• خانه
  • تماس

داستان دست و پازدن های دادستان

ستون مسافر در روز آن لاین:

جناب مرتضوی! همه شاهدان تو در زندان هستند

غم برازنده هر قامتی نیست! تنهایی هم ابهت و عظمتی دارد که هر مرد و هر بزرگی دچارش نمی شود. این روزها که جنگ بزرگان به جریان افتاد، نه غمگینی به چهره ات می آید و نه تنها شدن به هیبت ات برازنده است پس خوب گوش کن؛ این یک روزنامه نگار است که می خواهد به رغم تو که روزنامه هایش را یکی یکی پاره کردی و دور انداختی با تو از خوبی هایت بگوید. هیچ دقت کرده ای که این روزها چرا عکس های غمزده و غصه دارت بر صفحه کاغذ هر روزنامه ای که بنشیند هیچ دلی را به همراهی وا نمی دارد؟ هیچ دیده ای در سوگ سرافکندگی دادستان شهر، هیچ کس دادی از درد بر نمی آورد؟ ما ملت مرثیه و مویه ایم که اگر منفور ترین آدم هایی که می شناسیم هم خاری به پایشان رود، درد و دلخوری دور می اندازیم و به دلجویی و دلداری راهی دیارش می شویم. ما همان ملت ایم که به گاه مرگ، بگو مگوهای دیرینه، یادمان می رود و می رویم گوشه مجلس عزا می نشینیم و گریه هم اگر نکنیم بی شک نیش تا بناگوش باز نمی کنیم. اما هیچ نگاه کرده ای به این همه آدم هایی که به پهنای تمام صورت می خندند از پایان صدارت و مرگ معنوی ریاستت؟ بگذار در این تنهایی بزرگی که دامن دادستان ما را گرفته، همین نیمچه روزنامه نگاری که زخم چشم و زهر کلام تو به تن و جانش نشسته با تو از در مدارا در آید. بگذار اولینی باشم که می خواهم خوبی هایت را یکی یکی برایت بشمارم. تو آنقدرها هم که این روزها همه با تو کج افتاده اند کج روی نکرده ای. همدلی همان کسی که برای یک وثیقه ناچیز به دست و پایت افتاده بود را بپذیر و بگذار برایت بگویم که تا چه اندازه تو خوب بوده ای و این روزها همراهان ات به سلاخی سلاخ دیروز «مطبوعات لجن پراکن» بر آمده اند و کمر همت به شکست او که فاتح « پایگاههای دشمن» بود، بسته اند.

قاضی جوان!

اگر این روزها پیران جریان اصولگرا بر آن شده اند تا کهریزک رسوا را تعطیل کنند  و تو سرکشی کرده ای، این گناه بزرگی نیست که به خاطرش این روزها بر تو بتازند و تو تنها ترین مقصر این میدان باشی. چه که بر افکار عمومی، همان عمومی که مدعی العموم تو سالها مراقب بود تا مبادا قلم های دگراندیشان، ذره ای در راستای تشویش شان قدم بردارند، آشکار است که این کهریزک، کهنه حدیث حبس و بند و رنج فعالان سیاسی در این سالها بود که تو در قامت یک قاضی جوان به اندازه بضاعت خود بیش از این ها در این مسیر به هم اندیشان ات خدمت کرده ای و نمی شود اینک از یک کاه کهریزک، کوهی بسازند و بر سر کسی آوار شوند که بزرگترین بازداشت گاه ها و بیمناک ترین بندهای زندانیان سیاسی را در این سالها مدیریت کرده است. آنگاه که نمایندگان شیخ مهدی کروبی در مجلس ششم مسولیت بازدید از بازداشتگاههای بی نام و نشان تا بند ۲۰۹ اوین را داشتند تو به تنهایی از پس نمایندگانی که آرای ملت را برای نظارت بر این بازداشتگاهها داشته اند بر می آمدی و اجازه ندادی که بیش از یک بازداشتگاه پس از کشف هیات پارلمانی ناظر بر این امر به تعطیلی کشانده شود. اگر اراده ای برای حذف این بازداشتگاهها از سوی اصلاح طلبان مجلس ششم وجود داشت و اراده ی هم برای حفظ همین بازداشتگاهها در حاکمیت وجود داشت، تو یک تنه ایستادی و هزینه به نام خود دادی تا اراده بزرگان برای حفظ همان بازداشتگاههای مخوف عملی شود و امروز این بازداشتگاهها به کارشان بیاید. حال یکی از همان نمایندگان که با تو در راهروهای بازداشتگاهها راه می رفت و تو به پرسش هایش در مورد استاندارد بودن سلول ها و وضعیت دانشجویان و دربندان سیاسی با افتخار پاسخ می دادی این روزها در زندان است و نمی تواند گواهی دهد که تو وظیفه ات را خوب تر از تصور بزرگانت انجام داده ای، به جایش باقی خبرنگاران پارلمانی می توانند گواهی دهند که وظیفه حفظ همان بازداشتگاهها و نام نبردن از جریان اصلی حمایت کننده از استمرار استقرار این روند هراس برانگیز در نظام قضایی و امنیتی ایران به خوبی توسط تو اجرا شد ه بود.

دادستان دادگاههای دل‌آزار!

اکثریت نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم، اکثریت مدیران مسول روزنامه های اصلاح طلب، اکثریت  روزنامه نگاران  منتقد اصلاح طلب، دانشجویان معترض و زنان فعال سیاسی و تمامی کسانی که در این سالها قدم در راه اصلاح روند بیمار سیاسی ایران برداشته اند بی شک یک یا دوبار پای میز محکمه جناب عالی نشسته اند و داستان حقارت بزرگان سیاسی و مدنی در دادگاههای دل آزاری که صاحب اش قاضی جوان شهر بود را تمام دنیا شنیده است.  به این اندازه که تو در قبای قاضی دادگاههای انقلاب و عمومی به هم اندیشان دیروز و حمله کنندگان امروزت خدمت کرده ای، بی شک هیچ قاضی جوان دیگری نمی توانست چنین بکند. رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلسی که پیگیر قتل زهرا کاظمی خبرنگارکانادایی در پرونده زیر نظر جناب عالی بوده است اینک در زندان است و متاسفانه نمی تواند گواهی دهد که تو چه رنجی کشیده ای تا نظام قضایی و سیاسی ایران برای  مرگ زهرا کاظمی هزینه ندهد و یک تنه مسول این مرگ شدی و هنوز هم کسی نمی داند چه شد که زنی بی گناه به جرم عکاسی در ایران زندگی اش خلاصه شد در یک قاب عکس کوچک روی تاقچه خانه مادر پیرش.

عیسی سحر خیز مدیر مسول آفتاب، محمد عطریانفر و محمد قوچانی صاحبان شرق و  شهروند و هم میهن و و هم میهنان دیگری که چون  زید آبادی و داوری و شهیدی و دیگران و دیگرانی که این روزها چون شهروندان درجه دو در زندان هستند هم متاسفانه نمی توانند گواهی دهند به تلاش های بی توقف تو که با یک برگه و یک امضای ساده چگونه دستور مرگ فله ای روزنامه هایی را صادر می کردی که از منظر بزرگان «پایگاه های دشمن» بودند و باید که نابود می شدند. خدمتی که تو در کشتن روزنامه هایی که از سوی بزرگانت متهم به « لجن پراکنی » بوده اند،  انجام داده ای بی شک می توانست امروز کلید تبرئه تو باشد برای سرکشی کردن از فرمان تعطیلی کهریزک اما ظاهرا بازی عوض شده است. عبدلله مومنی  دانشجوی خوشنام سالهای بدیمنی است که از آن همه زخم و درد کوی  از پای نیافتاد و این روزها او هم به همراه همکلاسی های دیگرش در بند است و نمی تواند گواهی دهد که هیچ کسی به اندازه تو نمی توانست دانشجویان را تحقیر و ذلیل و خانه نشین کند. دانشجویانی که دستور مقامات بالا را نادیده می گرفتند باید این روزها گواهی می دادند که تو چه خوب حریف شان بودی و حرف ات رد خور نداشت اگر فرمان توقف زندگی تحصیلی و معمولی شان را صادر می کردی از نان و نام و همه چیز به آسانی محروم می شدند به آنکه نظام هزینه ای بدهد یک تنه ایستادی و خانه و کاشانه همه شان را نا امن کردی تا مبادا هوس یک نقد کوچک به سرشان زند و امنیت ملی را بر هم زنند.

جناب مرتضوی !

جنگ زرگری هم همیشه قربانی نمی گیرد اما برای قربانی نشدن احتمالی تان به گمانم بد نیست  یک نو آوری بکنید تا هم نوعان و هم اندیشان تان رامتقاعد کنید تا باور کنند که ناظران جنگ  یا همان افکار عمومی به خوبی آگاهند که برنده و بازنده این میدان نزاع ناگزیر کیست. نمی شود که همه متهمان دیروزتان کماکان در زندان باشند و آنگاه دوستان خودتان به این خدمات تان پشت کنند و در مقامی دیگر به بازجویی بازجوی دیروز همه بزرگان شهر بر آیند. همه شاهدان خدمات بی دریغ تان را به کمک بطلبید و برای آخرین بار در مقام دفاع از خود تقاضا کنید شاهدان دادگاههای دل آزارتان را تنها برای یک روز از زندان ها آزاد کنند تا در همان تلویزیون رسمی تحت نظارت رهبری گواهی دهند که شما به اندازه بضاعت خودتان در اجرای فرامین و دستورهای رسمی و سیاست های کلان، سنگ تمام گذاشته اید. خواهید دید که همه متهمان دیرزو تان، امروز بیشتر و بهتر از دوستان دیروز تان که اصرار دارند شما را از حلقه خود جدا سازند، می توانند حلقه وصل شما و بزرگان تان باشند و به راستی مهر تاییدی زنند بر مصاحبه آخرتان که گفته اید: کسانی با من خصومت شخصی دارند.

آن روزها که در دادگاههای فعالان سیاسی، نمایندگان مجلس، مدیران مسول روزنامه ها و دانشجویان و زنان و فعالان مدنی، بر طبل حقارت دگر اندیشان می کوبیدید، شاید هرگز به ذهن تان خطور نمی کرد که امروز آنها تنها شاهدان عینی و زنده ای هستند که می توانند گواهی دهند قاضی مرتضوی، دادستان جوان ، جدا از فرامین پیران اش هیچ نکرده است . می بینی یک روز ما و خانواده های دردمند ما دنبال آزادی همه کسانی بوده ایم که به حبس شما در آمده بودند ولی حالا خانواده شما و خود شما باید التماس و اصرار کنید تا همان دربندان آزاد شوند و شهادت دهند که تو بی گناهی. ورنه تمام دوستان آزاد شما آزادگی را فراموش کرده اند و دنبال مقصری می گردند که می پندارند  افکار عمومی هم در پذیرش این مقصر، ذهنی مهیا دارد. غافل از این که این افکار عمومی نه با نوشته ها و نطق های روزنامه نگاران و نماندیگان و دانشجویان مشوش می شد و نه با جنگ زرگری بزرگان مشعوف می شود

۱۹ مهر ۸۸ | گاه نویس

۲۰ نظر برای “داستان دست و پازدن های دادستان”

  1. adel mogadam ۱۹م مهر ۱۳۸۸ ، ۶:۰۳ ق.ظ

    khanome m,alinejad,,lotffan befarmid ke kodam KHAR be paye mortazavi refte ??in fard ghatele 1000ran ensane bigona boode,shoma negaran KHARE payash hastid!!!!

  2. گوران یارسانی ۱۹م مهر ۱۳۸۸ ، ۶:۰۴ ق.ظ

    مسیح جان دستت درد نکند با این قلم زیبایت ،راست می گویی همه می توانند شهادت بدهند که مرتضوی به چیزی جزفرامین مقام معظم رهبری ،مبنی بر حذف فیزیکی ومعنوی مخالفین نظام نکرده،مرتضوی کاری جز اجرای فتاوی فقیهان شرع در نابودی روشنفکران ودگراندیشان نکرده،آری من مخالف محاکمه وعزل قاضی مرتضوی هستم چراباید مرتضوی محکاکمه شود،درحالیکه عاملین و قاتلین ومسببین کشتارزندانیان سیاسی درسال های سیاه دهه ۶۰ودرتابسان ۶۷ درراس حکومت نیستند؟من سوگند میخورم آنچه که مسئولین اطلاعات وقاضی شرع در زندان اوین ،گوهردشت وبازداشتگاه توحیدبامن ودوستانم وبرادرشهیدم وخانواده ام کردند،بیش ازآن بود که مرتضوی با نویسندگان وروشنفکران کرد.پس بگذار جلادها ودژخیمان تنهانباشند،چراکه پازل آنان به زودی با دستان توانمند مردم محوخواهدشد.

  3. baba ۱۹م مهر ۱۳۸۸ ، ۶:۴۷ ق.ظ

    ‫
    ای جوانان عجم جان من و جان شما
    ‫‫از چراغ لاله رنگین شد گلستان شما
    ‫‫داده بود اقبال لاهوری به میدان غزل
    ‫‫مژده ای فرخنده از فردای تابان شما
    ‫میرسد مردی که زنجیر غلامان بشکند
    ‫دیده ام از روزن دیوار زندان شما
    ‫‫‫آری آمد تا کند رسم غلامی ریشه کن
    ‫‫ ‫افسر از دستار و قفلی زد به دستان شما
    ‫‫از گناهان ‫نیاکان ، زاده در زنجیر دیو
    ‫‫اشک ‫مهتاب است آری شمع زندان شما
    ‫‫‫‫‫‫‫نسلی از ‫فرزانگی ، اندوه ، آرامش غنی
    ‫‫ ‫شوکت سیمرغ در پرواز مرغان شما
    این ستمکاران تازیگو، ستوران بسیج
    ‫‫‫‫‫تای تاتار ‫و خیابانها خراسان شما
    ‫‫ ‫حافظان مصحف اند و تالی تیمور لنگ
    ‫لیک مزدورند و معذورند خصمان شما
    جان شیرین بر کف دست و خیابان ‫باخته
    ‫دشنه و دشنام گم در ‫مهرباران شما
    محسن و سهراب و اشکان و کیانوش و ندا
    ‫‫این گلستان است ‫بابا ، یا دبستان شما؟
    ‫
    ‫***
    ‫سرخ شد از خونتان و شدسپید از رویتان
    ‫‫سبز نوروزی شود فردای ایران شما
    ‫‫
    ‫‫
    ‫‫
    ‫
    ‫

  4. جمشید ۱۹م مهر ۱۳۸۸ ، ۱۰:۲۰ ق.ظ

    با درود به خاله . من معمولا با هر کسی درد دل نمی کنم. روزهای انتخابات وقتی آقای مهندس موسوی را نگاه می کردم که در برابر آقفای احمدی نژاد با آنکه توهین ها را مکی شنید باز در مناظره ماند و این کار درستی نبود باید مناظره را تمام می کرد و بلند میشد. آدم با هرکی حرف نمی زند. زندان و شکنجه و اقرار پشیزی ارزش ندارد. در مقابل ما شهدای جنگ هشت ساله هستند که همه ما به انان بدهکاریم نه دیگران.به هر حال ماه مهر برای من ماه سختیست ۲۳ مهر و اعدام برادرم و اعدام بزرگان حزب توده ایران بعد از کودتای ۱۳۳۲ در ۲۸ مرداد و شهید شدن جوانان ما در برابر صدام و امریکا و انگلیس. آرزو دارم و از خدا کمک می خواهم غم عزیزان شهدای جنگ را و غم ازادگان و شهدای راه ازادی را بر دل ما سبک کند . یاد همه شهدای راه خلق گرامی بادخصوصا شهدای جنگ هشت ساله.

  5. omid ۱۹م مهر ۱۳۸۸ ، ۱:۰۵ ب.ظ

    masihe golam
    4 nafar mahkoom be edam shodand.
    in javanan chand sall darand?
    az zamane shah che midanand?
    che jaryanii dar hakemiaat talashash bar nafyee enghelabe 57 ast?
    rooye in moozoo fekr konid.
    sabbbbbbz bashi

  6. امیر حسین ۱۹م مهر ۱۳۸۸ ، ۱:۱۳ ب.ظ

    سلام مسیح عزیز چقدردلم تنگ شده بود واسه نوشته هات تو ستون روز.درد من مردمی هستند که مرتضوی بوجودمیارن بانااگاهیشون.اگه روزی مردم بجای نگاه کردن به جومونگ یا یوسف اقای سلحشورکتاب دستشون بگیرین اون روز مرگ مرتضوی هاست.شایدبدبینم ولی نگرانم واسه اینده کشوری که مردمش درسال فقط چنددقیقه میخونند.یه خواهشم ازشمادارم؟میخوام واسه ادمایی که فکرمیکنن محمودواقعاامیرکبیره بااینکه مخالف نظام هستند(گرایش های چپ قدیم)مطلب بنویسی.باورکن کم نیستن

  7. reza ۱۹م مهر ۱۳۸۸ ، ۱:۴۴ ب.ظ

    ensan donbale dardesar ast. che bekhahad che na. dar in mian edeie dardesr sazand va edeie tanbih konande ya haman daf konande dardesar.
    dorost ast aya masoume ghomi> dardesar saze hamishegi?
    bache shomal bashi va an mantaghe ra befroushi be sharji?! tofighi nadarad ziad>ha? chera deghat kon> anja kenare ajnabi hasti ama inja kenare sarbazane … va az hame mohemtar kanoune garm khanevadeh
    goftim shoma khaneye jadid ra balad nisti> albate baladi vali saheb khane ra nemishenasi va be hamin saye”at sangin shode pas ma kami bande navazi konim va salami dahim>
    madare pouyan ba sa”eed ham kari nadashte bash ke zourat behesh nemiresad
    baz ke dagh kardi khahar kami aramtar. nemidanam ta koja miravi vali motma”en bash ke estesna hamishe vojoud darad

  8. shahram ۱۹م مهر ۱۳۸۸ ، ۱:۵۶ ب.ظ

    بسیار عالى و تاثیر گذار بود مثل همیشه.

  9. جواد ۱۹م مهر ۱۳۸۸ ، ۲:۴۴ ب.ظ

    امیر حسین جان اینکه گفتی نا اگاهی سر منشا اصلی این مشکلات است درست و دقیق است به گمان من نادانی بزرگترین مشکل انسانهاست اما درخواستت از مسیح عزیز برای اینکه برای افرادی که فکر میکنند احمدی نژاد امیر کبیره مطلب بنویسه یک تناقضه.کسی که فکر میکنه احمدی نزاد امیر کبیره از سه حال جارج نیستیا بعلت منافعش میگه که وضعش معلومه یا اینقدر گیج و نادانه که اصلا اهل خواندن متن کسی مثل مسیح نیست یا اینقدر بر تصمیمش مصره یعنی در واقع قبل از هر بحثی تصمیمشو گرفته که به استدلال توجه ای نداره.پایدار باشی

  10. Tweets that mention Iran #Iranelection -- Topsy.com ۲۰م مهر ۱۳۸۸ ، ۱۲:۲۷ ب.ظ

    [...] This post was mentioned on Twitter by geev zandi and Balatarin. Balatarin said: داستان دست و پازدن های دادستان، جناب مرتضوی! همه شاهدان تو در زندان هستند (مسیح علی نژاد) http://bit.ly/t1LhT #Iran #Iranelection [...]

  11. حسن ۲۰م مهر ۱۳۸۸ ، ۳:۱۶ ب.ظ

    قسم نمی خورم ولی باور کنید دیگر حنایتان رنگی ندارد؛ شما از خدا بریده اید؛از معنویات که همه چیز ماست دور و به دامان غرب افتاده اید؛غرب مریض و مغرض ؛ غرب غارتگر و بی دین ؛ غرب خودپرست خداستیز ؛شما و امثال شما فقط و فقط مادیات را می نگرید و این است که بی ارزش شده اید و به دامان دشمن ملت و ایران پناه برده اید . فقط دو روزی شکمتان سیر شود حالا از چه راهی باشد براتان فرق نمی کند . بکوبید ، تهمت بزنید ، فحاشی کنید ، به اهانت متوسل شوید اما مطمئن باشید به جایی نخواهید رسید . ملت بزرگ و عزیز ایران درس دشمنان و شما را که با آهنگ او می رقصید و به مردم و کشور و دولت و حکومت خود پشت پا زده اید خواند ه است و جز عده بسیار کمی شانتاژهای شما را باور نخواهند کرد.آویزان شدن به ریسمان موسوی و کروبی و خاتمی که به علت مقابله با اراده ملت با سرعت باد در قهقرا قرار گرفته اند شما را نجات نخواهد داد. به خود و خدا برگردیداین راه نجات است .
    یاحق

  12. شاهین دلنشین ۲۰م مهر ۱۳۸۸ ، ۳:۱۹ ب.ظ

    چرا خاتمی در آخرین حرف‌هایش، هفت بار* حکومت کودتا را از سرنگونی‌طلبان، ترساند؟

    چون حکومت خیلی از سرنگونی‌طلبان میترسد و خاتمی سیاست دارد و اگر کسی تو را آدم حساب نکند، چرا برایت تره خورد کند و برای آدم‌حساب‌شدن، التماس اثر ندارد و زمان قیام نهائی‌ی مردم را کسی قدرت پیش‌بینی ندارد و حکومت باید از خشم مردم بترسد و خاتمی واقعن نگران سرنگونی‌ی جمهوری اسلامی است و همه فعلن منتظر نتیجه‌ی مثبت تلاشهای اصلاح‌طلبانند تا سرنگونی‌‌طلب نشوند. /// اگه مخالفی، بگو /// خاتمی: «اگر جلوی حرف زدن افراد معتقد به نظام جمهوری اسلامی ایران گرفته شود، کسانی وارد عمل خواهند شد که با اصل نظام و انقلاب مخالف هستند… /۱/ اگر اینها نتوانند حرف بزنند می‌دانید چه وضعی پیش خواهد آمد؟ آن وقت در این فضای بسته یک جانبه، هسته‌های عمل به وجود می‌آید، عملی که متوجه نفی همه اینها خواهد بود، همچنان که ما متاسفانه نشانه‌های آن را در جامعه می‌بینیم … /۲/ وقتی جلوی صداهای اصیل گرفته می‌شود هیجان ایجاد می‌شود و بعضی صداهایی شنیده می‌شود که آن صداها مطلوب نیست، … /۳/ نمی‌توانند حرف خودشان را بزنند و آن‌گاه کسانی حرف می‌زنند که به اصل اعتقاد ندارد… /۴/ ………………………

  13. حسن ۲۱م مهر ۱۳۸۸ ، ۴:۱۳ ق.ظ

    قسم نمی خورم ولی باور کنید دیگر حنایتان رنگی ندارد؛ شما از خدا بریده اید؛از معنویات که همه چیز ماست دور و به دامان غرب افتاده اید؛غرب مریض و مغرض ؛ غرب غارتگر و بی دین ؛ غرب خودپرست خداستیز ؛شما و امثال شما فقط و فقط مادیات را می نگرید و این است که بی ارزش شده اید و به دامان دشمن ملت و ایران پناه برده اید . فقط دو روزی شکمتان سیر شود حالا از چه راهی باشد براتان فرق نمی کند . بکوبید ، تهمت بزنید ، فحاشی کنید ، به اهانت متوسل شوید اما مطمئن باشید به جایی نخواهید رسید . ملت بزرگ و عزیز ایران درس دشمنان و شما را که با آهنگ او می رقصید و به مردم و کشور و دولت و حکومت خود پشت پا زده اید خواند ه است و جز عده بسیار کمی شانتاژهای شما را باور نخواهند کرد.آویزان شدن به ریسمان موسوی و کروبی و خاتمی که به علت مقابله با اراده ملت با سرعت باد در قهقرا قرار گرفته اند شما را نجات نخواهد داد. به خود و خدا برگردیداین راه نجات است .
    یا حق

  14. kaspika ۲۱م مهر ۱۳۸۸ ، ۵:۰۷ ق.ظ

    به فال نیگ نگرم این نبشته را یا به فال فنا رفتن موصوف،مشعوف باشم؟! نمیدانم؟این بغض تلنبارشده دلم را پس از مشتی که بر دیوار سیمانی ستم دادستانی این آقا فرو نشسته بود که دردش به دلم،رسوخ دارد هنوز، به سروش روح و دل بزرگت وا مینهم….

  15. mim.a ۲۱م مهر ۱۳۸۸ ، ۵:۱۵ ق.ظ

    من اینم!!! به هیچ “پی ام” یا”پیام” دیگری نمیخوانمت!!! به امید دیدار مهربان/ دوست دارم دراینجا کلمه یی مهمانم کنی به قوام امید و پایداری…
    ………………………….
    خانه ات آباد عزیز

  16. آرش ۲۱م مهر ۱۳۸۸ ، ۱۲:۱۵ ب.ظ

    “داوری” با خداست!

    احمد خاتمی: وحدت با کسانی که ولایت فقیه و قانون اساسی را قبول ندارند امکان پذیر نیست، ایسنا

    او گفت مقام معظم رهبری جامعه را به سه گروه تقسیم کرده‌اند:

    گروه اول عوام
    گروه دوم خواص اهل باطل
    گروه سوم خواص اهل حق

    خب ببینید از این ساده لوحانه تر می توان تقسیم بندی داشت. یعنی این که گروه سوم که خود را حق می دانند باید دمار از روزگار گروه دوم که از دید آن ها باطل هستند درآورند. به همین سادگی!

    هیچکس که نمی گوید من باطلم. همه فکر می کنند حق هستند. تازه اگر کسی هم حق باشد در همه موارد حق نیست.

    چه کسی باید “داوری” کند؟ خدا:

    - در هر چیزی اختلاف کنید، داوریش با خداست. شوری ۱۵

    -داوری از آن خداست. حق را از باطل جدا می کند. انعام ۵۷

    - سپس به سوی خدا که مولای حقیقی آن هاست باز می گردند، بدانید که داوری مخصوص اوست و او سریع ترین حسابگران است. انعام ۶۲

    -کسانی غیر خدا را اولیای خود قرار دهند…، خداوند روز قیامت میان آنان در آنچه اختلاف داشتند داوری می کند. زمر ۳

    -خداوند داوری می کند و هیچکس را یارای رد داوری او نیست. او سریع الحساب است. رعد ۴١

    - پیامبر از ان چه به تو وحی می شود پیروی کن. شکیبا باش تا خدا داوری کند. او بهترین داوران است. یونس ١٠٩

    - بین آن گروه که ایمان آورده اند و آن گروه که ایمان نیاورده اند، باید صبر کرد تا خداوند داوری کند. خداوند که بهترین داوران است. اعراف ٨٧

    - خداوند در روز قیامت بین منافقان و مومنین داوری می کند. نساء ١۴١

    طبق فرمایش آقای احمد خاتمی یکی از ویژگی های گروه سوم ولایت مداری است. یعنی بدون اعتقاد به ولایت فقیه، گروه سوم هم گروه اهل حق نیستند. حالا دوباره آیات بالا و بسیاری از آیات دیگر را بخوانید.

    اصلا قرار نیست همه با هم وحدت نظر داشته باشند. این اختلافات همیشه بوده و خواهد بود. باید همه اندیشه کنند و نظر داشته باشند. این باعث رشد خواهد شد. اما برای گذران امور و زندگی مسالمت آمیز درکنار یکدیگر، لازم است در معیارهای به توافق رسید. خود این توافق ها هم “ابزار” است قطعی نیست، حق و باطل نیست… و قابل رشد و ارتقاست.

    آقای خامنه ای جان هر کی را دوست داری بیا از این منطق چنین سست و بی بنیان دست بردار. این نوع منطق نه تنها موجب وحدت نمی شود که موجب قتل و شکنجه و دزدی و فساد و تقلب می شود. چرا که به آسانی می توان مطیع ولایت فقیه شد و در گروه اهل حق جا گرفت و برای زدن گردن گروه دوم شمشیر از نیام بر کشید.

    در پایان اگر گروه سوم اهل حق هستند و حق همان است که آن ها می گویند، چرا خودشان این قدر بین خودشان دعوا دارند.

  17. آزاد ۲۲م مهر ۱۳۸۸ ، ۴:۴۳ ق.ظ

    سلام خانم مسیح
    چند وقتی بود به نوشته های زیبای شما دسترسی نداشتم آخه به لطف صحبت آقای احمدی نژاد که گفت در ایران آزادی کامل وجود دارد ، و از بدشانسی من که فیلتر شکنم مشکل دار شده بود از خواندن سایت شما محروم شده بودم . اما خواستن توانستن است و به کوری چشم فیلتر کنندگان و کسانی که با آزادی می جنگند دوباره به نوشته های زیبای شما دسترسی پیدا کردم و مثل همیشه باید گفت : درود بر شما و تمام شیر زنانی که با رشادت در راه آزادی و رساندن فریاد ستم دیدگان می نویسید

    شاد باشید .

  18. Ghalam ۲۲م مهر ۱۳۸۸ ، ۱:۳۱ ب.ظ

    آیا مرتضوی تنها بود یا …؟به قول آقای نبوی فرق احمدی نژاد با خاتمی‌ در اینه که خاتمی‌ سعی‌ کرد خودش را اصلاح کنه ولی‌ احمدی نژاد نه.به نظر من هر کسی‌ تو این حکومت کثیفه یعنی‌ سیاست ایجاب می‌کنه که افراد کثیف باشند ولی‌ خوب کم و زیاد داره .ولی‌ خوب بعضی‌ ها هم تصمیم میگیرند که خود را اصلاح کنند.

  19. یک تار موی سرش می ارزد به هزاران مداح پاچه خوارونوچه.....آری درود برغیرت وشرف امثال حسین زمان ۲۳م مهر ۱۳۸۸ ، ۴:۵۳ ق.ظ

    بزرگداشت شهدا با دریافت صدها هزار تومان!
    خانواده این سردار شهید ابتدا از یک مداح دیگر برای اجرای این مراسم دعوت کرده بودند که مداح مذکور ابتدا دستمزد خود را یک میلیون و دویست هزار تومان اعلام کرده بود و سپس با درخواست تخفیف خانواده شهید، اعلام کرده بود با دریافت ۸۰۰هزار تومان نیز حاضر به حضور در مراسم سالگرد این سردار شهید می‌باشد

    سخنران و مداح مشهور تهرانی برای شرکت در مراسم سالگرد یکی از سرداران شهید صدها هزار تومان پول دریافت کردند.

    به گزارش خبرنگار «آینده»، در مراسم بزرگداشت یکی از سرداران شهید تهران که توسط خانواده وی در یکی از مساجد جنوب شهر تهران برگزار شد، سخنران و مداح مراسم مذکور پس از اجرای برنامه مجموعاً هفت میلیون ریال حق‌الزحمه دریافت کردند.

    دستمزد سخنران مراسم مذکور که یکی از ائمه جمعه تهران است، برای این سخنرانی مبلغ ۲۰۰ هزار تومان و دستمزد مداح مراسم برای کمتر از یک ساعت برنامه پانصد هزار تومان بوده است.

    گفته می‌شود خانواده این سردار شهید ابتدا از یکی از مداحان دیگر برای اجرای این مراسم دعوت کرده بودند که مداح مذکور ابتدا دستمزد خود را یک میلیون و دویست هزار تومان اعلام کرده بود که سپس با درخواست تخفیف خانواده شهید، اعلام کرده بود با دریافت ۸۰۰ هزار تومان نیز حاضر به حضور در مراسم سالگرد این سردار شهید می‌باشد.

    ۲ هفته پیش هم یک منبری مشهور برای شرکت در مراسم سالگرد تخریب بقیع در استان سمنان، ۶۰۰ هزار تومان بابت سخنرانی و ۱۵۰ هزار تومان ایاب و ذهاب دریافت کرده بود.

    ———————————————————
    درود برغیرت وشرف امثال حسین زمان بی ادعا
    دقیقا همینطور است
    چندسال پیش بنده هم برای بزرگ داشت ومجلس برادر شهیدم متوسل شدم به آقایان مداح متاسفانه یا خوشبختانه هرکدام به بهانه ای نیامدند..
    تااینکه دوست بزرگ واری گفت می خواهی حسین زمان بیاید.
    من گفتم با کمال میل..خلاصه ایشان تماس گرفند وآقای حسین زمان این انسان بی ادعا گفتند من افتخارمی کنم در مجلس شهید حضور پیدا بکنم وسعادت می خواهد..وایشان از بندرعباس …یا چابهار بود که آمدند وبدون هیچ چشم داشتی در مجلس شهید مرثیه ی خواندند…وحتی بعضی ها آن زمان ناراحت شدند.که چرا ایشان را آورده ید که برای شهید بخواند.ومن هم درمقابلشان ایستادم وگفتم ایشان یک تار موی سرش می ارزد به هزاران مداح پاچه خوارونوچه…..آری درود برغیرت وشرف امثال حسین زمان
    آرزودارم هرکجا هست تندرست وسلامت باشد

  20. در جاسک، مرده ها را در منزل می شویند ۲۴م مهر ۱۳۸۸ ، ۱:۴۲ ق.ظ

    در جاسک، مرده ها را در منزل می شویند
    !آقای احمدی نژادمدیریت جهانی پیشکش

    امام جمعه جاسک گفت: در این شهرستان هیچ غسالخانه‌ای وجود ندارد.

    به گزارش خبرگزاری فارس ، مردم این شهرستان چه شیعه و چه سنی میت خود را در منزل غسل می‌دهند و هیچ جای مناسبی در راستای غسل‌دهی میت در سطح شهر و روستاهای شهرستان وجود ندارد.وخودروئی که با آن جنازه را حمل میکنند مخصوص حمل زباله است.چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.

نظر بدهید

RSS دماسنج

گاه نویس

  • کلیپی از مصاحبه هایم با خانواده های شهیدان جنبش سبز
  • یک مصاحبه نفس گیر با دویچه وله و یک ولوله در دل خودم
  • می خواهم برای مادرم نامه بنویسم ولی مادرم مرده…
  • پرهیز از توهم اثرگذاری و وهم بی اثری؛ ما هنوز بیشماریم اما شعورِ ترسیدن هم داریم
  • به قفسه اسباب بازی کودک یک شهید عاشورا نگاه کنید
  • کروبی در محاصره نشسته است، موسوی کجاست، خاتمی، هاشمی، مردم، منتقدان، ما کجا هستیم
  • همسر یکی از شهدای بیست و پنج خرداد: مردم و رهبران جنبش ما را تنها نگذارید
  • ما به خودزنی مشغول و نمایندگان به چند زنی
  • آقای موسوی، نسل ما نه اهل قهر است و نه اهل غمزه برای دیکتاتور.
  • مادر شبنم سهرابی؛ می گویند شاهد بیاورید که دخترتان زیر چرخ های ماشین نیروی انتظامی له شد

بایگانی

  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶
  • مرداد ۱۳۸۶
  • تیر ۱۳۸۶
  • خرداد ۱۳۸۶
  • اردیبهشت ۱۳۸۶
  • فروردین ۱۳۸۶
  • اسفند ۱۳۸۵

تقویم

شهریور ۱۳۸۹
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹۳۰۳۱  

اطلاعات

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

ابزارها

دوستان

نيك آهنگ كوثر, سعيد پور حيدر, فاطمه قدياني, محمد آقازاده, امير عليزاده, مجتبي سميع نژاد, كريم جعفري, اكبر منتجبي, منصور نصيري, مهجاد, جمهور, آسيه اميني, سميه توحيدلو, سهام الدین بورقانی, وب نوشت, محمد دادفر, آرش غفوري, احسان تقدسي, فريد مدرسي, پيامبران كاغذي, ثمانه اكوان, ساغر, داريوش محمدپور, مهاجراني, مسعود بيزارگيتي, آدم, سارا معصومي و مهران قاسمي, مسعود رفيعي, فرشته قاضي, میترا خلعتبری, حسن سربخشيان, محبوبه حسين زاده, سیامک قاسمی, حسين نورايي نژاد, الناز انصاري, مسعود بهنود, ساسان آقايي, لیلی نیکو نظر, حميد متقي, داود پنهاني, مرجان توحيدي, محمد جواد روح, اميرعباس نخعي, ميثم زمان آبادي, كوروش ضيابري, مریم مجد, سهيل آصفي, معصومه ناصري, علي مهتدي, روزبه مير ابراهيمي, سامان صفرزايي, سولماز شريف, محمد رحیمی زاده, سعیده امین, چارسوق, خاطره وطن خواه, سعيد حنايي كاشاني, جميله كديور, فهيمه خضر حيدري, مهرو ملالي, پرستو دوكوهكي, هانيه بختيار, احسان عابدي, حسین پاکدل, رضا مهدوي هزاوه, ابوذر آذران, عكسخانه اي در شمال, نازنين كديور, اميد معماريان, هادي حيدري, فاطمه شمس, كريم ارغنده پور, يونس شكرخواه, هنوز, نسرین افضلی, نفيسه زارع كهن, عفت ماهباز, كافه تيتر, ايمان ابراهيمباي, امشاسپندان, حنيف مزروعي, مصطفي اكبرپور, اكرم ديداري, وحيد پوراستاد, امیر فرشاد ابراهیمی, علي شيروي, كارگاه داستان كوتاه آريا, كيوان مهرگان, بابك مهدي زاده, ندا شيروي, حامد جواد زاده, آسمان ريسمان, مريم شباني, الپر, فرزانه سالمي, پناه فرهاد بهمن, مهرانگيز كار, اسدالله امرايي, جواد منتظري, ليلي فرهادپور, عباس عبدي, پرستو سرمدي, عليرضا حسيني, مرجان طبا, مریم میرزا, ميرا, حسن سلامي.

دسته‌ها

  • اجتماعی
  • سفرنامه
  • سیاسی
  • گاه نویس

feed مسیح علی نژاد

Wordpress and وردپرس فارسی  | Theme by WordPress Pro | Reformed in Persian by An Online Friend | Creative Commons License