• خانه
  • تماس

“احمدی نژاد کشون ” را تمام کنید

راست می‌گویند خب. تمام کنید این بازی احمدی‌نژاد کشون را.  به هر طرف که رو می‌کنیم یکی روبروی او ایستاده‌است و سینه می‌شکافد. احمدی‌نژاد که از آسمان نیامده. در خانه هر یک از ما دست‌کم یک احمدی‌نژاد هست. در باطن هر یک از ما نیز. راست می‌گفت که جهان به سمت احمدی‌نژادی‌شدن پیش می‌رود.  حداقل در فضای انتخاباتی، همه یک تنه یک احمدی‌نژاد شده‌‌اند. مدام به همه بد و بیراه می‌گویند.

دلم می‌گیرد وقتی می‌بینم همه آنان که برای نفت و وام و کار و ازدواج به احمدی‌نژاد رای داده‌اند دست‌شان خالی‌است، دلم می‌گیرد وقتی ساعت‌ها در فرودگاه‌های جهان بازجویی می‌شویم، به پرخاشگران همیشه بدل شده‌ایم، نان و نام را یک‌جا باخته‌ایم اما دلم رضا نمی‌دهد این همه را تنها محصول کم‌کاری‌های و کوتاهی‌های یک نفر بدانیم.

محمدباقر قالبیاف دارد حسابی کار می‌کند اما انگشت‌ اتهام‌اش همیشه به سمت احمدی‌نژاد است. لاریجانی که در هر جلسه‌ای بنشیند از قانون‌گرا نبودن احمدی‌نژاد می‌نالد، حداد عادل که استخوان در گلو شده و زبان بسته‌است اما گاهی هم اگر زبان باز کند به احمدی‌نژاد می‌زند. حسن‌روحانی که چاشنی کلام‌اش نقد بالا تا پایین سیاست‌های احمدی‌نژاد است. عسگراولادی و یارانش که به ستوه آمده‌اند و برای  رهایی از دولت این رفیق جوان، نسخه ائتلاف برای همه می‌پیچند.  محسن رضایی که بازتاب و تابناکی برهم زده تا  مدام  گاف‌های این مرد را به رخ بکشد  . ضرغامی هم اگر صد مستند سفر به نیویورک بسازد باز با یک نود اش، حکایت همان نه من شیر ریخته‌است. توکلی که می‌خواهد سر بر تن چنین اصول‌گرایی نباشد. هاشمی  که اساسا گدا‌پروری را حاصل تصمیمات احمدی‌نژاد می‌داند و… حساب اصلاح‌طلبان هم که روشن است.

حالا یکی نیست بگوید اگر این همه مرد میدان توان یک هم‌اندیشی ساده برای برون‌رفت از بن‌بست را ندارند همان‌به که بگذارند یک مرد به سبک و سیاق خویش طی طریق کند. رها کنید و بگذارید همان یک‌نفر یک‌روز بگوید اسراییل باید محو شود و روز دیگر طرحی‌نو برای دوستی با مردم اسراییل در اندازد.  یک‌روز بگوید اوباما باید از ملت ایران عذرخواهی کند و تنها چند روز بعد پیشنهاد مذاکره با آمریکا را بی‌شرط و قید فریاد زند.

این همه مردان پر مدعای معترض که قادر به برگزاری یک جلسه مشترک با رهبری یا حتی خود احمدی‌نژاد نیستند تا روزنه‌ای‌ بگشایند آیا بهتر آن‌نیست که سکوت کنند؟ من یکی که هربار با خودم عهد می‌بندم اگر این جماعت دهان بیش از اندازه باز کردند و مدام به احمدی‌نژاد تاختند، به سهم خود ساکت ننشینم. درست‌است که بی‌حزب و بی‌تشکیلات بر کرسی قدرت نشستن این حاشیه امن را به همه‌ی هم‌اندیشان احمدی‌نژاد  می‌دهد که به گاه سرازیر شدن مشکلات، پشت یکه‌تاز میدان را خالی کنند اما یادمان باشد که این کوله‌بار کهنه را ما باید یک‌جایی زمین بگذاریم و نگذاریم هر‌کسی که خیر امروز خویش در زدن تنها کتک‌خور میدان دید، آستین بالا بزند. از اصول‌گرایان، اصول مروت و همراهی بخواهیم. شکستی اگر هست، سرشکستگی‌ای اگر هست، کتکی، زخم‌زبانی و یا هر نقد و ناروایی اگر هست از آن همه‌ی آنان‌هست که در اصل و اصول مشترک و یک شکل می‌اندیشند و اختلاف‌نظر تنها در اینجاست که کدام بر صندلی نشیند.از این‌سو و در حلقه‌ی اصلاح‌طلبان هم نقدی اگر هست به همه‌ی آنانی هست که آنها هم توانایی یک هم‌دلی و هم‌اندیشی ساده را ندارند و از دلش کسی بیرون می‌آید که هرچه کرده و هر که بوده، همه توانش همین بوده، کمی ناپخته بود اما هرگز نامرد نبود در برابر مردان‌اش.  مردانه پشت یارانش ایستاد . پای حرف‌اش اگر نایستاد و زیر شعارهایش را اگر زد پای دوستان‌اش ایستاد. کاش اصول‌گرایان این یکی را از او یاد بگیرند و پای رییس‌جمهور اصول‌گرایشان  بایستند و نگذارند در روزهای انتخابات تنها مظلوم میدان باشد. کاش اصلاح‌طلبان هم این‌ خصیصه را از او یاد بگیرند و این رزوها به جای پشت هم را خالی‌کردن، کمی، تنها کمی پشت هم باشند. ممکن نیست فقط یک‌نفر در خانواده بزرگ اصول‌گرایان مقصر میدان باشد و باقی همه آقای عالم. کاش اصلاح‌طلبان هم اخلاق پیشه کنند و در روزهای انتخابات که زبان‌تلخی رسم می‌شود به جای نقد احمدی‌نژاد، تفکر و جریان حاکم را نقد کنند و بگذارند نقد او و باقی اشخاص حقیقی بماند برای اهل رسانه و نه اهل سیاست. روزهای در راه روزهای نقد تفکری باید باشد که انتخابات را از شکل واقعی‌اش دور و آن را بدل به بازی دل‌آزار چند جوان کوچه و بازار کرده‌است. به گمانم بازار احمدی‌نژاد کشون از این هم داغ‌تر شود. همیشه در چنین مواقعی سخت‌ام می‌شود هم‌صدا با جمع‌شدن و ترجیح می‌دهم وقتی که زدن کسی «مد» می‌شود آرام کنار بکشم اگرچه همین‌طوری هم در کنار ایستاده‌ام.

۲۷ بهمن ۸۷ | گاه نویس

۲۰ نظر برای ““احمدی نژاد کشون ” را تمام کنید”

  1. فاطمه.م ۲۷م بهمن ۱۳۸۷ ، ۴:۰۰ ب.ظ

    چقدر لذت بخشه اولین نظر رو بگذاری .شاید هم اولین خواننده نوشته ات باشم.
    همیشه سربلند و موفق باشید.

  2. امین ثابتی ۲۷م بهمن ۱۳۸۷ ، ۴:۳۹ ب.ظ

    نوشته‌ات فوق‌العاده بود. یک رونوشت را به ابطحی بفرست تا وی هم آن را بخواند. من هم این روزها به این مسئله فکر می‌کنم که مهم صندلی قدرت است نه رای مردم!

  3. Farzi ۲۷م بهمن ۱۳۸۷ ، ۷:۰۶ ب.ظ

    Sorry but I have to say that this was one of the weakest articles written by you.
    Being different does not mean being unreasonable.

  4. ی ۲۸م بهمن ۱۳۸۷ ، ۲:۰۱ ق.ظ

    اگر اسامی و مصادیق را از نوشته شما حذف کنیم مطالب شما در بیان یک مفهوم کلی درست است. اما لطفا فراموش نکنید که آقای احمدی نژاد آن “تنها کتک خور میدان” نیست. شما اصحاب رسانه بهتر از ما میدانید که تخریب دیگران همواره اصلی ترین حربه آقای احمدی نژاد بوده است. می توانید برای نمونه به سخنرانی ایشان در ۲۲ بهمن ۸۷ مراجعه کنید. من موافق عکس العمل کاملا مشابه نیستم اما معتقدم انجام افشاگری حداقل از جانب اصلاح طلبان بیشتر دفاع از خود محسوب می شود. از طرفی کسی را که رهبری٫شورای نگهبان٫سپاه و… از او دفاع میکنند نمی توان تنها کتک خور میدان نامید.

  5. هاشم حکمه ۲۸م بهمن ۱۳۸۷ ، ۲:۱۳ ق.ظ

    ۱- مطلبت بوی کروبی می داد.
    ۲- همین مظلومیت و تنهایی که تو نامش بردی در ماه های پیش رو عجیب به داد محمود خواهد رسید.
    ۳- رئیس دولت نهم اگر به بیراهه هم میرفت -که تا دلتان بخواهد، رفت- به راهش ایمان داشت و این کمبود بزرگ دیگر اصولگرایان و اصلاح طلبان بوده و هست.
    ۴- حرفی نیست…

  6. ابوذر آذران ۲۸م بهمن ۱۳۸۷ ، ۴:۲۹ ق.ظ

    برای نخستین بار می گویم این نوشته ات چرت بود.
    آخر عزیز من چرا این عبارت لعنتی احمدی نژاد کشون را تو هم نشر می دهی. احمدی نژاد گند زده به این مملکت و هنوز یک نقد جانانه نشنیده. اگر مجلسمان کمی وظیفه مدار بود باید تا الان برایش عدم کفابت صادر می کرد.
    این آدم داره همه چیز را نابود می کنه حالا شما از او یک مظلوم می سازید.
    این آقا مظلوم نیست او اتفاق با تصمیمات نادرست ظلمی بزرگ در حق ایران، اسلام و مردم کرده است.
    خواهش می کنم از این آقا دفاع نکنید این مظلوم نمایی ها او را به صدر می رساند. نکنه تو هم دوست داری این آقا ۴ سال دیگر بر کرسی بنشیند.
    بخاطر بی ادبی موجود در نظرم پوزش می خوام

    ……………………………………………………………………..

    پس مجلس و این همه مردانی که توانایی صدور عدم کفایت ندارند بهتر است ساکت باشند و بی سبب موج علیه کسی درست نکنند که مظلوم شود و از روحیه مظلوم‌دوستی مردم بهره ببرد. یعنی مطلب واضح نیست؟

  7. ایران ایرانی ۲۸م بهمن ۱۳۸۷ ، ۶:۱۳ ق.ظ

    شما نوشته بودید شاه هم صدای مردم راشنید پس این مطلب یعنی چه؟

  8. شایگان ۲۸م بهمن ۱۳۸۷ ، ۱۰:۰۹ ق.ظ

    مشکل مردم ایران فقط و فقط شخص خامنه ایست، چرا هیچگاه در مطالبتان به این …… اعتراضی نمی کنید؟
    …………………………………………………………
    ببخش که سانسورت کردم .

  9. آرش حمزه لو ۲۸م بهمن ۱۳۸۷ ، ۱۲:۰۲ ب.ظ

    سلام خانم علی نژاد

    دولت احمدی نژاد در واقع دولت شخص رهبری است به بیان دیگر اگر آقای خامنه ای هم اکنون رئیس جمهوری بود ایران وضعیتی مشابه امروز داشت! طبق قانون اساسی قدرت اصلی در اختیار رهبر است و حرف نهایی را وی می زند! رئیس جمهوری در ایران بیشتر مانند یک گماشته برای رهبر عمل می کند و از خود نظر چندان مستقلی ندارد. حال فرق احمدی نژاد و خاتمی و رفستجانی در چیست؟ در واقع این ۳ نفر نماد تنها شخصیت هایی هستند که در جمهوری اسلامی می توانند به ریاست جمهوری برسند، احمدی نژاد نماد شخصی است که از ابتدااین شرط را که غلام دست به سینه باشد پذیرفته و مقامات حاکم هم به هر نحوی وی را یاری کزدند تا پیروز انتخابات شود و خود وی می داند در صورت تمرد و نافرمانی عاقبتی بجز برکناری ندارد زیرا رای وی در انتخابات حاصل تلاش جریانی در حاکمیت نطام بود نه انتخاب مردم. خاتمی نماد شخصی است که با پذیرفتن چهارچوب نظام تلاش در بهبود و مدرن سازی ساختار حکومت دارد که تجربه هشت ساله دوران اصلاحات به وضوح سرنوشت چنین فردی مشخص است، در یک کلمه شکست! در نهایت رفسنجانی نماد افرادی است که خود را از وارثان اصلی انقلاب می بیند و در باطن حاضر به پذیرفتن امر و نهی از جانب رهبری نیست زیرا در واقع اگر خود را بالاتر از وی نبیند کمتر هم نمی بیند ، پایان کار چنین فردی نتایج انتخابات مجلس بود که دیدیم! چنین فردی هم از طرف مردم ضربه می خورد و هم از طرف حاکمیت! نماد دیگری هم برای ریاست جمهوری ایران قابل فرض نیست زیرا بجز این سه دسته دیگران با اساس نظام و ولایت فقیه مشکل دارند و طبق قانون نمی توانند به ریاست جمهوری برسند.با این شرایط تلاش برای بهبود شرایط ایران از طریق انتخابات شورای نگهبانی خیالی بیش نیست! مشکل رئیس جمهور نیست مشکل نبود دموکراسی واقعی است و با انتخاب رئیس جمهوری تحت شرایط شورای نگهبان انتظار انتخاب فردی ساختار شکن فکری کودکانه است. مشکل ایران با اصلاحات بر طرف نخواهد شد یک دگرگونی اساسی لازم است! شاید چیزی مشابه بهمن ۵۷ اما اینبار با رهبری روشنفکران و وطن پرستان.

  10. alis ۲۸م بهمن ۱۳۸۷ ، ۱:۰۰ ب.ظ

    نگرانت شده بودم بانو خیلی وقت پیدات نبود

  11. رحمان ۲۸م بهمن ۱۳۸۷ ، ۱:۴۷ ب.ظ

    نه دیگه! قرار نبود مسیح خانم، این یه قلم رو دیگه قرار نبود…

  12. سلامت ۲۸م بهمن ۱۳۸۷ ، ۲:۴۵ ب.ظ

    هنوز در دنیای سیاست ول هستید؟ بابا بی خیال! مسیح دیگه داره روزهای خوب زندگی رو از دست میدی ها۱ گفته باشم. برو به خودت برس که داره دنیا رای من و شما و هم دوره ای هامون رنگ میانسالی به خودش میگیره!

  13. آریابان ۲۸م بهمن ۱۳۸۷ ، ۲:۵۱ ب.ظ

    مسیح عزیز تیتر رو که دیدم جا خوردم،حتی مت رو هم که خوندم باز برام گفتنش از طرف نویسنده آواز دلفین ها عجیب بود،اما فکر میکنم مطلبت به این موضوع اشاره داره که بزرگ کردن افراد چه منفی باشن چه مثبت اشتباهه،محمود احمدی نژاد رو باید طوری دید که هست ،با همه قوت ها و ضعف های بزرگش و مطمئنن واقعیت همیشه تاثیر گذار تره،با اینیم که ایرانیان مظلوم پسندند به شدت موافقم.
    اما مسیح عزیز چند وقتیه حس میکنم تغییر کردی ،قلمت کمی کند و خنثی شده و بر خلاف گذشته اون شادابی و شور رو تو قلمت نبینم،امیدوارم هر چه نیک است آن شود.
    پایدار باشی

  14. محسن ۲۹م بهمن ۱۳۸۷ ، ۱۱:۴۴ ب.ظ

    سلام
    آفرین بر تو
    به مطلب جالبی اشاره کردی. اما مخالفت های اشاره شده با احمدب نژاد و عدم موفقیت هیچکدام از آنها نشان از اراده و فدرت قویتری است که پشتیبان ایشان است و توانایی انتخاب دوباره آنرا تضمین کرده است.
    موفق و پیروز باشی

  15. مهرنوش ۳۰م بهمن ۱۳۸۷ ، ۴:۵۴ ق.ظ

    ببخشید فکر می‌کنید در کشور‌های دیگه دنیا اگر کسی‌ چنین کارنامه اقتصادی میداشت چه جور باهاش رفتار میکردند؟ این آقا ۳۰۰ میلیارد دلار درامد کشور رو فنا کرد و نرخ تورم رو رسوند به ۳۰ درصد ،تقریبا همه روز نامه‌های مخالف رو بسته و دانشجویان رو هم خفه کرده و هر غلطی که می‌خواد داره می‌کنه . همین حالا تو سفرهاش به روستا‌ها و شهر‌ها داره پول مملکت رو بین مردم پخش می‌کنه تا رای اونها رو بخره، فکر نکنم تعبیر “احمدی نژا کشون” در مورد این آدم وقیح اصلا صدق کنه

  16. امیر . ن ۳۰م بهمن ۱۳۸۷ ، ۵:۲۹ ب.ظ

    سلام مسیح خانم
    مدت زیادی است که مطالب شما رو مرتب دنبال میکنم.اتفاقا خط و مشی نوشته های شما مشخصه.سیر تغییرات اون هم باز واسم قابل درکه.شما گاهی به اتفاقات پیش آمده با قلم (واقعا)جذابتون می تازید که این اوج کار شماست و اون مطالبی رو میساره که مورد نظر مخاطبان است.
    و گاهی هم از نفس می افتید و توی میدون زد و خورد، مثل الان و به تعبیر خودتون ساکت میشید و از گوشه نظاره گر میشید.
    من هر دوی این ها رو میپسندم.اما دلم نمی خواد افراد خوش ذوق و منتقد قلم فرسایی چون شما به سمت حالت سوم روی ببرند که اون بی توجهی و کنارکشیدن باشه.
    موفق باشید.

  17. مهرنوش ۱م اسفند ۱۳۸۷ ، ۲:۳۰ ب.ظ

    یاد داشتی تحلیلی از حمید رضا جلایی پور درباره آنکه چرا برخی‌ اولترا اصلاح طلبان این روزها به تخریب خاتمی میپردازند.

    http://www.mowj.ir/ShowNews.php?5642

  18. somi ۱م اسفند ۱۳۸۷ ، ۳:۳۷ ب.ظ

    matnetno khondam…mamnon.ghalem khob darid..vali aslan vaghei nabood!! chetor be adami ke tamame sarmaye keshvaro be hadar dade,abo barghe marodmo ghat mikone,shoma behehs sefate “mazloom” midid???behatre bishtar ferk konim…bedrood

  19. آرش سلیمی ۴م اسفند ۱۳۸۷ ، ۶:۴۳ ق.ظ

    نقش وزنه تعادل را داری. من هم خیلی وقتها این نقش را به عهده می گرفتم. خوب است که سیاهیهای سفید یا سفیدیهای سیاه را به آنها که سیاه و سفید می بینند نشان بدهی.
    آدم متفاوت با اکثریت و جالبی هستی. مئفق باشی

  20. یک خبرنگار ۸م اسفند ۱۳۸۷ ، ۴:۲۹ ق.ظ

    می بینم که تو هم احمدی نژادی شده ای! خوشحالم که نوشته ات کمی تا قسمتی بوی حقیقت می داد. مسیح عزیز اجرای عدالت سخت است و هیچکس این کاره نیست . عدالت صاحب دارد و ما برای آمدنش دعا می کنیم . از خدا می خواهم بیش از این طولانی اش نکند . مسیح عزیز در آن روز مسیح هم خواهد آمد و دست بیعت را با موعود نهائی خواهد داد . امیدوارم خدا به گناهان ما نگاه نکند ما بندگان ناچیزی هستیم .

نظر بدهید

RSS دماسنج

گاه نویس

  • همسر یکی از شهدای بیست و پنج خرداد: مردم و رهبران جنبش ما را تنها نگذارید
  • ما به خودزنی مشغول و نمایندگان به چند زنی
  • آقای موسوی، نسل ما نه اهل قهر است و نه اهل غمزه برای دیکتاتور.
  • مادر شبنم سهرابی؛ می گویند شاهد بیاورید که دخترتان زیر چرخ های ماشین نیروی انتظامی له شد
  • جنبشِ یاد کردن از شهدای ناشناس جنبش
  • ماجرای پرواز سبز و آواز ترس و کتاب جدیدم از جنبش سبز
  • دلتنگی های دخترانه برای پدرانی که کودتا آنها را دزدید
  • از پارازیت صدای آمریکا تا پارازیت های دل ما
  • درخواستی صمیمانه از بالاترین، دنباله، سبزلینک…: کمپین ما اعضای خانواده زندانیان سیاسی هستیم را بسط دهید
  • مادران اعتصاب کنندگان در خطر؛ یک پیشنهاد برای انعکاس صدای اعتصاب کنندگان و زندانیان گمنام

بایگانی

  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶
  • مرداد ۱۳۸۶
  • تیر ۱۳۸۶
  • خرداد ۱۳۸۶
  • اردیبهشت ۱۳۸۶
  • فروردین ۱۳۸۶
  • اسفند ۱۳۸۵

تقویم

شهریور ۱۳۸۹
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹۳۰۳۱  

اطلاعات

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

ابزارها

دوستان

نيك آهنگ كوثر, سعيد پور حيدر, فاطمه قدياني, محمد آقازاده, امير عليزاده, مجتبي سميع نژاد, كريم جعفري, اكبر منتجبي, منصور نصيري, مهجاد, جمهور, آسيه اميني, سميه توحيدلو, سهام الدین بورقانی, وب نوشت, محمد دادفر, آرش غفوري, احسان تقدسي, فريد مدرسي, پيامبران كاغذي, ثمانه اكوان, ساغر, داريوش محمدپور, مهاجراني, مسعود بيزارگيتي, آدم, سارا معصومي و مهران قاسمي, مسعود رفيعي, فرشته قاضي, میترا خلعتبری, حسن سربخشيان, محبوبه حسين زاده, سیامک قاسمی, حسين نورايي نژاد, الناز انصاري, مسعود بهنود, ساسان آقايي, لیلی نیکو نظر, حميد متقي, داود پنهاني, مرجان توحيدي, محمد جواد روح, اميرعباس نخعي, ميثم زمان آبادي, كوروش ضيابري, مریم مجد, سهيل آصفي, معصومه ناصري, علي مهتدي, روزبه مير ابراهيمي, سامان صفرزايي, سولماز شريف, محمد رحیمی زاده, سعیده امین, چارسوق, خاطره وطن خواه, سعيد حنايي كاشاني, جميله كديور, فهيمه خضر حيدري, مهرو ملالي, پرستو دوكوهكي, هانيه بختيار, احسان عابدي, حسین پاکدل, رضا مهدوي هزاوه, ابوذر آذران, عكسخانه اي در شمال, نازنين كديور, اميد معماريان, هادي حيدري, فاطمه شمس, كريم ارغنده پور, يونس شكرخواه, هنوز, نسرین افضلی, نفيسه زارع كهن, عفت ماهباز, كافه تيتر, ايمان ابراهيمباي, امشاسپندان, حنيف مزروعي, مصطفي اكبرپور, اكرم ديداري, وحيد پوراستاد, امیر فرشاد ابراهیمی, علي شيروي, كارگاه داستان كوتاه آريا, كيوان مهرگان, بابك مهدي زاده, ندا شيروي, حامد جواد زاده, آسمان ريسمان, مريم شباني, الپر, فرزانه سالمي, پناه فرهاد بهمن, مهرانگيز كار, اسدالله امرايي, جواد منتظري, ليلي فرهادپور, عباس عبدي, پرستو سرمدي, عليرضا حسيني, مرجان طبا, مریم میرزا, ميرا, حسن سلامي.

دسته‌ها

  • اجتماعی
  • سفرنامه
  • سیاسی
  • گاه نویس

feed مسیح علی نژاد

Wordpress and وردپرس فارسی  | Theme by WordPress Pro | Reformed in Persian by An Online Friend | Creative Commons License