• خانه
  • تماس

درخواست مصاحبه با اوباما که جرم نیست؟

روزی که در نقد نه کفش پرتاب کردن یک خبرنگار عراقی  بلکه در نقد مدح و ثنای بی‌نظیر حضرات ایرانی از این اقدام نوشتم ٫ فردایش مورد لطف و مرحمت برادر شریعتمداری در کیهان قرار گرفتم تا اینجای کار که عادی است و ضد انقلاب فراری لقب گرفتن هم نعمتی است که از خوان انقلابیون بیسار نصیب بزرگتر از ما شده پس به قواره کوچگ یک خبرنگار قبای زاری نیست و بر آن نمی نالم.
اما آنچه بیش و پیش از همیشه شگفت زده‌ام کرد٫ زیر و رو کردن اخبار” رسانه های ضد انقلاب” توسط برادران مسول در وزارت فخیمه ارشاد است و  تذکر دوستانه آنها به مدیرمسول روزنامه اعتماد ملی.  پیش‌تر ها فکر می‌کردم این از توهم ماست که حضرات را توهم زده می‌پنداریم و گمان می‌کنیم مدام مشغول زیر و رو کردن اخبار بی بی سی و صدای آمریکا و روز آن‌لاین و رادیو زمانه و چه و چه هستند اما توهم ما هم درست  از آب درآمد ظاهرا آقایان متوهم تر از خیال ما بوده‌اند و مطلبی که در گوشه ای از سایت روزآن لاین کار شده بود خاطر نازنین‌شان را آزرده کرده بود. ما هم که صادقانه اعتراف کردیم یک ضد‌انقلابی بز‌دل هستیم که اگر نبودیم بی‌شک لنگه‌کفشی از جماعت بی بخار ما هم باید نصیب دروغ‌گویان و جان لب رساندگان قدر عصرمان می‌شد.
به هر تفدیر گفتم حالا که زیر و رو می‌شویم خودمان هم دلی از عزا در بیاوریم و غیبت صغری را گزارشی کوتاه دهیم تا هم خیال خودمان راحت شود هم زحمت دوستان را زیاد نکنیم برای کشف و شعف.
۱- از آنجایی که برخلاف نور چشمی‌ها که خروار خروار مدرک دانشگاهی نصیب‌شان می‌شود این‌جانب به همت برادران گمنام دارای سوء پیشینه و محروم از حقوق اجتماعی و تحصیل شده‌بودم و  از آنجایی که کسی ما را عددی حساب نمی‌کند تا گوشه‌ایی از مدرک دکترای آکسفورد را نشان‌مان دهد  بر آن شدم تا سر پیری از صفر شروع کنم . یعنی همانطور که زبان انگلیسی را از صفر شروع کرده‌ام و با دو دوره کلاس شش ماهه٫ نمره مختصری از IELTS گرفته‌ام بر این اساس  این‌روزها درست عین کسانی که اصلا سی و دوسالگی را به روی خودش نمی‌آورد در دانشگاه آکسفورد بروکس مشغول گذراندن  دوره پیش‌دانشگاهی هستم تا بعد در همین دانشگاه برای دوره لیسانس رسانه و ارتباطات بخوانم.
۲- کسانی که در وزارت ارشاد برادر صفار هرندی اخبار روز‌آن لاین و باقی جاها را خوب زیرو رو می‌کنند به ناشرم در ایران خبر داده‌اند که کتاب “من آزاد هستم ” بعد از سه سال معطلی در وزارت ارشاد با حذف هشت مورد قابل چاپ است  از اینکه حقیر را چنین لایق مرحمت خویش‌ دانسته‌اند قدردانم و از همین جا اعلام می‌کنم ممنوم که زحمت نشستن در میدان انقلاب و فروش کتاب به شیوه رسوا را از شانه ما برداشته‌اند و کاش خرده زحمتی هم می‌کشیدند و خبر می‌دادند چه اتفاقی افتاده که ناگهان یادشان آمده که می شود این کتاب از بایگانی در بیاید و مجوز چاپ بگیرد. نه اینکه قدردان مهرورزی دیرهنگام آقایان نباشم٫ نه ٫ فقط طرح پرسش است تا بدانم اگر به احتمال یک درصد فریاد‌ها و هوارهای ما نتیجه داد دیگر هرچقدر هم جلوی دهانمان را پنبه می‌گذارند٫ خفه نشویم .

۳-من یک خبرنگار معمولی هستم و بی شک از رییس جمهور برتر و بالاتر نیست جایگاه این حقیر پس اگر به این فکر افتاده‌ام که نامه‌ای به باراک اوباما بنویسم و درخواست مصاحبه کنم٫خیالی هم نباید باشد که این نامه بی‌جواب افتد با این مقدمه خواستم بگویم اولین نامه انگلیسی‌ام را با کمک دوستانی که معلم زبان من بوده‌اند در این یک سال٫ به  باراک اوباما نوشته‌ام اگرچه پیش از این با هر ایرانی مشورت کرده‌ام از بی‌نتیجه بودن و عبث بودن این اقدام گفته‌اند اما مثل همیشه “راه “  را بیشتر از “مقصد” ارزش می‌دانم.  راهی که باید رفت حتی اگر مقصد دور و دراز و دست نایافتنی باشد. ( فعلا که یک قدم از احمدی‌نژاد جلوتر افتاده‌ام و نامه چندان  هم  بی‌جواب نمانده و حالا باید محور سوالات را بفرستم . مزاح )  باز هم می‌گویم که اگر بی‌جواب ماند٫ حداقل تفاوت‌اش این است که ملتی شرمنده و سرافکنده نامه‌های بی‌جواب ما نخواهد شد و  تفاوت مهمترش این است که  برای درخواست مصاحبه با رییس‌جمهور آمریکا منتظر اجازه برادران  گمنام و  آشنا نمانیم. به نظر می‌رسد آنقدر رقابت بین سیاستمداران عصر اصولگرایی  در  ایرانی برای مذاکره با آمریکا این روزها داغ است که دیگر درخواست مصاحبه با اوباما در قاموس‌شان جرم تلقی نشود .
۴-لذتی دارد ایمیل باران شدن از سوی کسانی که به شنیدن و دیدن نامشان پای این خانه خو کرده‌ای و مدتی بی‌خبری دلتنگت می‌کند. خودخواهی محض است اگر بگویم نگرانی ساده‌ اهالی این خانه را به خود گرفتم و بالیدم به خودم که در این  شهر سرد تنها و رها  نیستم . اینجا حلقه‌ای بی‌نظیر مرا به کسانم در دنیایی ناب وصل می‌کند. این‌روزها بیشتر می‌خوانم و کمتر می‌نویسم. اما مثل همیشه بی‌قرارم.

۲۲ بهمن ۸۷ | سیاسی

۲۹ نظر برای “درخواست مصاحبه با اوباما که جرم نیست؟”

  1. هاشم حکمه ۲۲م بهمن ۱۳۸۷ ، ۹:۱۰ ق.ظ

    اول اینکه خوشحالم که به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران بازگشتی!
    دوم اینکه گاهی در انتظار نگه داشتن مخاطبینی که به تو احترام گذارده اند نوعی بی احترامی است.
    سوم اینکه این روزها که دور از شتر آرمیده ای آسووده باش که خواب های آشفته مانده است برای دوستانت در ایران اسلامی.
    و آخر اینکه… مهم نیست مصی. پایا باشی.

  2. مهدوی ۲۲م بهمن ۱۳۸۷ ، ۹:۵۸ ق.ظ

    درود
    در این مدتی که وبلاگ شما به روز نشده بود بسیار نگران بودم اما الان که دیدم مسیح عزیز مانند همیشه چالاک و پر انرزی با این قلم نیکو مطلبی نوشته است در این عصر غم انگیز گویی بهترین خبر دنیا را به من داده باشند خوشحال شدم . امیدوارم همیشه شاد باشی و چراغ این خانه همیشه روشن باشد .
    —-
    یک نکته: علامه مهدی حائری در سنین میان سالی از سوی ایت الله بروجردی به امریکا جهت تبیلغ و نمایندگی ایشان فرستاده شد . در زندگی نامه ایشان امده بود که وقتی به امریکا رفتند شوق دانش و اموختن انچنان بر ایشان غالب شد که با وجود سن زیاد بعد از اموختن زبان به پیش دانشگاهی رفت و در میان نوجوانان به اموختن دورس مقدماتی پرداخت اما نهایتا به دانشگاه ایل به تحصیل رشته فلسفه پرداخت و عاقبت یکی از مدرسین رشته فلسفه این دانشگاه شد . این نکته را بیان کردم تا بگویم با توجه به همت و پشتکار شما مطمئن هستم که دیری نخواهد گذشت که خبر های بسیار خوبی از موفقیت تحصیلی شما در این وبلاگ خواهیم خواند . پس به امید خبرهای خوش اینده.

    مهر نگهبان شما باشد .

  3. مهدوی ۲۲م بهمن ۱۳۸۷ ، ۹:۵۹ ق.ظ

    درود
    در این مدتی که وبلاگ شما به روز نشده بود بسیار نگران بودم اما الان که دیدم مسیح عزیز مانند همیشه چالاک و پر انرزی با این قلم نیکو مطلبی نوشته است در این عصر غم انگیز گویی بهترین خبر دنیا را به من داده باشند خوشحال شدم . امیدوارم همیشه شاد باشی و چراغ این خانه همیشه روشن باشد .
    —-
    یک نکته: علامه مهدی حائری در سنین میان سالی از سوی ایت الله بروجردی به امریکا جهت تبیلغ و نمایندگی ایشان فرستاده شد . در زندگی نامه ایشان امده بود که وقتی به امریکا رفتند شوق دانش و اموختن انچنان بر ایشان غالب شد که با وجود سن زیاد بعد از اموختن زبان به پیش دانشگاهی رفت و در میان نوجوانان به اموختن دورس مقدماتی پرداخت اما نهایتا به دانشگاه ایل به تحصیل رشته فلسفه پرداخت و عاقبت یکی از مدرسین رشته فلسفه این دانشگاه شد . این نکته را بیان کردم تا بگویم با توجه به همت و پشتکار شما مطمئن هستم که دیری نخواهد گذشت که خبر های بسیار خوبی از موفقیت تحصیلی شما در این وبلاگ خواهیم خواند . پس به امید خبرهای خوش اینده.

  4. ایران ایرانی ۲۲م بهمن ۱۳۸۷ ، ۱۲:۴۶ ب.ظ

    سلام
    براتون آرزوی موفقیت دارم.

  5. علی ۲۲م بهمن ۱۳۸۷ ، ۱۱:۰۸ ب.ظ

    سلام همشهری
    خوشحالم داری درس میخونی
    تو این عالم فقط و فقط با علم می تونی ماندگار بشی
    اگه سیاست بدون علم باشه این بدنامیه که میمونه خواهرم

  6. DESERTER ۲۳م بهمن ۱۳۸۷ ، ۱۲:۵۲ ق.ظ

    چقدرم جواب میدی به اهالی خانه ات.

  7. مانی خان ۲۳م بهمن ۱۳۸۷ ، ۱:۳۹ ق.ظ

    در آینده نزدیک دعوتنامه شما به کاخ سفید برای مصاحبه با اولاما فرستاده خواهد شد نگران نباشید در نوبت هستید

  8. مانی خان ۲۳م بهمن ۱۳۸۷ ، ۱:۴۱ ق.ظ

    در آینده نزدیک دعوتنامه شما به کاخ سفید برای مصاحبه با اوباما فرستاده خواهد شد نگران نباشید در نوبت هستید

  9. رضا ۲۳م بهمن ۱۳۸۷ ، ۲:۰۷ ق.ظ

    ما جام را نوشیدیم
    و کام را گرفتیم

    شاهد ؟

    زمین، درخت، رودخانه و ماه

    به جاهلان ایستاده در صف سنگ بگو
    بیایند.

  10. علیرضا مترصد ۲۳م بهمن ۱۳۸۷ ، ۳:۳۴ ق.ظ

    جرم ما همین است که بایدبسوزیم در آتش این سر افکندگی و در ظاهر ببالیم به این قدرتی که بر تارک جهان در دولت نهم بدست آورده ایم!!!!!!!!!

  11. سید محمد میرفصیحی ۲۳م بهمن ۱۳۸۷ ، ۳:۵۰ ق.ظ

    همیشه روزنامه نگاری.حتی اگر نخواهند باشی. شادباشی و شادبمانی.امیدوارم با باز آمدن خاتمی، تو هم دیربپایی.

  12. آرش ۲۳م بهمن ۱۳۸۷ ، ۴:۳۱ ق.ظ

    خوشحالم که برگشتی . نگران بودم و تشنه مطالب زیبایت.موفق باشی

  13. محسن ۲۳م بهمن ۱۳۸۷ ، ۵:۵۷ ق.ظ

    سلام بر خبرنگار جسور ایران

    بسیار خوشحال شدم وقتیکه در اراس اس مفاله جدیدت را دیدم. درود بر شما هیجوقت برای درس خواندن دیر نیست ضمناً سی و دوسالگی هم سنی نیست که در رده پیری باشد. هممانطور که ذهن و قلمت همیشه پویا است در آکسفورد هم موفق خواهی بود.
    اطمینان دارم که اوباما پاسخت را خواهد داد.

  14. ali ۲۳م بهمن ۱۳۸۷ ، ۹:۰۶ ق.ظ

    sefr ba sade na sin bisavad

  15. رضا (فرزند ایران) ۲۳م بهمن ۱۳۸۷ ، ۱۰:۱۷ ق.ظ

    مسیح علی نژاد. پس زنده ای!!! گفتم نکند باز هوای گدایی یا شب گردی به سرت زده باشد و در این بین باز با یک مست مواجه شده ای اما برخلاف دفعه ی پیشینت اینبار کار را یکسره کرده باشد؟ هم خبر خوش و هم خبر بد دارم. اول خوب را بگویم یا دوم بد را؟ گویا آمدن پسر روح الله جسارت عجیبی بهت داده که برای حسین شریعتمداری عرض اندام می کنی؟ ولی یک چیز، خوب بلدی آدمی را به وجد آوری تا پیام های روحیه بخش برایت بفرستند. تو دوباره شروع کردی اما من تمام کردم. نه اشتباه نکن عمرم را نمی گویم عمر وبلاگ نویسیم را عرض می کنم که به سبب مهرورزی آقایان به پایان کارش رسیده.
    راستی چقدر خندیدم که با این سنت باز شروع کرده ای به درس خواندن. تو رو حضرت عباس از این دلقک بازی ها آنجا درنیاوری که بشویم سوژه ی مضحکه و smsهای جزیره نشینان. آن ها تا دیروز در غار زندگی می کردند خوب است که بیایند به ما ریشخند کنند؟ بحث این گواهینامه کم است، مدرک تو هم بهشان اضافه شود؟ به هر حال مسیح علی نژاد سیاست مبارک تو، محمود، صفار، سید محمد، پدرم و … باشد. نمی دانم چه شد که من وبلاگ نویس شدم، سر از نشریه درآوردم و نمی دانم کدام شیرپاک خورده ای منی را که املایم زیر صفر است را سردبیر کرد و بعد مدیرمسئول و وقت بود که رئیس ستاد و فردایش… یک روزی به این همه افتخار می کردم مخصوصا زمانی که سنم را نگاه می کردم و قیاس می کردم با این همه. اما امروز لعنت می فرستم هزارتا که چرا این کار را کردم. منی که سایپاها و افغانی های سرخیابان انتظار فارغ التحصیلیم را می کشند را چه به قلم، البته قلم و ماشین حساب ابزار کارم است، مرا چه به قلم سیاست و دری وری نوشتن. چوبش را بدجور خوردم. یکی از امتحاناتم را طوری نمره دادند که تا عمر دارم نتوانم پشت تاشده ام را راست کنم.
    درست را خوب بخوان که یک سال دیگر شاید هم دانشگاهی شدیم، البته اگر مدرک عمران اینجا برایشان پذیرفتنی باشد می خواهیم MBA را در خارجه بگذرانیم انشاا… چرا می خندی؟ گفتم MBA نه IT، به هر حال بدی، خوبی هر چی که از ما دیدی حلال کن، حرف اوباما را هم نزن، اگر عقده ی دیدن اوباما را هم داری جلوی چشمان آن اجانب آبروریزی نکن برو یه بلیط نمی دانم مالزی بود کدام خراب شده ای بود که کپی ژنتیکی اوباما در آنجا زندگی می کند؟ بخر و برو ببینش یا عید قرار است به خرج والده دزدکی برویم بندرعباس خانه ی دوستان بیا تا هزارتا از اوباما زیباتر نشانت بدهم. شاید باز سر زدیم، شاید اینجا شاید آکسفورد.

  16. خارا - اناری ۲۴م بهمن ۱۳۸۷ ، ۳:۳۳ ب.ظ

    سلام مسیح …زحمت بکش چند سطر فقط چند سطر در مورد دانشگاه آکسفورد بروکس بنویس .در ضمن با تبادل لینک موافقی ؟ باز زجمت بکش و خبرم کن.

  17. محمد حسین فهیم ۲۵م بهمن ۱۳۸۷ ، ۱:۰۳ ق.ظ

    با سلام
    ۱ماه و ۱۱ روز نبودید نگران شده بودیم نکند از آن همه آزادی بیان واقعا خفه شده اید .

    موفق و پاینده

  18. آذر ۲۵م بهمن ۱۳۸۷ ، ۶:۱۹ ق.ظ

    همشهری جان،

    همچنان به پایداری ادامه بده. امید ما به تو و امثال توست.

  19. مرجان ۲۵م بهمن ۱۳۸۷ ، ۱۰:۳۰ ق.ظ

    من همیشه وب شما را می خونم من وواسه ادامه تحصیل اومدم هند فوق ادبیات انگلیسی .البته کلاسم تیر ماه شروع میشه ولی الان تفریحی اومدم غربت خیلی سخته می خام بدونم شما چه جوری تحمل می کنید من ادمیژن اولیه را گرفتم ولی حالا که اودم می بینم خیلی سخته . ازت کمک می خام می دونم سرت شلوغه ولی اگه کمکم کنی ازت ممنون میشم

  20. علی یار ۲۵م بهمن ۱۳۸۷ ، ۷:۲۵ ب.ظ

    همیشه “راه “ را بیشتر از “مقصد” ارزش می‌دانم

    من به هر چه که خواستم نرسیدم …

    اما در راه رسیدن چیزها آموختم…. و دانستم که بسیاری از زیباییها در راه است نه لزوماً در مقصد… من به سوی دریا میرفتم و در راه کوهها را دیدم وقتی که در پشت صخره زمان در انتظار جاری شدن ایستادم…. خار را دیدم وقتی که در عبور ازکویر پناه من در طوفان شن گردید… علف را دیدم وقتی در عبور از دشت زیرانداز تن خسته من گردید… جنگل را دیدم وقتی که در راه نور خورشید را گم کرده بودم…

    من به سوی دریا میرفتم و در راه دریاها دیدم… دریاهایی… جنگل هایی و کوههایی که هر کدامشان شاید دریای مقصود کسی بود که به این سو میآمد… و من فهمیدم که از دریا گذشته‌ام پیش از آنکه به دریا برسم….

  21. یاشار ۲۶م بهمن ۱۳۸۷ ، ۳:۲۰ ق.ظ

    الف – چشم ما روشن
    ۱- مبارک باد(هر چند در ملکوت هم گفته بودم نیایید و بمانید همانجا )
    ۲- نمی دانم می توانند وصلتان کنند به گوینده و مجری برنامه بی بی سی فارسی ( خانم سیما علی نژاد)و یک جرم بیشتر
    ۳-این نظر من است در باره اوباماو همه تک افرادی که فکر می کنند ورای واقعیت ها زندگی می کنند
    کاش من بدبین باشم
    ۴- شرمنده که در لیست باران ای میل قرار نگرفته ام
    کاش در اشتباه .

    نوری تابید

    پنداشتند شاید

    همان خورشید باشد

    کاش من بدبین باشم

    کاش در اشتباه !

    شب تابی بود

    نورافکنی در دست

    با یک بلند گو به وسعت رادیو و تله ویزیون های جهان در

    دست دیگر

  22. یاشار ۲۶م بهمن ۱۳۸۷ ، ۳:۲۱ ق.ظ

    الف – چشم ما روشن
    ۱- مبارک باد(هر چند در ملکوت هم گفته بودم نیایید و بمانید همانجا )
    ۲- نمی دانم می توانند وصلتان کنند به گوینده و مجری برنامه بی بی سی فارسی ( خانم سیما علی نژاد)و یک جرم بیشتر
    ۳-این نظر من است در باره اوباماو همه تک افرادی که فکر می کنند ورای واقعیت ها زندگی می کنند
    کاش من بدبین باشم
    کاش در اشتباه .

    نوری تابید

    پنداشتند شاید

    همان خورشید باشد

    کاش من بدبین باشم

    کاش در اشتباه !

    شب تابی بود

    نورافکنی در دست

    با یک بلند گو به وسعت رادیو و تله ویزیون های جهان در

    دست دیگر
    ۴- شرمنده که در لیست باران ای میل قرار نگرفته ام

  23. نیکزاد کمانگیر ۲۶م بهمن ۱۳۸۷ ، ۳:۴۰ ق.ظ

    خوشحالم بعد از مدت ها برگشتید و قلم اندازی رقم زدید.
    این روزها که دارند برای مذاکره و رابطه با شیطان بزرگ اینجا سرو دست می شکنند.

  24. ابوذر آذران ۲۶م بهمن ۱۳۸۷ ، ۵:۱۴ ق.ظ

    آغاز به تحصیل و شروعی بس خوشحال کننده را صمیمانه تبریک می گویم.
    یقین دارم روزی از یکی از همین دانشگاهها در مقطع فارغ التحصیل می شوید.
    پایدار و موفق باشید.

  25. محمد امامی ۲۶م بهمن ۱۳۸۷ ، ۶:۱۳ ق.ظ

    تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس !

    با مهر

  26. بامدادامید ۲۶م بهمن ۱۳۸۷ ، ۱۰:۵۸ ب.ظ

    برخاست زخواب

    کابوس دیده بود انگار

    نیم خیز شد

    عصبی و بی تاب

    بر صفحه جادو

    می رفت به آسمان

    موشی کوچک

    بر سرش چیزکی هم چون ماه

    خواست برگردد به مقر خواب

    قارو قور شکم رخصتش نداد

    پ ن
    “…اما مثل همیشه بی‌قرارم.”این نشان می دهد سن شناسنامه اتان ۳۲ است ولی خودتان هنوز در آغاز جوانی قرار دارید دلیل دیگر آنکه متعجب می شوید! و زیاد به حرف اطرافیان بها می دهید بدون توجه به اینکه در دروازه را می شود بست اما…

  27. ابراهیم ۲۷م بهمن ۱۳۸۷ ، ۱۱:۰۴ ق.ظ

    با درود
    چو باز امدم کشور اسوده دیدم……
    مسیح بافکر ما شک نداشته باش در حرفه ات به قله اش خواهی رسید … مصاحبه که سهل است
    برای ارمان زیبایت هماره دعا خواهم کرد
    شاد زی و سالم

  28. فاطمه شمس ۲۷م بهمن ۱۳۸۷ ، ۱:۵۵ ب.ظ

    دلم تنگ شددددددددددددددددددددده

  29. محمد ۲م اسفند ۱۳۸۷ ، ۲:۰۸ ب.ظ

    دل تنگی!

نظر بدهید

RSS دماسنج

  • وقتي حداد در لندن از وحدت مي گويد
    حداد در كانون توحيد لندن نشست و در ميان ايرانيان مقيم لندن از ضرورت وحدت سخن گفت و هفته وحدت را در حالي پاس داشت و با قاطعيت از رفتار تصميم گيران اين سال ها در ايجاد آرامش براي برقراري وحدت قوميت هاي بومي و مذهبي و دفاع كرد كه گويي هيچ اتفاقي اين روزها براي دراويش گنابادي رخ نداده است […]
  • هراس از عذرخواهي
    در ژاپن خواب وزير دارايي در يك‌يك نشست‌هاي رسمي، رسانه‌ها را با دارندگان قدرت اين كشور رو در رو مي‌سازد و حزب منتقد دولت نيز به كمك رسانه و خواسته افكار عمومي مي‌شتابد و اين اصلا‌ به منزله مچ‌گيري تلقي نمي‌شود بلكه تعدد و تكثر ديدگاه‌ها موجب مي‌شود راه فرار از خطا براي دولت بسته و باريك بماند، بر اين اساس مقاومت براي او كه خطا كرده است دشوارتر مي‌شود چنانچه […]
  • آز آرایش براون تا گویش احمدی نژاد
    حساسيت بيش از اندازه براون در مورد حاضر شدن با ظاهري پيراسته در ديدار با اوباما كار دستش داد و او نيز سوژه مطبوعات شد آنگاه كه در اوايل همين ماه يك عكاس حرفه‌اي عكسي از براون را در ديلي‌تلگراف منتشر كرد كه او را در دقايق آخر از پنجره هواپيما نشان مي‌داد كه خانمي با مشغول گريم كردن صورت براون پيش از ديدار با اوباما بود. […]
  • روزنامه‌نگار شرمسار نباشيم
    موضوع سخنراني ده دقيقه‌اي كلا‌س، انتخاب يك آهنگ انگليسي و تحليل محتواي آن بود. بايد خوب مي‌دانستم كه قرار نيست به‌عنوان يك روزنامه‌نگار پرگويي كنم و فخر روي گشاده و اعتماد به نفس مخصوص اهالي اين حرفه را به رخ جماعت دانشجو بكشم. همه سعي‌ام را كردم تا سربه زير و كمي مضطرب و دستپاچه به نظر آيم اما از همان ابتدا كه به همت مايكروسافت، تيتر سخنراني كوتاه را روي پر […]
  • هیبت انتخابات
    اساسا در كشورهايي كه هنوز در توده مردم نشاني از اطمينان و اعتماد قابل قبول به روند برگزاري انتخابات نيست و هر روز از مجلس و محفل سياسي نسبت به سلامت انتخابات تذكر داده مي شود، بي شك حضور و حمايت صريح نظاميان در انتخابات هيمه و هيزم هر آتشي را تر مي سازد […]
  • همسران سران خاورميانه و جاي خالي ايران
    شال سفيدي بر شانه همسران سران كشورهاي خاورميانه نشست تا با دعوت امينه اردوغان همسر نخست‌وزير تركيه گرد هم آيند و در اقدامي نمادين با كودكان و زنان فاجعه‌ديده در نوار غزه همدردي كنند. اسما اسد همسر رئيس‌جمهور سوريه، رانيا همسر پادشاه اردن، وفا سليمان همسر رئيس‌جمهور لبنان، الميس سنيد همسر امير قطر، فيروزه يوسف رضا گيلا‌ني همسر نخست‌وزير پاكستان، بهار مراداوا […]
  • غم غزه و غمزه غرب
    آیا انتقاد به سیاست‌های دولت در تمام این سال‌ها كافی است تا مهر سكوت و یا بعضا طعنه‌ای بر جسدهای به زمین مانده خواهران و برادرانمان در غزه بزنیم و بگوییم خودمان درد به اندازه كافی برای گریستن داریم؟ […]
  • مسیح مهربان
    كافي است ايراني باشي و يك خانواده متوسط و تقريبا پرجمعيت انگليسي شما را به ميهماني روز كريسمس شان دعوت كند و آنگاه در كنار يكي از مراسم هاي هميشگي شان ببيني كه محمود احمدي نژاد نيز ناگهان پس از ملكه انگليس بر صفحه تلويزيون ظاهر شده است و دارد براي مردم انگليس پيام كريسمس مي فرستد […]
  • در ستایش تسلیم شدن سردار
    سردار با محاسن انبوهش، متفكر و منتظر به خبرنگار نگاه و گوش مي‌كند؛ ابتدا كمي در جايش جابه‌جا مي‌شود و بعد درست همانند بخش چشمگيري از جامعه كه معمولا‌ به گاه اشتباه، قيافه حق‌به‌جانب‌تري به خود مي‌گيرند، عمل مي‌كند تا از يك عمل اشتباه خود دفاع كند […]
  • مظلوم‌نمایی به کار سیاستمداران می‌آید
    گفتگوی رادیو زمانه با مسیح: .بر اساس قراردادی که با خودم بسته‌ام، مطالبی را که در روزنامه‌های داخل چاپ نشود، بدون دریافت هیچ‌گونه حقوق و مزایایی که بعداً به آن متهم شوم، با دوستانی که در رادیو زمانه یا روزآنلاین‌دارم، در آن‌جا چاپ می‌کنم. […]

گاه نویس

  • آقای متکی! جنایت کاران واقعی چه کسانی هستند
  • از تحقیر سرشناس ها تا تنبیه نا شناس ها
  • مردم احمدی نژاد، مردم موسوی
  • جنبش معترضان و جنون جوانکشی در ایران
  • جنبش نه بی سر است نه بی رهبر
  • اعدام آدمیت، بزمی برای بزرگان، کاش بشکند سکوت سران
  • ترور خواصی که دوپهلو با خامنه ای سخن می گویند
  • از هدیه تهرانی تا هدیه مشایی، از بیانیه موسوی تا بیانه های موسمی
  • جشن تولد مجازی ؛ تولد واقعی ندا روزی بود که با گلوله در جهان گل کرد
  • به عنوان یک روزنامه نگار سبز مبارزه می کنم، پس هستم

بایگانی

  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶
  • مرداد ۱۳۸۶
  • تیر ۱۳۸۶
  • خرداد ۱۳۸۶
  • اردیبهشت ۱۳۸۶
  • فروردین ۱۳۸۶
  • اسفند ۱۳۸۵

تقویم

بهمن ۱۳۸۸
د س چ پ ج ش ی
« دی    
 ۱۲۳۴
۵۶۷۸۹۱۰۱۱
۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸
۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵
۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰  

اطلاعات

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

ابزارها

دوستان

نيك آهنگ كوثر, سعيد پور حيدر, فاطمه قدياني, محمد آقازاده, امير عليزاده, مجتبي سميع نژاد, كريم جعفري, اكبر منتجبي, منصور نصيري, مهجاد, جمهور, آسيه اميني, سميه توحيدلو, سهام الدین بورقانی, وب نوشت, محمد دادفر, آرش غفوري, احسان تقدسي, فريد مدرسي, پيامبران كاغذي, ثمانه اكوان, ساغر, داريوش محمدپور, مهاجراني, مسعود بيزارگيتي, آدم, سارا معصومي و مهران قاسمي, مسعود رفيعي, فرشته قاضي, میترا خلعتبری, حسن سربخشيان, محبوبه حسين زاده, سیامک قاسمی, حسين نورايي نژاد, الناز انصاري, مسعود بهنود, ساسان آقايي, لیلی نیکو نظر, حميد متقي, داود پنهاني, مرجان توحيدي, محمد جواد روح, اميرعباس نخعي, ميثم زمان آبادي, كوروش ضيابري, مریم مجد, سهيل آصفي, معصومه ناصري, علي مهتدي, روزبه مير ابراهيمي, سامان صفرزايي, سولماز شريف, محمد رحیمی زاده, سعیده امین, چارسوق, خاطره وطن خواه, سعيد حنايي كاشاني, جميله كديور, فهيمه خضر حيدري, مهرو ملالي, پرستو دوكوهكي, هانيه بختيار, احسان عابدي, حسین پاکدل, رضا مهدوي هزاوه, ابوذر آذران, عكسخانه اي در شمال, نازنين كديور, اميد معماريان, هادي حيدري, فاطمه شمس, كريم ارغنده پور, يونس شكرخواه, هنوز, نسرین افضلی, نفيسه زارع كهن, عفت ماهباز, كافه تيتر, ايمان ابراهيمباي, امشاسپندان, حنيف مزروعي, مصطفي اكبرپور, اكرم ديداري, وحيد پوراستاد, امیر فرشاد ابراهیمی, علي شيروي, كارگاه داستان كوتاه آريا, كيوان مهرگان, بابك مهدي زاده, ندا شيروي, حامد جواد زاده, آسمان ريسمان, مريم شباني, الپر, فرزانه سالمي, پناه فرهاد بهمن, مهرانگيز كار, اسدالله امرايي, جواد منتظري, ليلي فرهادپور, عباس عبدي, پرستو سرمدي, عليرضا حسيني, مرجان طبا, مریم میرزا, ميرا, حسن سلامي.

دسته‌ها

  • اجتماعی
  • سفرنامه
  • سیاسی
  • گاه نویس

feed مسیح علی نژاد

Wordpress and وردپرس فارسی  | Theme by WordPress Pro | Reformed in Persian by An Online Friend | Creative Commons License