• خانه
  • تماس

وقتی کیفرخواست دادستان، وبلاگ نوشته های حسین درخشان است

نمایش اعترافات  زندانیان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران در بیدادگاه های انقلاب اسلامی نمایش کهنه و دل آزاری است که تازگی ندارد بر عکس آنچه می تواند تازگی داشته باشد،  نا امیدی ما از روند مضحکی است که همه منتظرش بودیم.

روزگاری در  فضای اینترنتی کسی به نام حسین درخشان گاهی به سرش می زد  برای شهرت و شیرین عقلی خودش چیزکی بنویسد و فعالین سیاسی را به اسراییل و صهیونیست و همه براندازان عالم وصل کند.  بعد هم با افتخار به ایران برگشت و رسما هم اعلام کرد که مدافع سرسخت احمدی نژاد خواهد بود  حالا دادگاهی برگزار می شود برای رییس جمهور ساختن احمدی نژاد و متنی به عنوان کیفرخواست خوانده می شود که انگار آقای دادستان دارد متن همان وبلاگ نویس یا نوشته های پیام فضلی نژاد را می خواند. اکثریت فعالین حوزه زنان و رسانه و سیاست به اندازه خودشان از زبان تلخی های سطحی و مبتذل حسین درخشان بهره برده اند و حالا دادگاهی بدون حضور هیات منصفه و رسانه آزاد برگزار می شود و مطالب آشنای یک وبلاگ نویس می شود متن کیفر خواست. آن زمان هم مطالب و اتهامات سخیف و سطحی درخشان خشم در فضای اینترنتی بر می انگیخت و این روزها همان شیوه در مدلی بزرگتر در پیش گرفته شد تا همان خشم در کادری بزرگتر به جامعه منتقل شود.

به گمانم وقتی کیفرخواست دادستان علیه زندانیان، وبلاگ نوشته های قدیمی یکی مثل حسین درخشان است ، آنگاه متن اعتراف هم می شود دست نوشته های یکی مثل حسین شریعتمداری در کیهان.  یعنی سقوط  یک دادگاه در حد درگیری های مبتذل یک وبلاگ وو یک روزنامه . به جای استدلال همان اتهامات را نثار زندانیان سیاسی می کنند. به جای نا امیدی و خشمگینی باید به اوج ابتذال و سطحی نگری آنان که با دست خودشان، خودشان را روز به روز بی آبرو تر می کنند پی برد و برای شقه شقه  نشدن جامعه معترضان راهی اندیشید.

به  کیفرخواست نگاه کنید اگر چه معاون دادستان عمومی و انقلاب تهران به نمایندگی از مدعی العموم می گوید اینها اعترافات یک جاسوس بازداشت شده است که برای آشوب در انتخابات به تازگی به ایران آمده است اما برای فعالین سیاسی و رسانه ای این حرف ها اعترافات یک فرد بازداشت شده در زندان نیست بلکه سخنان مبتذل یک آدم ساده لوح در روزهای پیش از زندان است که در اوج آزادی همین متن بلند و بالای شما را هر روز در فضای اینترنتی منتشر می کرد.

بخوانید این بخش از کیفرخواست را :

از سالها پیش بنیادها و مؤسسات متعددی توسط سرویسهای جاسوسی ودیگر نهادهای حکومتی کشورهای غربی به ویژه آمریکا به وجود آمده که طبق یک تقسیم کار سازمانی و متمرکز مأموریتهای مختلفی را با هدف مشترک در اجرای پروژه کودتای مخملی به عهده گرفته اند. مهمترین این مؤسسات و بنیادها عبارتند از بنیاد سوروس(OSI) ، بنیاد راکی فِلِر ، بنیاد فورد، بنیاد جرمن مارشال فایند، خانه آزادی، شورای روابطخارجیآمریکا، انجمن سیاست خارجی آلمان ومرکز مطالعات دموکراسی انگلیس.
در تبیین بیشتر این موضوع لازم است به اظهارات یک جاسوس که هم اکنون در بازداشت به سر می برد و با هدف ایفای نقش درانتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به ایران بازگشته بود، اشاره شود.
وی می گوید: “در سفری که به اسرائیل داشتم با موسسه ای به نام مِمری آشنا شدم که متعلق به کشور آمریکاست ولی در اسرائیل مستقر می باشد و کارش در زمینه مطالعات رسانه ای خاورمیانه است. تلاش این موسسه مبارزه با فعالیت های ضد اسرائیلی است که در دیگر کشورها صورت می گیرد. این موسسه پروژه ای را دنبال می کند که هدف آن حمایت از اصلاح طلبان دنیای اسلام از جمله ایران است. مسئول این پروژه یکی از افسران قدیمی اطلاعات ارتش اسرائیل است که من با او دیداری داشتم. او در این دیدار به من گفت هدف ما این است که تفکراتی مانند تفکرات عبدالکریم سروش را در ایران پرورش و ترویج دهیم. ”

این جاسوس ادامه می دهد: “یکی دیگر از موسسات فعال در حوزه ایران موسسه هلندی هیفُوس است که من ملاقات هایی هم با مسئولین این موسسه داشتم. این موسسه ارتباط خوبی با موسسات و NGOهای داخل ایران دارد و حتی مبلغ ۱۰ میلیون یورو در پایان ریاست جمهوری خاتمی در ایران هزینه کرده که بیشتر آن به جنبش زنان داده شده است. موسسه هیفوس بودجه خود را از طریق رشوه از شرکت های نفتی هلندی که می خواهند از پرداخت مالیات فرار کنند. به دست می آورد. ”

نامبرده در مورد نقش پایگاه رادیویی اروپای آزاد می گوید: “پایگاه رادیویی اروپای آزاد که مانند خیلی از موسسات براندازی نرم از زمان جنگ سرد کار خود را آغاز کرده و به سازمان سیا متصل است، زمان جنگ سرد آمریکایی ها برای اینکه به شوروی فشار بیاورند از پوشش های فرهنگی- سیاسی و رسانه ای و از نامهای زیبایی چون دموکراسی، آزادی و حقوق بشر استفاده کردند و خیلی از موسساتی که در حال حاضر فعالیت می کنند، در زمینه براندازی نرم، بازمانده از آن زمان هستند که رادیو اروپای آزاد هم از این دسته است. بخش فارسی این رادیو به نام رادیو فردا فعالیت می کند. این رادیو بیشتر اعتراضاتی که در ایران رخ می دهد را پوشش می دهد و به شدت بزرگنمایی می کند. ”

این جاسوس در ادامه به یکی دیگر از موسسات براندازی نرم به نام “بِرِکمَن ” اشاره می کند و میگوید: “پروژه گِلُوبال وُیسِز یا همان صداهای جهانی زیر نظر مجموعه ای به نام مرکز برکمن در دانشگاه هاروارد انجام می گیرد. این پروژه از سال ۲۰۰۴ آغاز شده و من در اولین جلسه آن در هاروارد شرکت کرده ام. هدف این پروژه تمرکز بر تمام بلاگرهای دنیا به خصوص کشورهای مخالف آمریکا از جمله ایران است تا بتوانند به هدف خود که ایجاد جنگ روانی در این کشورها است برسند.
منابع مالی این پروژه را بنیاد سُورُوس (OSI) تأمین می کند که به اکثر موسسات غیردولتی در دنیا کمک مالی می دهد. مدیر این پروژه فردی به نام “اتان زوکِرمَن ” است. او یک آمریکایی است که قبلا در بنیاد سوروس فعالیت داشته، او بر روی استفاده از اینترنت برای براندازی نرم در کشورهای مختلف خیلی کار کرده و با نهادهای اطلاعاتی امنیتی آمریکا نیز رابطه دارد. ”
وی چنین ادامه می دهد: “مرکز برکمن توسط شخصی به نام “جان پالْفِری ” اداره می شود که خودش مدعی بود دایی او کِرمیت روزولت کودتای ۲۸ مرداد را مدیریت کرده است. ”

نامبرده در اشاره به نقش آمریکا در طرح براندازی نرم می افزاید: “آمریکا برای طرح براندازی نرم از تئوریسین های مختلف از جمله “جین شارپ ” که ۵۰ سال از عمر خود را در موسسه اش صرف کرده تا طرح استفاده از نقاط ضعف حکومت ها برای براندازی نرم را شناسایی کند، استفاده میکند. در وب سایت این موسسه متون و روش مبارزه مسالمت آمیز شاید به ۲۰ الی ۳۰ زبان زنده دنیا آموزش داده شده است. البته این زبانها آلمانی، فرانسوی و یا اسپانیایی نیست بلکه به زبانهای برمه ای، چینی، عربی، فارسی و … است که آمریکا دوست دارد در کشورهایی که به این زبانها گویش دارند انقلاب نرم صورت بگیرد.
افراد دیگری مانند “مارک پالمر ” رئیس موسسه “کُنُوس ” نیز در مورد ایران خیلی تحقیق کرده اند. آنها حتی ۲- ۳ سال پیش کلاس هایی را تشکیل دادند و یکسری از فعالان ۲ خردادی مانند عماد باقی را دعوت کرده و دوره های براندازی نرم را به آنها آموزش دادند. ”

ریاست محترم دادگاه
تا کنون پروژه کودتای مخملی در چند کشور به مورد اجرا گذارده شده که اکثراً با موفقیت انجام شده امّا در مواردی هم ناکام مانده است. ازجمله کشورهایی که کودتای مخملی در آنها با موفقیت اجرا شده عبارت است از گرجستان ، لهستان ، چک ، کرواسی ، صربستان ، اوکراین وقرقیزستان ، دراکثر این کشورها کودتای مخملی در بستر یک انتخابات شکل گرفته ومشابهت های فراوانی با پروژه شکست خوردهکودتای مخملی ایران که به بهانه انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری مرحله پایانی آن کلید خورد داشته اند البته این توطئه با هوشیاری مردم بیدار و همیشه در صحنه و برخورد قاطع و به موقع دستگاه های انتظامی و امنیتی مقتدر کشورمان سرکوب گردید.

جاسوس بازداشت شده در پاسخ این سؤال که آمریکا برای براندازی نرم در ایران از چه مدلی استفاده کرده گفت: “این مدل مبتنی بر انتخابات است وزمان آغاز آن حداقل ۲ سال قبل از برگزاری یک انتخابات شروع می شود .آنها ابتداء شروع به برنامه ریزی کرده ونامزد مورد نظر خودشان را انتخاب میکنند بطور نمونه آقای ساکاشویلی- رئیس جمهور فعلی گرجستان -کسی نیست که یک شبه در دنیای سیاست سبز شده باشد این فردبورسیه “فول برایت ” متعلق به وزارت خارجه آمریکاست. او سالها در این کشور تحصیل کرده وبرای این روزها تربیت شده است .پس از تعیین نامزد مورد نظر به شدت روی او سرمایه گذاری اجتماعی می کنند. به این صورت که افراد طرفدار آن نامزد به آموزش مردم به صورت شبکه ای – مدل تجاری ، گلدکوئیستی – می پردازند که روش ثابت برای یارگیری در کمپین هاست . بعد از این مرحله سمبل ونماد گرافیکی ورنگی برای این نامزد انتخاب می کنند وشروع به آماده سازی افکار عمومی جهت رأی دادن به نامزدشان می کنند. از طرف دیگر قبل از انتخابات خودشان را آماده می کنند تا اگر انتخابات را واگذار کردند شروع به تشکیک در انتخابات کنند واعلام نمایند که تقلب صورت گرفته است واصل مشروعیت حاکمیت را زیر سؤال می برند وشروع به اعتصاب می کنند ودر نهایت انتخابات را ابطال کرده ویا مجدد با نظارت ناظران خارجی انتخابات را برگزار می کنند که در نهایت نامزد مورد نظرشان پیروز می شود. ”

نامبرده ادامه می دهد: “این فرایند در کشورهای گرجستان ، صربستان ، اوکراین وکرواسی انجام شده وبه نتیجه هم رسیده است. نکته قابل توجه اینکه همان متون آموزشی که در صربستان مورد استفاده قرار گرفته به فارسی ترجمه شده وبا تغییرات کمی در ایران مورد استفاده قرار گرفته است. این موارد بستگی به آداب ورسوم ، فرهنگ ومذهب جامعه دارد. مهمترین عوامل اجرایی این انقلاب جوانان هستند که سرمایه گذاری خوبی بر روی آنها صورت می گیرد .بر روی انرژی جوانان حساب می شود. زیراآنان تنها افرادی هستند که ۲تا۳ ماه از زندگی خود را بدون پول ، وقف انتخابات می کنند. ”

وی چنین می افزاید: “کودتای مخملی ایران خیلی شبیه انقلاب مخملی صربستان است ، در آن کشور گروهی بنام “اُوتْ پُور ” “OUTPOR ” که گروهی دانشجو بودند ابتداء شروع به عضو گیری کردند که شباهت زیادی به موج سبز در ایران داشت. در جزوه آموزشی که بر روی سایت آلبرت انیشتاین قرار گرفته نکته ای به نام “موقعیت دشوار ” وجود دارد که از مهمترین روشهای استراتژیک است و حکومتها را در شرایطی قرار می دهد که نتوانند با معترضین برخورد کنند. در این نکته آمده که اعتراضات باید زیر پوشش عادتهای مذهبی قرار بگیرد وحرکاتی مانند پیاده روی در خیابان را انجام دهید که هیچ دولتی نمی تواند از آن جلوگیری نماید. در انتهای این جزوه آموزشی اشارهای به چند حلقه فیلم آموزشی شده که پیرامون انقلاب صربستان است. و حتی فیلم ها به زبان فارسی دوبله شده و بر روی وب سایت ها قرار گرفته است.

جزوه دیگری نیز وجود دارد که در مورد نحوه تسخیر مکانها و ساختمان های حساس شهر است و در آن آموزش می دهد که گروه های معترض چگونه بتوانند مراکز مهم را تصرف کنند. لازم است در اینجا به نکته مهمی در محضر دادگاه اشاره نمایم و آن این است که فیلم آموزش کودتای مخملی صربستان که به فارسی ترجمه گردیده توسط فردی به نام نادر صدیقی ویراستاری و باصدای وی روایت شده است. این فرد کسی است که اولین بار آقای کیان تاج بخش را به آقایان حجاریان و تاج زاده معرفی می نماید. آقای تاج بخش در مورد نقش آقای نادر صدیقی می گوید: “نقش آقای نادر صدیقی و اینکه چه کسی مرا به او معرفی کرده و او به سفارش چه کسی مسئول وصل من به آقای حجاریان و تاج زاده گردیده برایم گنگ است. “در حال حاضر نامبرده متواری می باشد.

این جاسوس بازداشت شده که بنا به دلایل امنیتی فعلا از اعلان نام وی معذوریم معتقد است براندازی نرم یا همان کودتای مخملی دارای سه بازوی فکری، رسانهای و اجرایی است و تصریح می کند: “هر کدام از بازوهای کودتای مخملی با تعدادی از موسسات و بنیادهای آمریکایی ارتباط دارند و در واقع نوعی تقسیم کار صورت پذیرفته است. ”

او در این رابطه می گوید: “در مثلث براندازی (بازوی فکری، بازوی رسانه ای و بازوی اجرایی) هر کدام از موسسات آمریکایی فعالیت خاصی را انجام می دهند که در ایران نیز یکسری افراد با آنها همکاری دارند. مهمترین آنها موسسه ای است به نام “هوفر ” که زیر نظر دانشگاه استن فورد و در زمان جنگ سرد تشکیل شده است.

این موسسه پروژه ای به نام “دموکراسی در ایران ” را در دستور کار قرار داده که زیر نظر سه عنصر امنیتی به نام های: عباس میلانی، لِری دایمِند و مایکل مک فور اداره می شود.

عباس میلانی در زمان محمدرضا پهلوی به دلیل فعالیت در گروه های چپ دستگیر می شود. او بعدها به یک سلطنت طلب دو آتیشه تبدیل می شود به طوری که پس از انقلاب یکی- دو سال در ایران زندگی می کند اما پس از چندی کشور را به مقصد آمریکا ترک و در آنجا کتابهای متعددی را به نگارش در می آورد و در این کتابها از دستاوردهای رژیم پهلوی تقدیر می کند. او کم کم به یکی از رهبران اپوزیسیون تبدیل شد که با دیگر رهبران این جریان یک تفاوت عمده داشت و آن رابطه با عناصر اصلاح طلب داخلی بود. ”

این جاسوس بازداشت شده می افزاید: “پروژه “دمکراسی در ایران ” پیرامون فرهنگ عامه مردم ایران مانند موسیقی، وبلاگها و مسائل جنسی کار می کند. بخش دانشجویی این موسسه بسیار فعال است و افرادی مانند خانم حقیقت جو، آرش نراقی (از حلقه کیان و نزدیک به سروش) در کنفرانس های آنها سخنرانی می کنند. در داخل ایران نیز افرادی که به حزب کارگزاران سازندگی نزدیک هستند با این موسسه همکاری دارند. به طور نمونه عطریانفر در هر مجله یا روزنامه ای که کار می کند از عباس میلانی تحت پوشش یک تاریخ نگار مصاحبه می کند. اهمیت عباس میلانی برای “سیا ” از رضا پهلوی هم بیشتر است زیرا او با اصلاح طلبان رابطه خوبی دارد و حتی تمام هزینه های مالی اکبر گنجی در خارج از کشور را نیز او تأمین می کند. ”

بازوهای کودتای مخملی در ایران
جاسوس مذکور در مورد بازوهای کودتای مخملی در ایران می گوید: “مدلی که در ایران طراحی شده مانند دیگر کشورها دارای سه بازوی فکری، اجرایی و رسانه ای است هر کدام از این بازوها دارای زیرمجموعه های فعالی می باشند که به طور مثال بازوی فکری دارای زیر مجمه های روشنفکری مذهبی، روشنفکری سکولار، سرمایه داری، سیاست خارجی، ادبیات و … می باشد که در هر کدام از این موارد موسساتی در خارج و داخل ایران هستند که به صورت فعال نقش دارند.

بازوی اجرایی این پروژه یعنی کودتای مخملی دارای شش زیرمجموعه می باشد.
۱- زیرمجموعه زنان که از چند طیف تشکیل شده است. مهمترین لیدرهای این طیف خانم شادی صدر و خانم شیرین عبادی هستند. این طیف ها بیشتر با NGOهای هلندی در تماس هستند که هزینه های این گروه ها و کمپین ها را پرداخت می کنند.
طیف دیگری به مسئولیت پروین اردلان- دختر علی اردلان از رهبران جبهه ملی- فعالیت می کند. طیف نوشین همدانی خراسانی که تمایلات چپ دارند از جمله این طیفها هستند.

۲- زیرمجموعه قومی- نژادی، بیشتر امور این کار در طیف شیرین عبادی صورت می گیرد. او با اینکه در زمینه حقوق بشر فعالیت می کند اما رگه های قومی-نژادی در آن وجود دارد. گروه های ملی- مذهبی نیز در این زمینه متمرکز هستند.

۳- زیرمجموعه حقوق بشر، مهمترین چماقی که آمریکا برای رویارویی با مخالفان خود استفاده می کند حقوق بشر است. در این زیرمجموعه چند طیف وجود دارد که این بار نیز طیف شیرین عبادی از فعالان این عرصه هستند. هادی قائمی که از عناصر فعال و امنیتی در آمریکاست از حامیان خارجی این طیف می باشد. او مدتی است که رئیس بخش ایران در سازمان صهیونیستی “دیده بان حقوق بشر ” بوده و با بودجه ۱۵ میلیون یورویی هلند موسسه ای را راه اندازی کرده که تمرکزش فقط حقوق بشر در ایران است.

۴- زیرمجموعه کارگری؛ اگر به یاد داشته باشید در سال های گذشته سندیکای اتوبوسرانی اعتصابی را ایجاد کرده بود که رهبری آن را فردی به نام منصور اُصانلّو برعهده داشت. این جالب است که افرادی به دلایل مختلف از جمله عقب افتادگی دستمزد خود دست به اعتصاب می زنند اما حواسشان نیست که موسسات برانداز در آمریکا مانند NED، صندوق مالی و دموکراسی و … به صورت آشکار به موسسات دیگر چندین میلیون دلار پول می دهند تا به سندیکاهای کارگری در ایران کمک شود. تمامی اسناد این کمک ها در وب سایت سازمان NED موجود است. علت دسترسی آسان به این اسناد را می توان تظاهرسازی دانست.
خیلی از افراد معتقدند که اینها چون مخفی کاری انجام نمی دهند پس به دنبال مطلب و مسأله خاصی نیستند.

۵- NGOها؛ این زیرمجموعه در دوره دولت اصلاحات از اهمیت خاصی برخوردار شد. غرب به این نتیجه رسیده بود که باید NGOها در ایران گسترش پیدا کنند و به دنبال این بود که ضعف آنان از نظر منابع انسانی، مالی و مدیریتی نیز تأمین شود. به همین دلیل موسساتی تأسیس شد که بیشتر آن در هلند بود. وظیفه این موسسات این بود که به NGOهای ایرانی خدمات آموزش پرسنل، آموزش جمع آوری پول از خارج کشور و … را بدهند. دو NGO برجسته در کشور با نامهای کُنشگران به مدیریت سهراب رزاقی (مدیر NGOها در وزارت کشور دوره اصلاحات) که مبلغ دو میلیون یورو بودجه از موسسات هلندی دریافت کرد و موسسه همیاران با مدیریت باقر نمازی، موسسه همیاران بعد از زلزله بم در سال ۲۰۰۳ میلادی یکسری کلاس های آموزشی با عنوان جذب پول از خارج کشور در تهران برگزار کرد که مدرسان آن افرادی همچون هادی قائمی بودند که سابقه صهیونیستی و امنیتی دارند.

۶- زیرمجموعه دانشجویی؛ اوج فعالیت زیرمجموعه دانشجویی در جریان ۱۸ تیر ۷۸ بود که البته مدتی بعد از آن نیز تضعیف شد. اما با گذشت زمان شاخه دانشجویی با مرکزیت دفتر تحکیم وحدت طیف علامه و شاخه های مرتبط با آن نقش جدی در بازوی اجرایی براندازی ایفا کرد. دادگاه آغاجری، نامه به کوفی عنان، تحریم انتخابات و … از جمله فعالیت های این زیرمجموعه بوده است. رفتن افرادی همچون محسن سازگارا، عطری، علی افشاری و رضا دلبری به آمریکا و شاغل شدن این افراد در موسساتی که کار آنها براندازی نظام جمهوری اسلامی است می تواند بهترین مستند برای همکاری این زیرمجموعه با پروژه کودتای مخملی در ایران دانست. ”

بازوهای فکری پروژه کودتای مخملی در ایران
این جاسوس سیا در این باره می گوید: “این بازو ازاهمیت بالایی برخوردار است و شاید بتوان گفت قبل از هر مسأله ای کار فکری شروع می شود و سالها طول می کشد که دیگر بازوها (اجرایی و رسانه ای) به کار بیفتد.
بازوی فکری در ایران از سال های خیلی دور یعنی از اواسط جنگ آغاز شد در همین راستا یک تفکر روشنفکری جدید از میان نیروهای مسلمان بیرون می آید که رهبری آن به عهده عبدالکریم سروش و مجله کیهان فرهنگی است (در آن زمان مدیریت مجموعه کیهان با سید محمد خاتمی بود.)
مقالاتی که سروش در این مجله به نگارش در می آورد موضوعات خاصی را در پی داشت به طور نمونه سروش در اولین مقالات خود این موضوع را انتخاب می کند که چیزی به عنوان غرب وجود ندارد که بخواهیم در مورد غرب زدگی صحبت کنیم و اینگونه مبارزه با غرب زدگی را که یکی از گفتمان های مهم انقلاب بود زیر سئوال می برد. آنها زیر پایه های فرهنگی انقلاب را آرام آرام هدف گرفته و از میان می بردند. از همان زمان یک تیپ نوچه پروری و استبداد فکری در بحث تفکرشان مطرح بود که آن را پنهان نگه می داشتند. اگر ما فرض کنیم که غرب و استبداد وجود ندارد دیگر شعارهای انقلاب از قبیل استقلال و آزادی معنا پیدا نمی کند.
این روند ادامه یافته و یک به یک پایه های تفکر امام را می زند پایه هائی مثل وحدت دیانت و سیاست، ولایت فقیه، و بدینسان زمینه برای غربی شدن و آمریکایی شدن را فراهم نمودند. ”
وی در ادامه می گوید: “افراد دیگری مانند سریع القلم، ناصر هادیان و هادی سمتی با تفکرات خاصی شروع به تئوری سازی در زمینه تأمین منافع آمریکا در ایران کردند. آنها موضوعاتی مانند انرژی اتمی و موشکی، حمایت از لبنان و فلسطین را آرام آرام مورد هجوم قرار می دادند. این تئوری ها در مراکز تحقیقاتی مختلفی در دولت اصلاحات پرداخته شد و در مطبوعات به صورت گسترده در جامعه پخش می شد.

۱۰ مرداد ۸۸ | گاه نویس

۲۱ نظر برای “وقتی کیفرخواست دادستان، وبلاگ نوشته های حسین درخشان است”

  1. randeh ۱۰م مرداد ۱۳۸۸ ، ۸:۴۷ ق.ظ

    http://balatarin.com/permlink/2009/8/1/1683323

    این را بخونید ، با مدرک و دلیل نشون دادم که متن کیفر خواست ، خلاصه ای از پستهای دو سال گذشته حسین درخشان هست

  2. jodi ۱۰م مرداد ۱۳۸۸ ، ۹:۴۴ ق.ظ

    عجب نامردی بوده این حسین درخشان!
    کیهان و پیام ضلی نژاد هم فراموش نشن.
    من چند وقت پیش تو سپاه دیدم که کتاب شوالیه های ناتو فرهنگی رو برای مسابقه به خورد شون می دادن.

  3. کیانوش ۱۰م مرداد ۱۳۸۸ ، ۱۰:۵۸ ق.ظ

    درمورد حسین درخشان با لفظ«ساده لوح»موافقم اما با این فرضیه که حسین درخشان به دلخواه خود و با کمال میل درحال همکاری با کودتاچیان است موافق نیستم چون او هم می تواند قربانی ساده لوحی خود شده باشد.این استدلال شما تنها زمانی قابل قبول است که او را با فراغ بال در حال همکاری با این رسانه های کودتاچی و دولت کودتا ببینیم.به هرحال تا زمان روشن شدن کامل این مساله نباید حتی به امثال درخشان هم نادانسته وبی سند و مدرک تاخت چرا که هیچ چیز ثابت نشده وهنوز زمان لازم است تا همه جوانب مساله روشن شود . همونطور که گفتم درخشان هم می تواند قربانی ساده باوری و خوش خیالی های خود شده باشد و با توجه به این که این کودتا را امری سازمان یافته طی ماه های قبل ازانتخابات نمی دانم و فکر می کنم بعد از شمارش رای ها و به شکل ضربتی انجام شده،پس معتقدم نمی توان درخشان را «فراخوانده شده» از خارج به این پروژه کودتا معرفی کرد که قرار بوده به عنوان یک مهره حالا مورد استفاده ابزاری قرار بگیرد.استفاده نعل به نعل از مطالب درخشان یا مطالبی شبیه به مطالب وبلاگ او هم نمی تواند موید این مساله باشد.تنها نکته ای که می توان دراینباره گفت این است که این یک محکمه فرمایشی است که از هیچ قاعده اخلاقی پیروی نمی کند وبنابراین همه اسباب و تمهیدات به کار گرفته در آن نیز فاقد ارزش های عینی اخلاقی وبرای انحراف افکار عمومی،ایجاد تردید،وبه چالش درانداختن افکار مخالفان انتخابات است.

  4. alireza ۱۰م مرداد ۱۳۸۸ ، ۱۱:۰۱ ق.ظ

    lol

  5. سینا ۱۰م مرداد ۱۳۸۸ ، ۱۱:۰۹ ق.ظ

    مالیخولیا میدانی چیه خواهر، ها همینه دیگه. این بدبختا مریضن باید بفرستیمشون مریضخونه پیش حکیم ، دوا درمونشون کنیم. دلم سوخت واسشون. زن و بچه های اینا چی میکشن. خدا خودش همرو شفا بده.

  6. پوزیترون ۱۰م مرداد ۱۳۸۸ ، ۲:۴۵ ب.ظ

    خانم علی نژاد عزیز، من آقای حسین درخشان و کارهای دو سال اخیرش را تایید نمی کنم، همان طور که برایش به خاطر نقشی که در گسترش رسانه های فارسی زبان داشت احترام قائل هستم، و البته این باعث نمی شود چشم بر روی جنبه های دیگرش ببندم… همه مان خوبی و بدی را با هم داریم. اما یک نکته را فراموش نکنیم، نکته ای که اتفاقا همین روزهای اخیر نیک آهنگ عزیز در وبلاگش نوشته است، اساس روزنامه نگاری بر بی طرفی است، و حتی اگر فرض بگیریم این جا یک فضای شخصی است و قرار است عقاید شخصی تان باشد، که بسیار محترم است، فراموش نکنیم نوع رفتارمان مثل آنهایی نباشد که زیر سوال می بریم و فقط حرف ها و جبه اش عوض شده باشد… بگذارید کمی با کسانی که نقدشان می کنیم و به خاطر گرفتن آزادی های بیانمان و محکوم کردن عقایدمان مخالفشان هستیم تفاوت داشته باشیم.

    شاد باشید.
    ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
    دوست عزیز من هیچ مشکل شخصی با ایشان ندارم و از قضا نگران خودش هم هستم که با ساده لوحی هم خودش در بند شد و هم دیگران را به باد می دهد

  7. میترا روشن ۱۰م مرداد ۱۳۸۸ ، ۵:۵۹ ب.ظ

    من فکر میکنم مشکل ما نه با افراد، بلکه با یک تفکر سیاه و احمقانه است. متاسفانه این نگاه سیاه و پلیسی-جاسوسی به مسائل و پدیده ها فقط مال این آقایان نیست. خیلی از ایرانیها و دیگر ملیت ها مثل عربها، افریقاییها و … هم این توهم ذهنی را نسبت به کشورهای کمی پیشرفته تر دارند. زبان نمیدانند، از سازوکار جامعه دیگر بیخبرند و مثل جن گیری که در خانه ای تنهاست دائم خیالاتی میشوند، هر صدای کوچکی را غرش میشوند و دائم از شر شیاطین در هراسند. اگر مثل ما اینجا زندگی میکردند میفهمیدند که خیر، این خبرها نیست، آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان دائم در حال نقشه کشیدن برای ما نیستند، آنها فکر کار و گرفتاری های خودشان هستند، همه با تمام اختلافهای داخلی به فکر منافع ملی شان هستند که یک دلارشان هدر نرود…اگر میخواستند دائم به فکر این که بقیه چکار میکنند،یا مچ گیری و نقشه کشی و جاسوس بازی باشند که آنوقت به روز ما میافتادند! مشکل ما با این تفکر بسته است که جز سیاه و سفید نمی بیند، که همه درجات خاکستری که هیچ، خود سفید را هم سیاه می بیند، همین تفکر است که حتی آقای درخشان، جوان باهوش و وبلاگ نویس هم وقتی به خارج از کشور میآید باز نمیتواند به آن غلبه کند. مشکل با تفکری است که قدرت دیدن درست واقعیتها و تجزیه داده ها را ندارد. باید ردای جن گیری اش را با یک بلوز و شلوار ساده عوض کند، از اتاق دربسته اش بیرون بیاید و بدون ترس و لرز به دنیای بیرون نگاه کند.

  8. مهدی ۱۱م مرداد ۱۳۸۸ ، ۷:۴۶ ق.ظ

    سلام خانوم خوشگله خجالتی. جلوی سازمان ملل که دیدمتون معلوم بود بچه خوبی هستین و به دادگاه مادگاه گذرتون نیافتاده. اگه تجربه من رو داشتی سوتی نمیدادی. ببین دادگاه که تشکیل میشه کیفرخواست رو نماینده شاکی (وکیلش) میخونه بعد متشاکی (متهم) یا وکیلش حق صحبت دارن که قبول دارن یا نه؟ اگه که قبول نکنن واسه یه وقت دیگه دادگاه تشکیل میشه و با حضور هیات منصفه متهم از خودش دفاع می کنه و اون حکم میده. پس اولین جلسه هیات منصفه نیاز نیست خانوم خانوما و چون مَمَل چاقال هم کیفرخواست رو پذیرفت دیگه تمومه و به قول معروف رفت توی پاچه اش. سوتی دادی در حد… خودت بگو چی؟ ایفل خوبه؟
    یه چیز دیگه هم بگم که خدای نکرده واسه ات مشکلی پیش نیاد. اگه دوباره واسه پاسپورت از اون تیکه کاغذها توی فرودگاه دادن که بیا ساختمون سنگی پسش بگیر مواظب باش. اگه اونجا دو نفر ازت سوال می کردن این یعنی دارن ازت بازپرسی میکنن و هرچی بگی جزو اعترافاتت محسوب میشه و میره توی پرونده ات، پس مواظب باش در حضور دونفر به چیزی اعتراف نکنی و توی اتاق در بسته هم ممکنه ضبط بشه که اون هم ارزش حقوقی داره. کاملش رو دارم مقاله می کنم می فرستم روی گویا همه بخونن توی تله نیافتن. بعله این طوراست سوتی خانوم :)

    ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
    ممنونم. من و خجالت؟
    در ضمن در همان ساختمان سنگی ضبط رو روی میز آقایان دیدم اتفاقا و ناشیانه پنهان کرده بودند

  9. پژمان کشاورز ۱۱م مرداد ۱۳۸۸ ، ۵:۵۸ ب.ظ

    این حسین درخشان با نامهای ژنرال پارسائیان و پرفسور اچ اف دی و نامهای دیگری در پالتوک و سایتهای دیگر مشهور است و اچم بسیار مرموزی است

  10. سامان بیحقی ۱۱م مرداد ۱۳۸۸ ، ۶:۰۲ ب.ظ

    حسین چرخشان همان زنرال پارسیان است که در پالتوک روم پادشاهی را بنا کرد و حزب مهر را لو داد

  11. mirage ۱۱م مرداد ۱۳۸۸ ، ۶:۲۸ ب.ظ

    derakhshan is GENERAL PARSIAN they are the same person

  12. A ۱۲م مرداد ۱۳۸۸ ، ۱:۴۰ ق.ظ

    از اون کسائیکه به هر طریق ممکن میخوان مهم بشن و مشهور در هر زمینه و جهتی….چیزیکه روح و روان این آدم در حد بیماری باهاش آلوده شده بود.و بزعم بعضیها ایفای نقش وی در گسترش فضای وبلاگستان فارسی در همین راستا بود.

  13. احسان ۱۲م مرداد ۱۳۸۸ ، ۵:۱۷ ق.ظ

    مطلقه نامحترم!این اسهال طلب ها ترا هم بخاطر دزدیدن یک فیش حقوقی نمایندگان،مطرح کردندو حالا در انگلستان به اونها حال می دی. خاک برسر این اصلاح طلبان احمق که نام اصلاح طلبان واقعی را هم به گند می کشند.

  14. صادق ۱۳م مرداد ۱۳۸۸ ، ۴:۳۱ ب.ظ

    نفس کشیدن ما هم موجب براندازی نرم اینا می شه
    امیدوارم هرچه زودتر براندازی بشن برن به جهنم

  15. مینا ۱۳م مرداد ۱۳۸۸ ، ۴:۳۲ ب.ظ

    مسهح جان این حسین درخشانی یک کمی دیوانه است ولی من هنوز هم نمیتوانم باور کنم که او اگاهانه و از روی نیت این همکاری را با این ادمها انجام داده باشه. احتمالا او هم مثل بقیه تحت شکنجه این همکاری را انجام داده. البته مبتوانی من را جزو خوش بین ها بحساب بیاوری . من هیچ دفاعی ندارم بجز ته قلبم!ا

  16. پدیدار ۱۴م مرداد ۱۳۸۸ ، ۹:۱۶ ق.ظ

    یک چیز رو فراموش نکنید، آن هم اینکه درخشان هرچیزی که میگفت بر اساس اطلاعاتی میگفت که روی اینترنت در دسترس عموم قرار داشت، و لینک هم میداد. یعنی با اینکه بددهن بود اما از روش شکمش حرف نمیزد و اتفاقا طرفداری یا ضدیت سیاه و سفید هم با کسی نداشت. تمام این حرفهایی هم که در بالا نقل کردی اگر بری در آرشیو گوگل میتونی لینکهاش رو پیدا کنی. با اینکه موافق منفی بافی هایی که میکرد نبودم، اما شدیدا در این دوره (پس از انتخابات) جای وبلاگش خالی است چون هیچکس مثل اون در کاویدن منبع در وب پشتکار ندارد. فضای الان شدیدا دوقطبی و سیاه و سفید شده، و عامل اصلی آن هم رفتار طرفداران و مخالفان دولت است. طرفداران دولت که تکلیفشان روشنه، تقریبا کاملا مخالفان رو نادیده میگیرن انگار که وجود ندارند. مخالفان دولت (موج سبز) هم درست همه چیز رو سیاه و سفید میبینند (مثل خود شما) ولی از دید مخالف. یعنی تمام نقدها بر یک پایه میچرخه. کاش یکی مثل درخشان بود که میتونست در مورد لایه های خاکستری بین سیاه و سفید قلم بزنه

  17. ps ۱۴م مرداد ۱۳۸۸ ، ۱۰:۴۵ ب.ظ

    با پدیدار موافقم. همه این مطالب و صحت یا خلافشون در دسترس هست و به بود ا نبود درخشان ربطی نداره. فقط نمیدونم چرا از قول “یک جاسوس” نقل قول میکنن اطلاعات عمومی را. در مورد جای خالی او در این روزها هم موافقم.

  18. سپیده ۱۵م مرداد ۱۳۸۸ ، ۳:۲۴ ق.ظ

    نه حسین درخشان ساده لوح نیست، وبلاگ نویس هم نیست.از وبلاگ نویسی برای پیشبرد اهدافش استفاده می کرد.حسین درخشان یک جوان باهوشی است که به هیچ چیز اعتقاد ندارد.او استعدادش را فروخت تا در این جهنم بهشت بخرد. نوشتن این کیفرخواست و ربط دادن به واقعیتها سخت هست ولی غیر ممکن نیست. یک مدل تعریف شده می خواهد و یک جوان با هوش، یک انگیزه بزرگ در حدی که بشه وطن و همه هموطن ها رو فروخت (رسیدن به ارزوهای کوچک وبزرگ برای یک جوان انگیزه خوبی است)و اهدافی که باید بمباران بشود. با توجه به این که این کودتا را امری سازمان یافته طی ماه های قبل ازانتخابات می دانم، از همون موقعی که طرحهای امنیت اجتماعی شروع شد، البته مطمئنا زودتر. پس مطمئن باشید درخشان از خارج برای این پروژه «فراخوانده نشده» بلکه برای این پروژه به خارج ه به عنوان یک مهره فرستاده شد. حتی شما اگر انگیزه کافی داشته باشید، با توجه به فراهم شدن پول(در حد بینهایت )، وقت (۲-۳ سال)، اطلاعات (از دسترسی به اینترنت با سرعت بگیرید تا سفر به اسرائیل که برای یک ایرانی کار راحتی نیست)،بهترین سناریوها با استناد به واقعیات روی میز قاضی قرار خواهید داد. فقط لازم است کمی باهوش باشید و آرزوهایتان هم در سقف این دنیا باشد. همین

  19. فرید - م ۲۲م شهریور ۱۳۸۸ ، ۳:۰۰ ب.ظ

    اینها همه توی کیفر خواست آمده. دادستان که کیفر خواسد را می نویسد نه قاضی است و نه وکیل شما. اصلاً کارش این است که تمام اتهامات ممکن را وارد کند تا هرکدامش گرفت بگیرد. هنوزهیچکدام از اتهامات تایید نشده و فقط در حد اتهام است.
    اما گذشته از اینها واقعاً بچگی است که فکر کنیم سازمان سیا برای سرنگونی ج.ا. نقشه ندارد.

  20. مانی ۲۸م مهر ۱۳۸۸ ، ۳:۱۴ ق.ظ

    ببخشیدا ، ولی جنابعالی نشستی تو لندن برای یه بدبخت در بند داری نسخه می پیچی . واقعا خجالت داره . نکنه از اثرات فرنگ ، رسیدن به فضیلت علم غیبه . برو دختر جون به حال و هول شبانه و روزانه ات برس و دست از سر امثال درخشان بردار .

  21. میترا زاهدی ۲۶م دی ۱۳۸۸ ، ۳:۰۴ ب.ظ

    حسین درخشان
    با نام مستعار ژنرال پارسائیان در انتر نت فعالیت می کند
    من در این سایت با افکار او اشنا شدم
    http://www.iransportspress.com
    قبلا مشاور رضا پهلوی بود ولی رژیم او را خرید

نظر بدهید

RSS دماسنج

  • وقتي حداد در لندن از وحدت مي گويد
    حداد در كانون توحيد لندن نشست و در ميان ايرانيان مقيم لندن از ضرورت وحدت سخن گفت و هفته وحدت را در حالي پاس داشت و با قاطعيت از رفتار تصميم گيران اين سال ها در ايجاد آرامش براي برقراري وحدت قوميت هاي بومي و مذهبي و دفاع كرد كه گويي هيچ اتفاقي اين روزها براي دراويش گنابادي رخ نداده است […]
  • هراس از عذرخواهي
    در ژاپن خواب وزير دارايي در يك‌يك نشست‌هاي رسمي، رسانه‌ها را با دارندگان قدرت اين كشور رو در رو مي‌سازد و حزب منتقد دولت نيز به كمك رسانه و خواسته افكار عمومي مي‌شتابد و اين اصلا‌ به منزله مچ‌گيري تلقي نمي‌شود بلكه تعدد و تكثر ديدگاه‌ها موجب مي‌شود راه فرار از خطا براي دولت بسته و باريك بماند، بر اين اساس مقاومت براي او كه خطا كرده است دشوارتر مي‌شود چنانچه […]
  • آز آرایش براون تا گویش احمدی نژاد
    حساسيت بيش از اندازه براون در مورد حاضر شدن با ظاهري پيراسته در ديدار با اوباما كار دستش داد و او نيز سوژه مطبوعات شد آنگاه كه در اوايل همين ماه يك عكاس حرفه‌اي عكسي از براون را در ديلي‌تلگراف منتشر كرد كه او را در دقايق آخر از پنجره هواپيما نشان مي‌داد كه خانمي با مشغول گريم كردن صورت براون پيش از ديدار با اوباما بود. […]
  • روزنامه‌نگار شرمسار نباشيم
    موضوع سخنراني ده دقيقه‌اي كلا‌س، انتخاب يك آهنگ انگليسي و تحليل محتواي آن بود. بايد خوب مي‌دانستم كه قرار نيست به‌عنوان يك روزنامه‌نگار پرگويي كنم و فخر روي گشاده و اعتماد به نفس مخصوص اهالي اين حرفه را به رخ جماعت دانشجو بكشم. همه سعي‌ام را كردم تا سربه زير و كمي مضطرب و دستپاچه به نظر آيم اما از همان ابتدا كه به همت مايكروسافت، تيتر سخنراني كوتاه را روي پر […]
  • هیبت انتخابات
    اساسا در كشورهايي كه هنوز در توده مردم نشاني از اطمينان و اعتماد قابل قبول به روند برگزاري انتخابات نيست و هر روز از مجلس و محفل سياسي نسبت به سلامت انتخابات تذكر داده مي شود، بي شك حضور و حمايت صريح نظاميان در انتخابات هيمه و هيزم هر آتشي را تر مي سازد […]
  • همسران سران خاورميانه و جاي خالي ايران
    شال سفيدي بر شانه همسران سران كشورهاي خاورميانه نشست تا با دعوت امينه اردوغان همسر نخست‌وزير تركيه گرد هم آيند و در اقدامي نمادين با كودكان و زنان فاجعه‌ديده در نوار غزه همدردي كنند. اسما اسد همسر رئيس‌جمهور سوريه، رانيا همسر پادشاه اردن، وفا سليمان همسر رئيس‌جمهور لبنان، الميس سنيد همسر امير قطر، فيروزه يوسف رضا گيلا‌ني همسر نخست‌وزير پاكستان، بهار مراداوا […]
  • غم غزه و غمزه غرب
    آیا انتقاد به سیاست‌های دولت در تمام این سال‌ها كافی است تا مهر سكوت و یا بعضا طعنه‌ای بر جسدهای به زمین مانده خواهران و برادرانمان در غزه بزنیم و بگوییم خودمان درد به اندازه كافی برای گریستن داریم؟ […]
  • مسیح مهربان
    كافي است ايراني باشي و يك خانواده متوسط و تقريبا پرجمعيت انگليسي شما را به ميهماني روز كريسمس شان دعوت كند و آنگاه در كنار يكي از مراسم هاي هميشگي شان ببيني كه محمود احمدي نژاد نيز ناگهان پس از ملكه انگليس بر صفحه تلويزيون ظاهر شده است و دارد براي مردم انگليس پيام كريسمس مي فرستد […]
  • در ستایش تسلیم شدن سردار
    سردار با محاسن انبوهش، متفكر و منتظر به خبرنگار نگاه و گوش مي‌كند؛ ابتدا كمي در جايش جابه‌جا مي‌شود و بعد درست همانند بخش چشمگيري از جامعه كه معمولا‌ به گاه اشتباه، قيافه حق‌به‌جانب‌تري به خود مي‌گيرند، عمل مي‌كند تا از يك عمل اشتباه خود دفاع كند […]
  • مظلوم‌نمایی به کار سیاستمداران می‌آید
    گفتگوی رادیو زمانه با مسیح: .بر اساس قراردادی که با خودم بسته‌ام، مطالبی را که در روزنامه‌های داخل چاپ نشود، بدون دریافت هیچ‌گونه حقوق و مزایایی که بعداً به آن متهم شوم، با دوستانی که در رادیو زمانه یا روزآنلاین‌دارم، در آن‌جا چاپ می‌کنم. […]

گاه نویس

  • آقای متکی! جنایت کاران واقعی چه کسانی هستند
  • از تحقیر سرشناس ها تا تنبیه نا شناس ها
  • مردم احمدی نژاد، مردم موسوی
  • جنبش معترضان و جنون جوانکشی در ایران
  • جنبش نه بی سر است نه بی رهبر
  • اعدام آدمیت، بزمی برای بزرگان، کاش بشکند سکوت سران
  • ترور خواصی که دوپهلو با خامنه ای سخن می گویند
  • از هدیه تهرانی تا هدیه مشایی، از بیانیه موسوی تا بیانه های موسمی
  • جشن تولد مجازی ؛ تولد واقعی ندا روزی بود که با گلوله در جهان گل کرد
  • به عنوان یک روزنامه نگار سبز مبارزه می کنم، پس هستم

بایگانی

  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶
  • مرداد ۱۳۸۶
  • تیر ۱۳۸۶
  • خرداد ۱۳۸۶
  • اردیبهشت ۱۳۸۶
  • فروردین ۱۳۸۶
  • اسفند ۱۳۸۵

تقویم

بهمن ۱۳۸۸
د س چ پ ج ش ی
« دی    
 ۱۲۳۴
۵۶۷۸۹۱۰۱۱
۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸
۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵
۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰  

اطلاعات

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

ابزارها

دوستان

نيك آهنگ كوثر, سعيد پور حيدر, فاطمه قدياني, محمد آقازاده, امير عليزاده, مجتبي سميع نژاد, كريم جعفري, اكبر منتجبي, منصور نصيري, مهجاد, جمهور, آسيه اميني, سميه توحيدلو, سهام الدین بورقانی, وب نوشت, محمد دادفر, آرش غفوري, احسان تقدسي, فريد مدرسي, پيامبران كاغذي, ثمانه اكوان, ساغر, داريوش محمدپور, مهاجراني, مسعود بيزارگيتي, آدم, سارا معصومي و مهران قاسمي, مسعود رفيعي, فرشته قاضي, میترا خلعتبری, حسن سربخشيان, محبوبه حسين زاده, سیامک قاسمی, حسين نورايي نژاد, الناز انصاري, مسعود بهنود, ساسان آقايي, لیلی نیکو نظر, حميد متقي, داود پنهاني, مرجان توحيدي, محمد جواد روح, اميرعباس نخعي, ميثم زمان آبادي, كوروش ضيابري, مریم مجد, سهيل آصفي, معصومه ناصري, علي مهتدي, روزبه مير ابراهيمي, سامان صفرزايي, سولماز شريف, محمد رحیمی زاده, سعیده امین, چارسوق, خاطره وطن خواه, سعيد حنايي كاشاني, جميله كديور, فهيمه خضر حيدري, مهرو ملالي, پرستو دوكوهكي, هانيه بختيار, احسان عابدي, حسین پاکدل, رضا مهدوي هزاوه, ابوذر آذران, عكسخانه اي در شمال, نازنين كديور, اميد معماريان, هادي حيدري, فاطمه شمس, كريم ارغنده پور, يونس شكرخواه, هنوز, نسرین افضلی, نفيسه زارع كهن, عفت ماهباز, كافه تيتر, ايمان ابراهيمباي, امشاسپندان, حنيف مزروعي, مصطفي اكبرپور, اكرم ديداري, وحيد پوراستاد, امیر فرشاد ابراهیمی, علي شيروي, كارگاه داستان كوتاه آريا, كيوان مهرگان, بابك مهدي زاده, ندا شيروي, حامد جواد زاده, آسمان ريسمان, مريم شباني, الپر, فرزانه سالمي, پناه فرهاد بهمن, مهرانگيز كار, اسدالله امرايي, جواد منتظري, ليلي فرهادپور, عباس عبدي, پرستو سرمدي, عليرضا حسيني, مرجان طبا, مریم میرزا, ميرا, حسن سلامي.

دسته‌ها

  • اجتماعی
  • سفرنامه
  • سیاسی
  • گاه نویس

feed مسیح علی نژاد

Wordpress and وردپرس فارسی  | Theme by WordPress Pro | Reformed in Persian by An Online Friend | Creative Commons License