شیخ و میر! رقابت تمام شد، شما دیگر ملت را شقه شقه نکیند
برای رفتن به ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی، کاندیدای مورد حمایت اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ایران هماهنگی های لازم را انجام می دهم. با آقای مسعود حیدری مدیرعامل سابق خبرگزاری کار ایران که در ستاد مسولیت دارد، قرار می گذارم تا به دفتر مرکزی ستاد در خیابان ولیعصر بروم . برای همین با مستندسازی که از ماجرای زندگی یک روزنامه نگار ایرانی فیلم می سازد هم قراری تنظیم می کنم تا با هم راهی ستاد شویم اما صبح که از خانه بیرون می آیم ناگهان با یک اتفاق ساده می بینم که تمام قرار های آن روز مسیرش عوض می شود و برهم می ریزد. کسانی در ماشینم را با دیلم ( میله فلزی) کج کرده اند، ضبط های ماشین را از جا در آورده اند و به سر در خانه ام آویزان کرده اند. دست بند زینتی که داخل ماشین جا گذاشته بودم را نیز در کنار ضبط آویزان کرده اند و کارت خبرنگاری ام را زیر نیز چرخ های ماشین گذاشته اند و رفته اند. پلیس نیروی انتظامی را خبر می کنم و در محل وقتی پلیس می پرسد شغل: می گویم: روزنامه نگار هستم. بدون وقفه و به سرعت پاسخ می دهد: آها پس روزنامه نگار هستید؟ خب پس خودت بهتر می دانی که این یک دزدی معمولی نیست. این نوع حمله به ماشین نشانه یک نوع خصومت است . یعنی کسانی می خواستند به شما هشدار دهند. آیا شما به کسی مشکوک هستید و فکر می کنید فرد خاصی به ماشین شما حمله کرده باشد؟ به شوخی لبخند می زنم و به پلیس می گویم : بله من به احمدی نژاد مشکوک هستم.بعید نمی دانم ایشان شبانه آمده و این بلا را سر ماشینم آورده.
این روزها می بینم شوخی من به یک واقعیت تلخ تر در ایران تبدیل شده است و تقریبا به هر کسی که به تغییر و اصلاح در ایران رای داده است می رسی ابتدا نشانه های تخریب و حمله حریم شخصی اش را در زندگی اش می بینی و سپس پاسخ می شنوی: من به رای احمدی نژاد مشکوک هستم.
ماجرا از این قرار است که در انتخابات دهمین دور ریاست جمهوری ایران وقتی مناظره های نامزدها برای اولین بار در تلویزیون ملی ایران داغ شد مردم نیز دلگرم تر شدند و شب و روز پس از مناظره به خیابان ها می آمدند تا در دفاع از نامزد مورد حمایت خود شعار دهند. دیدن چنین چهره ای از شهر بی سابقه بود. در مقابل دانشگاه تهران از وسط خیابان می گذرم . دسته ای در یک سوی پیاده رو با حجاب و نوعی پوشش سنتی تر برای دفاع از آرمان های احمدی نژاد شعار می دهند و در یک سوی دیگر پیاده رو دسته ای از جوانان مدرن تر در دفاع از آزادی بیان و تغییر و احیای دموکراسی شعار می دهند و از موسوی دفاع می کنند. گاهی برای هم گل پرتاب می کنند اما نشانی از خشونت نیست و این عقلانیت و پختگی را می شود در چهره مردم شهر دید. ملت در برابر ملت اما بدون چماق و باتوم.
در روزهای نزدیک تر به انتخابات رنگ شهر سبزتر و سبز تر می شود و حضور طرفداران تحول و تغییر در خیابان ها افزایش می یابد. رنگ طرفداران موسوی سبز است . سفیدها هم هستند در دانشگاه و گوشه های دیگری از شهر.ناگهان سپاه بیانه می دهد که از این اقدام بوی انقلاب رنگی به مشام می رسد و اصلاح طلبان به دنبال انقلاب مخملی در ایران هستند و باید ریشه این اقدام را خشکاند. کلید خشونت از همین نقطه به صدا در می آید و سپس اعلام زودهنگام پیروزی احمدی نژاد در رسانه های حامی دولت شعله این خشونت را روشن می کند اما وقتی میرحسین موسوی نسبت به نتیجه انتخابات اعلام شک می کند و سپس آیت الله خامنه ای از جایگاه مقام رهبری جمهوری اسلامی ایران در اقدامی زودهنگام پیام تبریک و مهر تایید بر آرای احمدی نژاد را صادر می کند، آتش خشم بخش هایی از جامعه ایرانی شعله ور می شودو شهر به آتش کشیده می شود. دیگر این یک شوخی نیست که در خیابان های پایتخت همه به احمدی نژاد مشکوک هستند . دیگر طرفداران احمدی نژاد و موسوی برای هم گل پرتاب نمی کنند. شهر پر از نیروهای امنیتی می شود. ابتدا به ستاد میر حسین در همان خیابان ولیعصر و خیابان قیطریه تهران حمله می کنند و اعضای ستاد را مورد ضرب و شتم قرار می دهند و هنرمندان را گوشه دیوار می نشانند و می گویند که حکم تیر هم از طرف دادستان مرتضوی دارند. سپس به دفتر روزنامه ها و سایت های حامی اصلاح طلبان هجوم می آورند و تیتر همه روزنامه را به دلخواه دولت تغییر می دهند. برای توقیف رورنامه ها خیز بر می دارند و سایت ها را فیلتر می کنند، یوتیوب، فیس بوک، سیستم بلاگفا و وب سایت های مهم طرفدار نامزدهایی غیر از احمدی نژادرا فیلتر می کنند، به دفتر مرکزی احزاب حمله می کنند سران ارشد احزاب اصلاح طلب را بازداشت می کنند تا مبادا جنبش ها و حرکت های اعتراضی خیابانی را این گروه ها رهبری کنند . در مقابل منازل شخصی نامزدهای نیز گاردهای امنیتی را مستقر می کنند و پلیس های ضد شورش نیز در سطح شعر مردم را کتک می زنند. سیستم های ارتباطی، تلفن ها و موبایل و پیامک ها قطع می شود. شهر تسخیر می شود و ملت تحقیر.
خشم مردمی که عصبانی هستند و امکان دسترسی به لیدرهای اصلاح طلب را هم ندارند بالا می گیرد و اتوبوس ها و بانک ها به آتش کشیده می شود. گاز های اشک آور و تیراندازی های مکرر هم نمی تواند مردم را آنگونه که باید خانه نشین کند.
به همین آسانی محافظه کاران ایران بعد از این حمله های از پیش برنامه ریزی شده و سپس پیام تبریک رهبری ، دیده بر اعتراض بخش عظیمی از جامعه ایرانی می بندند، شک و تردید و طغیان ملت و نامزدهای اصلاح طلب را نسبت به نتیجه آرا سرکوب می کنند و تمام پایتخت را تحت کنترل خود می گیرند تا آنکه دامنه این اعتراضات و خشونت ها به شهرستان هایی چون شیراز مشهد، اصفهان و حتی شهرهای کوچکتر نیز کشیده می شود و همچنان چهره شهر زخمی و خونین است. می خواهند خبرها را نیز در ایران زندانی کنند و بعد در سکوت مطلقی که از فضای داخلی ایران نشان می دهند منتظر پیام های رسمی روسای جمهور به احمدی نژاد بنشینند. پس ملتی دیگر را به خیابان می کشانند و احمدی نژاد با لحنی تحقیر آمیز و تمسخر آلود به بخش هایی از ملت معترض می گوید: دزد و همجنس باز و کثافت و سپس وعده می دهد که همه این اعتراض ها عمرش چند روزی بیش نیست . رنگ سبر را هم از ملت معترض می دزدد و خطاب به مردم پیش روی خودش وعده پاکسازی برخی از نیروهای به جا مانده از دوران انقلاب را می دهد. مردم هم پیام او را می دانند و شعار می دهند که هاشمی باید صندلی مجمع مصلحت را رها کند.
این صحنه های زور آزمایی و دهن کجی به ملت معترض در تلویزیون رسمی تحت نظارت رهبری به امایش گذاشته می شود برخلاف آنکه در برابر بخش های دیگری از ملت صدا و سیما به گونه ای رفتار می کند که انگار شهر امن و امان است تنها دزدان و ارادل و اوباش به خیابان ها ریخته اند . مردم حدف شده از صدا و سیمای ملی با موبایل ها و دوربین های کوچک خود از حضورهای خیابانی و اعتراضات فیلم می گیرند و فیلترهای سایت ها را دور می زنند تا فریاد خود را سینه به سینه و دهان به دهان به گوش جهان برسانند . برای من که در این بلبشو موفق شدم پاسپورت خودم را از توقیف حضرات پس بگیرم و درست در شب مناظره موسوی و احمدی نژاد از ایران خارج شوم شاید تلخ ترین حادثه این است که اینک باید پشت کامپیوتر بنشینم تا از میان دوستانی که در فیس بوک دارم خبرها ، عکس ها و فیلم هایی که دولت ایران کمر به توقیف آنها بسته است را همانند سایر روزنامه نگاران و اهالی اینترنت منتشر سازم و خبرها، سینه به سینه و دست به دست بگردد تا شاید صدای «ملتی که به احمدی نژاد مشکوک است» به گوش جهان برسد و کسی آن را یک شوخی ساده با پلیس ایران تلقی نکند.
و در این میان این همه تب و تاب و بی قراری یک ملت معترض و ملت مشعوف حلقه زده به گرد احمدی نژاد مانده اند سه نامزد دیگر : محسن رضایی، میرحسین و کروبی. اولی بعد از پیام رهبری به نامزدها بی اتلاف وقت تا کمر خم شد و مراتب اخلاص و ارادت خویش ابراز داشت و او هم به احمدی نژاد تبریک گفت. دومی و سومی هم که ظاهرا یادشان رفته دیگر رقابت انتحاباتی تمام شده است و اینک فصل رفاقت است . در حالی که ملت زخمی و کتک خورده و زندگی برباد داده این روزها درد مشترک را همگلو و هماهنگ فریاد می کنند این دو بزرگوار اما کماکان با هم رقابت می کنند و جدا جدا وعده دیدار با هواداران می دهند. در سنت ایرانیان معمولان مرده پرستان، دلخوری های گذشته فراموش می کردند و دو برادر اگر سالها هم قهر بوده اند، دلشکسته و دلمرده کنار جنازه برادر دیگر می نشستند. اما معلوم نیست چرا در سوگ جمهوریت نظام آقایان موسوی و کروبی کماکان جدا جدا خرما بخش می کنند. طرفداران این دو همه با هم و یکجا در خیابان های شهر کتک می خورند آنها ولی بیانه های مجزا صادر می کنند و هماورد مجزا تشکیل می دهند. شاید برای همین است که این روزها پای بسیاری از مقاله های هواداران این هردو نامزدی که خواستار ابطال انتخابات و ادامه اعتراض مردمی هستند غمگینانه می خوانیم: ابلیس پیروز مست سور عزای ما را به سفره نشسته است. چرا که خوب می دانند اگر میر و شیخ این روزها یک ملت زخمی را از وسط دو شقه کنند و انرژی آنان را در دو سنگر جدا هدر دهند بی شک در یکی از همین روزهای نزدیک احمدی نژاد می شود رییس جمهور رسمی ایران و همه چیز به خوبی و خوشی به پاین می رسد.
بیانیه مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در اعتراض به نتایج اعلام شده انتخابات
متن این بیانیه به این شرح است
بسم الله الرحمن الرحیم
لا یحب الله الجهر بالسوء الا من ظلم
با سلام و درود به ملت ایران و تقدیر از حضور شاداب و آگاهانه ملت سرافراز در انتخابات دهم ریاست جمهوری که تجدید خاطرات انقلاب اسلامی است، به استحضار روحانیت و ملت ایران میرساند که نگران تخلفات بهتآور و مهندسی گسترده آراء در این دوره هستیم.
روشن است که نظام برآمده از انقلاب اسلامی ملت ایران به رهبری امام خمینی (ره) جمهوری اسلامی است و دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام بر همه ما واجب عقلی و شرعی است هر اقدامی که موجب لطمه به جمهوریت نظام و بیاعتقادی مردم به صندوقهای رای شود، خیانت به اسلام و امام و انقلاب اسلامی است و شرعاً حرام است.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در جلسه فوق العاده خود به این نتیجه رسید که برای صیانت از جمهوریت اسلامی نظام و بازگرداندن اعتماد فرو ریخته مردم به نظام انتخاباتی کشور، راهکار منطقی و قانونی برای بررسی تخلفات ایجاد شود و با تشکیل هیات حقیقت یاب قاطع و بیطرف و با حضور نمایندگان کاندیداها، نتیجه یافتههای خود را به ملت رهبری اطلاع دهند و آرمانهای انقلاب اسلامی را از خطر بیاعتمادی افکار عمومی حتی با تجدید انتخابات مصون نمایند.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ضمن دفاع از حق انتخاب ملت بزرگ ایران عموم مردم و بویژه جوانان پرشور کشور را دعوت مینماید ضمن ادامه حضور خود در صحنه با صبوری و هوشیاری بیش از پیش در برابر تشنجآفرینان، توطئههای بدخواهان را خنثی کنند و اطمینان میدهد که مردم شریف ایران را در احقاق حقوقشان تنها نخواهد گذاشت.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
۲۴/۳/۱۳۸۸
خانم علینژاد از قبل مطالبتو دنبال میکردم قبلتر ها بهتر مینوشتی فکر میکنم جو گیر کامنتهای طرفدارانت شدی قلمت رنگ و بوی ژورنالیستیشو از دست داده سانتیمانتال شدی غر میزنی نق میزنی شیون میکنی تحلیل نمیکنی گریه میکنی شدی مثل الهه هیکس که همش به دلمون نق میزنه و از قیافش مصیبت میباره یا اون کامران نجف زاده تهوع که با اون قیافه مضحکی که به خودش میگیره میخواد گزارشهای متفاوت و احساسی رو فرو کنه تو حلقمون تو رو خدا بسه دیگه انقدر نق نزن به وظیفت عمل کن تحلیل بنویس فیلم هندی تعریف نکن ما خودمون به اندازه کافی بغض داریم به اندازه کافی لجن مال شدیم کرامتمون به کثافت کشیده شده دیگه مرثیه سرایی بسه چهار سال مرثیه و روضه خوندی الان برهه حساسی در تاریخ این مرز و بومه همفکری کن کمک کن ارامش بده تحلیل بده روز نامه نگار باش نه خاله خان باجی یادت باشه ۲۲ خرداد ۸۸ تو تاریخ این مملکت سر اغاز عصر جدیدی از حوادث برای ایران و ایرانیه که تو تاریخ ثبت و ضبط میشه سهم و وظیفت و تو این برهه به نحو احسن انجام بده….
Masih jan nemidoonam in amare aslie ara’ ro ke dar face book dast be dast mishe didi ya na? In amar ro az ghole shoma naghl mikonand, aya shoma in masaleh ro taeid mikoni? M
from:www.sharagim.net
فردا عصر ساعت ۴ بزرگترین تجمع و راهپیمایی در میدان انقلاب و به سمت میدان آزادی برگزار خواهد شد…در این تجمع شخص میر حسین موسوی سخنرانی خواهند داشت…تا به حال هرچه تجمع و اعتراض بود اعلام نشده و خود جوش و البته تا حدودی پراکنده شکل گرفته بود یا اینکه خیلی دیر و محدود در موردش اطلاع رسانی صورت گرفته بود…اما فردا روز دیگری ست…تلاشهایی دارد میشود تا برای این تجمع از وزارت کشور مجوز اخذ شود…اما چه وزارت کشور قبول کند و چه قبول نکند این تجمع با سخنرانی میرحسین برگزار خواهد شد…به جرئت میتوانم بگویم قریب هشتاد درصد کسانی که در تهران به میرحسین و یا کروبی رای داده اند از طرق مختلف از این فراخوان برای دفاع از آرای از دست رفته خود باخبرند…فردا معلوم میشود که آیا از این هشتاد درصد که حقشان پایمال شده یک پنجمشان برای حمایت از کاندیدای مورد نظر خود خواهند آمد یا خیر که اگر بیایند – حتی اگر یک پنجمشان بیایند – خیابان آزادی جا برای سوزن انداختن نخواهد داشت و مطمئن باشید هیچ دیکتاتوری با هر درجه از خشونت و استبداد جرئت و توان حمله به یک تجمع میلیونی را نخواهد داشت…
همشهری جان دارم یواش یواش به این ایده می رسم که حق با تحریمی ها بود. من واقعن ساده بودم که فکر انتخابات سالم را در ذهنم داشتم. کشورم را با کشورهای دموکراتیک اشتباه گرفته بودم. خوشحالم که در جای امنی هستی.