آقازاده, امير عليزاده, مجتبي سميع نژاد, كريم جعفري, اكبر منتجبي, منصور نصيري, مهجاد, جمهور, آسيه اميني, سميه توحيدلو, سهام الدین بورقانی, وب نوشت, محمد دادفر, آرش غفوري, احسان تقدسي, فريد مدرسي, پيامبران كاغذي, ثمانه اكوان, ساغر, داريوش محمدپور, مهاجراني, مسعود بيزارگيتي, آدم, سارا معصومي و مهران قاسمي, مسعود رفيعي, فرشته قاضي, میترا خلعتبری, حسن سربخشيان, محبوبه حسين زاده, سیامک قاسمی, حسين نورايي نژاد, الناز انصاري, مسعود بهنود, ساسان آقايي, لیلی نیکو نظر, حميد متقي, داود پنهاني, مرجان توحيدي, محمد جواد روح, اميرعباس نخعي, ميثم زمان آبادي, كوروش ضيابري, مریم مجد, سهيل آصفي, معصومه ناصري, علي مهتدي, روزبه مير ابراهيمي, سامان صفرزايي, سولماز شريف, محمد رحیمی زاده, سعیده امین, چارسوق, خاطره وطن خواه, سعيد حنايي كاشاني, جميله كديور, فهيمه خضر حيدري, مهرو ملالي, پرستو دوكوهكي, هانيه بختيار, احسان عابدي, حسین پاکدل, رضا مهدوي هزاوه, ابوذر آذران, عكسخانه اي در شمال, نازنين كديور, اميد معماريان, هادي حيدري, فاطمه شمس, كريم ارغنده پور, يونس شكرخواه, هنوز, نسرین افضلی, نفيسه زارع كهن, عفت ماهباز, كافه تيتر, ايمان ابراهيمباي, امشاسپندان, حنيف مزروعي, مصطفي اكبرپور, اكرم ديداري, وحيد پوراستاد, امیر فرشاد ابراهیمی, علي شيروي, كارگاه داستان كوتاه آريا, كيوان مهرگان, بابك مهدي زاده, ندا شيروي, حامد جواد زاده, آسمان ريسمان, مريم شباني, الپر, فرزانه سالمي, پناه فرهاد بهمن, مهرانگيز كار, اسدالله امرايي, جواد منتظري, ليلي فرهادپور, عباس عبدي, پرستو سرمدي, عليرضا حسيني, مرجان طبا, مریم میرزا, ميرا, حسن سلامي.

دسته‌ها

  • اجتماعی
  • سفرنامه
  • سیاسی
  • گاه نویس

feed مسیح علی نژاد

Wordpress and وردپرس فارسی  | Theme by WordPress Pro | Reformed in Persian by An Online Friend | Creative Commons License