• خانه
  • تماس

دزد نمادها

مطلب مسافر در روز آن لاین:

آقای احمدی نژاد، کاندیدای جایزه صلح نوبل بشوید!

مرد پر حاشیه! همه کوتاه قامتان عالم، الزاما کوته نظر نیستند اما همه کوته نظران عالم، قامت شان در برابر قامت بلند حقیقت، کوتاه است، خاصه آنان که حقیقت آشکار را انکار می کنند و “روشنی آفتاب را از ما دلیل می طلبند”. شما از این دسته دوم هستید که این روزها قامت تان در برابر قیامت حق طلبی یک ملت شجاع، کوتاه دیده می شود. کسی نمی تواند به عشق و علاقه مضاعف شما برای دیده شدن در رسانه های دنیا خرده بگیرد که این پدیده عجیبی نیست اما آنچه عجیب است این است که صدای شما در مقام یک رئیس جمهور که از قضا زنده هستید و راه می روید و وجود دارید و هزاران تریبون هم در مقابل شما به صف می شود، در مقایسه با صدای ندایی که کشته شده است  و اساسا وجود فیزیکی ندارد تا تریبونی برایش کاشته شود، زیر و ریز شنیده می شود در دنیا. بی اغراق به آن اندازه که ندا آقا سلطان، سلطان خبرهای انتخاباتی ایران در جهان شد، شما نشدید. صدای  او که به خوابی آرام در گوشه بهشت زهرا مهمان است، بلندتر از صدای کسی شد که این روزها قبای ریاست جمهوری ایران در عرصه های بین المللی به تن اش زار می زند. چرا شما علی رغم این همه مصاحبه های مکرر و متعدد، به اندازه ندا دیده و شنیده نشدید؟ می دانم  به حاشیه رفتن  برای کسی که میل دیده شدن دارد، دشوار است اما دشوار تر این است که ملتی به نظاره رئیس دولتی بنشیند که  برای بیشتر دیده شدن، هر روز یکی از نشانه های کسانی که شیوه زیبا دیده شدن بلدند را می رباید. می شود خوبی های دیگران را یکی یکی مشق و مشی کرد اما نمی شود مشی دیگران را به نام خود سند زد. می شود ایده ها و اندیشه های نیک را تمرین و تقلید کرد اما نمی شود عقید ها و ایده های زیبا را دزدید و آنوقت با آن تنها یک نمایش زیبا برگزار کرد.

جناب احمدی نژاد!

اگر  ندا در صدر اخبار تمام دنیا نشست، تنها برای این بود که او ساده و آرام به خیابان آمد و نیروهای امنیتی اما با هیاهو و خشونت به جان او و هزاران نفر دیگر افتادند. ندا تنها شهید آن روز و باقی روزهای اعتراضات نبود که انکارش آسان باشد. دهها کشته دیگر را چگونه انکار می کنید؟ همه اینها تکرار درد است و بارها در گوش شما و هواداران  خوانده شد اما آنچه جدید است این است که همزمان با صدور حکم حبس ابدی که دولت سکولار آلمان برای قاتل آن زن مسلمان مصری صادر کرد، رئیس دولت جنجالی ایران نیز باید جنجالی نو می آفرید تا رسوای کسانی نشود که عکس زن مصری را به آنان نشان داده بود و گفته بود چرا دنیا برای قتل او کاری نمی کند. اذهان عمومی به آسانی می تواند دلیل همزمانی صدور حکم دولت آلمان برای زن مصری و راهپیمایی زنان بسیجی ایرانی در برابر سفارت انگلیس را دریابد. باید به ذهن پرسشگر دنیا جواب می دادی که وقتی دولت آلمان به داد خانواده زنی که شما عکس اش را در برابر دوربین های رسانه های غربی به سینه گرفته بودی رسیده است، دولت مسلمان ایران برای کشته شدن ندا آقاسلطان چه کرده است. لذا چه چیز بهتر از آنکه  دست به کار شوید تا این نماد مظلومیت را هم بربایید و دستور برپایی یک راهپیمایی ساختگی را هم صادر کنید. وقتی مادر ندا می گوید مردم پیش از بنیاد شهید، ندا را شهید خود می دانند به نظر شما کمی دیر نیست که زنان هواداراتان بعد از گذشت چهار  ماه، ناگهان یادشان بیاید که دختر مظلومی به نام ندا هم در ایران وجود داشت که گوشه یکی از همین خیابان های شهر شهید شده است؟

رئیس دولت انکار!

این اولین بار نیست که با یک حرکت رو به جلو، خودتان صاحب عزا  و صاحب انتقاد به کهریزک و صاحب نماد سبز و صاحب خیلی از نشانه های دیگر جنبش مردمی ایران می شوید. اینکار که یکی بیاندیشد و رنگ سبز را بپاشد به روی یک جامعه خاکستری و از دلش جامعه ای شاد بر آید، هنر می خواست که نقاش سیاسی ایام انتخابات چنین کرد. اینکار که یکی قید قدرت بزند و دامن رسوایی مسولان کهریزک بالا زند و پرده از تجاوز زندانیان بردارد، شجاعت می خواست که شیخ عزیز روزهای پس از انتخابات چنین کرد. اینکار که زنانی از جان بگذرند و برای باز پس گیری حق و رای خود به خیابان بیایند نیز جسارت  می خواست که دختران و زنان جوان غیر بسیجی، بی آنکه به آنان دیکته شود چنین کردند و جانشان را هم دادند.  اما شما چه کردید؟ اول  رای یک ملت را ربودید، سپس نماد جنبش سبز را و  به دنبالش جنبش سبز علوی به راه انداخته اید و سپس به سراغ شهدای جنبش رفتید. ظاهرا  این بازی تلخ کماکان ادامه دارد. اما هیچ شده گاهی فکر هم بکنی به همه این  شاهکارهایی که می آفرینی؟ خوب نگاه کن و ببین پیش و پس از انتخابات خونین هشتاد و هشت، از سبز که نماد همراهی با میر حسین موسوی بود،  موجی در ایران ایجاد شد که انکار آن دشوار بود. راهش این نبود که چون کودک لجباز گوشه مهد، که محبوبیت دیگری را بر نمی تابد، دست به بساط همبازی ببری و بازی بر هم زنی و  آرا و ابزار و اسباب و نماد دیگری را  صاحب شوی. ببین در چنته چه داری به همان ببال و همان را بپرور و اگر هم داشته هایت کفاف شاد ساختن یک جامعه غمگین را نداد، با بهره از خرد خویش، خلقی را خندان کن نه با دستبرد به خزانه خلاقیت رقیب و  صاحب شدن جسد بی جان یک شهید.

رئیس دولت دهم!

“دروغگو”و “دزد”، واژه هایی نبود که یک نویسنده و یا یک سیاستمدار در تمام این سالها به آسانی آن را در یک متن  روزنامه نگاری یا در یک مناظره انتخاباتی به کار برد. چنانچه ابتدا موسوی و سپس کروبی و بعد بسیاری از روزنامه نگاران منتقد هم این روزها دولت شما را با این پسوند ها مورد خطاب قرار می دهند. همه مبادیان آداب و اخلاق گواهی می دهند که علی رغم تمامی دهن کجی های دولت شما به یک ملت معترض، باز هم به کار بردن این دو واژه برای ترسیم و تصویر یک دولت، جسارت می خواهد که گاهی نداریم و مدام نقب می زنیم به خودمان که مثلا به جای واژه دزد، واژه دیگری را در وصف رفتار شما برگزینیم. اما واژه در برابر  وقاحت گاهی کم می آورد. شما خودت بگو نام کسی که به جای تسلیم در برابر موج سالم سبزی که به راه افتاده، شال سبز دیگری را به گردن می اندازد و هوادارانش  “جنبش سبز علوی” را در برابر “جنبش سبز راه امید” تاسیس می کنند و کاروان ساختگی غم برای ندا به راه می اندازند تا آزاد گذاشتن قاتل ندا در خیابان های تهران را توجیه کنند چیست؟ به نظر می رسد با این شتابی که در پیش گرفته اید، فردا حرف اساسی جنبش مبنی بر دخالت نهادهای تحت نظارت رهبری در انتخابات و ایجاد خشونت در حوادث پس از انتخابات را هم شما  صاحب شوید. یعنی بعید نیست در فردایی نزدیک احمدی نژادی که با تایید زود هنگام مقام رهبری توانست رئیس جمهور بماند و کابینه تشکیل دهد، خود به منتقد درجه اول آقای خامنه ای بدل شود تا از قافله قیام کنندگان و معترضان به بیت بزرگان عقب نماند. برای همین شاید بد نباشد حداقل به منظور مهیا شدن  برای یک حرکت روبه جلوی دیگز، این حرف آخرتان در ترکیه را در داخل ایران و در خیل معترضان به روند خشونت و دیکتاتوری در ایران  تکرار کنید:  “ما اعلام آمادگی کرده‌ایم که تغییرات اساسی بدهیم. ما می‌خواهیم که  ظلم، دشمنی، جنگ، تجاوز از میان برداشته شود. همه باید با هم دوست باشند و همدیگر را دوست داشته باشند. ما اعلام کردیم که آماده‌ایم جهان را به سوی صلح هدایت کنیم”.

مرد مدعی!

مومنانه نیست حرف صلح و دوستی زدن بی آنکه نماد و نشان آن را با خود داشتن. لذا در کنار یک شال سبز و جنبش سبز علوی و ژست تظلم خواهی برای ندا، مانده بود نماد جایزه صلح نوبل. اکنون، به همت همان دیدگاه کوته نظرانه کسانی که برای جایزه هم مالیات طلب می کنند، اینک بر آن شده اید تا در میان اموال مصادره شده خانم عبادی، آن نماد معروف جایزه صلح نوبل را هم در تصاحب کنید. مبارکتان باشد!


۲۳ آبان ۸۸ | گاه نویس

۹ نظر برای “دزد نمادها”

  1. یا شا ر ۲۴م آبان ۱۳۸۸ ، ۳:۵۸ ق.ظ

    “اینک بر آن شده اید تا در میان اموال مصادره شده خانم عبادی، آن نماد معروف جایزه صلح نوبل را هم در تصاحب کنید. مبارکتان باشد!”

    هر دم از این باغ …

  2. Shahyar ۲۴م آبان ۱۳۸۸ ، ۹:۵۱ ق.ظ

    مسیح جان، ممنون از نوشته هات. فقط یک توضیح کوچیک که شاملو از عبارت “روشنی آفتاب را از ما دلیل می طلبند” در جهت عکس استفاده شما بکار برده بود. یعنی خلق بیشمار نا آگاه که خورشید رو اشتباه گرفته بودند با نادانی می گفتند: چرا شاملو “روشنی آفتاب را از ما دلیل می طلبد”.

    زنده، سلامت و پیروز باشی

    …………………
    وحالا حاکیت دروغ و تقلب می کند و مثل روز بر همه روشن است دروغ هایشان اما روشنی آفتاب را از ما دلیل می طلبند.
    ممنونم از یادآوری زیبایت.

  3. آرش ۲۴م آبان ۱۳۸۸ ، ۱۱:۲۶ ق.ظ

    اعتراض رئیس مجلس به تجاوزهای خیابانی:

    لاریجانی: تعرض به نوامیس در شان یک حکومت اسلامی نیست.

    وقتی در زندان ها و بازداشتگاه ها به نوامیس مردم تجاوز می شود، این آقا چرا خفقان می گیرد؟ تجاوز حتمن باید در خیابان ها صورت گیرد تا در شان حکومت اسلامی نباشد؟
    من ریدم به این حکومت یه مشت جنایتکار مثل خامنه ای و مصباح و احمدی نژاد و رادان و… که اسم آن را حکومت اسلامی گذاشته اند.

    آقای هاشمی هم که انگار خففان گرفته است.

  4. آیدین ۲۴م آبان ۱۳۸۸ ، ۳:۳۷ ب.ظ

    چی بگم که حق مطلب رو تمام و کمال ادا کردید،ممنون به خاطر قلم و نوشته های پر مغز و نغزتون.

  5. حمایت از مرجع سبز ۲۵م آبان ۱۳۸۸ ، ۶:۳۸ ق.ظ

    مرجع سبز، نام یک پایگاه اینترنتی است که در اعتراض به فضای بسته ایجاده شده اخیر در شهر شیراز و به صورت خاص در مورد آیت الله سیدعلی محمد دستغیب ایجاد شده است.
    آیت الله سیدعلی محمد دستغیب، تنها عضو مجلس خبرگان است که در انتقاد از وقایع پس از انتخابات، در آخرین اجلاس این مجلس سخنرانی کرد و انتشار متن همین سخنرانی (و سخنرانی های صریح دیگر او در اعتراض به خیانت به آرای مردم، ضرب و شتم ملت و نحوه برخورد با معترضین) بود که موجب گردید تا او آماج حملات و فشارهای روزافزونی شود که طرح آن در برخی نهادهای نظامی و … ریخته می شد.
    حالا با توجه به فضای بسته کنونی، ما جمعی از فعالین سیاسی دانشجویی، در ابتدا با جمع آوری امضای سیصد دانشجو و در مرحله بعد تاسیس یک پایگاه اینترنتی، بر آنیم تا در حد توان خود، صدای خویش را به آنان که باید، رسانده و تلنگری به این فضا بزنیم.
    http://www.marjaesabz.com

  6. Omid ۲۵م آبان ۱۳۸۸ ، ۵:۵۲ ب.ظ

    Salam
    Vali vaghean az raeis dolat kodeta baeid nist az beyt dorogh enteghad kone be khatere in jenayat!!!!

  7. بهمن ۲۶م آبان ۱۳۸۸ ، ۱۰:۴۰ ق.ظ

    درود بر خانم علی نژاد. نوشته تان را خواندم و خوشحالم که چنین قلم صریحی دارید.

    فقط می خواستم بپرسم که مقاله هایتان در راه سبز نیست. علت را می خواستم جویا شوم.
    ……………….
    گرفتارم دوست عزیز.
    به زودی می نویسم

  8. جمشید ۲۷م آبان ۱۳۸۸ ، ۷:۴۰ ق.ظ

    راه سبز
    باز از پنجره آبی باغ
    به جهان می نگرم
    که اگر قاصدک از حوصله مرد
    چه کسی گفت پراکنده شویم
    خانه اش ویران باد!!
    جمشید

  9. من ۳۰م آبان ۱۳۸۸ ، ۵:۵۱ ق.ظ

    در همین جهالت (البته از نوع مرکبش) بمانید و با بقیه جاهلان و احمقان و دزدان و دروغگویان عالم خوش باشید.

نظر بدهید

RSS دماسنج

  • وقتي حداد در لندن از وحدت مي گويد
    حداد در كانون توحيد لندن نشست و در ميان ايرانيان مقيم لندن از ضرورت وحدت سخن گفت و هفته وحدت را در حالي پاس داشت و با قاطعيت از رفتار تصميم گيران اين سال ها در ايجاد آرامش براي برقراري وحدت قوميت هاي بومي و مذهبي و دفاع كرد كه گويي هيچ اتفاقي اين روزها براي دراويش گنابادي رخ نداده است […]
  • هراس از عذرخواهي
    در ژاپن خواب وزير دارايي در يك‌يك نشست‌هاي رسمي، رسانه‌ها را با دارندگان قدرت اين كشور رو در رو مي‌سازد و حزب منتقد دولت نيز به كمك رسانه و خواسته افكار عمومي مي‌شتابد و اين اصلا‌ به منزله مچ‌گيري تلقي نمي‌شود بلكه تعدد و تكثر ديدگاه‌ها موجب مي‌شود راه فرار از خطا براي دولت بسته و باريك بماند، بر اين اساس مقاومت براي او كه خطا كرده است دشوارتر مي‌شود چنانچه […]
  • آز آرایش براون تا گویش احمدی نژاد
    حساسيت بيش از اندازه براون در مورد حاضر شدن با ظاهري پيراسته در ديدار با اوباما كار دستش داد و او نيز سوژه مطبوعات شد آنگاه كه در اوايل همين ماه يك عكاس حرفه‌اي عكسي از براون را در ديلي‌تلگراف منتشر كرد كه او را در دقايق آخر از پنجره هواپيما نشان مي‌داد كه خانمي با مشغول گريم كردن صورت براون پيش از ديدار با اوباما بود. […]
  • روزنامه‌نگار شرمسار نباشيم
    موضوع سخنراني ده دقيقه‌اي كلا‌س، انتخاب يك آهنگ انگليسي و تحليل محتواي آن بود. بايد خوب مي‌دانستم كه قرار نيست به‌عنوان يك روزنامه‌نگار پرگويي كنم و فخر روي گشاده و اعتماد به نفس مخصوص اهالي اين حرفه را به رخ جماعت دانشجو بكشم. همه سعي‌ام را كردم تا سربه زير و كمي مضطرب و دستپاچه به نظر آيم اما از همان ابتدا كه به همت مايكروسافت، تيتر سخنراني كوتاه را روي پر […]
  • هیبت انتخابات
    اساسا در كشورهايي كه هنوز در توده مردم نشاني از اطمينان و اعتماد قابل قبول به روند برگزاري انتخابات نيست و هر روز از مجلس و محفل سياسي نسبت به سلامت انتخابات تذكر داده مي شود، بي شك حضور و حمايت صريح نظاميان در انتخابات هيمه و هيزم هر آتشي را تر مي سازد […]
  • همسران سران خاورميانه و جاي خالي ايران
    شال سفيدي بر شانه همسران سران كشورهاي خاورميانه نشست تا با دعوت امينه اردوغان همسر نخست‌وزير تركيه گرد هم آيند و در اقدامي نمادين با كودكان و زنان فاجعه‌ديده در نوار غزه همدردي كنند. اسما اسد همسر رئيس‌جمهور سوريه، رانيا همسر پادشاه اردن، وفا سليمان همسر رئيس‌جمهور لبنان، الميس سنيد همسر امير قطر، فيروزه يوسف رضا گيلا‌ني همسر نخست‌وزير پاكستان، بهار مراداوا […]
  • غم غزه و غمزه غرب
    آیا انتقاد به سیاست‌های دولت در تمام این سال‌ها كافی است تا مهر سكوت و یا بعضا طعنه‌ای بر جسدهای به زمین مانده خواهران و برادرانمان در غزه بزنیم و بگوییم خودمان درد به اندازه كافی برای گریستن داریم؟ […]
  • مسیح مهربان
    كافي است ايراني باشي و يك خانواده متوسط و تقريبا پرجمعيت انگليسي شما را به ميهماني روز كريسمس شان دعوت كند و آنگاه در كنار يكي از مراسم هاي هميشگي شان ببيني كه محمود احمدي نژاد نيز ناگهان پس از ملكه انگليس بر صفحه تلويزيون ظاهر شده است و دارد براي مردم انگليس پيام كريسمس مي فرستد […]
  • در ستایش تسلیم شدن سردار
    سردار با محاسن انبوهش، متفكر و منتظر به خبرنگار نگاه و گوش مي‌كند؛ ابتدا كمي در جايش جابه‌جا مي‌شود و بعد درست همانند بخش چشمگيري از جامعه كه معمولا‌ به گاه اشتباه، قيافه حق‌به‌جانب‌تري به خود مي‌گيرند، عمل مي‌كند تا از يك عمل اشتباه خود دفاع كند […]
  • مظلوم‌نمایی به کار سیاستمداران می‌آید
    گفتگوی رادیو زمانه با مسیح: .بر اساس قراردادی که با خودم بسته‌ام، مطالبی را که در روزنامه‌های داخل چاپ نشود، بدون دریافت هیچ‌گونه حقوق و مزایایی که بعداً به آن متهم شوم، با دوستانی که در رادیو زمانه یا روزآنلاین‌دارم، در آن‌جا چاپ می‌کنم. […]

گاه نویس

  • آقای متکی! جنایت کاران واقعی چه کسانی هستند
  • از تحقیر سرشناس ها تا تنبیه نا شناس ها
  • مردم احمدی نژاد، مردم موسوی
  • جنبش معترضان و جنون جوانکشی در ایران
  • جنبش نه بی سر است نه بی رهبر
  • اعدام آدمیت، بزمی برای بزرگان، کاش بشکند سکوت سران
  • ترور خواصی که دوپهلو با خامنه ای سخن می گویند
  • از هدیه تهرانی تا هدیه مشایی، از بیانیه موسوی تا بیانه های موسمی
  • جشن تولد مجازی ؛ تولد واقعی ندا روزی بود که با گلوله در جهان گل کرد
  • به عنوان یک روزنامه نگار سبز مبارزه می کنم، پس هستم

بایگانی

  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶
  • مرداد ۱۳۸۶
  • تیر ۱۳۸۶
  • خرداد ۱۳۸۶
  • اردیبهشت ۱۳۸۶
  • فروردین ۱۳۸۶
  • اسفند ۱۳۸۵

تقویم

بهمن ۱۳۸۸
د س چ پ ج ش ی
« دی    
 ۱۲۳۴
۵۶۷۸۹۱۰۱۱
۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸
۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵
۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰  

اطلاعات

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

ابزارها

دوستان

نيك آهنگ كوثر, سعيد پور حيدر, فاطمه قدياني, محمد آقازاده, امير عليزاده, مجتبي سميع نژاد, كريم جعفري, اكبر منتجبي, منصور نصيري, مهجاد, جمهور, آسيه اميني, سميه توحيدلو, سهام الدین بورقانی, وب نوشت, محمد دادفر, آرش غفوري, احسان تقدسي, فريد مدرسي, پيامبران كاغذي, ثمانه اكوان, ساغر, داريوش محمدپور, مهاجراني, مسعود بيزارگيتي, آدم, سارا معصومي و مهران قاسمي, مسعود رفيعي, فرشته قاضي, میترا خلعتبری, حسن سربخشيان, محبوبه حسين زاده, سیامک قاسمی, حسين نورايي نژاد, الناز انصاري, مسعود بهنود, ساسان آقايي, لیلی نیکو نظر, حميد متقي, داود پنهاني, مرجان توحيدي, محمد جواد روح, اميرعباس نخعي, ميثم زمان آبادي, كوروش ضيابري, مریم مجد, سهيل آصفي, معصومه ناصري, علي مهتدي, روزبه مير ابراهيمي, سامان صفرزايي, سولماز شريف, محمد رحیمی زاده, سعیده امین, چارسوق, خاطره وطن خواه, سعيد حنايي كاشاني, جميله كديور, فهيمه خضر حيدري, مهرو ملالي, پرستو دوكوهكي, هانيه بختيار, احسان عابدي, حسین پاکدل, رضا مهدوي هزاوه, ابوذر آذران, عكسخانه اي در شمال, نازنين كديور, اميد معماريان, هادي حيدري, فاطمه شمس, كريم ارغنده پور, يونس شكرخواه, هنوز, نسرین افضلی, نفيسه زارع كهن, عفت ماهباز, كافه تيتر, ايمان ابراهيمباي, امشاسپندان, حنيف مزروعي, مصطفي اكبرپور, اكرم ديداري, وحيد پوراستاد, امیر فرشاد ابراهیمی, علي شيروي, كارگاه داستان كوتاه آريا, كيوان مهرگان, بابك مهدي زاده, ندا شيروي, حامد جواد زاده, آسمان ريسمان, مريم شباني, الپر, فرزانه سالمي, پناه فرهاد بهمن, مهرانگيز كار, اسدالله امرايي, جواد منتظري, ليلي فرهادپور, عباس عبدي, پرستو سرمدي, عليرضا حسيني, مرجان طبا, مریم میرزا, ميرا, حسن سلامي.

دسته‌ها

  • اجتماعی
  • سفرنامه
  • سیاسی
  • گاه نویس

feed مسیح علی نژاد

Wordpress and وردپرس فارسی  | Theme by WordPress Pro | Reformed in Persian by An Online Friend | Creative Commons License