شگردهای شگفت سرکوبگران؛ همسایه ها از «الله اکبرگویان» شکایت کرده اند
این روزها بار دیگر اتفاقاتی در شهر رخ می دهد که به نظر می رسد سرکوب گران رسمی بار دیگر همه فکر خود را به کار بسته اند تا شیوه جدیدتری را برای خاموش کردن اندک صدای باقی مانده در ته گلوی معترضان به مدد گیرند. در خانه ها را می زنند و مودبانه و آرام متذکر می شوند که بر اساس شکایت همسایه ها به این خانه آمده اند. سپس از آنها تعهد می خواهند که دیگر شب ها به پشت بام خانه ها نروند و الله اکبر نگویند چون بر اساس شکایت همسایه ها مبنی بر ایجاد مزاحمت، رفتار آنها قابل پیگرد قانونی خواهد بود و باز هم خیلی ساده از این نکته غافل می مانند که همسایه بر علیه همسایه نشان دادن و مردم را در برابر مردم گذاردن ممکن است گاهی وقت ها جواب دهد اما تعدد این تذکرات هم می تواند به آسانی دست تصمیم گیران را رو کند که چگونه ناگهان همه همسایه های معترض به فکر شکایت افتاده اند و سراغ حضرات رفته اند تا شب های شهر را برایشان بی الله اکبر و آرام کند برای خواب و احیانا رویا هایی شیرین.
به طنز گفته بودم اگر شاملو زنده بود شعر «دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم» را تغییر می داد اما ظاهرا راستی راستی آقایان راه افتاده اند درخانه ها و کله در دهان اهالی شهر فرو کرده اند تا ببیند از دهان شان بوی چه فریادی به گوش می رسد. مست اگر کنی یا بوی تند تریاک اگر خانه ات را رسوای همسایه کند کاری به کارت ندارند اما وای به حالت اگر همسایه بغلی را با صدای الله اکبرت بی خواب کرده باشی.
این حربه شکایت همسایه از همسایه اما آنقدر کهنه است که به نظر نمی رسد جواب دهد. با این حربه شاید خیلی ها یاد روزهای اوایل انقلاب یا دوران جنگ برایشان زنده می شود که اگر صدای آهنگ و ساز و آواز در خانه ای بلند بود کمیته سر می رسید و از همان ابتدا همه به همسایه ها شک می کردند که چه کسی خبر داده. اما من یاد روزهای نزدیکتری می افتم. همان روزها که برادران لباس شخصی در به در دنبال یک شکایت ساده از سوی یکی از همسایه هایم می گشتند تا با همان شکایت، خانه خرابم کنند. به خانه ام ریختند و در نبود من همسایه ها را با مهربانی دور هم جمع کردند و قصه ای در باب فساد این جانب خواندند و بعد عکس هایی را هم به همسایه های مجتمع مسکونی ما نشان دادند و گفتند کدام یک از این آقایان به خانه ایشان رفت و آمد دارد سپس ملتمسانه و مصرانه خواستند که اگر رفت و آمد اضافه ای دارم همسایه ها یک شکایت ساده تنظیم کنند آنگاه آنها در اولین فرصت همسایه ها را از شر مزاحمی چون من نجات خواهند داد. از قضا همسایه روبرویی ما در طبقه هفتم مرد محاسن سفید یقه آخوندی بود که همیشه در مجتمع از او کمی بیشتر از دیگران حساب می بردم ، رگ گردن برای برادران صاف کرد و گفت اگر این خانم مشکل کوچکی برای ساختمان ایجاد می کرد خود من از اینجا می انداختمش بیرون و راضی به زحمت شما نبودیم . حالا به گمانم اگر نباشد برای ارعاب مردم، این حضرات دوره نمی افتند در خانه ها تا با دو به هم زنی های سطحی و شرم آور در صدد ایجاد امنیت شهر باشند و البته مردم نیز با این شیوه های کهنه چندان غریبه نیستند.
چنانچه در روزهای اول اعتراضات مدنی مردم در خیابان ها ، برخی از شهروندان خبر می دادند که یک پیام تلفنی ضبط شده را روی خطوط ثابت تلفن خود دریافت می کردند که به آنها می گفت اخیرا آنها را در راهپیمایی های خیابانی مشاهده کردند و این تلفن نیز به مثابه هشدار تلقی می شد تا حساب کار دست خانواده ها بیاید و بدانند که بر اساس این متن ضبط شده، مشارکت مجدد آنها بر اساس قانون جرم تلقی می شود و قابل پیگری خواهد بود.
ماجرا از این قرار بود که اتاق فکر برادران پس ساعت ها بررسی این شیوه را به عنوان یکی از راههای سرکوب کسانی که در قاموس آنها آشوبگران و اغتشاشگرن تعریف می شوند، برگزیده بودند و در شتاب برای این سرکوب تا آن اندازه بود که منطق و اصول ساده ای که ممکن است هر شهروند معمولی با یک حساب سرانگشتی به آن دست یابد از تصمیمات فله ای آنها رخت بسته بود. برای همین ممکن بود در این میان حتی خانواده های طرفدار احمدی نژاد و یا کسانی که اساسا در این راهپیمایی شرکت نکرده بودند نیز ناگهان کنار سفره شام خود از شنیدن هشدار « رندوم» و ضبط شده برادران بی بهره نمانده باشند. ظاهرا در قاموس و قوه تخیل این تصمیمگیران، این مسله ساده که ممکن است مردم در مورد این پیام مشترک بر روی پیام گیرهای تلفن خود به گفتگو بنشینند و برایشان روشن شود که در هیچ تظاهراتی دیده نشده و این تنها یک پیام برای ارعاب بوده، چندان جایگاهی ندارد.
یکی دیگر از برنامه ها و تصمیمات اتخاذ شده برادران برای قبیح نشان دادن چهره معترضان و به خصوص جنبش سبز نیز این بود تا نیروهای مسلح خود را عازم خیابان ها و خانه های شخصی کرده تا با شکستن شیشه های خانه های خالی و تخریب ماشین های پارک شده در گوشه خیابان، این شایبه را برای شهروندان ایجاد کنند که معترضان آشوبگران و اعتشاشگرانی بیش نیستند. در راستای اجرای این برنامه نیز مصوب می شود که گاهی پس از تخریب ها با اسپری های سبز رنگ شعارهایی را هم به عنوان نشانه ای از تخریب گران بر در و دیوار منطقه ای که به آتش کشیده و یا تخریب کرده اند بر جای بگذارند که بدین ترتیب می شود فیلمی از این صحنه های خراب شهر را در سیمای جمهوری اسلامی به نمایش گذاشت و از شعارهای سبز کنار این خرابی ها و ویرانی ها نیز فیلم گرفت تا معادله توهم آمیز خس و خاشاک و اغتشاشگر خواندن معترضان را به زعم خودشان تکمیل کرده باشند . اما باز هم آنها از شعور افکار عمومی غافل مانده و اساسا به این فکر نمی کنند که اگر صدا و سیما تنها به نشان دادن محله های ویران شهر با شعارهای سبز در آن اماکن اکتفا می کند مردم عادی تصاویر پلیس را به هنگام تخریب و به جا گذاردن آدرس غلط بر دیوارهای شهر ضبط می کنند . حالا در یک گام بعدی اگر دوباره برادران خیز جدیدی بردارند و بگویند که آشوبگران لباس بسیجی به تن کرده بودند بی شک این حربه کهنه هم چندان به کار ملت نمی آید و مردم در برابر دهان گشاد رسانه ملی و ابزارهای خبری آنها ناگزیر می شوند سینه به سینه و دهان به دهان، نشانه های درست تخریبگرانی را که به چشم خود در کوچه پس کوچه های خلوت دیده اند به یکدیگر می دهند.
پی نوشت:
با شتاب نوشتم و وقت ویرایش هم ندارم ببخشید اگر آشفته است.
یکی هر شب یه لغت عربی را عربده زنان دائما تکرار کند، آسایش من یکی حداقل سلب می شود شما را نمیدانم، اما همینقدر (برخلاف ححکومت)انصاف داشته باشیم که محله ی خود را به همه ی محلات! ایران تعمیم ندهیم و اگر کسی هم گفت از سوی همسایه ای شکایتی شده، بلادرنگ آنرا به توطئه ی خبیثانه ی سرکوبگران نسبت ندهیم.
اقبال جان روزی سه نوبت این مسجد بغل خانه ما اذان و دعا به زبان عربی پخش میکند ! صبحگاه مدرسه اونوری هم که دعای صبحگاهی برای سلامت رهبر میخوانند هر چی شکایت کردیم خفه نشد! تازه یک بلندگو نو هم خریدند! به نظر شما چطور شده به شکایت همسایه ی که خودش روی پشت بام هستش توجه کردند؟
“به نظر شما چطور شده به شکایت همسایه ی که خودش روی پشت بام هستش توجه کردند؟”
واضح ست چون منفعتش ایجاب می کند، اما این منفعت طلبی حکام دلیل نمیشود که «خواست قانونی مردم» را به خباثت و سرکوبگری حاکمان تقلیل دهیم.
لطفا تیترش را اصلا کنید. تیتر ارعاب آور است. ممکن است کسانی متن را کامل نخوانند. شکایت های کذایی یا دروغین ….
لطفا یکجوری به آقای موسوی یا هوادارانش بگویید نماز جمعه ها فرصت خوبی برای اعلام اعتراضات است. کسی هم نمی تواند جلوی رفتن مردم به نماز جمعه را بگیرد. مردم می توانند با حضور در نماز جمعه و سر دادن شعار اعتراضان را به گوش مسئولان و خطیب جمعه برسانند.
توی تیتر بنویسین که شایعه دروغین شکایت
لطفا این شعر را در بالاترین قرار دهید
وصف حال و روز الان ملت ایران است
شعری از فریدون مشیری
شرم تان باد ای خداوندان قدرت، بس کنید!
بس کنید از این همه ظلم و قساوت بس کنید!
ای نگهبانان آزادی!
نگهداران صلح!
ای جهان را لطف تان تا قعر دوزخ رهنمون،
سرب داغ است این که می بارید بر دلهای مردم،
سرب داغ!
موج خون است این، که می رانید بر آن کشتی خودکامگی را موج خون!
گرنه کورید و نه کر،
گر مسلسل های تان یک لحظه ساکت می شوند،
بشنوید و بنگرید:
بشنوید این وای مادرهای جان آزرده است،
کاندرین شب های وحشت، سوگواری می کنند!
بشنوید این بانگ فرزندان مادر مرده است;
کز ستم های شما هر گوشه زاری می کنند.
بنگرید این کشتزاران را که مزدوران تان
روز وشب با خون مردم ،آبیاری می کنند.
بنگرید این خلق عالم را که دندان بر جگر،
بیدادتان را ،بردباری می کنند!
دست ها از دست تان ای سنگ چشمان! بر خداست!
گرچه می دانم
آنچه بیداری ندارد ،
خواب مرگ بی گناهان است و وجدان شماست!
با تمام اشکهایم ،باز،- نومیدانه- خواهش می کنم:
بس کنید!
بس کنید!
فکر مادرهای دلواپس کنید
رحم بر این غنچه های نازک نورس کنید!
بس کنید!
چند شب پیش سر کوچه ما دعوا شد یکی از طرفین دعوا مست بود آنقدر که حتی نمی شد فهمید چه می گوید و برای چه عربده می کشد با ۱۱۰ تماس گرفتم آدرس پرسید و گفت اعلام شد حداقل توقعی که داشتم این بود که دو نفر بی خاصیتی که داخل دکه نیروی انتظامی سر کوچه نشسته اند به محل دعوا بیایند که نیامدند گویا همه برای انجام وظیفه به مسجد قبا رفته بودند از پارتی های شبانه و عروسی ها و سایر مزاحمت های همسایه ها که احمقانه ترین راه حل کردنشان شکایت کردن است چیزی نمی گویم
حالا چطور شده که در این بلوا همسایه ها که اگر خودشان الله اکبر نمی گویند، حداقل می شود مطمئن بود که دلشان با الله اکبر گویان یکی است به مجریان قانون شکایت کرده اند؟ و چطور شده است که مجریان قانون بدمستی ها را ول کرده اند و در صدد رفع مزاحمت های سیاسی هستند؟
این ایده های نخ نما دیگر جواب نمی دهد
” این حربه شکایت // همساسه // از همسایه اما آنقدر کهنه است که … ”
تصحیح بفرمایید .
دوستان چند تا مطلب بسیار بسیار مهم هست که همه باید بهش توجه کنیم
اول اینکه ایران فقط تهران نیست. اینو هم به تهرانیها میگم که فکر نکنن همه جا اوضاع مثل تهرانه، هم به شهرستانیها که بیشتر بجنبن. این فرصتی که پیش اومده یه فرصت صفر و صد هست. مردم نمیخواستن صفر و صد باشه فقط رأی هاشونو میخواستن. ولی نظام خودش اوضاع رو به صفروصد تبدیل کرد.
دوم اینکه اطلاع رسانی رو جدی بگیریم. خیلی جدی. اولویت اول همه باید اطلاع رسانی باشه اونم نه توی اینترنت بلکه توی جامعه. به مادرتون، خواهرتون و نزدیکاتون بگید که همینجور که پای تلفن دارن درمورد آشپزی و عروسی دخترخاله و … حرف میزنن، اخبار مهم رو هم به بقیه اطلاع بدن. الان صداوسیما داره تفکر ملت رو بمبارون میکنه و حتی اگه تأثیر صددرصد نداشته باشه ولی حداقل اینه که یا مردم رو میترسونه یا شک و تردید و یأس ایجاد میکنه. اگه نجنبیم اونا میبرن. یه مسابقه است. مسابقه اطلاع رسانی. فقط به خونواده و دوستای نزدیکتون نگاه نکنید. باور کنید خیلیها از این مطالبی که ما فکر میکنیم بدیهی هستند روحشون هم خبر نداره. اطلاع رسانی – اطلاع رسانی – اطلاع رسانی
سوم اینکه کارهای ساده و پیش پا افتاده رو دست کم نگیریم مثل مرگ بر دیکتاتور یا رأی من کو، روی اسکناس. خیلی تأثیر داره. خیلی.
همونطور که مهندس گفت تا وقتی که ما اونا رو به رسمیت نشناسیم، اونا پیروز نمیشن.
در آخر هم اگه لطف کنی دعوتنامه بالاترین برای من بفرستی خیلی ممنون میشم.
greenwaveman1388@gmail.com
خانم محترم. این تیتر رعب و وحشت رو می نویسی دو فردای دیگه مردم حق دارن متهمت کنن که مزدور حکومتی و داری تو دل مردم رو خالی می کنی و به جنبش خیانت می کنی.
فرد باهوش و خوش قلمی مثل شما باید بیشتر از اینها مواظب قلمش باشه.
همانا خدا بزرگتر از مکر و فریب بداندیشان و زورمداران است.
من از خیلی ها شنیدم که آدمای تابلوی کوچه واسه زشت کردن اعتراض مردم، وقت و بی وقت میان با عربده های گوش خراش، الله اکبر می گن.اینم یکی دیگه از حربه های دشمن هستش که ما باید بدونیم نا برده رنج گنج میسر نمیشه.وقتی بعضی ها واسه آزادی ما ها جونشون رو میدن،تحمل کارشکنی های این چنینی مزدورا کار سختی نیست.
مقالتون خیلی جالبه،دوست داشتم یکی این حرفا رو میزد.ضمناٌ لحن نوشتنتون عالیه.
یه متن هم من دارم میذارمش دوست داشتین publish کنید ممنون.
اگر به گذشته هم برگردیم می بینیم که همگی حکومت های ظالم روی کار در ایران، به خوبی از حضور پر شور مزدوران و افراد “نان به نرخ روز خور” برای سرکوب کوچک ترین تحرکات اعتراضی مردم استفاده کرده اند.
و این شگرد آن ها است برای سرکوب از داخل توده.
دیدن صحنه های محاکمه و مجازات همین عناصر سست بنیاد توسط حکومت در روزهای بحرانی، همچون ریختن آب سرد بر روی خاکستر داغ، حس انتقام قربانیان را فروکش می کند.
این برآمده از فرهنگ آسیب دیده ما طی قرن ها خفقان است.
اما نباید فراموش کرد که این ها هم جزیی از ما مردم هستند. شاید اگر هر کدام از ما به گذشته خود باز گردیم، افراد زیادی را پیدا کنیم که برای پیشرفت هر چه سریعترمان کنار زده ایم. اگر بخواهیم با خود رو راست باشیم، این ها قربانیان خودخواهی های خودمان هستند. لهجه های مضحک، قیافه های زننده، قد کوتاه، لباس ارزان، کج سلیقه گی؛ فراموش نکنیم که چگونه برای بالا رفتن دیگران را پایین زده ایم.
این جا همان نقطه ای است که دیکتاتور با خیال آسوده به آن تکیه می کند. بهترین لحظه برای پایین کشیدن خودکامه.
ولی حیف که ما نه تنها به سادگی از کنار آن میگذریم، بلکه با گشودن عقده ها در آن، به این موج بی اخلاقی دامن میزنیم.
خود را در دید افرادی که آن ها را بی اهمیت می شمارید، بی اهمیت نسازید.
دشمن از داخل راحت تر می شکند.
بیایید با تعریف دوباره ارزش ها و درک متقابل، جامعه خود را مستحکم سازیم.
سلام . چرا مردم رو تهییچ و تحریک میکنید ؟ چرا رفتار منافقانه و تفرقه افکنانه دارید ؟ من با پخش اذان از مساجد که باعث مزاحمت من میشه مخالفم ، چه برسد به صدای الله اکبر شما ها . منطق شما کجا رفته ؟ چرا اعتبار خودتون رو زیر سوال میبرید ؟ جاتون رو با اونها عوض کنید ، اگر بسیجی ها هر روز بیان شعار بدن اعصابتون خورد نمیشه ؟ فردا که یه نفر دیگه رئیس جمهور بشه شما میشی وزیر فرهنگ و ارشادش ، چرا من و ما باید هزینه وزیر شدن شما رو بدم ؟
اگر حقتون رو گرفتن یا مثل بیست سال گذشته سکوت کنید یا برید حقتون رو بگیرید . از پشت بوم دارید حق ما رو ضایع میکنید . کسی که ادعاش میشه بهتر از ایناس باید تو همه شرایط بهتر از اینا باشه . اگر قراره شما بیایید حکومت رو دستتون بگیرید که وای بر ما
سلام ….کاش اگر گاه کمی لطف بهم می کردیم …مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود….
ای کاش شمایی که با اسلام مخالفی ..نوشتم اسلام چون میدونم شما با اصل مخالفی نه با چیز های دیگه…ای کاش شما دشمن دانا بودی نه دوست نادان…یا علی
[...] منبع : وبلاگ مسیح علی نژاد ارسال شده توسط B B Filed in خبر Leave a Comment » [...]
با درود
اتاق فکر رهبری مجموعه ای از عده ای کوتاه فکر خود محورند. ماکیاولیسم قدرت چنان چشم و گوش آنها را زایل و کور کرده که چیزی بیش از نوک دماغ خود را نمی بینند. چنان در تبلیغات گوبلزی پیش رفته اند که برای آنها بزرگی دروغ یا برملا شدن آن مهم نیست بلکه اثرات موقت تبلیغات برای کاربرد نهایی حائز اهمیت است. فراموش کرده اید آوردن اسلحه و بافور به مدارس و نشان دادن به کودکان برای لو دادن افراد خانواده را.
شما خود روزنامه نگارید و از احوالات شریعتمداری اطلاع دارید و میدانید این عنصر برای بقا بر سر مقام خود از هیچ توهین و شرارت و بدنام کردن و زدن اتهامات و تنها به قاضی رفتن و یاوه های نوشتاری را در روزینامه کیهان رقم زدن ابایی ندارد. قاضی مرتضوی سادیست معروف نیز معرف حضور هستند و همچنین هاشمی تلویزیونی و خاتمی روضه خوان و جعفری و اژه ای و آقا مجتبی و مصطفی ….
همانگونه که گوبلز بدون هیتلر و بریا بدون استالین هیچ نبودند ، این طایفه قلاده بریده هم بدون خامنه ای پشه های مزاحم تابستانی نیز نیستند.
[...] منبع : وبلاگ مسیح علی نژاد ارسال شده توسط B B Filed in نقد، بررسی و دیدگاه Leave a Comment » [...]
سلام. من ایران نیستم. از چیزی که خوشحالم این هست که تعداد الله اکبر گویان اونقدر زیاد هست که بدون بلندگو هم بعضی ها رو شاکی کردن. این فریاد برای آزادی هست و شمایی که شعار نمیدی حمایتت میتونه اون آینده ای رو که اون بنده خدای الله اکبرگو دنبالش هست زودتر بیاره. اگرچه که حتی خودش هم به اون شعار اعتقاد نداشته باشه.
از روزی که خامنه ای از خطبه نماز جمعه استفاده کرد و دستور کشتار تظاهرات مسالمت آمیز مردم را صادر کرد، خدا شاهده، دائم دارم به این مسئله فکر می کنم.
آخه رابطه نیایش و دستور ریختن خون بیگناهان را چگونه می توان توجیه کرد؟ بویژه جوانانی که شاید نمی خواستن رای بدن و تحت تاثیر ما ها رفتند رای دادند. و وقتی دیدند رای گیری فقط یه بازی بوده و رئیس جمهور قبلا توسط خامنه ای انتخاب شده ، خب معلومه می ریزن تو خیابونا. حالا این آقا میاد و میگه رحم نکنید و بکشید. و مردم را با آن وضع فجیع کشتند و یا با چماق داغون کردند و کشتند
آیت الله خمینی در پاسخ پرسش هایی که از او درباره نظریه ولایت فقیه شده میگه، هیچ فقیهی بر فقیه دیگر ولایت ندارد. و هر فقیهی می تواند در منطقه و استان خود ولایت کند. حالا مجسم کنید اگر یک فقیه دیگر بخواهد در یک نماز جمعه دیگر دستور قتل طرفداران خامنه ای را صادر کند. ببینید کشور خواهد شد یک کشتارگاه.
به آقایان محمدرضا و یاشار و هرکس با این نظرات:
۱/آیا آن زمان که مردم در اعتراض به سلطنت شاه روی پشتبان ها الله اکبر می گفتند، حق دیگران ضایع می شد؟
۲/هدف من از مبارزه، مقاومت در برابر ظلم است و کسی به من برای الله اکبر گفتن وعده وزارت نداده.هدف من مبارزه علیه مزدوران و لجن پراکنان است.قرار نیست ما حکومت را در دست بگیریم.هدف ما روی کار آمدن کسی است که لیاقت آن را داشته باشد.
۳/افرادی که در جنگ تعداد بیشتری از دشمنان را کشته اند،اکنون نظامی های خبره ای هستند که باید برای تقویت قدرت دفاعی کشور استفاده شوند نه برای مدیریت اداره ها و بانک ها!
۴/تا کی می خواهی بشینی که سرنوشتت به دست دیگران رقم بخوره؟ شمایی که برای دفاغ از مردم بی دفاع فلسطین ندای شهادت سر میدهی،آیا زمانی که هم وطنانت به خاطر اعتراض های آرام به خاک و خون کشیده می شوند در خانه استراحت میکنی؟
۵/زمانی که انقلابیون، زمان شاه اعلامیه پخش می کردند و از هر فرصتی برای تظاهرات استفاده می کردند، باعث صلب آرامش مرفهان بی درد نمی شدند؟
۶/شمایی که به امر به معروف اعتقاد داری، چرا با تهییج افکار در راه مبارزه با ظلم مخالفی؟آیا نوشتن نظرات شخصی در این سایت باعث به هم زدن آرامش شما می شود؟نه دوست من، اشکال کار جای دیگری است.
۷/در زمان ریاست جمهوری قبلی کم هزینه پرداخت کردیم؟آیا حاضر نیستی برای بهتر شدن اوضاع صدای الله اکبر را تحمل کنی؟شمایی که ادعا می کنی با ندای آن سرمست می شوی؟
۸/وقتی با کوچکترین نوع اعراض آن هم نمادین اینگونه مخالفت میکنید، وقتی تجمع بالای ۳ نفر را با ضربه های چوب متفرق می کنید، انتظار داری چگونه حقمون رو بگیریم؟می دونم که دوست داری ساکت باشیم.
۹/آقا یاشر شما که تو هر سایتی سرک میکشی تا ببینی کی نظرش با تو فرق میکنه و بش اتهام بزنی و نابودش کنی، میشه “پنهانی” رو تعریف کنی؟
۱۰/جالبه شما دم از منطق می زنید وقتی به راحتی هر اتهامی رو به هرکس میزنید بدون اینکه حتی بشناسیدش،تحمل مخالف رو ندارین و جالبه که به کسی که میاد بهتون میگه آقا با تو مخالفم!به این آدم میگین منافق!!بعد خودتون با لباس و ظاهر مردم میرید قاطیشون تا جاسوسیشون رو کنید!آقا یاشر من تو رو نمیشناسم اما چند بار بت گفتم مزدور تا طعم تهمت زدن رو بچشی،بدون من روزی ۱۰۰ بار خودم رو میذارم جای شماها تا درکتون کنم و واقعاً درکت میکنم.اما تو نمی خوای ارزش خودت رو بدونی.
تا کی میخوای واسه احساس قدرت کردن هم سن و سال های خودت رو احمق فرض کنی؟
آرش جان من منظورت را نفهمیدم.خیلی گنگ نوشتی اصلا هدف معلوم نیست.اگه نظرت رو باز کنی ممنونت میشم
تصور کنید که یکی را گرفته اند و به جرم الله اکبر گفتن دارند مثل بقیه در زندان اوین شکنجه اش میکنند و اون هم داد میزند و التماس میکند: به خدا من الله اکبر نگفتم. منن غلط میکنم الله اکبر بگم. اصلا الله اصغر. اصلا من میرینم به الله. مرده شور این الله را ببرن که به شما گفت ظلم کردن و به زور اسلام را به دیگران تحمیل کردن دستور خداست. این الله دیگه کیه که گفته والاترین هدف یک انسان باید جهاد باشه یعنی حمله به دیگر ملتهاو کشتار مردم و غارتشان و زنا با زنانشان؟ من غلط میکنم بگم الله اکبر . الله یعنی شیطان. من دیگه نمیگم. غلط کردم…!
فراموش نکنیم که استفاده از همسایه بر علیه همسایه را اول بار خود شخص خمینی و در به اصطلاح اولین بهار ازادی سرداد و از مردم خواست که بر علیه یکدیگر به جاسوسی بنشینند.
خانم علی نژاد
سلام .نمی دانم در ایران هستید یا رفتید.
احساسم این است که رفتید.
چند سال از شما دارم لطف کنید جوابش را به من بدهید .
۱- ایران ۳۰ استان دارد و هر استان تعدادی شهرستان – بخش – روستا – دهستان آیا ما که انجا هستیم ادم هستیم یا نه ؟
۲- تهران در روز حدود ۱۵ میلیون نفر و در شب حدود هفت میلیون نفر جمعیت دارد.
آیا نه یک نفر نه صد نفر نه هزار نفر شما بگید یک صد هزار نفر اگر الله اکبر بگویند شما ما بقی را نمی بینید/.
۳- خانم علی نژاد انصاف خوب چیزی هستا.
۴- خانم اگر اون طرف هستی حق داری . اقوام به ما هم که زنگ می زنند فکر می کنند خبری اینجا . گفتیم بابا اینجا خبری نیست . تو تهرون اون هم چند خیابان – تو شیراز ان هم فقط یک خیابان – اصفهان اعتراض دارند. چند نفر نمی دانم .
توی کوچه ما وقتی که داشتیم الله اکبر می گفتیم یکنفر نعره زنان گفت زهرماراگر مردید بیایید توی کوچه داد بزنید نه بالا پشت بامها و من هم می گویم اگر شماها مردید خشونت بخرج ندهید تا ۶ میلیون نفر بریزند تو خیابان و کار را تمام کنند و ابلیس را بیرون برانند. الله اکبر الله اکبر الله اکبر الله اکبر الله اکبر هر شب ۱۰ شب به کوری چشم کوتوله ها و دیکتاتورها الله اکبر الله اکبر الله اکبر الله اکبر الله اکبر الله اکبر
به تمام خانمهایی که موقع کتک خوردن از شوهر معتاد و دیوانه داد میکشند: مگر خجالت نمیکشید که مزاحم آرامش مردم میشوید؟ چرا داد میزنید؟ چرا آبروی خودتان و خانواده تان را میبرید؟ جلوی دیگران زشته. آدم باید درد رو تحمل کنه که صداش درنیاد و بزاره شوهرش هر چی میخواد تریاک بکشه و هرویین بکشه و کتکش بزنه و همه درآمدشو دود کنه. مگه توی کشور دادگاه نیست؟! مگه جایی نیست که به دادتون برسه؟ تا دلتون بخواد دادگاه هست و مراجع قضایی که مشکلتون رو به راحتی حل میکنند. به جای مزاحمت ایجاد کردن برای همسایه ها بروید دادگاه و مشکلتون رو بگین. سریعا رسیدگی میشه و اگه هم به زندونتون بیندازن همون بهتر که توی زندون داد بکشید و زار بزنید. حداقل آبروی ملت رو جلوی بیگانگان نمیبرید و با گریه و زاری مزاحم مردم نمیشید!
وقت تصمیم شجاعانه است نه عافیت طلبی سیاسی!
پاسخ کوتاه به عباس عبدی در نوشته “نگاهی ابتدایی به وضع موجود”:
۱) شرایط سخت این روزها برای من خارج نشین قابل درک است. اما نباید ضعف نشان داد. این را در لحن شما و هم در مصاحبه دیروز آقای کرباسچی با رادیو زمانه می توان حس کرد. مواظب باشید انتقاد بی کفایتی که درباره اصلاح طلبان مطرح کردید به تیم آقای کروبی برنگردد!
۲) همه آمدیم تا از راه انتخابات و بطور مسالمت آمیز دولتی غیر از دولت احمدی نژاد داشته باشیم. اگر چه به آرای ملت خیانتی بس بزرگ شد، ولی موجب این جنبش سترگ مردمی گردید که فرصت طلایی تاریخی را برای تغییرات به وجود آورده است. اگر حریف بس غدار است و بیرحم و دیوانه، ولی حالا دنیا حقیقتا با ماست. دولت کشورهای پیشرفته هم نگران حاکمیت خالص طالبانی در ایران و تبعات خارجی آن هستند.
۳) وقت جلوگیری از واریز دلارهای نفتی به حساب دولت کودتاست. وقت گرفتن گلوی رانت خواران نفت است از طریق یک مانور ماهرانه رهبران جنبش در رابطه با کشورهای پیشرفته (غرب). باید تصمیم استراتژیک گرفت و با دنیای پیشرفته که بیزار از احمدی نژاد ها و در واهمه از آینده طالبانی ایران است، به نوعی گفتگو کرد.
۴) البته باید هرچه زودتر تکلیف (تشکیلاتی) جبهه ای فراگیر برای ادامه مبارزه را روشن کرد. جبهه ای که بتواند همه نیروهای دمکراسی خواه را زیر عنوان “برگزاری انتخابات آزاد در ایران” علیه احمدی نژاد و حامیانش متحد کند. همچنین تشکیلات خارج از کشور آن معرفی گردد.
۵) وقت تصمیم شجاعانه است نه عافیت طلبی سیاسی. اگر لازم شد باید آقای موسوی یا کروبی یا خاتمی یا دیگری قربانی سیاسی این اقدام ملی برای رهایی کشور شود. و گرنه این فرصت تاریخی از دست خواهد رفت. در نتیجه در فضای رادیکال جهل و جنون و جنایت، مسلما خون های بیشتری ریخته خواهد شد و طالبان ایران رسما ظهور خواهد کرد.
۶) به گمان من اشتباه بزرگ همانا آن خواهد بود که “همه” تلاش ها صرفا به سمت آزادی زندانیان اخیر معطوف شود. این هدفی است که کودتاچیان دنبال می کنند. جدا باید هشیار بود و در این “تله” نیفتاد. نقش پیگیری وضعیت و آزادی این اسیران سرفراز را به آقای هاشمی بسپارید، بلکه از بیکاری و عذاب وجدان وی اندکی کاسته شود.
می بخشیم!
خطاب به مینا:
خانم محترم؛ اولا بحث انتخابات دیگه قدیمی شده چون همه میدونند که یک دروغ بزرگ بوده و خامنه ای که حالا خودشو خدا میدونه مشروعش کرده نه ملت.
دوما میگید تهران تعداد کمی شعار میدن و شما جز اکثریت هستید..بر فرض محال که درست بگید پس چرا دست به کشت و کشتار مردم می زنید؟ چرا تلفن ها رو قطع میکنید؟ چرا ماهواره ها رو جمع میکنید؟
مگه تو خواهر و برادر نداری؟؟؟ کوری و نمیبینی خون نوابغ مملکت رو روی آسفالت خیابونها؟؟ به چه جرمی؟ چون فقط تظاهرات آرام داشتند؟ چون خواستند به حقوقشون رسیدگی بشه؟؟؟
شما می ترسید…از آگاهی مردم..از شعور مردم و فکر میکنید برای همیشه با زور اسلحه میتونید مردم رو خفه کنید.
والا تو هیچ کشور قانونمندی مردم رو تو خیابون نمی کشند و به خانه های مردم حمله نمی کنند و بعد اظهار بی اطلاعی کنند.
خانم مینا ارزو میکنم برادر تو جای برادر من کشته میشد و حالت رو می پرسیدم…دلم میخواد خیلی بد و بیراه بارت کنم حیف نون…