حاکمیت دروغ در ایران در روز قدس سقوط کرد
امروز اولین روز قدس در ایران است که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ناگهان از پخش مستقیم راهپیمایی مردم باز ایستاد. امروز اولین روز قدس در جمهوری اسلامی ایران است که حاکمیت بر خلاف سالهای گذشته به جای تشویق مردم به حضور در راهپیمایی، آن ها را ترغیب به خانه نشینی و تهدید به برخورد کرده است.
امروز اولین روز قدس در جمهوری اسلامی ایران است که رییس دولت به هنگام سخنرانی از تریبون نماز جمعه، شعار « دروغگو برو گمشو» را می شنود و بلندگوهای پر قدرت کارگزاری شده در دانشگاه تهران هم نمی تواند صدای مردم را تحت اشعاع قرار دهد. امروز اولین روز قدس در ایران است که شب قبل از برگزاری مراسم همه مشوقان جوانی که تبلیغ به حضور در راهپیمایی کرده بودند را به بند و حبس کردند. امروز اولین روز قدس در ایران است که ، عمامه یک روحانی (سید محمد خاتمی ) توسط دوست داران دولت به زمین افتاد.
امروز اولین روز قدس در ایران است که سید علی خامنه ای در مقام رهبر ایران، از حضور میلیونی مردم در خیابان ها اصلا خوشحال نیست چون پیش از این مردم را هشدار داده بود که شعارهای انحرافی ندهند و امروز با شنیدن شعارهای نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران ، به وضوح می بیند که فصل اطاعت از او رویایی بیش نیست. امروز اولین روز قدس در ایران است که شیخ مهدی کروبی در کسوت رییس سابق مجلس ایران و میرحسین موسوی در مقام نخست وزیر سابق ایران و سید حسن خمینی از خانواده بنیانگذار انقلاب اسلامی، مردم را برای یک اعتراض علیه شکنجه و شهادت مردم توسط نیروهای امنیتی تحت نظارت برخی دیگر از مسولان جمهوری اسلامی دعوت کرده اند.
امروز اولین روز قدس در ایران است که بسیاری از چهره های شاخص یک نظام بر علیه بخش های دیگری از نظام به خیابان آمده اند. اگر همه روسای جمهور و نخست وزیر و روسای مجلس سابق یکی از کشورهای غربی ماننند انگلیس، فرانسه آمریکا بر علیه دولت و حاکمیت این کشور در خیابان شعار می دادند، دولت ایران و رهبری ایران چه واکنشی نشان می داد؟ به راستی اگر این همه اتفاق یک جا و با هم در یکی از کشورهای غربی رخ می داد، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران چه می کرد و حالا چه می کند؟ آیا صدا و سیمای تحت نظارت رهبری در آن صورت خبر از سقوط دولت و حاکمیت آن کشور نمی داد؟
امروز در ایران نیز چنین شد. و مردم خودشان گزارش می دهند : حاکمیت دروغ در ایران سقوط کرد. بی اغراق شعارها و جمعیت بی هراسی که بر علیه کودتا گران و دیکتاتور مسلکان به خیابان آمده اند و فریاد می زنند:« ایران شده فلسطین، مردم چرا نشستین» صدا و سیما را ناگزیر به قطع پخش زنده گزارش های خیابانی خود کرده اند، همه گواه سقوط دولت و حاکمیت فعلی ایران است که با سکوت صدا وسیما هم انکار شدنی نیست.
اولین گام خشونت آمیز حاکمیت چه بوده است؟
روز قدس امسال چرا به غصه بی پایان حاکمیت در روزهای ماه رمضان بدل شد و امروز در خیابان های ایران چه می گذرد و اولین گام خشونت آمیز حاکمیت چه بوده است؟
علی رغم حملات پراکنده به تظاهرکنندگان، هنوز از خیابان های تهران خبری از ضرب و شتم و دستگیری گسترده گزارش نشده است. تا پایان امروز زمان برای محک تحمل و زیرکی نیروهای امنیتی بسیار است اما حاکمیت تصمیم خودش برای خشونت و برخورد با راهپیمایی کنندگان را از شب پیش از برگزاری راهپیمایی گرفته بود. یعنی اولین گام خشونت آمیز اگر چه پرتاب گازاشک آور به سمت راهپیمایی کنندگان نبود اما نیروهای امنیتی با یورش به خانه فرزندان سران جنبش معترضان و دستگیری ناگهانی جوانان جنبش به زعم خویش قدم اول را برای قلم کردن پای راهپیمایی کنندگان برداشتند.
وقتی صدور هر گونه مجوزی برای راهپیمایی و تجمع معترضان در تهران و شهرستان های ایران به یک امر ناممکن بدل شده است و حتی مراسم های رسمی اصلاح طلبان نظیر برگزاری سخنرانی در حرم خمینی، مراسم سالگرد طالقانی و افطاری های اصلاح طلبان نیز لغو شده بود، برای این اساس روز قدس تنها روز باقیمانده ای به نظر می آمد که همه معترضان با تمام انرژی سرکوب شده خود اعلام کردند که باید به میدان بیایند تا جنبش و اعتراض را زنده نگاه دارند. روزی که برای حضور نیاز به مجوز نبود و جرائت لغو آن هم در سیستم تصمیمگیری و تصمیم سازی جمهوری اسلامی وجود نداشت.
اگرچه شیخ مهدی کروبی، میرحسین موسوی، سید محمد خاتمی، سید حسن خمینی و احزاب شاخص سیاسی و چهره های علمی و دانشگاهی، مردم و معترضان به تقلب انتخاباتی را طی بیانه ها و نامه هایی دعوت به حضور سبز کرده اند و اینک خیابان های تهران سبز پوش شده است و آرام آرام بر تعداد این راهپیمایی اعتراض آمیز و متفاوت با سال های گذشته ، در میدان هفت تیر و حوالی بلوار کشاورز افزوده می شود اما اینبار برخورد با راهپیمایی کنندگان از خانه ها و در سطوح پایین تری آغاز شده است. بدان معنی که پیش از این خبر دستگیری شیخ مهدی کروبی و سران این جنبش در محافل خبری و سیاسی موجی برانگیخت اما بازتاب جهانی و رسانه ای آن ، حاکمیت را یک گام به عقب راند لذا ماموران به جای برخورد با سران، شبانه سراغ فعالان جوانی که گمان می بردند در حوزه رسانه ای و اینترنتی و خبررسانی فعال هستند رفتند.
حسین نورانی از اولین کسانی بود که ماموران مسولیت یافته برای کنترل روز قدس، شبانه به خانه وی حمله کردند و او را در کسوت رییس شاخه اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی دستبند زدند و سپس به مکان نامعلومی منتقل کردند. مهدی میردامادی فرزند دبیر کل جبهه مشارکت را نیز در خانه بازداشت کردند. سید مهدی موسوی نژاد برادر همسر محمد علی ابطحی را نیز پس از تفتیش منزل وی بازداشت کردند. البته این روند دستگیری فرزندان و بستگان فعالان و معترضان شاخص سیاسی نیز نوع بدیع دیگری بود که با دستگیری سه تن از فرزندان و نوه های آیت الله منتظری و روحانیون دیگر قم آغاز شده بود. دورخیز خشونت آمیز کودتا گران به همین جا ختم نشد و سراغ فعالان سابق حوزه اینترنتی نیز رفتند. علی پیرحسین لو و همسرش معصومه ستوده جوانان نام آشنای دنیای مجازی نیز اینبار با حقیقت خشونت از نزدیک دست و پنجه نرم کردند آنگاه که ماموران به منزل مسکونی این زوج جوان یورش بردند و با تفتیش حریم خصوصی آنان هر دو را روانه بازداشتگاه کردند.
این همه، گام نخست کودتا گران بود که ترجیح دادند پیش از پرتاب گاز اشک آور در سطح خیابان ها و پراکنده کردن معترضان ابتدا اشک خانواده های جوانان معترض را آرام و بی هیاهو در خانه های خودشان سرازیر سازند تا شاید گام کوچکی در ترساندن و پراکنده کردن معترضان در راهپیمایی روز قدس بردارند. امروز در ساعات آغازین راهپیمایی روز قدس، پاسخ اول مردم به رفتارهای خشونت آمیز ماموران و دستگیری فله ای جوانان جنبش این بود: مرگ بر طالبان، چه غزه، چه لبنان، چه در دولت ایران.
با سلام
یک هفته سپاه زحمت کشید و هر چی هنرمند! و شاعر! و نخبه! بود به خدمت آقا بردند تا با دستبوسی احساس رهبری رو درش تقویت بکنند.
راهپیمایی امروز باعث شد میزان اسیدیته رهبری در خون خامنه ای به شدت پایین بیاد.
اقا ازینهمه سبزی آنهم در اواخر تابستان بشدت ناراحتند. چی باید بهش بگم؟
به جوسازی روسای امپریالیستت دل خوش نکن .
امروز گور جنبش سبز در ایران کنده شد. حال هرچقدر میخواهی برای خوش کردن دل یاران سبزپوش آب معدنی خورت بنویس و بنویس و بنویس
(در ایران به قبول شدگان سهمیه های رزمندگان در کنکور می گویند سهمیه ای. به شما که سهمیه استعمار پیر نصیبت گشته و آنجا داری مسیر دکتر کردان شدن اصلاحاتی ها را طی می کنی چه بگوییم خانم معصومه علی نژاد)
عزیز به بلاگت یه سرکی بزن حیف خالی بمونه تو زیاد دردسر میکشی یه توک پا هم اونجا بزار با تشکر.
salam hala badaz avalin namaz jomeh sabz inam avalin rooz ghods sabz,az in be bad hame chi sabze,rooz danesh amooze sabz,roozeh daneshjoye sabz ,22 bahman sabz charshanbeh sorieh sabz…..
این چه تظاهرات انبوه وملیونی و با عظمتی بود که خیل به ادعای شما میلیونی جنبش سبزتان توان حمایت از خاتمی و موسوی و کروبی را نداشت و آقایان مجبور شدند در عزلت شان در انبوه مردم مسلمان و روزه دار و معترض به ایشان تظاهرات را ترک کنند؟
اگر ادعایتان راست است چرا خاتمی و موسوی و کروبی را همچون نگینی در حلقه مثلاً میلیونی تان نگرفتید تا با هم و در کنار هم مشت محکمی به دهان مدافعان مظلومان فلسطینی بزنید
کاش کمی شرم و شرف و صداقت داشتید
روز (نفرین به قدس) روزی است که مسلمانان دنیا نیروهای شیطانیشان را در کلمات شیطانی متمرکز میکنند و نفرین و خشم خود را نسبت به ملت و شهر اورشلیم که شهر حضرت داوود و سلیمان دو تا از اولین پادشاهان اسراییل است بیان میکنند. زیرا که این ملت جرات کرده با سالها مبارزه صلح آمیز کشور خود را ازین جهانگشایانی که عقیده دارند باید به دستور خدایشان همه دنیا را تحت کنترل نیروهای شیطانی اسلام در بیاورند پس بگیرد.از نظر مسلمانان یهودیها اجازه زندگی در این دنیا را ندارند و هیچگاه کشوری نداشته اند ! ملت اسلام درد میکشد که چرا نتوانسته اسراییل را به اشغال اسلام در بیاورد و زنا و لواط و فساد و غارت و دزدی را در آن مستقر کند. سی سال است که نفرین میکنند و نفرین گریبان خودشان را گرفته ولی درک نمیکنند. حالا نوبت رهبران اسلام است که نفرین ناحق به خودشان برگرددو مرگی را که برای ملت اسراییل میخواهند به چشم ببینند. هردین و مرامی را از نتایجش میتوان شناخت. دینی که سی سال فساد و ظلم به ایران آورد همین فساد و ظلم را به غزه آورده. چرا مردم غزه از مردم ایران بدبخت تر نباشند؟ هر دو قربانیان فرهنگ اسلامند.
در همین رابطه:
“ای رهبر کودتا ارتش سبز ایران آماده قیام است”؛ پس از تظاهرات “روز ایران”!
امروز ٢٧ شهریور ١٣٨٨، روز ایران، بار دیگر شاهد حضور قدرتمند و پرشکوه ملت به پا خاسته ایران در خیابان ها بودیم؛ این بار کوبنده تر و با شعارهایی چون “ای رهبر کودتا ارتش سبز ایران آماده قیام است”! تهدید های خامنه ای و بیانیه به نام سپاه پاسداران مبنی بر “رویارویی” با مردم در اراده پولادین ملت تاثیری نگذاشت!
چند نکته ای که به نظر نگارنده می رسد:
(١)
دیکتاتور و عوامل سرکوبگرش چون احمدی نژاد، جعفری، و جوانی و دیگران، حتی اگر حسن نیت هم داشته باشند، فاقد شعور لازم برای درک و تحلیل مسائل جامعه ایران و جامعه جهانی می باشند؛ تا چه رسد ارائه راه حل برای حل مسائل و تعامل باجهان. آن هایی که امروز بر سرنوشت این ملت کهنسال حاکم هستند، یک هزارم توانایی ملی ایران را هم نمایندگی نمی کنند. اگر جلوی آن ها گرفته نشود کشور را با شتاب بیشتری بسوی فروپاشی و تجزیه هدایت خواهند کرد. به عبارت دیگر حتی اگر در انتخابات تقلب هم نشده بود و این همه ستم هم بر ملت روا نداشته بودند، این دار و دسته های منگل صلاحیت رهبری و اداره کشور ایران را ندارند. وظیفه ملی و انسانی همه است که محکم و با تمامی توان جلوی آن ها بایستیم. برای به زانو درآوردن آن ها و تن دادن به یک انتخابات آزاد حتی یک لحظه را نباید هدر نداد.
(٢)
رهبران جنبش سبز می بایست استراتژی خود را فرمول بندی کنند و با مردم در میان بگذارند. جنبشی با چنین پتانسیل و در چنین شرایط تاریخی مناسب، به رهبری پویاتر نیاز دارد. هرگونه فرصت سوزی و عدم ارتباط به موقع و مستمر با مردم، بخشی از جنبش را رادیکال تر و سبب حرکت هایی نظیر ترور مقامات حکومتی در کردستان می شود. حرکت های ایذایی رژیم و بازی با دستگیرشدگان و دستگیری های جدید نباید ما را مشغول کند و از توجه کافی به بقیه امور منحرف کند. تشکیل کنگره ملی برای هماهنگی و استفاده بهینه از توان ملی ضروری است.
(٣)
اگر قرار است آقای هاشمی با مجلس خبرگان و مجلس تشخیص مصلحت کارکردی داشته باشد، باید نشانه هایی از آن به زودی آشکار گردد. وگرنه مردم ایران و مصالح ملی باردیگر بازیچه و یا قربانی حفظ خود او خواهد بود.
(۴)
رهبران گروه های سیاسی و نهادهای مدنی و شخصیت های ملی (داخل و خارج کشور)، استراتژی مناسب نجات میهن را با بودن رهبری فعلی (موسوی-کروبی-خاتمی) و یا بدون بودن آن ها تدوین کنند. اگر رهبری فعلی برنامه ای برای تشکیل “کنگره ملی” ارائه نکرد، باید دست بکار شد.
(۵)
مردم ایران همزمان هسته ها و شبکه های خودگردان را تا دورترین نقاط کشور گسترش و تقویت خواهند کرد. باید فرض را بر روزی گذاشت که نه اینترنت در دسترس است و نه تلفن. دانشجویان می توانند استخوانبندی این شبکه ها باشند!
(۶)
حضور پررنگ تر فقهایی چون آیت الله منتظری، صانعی، دستغیب، بیات زنجانی و دیگران در کنار مردم قابل تقدیر است. اما نباید فراموش کرد که ام الفساد این همه بدبختی و فلاکت و ستمی که در این سی سال دیکتاتوری بدتر از دیکتاتوری شاهان بر این ملت رفت، این اصل من درآوردی ولایت فقیه است. این اصل ضد قرآن با هیچ منطقی قابل قبول نیست. آخر مگر یک فقیه چه دانشی می آموزد که امروز به درد جامعه بخورد؟ بنا بر آموزه های روشن قرآن، “احکام” بدوی دوران وحشیگری اعراب مکه و حومه آن را بایستی برای همیشه به عنوان ننگ بشریت در زباله دانی تاریخ دفن کرد. بهتر است به جای هدر دادن عمر روی آنچه برای جامعه ای دیگر و زمانه ای دیگر آمده است، به اسلام یونیورسال و صلح در خود و ترویج صلح در جهان پرداخت.
من رایم سفید بود..ولی باید بگم خیلی شادی کلا.توهم ژورنالیستی زدی.یه استادی داشتم حرف قشنگی می زد.می گفت اگر می خوای اندیشه رو نابود کنی بده دست ژورنالیست.حسی که نوشته های تو برام داره دقیقا مثل نوشته های حسین شریعتمداری کیهانه.خوش باشی جوون.
۲۷ شهزیور روز مرگ دیگتاتوری و حکومت اسلامی در ایران
مسیح جان سلام.
یه نکته ای منو دچار شک کرده.هیچ سایتی از کامپیوتر من فیلتر نیست.بران خیلی عجیبه.ممکنه دلیل خاصی داشته باشه؟؟؟
درود بر شرف و غیرت شما، که با ایستادگی در مقابل حکومت ظلم و باطل ، و برفراشتن درفش سبز ، دیو سیرتان دین فروش و از خدا بی خبر را ، هر چه بیشتر مضطرب و رسوا کردید. شما بدون چشمداشت به مزد و مواجب ، با مواجهه با تمام مخاطرات ، به خیابان آمدید ، و با فریاد حقیقت خواهی ، صدای جوانان بیگناه کشته شده در کهریزک راا در جهان طنین انداختید. ایستادگی در مقابل ظلم، بزرگترین عبادات است. وای بر آنان که برای مزد و حقوق , عمله ظلم گردیده اند و با زنجیر و چماق و باتوم ، بر حقیقت خواهان میتازند. دیکتاتوری محکوم به فناه است. چراغی را که ملت بر فروزد هر آنکس پف کند ریشش بسوزد.
“مراسم ها” نادرست است. “مراسم” خودش اسم جمع هست.
متشکر بابت مطالب جالبی که اینجا می نویسید.
مسیح نازنین
عمر این حکومت مسلما رو به اتمام است اما نگرانی من برای شرایط پس از ان است.مقاله ای را در این زمینه بزودی خواهم نوشت.نمی دانم چگونه می توانم انرا برایت ارسال کنم تا هم نظرت را در باره ان بدانم و هم در صورت موافق بودن ان را منتشر کنی البته با نام .پاینده باشی
////////////////
masih_pooyan@yahoo.com
در پاسخ به شیرزاد و amir
همین که عدهای از مردم با وجود همه تهدیدها با نماد سبز در خیابان حاظر شدند و با وجود تمام وحشی گری گری هایی که دوستان شما در این سه ماه مرتکب شدند صحنه را ترک نکردند کار بزرگی بود و یک قدم دیگر کودتاچیان را به مرگ نزدیک کرد.
بامید اینکه عیدی عید فطر امسالمون خبر عدم بقای این کودتاچیا باشه
روز قدس روز سرازیر شدن عظمت و بزرگی دیکتاتور به فاضلاب تاریخ بود. امیدوارم این آخرین روز قدس نمادین این حکومت باشه .
روز قدس روز پیرزوی ما سبزها بود تا پیروزی نهایی فقط یک یا علی فاصله است.
با سلام خدمت جسورترین خبرنگار ایران
مسیح جان روز قدس امسال روز غرور این ملت سبز است مطمئناً این روز در تاریخ آزادی خواهی این ملت جاودانه خواهد شد.
درود به مسیح عزیز
دیروز این افتخار نصیبم شد تا تو این روز تمام ایرانی ، کنار هموطن های سبزم علیه ظلم تظاهرات کنم.
مهم ترین نکته ای که برام جالب بود،خشم و نفرت مردم بود که واقعا به سختی خودشون رو کنترل می کردن ،مخصوصا وقتی دسته های ۲۰ ۳۰ نفری بسیجی ها وحشیانه به حالت تهاجم میزدن به صف مردم تا مثلا راهشون رو باز کنن و وقتی بعضی از مردم عصبی می شدن و می خواستن جلوشون باسیتن تا اونا اینطور وحشیانه از بین مردم عبور نکنن ،گاز اشک آور و اسپر فلفل و باتومشون رو در میاوردن و راهشون رو باز میکردن.
ولی باز مردم خودشون رو کنترل می کردن و خشمشون رو تو شعار هاشون نشون می دادن.
ولی این کنترل خشم هیچ تضمینی وجود نداره که همیشه به همین حالت بمونه.
وا مصیبتا اگر مردم دفعه بعد کاسه صبرشون لبریز بشه!!
که هم نسل بسیجی ها رو مردم می زنن هم چقدر هم وطن هامون شهید بشن.خدا اون روز رو نیاره ،به امید حق با کمترین خون ریزی این رژیم فاسد رو سرنگون کنیم.
سلام
از دیروز تا حالا حالم خوبه خوبه. همهء شعارها یک طرف این یکی یک طرف:
احمدی دروغگو شصت و سه درصدت کو
به امید رهایی ایران از چنگال استبداد دینی
مسیح جان قلمت سبز و استوار باد.
درود بر شما
خانم مسیح شاید مطلب من زیاد به مطلب شما مربوط نباشد .
خانم مسیح روز قدس برگزار شد و گروهایی با بستن نوار سبز به راهپیمایی رفتند و اعتراض خود را به روش خشن دولت در روزهای اخیر ابراز کردند اما در آخر این صحنه از تلویزیون دولتی پخش شد از صدها متر بالاتر با هلی کوپتر تصویری برداشته شد از هزاران نفر در خیابان صدای مرگ بر روسیه مردم قطع شد و آهنگی حماسی و نیمه عربی بر روی تصویر گذاشته شد و بر روی تصویر این نوشته درج شد راهپیمایی میلیونی مردم ایران و تجدید بیعت با مقام معظم رهبری و یا نوشته شد تجدید بیعت مردم با آرمانهای انقلاب .
خانم مسیح ایا این صدور حکم راهپیمایی از طرف موج سبز به نفع تبلیغات حکومت تمام نشد . آیا این شک در ذهن پدیدار نمی شود که از این به بعد هر گاه رژیم در راهپیمایی و انتخابات کم بیاورد به این ترفند پناه بیاورد و با این شعار سبز مردم را به خیابان بکشاند و به نفع خود استفاده کند .
در آخر دست شما را می فشارم و به شما درود می فرستم که هنگامی بزرگان دینی و سیاسی ما از ترس سکوت کرده اند دختری از جنس کوروش این چنین بدون وحشت از حقوق پای مال شده ایرانیان دفاع می کند
درود بر شما
دیروز از میدان هفت تیر تا سرخیابان حجاب همه سبز بودندگاهی هم یک وانت بابلند گو و کلی دستک دنبک رد می شد و پشت سرش ده پانزده نفری از خواهران و برادران اراذل و اوباش حرکت می کردند و مرگ بر اسراییل می گفتند. ضمنا خیلی هم بی تربیت بودند عین خود محمود ا.نزاد
به کوری چشم بعضیها وقتی کروبی به خیابان کریمخان آمد ملت سبز ایران او را چون نگینی در برگرفتند. جناب آقای موسوی و خاتمی عزیز هم دلیل خودشان را داشتند و با شجاعت از بین صفوف طرفداران دولت ا.نزاد عبور کردند. اگر ایشان چنین نمی کردند ما به دنیا چگونه می توانستیم ثابت کنیم که هرچه یاغی و اوباش و لات بی سرو پاست طرفدار محمود ا.ن است؟
حقا که خاتمی مرد سیاست است.
درود بر همهء ایرانیان سبز نازنین
خب طرفداران “دیکتاتور سبـــز”
سبزی روز قدس را هم دیدیم که مطمئنا پنهانی در مخیله تان که بروز نمی دهید تبدیل به سیاهی شد. فارغ از همه ظاهرفریبیتان. کو آن همه لاف و گزاف و اشتلم. چرااز شهرستانها چیزی نگفتید .امید اینکه موسوی و کروبی نیز با آن شانتاژهای سر به فلک کشیده شان در حمایت اکثریت از آنان متنبه شده باشند که در توهم بوده اند.
طرفداران “دیکتاتور سبـــز”اگر مشکل قلبی ندارید گفته های شیرزاد را نیز بار دیگر بخوانید .
خب طرفداران “دیکتاتور سبـــز”
سبزی روز قدس را هم دیدیم که مطمئنا پنهانی در مخیله تان که بروز نمی دهید تبدیل به سیاهی شد. فارغ از همه ظاهرفریبیتان. کو آن همه لاف و گزاف و اشتلم. چرااز شهرستانها چیزی نگفتید .امید اینکه موسوی و کروبی نیز با آن شانتاژهای سر به فلک کشیده شان در حمایت اکثریت از آنان متنبه شده باشند که در توهم بوده اند.
طرفداران “دیکتاتور سبـــز”اگر مشکل قلبی ندارید گفته های شیرزاد را نیز بار دیگر بخوانید.
سلام بانو مسیح عزیز
هنوز حکومت از شوک شکوه حضور مردم در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان خارج نگردیده، هنوز سرخی سیلی سخت نواخته شده بر چهره کریه استبداد، محو نشده، هنوز سیمای سرد، بیروح و سنگی ظلم، از مشت آهنین نواخته شده بر آن، کبود رنگ است. هنوز رعشه افتاده بر جان بزدلان، آرام نگرفته است که مصاحبه مریم صبری و ابراهیم شریفی، اسناد زنده و گویای جنایت و تجاوز در زندان های مخوف حکومت، مدارک معتبر کروبی دلیر که هفته گذشته توسط دادستان کل کشور به سخره گرفته شدند، پهنه تصویری صدای آمریکا را در بر می گیرد.
هنوز چهره کج و ناصاف استبداد از سیلی نواخته شده بر آن به حال عادی بازنگشته است که ضربه مهلک تر و کاراتری بر آن وارد می آید. تا کوس رسوایی ریاکاران و تزویرسازان مجدد نواخته گردد، تا باز ترفند جدیدی را ذهن بیمارانشان بیندیشد و توطئه نویی را تدارک بیند.
********************
بار دیگر رئیس دولت غاصب بر مواضع ضد صهیونیستی خود پای فشرد و در سخنان پیش از خطبه های شرارت، هولوکاست را در آستانه سال نو عبری، به افسانه ای تشبیه نمود. اما امروز رئیس دفتر دوست داشتنی خود، اسفندیار رحیم مشائی، را به سمت رئیس نهاد ریاست جمهوری برگزید تا نقیضی باشد بر گفته های پوشالی دیروزش.
********************
اما نهایت نخبگی رئیس دولت غاصب آنجا نمود یافت که روز پنچ شنبه مورخ بیست و ششم شهریور، قبل از اعلام نتایج نهایی انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در حالی که گمانه زنی ها نشان از وجود تقلب در انتخابات داشت و حدود یک و نیم میلیون رای به نفع آقای کرزی جابجا گردیده است، در پیامی انتخاب مجددشان را به ریاست جمهوری افغانستان تبریک گفت!!!!؟؟؟؟ اقدامی نسنجیده و خارج از عرف بین المللی که حکایت از بی خردی و عدم تسلط به دانش روابط بین المللی تیم روابط خارجی دولت غاصب دارد. هنوز احتمال لغو انتخابات ریاست جمهوری افغانستان بواسطه رسیدن بازشماری آراء به حدود ده درصد، وجود دارد. البته دکتر احمدی نژاد ید طولائی در شکستن قوانین متعارف دارند تا شاید بدین واسطه بیشتر بر صفحه رسانه ها، چهره دوست داشتنی شان، سائیده شود و بر محبوبیت شان افزوده.
پایدار باشید
این داستانهای بچه گانه که امنیتیهای رژیم میسازند ،باعث تمسخر مردم است. اینقدر نخ نما و تکراری است، که در نگاه اول،خود را لو میده اند. همین احمقها بودند که سالها مردم را احمق پنداشتند، غافل از آنکه ” بر سر شاخ نشسته اند و بن خود میبرند”. با این اعمال رذیلانه، به کارخانه ناراضی تراشی تبدیل شدند. بقدری ظلم و بیداد کردند ، که پشتوانه عظیم مردمی حکومت را ، به مخالفین عظیم حکومت تبدیل کردند . جمعیت میلیونی مردم بجان آمده را در خیابان دیدید ؟ اینها باوجود بگیرو ببند پلیس ، و حکومت نظامی لباس شخصی و پاسدار و بسیجیهای زنجیر بدست ، میلیونها آمدند و فریاد برد آوردند. آیا هنوز خود را گول میزنید . اجازه قانونی بدهید تا جمعیت ده میلیونی را ببینید. داستان سازیهای مننژیت و عاطفه و ترانه و امثالهم ، هر چه بیشتر بر زخمهای مردم نمک میپاشد، و سیل مردم خروشان میتواند اساس حکومت را که عزیز میداریم ،در هم نوردد.
تحریم نمایشگاه مطبوعات از سوی روزنامه های سبز مبارک