• خانه
  • تماس

عیدی و حداد در لندن

نزدیک به چهار سال می‌گذرد از  بهاری  که  اصولگرایان  مرا از مجلس هفتم اخراج کردند تنها به این دلیل که تصویر سه فیش حقوقی آنها در کمتر از مدت یک ماه روی سایت خبرگزاری ایلنا منتشر شد. از آن روز به بعد من نه حداد را دیدم  که بانی اصلی این حذف بود و نه کوهکن را که می‌گفت: مگر من بمیرم تا خبرنگار اخراجی به مجلس برگردد. حتی باهنر را هم ندیدم که گفته بود دلیل اخراج،  فیش حقوقی نبوده است بلکه خبرنگار مورد نظر “بی‌ادب” و “دماسنج معیوب” بوده است. الیاس نادران را هم هیچ جا ندیدم که گفته بود شش شاهد وجود دارد که گواهی می‌دهند مسیح علی نژاد فیش حقوقی نمایندگان را دزدیده است. هرگز احمدی، نماینده تهران را هم جایی ملاقات نکرده بودم که در تذکری عجیب گفته بود این خبرنگار خانم، به تمام نمایندگان مجلس یکجا توهین کرده است و به آنها گفته است “گاو” . من تنها موفق شده بودم یحیی‌زاده نماینده روحانی مجلس را یکبار در نمایشگاه مطبوعات ببینم . او هم وقتی هیبت دل‌ناربا  و رخسار بی‌رنگ ما راد دید تازه دست‌اش آمد تذکرش مبنی بر اینکه این خبرنگار با عشوه‌گری و طنازی از نمایندگان خبر می‌گیرد(فیش حقوقی) خیلی مصداق حال روحیه  من نیست و همانجا مکتوب هم به ایلنا نوشت که شرمنده است از این تذکری که داده است.

اما بلاخره  بعد از چهار سال  دیروز حداد عادل را در سالن کانون توحید لندن دیدم. سراپا سیاه در جمعی کوچک گم شدم و یک گوشه نشستم تا خاطرات روزهای کاری‌ام در مجلس را با برانداز کردن هیبت جناب رییس در جایگاه سخنران، مرور کنم.  همان کلی‌گویی ها، همان سخنرانی‌های دراز و همان  پراکنده‌گویی‌ها و تکرار مکررات و زدن به صحرای کربلای فلسطین و غزه و جهان اسلام و نجات بشر … که معمولا بیشتر سخنران‌های این اردوگاه  به آن گرفتارند. وقتی حداد بسم‌الله را گفت و چشمش به من افتاد خودم را زیادی جدی فرض کردم  و زمانی که  رشته کلام از دست‌اش در رفت،  گذاشتم به حساب سنگینی حضور خودم  در آن جمع. ما خبرنگارها اساسا گاهی دچار این توهم‌ها می شویم.  هنوز صدای صلوات جمع در انتهای نطق ایشان آرام نشده بود که حداد مهر تایید را بر توهمم زد و از همان جایگاه‌اش نجیبانه،  “به به ” و خوش آمدی به حضورم گفت تا سر ذوقم بیاورد که چه عجب آنجا چه می‌کنم و خوشحال است که مرا می‌بیند من هم مودبانه ابراز مهر ایرانی تقدیم‌شان کردم و همزمان به طنزی که بوی هیچ گونه هوچی‌گری و سیاه نمایی از آن نیاید  با همان صدای گوش‌خراشم از  پایین هوار زدم ؛ اینجا که احیانا مجازم  باشم و ایرادی از دیدگاه جناب حداد ندارد؟

حداد فراموش نکرده بود روزهایی که من بال بال می‌زدم تا در عرصه خبری بمانم اما مجلس او  یک تنه ایستاد و پیروز این نبرد نابرابر شد. از جایگاه سخنران درست شبیه همان روزهایی بود که از جایگاه هیات رییسه به جایگاه خبرنگاران نگاه می‌کرد و گاهی با ایما و اشاره  تذکر می‌داد که حجابمان را حفظ کنیم.اما اینبار فقط ابراز مهر بود و حتی حواسش بود که به جمعیت بگوید : اگر مسیح دختر ” خوب‌تری ” بود از مجلس هم اخراج نمی‌شد. یعنی خوب هستم و برای” تر”  شدن  یک مشکل کوچک در مجلس پیش آمد. گفتم  بدجنسی نکنم هیچ از فیش نگویم در همان جمع کوچک گوش به زنگ. عادلانه نبود  عید حداد عادل را در لندن با موضوع عیدی مجلس  خراب کنم و گفتم سوال من تلخ است و شما اینجا مهمانید وقتی برگشتم ایران همانجا از شما می پرسم.

برخی ها خصلت و خصوصیت‌های نابی دارند که من یکی از آن بی‌بهره مانده‌ام. نمونه‌اش این است که گاهی ساعت‌ها با دوستی حرف می‌زنی و  فکر می‌کنی صمیمیت عمیقی بین شما جریان  دارد و تو برنامه‌های سه سال آینده‌ات را هم از سیر تا پیاز بازگو می‌کنی اما  ناگهان  دو یا سه روز دیگر باخبر می‌شوی  که همان دوست از ایران خارج شده است یا یک کار مثلا خیلی مهم انجام داده است و تو تازه می‌فهمی  که در  تمام آن یک ساعت حرف هیچ اشاره‌ای به این موضوع نشده بود. خلاصه من از  آن دسته‌‌ آدم‌هایی هستم که وقتی کسی از من می‌پرسد “خب، چه خبر” موضوع را جدی می‌گیرم و می‌نشینم  توضیح می‌دهم راستی راستی چه خبر است . دیروز بعد از پایان جلسه هم حداد یک “چه خبر” پرسید و من هم که فکر کردم از سلام حداد بوی دلجویی می‌آمد به سرم زد نه تنها سیر تا پیاز کارهایی که می‌کنم و کجا درس می‌خوانم را هم برایش بگویم بلکه ماجرای درخواست مصاحبه با اوباما را هم توضیح دهم. یکی هم نبود آن لحظه به من بگوید هنوز که نه به بار هست و نه به دار چرا جوگیر می شوی و همه چه چیز را به کسی می‌گویی که بعد بنشیند ته دلت را خالی کند که “در راستای منافع ملی کشور نباید این مصاحبه صورت بگیرد” .

آخرین جمله ام به حداد این بود: من کار خبرنگاری ام را می‌کنم  و تازه  اگر  بعد از سی سال  یک خبرنگار از ایران  برود کاخ سفید برای مصاحبه با مقامات آمریکایی شما  باید حامی این کار فرهنگی هم باشید .  و آخرین جمله او : شما که موقع نامه نوشتن به اوباما هم از کسی اجازه نگرفتی. گرفتی مگر؟

۲۵ اسفند ۸۷ | گاه نویس

۵۱ نظر برای “عیدی و حداد در لندن”

  1. محسن ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۱:۰۸ ق.ظ

    سلام مسیح عزیز
    مسیح جان در عجبم که بر چه اساسی احساس کردی، گفتن برنامه های آینده ات برای این آدم ذوب در ولایت لازم است. نگرانت هستم که گفتن این حرفها موجب دردسرهای بیشتری برای تو شود.
    مواظب خودت باش

  2. بامدادامید ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۲:۴۰ ق.ظ

    …
    هیچت ،هیچ رسیده است به استخوان خنجر دوست
    هیچت ،هیچ گذشته است شلاق برادر از پوست

    تنم اما
    زندانی خط
    خط شلاق
    خط خنجر
    خط دشنام
    دلم اما
    دل همچون کف دستم
    با شماست نیز هنوز
    فکر می کنم یک جای دیگر (در کامنتی)از سادگی اتان گفتم و شما جواب دادید خیلی بیشتر از آنی که بشود تصور کردو حالا اگر ناراحت نمی شوید باید بگویم (با شرمندگی )شورش را در آورده اید دیگر با این سادگی بعد از این همه شهر و کشور دیدن باز هم …

  3. یاشار ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۲:۴۲ ق.ظ

    مسیح هم مسیح های قدیم اگر خود عیسی مسیح هم بود اینچنین رفتار نمی کرد و همانجامی زد توی گوش طرف

  4. firouzeh ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۲:۴۹ ق.ظ

    take really care, no wonder we became friend but I have to say you are worse than me.

  5. omidp ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۳:۰۷ ق.ظ

    تو شاهکاری مسیح ! اما دوستان راست می گویند ! مسیح هم مسیح های قدیم ! شاید نباید در مقابلش اینگونه سکوت اختیار می کردی !

    اما چه کنیم دیگر مسیحی !!!!

  6. جیمی ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۳:۵۱ ق.ظ

    همشیره، به نظر میاد شما زیادی خودتو جدی گرفتی، فقط هم تشویقا رو اینجا می ذاری که ملت ببینند!

  7. مسعود شایان ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۳:۵۲ ق.ظ

    سلام مسیح جان
    خیلی خوب داری پیش می ری ، فکر می کنم مصاحبه احتمالی ات با اوباما به یک بمب بیش از خبر ، برای ایران تبدیل شه .موفق باشی.

  8. جلیل رسایی ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۴:۱۷ ق.ظ

    افرین بر تو ای دختر عزیزم،قلمت در عین پر باری نیش را تا مغز استخوان کسانی که تو را اذیت کردند فرو میبرد. تو بسیار شجاع و مایه افتخار هستی .موفق و پیروز باشی انشااله

  9. wolf ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۴:۱۷ ق.ظ

    چطوری دوست خوب من؟
    از کار جدیدت خیلی خوشم اومد. باید لذت بخش باشه.
    ضمنا اگه حرف توی دلت می موند که کار مطبوعاتی نمی کردی :)
    سر بزن بهم.

  10. شریف ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۴:۱۹ ق.ظ

    جواب حداد خان در خور توجه است.آیا فکر نمی کنی که تمام آنچه اینان در ظاهر نشان می دهند سرپوشی است برای آنچه در خفا انجام می دهند و اینکه این ها را خصوصا طرف مقابل-آمریکا- نباید بداند؟
    به حر فش گوش کن او از اندرون خبر دارد و منافع ایشان با ارتباط با آمریکا هم سو نیست.

  11. ye doost ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۵:۱۰ ق.ظ

    salam khanoom alinejad
    vase shoma ke bad nashod, umadi londono boorsie shodio dari hal mikoni?
    taze az khodat ham bood ke injoori beshe, alan ham hoghooghet bishtare ham hal mikoni ham chand vaght yebar mizani be sahraye karbala vo migi aay mardom manio birun kardan bekhatere harfe rasto…
    vali vaghean aslan namayandehaye majles (na hamashoon) vali baziashoon dar haddi ke kar mikonan hoghoogh nemigiran..
    aslan agar ham begiran in kar kheili zeshte ke shoma beri baraye inke khabar saz shi dast bokoni tu komode una vo fishe hoghoghishun ro bardari!!
    khode shoma alan mahi cheghad migiri???
    badam inke aslan in kheslate khabarnegarhast, bazi kardan ba aberooye mardom baraye maroof shodan o pool daravordan…
    khob dar har soorat ke ekhraj az majles baraye shoma bad nashod, alan inja azadi dari, mituni roosarito bardari, mitooni shaba beri night club va hatta mituni khosh begzaroonio axhaye maghmoom az khodet bezari ke aay mardom man bigonah boodam faghat mikhastam begam ke in namarda cheghad hoghoogh migiran va in namarda mano biroon kardan…va beshi HERO
    khob, khosh bashi khanoome alinejad..
    vali faghat khastam begam ke vasat bad ke nashod hichi khoob ham shod..
    in alan dige shode tarfand,mokhalefat ba nezam o gereftane paziresh baraye daneshgahe london o cambridge o oxfordo…

  12. ye doost ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۵:۱۴ ق.ظ

    va inke haddad sadta gonde tar az toro endakhte zendano bakish nist..akhe vaghean fek mikoni enghad vase hadda mohemmi?aya fek mikoni hatta ye lahzam behet fek mikone…heheheehe

  13. کریم ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۵:۱۶ ق.ظ

    هموطن عزیز “مسیح”
    من هنوزهم آقای حداد را دوست دارم وبراساس رویه ام نمی توانم از او بد ی بگویم و حرمت دوستی قدیم نگه می دارم..از آنجا که شاید سایت ترا بخواند به خاطره ای اشاره می کنم که روزی به من گفت ردای ملی گرائی از تن بدر آر وبیا زیر عبای امام”خمینی”..گفتم آن ردا کفن منست…قبل از انقلاب آدم خوبی بود ودر کارهای خیر پیش قدم ..بسیار آداب مسلمانی به جا می آورد وریش نداشت و کراوات می زد و فشار شرعی به دختر آقای ماهرویان”همسرش”وارد نمی کرد و دروغ نمی گفت و ریا نمی کرد …شما فکر می کنید این دگردیسی به خاطر تراشیدن ریش است و یا باز کردن کراوات و یا اثرات قدرت؟؟

  14. ما هستیم ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۵:۳۰ ق.ظ

    با درود.
    نوشتهات جالب است.البته اگر این سربازان گمنام امام زمانی بزارند .حرفات حرف دل من هم هست , اما دریغا که اثر مردم خوابند.دل من از این همه حرفهای چرندو پرند گرفته ولی چه کنم که بتنهایی نمیتوانم کاری کنم.
    با نوشتهات سوژه دست حسین شریعت مداری میدی که کاردستت بده.مواظب خودت باش.راستی به وبلاگ من هم تونستی سری بزن.در ضمن من طرفدار جنبش ملی “ما هستیم” هم هستم.با سپاس.

  15. ما هستیم ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۵:۳۲ ق.ظ

    با درود.
    نوشتهات جالب است.البته اگر این سربازان گمنام امام زمانی بزارند .حرفات حرف دل من هم هست , اما دریغا که اکثر مردم خوابند.دل من از این همه حرفهای چرندو پرند گرفته ولی چه کنم که بتنهایی نمیتوانم کاری کنم.
    با نوشتهات سوژه دست حسین شریعت مداری میدی که کاردستت بده.مواظب خودت باش.راستی به وبلاگ من هم تونستی سری بزن.در ضمن من طرفدار جنبش ملی “ما هستیم” هم هستم.با سپاس.

  16. یکی ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۶:۰۱ ق.ظ

    سلام

    من در مورد انجام مصاحبه با اوباما با دکتر حداد عادل موافقم البته نه از دیدگاه منافع ملی بلکه از آن جهت که شما را مناسب برای انجام آن نمیدانم. به نظر من این مصاحبه باید توسط فردی انجام شود که یک اقامت چندین ساله در آمریکا یا اروپا داشته و به شخصا با سیستم و رویه ها آشناست. در غیر اینصورت مصاحبه کننده قابلیت به چالش کشیدن مصاحبه شونده را ندارد.

    شما فعلا در ماه عسل زندگی در خارج از ایران هستید و به دلیل برخوردها در ایران فعلا آنجا را بسیار زیباتر از آنچه هست میبینید. چند سالی نیاز است تا قابلیت دیدن حقایق و باور آنها را بدست آورید و تا آن زمان بهتر است منتظر باشید.

    البته به نظرم هدف شما از این مصاحبه تنها مطرح کردن خود است و هدف دیگری دنبال نمی کنید ولی فقط از آن جهت به بیان این تذکر پرداختم که عاقبت آن را بدانید شاید در تصمیم خود تجدید نظر کردید.

    شاید بد نباشد به وبلاگ افرادی که سالهاست خارج از ایرانند یک نگاهی بیاندازید تا کمی از آنچه گفته ام را ببینید.

  17. امیر ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۶:۰۸ ق.ظ

    سلام,
    به نظرم دلت هوای ایران برگشتن کرده حسابی پیش خودت گفتی اگر با این حداد صمیمی تر بشم بهتره نه؟
    فکر می کنی اینا فکر این هستند که اگر بدی بوده از دل کسی در بیارن! نه دختر خوب که قراره خوب تر هم بشی , اینها فقط دنبال استفاده از همه هستند برای منافع خودشون…
    من اگر جای شماها بودم هیچ وقت تا امثال این آدما هستند دلم هوای ایران را نمی کرد…

  18. morti ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۸:۱۵ ق.ظ

    نمیدونم دلم برات بسوزه یا برات خوشحال باشم

  19. میم ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۱۰:۰۳ ق.ظ

    ولی قبول کن که حداد آدمی است که باهاش می شود راحت حرف زد و دستپاچه نشد. اما من ایرانی ها را دیده ام که موقع حرف زدن با پستچی هم اگر اسمش پیتر و جیمز و جفری باشد دست و پایشان را گم می کنند، و چه تعظیم دولاپهنایی می کنند به مامور گمرک انگلیس توی فرودگاه موقع ورود به لندن.
    ما یک ملت متوقع و ناسپاسی هستیم تا حدود زیادی :)
    …………………………
    عجب. شما از چه دستپاچه شدی باقی اسمت خوردی و یه میم فقط برا ما جا گذاشتی رفیق؟

  20. ترابی ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۱۰:۲۷ ق.ظ

    باید به نشانه ی احترام پس از هر جمله تشویقش می کردید!

  21. Ali - London ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۱۱:۳۹ ق.ظ

    my favourites
    1- Massod Behnood
    2- Masih Alinejad

    zemnan too london be in aghayoon ziad roo nadeh, oon agha ravabetesh va jaygahesh moshakhase, daliliam nadare barash chizio tozih bedi

    take care Masih

  22. یکنفر ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۱۲:۰۶ ب.ظ

    سلام خانوم علینژاد
    واسه شما که بد نشد، آمدی انگلیس و بورسیه شدی و داری حال میکنی‌؟
    تازه از خدات هم بود که اینجوری بشه، الان هم حقوقت بیشتره هم حال میکنی‌ هم چند وقت یکبار میزنی‌ به صحرای کربلا وو میگی‌ آای مردم منو بیرون کردن بخاطر حرف راستو…
    این کار خیلی‌ زشته که شما بری برای اینکه خبر ساز شئ دست بکنی‌ تو کمد یکی (حالا هر کی میخواد باشه)ودزدانه فیش حقوقیشون رو برداری!!
    خود شما الان ماهی‌ چقدر میگیری؟؟؟
    بعدم اینکه اصلا این خصلت خبرنگارهست، بازی‌ کردن با آبروی مردم برای معروف شدن و پول درآوردن…
    خوب در هر صورت که اخراج از مجلس برای شما بد نشد، الان اینجا آزادی داری، میتونی روسریتو برداری، میتونی‌ شبا بری نایت کلاب و حتا میتونی خوش بگذرونی و عکسهای مغموم از خودت بذاری که آائ مردم من بیگناه بودم فقط می‌خواستم بگم که این نامردا چقدر حقوق میگیرن و این نامردا منو بیرون کردن…و بشی‌ هیرو
    خوب، خوش باشی‌ خانوم علینژاد..
    ولی‌ فقط خواستم بگم که واست بد که نشد هیچی‌ خوب هم شد..
    این الان دیگه شده ترفند،مخالفت با نظام و گرفتن پذیرش برای دانشگاههای لندن و آکسفورد و کمبریج

    بعد هم شما اینقدر نمیخواد سنگ ایران رو به سینه بزنی وقتی داری نون مخالفت با ایران رو میخوری!
    ……………………………………………….
    من نه بورسیه جمهوری اسلامی شدم و نه انگلیس. پول زحمت خودم هست که سرم رو پیش شما و دیگرانی که می‌دونم کنکاش می کنن بالا نگاه می داره.
    حقوقم هم ماهی سیصد از اعتماد ملی و ماهی یک میلیون از پول پیش خونه ام ماهانه در می‌ارم.
    پاب می‌رم اما نایت کلاب با روحیه‌ام سازگار نیست . کلاهم رو هم دوست دارم که سرم می کنم از روی اجبار نیست و دیگه اینکه اونهایی که اخراج و حبس می کنن شلوع می کنن نه اونایی که در برابر اخراج و زندان اعتراض می کنن.
    ارادت

  23. Habib ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۱۲:۲۹ ب.ظ

    ‫با سلام در عجبم این جماعت چقدر خوب راه لندن رو بلدن سرو تهشونو میزنی اونجان این اروپاییهای دروغگو فقط فشارو به ملت میارن وگرنه تمام این اخوندا و اعوانشون هرموقع اراده کنن اونور ابن

  24. یکنفر ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۱:۳۰ ب.ظ

    خب دوست عزیز
    گقضیه اینکه آدم بره دزدی کنه چیه؟(از کمد نماینده ها؟)
    یعنی شما شهریه دانشگاهتون رو با این پول میدید؟؟؟؟؟؟؟؟

  25. یکنفر ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۱:۳۲ ب.ظ

    در هر صورت من که آینده شمارو مثل حسین درخشان بدبخت تصور میکنم..
    مردی که ادعای آزادی کلام میکرد و…

  26. رضا ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۲:۴۷ ب.ظ

    مسیح علی نژاد. برای آن ستون که شاید پیرمردی گذری راهش به آن صفحه بیفتد ماهی سیصدهزارتومان پول می گیری؟! مگر آپارتمانت چند متری است که ۱۵، ۱۶ میلیون پول پیش گرفته ای؟ پدر من پدرش درمی آید در زمستان و در تابستان ماهی یک تومان را در خواب هم نمی بیند؟
    ما را باش که روی دیوار کی داشتیم یادگارا می نوشتیم. گفتیم این دختر که هی بر سینه می زند سنگ قشر ضعیف را از خودمان است نه از…؟ ماهی یک و سیصد را با سانسور گفته ای حتما؟ از آن سو کرایه هایی را که از آن اجانب می گیری را که به حساب نیاوردی معصومه علی نژاد؟
    نچ نچ نچ… نکند تو از خواهرانی و برای … آنجا رفته ای؟ آخ آخ آخ آخ… بدبخت آن نبوی که به تو اعتماد کرده و برایت جشن تولد گرفته. بدبخت آنهایی را که تصور کرده اند تو روزنامه نگار فراره ای نه بورسیه ی… این کارها عاقبت ندارد خواهر. از اینکه تا امروز با اسم کوچک شما را صدا می زدیم بر ما سخت نگیرید خانم علی نژاد. انشاا… که مورد غضب شما و همکارانتان قرار نخواهیم گرفت.
    با تقدیم احترام مجدد برادر کوچک شما رضا
    موید باشید انشاا…
    گفتم این سناریوی شما بسیار شبیه به سناریوی سربلند است؟

  27. یکی دیگه ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۳:۲۰ ب.ظ

    سلام خانم علی نژاد
    راستی شما چند تا خونه داشتید که یکی رو فروختید (طبق گفته خودتان تو پستهای قبلی،آپارتمان دو خوابه) و یکی رو دادید رهن، … آقاجان هم که همه عمرش فقیر زندگی کرد … اگه از روزنامه نگاری دو تا خونه در می آید به نظرم برگردید همان تهران و ادامه بدید…
    …………………………………
    من که هنوز اون رو نفروخنم تازه در بنگاه گذاشتم برای تبدیل شدن به یک خوابه تا هم شهریه دانشگاه را بپردازم هم ماهانه در آمدم سرجایش باشد. چرا اذیت می کنین؟ می خواین آدرس بنگاه هم تقدیم کنم؟ یا اساسا وقتی جواب می دهم به این نوع سوالات، قضیه لوث می شود.

  28. ساقیان(معاون دادستان اصفهان توسط شخصی کشته شد ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۴:۰۳ ب.ظ

    چگونه است که هرکسی که از درد ظلم وبی عدالتی بی داد می کند ودرنتیجه به مصیبتی ناخواسته مانند این شخص ویا جانبازانی که بعنوان اعتراض به بی قانونی وهرج ومرج خودسوزی کردند ویا جان خود رابه خطر می اندازند دستگاه های عالی نظان همه را معتاد می نامند

  29. سنت چهارشنبه سوری از سنت‌هایی بود که در رژیم قبل به آن توجه می‌شد و این سنت باید برچیده و حذف شود. ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۴:۲۷ ب.ظ

    مدیرحوزه علمیه قم: چهارشنبه سوری خلاف شرع است

    فارس: مدیرحوزه علمیه قم مراسم چهارشنبه سوری را بر گرفته از سنتی طاغوتی و خلاف عقل و شرع دانست.

    آیت‌الله مرتضی مقتدایی یکشنبه شب در گردهمایی ائمه جماعات استان قم که در مسجد آبشار برگزار شد با اشاره به فرارسیدن ایام پایانی سال و همچنین چهارشنبه آخر سال تصریح کرد: سنت چهارشنبه سوری از سنت‌هایی بود که در رژیم قبل به آن توجه می‌شد و این سنت باید برچیده و حذف شود.

    وی با بیان اینکه چهارشنبه سوری هیچ مبنای عقلی ندارد، ادامه داد: مسئله چهارشنبه سوری عملی خلاف شرع است، چون در این برنامه جوانان بسیاری با خطرات فراوان روبرو شده و مشکلات عدیده‌ای را به بار می‌آورند.

    مدیر حوزه علمیه قم در ادامه با گرامیداشت میلاد پیامبر گرامی اسلام و امام صادق(ع) خاطرنشان کرد: در دنیا امروز وحدت یکی از اصلی‌ترین نیازهای جهان اسلام است.

    وی با گرامیداشت آغاز هفته وحدت تصریح کرد: باید مسلمانان جهان در شرایط کنونی برای دفاع از اسلام و مقابله با توطئه‌های دشمنان همواره اتحاد خود را حفظ کنند.

    آیت‌الله مقتدایی با اشاره به ویژگی‌های شخصیتی پیامبر گرامی اسلام بیان داشت: ما باید همواره در زندگی سیره رسول‌الله را الگوی خود قرار دهیم.

    وی با بیان اینکه حضرت محمد(ص) از همه انبیا الهی افضل‌تر است، گفت: در جامعه امروز ما باید تلاش کنیم که روش و سیره پیامبر گرامی اسلام را نهادینه کنیم و روحانیون در این ارتباط وظیفه بسیار سنگینی را بر دوش دارند.

    مدیر حوزه علمیه قم همچنین افزود:‌ روحانیون باید با اخلاق حسنه به صورت عملی دین و روش پیامبر گرامی اسلام را در جامعه ترویج کنند.

  30. اردلان ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۴:۲۹ ب.ظ

    صداقت درونتان را دوست دارم. چند روز پیش پیام تندی برای شما گذاشتم ولی الان فقط دوست دارم که هرچه زودتر امکان کار و فعالیت در ایران عزیز برای شما فراهم شود… برای شما و برای تمام ایرانیان دیگر.

  31. اردلان ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۴:۴۶ ب.ظ

    این پیام خصوصی است نه برای دیدن همه:
    اینها که برات کامنت می گذارند که “آفرین به این شجاعت..” یا “چه خوب کردی جوابشون رو دادی” و … همه شون خیرخواه شما نیستند.
    یعنی شاید قصد بدی هم نداشته باشند ولی اینها مثل بقیه ما ایرانیها عادت کردن “قهرمان” را کسی تعریف کنند که آنقدر از خودش می گذرد و فداکاری می کند که بمیرد….یا “عاشق” را در ادبیاتشان (=ادبیاتمان) فقط کسی تعریف کنند که آنقدر در فراق معشوق درد کشید که مرد….یعنی چون ساختار یک جامعه درست نبوده و چرخ آن درست نمی چرخد (به هر دلیل) حتما برخی باید کاملا به زندگی خود آتش بزنند تا جور همه را بکشند….و البته بقیه هم بدلیل ننبلی (یا هر دلیل دیگر) هیچ کاری نکنند و اگر ازشون بپرسی که شماها چرا کمی از این بار گران را بلند نمی کنید بگویند” “ما آدم عادی هستیم، قهرمان که نیستیم!”
    به هر حال من برای شما تنها آرزوی موفقیت در دفاع از ایران (یا هر آرمان پاک دیگر) را ندارم بلکه آرزو دارم که بتوانید اینکار را در عین بهره گیری از لحظات زندگیتان دارم. عید شما پیشاپیش مبارک.
    …………………………………………..
    بگدار این خصوصی را هم همه ببینند دوست عزیز.

  32. Farzi ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۸:۳۷ ب.ظ

    Good job.
    Now, at least you know who is with you and who is against you.
    For some of us curiosity and jealousy are the same. These idiots ask how much you earn and then criticize you of lying!
    Your income and education is none of their business. It is not the same as revealing the Eidy and salary of Majlis members from “Beit-ol Maal”.
    Some of the comments are full of ignorance, prejudice and selfishness. And the sad part is that they are our intellectuals.
    Only God can help us with this bunch.
    Ezzat Ziad.

  33. عادل ۲۶م اسفند ۱۳۸۷ ، ۱۰:۴۱ ب.ظ

    شرمنده که فیلترشکن نداشتم و نمی‌تونستم به این خانه ممنوعه سر بزنم.البته از Google Reader پی‌گیر مطالبتون هستم و هر پست رو می‌خونم ولی چه کنیم که خانه‌تان بر ما حرام شده…
    عیدتان مبارک … سال شادی و سلامتی در انتظارتون باشه.ان‌شاءالله بتونید در سال جدید لحظات خوبی رو تجربه کنید …
    اما در مورد نوشته‌تون … امیدوارم کشورمون به جایی برسه که هر کسی در جایگاهی قرار بگیره که برازنده‌ش باشه.همین!

  34. صالح -اردبیل ۲۷م اسفند ۱۳۸۷ ، ۱:۰۴ ق.ظ

    مسیح عزیز خواهر بسیار خوب شجاع ومهربان من ابتدا برایت آرزوی سلامتی وبهروزی وسال پربار مینمایم.عزیز دل برادر این روزها قلم آتشینت در دل مدعیان دروغین حامی ملت مظلوم ایران همچو تیری نشسته و بقول معروف جانا سخن از ….میگویی مسیح عزیز مواظب خودت باش چون اعتیاد زیاداست ومن میترسم معتادی پیدا شده وخواهر شیردل مارا زبانم لال…

  35. پرستوی مانده از سفر ۲۷م اسفند ۱۳۸۷ ، ۱:۵۹ ق.ظ

    معمولا در بعضی از مراسم و یا گردهمایی ها کار بعضی افراد کف زدن های بی جا و بی مورد است برای بر هم زدن و یا اخلال در صحبت های ناطق و گاهی هم جواب می دهد در از کوره بدر بردن سخنران و یا مجری برنامه خلاصه …در اینجا هم انگار این باب دارد باز می شود و شما هم که انگار جلوی میز محکمه ایستاده اید و باید به همه اعتراضات و ایرادات به جا و بی جا پاسخ بدهید ..

  36. khatoon ۲۷م اسفند ۱۳۸۷ ، ۴:۵۳ ق.ظ

    از بس که ساده ایم ما ;) )))) خوشحال میشم اگر نظرت درباره مطلب آخرم بدونم http://khabhayam.persianblog.ir/

  37. آذر ۲۷م اسفند ۱۳۸۷ ، ۵:۰۵ ق.ظ

    همشهری جان،
    نگفتم برای این ها حساب و جواب پس نده. اگه امروز یک ذره جواب پس بدی فردا بیشتر جواب می خوان. بعضی ها وقاحت را حتی به دخالت در ظاهر آدم هم می کشونند (کلاهی که به سرت می گذاری). امیدوارم یک روزی ببینمت و از نزدیک برایت آرزوی پیروزی کنم.

  38. نیما ۲۷م اسفند ۱۳۸۷ ، ۲:۵۴ ب.ظ

    خدایی از حداد بد رفتلری دیدی؟
    چی شده که فکر کردی تون باید با استدلال تد مجاب شه اما تو که حای دخترش هستی نباید حرفشو گوش کنی . تازه به نظرت اگه یکی دیگه از مسولیین جز دکتر حداد بود اصلاً بهت مجال حرف زدن میداد؟
    خیلی نا سپاسی مسیح ….

  39. یکنفر ۲۷م اسفند ۱۳۸۷ ، ۳:۰۰ ب.ظ

    اصلا گیرم تمام نمایندگان مجلس و سران این نظام دزد. معصومه علینژاد چرا از کمد دیگران “دزدی” میکند؟؟؟؟؟
    این که ادم برود “دزدی” کند بعد هم احساس کند “مسیح وار” برای ملتش به صلیب امدن به انگلستان و … کشیده شده خیلی زور دارد!!

  40. فرزند ایران ۲۷م اسفند ۱۳۸۷ ، ۷:۰۴ ب.ظ

    حیف که وقت خواب است وگرنه بهت می گفتم کی لوث شده

  41. فرزند ایران ۲۷م اسفند ۱۳۸۷ ، ۷:۰۶ ب.ظ

    قضیه را گفتم

  42. پرستوی مانده از سفر ۲۸م اسفند ۱۳۸۷ ، ۳:۴۴ ق.ظ

    این(( یکنفر)) به اندازه یک حکومت تهمت می زند ،دروغ می گوید و آن وقت طلبکار هم هست
    حالا که گیری (که بد هم نگرفته ای)تمام نمایندگان مجلس و سران این نظام دزد این را هم بگیریدکه “دزد که از دزد بدزد شاه دزد است (البته با پوزش از خانم علی نژاد مثل است مناقشه ای هم ندارد همچون دلفین)
    هر چند در این ادعای تان(که بیشتر به تهمت نزدیکتر است)دلیل می خواهد و مدرک وگرنه بدانید دروغ و تهمت شاید بدتر از دزدی باشد در نگاه والژان
    پ ن
    لینکها واقعا مطلب را کامل و مستند کرده است

  43. محسن شکوهی ۲۸م اسفند ۱۳۸۷ ، ۳:۵۷ ق.ظ

    باید کاری کرد که دولت های غرب اجازه سخنرانی به اعیان و اعوان ولایت فقیه ندهند. باید یا عینا همان آزادی بیانی راکه این آقایان در غرب دارند به مردم ایران و مطبوعات داخل کشور و…بدهند ویا اینکه کشور های غرب از هرگونه کار فرهنگی در جهت تمایلات و ایده های ولایت فقیه در غرب (ویا سایر کشورهای دنیا)جلوگیری شود. آیا دولت ولایت فقیه اجازه می دهد ثنی ها، مسیحی ها، یهودی ها و….بیایند ایران دفتر و دستک راه بیاندازند و برای مردم تبلیغ و سخنرانی کنند و همه را به راه و ایده آل های خود دعوت کنند؟

    و اما مسیح گرامی، شما یک خبرنگارید و یک خبرنگار وظیفه اش بیرون کشیدن حقایق و نشان دادن آن چه که در پشت پرده می گذرد است. معلوم است در شرایطی که اکثر مردم کشور پول خرید شب عیدشان را نداشته اند رو کردن چک حقوق میلیونی نمایندگان مجلس (که حقوق بگیر همین ملت دست تنگ هستند)به مذاق آقایان و دوروبری هایشان خوش نمی آید. شما یک خبر نگارید و خبرنگار باید آزاد باشد تا واقعیت ها را ببیند و از آن ها بگوید، در هر کجای دنیا، واشنگتن، لندن، تهران و یا حلبی آبادها و زاغه نشین ها… و در یک کلام خبرنگار اگر قرار باشد برای کارش اجازه بگیرد می شود خبر نگار در اختیار. پیروز باشید.

  44. آریاپسر ۲۸م اسفند ۱۳۸۷ ، ۴:۰۳ ق.ظ

    چقدر این مرتیکه بی‌سواد و آدم‌فروش را تحویل گرفته‌ای؟ آخر حداد عادل هم آدم است؟ اگر دنیا حساب و کتاب درستی داشت او را یا به لندن راه نمی‌دادند یا از همانجا روانه زندان و دادگاه حقوق بشرش می‌کردند.

  45. رضوانی ۲۸م اسفند ۱۳۸۷ ، ۵:۰۶ ق.ظ

    سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور…
    ***
    سال نو مبارک.امیدوارم سال سرشار از خوبی و کامروایی باشد.
    ***
    راستی بانو حالا چه خبر؟ :)

  46. یکنفر ۲۸م اسفند ۱۳۸۷ ، ۱۰:۳۳ ق.ظ

    جناب شکوهی..
    نماینده مجلس اگر حقوق میگیرد(درست یا غلط) از مقامات بالای کشوره.. ولی ایم معصومه خانم از کجا میاره ماهی یک میلیون و سیصد هزار تومان فقط خرج روزانه اش میکنه؟ تازه جدا از شهریه دانشگاه!!
    جز با سرک کشیدن به زندگی دیگران؟

  47. محسن شکوهی ۲۸م اسفند ۱۳۸۷ ، ۱۲:۵۱ ب.ظ

    جناب “یکنفر” مگر در دولت ولایت فقیه بالا و پایین هم داریم؟! در ضمن، چرا بقول شما این “بالایی ها” باید حقوقشان را از مردم پنهان کنند؟ دخل و خرج خانم علینژاد نه به من ربطی دارد و نه به شما. چون ایشان نه خود را برنامه گذار کشور می دادند و نه قانون گذار و نه اینکه صاحب قدرت و کنترل کننده زندگی ۷۰ میلیون آدم است.

  48. یکنفر ۲۸م اسفند ۱۳۸۷ ، ۲:۲۶ ب.ظ

    ولی دزد که داریم؟
    مگه نه؟؟؟
    حالا چه بری از خونه مردم دزدی کنی چه از کمد نماینده های مجلس!!!
    دزدی دزدیه…
    بعد هم میتونم بپرسم شما تو ایران طرفدار چه کسی هستید؟

  49. لاله ۲۸م اسفند ۱۳۸۷ ، ۲:۵۵ ب.ظ

    سلام
    سال نو شما مبارک
    عجب دل خونی داری واقعا که غصم گرفت از حرفات
    مواظب خودت باش
    ایران به شما نیاز دارد
    پیروز باشی
    خچا نگهدار

  50. لاله ۲۸م اسفند ۱۳۸۷ ، ۲:۵۶ ب.ظ

    خدا نگهدار

  51. فرزاد حسنی ۲۹م اسفند ۱۳۸۷ ، ۴:۳۸ ق.ظ

    در لحظه ی تحویل و دگر گشتن سال
    با سبزه و تنگ ماهی و آب زلال
    بر بوی گلی که بشکفد از تو مرا
    مانند نسیم می پرم ،بی پرو بال

    پیشاپیش سال نو و فرارسیدن نوروز باستانی را به همه دوستان دیده و نادیده ام تبریک می گم .
    “فرزاد حسنی ” از صمیم قلب صحت و تندرستی و موفقیت همه شما عزیزان را در سال جدید آرزو می کند و امیدوار است سال آتی سالی سبز و با شکوه و سرشار از خیر و برکت و به دور از جنگ و خشونت را شاهد باشیم .آنچه در این پست می خوانید آخرین پست من در سال ۸۷ است که یاداشتی است شخصی در احوالات ۳۰ ساله شدن و روز تولدم …خوشحالم می کنید اگر کامل و تا به آخر بخونید و نظرتون رو بدونم …..لینک وبلاگ :

    http://talkhzibast.persianblog.ir/

نظر بدهید

RSS دماسنج

  • وقتي حداد در لندن از وحدت مي گويد
    حداد در كانون توحيد لندن نشست و در ميان ايرانيان مقيم لندن از ضرورت وحدت سخن گفت و هفته وحدت را در حالي پاس داشت و با قاطعيت از رفتار تصميم گيران اين سال ها در ايجاد آرامش براي برقراري وحدت قوميت هاي بومي و مذهبي و دفاع كرد كه گويي هيچ اتفاقي اين روزها براي دراويش گنابادي رخ نداده است […]
  • هراس از عذرخواهي
    در ژاپن خواب وزير دارايي در يك‌يك نشست‌هاي رسمي، رسانه‌ها را با دارندگان قدرت اين كشور رو در رو مي‌سازد و حزب منتقد دولت نيز به كمك رسانه و خواسته افكار عمومي مي‌شتابد و اين اصلا‌ به منزله مچ‌گيري تلقي نمي‌شود بلكه تعدد و تكثر ديدگاه‌ها موجب مي‌شود راه فرار از خطا براي دولت بسته و باريك بماند، بر اين اساس مقاومت براي او كه خطا كرده است دشوارتر مي‌شود چنانچه […]
  • آز آرایش براون تا گویش احمدی نژاد
    حساسيت بيش از اندازه براون در مورد حاضر شدن با ظاهري پيراسته در ديدار با اوباما كار دستش داد و او نيز سوژه مطبوعات شد آنگاه كه در اوايل همين ماه يك عكاس حرفه‌اي عكسي از براون را در ديلي‌تلگراف منتشر كرد كه او را در دقايق آخر از پنجره هواپيما نشان مي‌داد كه خانمي با مشغول گريم كردن صورت براون پيش از ديدار با اوباما بود. […]
  • روزنامه‌نگار شرمسار نباشيم
    موضوع سخنراني ده دقيقه‌اي كلا‌س، انتخاب يك آهنگ انگليسي و تحليل محتواي آن بود. بايد خوب مي‌دانستم كه قرار نيست به‌عنوان يك روزنامه‌نگار پرگويي كنم و فخر روي گشاده و اعتماد به نفس مخصوص اهالي اين حرفه را به رخ جماعت دانشجو بكشم. همه سعي‌ام را كردم تا سربه زير و كمي مضطرب و دستپاچه به نظر آيم اما از همان ابتدا كه به همت مايكروسافت، تيتر سخنراني كوتاه را روي پر […]
  • هیبت انتخابات
    اساسا در كشورهايي كه هنوز در توده مردم نشاني از اطمينان و اعتماد قابل قبول به روند برگزاري انتخابات نيست و هر روز از مجلس و محفل سياسي نسبت به سلامت انتخابات تذكر داده مي شود، بي شك حضور و حمايت صريح نظاميان در انتخابات هيمه و هيزم هر آتشي را تر مي سازد […]
  • همسران سران خاورميانه و جاي خالي ايران
    شال سفيدي بر شانه همسران سران كشورهاي خاورميانه نشست تا با دعوت امينه اردوغان همسر نخست‌وزير تركيه گرد هم آيند و در اقدامي نمادين با كودكان و زنان فاجعه‌ديده در نوار غزه همدردي كنند. اسما اسد همسر رئيس‌جمهور سوريه، رانيا همسر پادشاه اردن، وفا سليمان همسر رئيس‌جمهور لبنان، الميس سنيد همسر امير قطر، فيروزه يوسف رضا گيلا‌ني همسر نخست‌وزير پاكستان، بهار مراداوا […]
  • غم غزه و غمزه غرب
    آیا انتقاد به سیاست‌های دولت در تمام این سال‌ها كافی است تا مهر سكوت و یا بعضا طعنه‌ای بر جسدهای به زمین مانده خواهران و برادرانمان در غزه بزنیم و بگوییم خودمان درد به اندازه كافی برای گریستن داریم؟ […]
  • مسیح مهربان
    كافي است ايراني باشي و يك خانواده متوسط و تقريبا پرجمعيت انگليسي شما را به ميهماني روز كريسمس شان دعوت كند و آنگاه در كنار يكي از مراسم هاي هميشگي شان ببيني كه محمود احمدي نژاد نيز ناگهان پس از ملكه انگليس بر صفحه تلويزيون ظاهر شده است و دارد براي مردم انگليس پيام كريسمس مي فرستد […]
  • در ستایش تسلیم شدن سردار
    سردار با محاسن انبوهش، متفكر و منتظر به خبرنگار نگاه و گوش مي‌كند؛ ابتدا كمي در جايش جابه‌جا مي‌شود و بعد درست همانند بخش چشمگيري از جامعه كه معمولا‌ به گاه اشتباه، قيافه حق‌به‌جانب‌تري به خود مي‌گيرند، عمل مي‌كند تا از يك عمل اشتباه خود دفاع كند […]
  • مظلوم‌نمایی به کار سیاستمداران می‌آید
    گفتگوی رادیو زمانه با مسیح: .بر اساس قراردادی که با خودم بسته‌ام، مطالبی را که در روزنامه‌های داخل چاپ نشود، بدون دریافت هیچ‌گونه حقوق و مزایایی که بعداً به آن متهم شوم، با دوستانی که در رادیو زمانه یا روزآنلاین‌دارم، در آن‌جا چاپ می‌کنم. […]

گاه نویس

  • آقای متکی! جنایت کاران واقعی چه کسانی هستند
  • از تحقیر سرشناس ها تا تنبیه نا شناس ها
  • مردم احمدی نژاد، مردم موسوی
  • جنبش معترضان و جنون جوانکشی در ایران
  • جنبش نه بی سر است نه بی رهبر
  • اعدام آدمیت، بزمی برای بزرگان، کاش بشکند سکوت سران
  • ترور خواصی که دوپهلو با خامنه ای سخن می گویند
  • از هدیه تهرانی تا هدیه مشایی، از بیانیه موسوی تا بیانه های موسمی
  • جشن تولد مجازی ؛ تولد واقعی ندا روزی بود که با گلوله در جهان گل کرد
  • به عنوان یک روزنامه نگار سبز مبارزه می کنم، پس هستم

بایگانی

  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶
  • مرداد ۱۳۸۶
  • تیر ۱۳۸۶
  • خرداد ۱۳۸۶
  • اردیبهشت ۱۳۸۶
  • فروردین ۱۳۸۶
  • اسفند ۱۳۸۵

تقویم

بهمن ۱۳۸۸
د س چ پ ج ش ی
« دی    
 ۱۲۳۴
۵۶۷۸۹۱۰۱۱
۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸
۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵
۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰  

اطلاعات

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

ابزارها

دوستان

نيك آهنگ كوثر, سعيد پور حيدر, فاطمه قدياني, محمد آقازاده, امير عليزاده, مجتبي سميع نژاد, كريم جعفري, اكبر منتجبي, منصور نصيري, مهجاد, جمهور, آسيه اميني, سميه توحيدلو, سهام الدین بورقانی, وب نوشت, محمد دادفر, آرش غفوري, احسان تقدسي, فريد مدرسي, پيامبران كاغذي, ثمانه اكوان, ساغر, داريوش محمدپور, مهاجراني, مسعود بيزارگيتي, آدم, سارا معصومي و مهران قاسمي, مسعود رفيعي, فرشته قاضي, میترا خلعتبری, حسن سربخشيان, محبوبه حسين زاده, سیامک قاسمی, حسين نورايي نژاد, الناز انصاري, مسعود بهنود, ساسان آقايي, لیلی نیکو نظر, حميد متقي, داود پنهاني, مرجان توحيدي, محمد جواد روح, اميرعباس نخعي, ميثم زمان آبادي, كوروش ضيابري, مریم مجد, سهيل آصفي, معصومه ناصري, علي مهتدي, روزبه مير ابراهيمي, سامان صفرزايي, سولماز شريف, محمد رحیمی زاده, سعیده امین, چارسوق, خاطره وطن خواه, سعيد حنايي كاشاني, جميله كديور, فهيمه خضر حيدري, مهرو ملالي, پرستو دوكوهكي, هانيه بختيار, احسان عابدي, حسین پاکدل, رضا مهدوي هزاوه, ابوذر آذران, عكسخانه اي در شمال, نازنين كديور, اميد معماريان, هادي حيدري, فاطمه شمس, كريم ارغنده پور, يونس شكرخواه, هنوز, نسرین افضلی, نفيسه زارع كهن, عفت ماهباز, كافه تيتر, ايمان ابراهيمباي, امشاسپندان, حنيف مزروعي, مصطفي اكبرپور, اكرم ديداري, وحيد پوراستاد, امیر فرشاد ابراهیمی, علي شيروي, كارگاه داستان كوتاه آريا, كيوان مهرگان, بابك مهدي زاده, ندا شيروي, حامد جواد زاده, آسمان ريسمان, مريم شباني, الپر, فرزانه سالمي, پناه فرهاد بهمن, مهرانگيز كار, اسدالله امرايي, جواد منتظري, ليلي فرهادپور, عباس عبدي, پرستو سرمدي, عليرضا حسيني, مرجان طبا, مریم میرزا, ميرا, حسن سلامي.

دسته‌ها

  • اجتماعی
  • سفرنامه
  • سیاسی
  • گاه نویس

feed مسیح علی نژاد

Wordpress and وردپرس فارسی  | Theme by WordPress Pro | Reformed in Persian by An Online Friend | Creative Commons License