آقای لاریجانی! بوی گوشت سوخته یک معتاد شرف دارد به بوی دهان تو
دیروز با بغض مطلبی در مورد مردی که در برابر مجلس خودسوزی کرد نوشتم و برای اعتماد ملی فرستادم. اما امشب دیدم به جای مطلب من مطلبی از خانم کدیور در همین زمینه در روزنامه کار شده است و مطلب من پر پر شد. اول به سرم زد طنز تلخی برای روزنامه بنویسم و بگویم اگر من هم سر و همسری داشتم و بعد خانوادگی این روزها برای دفاع از کروبی وارد میدان میشدیم مطلب مرا دور نمیانداختید بعد یاد این افتادم که خود آقای کروبی هرگز از من به عنوان کسی که بیشترین لطف را هم به بنده در روزهای احضار و دادگاه داشته اند به دلیل اینکه سنگ معین را به سینه زدهام شاکی نشده بود. منصرف شدم و گفتم مطلب را اینجا بگذارم از این ستونلرزهها دلگیر نشوم . مهم این بود کسی به آقای لاریجانی بگوید که از دهانش بویی از کلام انسانی نیامد آنگاه که یک انسان درست روبروی خانه ملت خودش را به آتش کشید. برای همین مطلب خنثی و قابل چاپی که برای روزنامه نوشته بودم را باتیتر و پایانی که به هوای دل خودم نزدیکتر است میگذارم در این خانه فیلتریام.
نمایندهای در نشست علنی مجلس از جای بر می خیزد تا از آقای رییس بخواهد از شان مجلس دفاع کند و به ملت توضیخ دهد آنکه در مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی بنزین بر بدن خویش ریخت و خود را آتش زد٫ جانباز نبود بلکه معتاد بود و آقای رییس نیز سریع و آماده به دفاع برمی خیزد و تاکید میکند که همینطور است ٫ آنکه در آتش خودساخته ٫ سوخته٫ معتاد بوده و مشکل روحی و روانی داشته و اساسا بویی از جبهه و جنگ نبرده است. *
ظاهرا رسانهها برای جنازه سوخته مردی که درمقابل ساختمان بهارستان٫ زمستان سرد زندگی خود را با گرمای آتشی پایان داد٫ خبرهای حاشیهای نوشتند که مجلس بر آن شد تا در مقام دفاع از جایگاه خانه ملت بر آید و بگوید آنکه مرده٫ مرگش به دلیل بیتوجهی نمایندگان نبوده و او در در سه تاریخ مشخص با سه نماینده مجلس ملاقات داشته است. رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس حتی تاریخ دقیق این ملاقات ها را از تریبون مجلس اعلام میکند آنچنان که نام نمایندههایی که مرد سوخته دیدار کردهاند را را نیز اعلام می کند و سپس نتیجه میگیرد که ؛قربانی این خودسوزسی؛ مشکل روحی و روانی داشته است و بر این اساس رسانهها باید در انتشار چنین اخبار حساسی آن هم در ایام سی سالگی انقلاب مراقب باشند تا مردم را بیهوده نگران نکنند.
بیراه نمیگوید او که در کسوت یک نماینده نگران است تا جامعهای نگران نشود. در همه کشورها وقتی چنین حادثههای دلخراشی رخ میدهد٫ رسانه ها زمین و زمان را به هم میرسانند تا روزنهای به واقعیت بگشایند. بی شک دغدغه نمایندهای که نخواستهاست نام کشورش به اتهام بیتوجهی به جانبازان نازنین میهن بدنام شود٫ ستودنیاست و از انسانیت به دور است اگر رسانهای بی تحقیق دقیق٫ خبر کذب نوشت و موجب شد دهنیت مردم از بیتوجهی به آنانی که مظلومانه در گوشههای شهر خاطراتی از جنگ را بر تن زخمی خود حک کردهاند٫ مخدوش شود. شاید روزی که تلانبار داروهای یک جانباز شیمیایی در خانه حقیر و فقیرش همانند کوهی از دارو٫ سوژه عکس خبرگزاریهای جهان شد دل همین ملت میخواست نمایندهای از خانه ملت برخیزد و بگوید: نمیگذاریم قهرمانان ملیمان را سوژه عکس کنید و “کوله پشتی” می بستند و میرفتند تا “کوه “غم بسیاری از خانوادههای رنجدیده جانباز را فتح کنند. بیشک وقتی در خیابانهای امن تهران ناگهان مردی با لباسها و چهرهای خسته داد میزند: ” خمپاره انداختند٫ سنگر بگیرید٫ سنگر بگیرید ” ملت دلش رضا نمی دهد خانواده ای که مرد را همراهی میکنند٫از جمعیت عذر بخواهند و یادآور شوند که مرد همراهشان شیمایی شدهاست و از بیماری اعصاب و روان رنج میبرد. ملت خوب می اند آنکه باید عذر بخواهد ماییم که عضوی از ما بیقرار است بیآنکه بدانیم بر او چه سخت میگذرد وقتی جمعی مشغول دعوا برای شان و جایگاه خویش اند.
این ها همه مقدمهای دراز بود برای آنکه بگویم شان مجلس بالاتر از این است که در دفاع از جایگاه خود٫ منش جانبازان را فراموش کند و تنها به نامشان تکیه کند. آنان که جان برایشان هدیه ناقابل است در دفاع از مام میهن بیشک آن روز که سینه در برابر حریف سپر کرده بودند٫ آدم ها را به خوب و بد تقسیم نکردند. برای آنها جان کسی که سوابق روحی و روانی داشت با او که در جایگاه استاد و دانشمند مینشست برابر بود. هرگز نگفتند برای دفاع از جان کسانی جان می دهیم که زندگیشان خالی از سوابق سوء باشد. برای آنها ” انسان “٫ ” انسان ” بود . پس چگونه ممکن است در سخنان رییس یک مجلس و مسول کمیسیون امنیت ملی آن برای سوختن یک ” انسان ” در آتشی که به گفته خودشان به دلیل مشکلات روحی و روانی بر افروخته شده بود٫ حتی یک کلمه ساده برای رفع نگرانی و دلجویی از ملت وجود نداشته باشد و همه تلاش برای آن باشد که ثابت کنند آنکه مرده٫ جانباز نبوده است. بی شک جانبازان مومن این دیار دلشان رضا نمی دهد نمایندگانشان تریبون در اختیار بگیرند اما حتی یک کلمه به ملت وعده ندهند که مرگ یک انسان را پیگیری میکنند حتی اگر او سوابق زندانی و اعتیاد داشته باشد.
به گمانم یک وعده ساده مبنی بر اینکه مجلس بررسی میکند تا ببیند مردی که در سه وعده با سه نماینده تهران دیدار داشته است ٫ سپس چرا خودسوزی کرده است ٫ نه تنها از شان مجلس نمیکاست بلکه همان هدف والای جانبازانی را تقویت میکرد که جان خویش برای چنین روزی تقدیم کردهاند تا نمایندگان یادشان نرود برای خودسوزی یک “آدم” جدا از سوابق زندانی و مشکلات روحی و روانی او ٫ از یک ابراز تاسف ساده و پیگیری مسولانه دریغ نکنند.
اگر هنگام واقعه ملتی در کنار آتش میایستادند از بوی گوشت سوخته بدن یک ” معتاد “هرگز چندششان نمیشد اما آنگاه که در برابر مرگ یک انسان ٫ دهانی باز میشود و به جای دلجویی ٫ شروع به توجیه میکند٫بی شک ملتی دست به سمت بینی اش میبرد تا بوی غیرانسانی این کلمات آزارش ندهد.
فراخوان :
این اتفاق ممکن بود در زمان هر دولت و مجلسی رخ دهد و بی شک مستمسک قرار دادن اینگونه حوادث برای نقد جریانی که منتفدش هستیم هرگز اخلاقی و عقلانی نیست اما تنها برای اینکه رییس مجلس یاد بگیرد که جنازه سوخته یک آدم را با زبانش دوباره به آتش نکشد کاش هر کسی در وبلاگش در این مورد بنویسند و حداقل از ریس مجلس بخواهند که اگر پیگیری این ماجرا دشوار است عذرخواهی برای این شیوه بهشت و جهنم تقسیم کردن را از قلم نیاندازد. در کنار تمام بازیهای وبلاگی این هم بازی تلخ من است و دوستانم را دعوت میکنم به یک نوشتار ساده خطاب به رییس مجلس تا یادمان باشد آدمی که گفته می شود مشکل روحی و روانی داشت آتقدر عاقل بود که خودش را به خانه ملت رساند و آتش گرفت.
کسانی که نوشته اند:
جانباز نبود ٫ انسان که بود/ هاشم حکمه
چه ولنتاین عاشقانه ای دارد جانباز / جمهور
دو سوی دعوا شانه به شانه هم / آرش کمانگیر
معتاد مجرم نیست آقای لاریجانی / مجمع دیوانگان
نادیده گرفتن حقوق یک انسانی ولو معتاد / آرش سیگارچی
باید از پدر یک خانواده اعاده حیثیت شود/ وبلاگ چراغی باید افروخت
درخت جهنمی و مردی که انسان بود و سوخت / وبلاگ راز سر به مهر
ما یاد گرفتیم که بسوزیم و بسازیم / وبلاگ معمار بابا کاندیدای انتحابات ۸۸
درد سوختن و آتش گرفتن برای جانباز و معتاد مشترک است / وبلاگ سبک ایرانی
آقای لاریجانی ! سهم ما از عدالت شما آتش است / وبلاگ خواب های خاتون
سیاست عرصهی اخلاق نیست اما…./ وبلاگ دفتر سیمی
گیریم که معتاد بوده… / وبلاگ روزگار ناحوش
حکایت آن جانبازی که خوراک استبداد شد / اندیشههای سیاسی
عجب! روزی برای چاره سازی بی خانمانی ام بر حلقه معاون یک اداه کوفتم. ازم پرسید که آیا خانواده شهید هستم؟ گفتم نخیر اما از خانواده مستضعفی هستم که آن شهدا برای نجات این ضعفا جان داده اند.
جان جان بازان بجای اینکه فدای عدالت اجتماعی و کرامت انسانی شود صرف قدرت نمداری و ثروت اندوزی شد.
رییس مجلس که عمری فلسفه غرب خوانده حتما فوکو را می شناسد و اینکه انسان بماهو موجود انسان است و حق حیات حق اعتراض و حق حقخواهی دارد.
وقتی در تلویزیون این حرف رو شنیدم که آقای رئیس گفت: این شخص جانباز نبوده ،معتاد و زندانی بوده ،یخ کردم،باورم نمیشد آقای رئیس با این لحن بی خیال و خیلی ساده میگوید سوخت که سوخت،معتاد باید بسوزد،خداروشکر که جانباز نبوده! حال جای تاسف وقتی است که کنار ما کرور کرور جانباز آرزوی مرگ دارند و جسارت مردن ندارند.
فریاد مظلومیت خودسوزی جانباز…درمقابل خانه ظلمت ..یا خانه ملت.
ازین پس قبل از هراعتراض وانتقادی باید ازمایش اعتیاد وتشخیص وابراز هویت بدهیم.ای مردم بدانید که ما ناراحتیم؟
اول که ایشان فارغ از هر مرام ورنگ ونژادی وحتی فارغ از اینکه جانباز باشد یانباشد .آیا انسان و یک ایرانی
ومسلمان بوده یا خیر؟
۲- اگر به مشکلاتش رسیدگی می کردند چرا خودکشی بکند.؟
۳- ازیان پس مسئولان شاهد خواهند بود که افراد ناراضی همگی در جلو ادارات -وزارتخانه ها وسفارتخانه ها خودرا باآتش خواهند کشید.
۴- درخانه گر کس است یک حرف بس است.
۵- آیاحتما باید شاکی جانباز باشد که به درد دلش رسیدگی بکنید .؟
۶ بخدا قسم شماها دروغ می گویئد به درد دل خانواده شهدا وجانبازان هم رسیدگی نمی کنید وحتی بردلشان زخم وارد می کنید واز آنها به خاطر مقاصد وجاه ومقام خود سوئ استفاده می کنید.»مردم ما نجیب هستند مخصوصا خانواده شهدا وایثار گران بیش از این با احساسات پاک آنان بازی نکنید؟
———————————————————-
اعتراض به سخنان لاریجانی درخصوص خودسوزی یک معتاد کد مطلب: ۴۱۰۴۲, P.View: 2179
۱
(۲۸ توصیه)
۲۷ بهمن ۱۳۸۷
نماینده چناران و طرقبه از اظهارات لاریجانی رئیس مجلس و بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و داخلی مجلس در خصوص فردی که خود را در مقابل مجلس به آتش کشید، انتقاد کرد.
به گزارش فارس، محمد دهقان عضو فراکسیون اکثریت مجلس در حاشیه جلسه علنی امروز یکشنبه مجلس در جمع خبرنگاران با بیان اینکه فردی که روز گذشته خود را در مقابل درب شمال مجلس به آتش کشید یکی از افراد این ملت است، گفت: این وظیفه مسئولان و مدیران اجرایی کشور بود تا مشکلات این فرد را پیگیری کنند و وقوع این حادثه در مجلس نشان می دهد که آنها به وظیفه خود عمل نکرده اند و گرنه کار به اینجا نمیکشید.
وی با بیان اینکه آقای بروجردی رئیس کمیسیون امنیت و سیاست خارجی در جلسه امروز مجلس در خصوص جانباز بودن و یا نبودن این فرد در تذکر آئین نامهای مطالبی را بیان کرد، گفت: او یک انسان بود صرفنظر از اینکه جانباز باشد یا یک فرد معمولی. بر اساس قانون اساسی همه انسانها از حقوق مساوی برخوردارند و باید به حقوق این افراد رسیدگی شود.
عصو کمیسیون حقوقی و قضائی مجلس با بیان اینکه مطابق قانون اساسی حیثت انسانها باید مصون بماند و با اشاره به اظهارات لاریجانی در خصوص این فرد در صحن مجلس گفت: نباید این گونه حیثیت افراد را از تریبون مجلس از بین برد. حال که نتوانستیم کاری برای او انجام دهیم نباید در مورد آن فرد اینگونه اظهار نظر کنیم تا حیثیت خانوادهاش از بین برود.
دهقان افزود: این دادگاه است که باید در خصوص اعتیاد افراد اظهارنظر کند و اگر گفته میشود که وی تعادل روانی نداشته باید توجه داشته باشیم که نداشتن تعادل روانی یک آسیب اجتماعی است.
وی افزود: رئیس مجلس و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اظهارات خود تنها صورت مسئله را پاک کردند. جانباز نبودن یک فرد نباید به گونهای مطرح شود که ما نسبت به یک فرد و اقدامات وی بیتفاوت باشیم.
نماینده چناران و طرقبه تصریح کرد: این فرد با اقدام خود میخواست پیامی را به مجلس و مسئولان اجرایی کشور بدهد و مسئولان باید این گونه مشکلات را پیگیری و رسیدگی میکردند.
دهقان خاطرنشان کرد: نسبت به رفتار مجلس نسبت به یک انسان بسیار ناراحت هستم و به همین دلیل میخواستم در صحن مجلس در خصوص رفتار اینگونه با آن فرد تذکر دهم اما چون فرصت نشد این اظهارات را در جمع خبرنگاران بیان میکنم.
سوال من این است که چرا آن آدم روانی خواست خودش را به خانه ملت!برساند و در مقابل آن خود سوزی کند؟ او با خود سوزی اش فریاد زد و صدای رنجش را به گوش همه ملت رساند. خوش به حال آقای لاریجانی که وجدانش آسوده است.
چرا رئیس مجلس؟ چرا می خواهید سقف اعتراض را به لاریجانی بیچاره محدود کنید؟اگر پدر جانباز من در فقر و بی کسی مرد فقط رئیس بنیاد جانبازان خوطستان باید پاسخگو باشد؟ چرا یک سیستم جوابگو نباشد؟ چرا می خواهید مسئولیت یک ستم حکومتی را متوجه یکی از مقامات درجهء چهار حکومت کنید؟ اختیار مملکت دست کیست؟ مگر لاریجانی و امثال لاریجانی – در بهترین حالت ممکن – اختیارشان و قدرتشان و مسئولیتشان بیشتر از یک رئیس دفتر است؟ نمی شود هم مدافع حق بود و هم در هراس از عملهء مظلمه بود . شما می خواهید بازی وبلاگی راه بیندازید که چه شود؟ مگر دفاع از انسانیت و شرافت ملی ما بازی است؟ هفتاد مجیز و تملق از هفتاد مقام حکومتی می کنید تا یک انتقاد تند از یک مقام درجهء چهار حکومت کنید . کجای این عمل ارزش اخلاقی و انسانی دارد؟ تازه بعد از همین شجاعت چوبینتان وقتی با خطری مواجه می شوید دست به دامن و عبای این مقام و آن مقام می شوید که بدادنم برسید! و توبه نامه می نویسد که هر چه گفتم به خودم گفتم!
در همان لندتان بنشینند و مدرکتان را بگیرید و دوچرخه تان را برانید و کتاب قصه تان را بفروشید و همچون مسعود بهنود آهسته بیایید و آهسته بروید و شور ماندلایی تان را هم کنترل کنید و بوی دهان مقامات درجهء چهار و پنج حکومت را هم به بزرگواری خودتان ببخشید تا نه گربه ای شاختان بزند و نه محتاج حمایت این و آن از خود شوید و نه بنویسید که اشتباه کردم و دلفین منم.
مسیح علی نژاد
هزار آفرین بر قلم ات
یادمه قدیما یه مستندی تو تلویزیون نشون میداد که لب یه رودخونه ای یه تمساح یه غزالی رو رو زخمی کرد ، از آنطرف یه کرگدن میومد به تمساح حمله میکرد و با سرش غزال رو به طرف ساحل هول میداد.
من هنوزه که هنوزه دارم به اون کرگدنه حسودیم میشه
حالا هی بیایم به سروصورتمون بزنیم که واحسین واحسین
به خدا اون عزیز از ما میخواد که مثل همون کردگنه رفتار کنیم نه بیشتر
من سوالی ندارم اما جناب آقای لاریجانی اگر نظام کماکان سلطنتی بود شاید هرگز جنین اریکه ای را صاحب نمیشدی با اندک آگاهی از وضعیت خانوادگی شما که در حال حاضر مرفهین بی درد نزدتان لنگ میاندازند ازشما انتظار درک فقر بیچارگی تهیدستی یا بقول شما اعتیادراندارم هرچند در اطرافیان امثال شماها موادمخدر دسر جاافتاده ای است
یک روز قبل از دیدن فراخوانی که گذاشته ای یادداشتی نوشتم بر این خودسوزی با تیتر”جانباز نبود، انسان که بود”. http://hakameh.blogfa.com/post-97.aspx
تو صفحه سیاسی امروز تحلیل روز شیراز هم چاپ شد
http://tahlilerooz.ir/detail.php?selnid=10479&selectnp_id=329
سلام
یک مطلب درباره همین موضوع با عنوان
دلایل خودسوزی شهروندان ایرانی چیست؟
نوشتم دوست داشتی نظر خودتو بگو
……………
رنگ صفحه تان خواندن را سخت کرده است
حال گیریم جانباز هم نبود یک فرد خیلی خیلی عادی بوده جای آن ندارد برای خودسوزی یک هموطن تسلیتی یا اظهار تاسفی بگوییم.به گمانم این بهتر از برحرمتی و بردن آبروی یک هموطن راهی دیار باقی شده باشد.
من چون می دانم وبلاگم قابل آمدن شما و دوستان را ندارد همین جا هم می اورم مطلب را
به همه آنانی که خیالشان را راحت می کنند با گفتن “مردی که خودش را آتش زد جانبازنبوده است”
چه دهشتناک است مرگ
و چه دهشتناک تر این زندگی
یکی خود می سوزاند
یکی می زند لبخند
عجیب است در این سرزمین هر چه روانی و دیوانه می بینم از خودم عاقلتر هستند
مردی دار ای مشکل روانی و …چندین بار وقت ملاقات می گیرد و می نشنید با نمایندگان منتخب!!به بحث و ابراز درد و هیچ نشانی از غیر نرمال بودنش نمی شود ولی در اخرین مرتبه یک دفعه می شود روانی ..معتاد..جالب است که ظاهرا نامه ای هم از خود به جا گذاشته است
پ ن
ظاهرا باید خانواده اش از آقایان تشکر هم بکنند که پای اجانب و ضد انقلاب به وسط کشیده نشده است هنوز
http://moniroravanipor.com
همان جا بمان و همین جا بنویس شاید خوانندگان مطالبت اینجا بیشتر باشند تا در آن روزنامه مخصوصا اینکه در این وعده ارزانی قیمتش بیشتر هم شده است
کاش کمی هم گوشه چشمی به سایت خانم روانی پور می انداختید که چه می کند با آثارش
همان جابمان و همین جا بنویس آن کلاه هم از سرت بردار که نه بودن آن به بهشت می بردت و نه برداشتن آن به جهنم
چرا لینک اول و دوم (هاشم…و آرش..)به یک سایت ختم می شود!!!؟
ممنونم از توضیح ات دوست نازنین.
http://mmoeeni.blogspot.com/2009/02/blog-post_17.html
ناخودآگاه یاد شعر شاملو افتادم…
معجزه کن معجزه کن
که معجزه
تنها
دستکار توست
اگر دادگر باشی،
که در این گستره
گرگان اند
مشتاق بر دریدن بی دادگرانه ی آن
که دریدن نمی تواند. –
و دادگری معجزه ی نهایی ست.
و کاش در این جهان
مرده گان را
روزی ویژه بود.
تا چون از برابر این همه اجساد گذر می کنیم
تنها دستمالی برابر بینی نگیریم:
این پر آزار
گند جهان نیست
تعفن بی داد است…
محتاج تایید یعنی خصوصی یعنی برای اطلاع خودتان یعنی بی اذن شما ثبت نشود و اصلاح اشتباهی نا خواسته
راستی ظاهرا فردی که جلوی مجلس خودسوزی کرده بود زنده است بدا به حال دروغگویان ار داروی نظافت بگذارد
اطلاعیه نمایندگان مجلس شورای اسلامی بمناسبت چهارشنبه سوری
بدینوسیله به اطلاع ملت ایران میرسانیم که مراسم چهارشنبه سوری امسال در مقابل درب ورودی مجلس برگزار خواهد شد. در این مراسم از جانبازان به جان آمده معتاد و زندانی و خلافکار به جای بوته و هیزم برای سوزاندن استفاده خواهیم کرد و هموطنان میتوانند با شعار: ویلچر تو از ما – غل غلی ما از تو از روی این جانبازان معتاد زندانی و خلافکار که در جنگ فقط نیمی از جان خود را به ما هدیه کردند بپرند. لطفأ از آوردن کپسول آتش نشانی خودداری کنید.
رئیس مجلس شورای اسلامی و نمایندگان تابع
و الله به سربازان ایرانی اسلام دستور داد که ای دلاوران بروید و بر روی زن و بچه های عراقی بمب و موشک بریزید و حتی اگر بیست سال هم طول بکشد تا اشغال عراق کشور همسایه تان را از جنگ با کفار دست برندارید. بعد هم بروید و اسراییل را اشغال کنید و هفت ملیون مردمش را قتل عام کنید که این است تنها هدف والای یک مسلمان واقعی در این دنیا. حمله به کشورهای دیگرو کشتار و دزدی زمینهایشان. یک ملیون ارمنی را که کشتید کم است. هفت ملیون یهودی را که بکشید خدای اسلام راضی تر هم میشود. والاترین هدف یک انسان. جهاد و شهادت. (شهادت یعنی کشتن دیگران.) شما یاران الله هستید و دیگران دشمنان خدا. امروز آن دیگران عراقیها هستن و فردا آن دیگران کسی است که درخواست میکند از سرمایه ای که باید برای جهاد و کشتار و اعتلای اسلام در دنیا استفاده شود قطره ای هم برای کودک گرسنه ایرانی و افغانی و درمان درد یک جانبازی که دیگر به درد جهاد نمیخورد مصرف کنید.
مسیح علی نژاد. اولین باری که از این اتفاق باخبر شدم با خواندن این صفحه بود. درسی به من داده اند که دیگر سراغ TV هم نروم. اگر در مورد هزینه های تحصیل خارجه اطلاعاتی در اختیار قرار می دادی احتمالش وجود می داشت که حال به خواهشت جامه ی عمل بپوشانم.
جناب لاریجانی راحت می خوابد. او تعریف دیگری از انسان دارد. اما فقط فکر کنید که این حادثه باز هم تکرار شود. باز هم همین را می گوید؟
به دعوت شما مطلبی نوشتم در همین رابطه. هرچند کاملاً ناشیانه و غیر حرفه ای. اما خب، حرف دلم بود.
http://sabkeirani.blogfa.com/post-28.aspx
………….
ممنونم که خبر دادی . لینک شدید.
سلام ، خانم علی نژاد می خاستم مطلبی را برایت میل کنم ولی متاسمپفانه ایمیل شما را ندارم ، اگر تمایلی به خواندن مطلبی از یک وب گرد بی آزار داری ایمیلت را برایم بفرست و اگر میل و رغبتی برای این کار نداشتی ، آرزومند آنم که دیگر هیچ گاه بغض نکنی ………………………………..
masih_pooyan@yahoo.com
درود بر قلمتون . من هم در این مسابقه تلخ خودتون شریک بدونید
امیدوارم خدا روح آون بنده خدا رو مورد آمورزش قرار بده که خودسوزی اون نه از سر خودکشی بودکه او سالها پیش سوخته بود فقط باید خاکسترش پخش میشد .
با جازتون من شما رو به لینک دوستان اضافه میکنم
khaneye oo na, khaneye mellat. dar matn tashih befarmaeed lotfan khatte 8
لاریجانی! رییس!وای اگر از پس امروز بود فردایی!
آتئیست هم اگر بوده باشی جای اخلاق را باید بدانی.
مسیح جان . عنوان این نوشته ات یه جورائی مناسب نمی دونم .. بوی سوخته شرف داره !! نمی دونم دیگه چی بنویسم همین
…………………………………………
عنوان اصلی مطلب این بود: آنکه در آنش سوخت آدم بود ٫ وقتی در اعتماد ملی کار نشد تیتر شتاب زده ای گذاشتم برایش . بی شک حق با شماست ولی امیدوارم از گاف تلخی که لاریجانی داد قابل تحمل تر باشد.
با عرض تاسف به ایرانی و ایران از داشتن چنین دولتمردانی.
در قلعه حیوانات همه حیوانات با هم برابرند و بعضی برابر تر!
شکل این اتفاق جدای از واقعیت اون -ظاهرا فرد مورد نظر نمرده بستری شده و معتاد هم نبوده- یه نشانه هست برای کسانی که می اندیشند… کجا هستیم؟ و با چه کسانی سر و کار داریم؟ و عقیده اونها چیست؟ این اتفاقات گاهی خارج از سناریوی فیلم انجام میشه که برای اون صورتکی تهیه نشده و روسا باید بداهه بازی کنند. شما فقط ژست ها رو تماشا کنید!
برای مقایسه راحت تر فرض میکنیم این اتفاق در کشوری مثل فسطین یا عراق رخ داده بود به نظر شما همین حاکمیت چه القابی رو نثار شخص رئیس می کرد!؟ و چه مظلوم مردمی بودن مردمی که روساشون اینا هستن!
وبلاگ زیر نیز به همین موضوع پرداخته است
بالاترین ( تلخ نوشته ها )
اقای لاریجانی شما بویی از انسانیت نبرده اید…! – اقای لاریجانی من همیشه از شما بدم می امده اما بعد از اینکه فرمودید فردی که خود رو در روبروی مجلس به اتش کشیده جانباز نبوده بلکه معتاد بوده این بد امدنم تبد…
http://www.shatot2.wordpress.com/2009/02/17/la
در پاسخ به فراخوان
خطاب به لاریجانی گوساله
http://andishehnovin.blogspot.com/2009/02/blog-
post_17.html
چراخود سوزی !؟چرا خودکشی نه ؟
فکر می کنم آقای لاریجانی تفاوت این دور را به خوبی می دانند و از همین بایت است که خیلی عجولانه حکمی صادر می کند که حلقه ای می شود به دور گردن خودشان تا متهم نگون بخت .
خودسوزی در محلی عمومی و در جلوی چشمان جمعیتی انسانی یعنی اعتراض!!و سابقه تاریخی هم داردواین را آقای لاریجانی به خوبی می دانند واین را هم میدانند فردی که جلوی خانه ملت خودسوزی کرد نمی خواست خودش را بکشد که می خواست چشمان نمایندگان ملت را باز کند بر مشکلات جامعه و این چیزی بود که اورا به خشم آورد اولین راه حلی که به ذهنشان آمد پاک کردن صورت مسئله بود.شاید اگر این اتفاق در خانه شخصی آن شخص رخ می داد و خبرش به ایشان می رسید بسیارهم متاسف می شدند و از آن برای نشان دادن ضعف دولت جاری استفاده هم می کردند .
وگرنه ایشان هم خوب می دانند یک انسان چه گبر چه یهود چه مسلمان چه معتاد چه روانی و چه جانباز تا جانش از مشکلات روزگار به لب نیاید دست به چنین کاری نمی زند
آقای لاریجانی من دلم برای شمایی می سوزد که سوگند به دروغ می خورید و از یاد می برید ، آن کسی که خودش را آتش زد ، آیا کمتر از آن جوانی است که به قول خودتان در آتش بمب های اسرائیل سوخت کاش آن قدر که سنگ دیگران را به سینه می زدید کمی هم به فکر مردم بودید مراقب باشید آه مظلوم تا عرش خدا می رسد ، و روزی دامن شما را نیز می گیرد . متاسفم حتی اگر معتاد و یا شخصی روانی بود یک انسان ه بود شما در حدی نیستید که بخواهید انسانیت انسان را زیر سوال ببرید ، این خداست که باید در باره اعمال ما قضاوت کند ، این شخص اگر مشکل روحی داشت که به مجلس نمی امد تنها مشکلش این بوده که خدا را فراموش کرده و فکر کرده شما به عنوان نماینده قسم خورده این مردم برای او کاری می کنید .
شما فکر می کنید آن نگون بخت وقتی آتش شعله ور شد با خودش چه می گفت !؟
من فکر میکنم خطاب به فرزند و یافرزندانش می گفت :
فکر مرگ
نمی لرزاند تنم را
آنقدر که
فکر بی تو بودن
مسیح عزیزم ، دعوتت را به این بازی تلخ پذیرفتم و چند خطی نشتم از زمانه ای که تمام شدن یک انسان دیگر دردآور نیست . به این نوشته هم لینک دادم اما تنها یک ساعت پس از نوشتن این چند خط ۱۱ کامنت برایم ارسال شد در محکومیت سخنان آقای لاریجانی . آن پست را حذف کردم چرا که درد بیشتری داشت احساسی که فریاد میزد هنوز هم کسی آن انسان دردمند را ندیده است … بدجور غرق سیاست شده ایم . چندش آور تراز بوی گند دهان سیاستمدارانی چون لاریجانی که رسم انسانیت را فراموش کرده اند فرار از حقیقت خودم است وقتیکه با نوشتن چند خط گمان می کنم : آسمان بار امانت نتوانست کشید / قرعه فال به نام من دیوانه زدند.
مطلبت رو با تیتر “بهانه های سوخته یک مجلس” تو تحلیل روز امروز چاپ کردم: http://tahlilerooz.ir/newspdf/584/3.pdf
in god
سلام…
چرااینقدر سیاه نمایی میکنید؟؟؟؟
من خودم منتقد دولتم …منتقد به معنای واقعی !
ولی هر اتفاقی داره می افته یه سری جریان ها یی اتفاق می افته که هر چیزی به هر چیزی ربط داده می شه…
مثلا یه سری میگن طرف جانباز بوده مجلس میگه تحقیق شده جانباز نبوده زندانی بوده…حالا شما وبلاگ نویس من نمی دونم از کجا رفتی اوشون رو دیدی که جانباز بوده یا نه…!!!!
بعدم دنیای شما چقدر کوچیکه؟؟تنها گزینه های پیش روتون بوی دهان لاریجانی و بوی گوشت سوخته ی یک معتاده؟؟؟!! چه رابطه ی برگشتی محدودی..!!
موفق باشی
یا علی
توجه این “مقامات” اسلامی اینقدر شدید جلب منافع عربها است که اصلاً ایرانیان و مشکلات آنها برای این گروه اولویتی ندارد.
– ایرانی ، Feb 17, 2009
کجایند آن کسانی که هرلحظه دم از شهید وجانباز می زدنند.کجایند آنهائی که فقط چفییه برگردن آویزان می کردنند ؟حالا چرا نمی گویند قیام کن برادر حسینت را کشتنند؟کجایند الله کرم ها…؟چرا حالا کسی نیست از این جانباز بیچاره وبدبخت دفاع بکنند؟کجاست این بنیاد شهید واین همه دستگاه موازی …؟کجاست آقای باقرزاده که دستور حمله به باغ سفارت انگلیس راصادر می کرد.؟کجاست مدافعین دروغین این قشر بی کس وتنها..؟؟؟؟؟؟
– شهدا وجانبازان فلسطین عشق است .جانبازان ایرانی معتادنن ، Feb 17, 2009
این ولی امر مسلمین جهان چرا ساکت است؟آیا فکر میکنید در حکومت علی وضع بهتر از این بوده است؟
– پارسا ، Feb 18, 2009
طرح ساماندهی دکه ها غیرقانونی است
رییس اتحادیه دکه داران تهران، می گوید: اقدام های اخیر شهرداری تهران با عنوان طرح ساماندهی دکه ها غیرقانونی است.
“علی اصغر بروجردی”روز سه شنبه در گفت وگو با خبرنگار اقتصادی ایرنا، گفت: یک شرکت خصوصی که خود را زیرمجموعه شهرداری می داند تحت عنوان ساماندهی تصمیم به مزایده دکه ها و تغییر ظاهر فیزیکی آنها کرده که این نوع رفتار با هیچ قانونی منطبق نمی باشد.
وی گفت: این اقدام نه تنها کمکی به زیباسازی شهر نمی کند، بلکه موجب می شود تا گروهی از شهروندان که مخارج خانواده های خود را از این طریق تامین می کنند، با مشکلات بسیاری مواجه شوند.
به گزارش ایرنا، هم اکنون در مجموع هزار و ۲۰۰ دکه در تهران فعال است که ۱۷۰ باب آن به فعالیت هایی چون فروش انواع گل، تنقلات، کتاب و صنایع دستی اشتغال دارند و مابقی روزنامه فروش و زیرمجموعه اتحادیه توزیع کنندگان جراید هستند.
پیشتر دکه داران در ۱۶ رسته شغلی مشغول به کار بودند که با طرح موضوع ساماندهی در سال ۸۰ این عنوان ها به چهار رسته تقلیل یافت.
** افزایش اجاره ها غیرقانونی است
وی در خصوص تصمیم ستاد ساماندهی دکه های تهران مبنی بر افزایش قیمت دکه ها از نیمه سال ۸۶، گفت: این درحالی است که شورای شهر تهران این افزایش قیمت را غیرقانونی اعلام کرد.
بروجردی با استناد به دیدار خود با اعضای شورای شهر، گفت: اعضای شورا بر این موضوع که هرگونه افزایش اجاره بها باید با نظارت شورا باشد، تصریح کردند.
وی با تاکید بر این مطلب که اجاره های جدید غیرمنطقی وضع شده، گفت: ما حاضر به اجرای تصمیم شهرداری نیستیم.
به گزارش ایرنا، پیش از دستورالعمل جدید شهرداری مبنی بر افزایش اجاره دکه ها، اجاره ماهانه دکه ها درتهران به طور میانگین ۹ تا ۱۰ هزار تومان بود و فقط دکه هایی که در جوار بیمارستان ها مشغول فعالیت بودند باید ماهانه ۱۷ هزار تومان اجاره پرداخت می کردند.
رییس اتحادیه دکه داران افزود: براساس تصمیم جدید دکه ها به چند بخش گروه تقسیم و مقرر شده بود دکه های ممتاز ماهانه ۱۷۰ ، دکه های درجه یک ۱۴۰ ، درجه دو ۱۰۰ و درجه سه ۸۰ هزار تومان اجاره پرداخت کنند، که به دلیل مخالفت اعضا با این نرخ ها به ترتیب به ۱۳۰، ۱۰۰، ۸۰ و ۵۰ هزار تومان رسید.
بروجردی پرداخت اجاره بهای جدید را منوط به تایید شورای شهر و رفع مشکلات دکه داران دانست و گفت: براساس قانون نظام صنفی اجاره بهای دکه داران باید هر سه سال یک بار مشخص شود.
** همه مسائل به دوران کرباسچی باز می گردد
رییس اتحادیه دکه داران همچنین گفت: تعداد دکه ها در سال ۶۹ (دوران مسئولیت غلامحسین کرباسچی در شهرداری تهران) هزار و ۲۷۰ دکه بود که شهرداری تعداد هزار و ۲۰۰دکه را جمع آوری کرد و تنها اجازه فعالیت به ۷۰۰ دکه را داد.
یادآور می شود در آن زمان مجموع دکه های تهران هزار و ۸۷۰ باب بود که از این میزان ۶۰۰دکه به روزنامه فروشی اختصاص داشت.
این موضوع نیز قابل ذکر است حدود ۳۰۰ دکه نیز به صورت غیرمجاز مشغول فعالیت بودند.
بروجردی با اشاره به شکایت گروهی از دکه داران (۳۰۰ دکه دار) در سال ۶۹ نسبت به برنامه های شهرداری تهران در خصوص ساماندهی دکه ها، گفت: با وجودی که ۱۰ شعبه به نفع دکه داران رای داد اما یک شعبه رای نداد و مدتی بعد به استناد همان رای یک شعبه، شکایات ما را به دادگاه تجدید نظر بردند و در آن رای به نفع شهرداری داده و مجوز جمع آوری دکه ها اعلام شد.
وی در خصوص دیگر بخش های رای دادگاه، گفت: در رای مصوب نیز آمده بود به دلیل آنکه دکه داران همه مجوزهای رسمی را داشته اند، باید به آنها خسارات پرداخت شود.
وی افزود: اکنون شهرداری با استناد به رای دادگاه آن زمان، هرگونه که بخواهد با دکه داران برخورد می کند.
دفعه بعد اگر کسی خواست داد خود را به سرای ملت ببرد بداند که بیش از سه بار ژتون شکواییه ندارد و مرتبه بعد باید با بنزین سهمیه ای آقایون (آن هم از نوع سوپر) خود را جلوی خانه به اصطلاح ملت برد. و بداند که این بار پرونده، پرونده زندگی است که باید آتش کشیده شود. این است وعده هایی که دولت و مجلس اصولگرا با آن مردم را به آتش می کشند
لاریجانی و انرژی هسته ایی
در بین سیاستمداران درون حاکمیت امروز کشورمان آقای لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی شاید پخته ترین، موجه ترین و در مجموعه دیپلماتی به اصطلاح تمام عیار باشد. این نکته مسولیتهای وی را از این بابت سنگین تر می کند که گفتار و کردار او خواسته یا ناخواسته می تواند خطی مشی گذاری و می شود گفت الگوسازی نماید. با این حال وی در نشستی که روز ۲۶ بهمن سال جاری با جمعی از خبرنگاران زن خارجی در محل مجلس داشتند رفتاری از خود نشان دادند که نه در شان ایشان و نه شان مجلسی ایرانی بود.
موضوع از این قرار بود که خبرنگاری از کشور کروواسی از ایشان راجع به مصوبات مربوط به ورزش بانوان پرسید. ایشان در پاسخ، بادی به غبغب انداخته با چشمهایی نیمه باز، از پشت عینکی دودی گفتند، “که ما آنقدر مسایل مهم داریم که به اینها نمی رسیم”. چنین پاسخی در جمع ۱۴ روزنامه نگار زن از کشورهای مختلف به نظرم ناشی گری رسید. واکنش خبرنگار کروات در حاشیه نشست در جمع سایرین نظر من را تایید می کرد. فکر می کنم یکی باید رییس مجلس را توجیه کند که با توجه به جوان بودن کشور و دلمشغولی های ورزشی جوانان چه طور می توان ورزش را مهم ندانست. تازه، اگر روزی قوانین و مقررات کشور که مستقیم یا غیر مستقیم ورزش بانوان را تحت تاثیر قرار می دهند نیاز به اصلاحات داشته باشند کدام مرجع می بایست به آنها رسیدگی کند؟ و دیگر اینکه اکنون که کشور ما به بی اعتنایی به زنان و به دلایلی (گاه منطقی) در معرض اتهاماتی چون درجه بندی انسانها متهم است، چرا باید رییس مجلس چنین پاسخی بدهد.
بند دیگری که ایشان به آب دادند این بود که هنگام گفتگو با این گروه خارجی آقای لاریجانی به دلیل گرمی اتاق از همکارانش خواستند که پنجره ها را باز کنند! حالا واقعا” نمی دانم ایشان چه در ذهن داشته اند اما به عنوان یک حرکت الگو ساز شاید بهتر بود که درخواستشان کم کردن درجه دستگاه گرم کننده اتاق جلسه باشد. چون پیشتر هم از همین خبرنگاران خارجی شنیده بودم که اگر ایرانیان در فصل سرما پنجره ساختمانهایشان را ببندند نیازی به انرژی هسته ایی گرانقیمت برای گرم کردن خود نخواهند داشت.
lmasih jan man ham matlabi darveblogam gozashtam bad az davate to movafagh bashi
http://khabhayam.persianblog.ir/
masih aziz man ham matlabi darveblogam gozashtam dar pasokh be davate to movafagh bashi
http://khabhayam.persianblog.ir/
این چه جور معتاد روانی ای بوده که هم بلد بوده از نماینده ها وقت ملاقات بگیره هم بلد بوده باشون حرف بزنه هم ساختمون مجلس رو بلد بوده هم می دونسته خودسوزی یک جور روش اعتراض و مخالفت اجتماعیه هم تشخیص میداده تو این مملکت بعضی وقت ها مردن با شرف تر از زندگی کردنه …؟ اگه معتادها و روانی هامون به چنین سطحی از شعور فردی و اجتماعی رسیده باشند باید واقعا خوشحال بود و جشن گرفت.
از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خود حضرت هابیل
آدمیت مرد
از همان روزی که فرزندان آدم
زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید
آدمیت مرده بود
بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب
گشت و گشت
قرن ها از مرگ آدم هم گذشت
ای دریغ آدمیت برنگشت…
مشکل از آنجایی آغاز می شود که انسان بودن و حق و حقوق داشتن فرد را به افراد دوروبر خود نسبت دهیم و هر که چون ما نمی اندیشد را فاقد انسانیت و حق و حقوق انسانی بدانیم.
سیستم و حکومتی که بر پایه ی این تفکر شکل گرفته باشد امر عجیبی نیست که یکی از مسئولان اینگونه انسانیت یک انسان را مسخ کند و او را فاقد حق زیستن بداند و مرگش را امری عادی جلوه دهد.
ننگ بر آنانی که خود را به بزرگان وصل می کنند و بجای مسمی ها عاشق اسم ها هستند، هیچ نشانی از آن بزرگان ندارند و بویی از انسانیت ندارند.
آقای لاریجانی فرعون نیز شهروندانش را به درجه ۱ و درجه ۲ تقسیم می کرد و برای هر که چون او نمی اندیشید حق حیات و حقوق انسانی و شهروندی قائل نبود.
آیا شما نسبت به اعمال و رفتارتان تدبر می کنید؟
آیا ساعاتی هست به کرده هایتان فکر کنید؟
آیا به ذهنتان خطور کرده است از کسانی که نسبت به آنان ظلم و ستم روا داشته اید آمرزش بخواهید؟
پیامبر بزرگ اسلام پیش از رحلتش از کسانی که حقی بر گردنش داشته اند و اشتباهی را نسبت به آنان مرتکب شده بود خواسته بودند تا آن حق را ادا کند و اشتباهش را ببخشایند.
حال چگونه است که شمایان خود را بالاتر از پیامبر فرض می کنید و در لظه ی مرگ با آرامش قلبی به دیار حق می شتابید و تصور می کنید که هیچگونه اشتباهی مرتکب نشده اید.
آقایان در اعمالتان تدبر کنید!
خبر یک خودسوزی دیگر – روزنامه جمهوری اسلامی در شماره امروز خود خبر “خودسوزی یک جانباز در مقابل بنیاد شهید و امور ایثارگران” را داده است. اصل خبر را اینجا ببینید:
http://www.jomhourieslami.com/1387/13871201/index.html
آقای لاریجانی، حالا باز هم بگید نواره!!!!
خودسوزی جانبازان اعتراص به عمل کرد بد مسئولین
ای کاش من هم یک بسیجی بودم..
آری نگذارید پیشکسوتان جهادوایثاروشهادت به فراموشی سپرده شوند. امام خمینی
آقای احمدی نژاد
برسر این مملکت چه بلائی آوردید
خودسوزی جانبازان اعتراص به عمل کرد بد مسئولین یا ذوب شدن درولایت آری اینها همان کسانی بودنند که حضرت امام برآنان غبطه می خورد وبارها فرمودنند که دست وپای این قشر عزیز بوسه می زد ومیگفت ای کاش من هم یک بسیجی بودم ..کجایند مدافعین دروغین این قشر عزیز ودلسوخته انقلاب ودوران دفاع مقدس)آنهائی که حسین حسین می کنند.وکفن می پوشند.کجایند الله کرم ها….؟
برسراین مملکت چه آوردید که اسوه های مقاومت و ایثاروشجاعت واعضای خانواده شهدا ویادگاران ودلسوخته گان انقلاب و هشت سال دفاع مقدس که زمانی برای روی مین رفتن از یکدیگر سبقت می گرفتند.واینک برای ابتدائی ترین حق طبیعی وانسانی یکی پس از دیگری خودسوزی می کنند وبه معراج می روند… ومسئولین بی درد ورفاه طلب هم با کمال خونسردی و بی تربیتی تمام آنان را معتاد وروانی و….. می نامند.
..خدایا خودت کمک کن به این مردم
یادم رفته بود بهت بگم از تیتر این مطلبت بر میومد که دیگه قصد برگشتن به ایران رو نداری و اگر اینجوری باشه فقط می تونم بگم متاسفم
***
فرصت داشتی “وقتی شیخ ها شاخ می شوند” رو بخون.
چرا چشمانمان را بستیم به این همه ظلم.ایا وقتش نشده که این رژیم را از ریشه به اتش بکشیم؟ رژیم سی سال دروغ و دزدی واعتیاد بخوردمان دادند.و هر روزی که از عمر کثیف این رژیم میگذره. به بافت مردم اسیب وارد میشه.تا کی چشمانمان را ببندیم .شرفمان هم خیابانی شد وجوانان هم معتاد
فراموش شدگان دلسوز و…خودسوز ..درمقابل نظام
تمام ژست جمهوری اسلامی بقول خودشان از صدقه سری شهدا وجانبازان است.آری حرمت امامزاده را متولی باید نگه دارد.
از ابراز عقیده واظهار نظر ودغدغه واحساسات این دوست عزیز که مطلب بسیار جالبی را درخصوص خودسوزی و انچه اجر وقرب وایثار جانبازان وسخن بزرگان نطام دراین رابطه جهت آگاهی مردم ومسئولین ومدافعین حقوق بشر بیان نموده امید است که دروغ گویان وسوء استفاده کنندگان از یاد ونام این افراد مظلوم هرچه زوتر رسوا شوند.
مسیح عزیزم
مدتی بود که میهمان خانه ات نمی شدم و چه جالب که همزمان بوده با غیبت صغرا!
http://360.yahoo.com/profile-Wo_ENNc8dK6ykT5iqxV1ESOJ
“مسیح علی نژاد عزیز: انسان، انسان است… آقای لاریجانی! بوی گوشت سوخته یک معتاد شرف دارد به بوی دهان تو”
مسیح عزیزم
مدتی بود که میهمان خانه ات نمی شدم و چه جالب که همزمان با غیبت صغرا بوده!
مسیح علی نژاد عزیز: انسان، انسان است… آقای لاریجانی! بوی گوشت سوخته یک معتاد شرف دارد به بوی دهان تو
مسیح علی نژاد. می بینم که آنقدر کالج درس هایش برایت سنگینی می کنند که قید نوشتن را زده ای. اما من تا دلت بخواهد وقت آزاد دارم و قرار است که امروز شنبه کلاس ها دایر گردند. بلاگفا در منطقه ای که من سکنی دارم فیلتر است به این خاطر آدرس سایت بالا را برایت قرار دادم تا هم مطالب را دنبال کنی و هم، راستی چرا اینقدر مغروری که پاسخ سوال مرا ندادی؟ یک سوال پرسیدم کتاب مجانی که نخواستم، درباره ی ارشد یکی از رشته ها و هزینه های تحصیلش در بلاد استعمارگر انگلیس سوال داشتم و وضعیت اسکان و دیگر موارد. راستی تبریک می گویم راه یافتنت به روزنامه ی تحلیل روز شیراز را البته با واسطه.
لینکی که گذاشتم & متنیه که نوشتم راجع به این موضوع . خوشحال می شم ببینی.
خانم عالی نژاد
مثلی معروفی است که میگوید:
وقتی زورمداری به اوج میرسد زورمدار کور میگردد.
خامنه ای وقتی طلبه جوان بود زیر عبایش یک کمانچه کوچک داشت.
این اشکال لاریجانی نیست که از شعله های بدن یک معتاد سر مست میشود این مشکل توست که هنوز در اندیشه های روشنفکرانه ات باور داری که لاریجانی یک انسان است . و روزی تو را به خدمت می طلبد.
اگر خمینی ( هیچی) نمیگفت که ما در این نقطه نبودیم.
اگر لاریجانی عکس العمل دیگری داشت که معتاد خودش را آتش نمی زد.
مسیح جان دنبال چی هستی؟
به نظرت تیتر مطلبمو یه کم شعار گونه نکردی؟ ( البته اختیار با خودته عزیز)
راستی ممنون
لینک شدی
(گل)
با درود
مسیح عزیز همانقدر که به همزبان بودن با شما احساس غرور می کنم از همشهری بودن با اقای لاریجانی که ارزش جان را نمی داند احساس شرم ….
سالم و ارام
دیشب خواب دیدم
مسیح را
نشسته بر شانه من
من بر صلیب
سلام بر مسیح عزیز و پرشور!
ما که همیشه مزاحم اوقات شریفتان می شویم شما هم سری به فقیر فقرا بزنید.از این به بعد با این نام می آیم.
رجبی خون آشام وهند جگر خوار
این طالبانی ها از جان این مملکت چه می خواهند
اینها از صپاه صحابه وطالبان متحجر بدترند
اینها آبروی اسلام وتماماقشار مسلمان ونیروهای ارزشی را برباد داده اند
همزمان با اعلام نهایی جمع آوری بیش از ۳۰۰۰ امضا در مخالفت با دفن تابوت های گمنام، تحصن شورای عمومی انجمن پلی تکنیک به تجمع انجامید
امروز با اعلام نهایی جمع آوری بیش از ۳۰۰۰ امضا در مخالفت با دفن شهید در دانشگاه امیرکبیر، دانشجویان روز دوم تحصن در دانشگاه را برگزار کردند. در این تجمع که با حضور دانشجویان مخالف برگزار شد بیش از ۶۰۰ دانشجو شرکت کردند. تجمع امروز دانشجویان پلی تکنیک در ادامه تجمع اعتراضی روزهای گذشته در اعتراض به دفن تابوت های گمنام و ادامه بازداشت ۴ دانشجوی این دانشگاه از ساعت ۱۱:۳۰ با خواندن شعر “یار دبستانی من” آغاز شد و سپس دانشجویان با سر دادن شعار دانشجوی آزاده حمایت حمایت شروع به حرکت در صحن دانشگاه کردند. دانشجویان پلاکارد هایی را حمل می کردند که روی آنها نوشته شده بود: “یادمان آری، قبرنه!”، “شهادت را دفن می کنند”، “ما مخالف بودیم و هستیم”، “برای ورود شهیدان دانشجویان را ممنوع الورود می کنند”، “۴ دانشجو بازداشت ۸ دانشجو ممنوع الورود شهیدان آمدند”، “اوین شده دانشگاه، دانشگاه شده قبرستان”. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، دانشجویان در ساعت ۱۲:۳۰ با سر دادن شعارهایی از قبیل “دیکتاتور زمانه شهید شده بهانه”، “بسیجی بی عرضه قرآن کردی به نیزه”، “دانشجوی زندانی آزاد باید گردد”، “دانشجو میمیرد ذلت نمی پذیرد”، “حراست خجالت خجالت”، به سمت درب اصلی دانشگاه حرکت کردند تا اعتراض خود را به فضای پادگانی دانشگاه و بازداشت دانشجویان و سیاست های دانشگاه در ممنوع الورود کردن دانشجویان و فضای امنیتی حاکم در برابر دربهای دانشگاه اعلام دارند. دانشجویان در ادامه با بازگشت به صحن دانشگاه و سر دادن شعارهای “دانشجوی سهمیه همینه همینه”، “توپ، تانک، بسیجی دیگر اثر ندارد” به بسیجیانی که به سو استفاده از نام شهدا می پردازند اعتراض کردند.
درود به شرفت
روزایی که مرد پیدا نشد جواب این “قادسیه زاده” ای که ایرانیان رو وحشیانی می دونه که توسط اعراب آدم شدند رو بده ، خوشحالم که شما شیرزن شجاع مردونگی کردی و جوابی در خور به ایشون دادی .
همیشه تاریخ ، انسانهای ایدئولوگ، دنیا رو از دریچه تنگ و تاریک خود می بینند . برای رسیدن به اهداف ایدئولوژیک خود هر “وسیله” ای رو توجیه می کنند .حتی اگر وسیله بی تفاوتی نسبت به مرگ یک انسان دردمند و نیازمند ، در راه هدف والای ! تطهیر نظام مقدس الهی سیاسی که مدعی مدیریت جهان و نمایندگی صاحب الزمان است .
بعقییده من اینگونه نیست که نظام نمی خواد به اوضاع جانبازان و طرفدارانش رسیدگی کند اما نمی تواند بلکه شیرازه کار از دستش در رفته .نتیجه یک توتالیتایزم دینی که توسط اسفل اللمپنین بنا شود، می شود شرایط حال حاضر .
نظام با جسد خود حرکت می کند بسیار زمان است که نظام مرده است و دیگر قادر به بسیج و تهییج “امت” با شعارهای انقلابی و مذهبی نیست . حنای اون دیگه رنگی نداره اما ملت ما ملتی نیست که فهمیده باشد باید خودش برای نجات خودش دست بکار شود . یا منتظر نجات از جمکران است و یا بمب افکن های خارجی!دلیلش هم چیزی نیست جز استبداد دیرپا در سرزمین ما که اجازه هرگونه رشد فکری رو از صغیر و کبیر گرفته و همچنان می گیرد .
http://behdadast.blogspot.com/2009/02/blogpost_23.html
مسیح عزیز …
آدرس مطلب من در خصوص موضوع بالا
باز هم خودسوزی این بار در دانشگاه تهران
جوانی که خود را اهل کنگاور معرفی میکرد و از مشکلاتی به تنگ آمده بود، در برابر دیدگان حیرتزده دانشجویان و در جلو کتابخانه مرکزی دانشگاه، خود را به آتش کشید؛ در سه هفته گذشته، این سومین مورد خودسوزی است که در پایتخت گزارش میشود.
کد خبر: ۳۸۰۹۴ تاریخ انتشار: ۱۹:۱۷ – ۰۴ اسفند ۱۳۸۷ تعداد بازدید: ۳۴۹۵۰
بعد از ظهر امروز یکشنبه، جوانی که خود را اهل کنگاور کرمانشاه معرفی میکرد، به دلایل نامعلومی خود را در دانشگاه تهران به آتش کشید.
به گزارش خبرنگار «تابناک» و به نقل از شاهدان عینی، جوانی که خود را اهل کنگاور معرفی میکرد و از مشکلاتی به تنگ آمده بود، پس از آن که یک شیشه الکل صنعتی روی خود خالی کرد، در برابر دیدگان حیرتزده دانشجویان و در جلو کتابخانه مرکزی دانشگاه، خود را به آتش کشید.
شاهدان این حادثه، ساعت وقوع آن را ۱۵:۳۰ گزارش کردهاند.
یکی از شاهدان حادثه به خبرنگار «تابناک» گفت: تلاش دانشجویان برای جلوگیری از این کار وی، بینتیجه ماند و بلافاصله برای خاموش کردن وی به وسیله کپسول آتشنشانی اقدام کردند که تا اندازهای از شدت آتشسوزی جلوگیری و وی به بیمارستان منتقل شد.
شاهدان این اقدام وی را به خاطر گلایههای او از رسیدگی به یک شکایت نقل نمودهاند.
گفتنی است، در سه هفته گذشته، این سومین مورد خودسوزی است که در پایتخت گزارش میشود.
هماکنون از وضعیت فردی که خودسوزی کرده، گزارشی دریافت نشده است.
نظرات کاربران:
▪ آیا کسی هست؟ معنی انسانیت در ذهن کسی مانده است؟ کسی حس میکند سوختن روح و قلب و عقل و علم و درد و باور را که حس کند این سوختن تن را؟ ببشینیم و بخندیم که طبق آمار در انگلیس و آمریکا و استرالیا سه در صدو نصفی بیکارند و خانه ندارند به به ما چه وضعمون خوبه که همون دانشگاهیانمون هم هیچی ندارند. آیا فرقی می کند بین اینکه یک فرد با بزرگ کردن ضعف های بقیه عیب خود را بپوشاند یا یک کشور همین کار را انجام دهد؟؟؟ باز هم ننویسید حتی این نظر را▪ انصاف نیست انقدر راحت و سبک نقلش کردین! والله انصاف نیست! من اونجا بودم! دلایل نامعلوم؟! دانشجویان جلوگیری کردن؟! نه آقا جون همه می خندیدن!! می خندیدن!!! یک ساعت حرف زد و بعد خودش رو به آتیش کشید! اون همه نابغه ای که توی اون خراب شده بودن احتمال ندادن که راست بگه و نرفتن یک کپسول بیارن! یکی نپرید بگیرتش وقتی اون کبریت لعنتیش رو در آورد! یک دقیقه حداقل سوخت تا کپسول رسید!! می پرسیدین که چه بلایی سرش اومده بود! می پرسیدین که چی میشکنه آدم رو که این کار رو انجام بده! قلب همه لرزید وقتی مثه یه گلوله ی آتش شروع کرد به دویدن…▪ یک دانشجوی دکترای شیمی در دانشگاه تبریز خودکشی کره در این مورد هم بنویس .▪ در آمریکا یک نفر خودکشی مکنه رسانه ملی ۱۰۰۰ بار ازش گزارش تهیه میکنه من موندم چطور اینها به گوش رسانه ملی دولتی ما نمیرسه.▪ چقدر این چند وقته معتادا خودسوزی می کنند▪ من از حاضران در صحنه خودسوزی بودم. واقعا غیرمنتظره بود.جوان مزبور خواستار پاسخگویی دستگاه قضایی بود.واقعا نمی دانم مقامات چه پاسخی در برابر خداوند و وجدان خواهند داشت؟▪ چند روز پیش از اوضاع بد دانشجویان ایرانی در آمریکا نوشته بودید ، گفتم برید اوضاع دانشجویان ایرانی رو در ایران ببینید بعد سخنوری کنید…▪ ایشان هم حتما روانی بوده و اعتیاد داشته اند….▪ پس از بررسی مشخص خواهد شد که این نیز دچار مشکلات روانی و افسردگی و حتی معتاد به مواد مخدر بوده…؟؟!!!▪ این هم معتاد بود؟▪ به نقل ازبعضی ها حتما” معتادبوده است واشکالی واردنیست.▪ چرا هیچ گاه دلایل این گونه موارد برای سایت شما معلوم نمیشود اما اگر در یکی از شهرهای مهجور آمریکا باشد با ریزترین اطلاعات این قبیل داستانها انتشار مییابد؟▪ چرا با کپسول خاموش کردن؟ احتمالا دچار خفگی شده باشه▪ با وجود هر مشکلی خود سوزی کار خوبی نیست▪ این موضوع چه ربطی به دولت داره؟ مگه دولتهای قبلی این موارد را نداشتند؟ سن امید به زندگی طبق آمار دیروز روزنام ها ۱۶ سال در ایران افزایش یافته▪ رسانه ها باید هوشیارتر از این باشند که در دام سناریوهای از پیش طراحی شده شوند!! این ها اتفاقی نیست و یک جنگ روانی است هر چند سربازان این جنگ خودی باشند.▪ – برادران کلهم راء و کلهم مسئولاً عن رعیته – اگر درخصوص درآوردن خلخال ازپای زن مسیحی اگر مسلمانی جان بدهد بحق است – هرکس اهتمام نسبت به امور مسلمین نداشته باشد مسلمان نیست، بله این سخنان بزرگان دینی ماست حال چه شده که مسئولنی ما دوربین برداشته و وفقط مردم کشور های همسایه را می بینند بماند چه شده که مسلمانی فقط در دفاع از فلسطینی ناصبی است بماند چه شده که اگر در امریکا شخصی کارتن خوابی کند صدا و سیمای ما بالاترین شخص امریکا را مسئول می داند بماند چه شده که اینقدر محافظه کار شده ایم آیا این سئوال نیز جرم است و آیاروحانیت و علمای ما با این مورد در زمان قدیم زمین و زمان را بهم نمی بافتند آیاقابل سکوت است؟▪ دوستان اعتیاد یک بیماری است ، و معتاد یک بیمار وقتی یک بیمار درمان نشود گاهی این نتایج را دارد اما در این مورد خاص ما که هنوز نمی دانیم دلیلش چیست پس قضاوت زود است▪ صدا و سیمای ما …
حالا اگه یکی در دورترین نقطه غزه سنگ به پاش میخورد فورا صدا و سیما گزارش میکرد که سربازان اسراییلی به قصد کشت میزدند اما به پاش خورد ، حالا چطور این همه اتفاقات را در داخل کشور نمیبینند و به راحتی ازش میگذرند خدا عالمه …
خوشم میاد از ترکیه که ۹۹% اخبار خودشونو آنهم از ریز تا درشت بیان میکنند که در حدود ۲۰۰ تا شبکه هست تقریبا همشون اخبار هم دارند و باز هم کم میارند ؛ این وسط چطور میشود که ایران با ۴ تا کانال همش اخبار خارجی میگه ؛؛؛ یعنی در داخل کشور هیچ اتفاق ناگواری نمی افته. تفکر لازمه دوستان…▪ آخر چقدر سیاست زدگی !!! چه کسی در جامعه می بایست پاسخگوی نیازهای روانی و مشکلات مبطلابه باشد؟ ایا اگر این اتفاق در غزه رخ می داد شاهد گزارش ان از شبکه های مختلف ملی نبودیم؟ یادرخطبه های نماز جمعه با آن اشاره نمی شد؟ سئوال اساسی این است تا کی تابناک ها می باست نقش و رسالت اساسی رسانه ملی راایفاء نمایند؟؟؟؟▪ جدود دو ماه پیش هم یک دانشجوی دیگر دانشگاه تهران به نشانه اعتراض از طبقه چهارم خوابگاه به پایین افتاد▪ یک معتاد هیچ وقت خود سوزی نمی کنه …. به این دلیل که اولین چیزی که اعتیاد آن را متاثر کرده و از بین می برد ، قوه ی اراده و تفکر و در واقع استرس اوست … پس خود را بیهوده گول نزنیم▪ آخه به اون عزیزی که میگه این سناریوی از پیش طراحی شده است بادید گقت اگه واقعاً معتقد به سناریو هستی انگشتت را برای ۲ ثانیه بگیر روی آتیش تا بفهمی سناریو یعنی چی؟ طرف کارد به استخونش رسیده شما از سناریو صحبت می کنی!!!! باعث تاسفه.▪ مردم برای تفریح خودسوزی نمی کنن … شوخی بردار نیست … بخدا اینا نوار نیستن آدم واقعی هستن که خودشونو می سوزونن … به یه چیزی اعتراض دارن …. باید دولت خدمتگزار و مجلس اصولگرا پاسخگو باشند … هیچ بدبختی بخاطر جنگ روانی خودشو آتیش نمی زنه …. درد داره .. سوختگی داره… می فهمین؟؟؟▪ امان از این “توهم توطئه”…آخه کی برای جنگ روانی خودش را آتش میزنه؟؟▪ نقش رسانه جلوگیری از ایجاد شایعه است چرارسانه ملی با این افراد که سومین موردش را شاهد بودیم یک مصاحبه نمی کند تا مردم مطلع شوند که قصد اینها چیست در عوض هر کسی یک چیزی می بافد وآخرش هم رسانه ملی که باید نقش خود را بازی کند فقط چسبیده به سیاست ….▪ اگر معتاد بوده باشد که عذر بدتر از گناه است. چرا باید دانشجوی دانشگاه آن هم دانشگاه تهران معتاد شود؟؟؟؟ قطعا” زمان کنکور معتاد نبوده چون نمی توانست در کنکور سراسری قبول شود. پس چه شده که یک دانشجو معتاد شده و آنقدر کسی کاری نکرده که خودسوزی هم میکند ؟؟؟؟؟؟ ایراد کار کجاست ؟؟؟؟؟ نمیدانم حتما” چند روز دیگر میگویند ایراد از نوع موادی است که مصرف میکرده ولی هیچ کس نمی گوید چرا مواد مصرف کرده ؟؟؟؟؟؟▪ درپاسخ به آن عزیزی که فرموده اند این اقدامات چه ربطی به دولت دارد متذکر میشوم مگر مسئولیت اجرایی در کشور نیست؟ چه عواملی باعث شده آن جانباز شیمیایی ویا این شهروند عزیز در جلو مجلس و بنیادشهید و محیط دانشگاه با آن وضعیت دلخراش خودشان را به آتش بکشند سوال این است درآمد بیش از۲۳۰میلیارد دلار نفت در کجاهزینه شده چرا قیمتها بطور سرسام آور ظرف سه سال ونیم گذشته بالا رفته چرا بیکاری در جامعه افزایش یافته آیا امت میتوانند تا ابد زیر بار گرانی کمرشکن صبور باشند ومقاومت کنند تاکی درمقابل این صحنه های دلخراش سکوت میکنیم باید پاسخگو باشند، چون مسئول هستند۰▪ به فرموده امام خمینی (ره) این ملت بودن که ما را به قدرت رساندن پس چرا مسولین مردم و شعارهای اول انقلاب را فراموش کرده اند در جواب بعضی از نظرات میگویم که آیا آقایان در این مملکت زندگی نمی کنند یا روی پرقو به خواب می روند این آقایان اگر برادر و خواهر خودشان بود همین صبحت را می کردند چشم ها را لطفا باز کنید . ای کاش به جای اینکه به فکر قدرت بودیم همگی به فکر این مملکت و مردم بودیم نه در شعار بلکه در عمل .▪ آخه کدام ادمی گیر میاد که جونشو دوست نداشته باشد و به خاطر سناریوهای از پیش طراحی شده خود را به اتش بکشد پدرم این چه حرفی است یک نفر را هم پیدا نمی کنی که جون خودشو از دیگران با ارزش تر نداند .▪ این ماجرا ها چه از پیش طراحی شده باشند یا نه دو مطلب غیر قابل انکار است۱-مردم مشکلات متعددی دارند که فقط برای آنها سخرانی مکنند تا مشکلشان حل شود۲- رسانه به اصطلاح ملی و مسئولین آن مورد قضاوت تاریخ خواهند بود۳- شرم آور است که هموطنان خودمان را معتاد و روانی و… بنامیم ممکن است یکی از این افراد از بستگان بسیار نزدیک خودمان باشد▪ ,مگر ایشان مشکل قضائی نداشته.چرا در دانشگاه خودسوزی کرده .ظاهرآ ؟؟▪ به داد مردم نمی رسند و وقتی چاره ای نمی بینند و دست به چنین کارهایی می زنند آقایانی چون دوستان سخنور ما حرف از سناریو از پیش طراحی شده و این حرفها می زنند. خوب برادر شما که گویا دوست مسوولان هستید به آنها بگویید به درد مردم برسند تا کسی این سناریوها را ننویسد.▪ چه راحت میگویی : معتاد !!!! آیا زشت نیست در مورد کسی که نمیشناسیم براحتی نظر سوء دهیم.آیا معتاد خواندن ایشان یا معتاد نانیدن جانبازی که روبروی مجلس خودسوزی کرد ،صورت مساله را پاک میکند.اخلاق انسانی کجاست؟▪ وقتی صدای فردی مظلوم بجائی نمی رسد بناچار خود کشی می کند این است دولت عدالتخواه
با سلام
عجب دنیائی شده است آقای لاریجانی که در عمر خودش حتی تا اهواز که شهری در چند کیلومتری جنگ بود و گاه گاهی از دور دورا صدای بمب و خمپاره می آمد در مدت هشت سال نرفت حالا برای جانباز حکم روانی و معتاد صادر می کند.تف به این دنیایتان باد که بوزینه ها در بالای منبر جا گرفته و به عنوان نخبه داد سخن می دهند
این حکومت برای جان افرادارزش قائل نیست.
اکبر ببین چه تنهاست، احمد به بند وزنجیر
عزت زمان بپاید راهت به کام تقدیر
فریادتان چراقیست روشن به گام راهم
آزاد ،مردی شاه ست، فرمانده سپاهم
قطرات خونتان گفت : باید سکوت بشکست
از بهر مام میهن باید به مشت پیوست
باید که سر گذاریم در کشتن تباهی
خورشید و شیر و شمشیر تنها ره رهایی
خورشید شویم بتابیم، در پیکر خرافات
پاک ما کنیم گلستان از ریشه های آفات
ادامه در وبلاگم
مسیح جان “سخن کز دل برآید لاجرم بردل نشیند”.با بیان شیوایت حق مطلب را ادا کردی . اینگونه قلم زنی است که بر شمشیر زنی برتراست. قلمت پایدار.
مسیح عزیز
پایدار باشی
وزارت خارجه چه می کند؟
رسول جعفریان
کد خبر: ۳۸۲۶۹ تاریخ انتشار: ۱۱:۴۵ – ۰۶ اسفند ۱۳۸۷ تعداد بازدید: ۵۵۵۵
روزی که مجلس وزیر خارجه را مورد پرسش قرار داد که تلاش و تکاپوی جدی برای فراهم کردن زمینه برای گفتگو و مراوده با کشورها نداشته و به جای تلاش برای رفو کردن برخی از کارهای تند در داخل سکوت و بی تحرکی اختیار کرده، روشن بود که دستگاه دیپلماسی ما راه انزوا را پیش گرفته است، آن هم درست در شرایطی که دست کم در ظاهر، غرب و به خصوص آمریکا با به دست گرفتن ابزار تبلیغاتی «گفتگو و مراوده» به میدان ما آمدهاند و فضای تبلیغاتی جهان را در اختیار گرفتهاند.
این مسأله تنها مربوط به آمریکایی ها نیست که به هر حال ما باید سیاست روشن و نیرومندی را در برابر آنان مدون کنیم بلکه مهم تر از آن شفاف کردن و مستحکم نمودن روابط با اروپایی هاست که باید بر اساس سیاست سنتیمان در جدا کردن اروپا ازآمریکا تلاش کنیم.
اما اکنون شاهدیم که اوضاع روابط چنان و چندان سرد است که گویی به دستگاه دیپلماسی ما گفته شده است که در وزارت خارجه را ببندند و همه چیز را تعطیل کنند. به نظر می رسد رویه آقایان بر این قرار گرفته است که با اتخاذ سیاست پرده نشینی در انتظار آینده ای مبهم بنشینند و ببینند که چه مقدر شده است! این سیاستی است که به طور قطع مورد رضایت رهبری نیست و ایشان همیشه روی گفتگو و مراوده با اروپائی ها تأکید داشته و دارند.
نباید تردید کرد که ما باید برای آینده خطرناکی که در پس فضای جدید در انتظارمان است و آن مضاعف شدن فشارهای اقتصادی و سیاسی است، چاره ای بیندیشیم و متحدینی از کشورهای اروپایی و روسیه برای خود فراهم کنیم و دست کم ابتکار عمل را از دست آمریکایی ها و اسرائیلی ها درآوریم. انتخابات جدید در فلسطین اشغالی نشان می دهد که باز هم فشار بر متحدان ایران در منطقه زیادتر بوده و لابی صهیونیستی نخواهد گذاشت که آمریکا سیاست نرم را در پیش گیرد. اصلا فرض کنیم خطری وجود ندارد و به عکس زمینه برای تغییر فراهم است، ما چه برنامه ای برای این شرایط خواهیم داشت؟
اکنون پرسش ما این است که تدوین کنندگان سیاست جدید ما چه کسانی هستند و چه برنامه ای برای آینده دارند؟ شورای امنیت ملی، وزارت خارجه یا دستگاه دیگری که از آن آگاه نیستیم؟ آیا افراد با تجربه مشغول طراحی سیاست نوینی هستند یا آن که کار به امان خدا رها شده است؟ مسلما هیچ کس در این کشور به امید ماهواره امید ننشسته است تا از آنجا برنامه ای برای روابط خراب و ویران ما با کشورهای اروپایی و عربی تهیه و ارسال کند. این را همه میدانیم.
این روزها به طور مرتب سیگنال های جدیدی از آمریکایی ها می رسد که هر کدام آنها پاسخ مناسب خود را می خواهد. وقتی برای اولین بار اوباما صحبت باز کردن رابطه با ایران را کرد، رئیس جمهور خواستار عذرخواهی شد، غافل از آن که عذرخواهی صرف، مشکلی را حل نخواهد کرد. مگر یک بار وزیر خارجه بیل کلینتون عذر خواهی نکرد و موضع آمریکا را در ماجرای کودتای ۲۸ مرداد تلویحا مورد انتقاد قرار نداد. آیا مشکلی حل شد؟
چند روز قبل رئیس مجلس صحبت از رها کردن اسرای ایرانی اربیل کرد و تنها هنر وزیر خارجه ما تکرار همان خواسته بود. فرض کنیم این کار هم صورت گرفت، برنامه ما برای آینده چه خواهد بود؟ آیا نیاز به یک سیاست مدون نداریم؟
آخرین سیگنالی که آمریکایی ها برای باز کردن زمینه گفتگو فرستادند همین گفته مسؤول تازه اطلاعات در آمریکاست که گفته است در باره نیت ایران در ساختن بمب هسته ای تردید دارند. این طبعا خبر ویژه ای است و واکنش خاص خود را می طلبد.
از سوی دیگر خبر نزدیک شدن دولت اوباما با روسیه با حذف طرح سپر موشکی در اروپای شرقی در ازای همراه کردن روسیه با برنامه های آمریکا برای فشار بر ایران به تدریج بر سر زبانها افتاده است. این مسأله، این احتمال را که توافقی علیه ایران شکل بگیرد تقویت می کند. در این زمینه، دست کم در رفت و آمد کارگزاران سیاست خارجی ما یا به عبارت بهتر عدم رفت و آمدهای آنان، می توان حدس زد که هیچ برنامه منظمی برای طراحی سیاست تازه در ارتباط با روسیه وجود ندارد. بلکه بر عکس نشانه های سست شدن روسها در تکمیل نیروگاه هسته ای نیز به چشم می خورد.
از سوی دیگر بر هم خوردن روابط ایران و اعراب در چند ماهه گذشته که عمده آنها نتیجه برخی از موضعگیری های تند و بی برنامه است، همچنان روابط را سرد نگاه داشته و هیچ تلاشی برای تدوین سیاست مجدد در ایجاد رابطه با کشورهای عربی به خصوص مصر و سعودی که در رأس قرار دارند در کار نیست. آیا وزارت خارجه دستوری برای تعطیل برنامه های خود دارد یا آن که این تصمیم برنامه ریزی شده وزیر و مشاوران و نهادهای وابسته است؟ آیا قرار است با نرفتن و در واقع سیاست پرده نشینی همه چیز به خودی خود اصلاح شود؟
اگر وظیفه وزارت خارجه عدم برقراری رابطه با دولت هایی است که با آنها مشکل داریم بفرمایید که کار این وزارت خانه چیست و چرا ملت باید هزینه ای گزاف را برای اداره این وزارت خانه عریض و طویل صرف کند؟
به نظر می رسد وزارت خارجه و سایر دستگاه های دیپلماسی در این روزها که بیش از هر زمان دیگر نیازمند گفتگو و رفت و آمد و اصلاح روابط تخریب شده هستیم به خواب عمیقی فرو رفته است و صد البته که آقای وزیر به سفر می رود اما به جای آن که به مصر و سعودی و فرانسه و انگلیس برود و روابط خراب شده را بنا به وظیفه اصلاح کند، به اربیل عراق رفته است.
منبع “آینده”
نظرات کاربران:
▪ حقیقتا که حرف از دل این ملت بزرگ زدید▪ واقعا اگر هر چه زودتر کاری انجام نشه آمریکا به هدف خودش یعنی منزوی کردن ایران میرسه!!و به جهانیان این رو اعمال خواهد کرد که دیدید ما خواستار برقرار ارتباط با ایران بودیم و ایران هیچ واکنشی نشان نداد؟!!▪ کارکنان محلی سفارت خانه ها از رفتارهای تبعیض وتحقیر آمیز وبی توجهی مسئولین وزارت خارجه ناراضی هستند.
مثلا یک فرد دیپلمات ماهیانه حدود چهارهزار یوروبه اضافه دوهزاریورو پرداخت کرایه خانه …کارمند محلی حداقل حقوق را…یک دیپلمات برای خرید ماشین سی هزار یورو وام دریافت میکند …ولی یک کارمند محلی ایرانی باید با قرض وبدبختی یک ماشین قراضه بخرد..خانواده های دیپلماتها همگی از بیمه وهزینه پزشکی وهزینه تحصیلی بلیت هواپیماو…. برخوردارند ولی متاسفانه اعضای خانواده کارکنان محلی وسرایداران از این گونه تسهیلات ابتدائی محرومند..ومطالب دیگری هم هست که اگر درخانه کس است یک حرف بس است؟؟؟ آقای نماینده ای درددل کارکنان مجلس را بیان نموده وبهانه ای شد که ماهم از درد ورنج مان رااز طریق این سایت بگوش ناشنوای مسئولین بی درد ورفاه طلب وزارت خارجه برسانیم.
بنظرمیرسد که روسای وزارت خارجه وسفرا اصلا درخارج زندگی نکرده اند ویا دارای خانواده نمیباشند که از درد ومشقت پرسنل زیر دستشان خبر ندارند؟؟ واطلاع ندارند که چگونه باحداقل حقوق می توان زندگی کرد وحتی برای آینده خود سرپناهی درست کرد.؟همه چیزرا به خدا واگذار می کنندوهمیشه می گویند خدابزرگ است .
یقینا آقای احمدی نزاد ازچنین تبعیض وبی عدالتی خبرندارند؟آیا واقعا سایر دیپلماتهای سراسر دنیا اینگونه هستند؟؟ انتظارمی رود که آقای زادسر دردل مارابه گوش آقای رئیس جمهور ووزیر امور خارجه برساند…آری در وزارت رفاقت خارجه وسفارت خانه ها همه چیز فقط برای خودشان مهیا است ..وبه قشر ضعیف وزحمت کش که از صبح تا شب کار مانند برده نگاه می کنند..متاسفانه بعضا افراد کوچک وتنگ نظر وگرسنه وجوان وبی تجربه مسئولیت ریاست نمایندگیهارا بعهده دارند که همه چیز را فدای قدرت وطرقی ورتبه وخودنمائی خود خواهی خودمی کند .وچونکه تام الاختیار است به هیچکس پاسخگو نیست.و نعذاباله…خودرا خدای روی زمین میداند…بنظر میرسد که اینگونه برخورد ها باشعار واهداف نظامی که مبتنی بر اسلامی است همخوانی ندارد.البته هستند افرادی که ریاست نمایندگیها رابعهده دارندو حق وحقوق انسانی همه را رعایت میکنند.▪ باز کدوم فامیلتون رو تو وزارت خارجه راه ندادند و یا کدومشون رو ماموریت نفرستاند که فریاد یا مسمانان بپاخیزید سر دادید .می دونم که چاپ نمی کنید▪ به عنوان دانشجوی علوم سیاسی به نگارنده این مطلب تبریک میگویم و ای کاش مطلب را در ستون اصلی تابناک قرار میدادید.▪ پاراگراف سوم : وقتی شما سی سال یک چیز را در سیاست که علم سیالی است اصل قرار می دهید و کسی را یارای مانور نیست و هر که مانوری خواست بکند خرابش کردند شما کاملا دستت رو شده است و تصمیم با طرف مقابل است که بپذیرد و یا نپذیرد و شما فقط نشسته اید که طرف چه می کند و دیگر عرصه دیپلماسی چه می تواندبکند شما خواسته های ایران از اول انقلاب تا الان در مورد روابط با امریکا را مرور کن می فهمی که چکار می شود کرد و چکار نمی شود کرد پیام ایران در دیپلماسی مدتهاست که کرارا اعلام شده و چیز جدیدی در آن نیست جز تکرار مکررات – ج.ا.ایران را به رسمیت بشناسید – به آن نقش منطقه ای و جهانی بدهید – براندازی نکنید – دخالت نکنید – حقوق ایران را به رسمیت بشناسید – به ما هم سهمی در منطقه و جهان بدهید – شما اگر حرف تازه ای دارید بگویید ما استفاده کنیم▪ دونفرکه باهم قهرهستنداگرکوتاه نیایند تا ابدهردوطرف بایدازهم عذرخواهی کنند وبه هیچ جا نمیرسند.نباید فقط منتظر طرف مقابل دعوا بود تا به غلط کردن بیفتد بعد ما بگوییم حالا بیا با هم صلح کنیم ما هم باید اقدامی بکنیم▪ آقا کو گوش شنوا. بازم گلی به گوشه جمالتون که حرف حق می زنید▪ فعلا آن چیزی که مهمه میز و صندلی است که امید است از دست آقایان خارج نشود▪ با سلام
اینجانی مقیم کانادا هستم و خواهش میکنم که گزارشی از اوضاع سفارت ایران در اوتاوا تهیه کنید و ببینید چه کسانی و با چه سطح سوادی مشغول به کار هستند . و وای به حال سفارتخانه های ما در کشورهای جهان دوم و سوم▪ واضح است که در وزارت خارجه خردمندی و برنامه ریزی هدفمند و پویا جای خود را به تلاش مدیران این وزارت برای حفظ میز خود از طریق اطاعت محض از دستورات نادرست بیرون وزارتی و عکس العمل های منفعلانه به تحولات پرسرعت بین المللی داده است. البته از مدیران غیر استراتژیست و فاقد دیدگاه و توانائی سیاسی بیش از این نمی توان انتظار داشت. در وزارت خارجه دانش و توانمندی به یک ضد ارزش تبدیل شده است.▪ دوستان عزیز هرچند می دانم که نظر اینجانب را درج نمی کنید ولی حداقل برای اطلاع خودتان بد نیست بدانید:
۱- در داخل وزارت خارجه هم در این سه سال هنوز مشخص نیست که چه می کنند اکثریت ادارات بدون مدیرکل و یا رئیس است و همه آنها با سرپرست اداره می شود
۲ در نمایندگیها هم وزارت خارجه هیچ کنترلی به روی عملکرد سفرا ندارد شاید باور نکنید تعدادی از سفرای به جای اینکه در کشور متوقفه فیه حافظ منافع ما باشند حافظ منافع دولت پذیرنده است تا مبادا به سفرای ما بگویند بالای چشمت ابروست
نتیجه می شود این که شما در این مقاله بیان کردید . این آقایان سفرا بعضی ها ۴ سال و بعضی ها حتی ۵ سال در محل ماموریت کار مهمی نکردند و بعد از پایان ماموریتشان هم مورد تحسین قرار گرفته اند چرا کسی نیست که به کارنامه سفرا رسیدگی کند؟؟
علی▪ پاراگرافت اول – اشتباه اول – کی فضای تبلیغاتی جهان در دست طرف مقابل نبوده ودر دست ما بوده که ما خبر نداریم▪ پاراگرافت دوم – شعار دادن بیخودی_ اگر توانستند با این اوصاف بین ما و سوریه را بدون باج بیشتر دادن به اسد خراب کنند اروپا هم برای ایرانی که هیچ کس جرات طرفداری از آن را ندارد و برایش صرف هم نمی کند جلوی امریکا خواهد ایستاد تا کارگرانش بیشتر بیکار شوند در بحران قبلی بین کاخ سفید و فرانسه کاخ سفید شراب فرانسه را نخرید و چند تحریم دیگر کرد مردم به سارکوزی رای دادند رفت امریکا دلجویی شما کجای کارید وقتی آزادی نباشد می توانید اینطوری برای خودتان ببرید و بدوزید آنهایی هم که در طبل دیپلماسی فعال می زنند در ایران رجز می خوانند و در ملاقاتها کم مانده التماس کنند▪ جانا سخن از زبان ما می گوئی. اما باید گفت مقصر وزیر خارجه و وزارت خارجه نیست بلکه بگوئید که چه کسی در سیاست خارجی دخالت نمی کند؟ همه تصمیم می گیرند و دخالت می کنند اگر خوب شد می گویند ما تصمیم گرفتیم و اگر سیاستی شکست بخورد بر عهده وزارت خارجه است در حالی که قربانی را بدون پرسیدن گناه به قربان گاه نمی برند و زبح نمی کنند.▪ آفرین به شما بخاطر این تحلیل درست و بجایتان▪ کیست که نداند دستگاه دیپلماسی کشور در سالهای اخیر بیشترین فشار سیاسی را متحمل شده و بحرانهای مختلف سیاست خارجی را مدیریت کرده است. اگر انتظار دارند که وزارت خارجه معجزه کند حدیث دیگری است. طبیعی است که سیاست تهاجمی نظام که بویژه در سالهای اخیر به اوج خود رسیده است، با عکس العملهای شدید متقابل معاندین و دشمنان قسم خورده روبرو شود و این کار دستگاه دیپلماسی را سنگینتر کرده است. نکته دیگر آنکه آیا به واقع وزارت خارجه کشورمان به عنوان دستگاه متولی دیپلماسی کشور به میزان انتظاراتی که از آن می رود، دارای اختیارات و صلاحیتها هست و آیا متناسب با مسئولیتها و انتظارات از امکانات و ابزارهای لازم نیز برخوردار است و بر این اساس آیا صحیح است که دستگاه دیپلماسی کشور را برای تمامی مسائل مرتبط با سیاست خارجی مواخذه کنیم، در حالیکه این دستگاه را از کارکرد حقیقی خود محروم کرده ایم؟ گزارش شما ممکن است به مزاق برخی ها خوشایند بیاید و به به و چه چه بگویند، ولی قطعا انتقادات حقیقی به جایی بر می گردد که این دستگاه مهم و حیاتی کشور را از کارکرد صحیح خود محروم کرده است. البته قطعا وزارت خارجه کشورمان از خطا و اشتباه و یا کم کاری و احیانا غفلت مبرا نیست ولی انصاف نیست که در فضای جاری بین المللی و منطقه ای هر جا فشار و یا نقصانی در حیطه سیاست خارجی بود، فی الفور وزارت خارجه را بدون محاکمه به زیر تیغ کشانیم.
حق آن است که در نقد نیز جانب تقوی و انصاف را رعایت کنیم و فرد را به جرمی که محاسبه درست نشده اینگونه مجرم خطاب نکنیم. بویژه آنکه به طور قطع وزارت خارجه به دلیل ماهیت کار خود نمی تواند در پاسخگویی به اینگونه ادعاهای غیر کارشناسی سفره دل خود و کم و کیف عملکرد خود را بر سایت تابناک و آینده و … بگشاید
و البته عزیزان تابناکی ما نیز بدانند که درج مطالب اینگونه، تابناک بودن و تابناک ماندن چهره این سایت را با تردید جدی مواجه خواهد کرد.▪ متاسفانه مسئولین و مدیران ارشد ما ، خود را موظف به پاسخگویی به انتقادات و اعتراضات نمیدانند و حاضر به قبول اشتباهات و کمکاریهای خود نیستند و خود را اصلاح نمیکنند.▪ در تعجبم از وزارت خارجه که نه انتظاری می رود و نه توان اینکار را دارد از سایت شما در تعجبم که به دنبال بهبود روابط تخریب شده با مصر، انگلیس، فرانسه هستید. چه تخریبی و از چه طرفی انجام شده؟ مصر تخریب کرده که جای صدام را در منازعات خلیج فارس گرفته و مهندس و امکانات نظامی به امارات مستعمره می دهد؟ یا فرانسه ای که سارکوزی هر از چند گاه حرفهای مزخرفی که بیشتر به باد معده می ماند می زند؟ یا انگلیسی که با خارج کردن نام برخیها ، اروپا را به تغییر مضع واداشت؟ شما کدام منطق را دنبال می کنید. از روابط تخریب شده با عربستان وهابی می زنید که در همین صفحه خبرهای خودتان به ایران می تازید که چرا از شیعیان دفاع نمی کند؟ ایا باید به خواری برای روابط با یک چنین کشوری بیافتیم؟ شما جدا شورش را در آورده اید و در کنار صندلی پرستان قرار گرفته اید و هر چه و هر سخن مزخرفی که زد دولت باشد ولی هر چه باشد را در سایتتان قرار می دهید. به این مخاطب هم بگویید رف دل مردم این نیست که شما خوشتان آمده نه این ملت از فرانسه و انگلیس بیزارند، از وهابیهای کافر منزجرند.
ازدواج سمیر قنطار با مجری شبکه ایرانی
در مراسم ازدواج وی که در منزل پدر عروس برگزار شد امیل لحود، گروهی به نمایندگی از نصرالله، پدر شهید مغنیه، شیبانی سفیر ایران در بیروت و …حضور داشتند.قنطار دارای آیین دروزی بوده که مخلوطی از آیین اسلام و هندوست، اما با ازدواج او با یک زن شیعه، احتمال میرود وی نیز اسلام آورده باشد
سمیر قنطار آزاده لبنانی که به دلیل سی سال مقاومت در زندان های اسرائیل قهرمان مقاومت لبنان به شمار می رود یکشنبه گذشته ازدواج کرد.
به گزارش خبرنگار آینده همسر وی زینب برجاوی گوینده شیعه شبکه ایرانی العالم است که از لبنان به اجرای برنامه می پرداخته است.
در مراسم ازدواج وی که در منزل پدر عروس برگزار شد امیل لحود، رئیس جمهور سابق لبنان ، گروهی به نمایندگی از سید حسن نصر الله، پدر شهید عماد مغنیه، محمدرضا شیبانی سفیر ایران در بیروت، غسان بن جدو، مدیر دفتر الجزیره در بیروت و جمعی دیگر حضور داشتند.
گفته میشود سمیر قنطار که از اولین سالهای جوانی در سال ۱۹۷۹ به دست اسرائیل زندانی شد، در زندان با یک زن عرب-اسرائیلی که از فعالان دفاع از زندانیان جنگی بود ازدواج کرده و بعدا او را طلاق داده است.
قنطار دارای آیین دروزی بوده که مخلوطی از آیین اسلام و هندوست، اما با ازدواج او با یک زن شیعه، احتمال میرود وی نیز اسلام آورده باشد
وی۲۰ جولای ۱۹۶۲در روستای دروزی نشین “عیبه ” از توابع استان “جبل ” لبنان به دنیا آمد. وی در سال ۱۹۷۸ میلادی طی یک عملیات ضد صهیونیستی در شهر صهیونیست نشین «نهاریا» به اسارت در آمد و در لبنان «سردار اسرا» لقب گرفت.
سمیر قنطار در تاریخ ۲۲ آوریل ۱۹۷۹ در حالی که تنها ۱۶ سال داشت به همراه سه تن از اعضای گروه فلسطینی “جبهه خلق برای آزادی فلسطین ” به نامهای “عبدالمجید أصلان “، “مهنا المؤید ” و “احمد الأبرص ” به شمال اراضی اشغالی نفوذ کردند و به محل اقامت یک صهیونیست به نام “هاران ” در شهر “نهاریا ” یورش بردند و او را ربودند.
در همین زمان با نیروهای پلیس مواجه و با آنان درگیر شدند که در جریان این درگیری یکی از نیروهای پلیس رژیم صهیونیستی کشته شد. در این درگیری دو تن از همراهان قنطار یعنی ” اصلان ” و “مؤید ” کشته ولی خود وی و “احمد أبرص ” از سوی نیروهای پلیس رژیم صهیونیستی دستگیر شدند.
نظرات بینندگان:
عجب انتخابی ماشا الله
دروز خلیفه فاطمی الحاکم بامرالله متوفای ۴۱۱ را تقدیس می کتند و از این رو یکی از شاخه های شیعیان اسماعیلی به شمار مِی روند.
منم بودم همینو انتخاب میکردم
راستی این زن چندمشه؟
طبق نقلهاى موثق، سمیر قنطار در زندان تحت تأثیر زندانیان حزب اللهى شیعه شده و قصد اعلام رسمى آن را هم داشته ولى بنا به مصلحت از اعلان رسمى منعش کردهاند.
ضمناً دروزیها مسلمان محسوب مىشوند والا ازدواج زن مسلمان با غیر مسلمان حرام است.
پیشنهاد میشود این روز فرخنده را “ولنتاین ایرانیان” اعلام کنند!
واقعا باعث تاسفه، اون زن دیگه شیعه نیست، سمیر قنطار زندانی یا اسیر بوده که بوده دلیل نمیشه بیاد زن شیعه بگیره
ای کاش آزادگان ، جانبازان خودمان هم به اندازه این آقایان غزت و شرفشان پاس داشته می شد. و از سوی مسولین به این مقدار مورد توجه قرار میگرفتند. و یا از سوی شما اخبار زجر و در بدری آنها برای دارو منعکس میشد.
” آیا اسرای ما نیاز به تجلیل ندارند ”
شما که نمی دانید دروزی چیست چرا بیخود ذهن مردم را مشوش میکنید ؟ دروزیها از فرق شیعه اسماعیلی یا همان باطنیان هستند . از افراد معروف این طایفه می توان به حسن صباح و ناصر خسرو خودمان اشاره کرد ، واقعا که ! معلوم نیست شما همه خبرهاتان را همین طور تنظیم می کنید ….!!!!!!
احسنت به این انتخاب جمیل
مسیح تو واقعا یک شیرزنی. شیرزنی زنی که به هزاران تا از این مردهای بی عرضه مثل ماها می ارزی که حقوق مان هر روزه لگدمال می شود و تنها واکنش مان سکوت است و بس. در یک کلام یک مردی. فقط سعی کن وضعیت جوری نشود که نتونی ایران برگردی چون کسانی مثل شما باید حضور موثر توی خود جامعه داخل داشته باشند. روزی که خیلی از این مسئولان ببینند که از گزند روزنامه نگاران جسور و نکته سنجی چون شما در داخل کشور در امانند قطعا در درون خود جشن می گیرند. چون انتقاد به وضعیت داخلی جامعه ایران از خارج کشور هیچگاه تاثیر انتقاد از درون را نداشته است.
هر دولتی که حاضر شد جوونهاش تلف باشند ، خودش تلف خواهد شد. ببینید شاه چی شد اینها هم همین سرنوشت رو خواهند داشت.خدا از ظلم اینها نخواهد گذشت.لطفا این قطعهٔ غمناک رو نگاه کنین و
خواستین با معین در تماس باشین.من فقط آیندهٔ جوان هارو نگرانم حالا هر کی میخواد رئئس جمهور باشه.
http://www.youtube.com/watch?v=us9PHHzf3_Y
aazadeh.a@googlemail.com