• خانه
  • تماس

آقای ابطحی! تا دیر نشده بت اعتراف سازان را بشکن

پیش نامه:

این نامه یک نوشته کاملا معمولی است  به یک سیاستمداری که در زندان مجبور به اعتراف شد ملتی پشت او ایستاد و اینک که خارج از زندان است نیز ملتی پشت او ایستاده است. آن آقای ابطحی متفاوت و بزرگواری که ما می شناسیم  از این نامه به دل نمی گیرد پس لطفا دوستدارانش هم به دل نگیرند و بگذاریم  گاهی وقت ها  گلایه هایمان به سیاستمداران مان، زبان بروز یابند تا به کینه های نهفته  در جامعه تبدیل نشوند.  با زبان فاخر می شود حتی از خدا هم طلبکار بود تا چه رسد به سیاستمدارانی که ملت این روزها بی هیچ منتی، عزیزانشان را به دلیل اعتماد به این جمع از دست داده اند و باز در میدان اعتراض و مبارزه پشت همین سیاستمداران ایستاده اند. چنانچه مادر داغدار شهید سهراب  عزیز با دسته گلی به دیدار بهزاد نبوی می رود و دیده تر او بیناد هرچه سکوت مصلحت اندیشانه را بر می اندازد. پشت هم را خالی نکنیم اما تکیه گاه های کاه گلی و سست برای هم نباشیم.

اگر کامنتی هم دوستان می گذارند لطفا «دیپلماسی مبتنی بر زبان فاخر » را هم رعایت کنند .

از اعتراف تا انتظار

آقای ابطحی عزیز!  به سکوت تان عادت نداریم…

اجازه بدهید تا به زندان برنگشته اید مخاطبِ نامه ام باشید؛ شما که این روزها میهمان عزیز جمعی غریب در خانه شده اید می دانم که نق زدن به کسی که عزیز جمعی می شود دشوار است؛ اما به دشواری پنهان کردن علامت سوال از چشم ها و نشان دادن برق چشمی از سر ابهام نیست، به دشواری برگزاری جشن آزادی با خروار خروار خیال دربند نیست… نمی شود ما سور آزادی عزیزان دربندمان را به سفره بنشینیم و تنها کمی آنسو تر، از جوانی به نام سهراب تنها یک قاب باقی مانده باشد و زنی تکیده که زیر قاب نشسته است و زار می زند. نمی شود ما عزیز دربندمان را گل باران کنیم و آنگاه تنها کمی آنسوتر، گل های سر مزار دختری به نام ندا را لگد مال کنند و هوار مادرش هوای دل ملتی را ابری کند که به سنگ قبر عزیزش هم رحم نکرده اند. انگار نمی چسبد این شادمانی، وقتی مادر روستایی دانشجوی جوانی به نام کیانوش در به در دنبال قاتل فرزند شهیدش می گردد. خنده های ما زود یخ می کند وقتی مادر زندانی کم شهرت تری چون آقای داوری از شهرستان بجنورد به تهران می آید و می گوید یا مرا هم بیندازید زندان یا حداقل بگویید آیا پسرم هنوز زنده است؟ ممکن است به نق زدنی عبث تعبیر شود اما لیست غم های ما دراز تر از عمر بازجویان و آن دسته از بسیجیانی است که قرار را زیر پا گذاشته اند و به جای دفاع از ملت به رویشان گلوله کشیدند وقتی شما نبودید… آری آقای ابطحی اگر ادامه دهیم به انتهای لیست غم هایی که در نبود شما معترضان به یک انتخابات را ویران کرد نخواهیم رسید؛ اما به انتهای توقع این یک ملت دردمند از سیاستمداران شان چرا… مرد با مرام وبلاگستان! مردمی که در بزنگاه های مختلف سیاسی، کلید واژه سیاستمداران هستند با مردمی که ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم به خودش دیده است، فرق بسیار دارند. تا آنجا که میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی نیز بی تعارف، بی آرایش و بی پیرایش، اعلام کرده اند که اگر جنبش اعتراضی در ایران شکل گرفت این مردم بودند که جنبش را رهبری کردند و نه هیچ گروه و رهبری؛ چنان که وقتی مقام رهبری، انتخابات را در سخنرانی اولین نماز جمعه بعد از انتخابات تایید کرد باز هم مردم به خیابان آمدند و همان روز دهها شهید و کشته دادند… نه منّتی در میان بود، نه توقّعی! همین مردم به همان اندازه که سوگوار و عزادار عزیزان از دست رفته خود بودند، با سیاستمداران دربند نیز اعلام همبستگی کردند و پا به پای خانواده های زندانیان به نظاره ی دادگاه های نمایشی نشستند و باز هم بی هیچ توقعی چشم و گوش بر آنچه در بیدادگاه بزرگان شهر برگزار بود بستند و چشم به راه روزهایی نشستند تا دل و دهان زندانیان، جایی بیرون از چاردیوار دادگاه و بازداشتگاه و زندان باز شود و شرح واقعیت را از زبان خودشان و در خانه خودشان بشنوند و باور کنند. راستی خبر داری از ملتی که بی قرار و پریشان، پای برنامه ویژه صدا و سیمای ضرغامی نشست تا هنگامی که شمارا وا داشتند دست بالا ببرید و بر موسوی و خاتمی و کروبی خرده بگیرید، به جای شما و برای شما اشک بریزد… برایت آیا خبر آوردند که چگونه ملتی، همیشه متهم به سستی ایمانی، بر ایمان خود بالید آنگاه که شما را مجبور کردند فصل به فصل اعتراضات مردمی را به دلخواه بازجویان نقد کنید؛ همان ملتی که شما را چون شیران به دام افتاده بر شانه های خود بالا می برد تا مبادا شما را به کلمه و کلامی آنی برنجاند؟ سبزها حوصله می کردند، سفیدها مراقب بودند، همه ظرافت به خرج می دادند… اینها که می نویسم تنها وصف حال جماعت روزنامه نگار و وبلاگ نویس نیست که چند روزی روزنامه ها و وبلاگستان را روی سر بازجویانت آوار کرده بودند تا بیش از این به سید خوش خنده و خوش قلم شان جسارت نکنند؛ حتی جوان ترین عضو خانواده وبلاگستان هم به گمانم خامی نکرد که پس از اعتراف شما، نوک قلم تیز کند و قهرمان خیالی به میدان طلبد! جل الخالق نمی دانم چه رخ داده بود که بسیاری از سبز ها و سفیدها تا به این حد بزرگ اندیش شده بودند. دیگر دنبال قهرمان سازی نبودند و واقع بینانه، اعتراف را هم راهی برای مبارزه دانستند و سرافکنده و سرشکسته نشدند… بر مزار بازجوهای بی نام و نشانی که شما را به اعتراف واداشته بودند می گریستند و آنها را مرده فرض می کردند اما شما را زنده و استوار می دیدند و همپای شما و با شما، بازی وبلاگی اعتراف به راه انداختند تا جنبشی را از هجوم یأس برهانند. مشاور شیخ شجاع روزهای ترس! شیخی که به مشاوره های شما در انتخابات می بالید، ذره ای چین به پیشانی نینداخت آنگاه که مشاورش با صورتی درهم او را هم متهم به اغتشاش می کرد. او گذاشت دل قاضی و بازجویان یک دادگاه رسوا خوش باشد به ایجاد تحولی چنین رسوا تر که در مدت کمتر از یک ماه، آنکه در فیلم تبلیعاتی کروبی حرف اصلی را می زد، اینک ناگهان منقلب شده است و به شیخ می تازد. مهدی کروبی و سید محمد خاتمی هر دو به مشاور و معاون خود بالیدند و از گرد راه نرسیده، میهمانش شدند در روزهای مرخصی؛ تا نشان دهند که سرافکندگی معنا ندارد وقتی اسیری را وادار به واگویه علیه همراهانش می کنند. آقای ابطحی ! اینها تنها تصویر ساده ای است از آنچه بر جامعه و همراهان شما رفت آنگاه که شما دربند بودید و هر آنچه می گفتید را هیچ کس باور نکرد. آنگاه که همکارانم یکی یکی به زندان رفتند و یکی یکی درست عین خودتان در برنامه ویژه ی اعتراف نشستند، شما همراه و پناه خوبی بودید و برای همین هیچ کس از شما به دل نگرفت وقتی یک بار نام “پشیمان” را برای وبلاگ نویسان معترف.به کار بردید حتما یادتان هست همان وبلاگ نویسان پشیمان بعدها که آزاد شدند یکی یکی به خلوت شما آمدند و علت واقعی پشیمانی در زندان و اعتراف در تلویزیون بزرگان را برای شما گفتند؛ گفتند آنچه که در تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی ایران بر زبان شان جاری شده بود ساختگی بود و حاصل فشارهایی که تاب و تحمل اش دشوار بود. آنها گفتند و شما یاریگر شدید و اولین کسی بودید که در وبلاگ خواندنی تان نوشتید که این اعترافات بی اعتبار است؛ امروز چه؟ می دانم طرح این سوال هم شاید اختلاف افکنی تعبیر شود، یا جمعی دیگر ممکن است خرده بگیرند که از خانه دور مانده ای و انتظار عبث داری که قهرمان به میدان می طلبی… اما… نمی شود آقای ابطحی! که هیچ نگفت وقتی چشم های یک ملت دردمند خیره به صفحه شما مانده است تا نشانی بیابد از بی نام و نشان هایی که به نام شما از روزهای خوش اوین مطلب می نوشتند و حال همه ما را ناخوش می کردند. نبودید که ببینید چه موجی از مهر در گرفت آنگاه که موج بی مهری بازجویان برخاست و دادگاهی ساخت که متهمان اش یک به یک به صف می شدند و با صورتی زار و نزار بر علیه خودشان اعتراف می کردند. نبودید که ببینید حتی رقیبان انتخاباتی تان هم به حلقه رفیقان پیوستند و رندانه بر بازی دل آزار دادگاه نمایش شما و دربندان دیگر خندیدند تا مبادا دل بیدادگاهیان از داد ما آباد شود. اما حالا که هستید چه؟ هر آدمی شاید تنها یک بار یک فرصت تاریخی در اختیارش باشد که بتواند بر سرنوشت یک ملت دردمند تنها کمی تاثیر بگذارد. اینجا وقتی می گویم ملت، صحبت از ملتی است که در ایران دیده و شنیده نمی شوند؛ ورنه متاسفانه ملتی که هوادار یک دولت باشد نه اندکند و نه تریبون هایشان اندک. شما برای یک ملت بی تریبون و بی توقع، فقط یک نشانه برجای بگذارید یا حالی از خانواده های شهدا بپرسید. از این نامه هم به دل نگیرید که نامه های بی پرسش و پرستایش هم کم نیستند این روزها…

پاسخ ابطحی به نامه:
خانم علی نژاد ممنونم از متن نوشته قشنگی که مثل همیشه از سر سوز نوشتین و این بار خطاب به من .منم موافقم با دوستانی که معتقدند به اشخاص نباید دل بست. به فکر وانیشه باید دل بست. ۶ سال هر روز نوشتم.نوبتی هم باشه نوبت سکوت ما است.بازم ممنون.دو سه بار تو این هفته البته با آقای خاتمی و کروبی حرف مفصل زدم.خیلی لطف داشتند . منم دوسشون دارم.

حاشیه های نامه:

ما چراکلمات مان را با حوصله انتخاب نمی کنیم که خانه و خلوت کسی را ویران نکنیم؟ ما چرا باید از کلماتمان بوی تند طعنه و تحقیر بیاید؟ ما چه فرقی با کیهان و شریعتمدارانی داریم که در قاموس شان همه آنان که مثل آنها نمی اندیشنمد فاسد و فاحشه و احمق و ابله تلقی می شوند؟
جواب اینها را بدهیم و بعد دست به قلم ببریم.
برای نامه نوشتن به ابطحی و عطریانفر عزیز هزار بار با خودم کلنجار رفتم . هزار بار مردم و زنده شدم تا کلماتی را برگزینم که از آن بوی طعنه و تحقیر نیاید . من با هردو این زندانیان به ظاهر از بند رهیده ساعت ها به گپ و گفت نشسته ام و سالها مدیون نقد و گاه زبان تلخی هر دویشان بوده ام که من و باقی همکارانم را با نقد صریح شان ساخته اند..
هم آقای ابطحی مطلبی بر علیه من در وبلاگش نوشت آنگاه که آقای خاتمی را به دلیل عدم تبریک به برنده ایرانی جایزه صلح نوبل در راهروهای مجلس به پرسشی میهمان کرده بودیم که همان مطلب در روزنامه شرق هم کار شده بود و عجیب آن روزها سخت بود که شرق علیه خبرنگاری مطلب بنویسد آن هم از زبان معاون رییس جمهور. و هم آقای عطریانفر در یک مناظره بعد از مقاله آواز دلفین ها کنایه ای زد که رسانه های راست و محافظه کار هم بازار خبرشان داغ شد. اما من در هر دو مورد نه تنها از ارادت و علاقه ام به این دو عزیز پرتلاش عرصه رسانه (مطبوعاتی و مجازی) کم نشد که به کرات یادم دادند علاقه و ارادت یک سوی ماجرا است و حقیقت سوی دیگر آن. از خود این دو بزرگوار یاد گرفتم که اگر کسی را دوست دارم نقد و نظرم را هم باید بگویم. من از خود این دو عزیز یاد گرفته ام که پرسشگری و نقد را فدای رفاقت و مصلحت نکنم. برای همین نامه ای به نام ابطحی نوشتم و از او سوال کردم که چرا بعد از زندان سکوت کرده است. بی شک برای منی که از خانه و خانواده رانده و دور مانده ام و درغربت موقت خویش تبعید شده ام هم خیلی آسان نیست از دور نشستن و تاختن به عزیزان اما این اوج بی انصافی است که اجازه ندهیم صاحب نامه خود سخن بگوید و ما به جای او زبان به طعنه و تحقیر بگشاییم.
هنوز از انتشار مطلب زمان زیادی نگذشته است که کامنت ها و ایمیل ها و کوتاه نوشته های این سو و آن سو آوار می شود روی سرم که از آن جز بوی تحقیر کردن نمی آید.

۰۸ آذر ۸۸ | گاه نویس

۳۹ نظر برای “آقای ابطحی! تا دیر نشده بت اعتراف سازان را بشکن”

  1. زهره ۸م آذر ۱۳۸۸ ، ۴:۳۸ ق.ظ

    وقتی ابطحی رو دیدم که با لبخند ملیحش به ابروی خودش لگد میزنه و عطریانفر رو که چه با هیجان طبل رسوایشو میزنه مثل پدرم بغض کردم و بر خلاف پدرم گریه .
    بغض کردم که چطور ابروی انسانی رو برای قدرتشون سلاخی میکنن و گریه کردم برای تنهایی ملتی که حتی وقتی به شعورشون علنا توهین شد هیچ تریبونی برای فریاد نداشت .
    ای کاش وبلاگ نویس عزیز ی که یکبار به ابروش پشت کرد و شاید به نظرش مصحت بینانه عمل کرد بیاد و مردونه بایسته و کمک کنه تا از غرور شکستمون صلاح توفان بسازیم و به ارباب و نوچه هاش ثابت کنیم ما پیرو انانیم که با خون خود نوشتند بر سنگفرش کوچههامان : به نام خدای ازادی .
    (بابت توجه به پیغامی هم که برات گذاشته بودم ممنون )

  2. آریابان ۸م آذر ۱۳۸۸ ، ۵:۰۵ ق.ظ

    گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که …

  3. بهزاد ۸م آذر ۱۳۸۸ ، ۶:۰۴ ق.ظ

    بنده و شما از شرایط ابطحی آگاهی نداریم ولی از او انتظار داریم تا بایستد و افشا کند و بداند که حداقل ۷۰ جوان ایرانی کشته شدند تعداد بسیار بیشتری زندانی مورد ضرب و شتم و حتی تجاوز قرار گرفتند ولی این ملت هنوز ایستاده است و آماده هر هزینه ایست ولی انتظار داره که سیاستمدار ها نیز آماده پرداخت هزینه باشند نه اینکه مصلحت طلب و عافیت خواه.

  4. Reza ۸م آذر ۱۳۸۸ ، ۷:۰۳ ق.ظ

    درست که روزنامه نگار باید انتقاد کنه و به همچیز گیر بده، اما نباید زیاد از حد هم آش رو شور کنه و تبدیل به یه idealist بشه که انگار در تو خلا زندگی میکنه و هیچی از دنیا اطراف نمیدونه. یادمه که به گنجی هم گیر الکی دادی که چرا نمیاد ایران، اگر چه که فایده این آدم تو دنیا آزاد بیشتر از فایدش از گنجی تو زندانه. خلاصهسعی کن حسین درخشان نشی ها!!!

  5. رضا ۸م آذر ۱۳۸۸ ، ۷:۰۹ ق.ظ

    این جنبش قربانی زیاد داده است . جوانهای زیادی جانشان قربانی شد . بعضی هم آبرویشان در معرض قربانی شدن قرار گرفته است .

    همه می دانیم در زندانها چه بر سر این عزیزان آمده است . بهتر است با قضاوتهایمان آبروی این عزیزان را خودمان قربانی نکنیم .

  6. Behravesh ۸م آذر ۱۳۸۸ ، ۷:۱۲ ق.ظ

    SALAM
    1- BEBAKHSHID FONT FARSI NADARAM VA MOSHKELAT ….
    2- MAMNON KE SHOMA ZHORNALISTHA HARFE DELE MARO MIZANIN. HAMAMON MIDONIM KE ETERAFAT BEZARBD O ZOR BODE. MAN KE BA GOSHT VA KHONAM HESMIKONAM. TO ON SHARAYET BODAT. AM MIKHAM BE BOZORG MARDEMON ABTAHI BEGAM : MO BEHTAR AZ MA MIDONI KE ESHTEBSHE YE ALEM YE ALAM RO BE VARTE TABAHI MIBARE. MIDONAM BESYAR BESYAR SAKHTE AMA ZABAN BAZKON VA BEGOO. MABE GOFTANE SHOMAHA EHTIAJ DARIM

  7. جواد ۸م آذر ۱۳۸۸ ، ۷:۳۱ ق.ظ

    مسیح عزیز و نازنین.یقین که بیاد داری مدتی پیش مطلبی با عنوان احساسات و عقلانیت برایت فرستادم.متاسفانه تعداد قابل توجه ای از ما ایرانیان در تصمیم گیری اسیر احساسمان هستیم. اگر کسی را دوست داریم فقط تعریف و تمجیدش را روا می داریم و بر عکس.به گمانم تا تحمل نظر متفاوت را نداشته باشیم و نقد را که محصول بی همتای زندگی مدرن است ارج ننهیم در بر همین پاشنه میچرخد و ما همچنان بر جای خود ایستاده ایم. فکر میکنی به گفته اخوان نازنین ایا امید رستگاری نیست؟

  8. Naser ۸م آذر ۱۳۸۸ ، ۷:۳۲ ق.ظ

    ba dorod bar nevisandeye in matlabe kotah !!!!!!!

  9. Behravesh ۸م آذر ۱۳۸۸ ، ۷:۵۹ ق.ظ

    سلام

    ۱- ببخشید فونت فارسی ندارم و مشکلات ….
    ۲- ممنون که شما ژورنالیستها حرف دل ما رو میزنین . هممون میدانیم که اعترافات به ضرب و زور بود . من که با گوشت و خونم حسش کردم و تو اون شرایط بودم میداندم چه جهنمیه . اما میخوام به بزرگ مردمون ابطحی بگم : شما بهتر از ما میدونی که اشتبا ه یک عالم یک عالم رو به ورطه تباهی میبره . میدونم بسیار بسیار ساخته اما زبان بازکن و بگو . ما به گفتن شما ها احتیاج داریم

  10. ویلیام ۸م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۱:۱۲ ق.ظ

    خانم مسیح علی نژاد
    سلام
    خوشحالم که بطور مرتب دو ماهی هست که از طریق google reader مطالبتون رو دنبال میکنم.

    در مورد نامه ای که برای آقای ابطحی نوشتید اما نمی شد دیگه سکوت کرد.
    خواستم نظر شخصیم رو بگم.
    هم شما درست میگید که ایشون اگر بتونه حرف بزنه حداقل چند صد پله جنبش سبز جلو می افته و هم ایشون راست میگه که میخواد سکوت کنه.
    فکر میکنید ۸۰۰ میلیون وثیقه چه دردسری داره جور کردنش.
    اصلا فرض هم بگیریم که این حاکمین انسانهای با خدایی هستند و هیچ وقت کسی رو تهدید نمی کنند که در صورت حرف زدن خانوادش رو در یک تصادف ساختگی می کشند.
    همین که چند خانواده با هم جمع شدن و وثیقه جور کردن تا یک نفر آزاد بشه . این درسته که پای همه ی اون افراد گیر بیفته.
    البته شما حق دارید به تناوب و همیشه به حاکمین در مورد برخوردهای غلط تاخته اید و به حق هم محکومشان کرده اید.
    اما چه می شود کرد حالا که ابطحی نمیتواند صحبت کند و زبانش را بسته اند (با وثیقه و تهدید) این وظیفه ی ماست که نگذاریم مانند دیگر دوستان سالیان سال صبر کنند تا به جهت یک محبت و بخشش وثیقه ها آزاد و قفل زبان باز شود. باید کاری کنیم که در همین ایران در دادگاههای صالح واقعیات را بگویند.
    میدونم که در گفتن خیلی راحته اما دلم گواهی میده اون روز نزدیکه که امثال آقای ابطحی بیان و واقعیتی که بر ایشان در سلول ها گذشته رو بگن.
    به امید روزهای سبز

  11. Ayeneh ۸م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۲:۴۲ ب.ظ

    من با مسیح موافقم. نمیگویم که ابطحی باید افشاگری آنچنانی کند چون هنوز زیر تیغ این حکومت جنایتکار است اما انتخاب سکوت را هم در این شرایط عجیب میدانم. حتی زبان طنز و کنایه را نیز میشود پذیرفت ولی سکوت؟!!

  12. زبان سبز ۸م آذر ۱۳۸۸ ، ۱:۳۷ ب.ظ

    مسیح جان

    ســـــلام

    مهدی افشار نیک برای بازجوی رمضان زاده نوشته بود “ بازجویی و خبرنگاری در دو افق متفاوت سیر می‌کنند اما در پرسشگری با هم یکسانند، هر چند آن برای پرونده و محکمه و قضاوت یا به‌پا‌ کردن شوی تلویزیونی می‌پرسد و این برای روشن شدن افکار عمومی و انتشار. اما در یک نقطه با هم مشترکند البته با ماهیتی بسیار متفاوت” . نوشته ی شما خطاب به ابطحی همان نقطه ی مشترکی است که مهدی گفته بود . نیک گفته بود ، باورم شد .

    مسیح جان

    آوار نمی شوم سرت . فاخرانه می پرسم. ” اعترافات ِ اجباری” یعنی چه ؟ ” نامه ی سرگشاده” را برای چه کسی می نویسند ؟ از” شهوتِ شهرت” تا “شهوت ِ قدرت “ چقدر راه است ؟

    مسیح جان ،

    خوب گفته ای خودت “ بگذاریم گاهی وقت ها گلایه هایمان به سیاستمداران مان، زبان بروز یابند تا به کینه های نهفته در جامعه تبدیل نشوند “ . “قید” ِ این جمله ات را نباید زد ، مسیح جان !! برای ما که سحر را باور داریم ، اندکی صبر دشوار نیست . “زمان ِ بروز” هم به اندازه ی ” زبان بروز” مهم است . خوب قید کرده ای خودت : گاهی وقت ها … گاهی وقت ها …گاهی وقت ها …

    سارا زرتشت

  13. جواد ۸م آذر ۱۳۸۸ ، ۱:۵۹ ب.ظ

    جمعه قسمت شد و اقای ابطحی رو توی رستوران اکبر جوجه! دیدم/ رفتم جلو بی هوا به قول معروف در اغوش گرفتمش/ دم گوشش گفتم بهت افتخار میکنیم اقای ابطحی خیلی مردی/
    مسیح وقتی چشماشو دیدم داشت برق میزد به مولا//
    به من که انگار دنیا رو داده باشن/ عیدی خوبی بود واسم/
    خلاصه الان استراحت هستش/ بذار رفت تهران ایشالا مینویسه

  14. مداحانی که قبل از دعا خواندن دستورکشتن می دهند ۸م آذر ۱۳۸۸ ، ۲:۲۹ ب.ظ

    مداحانی که قبل از دعا خواندن دستورکشتن می دهند
    اگرچه هنوز مشخص نیست این افراد با دستور چه شخصی مسلح شده و اقدام به قتل کرده‌اند، اما شنیده‌های خبرنگار آینده حاکی از آن است که سرحلقه مذکور به تعدادی از عوامل خود دستور داده است پس از آزادی این افراد، از آن‌ها مانند قهرمان تجلیل شود!

    - عکس خبر تزئینی است -

    در حالی‌که تعدادی از مداحان مشهور تهران سرحلقه تحریک و هدایت لباس‌شخصی‌ها را در جنایات پس از انتخابات برعهده داشته‌ و برخی مداحان نیز، در دعای عرفه امسال اقدام به تهدید جهت اقدامات خودسرانه کرده‌اند، اطلاعات خبرنگار “آینده” حاکی از آن است که برخی از اعضای این حلقه، هم‌اکنون به دلیل قتل در زندان به سر می‌برند.

    به گزارش خبرنگار “آینده”، حلقه تعدادی از مداحان تهران که با ارتباطات گسترده سیاسی و اقتصادی، اقدام به سازماندهی گروهی از لات‌های تهران کرده و از این گروه به عنوان لباس‌شخصی در سرکوبی مردم و برخی جنایت‌ها نظیر مجتمع سبحان و کوی دانشگاه استفاده کردند، هم‌اکنون نیز که به دلیل سخنان صریح رهبر انقلاب در نهی این‌گونه اقدامات با بحران مواجه شده‌اند، تلاش می‌کنند با القای ناامنی و بحران، مجدداً فضا را ملتهب کنند.

    گفته می‌شود در حوادث پس از انتخابات، ح – م که باجناق ح – س یکی از مداحان مشهور تهران است به همراه ر – م از دوستان وی به اتهام اقدام به قتل فردی در خیابان یوسف‌آباد تهران در زندان به سر می‌برد. این دو نفر متهمند قتل را به وسیله یک اسلحه که از ح – س دریافت کرده بودند، انجام داده‌اند.

    اگرچه هنوز مشخص نیست این افراد با دستور چه شخصی مسلح شده و اقدام به قتل کرده‌اند، اما شنیده‌های خبرنگار آینده حاکی از آن است که سرحلقه مذکور به تعدادی از عوامل خود دستور داده است پس از آزادی این افراد، از آن‌ها مانند قهرمان تجلیل شود!

    تحریک به انجام خشونت توسط مداحان تلویزیونی و اقدام به قتل به وسیله سلاح گرم غیرمجاز در حالی انجام می‌شود ه مطابق با کلیه فتاوای شرعی و قوانین اسلامی مجازات اعدام بر مرتکبین و حبس‌های طولانی مدت برای تحریک‌کنندگان و مباشرین را به دنبال دارد.
    مطالب مرتبط
    نام ۵ مداح مشهور تهران در فهرست سازمان‌دهندگان لباس‌شخصی‌ها نظرات بینندگان:
    راستی از ع-ف و ق-ل چه خبر؟؟ م-ی و ص- ن خوبند؟
    این چه وضع خبررسانی آقا؟ مگه بده بی خیال این خبر شین؟!!
    متاسفم برای شما…! آینده تو دیگه اینکارو نکن

    کد: ۹۹۶۶۳ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۴۳

    مرگ بر شعبون بی مخ های جدید . عامل دست هزار دستان

    کد: ۹۹۶۸۲ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۴

    نگید مداح بگید یک سری شعبان بی مخ که از یه شعبون بی مخ دیگه خط میگیرند و حتی به دستور او مجهز به سلاح گرم هم میشوند.عجب آشفته بازاری شده.و یعنی شما باور دارید که اینها رو سپاه یا وزارت اطلاعات نمیدونه؟!!!!!!!

    کد: ۹۹۶۸۸ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۷

    مداحان سخنان مردم برای محاکمه سران اغتشاش را می گویند که این حق مردم است جو سازی بی مورد نکنید

    کد: ۹۹۶۹۰ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۸

    jjjoookkkk!!!!

    کد: ۹۹۶۹۴ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۹

    مگر کسی که قتل انجام دهد آزاد می شود !! شاید هم این آقا باتوجه به نفوذی که دارند از حالا مطمئن است که متهمین تبرئه خواهند شد . که برنامه ریزی برای تجلیل انجام می دهند.

    کد: ۹۹۷۰۰ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۰۳

    اگه اغتشاش وشلوغی نباشه مداحان باید برن غاز بچرونن.پس عامل تمام اغتشاشات خودشونن.

    کد: ۹۹۷۱۵ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۱۱

    آقا امام زمان خودش پشتیانه مداهان احل بیتش هست , شما ها هم کاسه کوزتونو جمع کنید وگر نه به عذاب الهی دچار میشیدو امت حذب اللهی درس فراموش ناشندنیو بههتون میده.

    کد: ۹۹۷۲۹ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۱۷

    از دوستان سایت آینده می خواهم در راستای خبررسانی شفاف و روشن از بکار بردن اصطلاحات کوتاه ( ح -م ) و ( ح- س ) و … که شاید برای اکثر خوانندگان سایت نامانوس و ناشناخته بنظر رسد ، خودداری کنند .

    کد: ۹۹۷۳۱ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۱۸

    بنام خدا
    خود کرده را تدبیر نیست این مداحی و مداحان را کسانی بوجود آورند که به عبارت خودشان مردم ما یاد گرفته اند چه حرفی را بزنن چه حرفی نگویند

    کد: ۹۹۸۱۵ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۵۰

    مزدورهای دولت هستن دیگه و الا چرا در سخنرانیهاشون اونها رو تهدید نمی کنن!!!!!!!

    کد: ۹۹۸۲۲ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۵۳

    مداحان محترمه و سینه زنهایشان آماده میشوند برای محرم و صفرتااز دوستانشون درعالم رفاقت با سینه وزنجیروقمه<ببخشیدممنوع شده بجاش…gt;
    حمایت نمایند.خداقبول کنه.انشااله….

    کد: ۹۹۸۲۳ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۵۳

    شکمشونا نگاه کنید وبه بطن قضیه بنگرید چه این عکس تزیینی باشه چه واقعی پر از قیمه پلو وچلو گوشت بیت المال مرد باش اینده ونضر مرا به عنوان یک مخاطب همیشگی درج کن

    کد: ۹۹۸۳۳ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۵۴

    تنها چند مداح هستند که از جایگاه مرثیه ثرایی برای اهل بیت سوء استفاده کرده و از آب گل آلود ماهی می گیرند/ به نظرم نباید الباقی مداحان عزیز و خوشنام کشور را با آنها هم کاسه کرد/ مقام معظم رهبری هم چند باری به آنها گوشتزد کرده بودند ولی آنها باز هم از ابو موسی اشعری های زمان پیروی می کنند

    کد: ۹۹۸۵۱ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۰۱

    کد: ۹۹۷۲۹ بزن تو کمر تو وهمه قاتلین .

    کد: ۹۹۸۶۲ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۰۶

    این از نشانه های اخر الزمان است

    کد: ۹۹۸۶۹ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۰۷

    ح س جلسه هفتگی اش در خیابان پیروزی برگزار میشه بد نیست برای امتحان یک بار برید جلسش تا با خودشو و نوچه هاش آشنا بشین ببینید چه جور آدمایی هستند ..البته اگر فکر میکنید از دین زده میشید نرید

    کد: ۹۹۸۷۲ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۰۸

    عذاب تونم چشیدیم کمتر حرف بزن مداح اهل حکومت.

    کد: ۹۹۸۷۶ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۰۹

    حیف از شعبان بی مخ

    کد: ۹۹۸۸۲ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۱۲

    واقعا که ، اصلا کاری به این بحث ندارم ولی شما که طرفدار مداح ها هستید و مثل کاهنان معبد آمون از بت هاتون کورکورانه طرفداری می کنین و می گین : "آقا امام زمان خودش پشتیانه مداهان احل بیتش هست , شما ها هم کاسه کوزتونو جمع کنید وگر نه به عذاب الهی دچار میشیدو امت حذب اللهی درس فراموش ناشندنیو بههتون میده."
    حداقل سواد نوشتن داشته باشین چون :
    مداهان نه "مداحان"
    "احل بیت" نه و "اهل بیت"
    "حذب اللهی" نه و "حزب اللهی"
    واقعا که سه تا غلط املایی تو دو خط !!!

    کد: ۹۹۸۹۶ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۱۷

    اقا امام زمان خودش تو دهن این مدح های فاسد می زنه که برای یک لقمه نون دین مردم را به بازی می گیرن

    کد: ۹۹۸۹۹ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۱۸

    خدا همه ی مداح های عمار صفت رو توفیق بده
    این مکتب حسینیه،با این جو سازی ها نمی تونید
    جلوی حرکتشو بگیرید

    کد: ۹۹۹۰۱ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۱۹

    کد ۹۹۷۲۹ : هفت غلط ، ۱۳ تمام. آفرین

    کد: ۹۹۹۰۵ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۲۰

    فکر کنم امام زمان یاور شما باشه که تا الآن نریختن همتون رو بگیرن.همین طور پته شون رو بریزین رو آب ای ول!

    کد: ۹۹۹۱۸ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۲۴

    کد ۹۹۷۲۹: دیکته ات خیلی اوراقه! اول برو یه خورده درس بخون…!

    کد: ۹۹۹۴۹ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۳۴

    اینها میدونند که دوران خرافه گویی و عوام فریبی سر اومده واسه همین دارن واسه خاطر یه مشت آدم!!!!بیسواد متحجر مخ کلنگی که قبولشون دارن هنرنمایی!!!میکنن…وقتی میگم بیسواد دروغ که نمیگم(احل بیت!!حذب اللهی!!!فراموش ناشندنیو!!!بههتون!!!وگر نه!!…..اول برید باسوادشین بعد بگین مرگ بر مفاقن!!!!۹۹۷۲۹)
    به قول سلطان صدای ایران:
    اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
    تفنگت را زمین بگذار تفنگت را زمین بگذار
    به امید اینده ای بهتر برای ایرانی سبز…..

    کد: ۹۹۹۵۲ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۳۴

    خدمت کد ۹۹۷۲۲ که نوشتن «مداهان احل». خداوکیلی حداقل متن رو میخوندی که غلط املایی نداشته باشی ما با همچین بی سوادایی طرفی که اگه این اغتشاشات رو بوجود نیارن خوب از کجا بیارن ماشین آنچنانی سفر شن سفر ایتالیا برن. و این است آخر و عاقبت پاچه خار سالاری عقیده سالاری به جای شایسته سالاری.

    کد: ۹۹۹۶۵ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۴۰

    کد: ۹۹۷۲۹ آقا امام زمان بزنه تو کمر تو وهمه قاتلین

    کد: ۹۹۹۶۶ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۴۰

    کد ۹۹۷۲۹ اول برو دیکته اول ابتداییت رو یاد بگیر بعد نوبت اظهار نظر کردنت هم میرسه. ( احل بیت و حذب الهی و فراموش ناشندنیو )

    کد: ۹۹۹۸۰ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۴۳

    وقتی شعبان جعفری(شعبون بی مخ)نماز خوان میشه و مداحی هم میکنه میشه مثل اقایون در طی نسلها فقط رنگ عوض کردن شدن لباس شخصی

    کد: ۹۹۹۹۱ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۴۷

    حالا همه محسناتشان به یک طرف این بد صدای شون را چکار کنیم محرم هم نزدیکه

    کد: ۱۰۰۰۳۹ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۵۹

    کد ۹۹۷۲۹
    دوست نسبتاً عزیز
    از واضحاته که جنابعالی طرفدار اغتشاشگران هستی و خودت اون متن رو نوشتی و میخواهی به مخالفت نسبت بدی
    این کلک ها دیگه خیلی قدیمیه
    حداقل یکم سوتی هات رو کمتر میکردی یا از کلمات ثقیل به صورت غلط استفاده میکردی تا این قدر تابلو نشه
    حواستون باشه که ان شاء الله آقا بیاد حق شما رو از ما و حق ما رو هم از امثال شمایی که میخواهی ریشه دین رو بزنی میگیره

    کد: ۱۰۰۰۹۶ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۱۶

    شهر که شلوغ بشه غورباقه هم هفتیر کش میشه

    کد: ۱۰۰۱۳۰ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۳۰

    گویا شماها وصیتنامه الهی سیاسی امام خمینی خدابیامرز رو نخوندین که اینجوری با غرض و مرض چرت و پرت تحویل مردم میدین.
    برید خوب بخونید تا بفهمید که چرا امام مردم را در برابر بی عدالتی ها من جمله همین مخالفت با اصل نظام و اسلام مهندس موسوی و کروبی و مثل اینها به مقابله خوانده اند . اینجوری باشه باید شما ها حرفهای امام را نقض کنین که چنین دستوری را در وصیتنامه الهی سیاسی شون فرموده اند.
    خودمانیم هر وقت سایت آینده میائیم چیزی جز اخبار زرد و قرمز نمی بینیم!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    کد: ۱۰۰۱۳۵ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۳۱

    ای خدا ! امام زمان (عج ) رو برسون که قیافه دیدنی این مداح ها رو ببینیم که از نام اهل بیت برای تحریک احساسات مردم به نفع منافعشون سوء استفاده میکنند

    کد: ۱۰۰۱۳۹ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۳۳

    ملت آگاه و فهمیده اصلا" نگران خزعبلات افراد بیسواد و کوته فکری مثل کامنت گذار کد ۹۹۷۲۹ نباشید . این بیچاره ها و سر حلقه هاشون خودشون میدونن که توی چه سیل بنیان کنی( مقابله با ملت) افتادند و با اینگونه تهدید ها دارند دست و پای آخرشونو میزنند.مردم اکثر این افراد رو میشناسند.

    کد: ۱۰۰۱۸۰ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۴۹

    دوستان عزیز انصافا این سایت با نوشتن اینجور خبرهای پشمکی که بیشتر شبیه به یه مقاله تخیلیه ابروی همه ما عدالت خواهها رو برده. فکر کنم دیگه وقتشه یه مقدار فکر کنیم، شاید راه رو غلط رفتیم!(فاین نذهب)

    کد: ۱۰۰۱۹۲ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۵۱

    مرگ بر زد ولایط فقیح.همه این حرفها که میزنین از روی بقض است وگرنح حمه میدنند که سما ها آدم های هاشمی هستین ودارین میسوزین

    کد: ۱۰۰۱۹۹ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۵۳

    زیاد به کد ٩٩٧٢٩ گیر ندین. غلطهای نوشتاری عمدی هستند. مشخص نیست؟؟

    کد: ۱۰۰۲۱۷ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۵۹

    اقا چرا می گید این عکس تزیینی است؟ عکس کامل اینه که چند تا زن محجبه دارن برای دفاع از این مرد کتک خورده به این نیرو ها حمله می کنن.
    حتی عکس تیتر یک خیلی از روزنامه های دنیا قرار گرفت.

    کد: ۱۰۰۲۴۶ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۱۰

    از الف-ب-پ-ت خبر میرسد که ث-ج-ح-خ برای قتل چ-د-ر-ز با ک-گ-ل-م می خواهد از ف-ق-ط-ض کمک بگیرد. حیف وقت!

    کد: ۱۰۰۲۷۳ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۲۱

    آقا امام زمان خودش پشتیانه مداهان احل بیتش هست کد: ۹۹۷۲۹ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۱۷ کسی که از یک مشت جلاد نه مداح طرف داری می کند باید مداح را با (ه) بنویسد . خودتان خجالت بکشید کی از کی طرف داری می کند

    کد: ۱۰۰۳۲۸ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۵۰

    میدونم که عمرا این و تمامی نوشته های منو نمیگذارید ولی من باز هم مینویسم.
    من چند ساله که مطالعات عمیقی در مورد مداحی کرده ام و هیچ تفاوتی با چاپلوسی در ان ندیدم کجای دین گفته که باید مداح داشته باشیم کجای دین گفته حقوق چند ماه یک کارمند رو به یک نفر بدی تا داغ دلت رو تازه کنه کجای دین گفته هر سال به یک صورت امام حسین رو شهید کنند کجای دین گفته اهل بیت و خوار و ذلیل کنیم تا پول بگیریم و کجای عقل میگه که ما برویم و بر سر برنامه های این عوام فریبان بنشینیم پس بیایید و همه با هم در تحریم اینگونه مجالس و روشن کردن اذهان مردم بکوشیم که امر به معروف و نهی از منکر این است.

    کد: ۱۰۰۳۴۷ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۵۹

    بد بختا خجالت نمی کشید ، به همه چیز چنگ انداختید اینبار نوبت مداحاست ، حالا یه مداحی قبل از دعا یه حرفی هم بزنه ، یه نفر دیگری با ادعای واهی تقلب مردم را فریب داد و فائزه و مهدی هاشمی با پولهای بیت المال عده ای را تجهیز کردند حالا مداحان اهل بیت که سالها جور کمبود های فرهنگی دوران سردار سازندگی رو کشیدند و از جان مایه گذاشتند شدند سر حلقه !!!
    جرات دارید منتشر کنید.

    کد: ۱۰۰۳۸۶ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۱۸

    نگران نباشید اگر هم این به اصطلاح ارازل و اوباش (حالا چه مداح چه لباس شخصی )مجازات شوند عاملان اصلی همیشه در امان هستند و ۱۸ تیر ها و کوی دانشگاههای دیگری را سازماندهی می کنند . با اینحال آفرین به شجاعت آینده که در مورد اینها مطلب می نویسه . هیچ سایتی تا حالا جرات چنین کاری نداشته

    کد: ۱۰۰۳۹۷ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۲۳

    مداحی اگر شغل شود به همین جا ختم می شود . آدمی که از به گریه درآوردن مردم شکم زن و بچه اش را سیر می کند تخریب گر است کارش آفریتش غم و احساس گناه است و نتیجه ی این هردو یاس و ناامیدی است و مداح نمی تواند دست به سازندگی بزند چون سازندگی ، سرزندگی و امید و اعتماد به نفس می خواهد.
    قدیم ها مداحانی بودند که هنر داشتند خواندنشان هنر بود اشعارشان سازنده بود ما یک حاج اکبر داشتیم که من در بچگی عاشق صدایش بودم و اشعاری که می خواند دلم را می لرزاند یا از محتشم می خواند و یا آیت الله نیر . هنر شاعر نیز بی نظیر بود یادش بخیر

    کد: ۱۰۰۴۰۵ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۲۶

    این گروه دارای تضمین بزرگ قضایی است به همین خاطر هم بی پروا به همه حمله می کنند. چون اگر یک درصد هم نگران پی گیری قضایی خود بودند دست به این کار نمی زدند. همه ملت هم می داند که رهبر این لباس شخصی ها کی است.

    کد: ۱۰۰۴۲۴ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۴۱

    حالا ملتفت میشم چرا میگویند اهل و بیت مظلوم هستند ( البته ربطی به این خبر نداره بلکه مجموع گفتار و رفتار حضرات مداح مد نظرم هست )‌ وقتی یه عده مداحان دارای اعتیاد هستند ، یه عده ایشون اقتدارگرا ، یه عده ایشون (‌شاید هم اغلبشون ) بنده پول و مال و منال ، و عده ایشون هم …. آنوقت مظلومیت اهل و بیت نمود پیدا میکنه ! البته با پوزش از بلبلان راستین و بی ریا آقا ابا عبداله

    کد: ۱۰۰۴۳۱ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۴۳

    یا هیچی ننویس یا اگه مینویسی شهامت داشته باش و مطمئن باش و اسمشون رو بنویس

    کد: ۱۰۰۴۳۴ | ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۴۴

    لم خوش بود که اومدم تهران و عزاداری باری امام حسین باشکوه بر گزار می شه.نمی دونستم این سردسته ها و علم کشا و نشونه برا کیان!!!نمی دونستم اونا که لخت می شن به سینه هاسشون می کوبن کیان!!نمی دونستم چرا آقام امام حسین (ع)قربونش برم شده ملعبه دست شعبان ها!!!!به خدا دارم اشک می ریزم و می نویسم قربون مظلومییت آقا!!مداحاتم شناختیم کیان!!!قربون مظلومیتت برم آقا

  15. عمار یاسر زیر شکنجه، رسالت پیامبر را انکار کرد ۸م آذر ۱۳۸۸ ، ۲:۳۵ ب.ظ

    عمار یاسر زیر شکنجه، رسالت پیامبر را انکار کرد – ۱ نظر

    نویسنده: ندای انقلاب
    پنجشنبه ۲۹ مرداد۱۳۸۸ ساعت: ۱۱:۴۷
    آیه ۱۱ سوره رعد است که می فرماید «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»، (خدا وضع و حال هیچ قومی را عوض نخواهد کرد مگر آنکه انسانها به خودشان وضع و حال خودشان را تغییر دهند.)
    حضرت امام خمینی می‌فرماید: «ولایت فقیه امتدادی است از حاکمیت معصومان و عبارت است از حاکمیت فقیه عادل که صفات علم و فقاهت و تقوا و زهد و کاردانی و مهارت در وجود او محقق گردیده است که همه این ویژگیها او را از استبداد و دیکتاتوری بازمی‌دارد.» ایشان این معنا را با سخن خود چنین مورد تأکید قرار می‌دهد: «اسلام دیکتاتوری را محکوم و رد می‌کند و ولایت را از حاکمی که می‌خواهد با دیکتاتوری حکومت کند، ساقط می‌سازد حتی اگر آن حاکم فقیه باشد. اگر فقیه و حاکم از چهارچوب صفات علم و عدالت و گرفتن حق مظلوم از ظالم خارج شود، ولایت او خود به خود ساقط می‌گردد.» حضرت امام (ره) فرمود : «جانم فدای تک تک این ملت».

  16. خُسن آقا ۸م آذر ۱۳۸۸ ، ۲:۵۵ ب.ظ

    از سیاستمدار نباید انتظار فداکاری داشت! سیاستمدار منفعت طلب است و برای هر حرکتی منافع و ضررها را می‌سنجد و بعد بر اساس منافع عمل می‌کند آن هم منافع خودش نه جامعه.
    توقع بشتر از حد نداشته باش بابا!

  17. peerooz ۸م آذر ۱۳۸۸ ، ۹:۴۴ ب.ظ

    سرکار خانم علی نژاد،
    اجازه بفرمایید که از نظرها شروع کنم تا به مطلب برسم. من مدت زیادی نیست که نوشته های شما را دنبال میکنم ولی تاکنون ندیده ام که اینقدر نظر بی معنی در این سایت دیده باشم. بحث مداحان چه ربطی به آقای ابطحی دارد که شما اجازه میدهید که این مزخرفات قسمت عمده این بخش را اشغال کند؟ آنهم در زمانی که سرکارشما آقای ابطحی را به هر دلیلی شسته و کنار گذارده اید ؟ موضوع به این مهمی چرا باید آلوده به اراجیف حزب الهی ها بشود ؟ پس ادیتوری برای چیست ؟
    من طرفدار آقای ابطحی نیستم و حتی زمانی چنان ایمیل های تند و توهین آمیز به ایشان نوشتم که پس از آن ایمیل های مرا قبول نمیکردند. ولی انصاف هم خوب چیزیست. ایشان همانطور که نوشتند شش سال مرتب نوشتند و چهارسال آن بهر منظوری با رژیم مخالفت کردند و در این اواخر حتی پارا از حد معمول خود دراز تر کرده وبه خیال خود به وظیفه خود عمل نمودند و بهای آنرا هم پرداختند. حتما باید خود را به کشتن داده یا بدهند تا خیال شما ساحل نشینان راحت شود؟ اگر ایشان با “زبان دیپلماسی و فاخر” وب نوشتهای خود را شروع کنند تکلیف کسانی که شاید با قرض و قوله ضمانت ایشان را کرده اند چه میشود ؟ مرگ خوبست برای همسایه ؟ اکنون شاید نوبت شما باشد که دنباله کارهای شش ساله ایشان را گرفته و با دستی از دور بر آتش به ایشان اجازه دهید که کمی استراحت بنمایند.
    فرموده اید ” با زبان دیپلماسی و فاخر” و نه چون کیهان و شریعتمداری” که در قاموس شان همه آنان که مثل انها نمی اندیشند فاسد و فاحشه ….” .ببخشید زبان شماهم همیشه چنان نرم و فاخر و دیپلماتیک نیست و اگر اشتباه نکنم شما هم زمانی همین کلمه را به وبلاگ نویس با استعداد ولی ابلهی اطلاق کردید. آینه را برای این منظور ساخته ا ند . انصاف هم خوب چیزیست . ببخشید که زبانم زیاد فاخر نبود ولی امیدواریم ” آن خانم علی نژاد متفاوت و بزرگواری که ما میشناسیم از این کامنت به دل نگیرند و بگذاریم گاهی وقت ها گلایه هایمان به نویسندگان مان زبان بروز یابند “

  18. kaveh ۸م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۰:۲۶ ب.ظ

    روزی روزگاری بازی خوردی و از اصلاح طلبان دفاع کردی

    امیدوارم امروز به این رسیده باشی‌ که حالا تو خودی نیستی‌

    یادت نره که تو یه زنی‌ و خیلی‌ حرفا اصلا به تو نیومده از دید اصلاح طلبان و محافظه کاران

    کار درست خودت رو بکن و دلگیر نشو از این جماعت سیاست باز

    به روزی فکر کن که همه حق دارن

  19. پرهام ۸م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۱:۲۲ ب.ظ

    خانم شما چرا خود را پوست نازک نشان میدی. هر چه که بنویسی یکی پیدا میشه که چهارتا ایراد بزار روش. نوشته شما در آن تحقیر و توهین نبود. درد دل بود و کمی انتظار. حالا نهایتا مقبول نمی افته. سیلاب کامنتها و ایمیلها که بد نیست، هر چند که در آن مخالفها بیشتر باشد.
    کدامین را میشناسید که در این مملکت سر برافراشته و دوتا حرف زده و هزار دست برای نشاندنش بلند نشه. نمیگم که شما پیامبر زمانه هستی، اما هم منطق داری و دل سوزی. و این سیل مخالفتها طبیعی ترین چیزی است که در ایران اسیر ما برای شما اتفاق می افتد. شما تنها نیستید. وبلاگ خانم توحید لو را بخوانید تا سیلاب توهین به ایشان را ملاحضه کنید.

    ((ای کاش میشد نظرات را با ایمیل دنبال کرد))

  20. م. الهی ۸م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۱:۴۲ ب.ظ

    سلام خانم علی نژاد عزیز
    از آشنایی با وب سایتتون خوشحالم
    بنظر من شما بدون اغراق دارای شخصیت والا و خصوصیات اخلاقی منحصر به فرد هستید. و زیباتر اینکه این ویژگیهای ممتاز را در راه آرمان های انسانی و سبز به کار گرفته اید.

    خوشبختانه این جنبش مبارک همانگونه که ابطحی عزیز نیز به شما اشاره کرده اند& به گونه ای شکل گرفته است که روز به روز نیروهای قوی و تازه نفس بیشتری به آن می پیوندند و اهداف جنبش را بی آنکه اتکاء چندانی به رهبران آن داشته باشند به نحوی آرام و با طمانینه اما محکم و استوار به پیش خواهند برد.
    به داشتن هموطنان عزیزی مانند شما مباهات میکنم و به سهم خودم از همه مبارزان راه آزادی تشکر می کنم.
    وعده دیدار: شانزدهم آذرماه.
    درود بر شما

  21. mahshid ۹م آذر ۱۳۸۸ ، ۴:۲۳ ق.ظ

    salam khoshhalam az khondane nazarat shoma dar morede aghay abtahi ham fekr mikonam behtere be khodeshon in forsat ro dad ke kari agar lazem ast anjam bedahand va hamchenin man tasavor mikonam onaee ke fekr mikonannd eaterafat dar dadgah dorost ast khodeshon ro be khab zadan va kasi ke khodesh ro be khab zade nemishe bidar kard movfagh bashi azizam

  22. صادق ۹م آذر ۱۳۸۸ ، ۶:۰۲ ق.ظ

    ببین ما چقدر بدبخت شده ایم که توی بی سر وپا هم برای ما شدیم آدم! گور پدر تو و ابطحی و خاتمی و عطریانفر و احمدی نژاد و آت آشغال هائی مانند شما. زنده باد ایران

  23. صادق ۹م آذر ۱۳۸۸ ، ۶:۰۶ ق.ظ

    تو کشور ما که یک مشت گوسفند فقط کارشون بع بع کردنه، مسیح علی نژاد با اون سوابقی که داره با دزدیدن یک فیش حقوقی می شه روزنامه نگار بزرگ و ابطحی شکم گنده هم می شه یک شخصیت برجسته سیاسی. خوب در این کشور احمدی نژاد هم باید ریاست کنه دیگه!!

  24. رضوانی ۹م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۲:۴۴ ب.ظ

    روزگار غریبی ست نازنین…

  25. امیر مسعود ۹م آذر ۱۳۸۸ ، ۲:۱۹ ب.ظ

    سلام خانم علی نژاد
    ۱-شما میدونید۸۰۰۰۰۰۰۰۰ تومن یعنی چی؟!؟!
    ۲-شما میدونید وثیقه یعنی چی؟!؟!
    ۳-شما میدونید آزادی به قید وثیقه یعنی چی؟!؟!
    ۴-شما میدونید ۶ سال حبس یعنی چی؟!؟!
    ۵-شما میدونید شکنجه و تهدید یعنی چی؟!؟!
    ۶-شما میدونید ایجاد شکاف در جنبش یعنی چی؟!؟!
    ۷-شما میدونید انتقاد از کسی که تحت شکنجه بوده یعنی چی؟!؟!
    ۸-شما میدونید …….
    ۹-……
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    اگر میدونید؛این چیه نوشتین؟!؟
    اگر هم نمیدونید برید اول یاد بگیرید بعدا بیاید این اراجیف رو سر هم کنید.
    خیلی عذر می خوام که انقدر بد حرف میزنم اما واژه دیگه ای به ذهنم نرسید.
    در ضمن:ابطحی دوست داریم،چه تحت شکنجه،چه در حال اعتراف،چه آزاد به قید وثیقه و چه …..
    ……………….
    بله عزیز من همه اینها رو می دونم چون هم خودم و همه باقی دوستانم و هم برادرانم کشیده اند
    در همان دوره ای که وزارت اطلاعات دولت اصلاحات ما را به عنوان زندانی میزبان بود ما به تغییر و نقد ایمان داشتیم تا همین الان

  26. یا شا ر ۱۰م آذر ۱۳۸۸ ، ۲:۲۱ ق.ظ

    خوشحالم که می بینم هنوز در سایه صلیب هستید تا نشسته بر صلیب
    دیشب خواب دیدم مسیح را
    نشسته بر شانه من
    من بر صلیب
    عزیز اگر می خواهی بد نشنوی هیچ مگو! یعنی دور از جان شما بمیر
    شب قبل از دیشب خواب دیدم
    یکی فریاد می زد
    stop it is not true
    انگار،خورشید را به اشتباه ایستاده ایم ما
    می ترسم انتظارت از چنین افرادی انتظاری حقیقی باشد وگرنه آقای ابطحی که در پاسخ نامه می نویسند
    “۶ سال هر روز نوشتم.نوبتی هم باشه نوبت سکوت ما است”
    اگر می خواستند سکوت کنند می بایست این کار را در حبس انجام می دادند نه اینکه وقتی که ۱۱۰از حبسشان گذشت حروف ابجد را به کمک بگیرند و جوک بگویند

  27. sos.sasan ۱۰م آذر ۱۳۸۸ ، ۶:۰۴ ق.ظ

    سلام کمپین آزادی ساسان رو راه انداختیم کمک کن

    sos.sasan.blogfa.com
    sos.sasan@gmail.com

  28. peerooz ۱۰م آذر ۱۳۸۸ ، ۷:۴۱ ق.ظ

    جناب یاشار،
    حیف که با آقای ابطحی وسیله تماس ندارم وگرنه به ایشان توصیه میکردم که حد اقل خود را به خاطر این دور گود نشینان به کشتن بدهند تا بقیه راضی شوند. ۱۱۰ روز زندان انفرادی را به بچه هم بدی قهر میکند . اصلا معلوم نیست ایشان چرا ظاهرا قبل از تجربه بطری پپسی کولا و غیرو ساکت شده و تماشا چیان را در انتظار گذاشته اند . طفلکی ها از مدت زیاد آن بالا نشستن خسته شده و میخواهند یک قهرمان ببینند.

    جناب یاشار بذار بدرد خودمون بمیریم . باکم از ترکان تیر انداز نیست …..

  29. peerooz ۱۰م آذر ۱۳۸۸ ، ۷:۱۵ ب.ظ

    سرکار خانم علی نژاد،
    با عرض معذرت از تصدیع مجدد باید عرض کنم که ظاهرا مزاج آتشین شما بار دیگر قلم بر کشیده واین بار بر افتادگان تاخته است. کامپیوتر کهنه و کند مغز من دیر به این نکته پی برد تا معنی پیام آقای ابطحی را درک کند. فکر میکنم پیام ایشان اینست که سکوت ایشان یعنی آنکه دیگر پی جاه و مقام و شغل و منصبی نیستند و از امور کناره گرفته اند و این تجربه برای چند پشتشان کافیست. شاید ایشان بطور ادیبانه بشما میگویند التفاتی بنما و بگذربهر خدا و یا عامیانه تر آنکه ما که میریم چرا میزنید؟ اگر چنین باشد لابد بارگاه کبریای شما از عرض معذرت عاریست. والله و اعلم بحقایق آلامور. البته شما بهتر میدانید و ایشان شاید مسؤول تمام این نا بسامانیها بوده و باید جواب گو باشند . در این صورت میشد با زبان فاخردیپلماسی بگوشه و کنایه مطلب را حالی کرد ولی آن دیگر مسیح علی نژاد نمیشد و شما انشالله این فضولی را بر من میبخشید.

  30. یا شا ر ۱۱م آذر ۱۳۸۸ ، ۱:۰۰ ق.ظ

    تربچه خندید
    اورا
    قاطی میوه ها گذاشته بودند
    حال حکایت این حقیر است که باید خوشحال باشم و کسی مورد خطاب قرارم داد البته قبلا از صاحب خانه (مسیح نشسته در سایه صلیب در انتظار صعود)اجازه می گرفتم برای بحث های حاشیه ای (در ملکوت)اما اینجا نمی دانم باز هم لازم است یا نه اما
    دوست نادیده peeroozعزیز من چیز زیادی از آقای ابطحی (که ظاهرا همیشه در دسترس بوده اند حتی در گوشه انفرادی از طریق وبلاگشان)نخواسته ام و تازه راحتی و استراحت بیشتر او را با سکوتی که خودشان فکر می کنند موجب راحتی و استراحت می شود را درخواست کردم اما سکوتی پیش از …نه بعد از انکه هر چه خواستی بگویی و بعد بی هیچ عذر و بهانه ای فقط به خاطر” ۶ سال ” انگار می گوید ۶ قرن …تلاش!!!حال می خواهند دمر بیفتند و استراحت کنند
    پ ن ۱
    چه کسی از ایشان خواسته است که جان عزیزشان را بدهد حتی خانم علی نژاد فقط خواسته اند ایشان نه حتی سر یک منی اشان را بلکه زبان چند گرمی اشان را کمی حرکت دهند
    پ ن ۲
    در مورد ۱۱۰روز انفرادی و چت و بروز کردن وبلاگ بایدبه عرضتان برسانم کم نبودندعزیزانی که از انفرادی هیچگاه پایشان به عمومی نرسید

  31. peerooz ۱۱م آذر ۱۳۸۸ ، ۳:۱۷ ق.ظ

    جناب یاشار،
    از بکار نبردن زبان فاخرمعذرت میخواهم ولی جواب های هوی است. این روش سربازان امام زمان است که ایستاده و افتاده را لگد بزنند نه مدعیان فرهنگ و روشنفکری . آقای ابطحی پس از شش سال سخن گفتن در ایران و نه در خارج که اکثر آن بنظر من بی ضرر و گاه مهمل بود بزندان افتاد و پس از اعتراف ساختگی و وثیقه سنگین ظاهرا موقتا آزادند. اکنون این مرد زمانی محترم و مغرور با زخم عمیق روحی ناشی از اعترافات در گوشه خانه خود افتاده وظاهرا بر عکس دیگران از اجتماع و جماعت گریزان است . اگر در این وضعیت منظور یاد آوری ایشان به وظایف اجتماعیست میشد با پیامی دوستانه مستقیم یا غیر مستقیم به ایشان یادآوری کرد که “یک نشانه بر جای بگذارید یا حالی از خانوادهای شهدا بپرسید “. همین. این دیگر احتیاج به بوق و کرنا و مقاله بالا بلند در روز آن لاین ندارد که از بدبختی مردم دستک و دمبک بسازیم. بنده نه تنها طرفدار ایشان نیستم بلکه حتی با اصول فکری و مرام ایشان شدیدا مخالفم. اما افتاده را که در ملاء عام لگد نمیزنند. این اصل جوانمردی و جوانزنی نیست. یک خودی و بیگانه ای گفته اند.او که احمدی نژاد نیست . همه را که با یک چوب نمیزنند و نامه نمینویسند. ما چه میدانیم ؟ بگذاریم مرد با درد خودش بسازد تا شاید زمانی خود بسخن آید. غیر از این ، سرزنش و سر کوفت و انتقام و بی حساب شدن است بنظر من .

  32. شهرزاد ۱۱م آذر ۱۳۸۸ ، ۵:۰۱ ق.ظ

    مسیح عزیز

    خیلی وقته یاد گرفتیم که به اعترافاتی که گرفته میشه توجهی نکنیم اما مطلبی که خانم محتشمی پور تو بلاگش گذاشته بود (در مورد مرخصی ابطحی برای افطار با خانواده) باعث شد بیشتر از قبل به ابطحی حق بدم واسه اعترافاتی که کرد.

    همه ما دوست داریم ابطحی حرفی بزنه اما برای سکوتش دلیلی مهم تر از حکم زندان و وثیقه سنگین داره.
    “اشاره خانم محتشمی پور به خانواده و دخترای آقای ابطحی”

    من که بهش حق میدم

    پی نوشت: سر زدن کروبی و خاتمی بلافاصله بعد از آزادی و اون عکس با نماد سبز نشونه نبود؟!

  33. یا شا ر ۱۱م آذر ۱۳۸۸ ، ۵:۱۷ ق.ظ

    خب انگار بحث دو طرفه شده اگر حوصله صاحب خانه سر نرود (چون انگا حرفهایشان را در آغاز زده اند و ساکت کناری نشسته اند. )
    بقول جوانان امروزی طرفدار پر و پا قرص فیلمهای فارسی،”عزیزبرادر”هم های و هم هوی همه مال خود شماست وگرنه من اینجا نه کسی را لگد می زنم و نه ادعای فرهنگی و روشنفکری دارم و بیشتر از متن ،پاسخ های شما است که سوال برایم ایجاد می کند و وقت و جای(هر چند جایش تقریبا مال ما نیست و ازهمین بابت است که صاحب خانه بدوش اینجا هم آنرا دریغ نمی کنند و کامنتی را حذف)مسیح درراه جلجتا را می گیرم.
    و اما پاسخ شما و سوال من
    شما اورا قبول ندارید و این چنین سپر می شوید اگر خود ایشان بودید (که ظاهرا با پاسخی چند خطی به قائله خاتمه دادند)چه می کردید؟و یادمان هم باشد درمیان دعوا بین ضعیف و قوی اگر کسی سکوت کند مطمئن باشید سکوتش به نفع طرف قوی تمام می شود و ان که اگر کسی پشت کسی ایستاد حتی در سکوت و بی حرکت نباید انتظار داشته باشد که از مشت ها و سنگهای پرتاب شده چیزی نصیبش نشود هرکه می خواهد صورت زیبایش خش برندارد نباید وارد معرکه بشود که ظاهرا همه ما در این معرکه چه بخواهیم چه نخواهیم وارد شده ایم و این معرکه از آن معرکه ها نیست که به سادگی از آن خارج شد مگر…

  34. sos.sasan ۱۱م آذر ۱۳۸۸ ، ۶:۲۱ ق.ظ

    دوست عزیز؛
    ساسان آقایی روزنامه‌نگار و وبلاگ نویسی که در طول ماه‌های گذشته بارها از طرف ماموران امنیتی تهدید و احضار شده بود، ظهر یکشنبه یکم آذر بازداشت شد.وی از هم کاران روزنامه‌های «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «توسعه»، «مردم‌سالاری»، و «فرهیختگان» بود.
    ساسان آقایی ماه گذشته به دفتر پیگیری در چهارراه ولی‌عصر احضار شده بود و پس از حضور در آن‌جا مورد بازجویی قرار گرفته بود. از محل نگه‌داری و وضعیت وی و هم‌چنین اتهامات این روزنامه‌نگار تا این لحظه خبری در دست نیست .
    امضای نامه ۲۹۳ نفر ازروزنامه نگاران و فعالان سیاسی و اجتماعی به مراجع تقلید میتواند علت اصلی این دستگیری بوده باشد.
    از همهٔ کسانی‌ که قلبشان برای سرزمین ایران و مردم ایران می‌‌طپد خواهش مندیم ساسان عزیز این روزنامه نگار آزاده را تنها نگذارند.
    امضا ی یکایک شما امید و دلگرمی‌ ساسان است در شبهای تار و دیوار‌های سرد سلول انفرادی
    لطفا امضا کنید :
    http://www.gopetition.co.uk/online/32458.html
    http://sos-sasan.blogfa.com

  35. peerooz ۱۱م آذر ۱۳۸۸ ، ۹:۲۸ ق.ظ

    جناب یاشار ،
    این بحث بین من و شما نیست . این بحث در باره مقاله است و انها که موافق و مخالف آنند و این آخرین پایم من است . خلاصه منظور من اینست که آقای ابطحی پس از این حوادث ناگوار کنج عزلت گزیده و ساکتند و این سکوت بایستی محترم شمرده شود. اگر روزی روزگاری ایشان بیرون امده و سخنان بیربط گفتند آنوقت باید توی دهان ایشان زد که مرد حسابی زمان سخن گفتن وقتی بود که شهدا در خیابان بودند نه حالا که آبها از آسیبها افتاده است . این که هنوز پیش نیامده و چوب در سوراخ کردن و بیرون آوردن کسی که لابد از لحاظ روحی زخمی اند انصاف و جوانمردی نیست .
    از لحاظ صاحب خانه هم نگران نباشید . ایشان سهوا و یا عمدا آتشی افروخته و شاید با لذت به تماشا نشسته اند . و چون دیگر حرفی ندارم از نظر من بحث خاتمه یافته است و از لطف شما متشکرم.

  36. omid ۱۲م آذر ۱۳۸۸ ، ۲:۲۷ ب.ظ

    تقدیم به دوست !!!

    کوه کندن گر نباشد پیشه ام…………….بویی از فرهاد دارد تیشه ام
    عشق از من دورو پایم لنگ بود…………….قیمتش بسیار و دستم تنگ بود
    گر نرفتم هر دو پایم خسته بود…………….تیشه گر افتاد دستم بسته بود
    هیچ کس دست مرا وا کرد؟ نه! …………….فکر دست تنگ مارا کرد؟ نه!
    هیچ کس از حال ما پرسید؟ نه! …………….هیچ کس اندوه مارا دید؟ نه!
    هیچ کس اشکی برای ما نریخت…………….هر که با ما بود از ما می گریخت
    چند روزی هست حالم دیدنیست…………….حال من از این و آن پرسیدنیست
    گاه بر روی زمین زل می زنم…………….گاه بر حافظ تفاءل می زنم
    حافظ دیوانه فالم را گرفت…………….یک غزل آمد که حالم را گرفت:
    .ما زیاران چشم یاری داشتیم…………….خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

  37. یاشار ۱۲م آذر ۱۳۸۸ ، ۳:۱۲ ب.ظ

    در مورد آتش افروزی باید بگویم من باکی ندارم از حتی سوختن درآن به چند دلیل (حداقل)و پیشنهاد می کنم بخوانید اگرقبول دارید از این آتش زیاد کناره نگیرد
    ۱- کودکان و ناآگاهان با آتش می سوزند(یا متاسفانه گاهی بالغانی که جان به لبشان رسانده باشند)
    ۲-تمرینی می تواندباشد برای روزی ککه اگردرامتحان الهی مردود(که بعید نیست با این تعریفی که این روزها از آن می شود) شدیم بهمان زیاد سخت نگذرد
    ۳- حال
    که سرما سخت سوزان است .

    نفس کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک .

    چو دیوار ایستد در پیش چشمانت .
    آتش می چسبد
    پ ن
    می دانم دل شما هم باید گرفته باشد به نظرخودم کمی شوخی بد نیست برای کمی لبخند

  38. kaveh ۱۲م آذر ۱۳۸۸ ، ۴:۱۴ ب.ظ

    salam
    man ba shoma movafegham in kar mitoone koodetachiharo rosva kone va aghaye abtahi ke kheili doosesh daram be andaze khodesh too in rahe doshvar ba ma bashe

  39. مریم ۱۴م آذر ۱۳۸۸ ، ۹:۰۴ ب.ظ

    خانم علی نژاد
    با اینکه شخصا معتقدم وقت این سوال ها نیست، یه حق شما برای اظهار نظرتان احترام می گذارم. و بیشتر وقتها هم از خواندن نظراتتان لذت می برم. ولی تا جایی که خودتان هم آنرا “نظر” خودتان بدانید. شما وقتی برای آقای ابطحی می نویسید، مسیح علی نژاد هستید نه ملت ایران. پس ننویسید ملت ایران منتظر جواب ایشان است. من نیستم. و خیلی ها را هم می شناسم که نیستند. من و بخشی از این ملتی که شما از طرفش حرف زده ای حرف دلمان این است:
    http://misssayeh.persianblog.ir/post/174/
    پس نامه که می نویسید، سوال که می کنید، اعتراض که می کنید، از جای خودتان بنویسید. نه از جای همه ما.

نظر بدهید

RSS دماسنج

  • وقتي حداد در لندن از وحدت مي گويد
    حداد در كانون توحيد لندن نشست و در ميان ايرانيان مقيم لندن از ضرورت وحدت سخن گفت و هفته وحدت را در حالي پاس داشت و با قاطعيت از رفتار تصميم گيران اين سال ها در ايجاد آرامش براي برقراري وحدت قوميت هاي بومي و مذهبي و دفاع كرد كه گويي هيچ اتفاقي اين روزها براي دراويش گنابادي رخ نداده است […]
  • هراس از عذرخواهي
    در ژاپن خواب وزير دارايي در يك‌يك نشست‌هاي رسمي، رسانه‌ها را با دارندگان قدرت اين كشور رو در رو مي‌سازد و حزب منتقد دولت نيز به كمك رسانه و خواسته افكار عمومي مي‌شتابد و اين اصلا‌ به منزله مچ‌گيري تلقي نمي‌شود بلكه تعدد و تكثر ديدگاه‌ها موجب مي‌شود راه فرار از خطا براي دولت بسته و باريك بماند، بر اين اساس مقاومت براي او كه خطا كرده است دشوارتر مي‌شود چنانچه […]
  • آز آرایش براون تا گویش احمدی نژاد
    حساسيت بيش از اندازه براون در مورد حاضر شدن با ظاهري پيراسته در ديدار با اوباما كار دستش داد و او نيز سوژه مطبوعات شد آنگاه كه در اوايل همين ماه يك عكاس حرفه‌اي عكسي از براون را در ديلي‌تلگراف منتشر كرد كه او را در دقايق آخر از پنجره هواپيما نشان مي‌داد كه خانمي با مشغول گريم كردن صورت براون پيش از ديدار با اوباما بود. […]
  • روزنامه‌نگار شرمسار نباشيم
    موضوع سخنراني ده دقيقه‌اي كلا‌س، انتخاب يك آهنگ انگليسي و تحليل محتواي آن بود. بايد خوب مي‌دانستم كه قرار نيست به‌عنوان يك روزنامه‌نگار پرگويي كنم و فخر روي گشاده و اعتماد به نفس مخصوص اهالي اين حرفه را به رخ جماعت دانشجو بكشم. همه سعي‌ام را كردم تا سربه زير و كمي مضطرب و دستپاچه به نظر آيم اما از همان ابتدا كه به همت مايكروسافت، تيتر سخنراني كوتاه را روي پر […]
  • هیبت انتخابات
    اساسا در كشورهايي كه هنوز در توده مردم نشاني از اطمينان و اعتماد قابل قبول به روند برگزاري انتخابات نيست و هر روز از مجلس و محفل سياسي نسبت به سلامت انتخابات تذكر داده مي شود، بي شك حضور و حمايت صريح نظاميان در انتخابات هيمه و هيزم هر آتشي را تر مي سازد […]
  • همسران سران خاورميانه و جاي خالي ايران
    شال سفيدي بر شانه همسران سران كشورهاي خاورميانه نشست تا با دعوت امينه اردوغان همسر نخست‌وزير تركيه گرد هم آيند و در اقدامي نمادين با كودكان و زنان فاجعه‌ديده در نوار غزه همدردي كنند. اسما اسد همسر رئيس‌جمهور سوريه، رانيا همسر پادشاه اردن، وفا سليمان همسر رئيس‌جمهور لبنان، الميس سنيد همسر امير قطر، فيروزه يوسف رضا گيلا‌ني همسر نخست‌وزير پاكستان، بهار مراداوا […]
  • غم غزه و غمزه غرب
    آیا انتقاد به سیاست‌های دولت در تمام این سال‌ها كافی است تا مهر سكوت و یا بعضا طعنه‌ای بر جسدهای به زمین مانده خواهران و برادرانمان در غزه بزنیم و بگوییم خودمان درد به اندازه كافی برای گریستن داریم؟ […]
  • مسیح مهربان
    كافي است ايراني باشي و يك خانواده متوسط و تقريبا پرجمعيت انگليسي شما را به ميهماني روز كريسمس شان دعوت كند و آنگاه در كنار يكي از مراسم هاي هميشگي شان ببيني كه محمود احمدي نژاد نيز ناگهان پس از ملكه انگليس بر صفحه تلويزيون ظاهر شده است و دارد براي مردم انگليس پيام كريسمس مي فرستد […]
  • در ستایش تسلیم شدن سردار
    سردار با محاسن انبوهش، متفكر و منتظر به خبرنگار نگاه و گوش مي‌كند؛ ابتدا كمي در جايش جابه‌جا مي‌شود و بعد درست همانند بخش چشمگيري از جامعه كه معمولا‌ به گاه اشتباه، قيافه حق‌به‌جانب‌تري به خود مي‌گيرند، عمل مي‌كند تا از يك عمل اشتباه خود دفاع كند […]
  • مظلوم‌نمایی به کار سیاستمداران می‌آید
    گفتگوی رادیو زمانه با مسیح: .بر اساس قراردادی که با خودم بسته‌ام، مطالبی را که در روزنامه‌های داخل چاپ نشود، بدون دریافت هیچ‌گونه حقوق و مزایایی که بعداً به آن متهم شوم، با دوستانی که در رادیو زمانه یا روزآنلاین‌دارم، در آن‌جا چاپ می‌کنم. […]

گاه نویس

  • آقای متکی! جنایت کاران واقعی چه کسانی هستند
  • از تحقیر سرشناس ها تا تنبیه نا شناس ها
  • مردم احمدی نژاد، مردم موسوی
  • جنبش معترضان و جنون جوانکشی در ایران
  • جنبش نه بی سر است نه بی رهبر
  • اعدام آدمیت، بزمی برای بزرگان، کاش بشکند سکوت سران
  • ترور خواصی که دوپهلو با خامنه ای سخن می گویند
  • از هدیه تهرانی تا هدیه مشایی، از بیانیه موسوی تا بیانه های موسمی
  • جشن تولد مجازی ؛ تولد واقعی ندا روزی بود که با گلوله در جهان گل کرد
  • به عنوان یک روزنامه نگار سبز مبارزه می کنم، پس هستم

بایگانی

  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶
  • مرداد ۱۳۸۶
  • تیر ۱۳۸۶
  • خرداد ۱۳۸۶
  • اردیبهشت ۱۳۸۶
  • فروردین ۱۳۸۶
  • اسفند ۱۳۸۵

تقویم

بهمن ۱۳۸۸
د س چ پ ج ش ی
« دی    
 ۱۲۳۴
۵۶۷۸۹۱۰۱۱
۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸
۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵
۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰  

اطلاعات

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

ابزارها

دوستان

نيك آهنگ كوثر, سعيد پور حيدر, فاطمه قدياني, محمد آقازاده, امير عليزاده, مجتبي سميع نژاد, كريم جعفري, اكبر منتجبي, منصور نصيري, مهجاد, جمهور, آسيه اميني, سميه توحيدلو, سهام الدین بورقانی, وب نوشت, محمد دادفر, آرش غفوري, احسان تقدسي, فريد مدرسي, پيامبران كاغذي, ثمانه اكوان, ساغر, داريوش محمدپور, مهاجراني, مسعود بيزارگيتي, آدم, سارا معصومي و مهران قاسمي, مسعود رفيعي, فرشته قاضي, میترا خلعتبری, حسن سربخشيان, محبوبه حسين زاده, سیامک قاسمی, حسين نورايي نژاد, الناز انصاري, مسعود بهنود, ساسان آقايي, لیلی نیکو نظر, حميد متقي, داود پنهاني, مرجان توحيدي, محمد جواد روح, اميرعباس نخعي, ميثم زمان آبادي, كوروش ضيابري, مریم مجد, سهيل آصفي, معصومه ناصري, علي مهتدي, روزبه مير ابراهيمي, سامان صفرزايي, سولماز شريف, محمد رحیمی زاده, سعیده امین, چارسوق, خاطره وطن خواه, سعيد حنايي كاشاني, جميله كديور, فهيمه خضر حيدري, مهرو ملالي, پرستو دوكوهكي, هانيه بختيار, احسان عابدي, حسین پاکدل, رضا مهدوي هزاوه, ابوذر آذران, عكسخانه اي در شمال, نازنين كديور, اميد معماريان, هادي حيدري, فاطمه شمس, كريم ارغنده پور, يونس شكرخواه, هنوز, نسرین افضلی, نفيسه زارع كهن, عفت ماهباز, كافه تيتر, ايمان ابراهيمباي, امشاسپندان, حنيف مزروعي, مصطفي اكبرپور, اكرم ديداري, وحيد پوراستاد, امیر فرشاد ابراهیمی, علي شيروي, كارگاه داستان كوتاه آريا, كيوان مهرگان, بابك مهدي زاده, ندا شيروي, حامد جواد زاده, آسمان ريسمان, مريم شباني, الپر, فرزانه سالمي, پناه فرهاد بهمن, مهرانگيز كار, اسدالله امرايي, جواد منتظري, ليلي فرهادپور, عباس عبدي, پرستو سرمدي, عليرضا حسيني, مرجان طبا, مریم میرزا, ميرا, حسن سلامي.

دسته‌ها

  • اجتماعی
  • سفرنامه
  • سیاسی
  • گاه نویس

feed مسیح علی نژاد

Wordpress and وردپرس فارسی  | Theme by WordPress Pro | Reformed in Persian by An Online Friend | Creative Commons License