• خانه
  • تماس

برسکوت هاشمی حرجی نیست اما کرباسچی عبدی و کدیور کجا هستند؟

هاشمی اگر سکوت کرده حرجی نیست اما کرباسچی عبدی و کدیور کجا هستند؟ لباس سکوت بر تن صحنه گردانان انتخابات برازنده نیست خاصه آنکه یاران همه در بند اند. عبدی در برابر این پرسش پاسخ داده است که « در چنین شرایطی نوشتن یادداشت تحلیلی تقریباً سخت است، و جامعه بیشتر چشم انتظار نوشته های تهییجی است، هر دو طرف ماجرا تشنه چنین نوشته هایی هستند، و طبیعی است که این کار نیز از این قلم برنمیآید».

این استدلال عبدی که قلم تحلیلگر او در این شرایط بحرانی قادر به تهیج جامعه نیست نه تنها استدلال محکمی نیست که به یک بهانه شیرین هم شباهت ندارد چرا که این قلم و قلب آرام او بود که در روزهای انتخابات هیجان پدید آورد و موجی منطقی را حداقل در حلقه هواداران تغییر سبب ساز شد. این روها نیز نسل جوان جامعه از او همان هیجانات منطبق بر منطق را طلب می کند نه قبای سکوتی که به تن او و یارانش زار می زند و چشم بساری از هواداران شعار تغییر را منتظر به راه گذارده است.

ابطحی، زید آبادی و عبدلله مومنی تا روز پیش از زندان در میان مردم بودند. از خانم کدیور و کرباسچی هم که در روزهای انتخابات صفحه و صحنه رسانه ها پر بود از میدان داری دلگرم کننده آنان خبری نیست. توقع گفتار و رفتار انقلابی از اینها نیست که  «بودن به از نبودن خاصه در بهار» اما بی شک یک جامعه تبدار بیمار بیشتر از همیشه نیازمند حضور کسانی است که در حاکیت و قدرت سهم و مصونیتی بیشتر از مردم عادی دارند بر این اساس سلاح سکوت حتی اگر با منطق به دام نیافتادن و اتاق فکر را رهبری کردن باز هم امید را از جامعه دور می کند.

کدیور، کرباسچی ، عبدی و باقی مغضوبین حاکمیت چیزی برای از دست دادن ندارند و همه سرمایه شان همان حضور امیدوارانه در میدان بود. نمی دانم چرا این روزها صدایی از آنان به بلندای صدای مردم عادی شهر به گوش نمی رسد. از موسوی و کروبی که دورتر و در حاشیه تر از ما جمع مدعی ایستاده بودند، ایستادنی چنین با عظمت انتظار نمی رفت اما ناباورانه دیدیم که همپای مردم معترض نقش آفرینی کردن و امید را در دل مردم سوگوار زنده نگاه داشتند مبادا به بهانه ماندن در اتاق فکر ، شایبه گوشه عافیت طلبیدن در بدنه جامعه نسبت به یاران دیروزشان ایجاد شود.

پی نوشت:

به کسانی که این سکوت را سیاستی برای در دام زندانبان نیافتادن تلقی می کنند و حضور این افراد را در حلقه مشاوران بیرون از زندان ضروری می دانند:

همانگونه که در مطلب هم اشاره شد توقع رفتار انقلابی از این جمع نیست اما اگر قرار باشد سکوت هواداران و همراهان مان را با این استدلال که ممکن است زندانبان دامی گسترده باشد برایشان توجیه کنیم  پس می شود سکوت هاشمی را هم همینگونه توجیه کرد و گفت همین که یک مخالف خارج از زندان است بهتر است. از سویی من علت سکوت این حلقه را برای این پرسشگری کردم که حد و اندازه و میزان حضور آنان را آنقدر گرانبها دیده ام که بی گمان یک نامه و بیانه ساده و مختصرشان یا حتی یک حضور آشکارشان بر مزار یکی از همین شهدا می تواند دلی را از جامعه غمبار آباد کند و پایشان را هم به زندان نکشاند.

مهمتر از همه آنکه برای به زندان کردن هم خوشبختانه این حضرات دنبال بهانه نمی گردند و بی بهانه هم می شود زنذان کرد چنان که این کار را در همین چند روز با بسیاری از کسانی   حاشیه تر بوده اند هم انجام داده اند. پس سکوت به بهانه در دام زندان بان نیافتادن و حلقه مشاوران را بی پناه نگذاشتن نمی تواند پاسخ قانع کننده ای  در این روزهای بحرانی باشد.

۱۲ تیر ۸۸ | گاه نویس

۱۸ نظر برای “برسکوت هاشمی حرجی نیست اما کرباسچی عبدی و کدیور کجا هستند؟”

  1. آذر تبرستانی ۱۲م تیر ۱۳۸۸ ، ۶:۴۴ ق.ظ

    همشهری جان چرا به هاشمی حرجی نیست. به نظر من خیلی هم هست.
    پاینده باشی.

  2. Ali ۱۲م تیر ۱۳۸۸ ، ۷:۰۴ ق.ظ

    کدیور غایب نیست…

    http://www.spiegel.de/international/world/0,1518,633517,00.html

    http://www.youtube.com/watch?v=ljqahQBmwgQ

  3. sara ۱۲م تیر ۱۳۸۸ ، ۷:۰۷ ق.ظ

    خانم علی نژاد عزیز، شاید درمورد سایرین این حرف درست باشه (که البته باز با توجه به اینکه از شرایطشون باخبر نیستیم سعی می کنم خیلی قضاوت نکنم) اما در مورد آقای کدیور فکر می کنم این حرف بی انصافی باشه. درجایی از متن اشاره کردید که “خانم” کدیور. من هم از موضع گیری ایشون چیزی نشنیدم اما آقای کدیور این مدت چند سخنرانی داشتند که تو سایتشون قرار گرفته (www.kadivar.com) که همون طور که می دونید شامل نماز جمعه مقابل دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد و سخنرانی در دانشگاه کلمبیا و برگزاری مجلس ترحیم شهداست. و همگی سحنرانی های تند و واقعا روشنگرانه ای بودند.
    تحلیل ها و همدلی های آقای کدیور به ویژه از این لحاظ که از دید فقهی هم طرف مقابل رو خلع سلاح می کنه برای من به شخصه واقعا ارزشمند بود. برای همین بی انصافی دیدم اسم ایشون تو تیتر از خانم کدیور متمایز نشه.
    می بخشید فضولیم رو.
    با امید روزهای بهتر
    ……………………………………………..
    بی شک حق با شماست سارای عزیز منظور خواهر ایشان است

  4. مسیح علی نژاد ۱۲م تیر ۱۳۸۸ ، ۷:۱۱ ق.ظ

    منظور جمیله کدیور مشاور کروبی است

  5. ناصر.ن ۱۲م تیر ۱۳۸۸ ، ۷:۲۶ ق.ظ

    جمعه ۱۹ تیر نماز جمعه سبز مکان بلوار کشاورز میدان ولی عصر خ ولی عصر حرکت بعداز نماز به سمت میدان ازادی

  6. نسرین ۱۲م تیر ۱۳۸۸ ، ۸:۰۹ ق.ظ

    مسیح جان
    چند روزیه که همین سوالات تو سرمه و هر روز نا امیدانه سری به وب لاگ آقای عبدی می زنم … منهم تا به حال این سکوت دردآور را به پای مصلحت و شرایطی که شاید من از آن ناآگاهم گذاشته ام !

  7. اقبال ۱۲م تیر ۱۳۸۸ ، ۸:۲۵ ق.ظ

    عجب حرف «زوری» زده ای! تحلیل که زورکی نمیشود آنهم به این بهانه که «دلی را از جامعه غمبار آباد کن». شما خودفریبانه دنبال تسکین روانی و عاطفی هستید، گناه دیگران چیست؟؟

  8. آرش ۱۲م تیر ۱۳۸۸ ، ۸:۵۲ ق.ظ

    با سلام آقای عبدی بعد از مدت ها وبلاگش را به روز کرده است با یک طرح مصالحه ملی. اما نباید فراموش کرد که با توجه به عدم یک تشکیلات قوی برای رهبری جنبش، باید بعضی شخصیت ها خود را در معرض آسیب قرار ندهند.

    اما آن چه نمی توان کتمان کرد مردم منتظرند ببییند رهبری جنبش چه تصمیمی می گیرد. آیا “ابتکار عمل” را به دست می گیرند یا به “فرصت سوزی های” زمان آقای خاتمی دچار می شوند؟

    و خبر خوب:

    به استقبال “جبهه ی سبز امید”

    عیسی سحرخیز

    • به نظر می رسد وظیفه ی مقدماتی اعضای “جبهه ی سبز امید”، اکنون اعلام وجود و حضور از طریق ارسال پیام تبریک به دولت امید میرحسین موسوی است تا او راحت تر و سریع تر بتواند “دولت سایه” خویش را تشکیل دهد و برای فردای روز سرنگونی احمدی نژاد آماده و حاضر به یراق باشد ..

    http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=22137

  9. Ahmad ۱۲م تیر ۱۳۸۸ ، ۹:۰۱ ق.ظ

    بزدل بزدل است! اینها نان به نرخ روز می خورن و تنها چیزی که براشون اهمیت داره منافع شخصی شونه!

  10. آرش ۱۲م تیر ۱۳۸۸ ، ۹:۱۱ ق.ظ

    با سلام

    آقای عبدی بعد از مدت ها وبلاگش را با یک طرح مصالحه ملی به روز کرده است. فراموش نکینم بعضی از شخصیت ها برای روز مبدا نباید خود را در معرض آسیب قرار دهند. همه نباید عندالزوم رل مشابه بازی کنند.

    اما مردم منتظرند و حق دارند ببییند رهبری جنبش چه تصمیمی می گیرد. آیا “ابتکار عمل” را به دست می گیرند یا به “فرصت سوزی های” زمان آقای خاتمی دچار می شوند؟

    آن چه مسلم است با شیربرنج بازی نمی توان با این منستر ها در افتاد

    نیاز مبرم جنبش، تشکیلات و یک رسانه ملی است. رئیس جمهور موسوی و آقای کروبی و سایر رهبران جنبش باید تاسیس یک رادیو تلویزیون ملی را که فعلا از ماهواره برنامه پخش کند جدی بگیرند.

    اگر ۲۰ میلیون نفر در ایران نفری دو دلار، و ۵۰۰ هزار نفر از هموطنان خارج کشور نفری ۲۰ دلار سهام خریداری کنند- ۵۰ میلیون دلار برای سرمایه گذاری اولیه جمع می شود.

    رهبران جنبش می توانند تیمی موسس رادر خارج مشخص کنند که یک شرکت غیر انتفاعی را ثبت و به فروش سهام اقدام کنند. برای نمونه محسن کدیور، عطاالله مهاجرانی، آرش نراقی ، فاطمه حقیقت جو، محسن مخلباف، خود شما و دیگران می توانند عضو تیم موسسس باشند.

    فروش ۲۰ میلیون سهم خود رفراندمی دیگر است برای جنبش آزادیخواهی مردم ایران!

    خبر خوب هم :)

    به استقبال “جبهه ی سبز امید”

    عیسی سحرخیز

    • به نظر می رسد وظیفه ی مقدماتی اعضای “جبهه ی سبز امید”، اکنون اعلام وجود و حضور از طریق ارسال پیام تبریک به دولت امید میرحسین موسوی است تا او راحت تر و سریع تر بتواند “دولت سایه” خویش را تشکیل دهد و برای فردای روز سرنگونی احمدی نژاد آماده و حاضر به یراق باشد ..

    http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=22137

  11. Darieh ۱۲م تیر ۱۳۸۸ ، ۹:۱۶ ق.ظ

    به نظر من آقای امثال عبدی کار نسبتاً درستی کرده‌اند. متاسفانه رهبران جنبش حتی به اندازه‌ی یک اپسیلون هم موفق نشده‌اند از حکومت امتیاز بگیرند. گوشت قربانی به اندازه‌ی کافی هست. تحلیلگر هم ماشاالله در BBC و VOA فراوان ریخته. رهبر هم که هم در خارج زیاد داریم و هم داخل.
    در واقع شما باید این سؤال رو بپرسید که آقای موسوی بعد از تظاهرات عظیم روز دوشنبه چه کار کرد؟ تونست کسی رو آزاد کنه؟ خاتمی با همه‌ی بی‌عرضه‌گیش برادرش رو نجات داد. متاسفانه ایشان از اول تا آخر همانی بودند که هستند. ۹تا بیانیه دادند هر ۹تا مثل هم.
    البته کاری که ایشان کرده‌اند از مردانگی و رسم جوانمردی بدور است ولی از لحاظ حفظ جان و موقعیت منطقی است.
    پ.ن:راستی اگر آقایان چندسال بعد، از موسوی بپرسند که موقع کشتار۶۷ کجا بودی، آقای موسوی هم خواهند گفت همانجایی که تو الآن نشسته‌ای.

  12. فرهاد ۱۲م تیر ۱۳۸۸ ، ۹:۳۹ ق.ظ

    جالبه که اون ها هم حتی کاری بهشون ندارن. ظاهرا ظاهرا توسناریوی دوم نیازی ندیدن از آقای کرباسچی و خانم کدیور استفاده کنند وحتی خود شیخ.

    سناریوی اول: مناظره میزاریم گند میزنیم بهشون، به مدد قدرت کلام آقای احمدی نژاد و نفوذ اعجاب انگیزش بر روی توده ها مثل ۴ سال پیش میبریم.(این سناریو موفقیت آمیز نبود)

    سناریوی دوم: نمیبریم و یکی میاد یادشون میاره که آی مردم مگه دیوانه اید بشینین جفنگ های این یارو روو گوش کنید بابا داره بهتون دروغ میگه !! خلاصه میبازیم و میبینیم موسوی اگه بخواد رییس جمهور بشه تابخواد دورش تمموم بشه و بخواد بره رهبر هم ممکنه بره واگه بره هاشمی رهبر بشه تمام صداوسیما و سپاه و ارتش از حوزه قدرت ما خالی میشه. پس اون آرسن لوپن بازیو که اون موقع بخواهیم در بیاریم رو همین الان در میاریم که رهبر هم هست و یه ذره آبروی نداشتشم خرجمون میکنه. هم اگه شلوغ کردن مثل ۲۳ تیر میریزم مترکونیمشون، بعد هم یه عده از شخصیت ها و نخبه هاشون رو میگیرم به جرم اقدام به انقلاب مخملی، شخصیت سیاسیشون رو نفله میکنیم. بعد هم با صدا و سیما ، مثل همیشه واقعیت رو وارونه نشون میدیم و حجم توده ملت رو دوباره از زیر هرم تشکیلاتیشون میکشیم و تصاحب میکنیم. میشن یه عده رهبر خانه نشین، سیاستمداران بی آبرو یا نقطه ضعف دار، و یه عده تحصیلکرده واخورده و نامید نشسته پشت ماهواره و اینترنت. (همه مردم هنوز پارچه سبزاشون رو دارن)

  13. خُسن آقا ۱۲م تیر ۱۳۸۸ ، ۱۱:۳۱ ق.ظ

    گناه اینها چه هاشمی و چه کوچکتر ها اصلا بخشوده نیست که عده ای را برای منافع خود به میدان بفرستند و وقتی هوا پس شد پا پس بکشند و با این استدلال که اگر چیزی بنویسند یا بگویند به زندان خواهند افتاد!؟
    عجبا! می‌دانید به زندان انداختن هاشمی چه هزینه‌ای برای سران حکومت ببار خواهد آورد؟ عما می توان گفت که اگر هاشمی را به زندان بیندازند ولایت سیدعلی هم باطل خواهد شد!
    خیر این خوشباوری است که آقایان برای ادامه مبارزه اینگونه سکوت کرده اند.
    عذر بدتر از گناه که می‌گویند همین است

  14. آرش ۱۲م تیر ۱۳۸۸ ، ۱:۳۸ ب.ظ

    سلطان عمان هم سفرش را به ایران لغو کرد. هر کشوری که حکومت کودتا را به رسمیت بشناسد، باید منتظر عواقب آن باشد.

    ملت ایران با نجابت تمام پشت درهای بسته حوزه های انتخاباتی منتظر ماند به امید این که فضای این سرزمین پاک را با بوی مهر و دوستی عطرآگین کند. اما گل رای با گلوله جواب داده شد…. و جمع کردن جنازه خونین عزیزان از خیابان ها!

    اگر سران برخی کشورها شعور نداشته باشند که بخواهندچشمان خود را به این فجایع ببندند، و به دیکتاتور و ملیجک دلقکش جایزه بدهند؛ باید در برابر تاریخ و در پیشگاه مقدس ملت ایران جوابگو باشند!

  15. امیر تبریزی ۱۲م تیر ۱۳۸۸ ، ۴:۰۰ ب.ظ

    سلام
    به آقا یا خانوم داریه :
    به نظرت میرحسین یا کرروبی چی کار می تونست بکنه که نکرد .می خواستین با اون ۳ میلیون آدمی که میدون آزادی جمع شدن بره و صدا و سیما رو فتح کنه ؟! همین شماها بودین که با طرح عبور از خاتمی و زیاده خواهی های فراوان کینه ای به دل آقای خامنه ای از مجلس ششم و ۱۸ تیر و قانون مطبوعات گذاشتین که هنوزم که هنوزه از دلش پاک نشده و راضی نیست میرحسین رئیس جمهور بشه . در مورد سال ۶۷ هم سن من قد نمیده ولی از آدمایی که اونها هم سننشون قد نمی ده و فقط شعار می دن و یه شبه می خوان ایران دموکراسی شبیه فرانسه داشته باشه متنففرم .

  16. نازنین ۱۳م تیر ۱۳۸۸ ، ۴:۴۷ ق.ظ

    آقای آرش که طرح کانال تلویزیونی میدهید ، اگر ۵۰ ملیون دلار جمع بشه نیازی به کانال تلویزدونی نیست دوست عزیز ! میشه ۵۰ هزار خونواده رو در ایران تأمین مالی کرد که حداقل برای ۲ ماه هم که شده دست از کار بکشن و اعتصاب کنن و این کار در عرض یکی دو هفته رژیم رو از پا در میاره ! مشکل اصلی همین نبود حمایت مالی هست دوست عزیز نه کانال تلویزیونی ! چرا برای این مردم گرسنه فکر عملی نمیکنید که حداقل بار فشار مالی رو از دوششون برداره نه اینکه یه باری هم روی بار کشتن و زندانی شدنشون اضافه کنه ؟!!!

  17. Darieh ۱۴م تیر ۱۳۸۸ ، ۱:۴۳ ب.ظ

    با عرض سلام خدمت آقای تبریزی
    خدمت شما عارضم که سیاستمدار باید خودش رو در همچین مواقعی نشون بده، بنده که از اون پشت مشتها خبر ندارم ولی مطمئنم که تظاهرات روز دوشنبه فشار بسیار زیادی رو به حکومت وارد کرده.
    به آقایانی که قصد فعالیت در چارچوب فعلی رو دارند، این ایراد به حق وارد است که نتوانستند امتیازی بگیرند.
    قرار نبوده صدا و سیما فتح بشه ولی حداقل کاری که میشد انجام بدن آزاد کردن زندانیان سیاسی بوده.
    در ضمن تنفر چیز خوبی نیست. امیدوارم ۱۰۰ بعد جمهوریت نظام برگرده. تا حکومت کاملاً دموکراتیک هم انشاالله زمان زیادی نمانده(۵۰۰-۶۰۰ سال)

  18. ترابی ۱۵م تیر ۱۳۸۸ ، ۱:۲۸ ق.ظ

    عباس عبدی در مصاحبه با رادیو دویچه وله گفته بود از نتیجه ی انتخابات شوکه نیست. به نظر من این حس در بین بعضی ستادی های کروبی وجود دارد. گویی می دانسته اند چه اتفاقی می افتد!
    به طور کلی (خود ِ من به خاطر تیم کروبی به او رأی دادم) کسانی که قرار بود کابینه ی کروبی باشند، کمتر از همرزمانشان در ستاد موسوی به نتیجه ی انتخابات اعتراض کردند. با اینکه جفایی که در حق کروبی شد، سنگین تر از نبردن موسوی بود.
    موفق باشید

نظر بدهید

RSS دماسنج

گاه نویس

  • کلیپی از مصاحبه هایم با خانواده های شهیدان جنبش سبز
  • یک مصاحبه نفس گیر با دویچه وله و یک ولوله در دل خودم
  • می خواهم برای مادرم نامه بنویسم ولی مادرم مرده…
  • پرهیز از توهم اثرگذاری و وهم بی اثری؛ ما هنوز بیشماریم اما شعورِ ترسیدن هم داریم
  • به قفسه اسباب بازی کودک یک شهید عاشورا نگاه کنید
  • کروبی در محاصره نشسته است، موسوی کجاست، خاتمی، هاشمی، مردم، منتقدان، ما کجا هستیم
  • همسر یکی از شهدای بیست و پنج خرداد: مردم و رهبران جنبش ما را تنها نگذارید
  • ما به خودزنی مشغول و نمایندگان به چند زنی
  • آقای موسوی، نسل ما نه اهل قهر است و نه اهل غمزه برای دیکتاتور.
  • مادر شبنم سهرابی؛ می گویند شاهد بیاورید که دخترتان زیر چرخ های ماشین نیروی انتظامی له شد

بایگانی

  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶
  • مرداد ۱۳۸۶
  • تیر ۱۳۸۶
  • خرداد ۱۳۸۶
  • اردیبهشت ۱۳۸۶
  • فروردین ۱۳۸۶
  • اسفند ۱۳۸۵

تقویم

شهریور ۱۳۸۹
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹۳۰۳۱  

اطلاعات

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

ابزارها

دوستان

نيك آهنگ كوثر, سعيد پور حيدر, فاطمه قدياني, محمد آقازاده, امير عليزاده, مجتبي سميع نژاد, كريم جعفري, اكبر منتجبي, منصور نصيري, مهجاد, جمهور, آسيه اميني, سميه توحيدلو, سهام الدین بورقانی, وب نوشت, محمد دادفر, آرش غفوري, احسان تقدسي, فريد مدرسي, پيامبران كاغذي, ثمانه اكوان, ساغر, داريوش محمدپور, مهاجراني, مسعود بيزارگيتي, آدم, سارا معصومي و مهران قاسمي, مسعود رفيعي, فرشته قاضي, میترا خلعتبری, حسن سربخشيان, محبوبه حسين زاده, سیامک قاسمی, حسين نورايي نژاد, الناز انصاري, مسعود بهنود, ساسان آقايي, لیلی نیکو نظر, حميد متقي, داود پنهاني, مرجان توحيدي, محمد جواد روح, اميرعباس نخعي, ميثم زمان آبادي, كوروش ضيابري, مریم مجد, سهيل آصفي, معصومه ناصري, علي مهتدي, روزبه مير ابراهيمي, سامان صفرزايي, سولماز شريف, محمد رحیمی زاده, سعیده امین, چارسوق, خاطره وطن خواه, سعيد حنايي كاشاني, جميله كديور, فهيمه خضر حيدري, مهرو ملالي, پرستو دوكوهكي, هانيه بختيار, احسان عابدي, حسین پاکدل, رضا مهدوي هزاوه, ابوذر آذران, عكسخانه اي در شمال, نازنين كديور, اميد معماريان, هادي حيدري, فاطمه شمس, كريم ارغنده پور, يونس شكرخواه, هنوز, نسرین افضلی, نفيسه زارع كهن, عفت ماهباز, كافه تيتر, ايمان ابراهيمباي, امشاسپندان, حنيف مزروعي, مصطفي اكبرپور, اكرم ديداري, وحيد پوراستاد, امیر فرشاد ابراهیمی, علي شيروي, كارگاه داستان كوتاه آريا, كيوان مهرگان, بابك مهدي زاده, ندا شيروي, حامد جواد زاده, آسمان ريسمان, مريم شباني, الپر, فرزانه سالمي, پناه فرهاد بهمن, مهرانگيز كار, اسدالله امرايي, جواد منتظري, ليلي فرهادپور, عباس عبدي, پرستو سرمدي, عليرضا حسيني, مرجان طبا, مریم میرزا, ميرا, حسن سلامي.

دسته‌ها

  • اجتماعی
  • سفرنامه
  • سیاسی
  • گاه نویس

feed مسیح علی نژاد

Wordpress and وردپرس فارسی  | Theme by WordPress Pro | Reformed in Persian by An Online Friend | Creative Commons License