• خانه
  • تماس

همراهی نمادین مردان با مجید توکلی: اجبار تحقیر آمیز است، چه اجبار به اعتراف چه اجبار به حجاب

مجید توکلی تکثیر شده است نه تحقیر

شاید آن روز که کسانی به نام عکاس و خبرنگار در خبرگزاری های حامی و همراه دولت احمدی نژاد، مجید توکلی دانشجوی پلی تکنیک را در قامت لباس زنانه می نشاندند تا جنبشی را با انتشار عکس ها و خبرهایشان سرشکسته و زمین گیر کنند هرگز به ذهن شان خطور نمی کرد که در اندیشه والای دوستان آزادی خواه این دانشجو، پوشیدن این لباس چه به اجبار فرار و چه به اجبار بازجویان، حقارت نیست و فردا در حمایت از او ممکن است ، همفکران و همراهانش به شکل او لباس بپوشند تا هم او را تنها نگذارند و هم خنده ای ناگزیر را مهمان لبهای یک جنبش پرامید سازند که به جای سرخورده شدن، به تک تک بازی های نمایشی اعتراف گیری و لباس زنانه پوشاندن کودتا گران می خندند. می خندند تا غمی به دل خانواده دانشجویی که او را با اشک بدرقه کرده اند برای حضور در مراسم شانزده آذر ننشیند.
مجید توکلی در صفحه فیس بوکش نوشته بود که تنها برای حضور در مراسم شانزده آذر روانه تهران می شود و مادرش با اشک او را بدرقه می کند. او با اخیتار و اراده خود برای مبارزه با استبداد و دیکتاتوری به تهران آمد اما با اجبار دیگران در برابر دوربین های کودتاگران نشست و قصه حقارت تمامی کسانی که در این سالها با اجبار وادار به انجام بسیاری از کارهای باورنداشته شده اند را فریاد زد.

اجبار همیشه تحقیر آمیز است . چه اجبار به اعتراف گرفتن از زندانیان و چه اجبار به پوشاندن لباس زنانه یا مردانه به تن زندانیان
اما آنچه دشواری این سرشکستگی را برای زندانیان آسان می کند، همراهی مجازی و حقیقی کسانی است که بیرون از زندان به اختیار و اراده خود با در بندان همراه می شوند تا نمایش دل آزار نهادهای بیمار امنیتی را خنثی سازند.
پس از دادگاه نمایش فعالین سیاسی و پخش اعترافات آنها از تلویزیون، ساختن فیلم ها و نوشتن اعتراف های مجازی در دنیای اینترنت آسان تر از پوشیدن لباس زنانه و انتشار عکس های آن در فضای مجازی به نظر می رسید. برای همین پس از آنکه عکس های مجید توکلی توسط خبرگزاری های فارس و ایرنا و همپالگی هایشان در سایت های وابسته منتشر شد، پیشنهاد همراهی با او نیز با احتیاط مطرح شد .
باورم نبود این همه مردانی که به موفقیت های چشمگیرشان در حوزه های مختلف و مرتبط با حوزه های تخصصی سان هم دست یافته اند در همراهی با مجید، لباس زنانه به تن کنند تا همپا و همصدای جنبش دانشجویی ایران فریاد زنند:
تمامی دانشجویان در بند استبداد، افتخار جنبش دانشجویی هستند، چه با لباس زنانه، چه با لباس مردانه. دیدن عکس مردان سرزمینم در این جنبش نمادین اعتراض به اجبار غرور آفرین است اما یادمان باشد این حرکت قرار نیست انتظاری از جامعه سنتی ایران را برای همراهی بطلبد و اگر نشد هم موجب اختلافات درونی شود. .

در این میان شاید ذکر این نکته نیز بد نباشد که در تمامی این عکس ها به نظر نمی رسد کسی حجاب اخیتاری را به طعنه گرفته باشد چه در این سالهای سخت این ساید نخستین بار است در خیابان های تهران و هرجای دنیا، دردهای مشترک، ایرانیان را گرد هم آورده است. چه آنان که به حجاب باور دارند و چه آنان که سالها بی هیچ باوری مجبور به رعایت پوشش اجباری شده اند، همگی در کنار هم می ایستند و آزادی را فریاد می زنند. بر این اساس در کنار دفاع از مجید توکلی این شعار ساده نیز به چشم می آید: «اجبار تحقیر است و نه پوشش و حجاب«.
به عنوان یک زن می دانم به قامت مردانه در آمدن برای خود من دشوار است لذا اعتراض نمادین و بزرگوارانه مردان دنیای مجازی را در برابر نمایش اخیر خبرگزاران دولت تا همیشه قدر می دانم.

پی نوشت:

اگر کسی همه این عکس ها را در یک وبلاگ منتشر کند ممنون می شوم:

تیترهای پیشنهادی من :

مجید توکلی تکثیر شده است نه تحقیر

ما همه مجید توکلی هستیم

اجبار یعنی تحقیر، اجبار به انتخاب، اجبار به اعتراف، اجبار به سکوت بعد از اعتراف، اجبار به حجاب . اجبار به…

اجبار تحقیر است نه حجاب

لینک عکس های همه مردانی که به همراهی بر آمدند در صفحه فیس بوک  من قابل دسترسی است .

بی هراس از آنکه خبرگزاری فارس و ایرانا و بیست و سی ضرغامی از آن پیراهن عثمان بسازنند و به طعنه و تحقیر برآیند. تا حالا هم کم تحقیر نکرده اند زندانیان را که البته اندک آبروی تک زندانیان هم شده است آبروی کل ملت ایران در جهان.

آرش آشوری نیا و دوستان دیگر هم عکس های بیشتری  را به این حرکت نمادین اضافه  کرده اند.

http://www.facebook.com/notes/masih-alinejad/hmrhy-nmdyn-mrdn-b-mjyd-twly-jbr-tqyr-myz-st-ch-jbr-bh-trf-ch-jbr-bh-jb/197465259499

لینک های مرتبط:

مردان جنبش سبز در حرکتی نمادین و در مخالفت با حجاب اجباری روسری به سر کنند (مسیح علینژاد)

قصه تحقیر مجید توکلی و قصه تحقیر زنان

روسری سبز مردان، گام نخست اعتراض سبز به حجاب اجباری

مجید توکلی تکثیر شد نه تحقیر

حمایت تحسین برانگیز مردان از مجیدتوکلی و همه’ زنان و دختران ایرانی

پروژه اعتراض به تحقیر زنان

مرد باش

مردان با حجاب در حمایت از جنبش دانشجویی

خانم ها جسارتا از خودتان هم مایه بگذارید

تعصب بیجا

اگر زن بودن تحقیر است پس من زنم

جان زنانه جنبش


۱۹ آذر ۸۸ | گاه نویس

۳۲ نظر برای “همراهی نمادین مردان با مجید توکلی: اجبار تحقیر آمیز است، چه اجبار به اعتراف چه اجبار به حجاب”

  1. شادی ۱۹م آذر ۱۳۸۸ ، ۵:۴۸ ق.ظ

    به نظر من دوستان باید حتما این شعار « اجبار تحقیر است و نه پوشش و حجاب» رو در کنار این حرکتشون بذارن و روش تاکید کنند که عملشون توهینی تلقی نشه به حجاب ماهایی که با اختیار خودمون انتخابش کردیم.
    ……………….
    برای همین این شعار را پیشنهاد دادم عزیز

  2. mohsen azari ۱۹م آذر ۱۳۸۸ ، ۶:۲۱ ق.ظ

    ننگت باد ای دستی که بد بودی بدتر کردی مرگ بر این قوم نفاق بر این کثافت و پست موجوداتی که زمین را به گند کشیده اند ننگشان باد ننگشان باد
    مجید جان من دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی هستم و تو را بزرگ مردی می دانم که در برابر استبداد ایستاده و تمامی کسانی که تو را مجبور به این کار کرده اند موجودات حقیر و پست می دانم به امید آزادی به امید پیروزی
    ارادتمند تو محسن

  3. o ۱۹م آذر ۱۳۸۸ ، ۷:۵۵ ق.ظ

    shoma fateme rajabiye sabz hastyn

  4. مامان امید ۱۹م آذر ۱۳۸۸ ، ۷:۵۹ ق.ظ

    با شادی موافقم

  5. Kaveh Ahangar ۱۹م آذر ۱۳۸۸ ، ۸:۲۰ ق.ظ

    Dorood bar hamvatanane aziz,
    Khameniei yek mostabed hast, fekr mikone ke khodast, va tamame atrafianesh az on bot sakhtan, in neshaneye jahl va khorafate mellati ast ke az ensanha bot misazan, khameneii, khomeini , dastanesheshon be khone javanhaye bi gonahe in sarzamin alode ast, kesani ke gonahii joz motefavet fekr kardan nadashtand,yade va khaterye shahidane dahye 60 az har goroho va fergheii gerami bad, yade shohadaye jonbeshe sabz gerami bad, zende bad daneshjoyane zendani va mobarez, ma keshvaremono pas khahim gereft va great Iran ra khahim sakht,
    faghat khahesham ine ke hoshyar bashid, gole hokomat ra nakhorid ke hatta ba avaz kardane ahmadinejad dorost nakhahad shod, in hokomate khonriz bayad beravad, iranian niaz be yek hokomate melli daran ke har kas ba har aghideii, ,nejadi va mazhabi azad bashad,
    be omide azadi, bedrod

  6. مهشید ۱۹م آذر ۱۳۸۸ ، ۸:۴۵ ق.ظ

    با دوستی شرط بسته بودم که تعداد کسانی که حاضر باشند در این حرکت “علیه اجبار و تحقیر” همراهی کنند، به ۵۰ نخواهد رسید. باختم!
    به نظرم پاسخ کوبنده ای است به مثلا “خبرگزاری”هایی که بجای خبررسانی به لجن پراکنی و ترور شخصیت و روان انسان ها می پردازند.
    امیدوارم برای خانواده و دوستانش، این اعلام هم بستگی مایه دلگرمی باشد. اما ای کاش می شد برای رهایی او و سایر بازداشتی ها کار بیشتری انجام دهیم.

  7. دل ملت ۱۹م آذر ۱۳۸۸ ، ۹:۱۳ ق.ظ

    سلام,به نظر من باید در یک روز و ساعت مشخص پسران با گذاشتن شال یا روسری و دختران با پوششی پسرانه اتحادی رابه نمایش در بیاورند تا از این طریق اثر کار کثیفی که مزدوران برای خراب کردن وجۀ مجید توکلی کرده اند را خنثی کنند.با این حرکت به آنان نشان خواهیم داد که هر کسی باهر لباس و چهره ای می تواند به مبارزه علیه دیکتاتوری برخیزد. 

  8. حسین آزادی ۱۹م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۱:۲۰ ق.ظ

    پایین آوردن ارزش زن از این جهت در جمهوری اسلامی به بهانه پایین آوردن آزاد مرد مبارزات دانشجویی انجام شد که رهبران و خط مقدم مبارزان نتیجه انتخابات زنان هستند.

    درود بر شرف همه شان و درود بر شرف مجید توکلی عزیز

  9. حسن ۱۹م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۲:۲۳ ب.ظ

    مطمئن باشید خداوند تا موسوی و خاتمی (خائنان به مردم و ایران)را نیز مانند مجید توکلی خوار و ذلیل نکند از این دنیا نمی برد مگر توبه کنند.
    معصومه خانم به شدت خوانندگان وبلاگ ضدایرانی و ضداسلامی ات ریزش کرده اند.
    یک سری به وبلاگ اصولگرای آهستان بزن فقط مواظب باش در غلطیده آغوش غربیان بی دین دق نکنی ، سرکار خانم .
    یا بگو همین چند خواننده اند دست به کار شوند و هرکدام تعدادی کامنت بفرستند تا امیدوار شوی .
    هواداران موسوی هم همینطور در کشور ریزش کرده اند.
    ————
    من رغبت و حوصله خواندن مطلبت را نداشتم و فقط کامنت گذاشتم.

  10. مهشید ۱۹م آذر ۱۳۸۸ ، ۲:۴۸ ب.ظ

    از بعد از انتخابات، انگار افرادی مواجب می گیرند که کامنت بنویسند! اغلب هم سعی می کنند دل آزار بنویسند! در واقع یک جور خشونت کلامی در مقابله با حریف ِ دور از دسترس به کار می برند.

  11. شادی ۱۹م آذر ۱۳۸۸ ، ۲:۵۰ ب.ظ

    بله مسیح جان من هم می خواستم بنویسم ممنون از شعار و وتاکیدت که یادم رفت. ممنون!

  12. peerooz ۱۹م آذر ۱۳۸۸ ، ۳:۵۹ ب.ظ

    سرکار خانم علی نژاد،
    من نمیدانم چرا شما چنین موضوع بی اهمیت و کوچکی را اینقدر بزرگ میکنید و آب به آسیاب دشمن میریزید. کیست که حقیقت مطلب را نداند جز انها که میخواهند از این ماجرا سو استفاده کنند. بعد از حوادث اسفبار کهریزک آیا جای تعجب است که این سربازان گمنام امام زمان در روز روشن مردم را با عنف و جبر و کتک در خیابان ربوده و با کمک تکنولوژی عکاسی ویا به زور چادر به سر نمایند، چادری که خود انها بزور بسر زنهای خود کرده اند، رسمی که یادگار بادیه نشینان ۱۴۰۰ سال پیش است ؟ آیا این سفیهان خیال میکنند که بعد از حوادثی که روی ابو غریب و گوانتانامو را سفید کرد کسی این اراجیف را باور میکند ؟ بنی صدربا چادر فرار کرد که توکلی با چادر فرار کند ؟ بفرض محال که چنین باشد این وظیفه واجب هر شیعه است که تقیه کرده و ماهیت اصلی خود را از دشمن پنهان دارد که من و شما و همه میدانیم که چنین نبوده است. در قدیم جواب ابلهان خاموشی بود و امروز با وسائلی که داریم باید اینهارا مسخره کرد و خندید که هنوز عکس بنی صدر را با چادر چاپ میکنند و در کنار عکس توکلی میگذارند.
    اما شما که کت و شلوار و یا مانتو و شلوار پوشیده و کلاه بسر میگذارید و ” به قامت مردانه” در امده اید آیا احساس حقارت میکنید یا برتری ؟ و چرا این باید برای شما دشوار باشد وقتی که دیدن خانمها با بلوز و دامن و یا پیراهن جزو نوادر شده است ؟

  13. جواد ۱۹م آذر ۱۳۸۸ ، ۴:۱۷ ب.ظ

    همیشه همین طور بوده است که کسانی که نمی توانند استدلال کنند دو راه بیشتر ندارند بکار بردن زور برای خفه کردن فرد مقابلشان یا اگر نمی توانند تحقیر کردن منتها گاه این تحقیر کردن گاهی خیلی مضحک است .فکر کنم اول بار کیهانیان دکتر سروش را حسین حاج فرج دباغ نامیدند چرا که نام قبلیش بوده و او انرا تغییر داده است غافل از انکه اگر کسی نامش حسین یا عبد اکریم یا داریوش یا هر چیز دیگری باشد تغییری در تفکرش ایجاد نمی کند حال حسن اقا مسیح را معصومه می نامد.چه چیزی تغییر خواهدکرد جز اینکه انسانی حقرت خودش را در مقابل دیگران نشان دهد.اگر روزی نادانی از این کشور رخت بر بندد….

  14. مشروطه ۱۹م آذر ۱۳۸۸ ، ۵:۱۳ ب.ظ

    عکس دست جمعی ما در مذمت تحقیر
    http://mytasvir.com/gallery/24b217cdfeac04.jpg.php
    ……………………….
    سپاس از همراهی شما و اینکه روی ما را زمین نزدید

  15. Kaveh Ahangar ۲۰م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۲:۱۶ ق.ظ

    Aghaye Hasan,
    Khaenin be mardom in hokomate aghabmonde ast, ke Iran ra 200 sale aghab negah dashte, din kamelan ye chize shakhsie va be to rabti nadare ke digaran che dini daran ya nadaran,shoma mazhabi hasti dorood bar shoma vali shoma chi kareii ke vaseye digaran taklif taiin mikoni, hich kas nemitone ke be mardom bege chi kar konan, momkene kheili chiza az nazare to dorost bashe va az nazare digaran nadorost, mage shoma payambari ya khameneii payambare?, onam mesle hame ensane va be ghodrat alaghe dare, age ensane mazhabi va khobi bod,migoft mardom beran ray bedan hokomate khodeshono entekhab konan, vali chi?, mage mitone az polhaye naft begzare ishon? akhe kojaye donya hatta keshvare moslamon hejab ejbarie?, ma harfe hesabemon ine ke hokomate talebani nemikhaim, va be mardom nemishe ba zor hokomat kard, iran male hame ast, az kafar , zartoshti, mosalmon va yahodi, pas behtare khodeto maleke iran nadoni va vasash taklif taiin nakoni,
    be omide nabodie zahak e mardosh

    bia ta bekoshim o jang avarim

    bron sar az in bare nang avarim
    bedrood

  16. Random Guy ۲۰م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۱:۱۷ ق.ظ

    http://zamaaneh.com/news/2009/12/post_11517.html

  17. Random Guy ۲۰م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۱:۱۷ ق.ظ

    http://www.youtube.com/watch?v=xNgN1rbXjLc

  18. حسین ۲۰م آذر ۱۳۸۸ ، ۵:۲۷ ب.ظ

    به کجا چنین شتابان مگر همین بنی صدر نبود که اول انقلاب اجازه نداد که سلاح به جبهه ها برای جنگ با دشمنان این کشور برسه مگر همین لعنتی مسبب درگیری های خیابانی اول انقلاب نبود مگر همین نبود که با منافقان اون همه ترور رو توی این کشور انجام دادن و تعداد زیادی رو به خاک و خون کشیدن حالا اون شده مایه افتخار؟؟ ارزش این یارو مجید که حتی معنی اسمشو و معنی فامیلشو نمیدونه اینقدر نیست که بخوام در موردش حرف بزنم ارزش شما هم همینه که به امثال این افتخار میکنید برای دنیاتون تلاش کنید چون فکر نمی کنم به زندگیی بجز این دنیا اعتقادی داشته باشید زندگی دنیا به سرعت در حال سپری شدنه به سرعت به سرعت پس خودتونو برای دنیای دیگران به خطر نیاندازید این همه زور نزنید بزرگترهاتونو ببینید اونایی موفق بودن که فقط برای دنیای خودشون زور زدن به هر وسیله ای و به هر قیمتی به دنیاشون رسیدن البته اونا هم فکر میکنن که موفق بودن اونایی که برای دنیای بقیه زور زدن این چند روز زندگی دنیاشون رو هم به باد دادن و معمولا این جور آدما گناهان بزرگتری رو مرتکب میشن و اونور عذاب بیشتری رو هم خواهند کشید البته این فسمت آخر به شما مربوط نمیشه چون شما بهتر که به این چیزا اعتقادی نداشته باشید

  19. شباویز ۲۰م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۱:۰۳ ب.ظ

    سلام مسیح نازنین

    محترم دانستن نام و عنوانی که هر انسانی برای خویش برگزیده تا او را بدان بنامند و خطاب قرار دهند، احترام به خویشتن است نه صاحب آن.

    مسیح علی نژاد، نماد بانوی مقتدری است که حقیقت را صریح و شفاف، باشجاعتی مثال زدنی بیان می دارد و قادر است مسیح وار روح اتحاد و همدلی را در بین مردان غیور و آزاده این سرزمین زنده گرداند، تا بی پروا از ریشخند هم جنسانشان، جباریتی را به سخره گیرند.
    او را نه نیازی است به حضور من و امثال من، نه احتیاج است به داشتن آمار حاضران در وب سایتش و نه به کار می آیدش شمارش یاران پیرامونش در این خانه بی پیرایه. همین بس که پژواک صدای رسایش، خواب آشفته دلان را بیش از پیش، آشفته نموده است.

    پایدار باشید و چون همیشه سبز و سرفراز

  20. یاشار ۲۱م آذر ۱۳۸۸ ، ۲:۴۹ ق.ظ

    “نه همین لباس زیباست نشان آدمیت”
    دیشب
    خواب دیدم خدارا
    گله می کرد (آهسته که شیطان نشنود)
    از رفتار انسان با حیوان
    انسان با انسان

  21. پرستوی از سفر مانده ۲۱م آذر ۱۳۸۸ ، ۲:۵۳ ق.ظ

    برگ هایش سرخ
    میوه اش سرخ تر
    می شود
    درختی که
    با خون آبیاری شود

  22. نیلوفر ۲۱م آذر ۱۳۸۸ ، ۷:۴۳ ق.ظ

    سلام. با تشکر از فراخوان پر معنایتان
    درسته که روسری سر کردن نمادین ، همراهی موقت با زنان ، یا به نوعی ستیز با حجاب اجباری است، اما ای کاش میشد ، حقوق برابر را برای مردان سرزمینمان معنی کرد.
    اولین قدم بسیار زیبا بود ، و امیدوارم کسانی که در این اقدام پیش قدم شدند بدانند: پشت این حرکت بایستی تمام تفکرات مرد سالارانه نیز به استهزا کشیده شود، تا این بزرگترین ابزار تفرقه دست حکومت ، عملا بی اثر شود
    زیرا آزادی ما در گرو یکدیگر است

  23. جمشید ۲۱م آذر ۱۳۸۸ ، ۹:۰۴ ق.ظ

    با درود به خاله . همه دانشجویان و قلم بدستان چه با حجاب و چه بی حجاب سرمایه کشور هستند . سقوط اخلاقی بعضی ها مرا متعجب می کند. زنده باد شما و نام قشنگ دانشجویان چه شکنجه شده و چه ارام و چه بی قرار . زنده باد مجید توکلی ها

  24. علیرضا ۲۱م آذر ۱۳۸۸ ، ۱:۵۸ ب.ظ

    مجید تو آزاده ای، آزادگی راه حسین (ع) است… بدان آزادگان جاودانند و مختار ها زیاد…..
    ای آل زیاد ها بترسید، مختار ها هنوز نفس می کشند…

  25. بابک ۲۱م آذر ۱۳۸۸ ، ۴:۴۵ ب.ظ

    این ویرانه به دست مجیدها ایران می شود
    تشکر از سرعت عمل شما در این کار زیبا

  26. Kaveh Ahangar ۲۱م آذر ۱۳۸۸ ، ۸:۱۹ ب.ظ

    Man fekr mikonam ke motaleye ma iranian yekam bayad bishtar she, chera ke age ma berim tarikhe safavi ro bekhanim, mibinim ke hanoz hamon tafakorate sheie ke az hamon zaman ba aghle naghese on mardom aghaz shod, kholase oroppa in doreeye hokomate kelisa ro gozaronde, vali ma hanoz ba in khorafat va aghayede nadorost zendegi mikonim, in hejab ham chizi bod ke khomeini dar beheshte zahra rozaye aval migoft ejbari nist vali badesh ejbari kardand, va badesh ham daneshjoha ke eterz kardan o to zendenha koshtan be khatere hejabe ejbari, akhe kojaye donya hatta digar keshvarhaye mosalmon hejab ejbarie, faghat in aghayone biarim to keshvaraye gharbi bebinan ke hejab maye tahghir ast, va hame be cheshme ye aghabmonde be ba hejab negah mikoann,
    Be omide irani azad
    va rahaie az khorafate chandin sale

    DAR in KHAKE ZARKHIZE IRANZAMIN

    NABODAND JOZ MARDOMI PAKDIn
    HAME DINESHAN MARDI o DAD BOD
    VA az an KESHVAR AZad o ABAD BOD

  27. نویدار ۲۱م آذر ۱۳۸۸ ، ۹:۲۹ ب.ظ

    با درود مسیح عزیز،
    امیدوارم به سرعت “کمپین یک میلیون روسری مردانه” داشته باشیم.

  28. یا شا ر ۲۱م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۱:۳۸ ب.ظ

    دیشب خواب دیدم تورا
    کلاه بر سر
    نشسته رو به دوربین
    بی دردسر
    دیشب عجب شبی بود
    میعاد با خورشید
    در دل شب تاریک

  29. علی.ق ۲۲م آذر ۱۳۸۸ ، ۴:۴۱ ق.ظ

    سلام مسیح جان من یه پیشنهاد دارم
    بازی وبلاگی با عنوان:
    اعتراف می کنم من عکس امام را پاره کردم !
    رو راه بندازید
    اولیش رو هم محمد نوریزاد شروع کرده
    http://mohammadnurizad.blogfa.com/post-145.aspx

  30. شباویز ۲۲م آذر ۱۳۸۸ ، ۵:۱۸ ق.ظ

    سلام مسیح نازنین

    علیرغم داشتن اعتقادات محکم دینی، اما همواره باور داشته ام قداست بخشیدن به انسان جایز الخطا، خطایی است بزرگ. لیکن خطای بزرگتر آنجاست که کوته نظران و کوته قدان حکومتی می خواهند از طریق ایستادن بر تصویر بنیانگذار حکومتشان، قد بکشند و قدرت رو به اضمحلال شان را استحکام بخشند. وقتی دستگاه حاج عزت ضرغامی، بجای نشان دادن لگدکوب شدن تصویر رهبر حکومت در روز سیزده آبان، خط قرمزهای دیگری را درمی نوردد و تصویر پاره شده شخصی را نشان می دهد که نشاندهنده هویت یک حکومت است، هر کودکی درمی یابد که نهاد قدرتمندی که در پس چنین رسانه ای ایستاده، آمر چنین عمل قبیحی بوده است؛ تا افول محبوبیت و مشروعیت رهبری کنونی کشور را در پس بی اعتبار نمودن حرکتی سبز و بی خشونت، پنهان دارد.
    بی شک در روزهای پیش رو می بایست منتظر اقدامات نسنجیده و بلاهت بار دیگری، بویژه در روزهای سوگواری سرور ازادگان عالم، توسط مستان قدرت بود. دور از ذهن نخواهد بود توهین به مقدسات، و آتش زدن علم ها و بیرق های عزاداری و یا حتی حمله به تکایا و حسینیه ها. یقینا آتش افروخته نادانان عالم به چشمان بیفروغ شان خواهد رفت، اما این برهه حساس و بحرانی، هشیاری و درایت بیشتری را از جانب مردمان سبز این کهن دیار می طلبد.

    پایدار باشید

  31. Ali ۲۳م آذر ۱۳۸۸ ، ۳:۵۹ ق.ظ

    سلام مسیح جان
    دیدم پیشنهاد قبلیت خیلی مورد توجه قرار گرفت گفتم شاید بتونم ای پیشنهادم را باهات در میان بگذارم که پخشش کنی اگه بنظرت مفید میاد،من مدتها به فکر افراد دستگیر شده و کشته شده بودم و فکر میکنم ما احتیاج داریم همبستگی و اتحادمان را تقویت کنیم از طریق راه هایی که به نظر کم خطرتر میاد، فکر میکنم هروز شعار مرگ بر دیکتاتور و خائن و غیرو روح مبارزین رو خسته میکنه و ممکنه به فرسایش بیانجامد که اصلا خوب نیست برای مبارزه، من عقیده دارم شعار دادن و اعتراض هم نباید تعطیل کرد ولی باید از همه راها استفاده کرد، حالا پیشنهادم، ماه محرم نزدیکه و حتا روزای بعد محرم ما ایرانیها عادتی داریم مثل سر زدن به خانوادی که عزیزی از دست داد یا عزیزش جایی رفت که اینجا میشه گفت دستگیر شد پس میشه یک برنامه ریزی کرد و با یک هفت خبر رسانی اعلام کرد برای ادای احترام به ندا ما با ۱ شاخه گل و شمع بدون هیچگونه شعر دادن میریم به سمت محل سهادت ندا و فقط گلی میگذاریم و شمعی یا بسمت خونه مجید توکلی میرویم و با خانواده او هم دردی میکنیم فقط با یک شاخه گل. یا حتا به جلو خانه ابطحی یا بهزاد نبوی میریم با ای شاخه گل به خودشون و خانوادشون ادای احترام میکنیم با این کار هم قلب را تلطیف میکنیم هم بر قبلها حکومت میکنیم و اگر کسی به همچین تجمعی حمله کنه تف سر بالایی خواهد بود به چشمان خودشان خواهد رفت، و اگر حمله نکنه تصور کن ۱۰۰۰۰ نفر در خیابان امیر آباد گل به دست و شمع به دست چه تصویری خواهد ساخت و به طرف مقابل نیز نشان خواهد داد ما چه همبستگی داریم و هرکسی که دستگیر بشه همین قضیه براش اتفاق میفته و آقایون خاتمی، موسوی، کروبی حتا صانعی میتونن براحتی در این مراسم شرکت کنن یا وقتی به جایی برای ادای احترام میریم خانواده فرد میتونه جلو حرکت کنه.
    به امید موفقیت سبز باشی

    ///////////////////////////

    بسیار عالی است . باید در موردش نوشت. به نقل و نام خودتان پیشنهاد را مطرح کنید . من هم کمک می کنم عزیز

  32. Ali ۲۳م آذر ۱۳۸۸ ، ۵:۰۸ ق.ظ

    salam masih jan, merc ke pishnehade man barat jaleb bood, man na weblogi daram na ghalame khoobi bara neveshtan agar fekr mikoni pishnehade mofidie khodet dar moredesh benevis va matrahesh kon. mohem ham nist be esme ki bashe,be esme to bashe saritar pakhsh mishe.ghorbanat .
    be omid movafaghiat sabz bashi.

نظر بدهید

RSS دماسنج

گاه نویس

  • همسر یکی از شهدای بیست و پنج خرداد: مردم و رهبران جنبش ما را تنها نگذارید
  • ما به خودزنی مشغول و نمایندگان به چند زنی
  • آقای موسوی، نسل ما نه اهل قهر است و نه اهل غمزه برای دیکتاتور.
  • مادر شبنم سهرابی؛ می گویند شاهد بیاورید که دخترتان زیر چرخ های ماشین نیروی انتظامی له شد
  • جنبشِ یاد کردن از شهدای ناشناس جنبش
  • ماجرای پرواز سبز و آواز ترس و کتاب جدیدم از جنبش سبز
  • دلتنگی های دخترانه برای پدرانی که کودتا آنها را دزدید
  • از پارازیت صدای آمریکا تا پارازیت های دل ما
  • درخواستی صمیمانه از بالاترین، دنباله، سبزلینک…: کمپین ما اعضای خانواده زندانیان سیاسی هستیم را بسط دهید
  • مادران اعتصاب کنندگان در خطر؛ یک پیشنهاد برای انعکاس صدای اعتصاب کنندگان و زندانیان گمنام

بایگانی

  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶
  • مرداد ۱۳۸۶
  • تیر ۱۳۸۶
  • خرداد ۱۳۸۶
  • اردیبهشت ۱۳۸۶
  • فروردین ۱۳۸۶
  • اسفند ۱۳۸۵

تقویم

شهریور ۱۳۸۹
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹۳۰۳۱  

اطلاعات

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

ابزارها

دوستان

نيك آهنگ كوثر, سعيد پور حيدر, فاطمه قدياني, محمد آقازاده, امير عليزاده, مجتبي سميع نژاد, كريم جعفري, اكبر منتجبي, منصور نصيري, مهجاد, جمهور, آسيه اميني, سميه توحيدلو, سهام الدین بورقانی, وب نوشت, محمد دادفر, آرش غفوري, احسان تقدسي, فريد مدرسي, پيامبران كاغذي, ثمانه اكوان, ساغر, داريوش محمدپور, مهاجراني, مسعود بيزارگيتي, آدم, سارا معصومي و مهران قاسمي, مسعود رفيعي, فرشته قاضي, میترا خلعتبری, حسن سربخشيان, محبوبه حسين زاده, سیامک قاسمی, حسين نورايي نژاد, الناز انصاري, مسعود بهنود, ساسان آقايي, لیلی نیکو نظر, حميد متقي, داود پنهاني, مرجان توحيدي, محمد جواد روح, اميرعباس نخعي, ميثم زمان آبادي, كوروش ضيابري, مریم مجد, سهيل آصفي, معصومه ناصري, علي مهتدي, روزبه مير ابراهيمي, سامان صفرزايي, سولماز شريف, محمد رحیمی زاده, سعیده امین, چارسوق, خاطره وطن خواه, سعيد حنايي كاشاني, جميله كديور, فهيمه خضر حيدري, مهرو ملالي, پرستو دوكوهكي, هانيه بختيار, احسان عابدي, حسین پاکدل, رضا مهدوي هزاوه, ابوذر آذران, عكسخانه اي در شمال, نازنين كديور, اميد معماريان, هادي حيدري, فاطمه شمس, كريم ارغنده پور, يونس شكرخواه, هنوز, نسرین افضلی, نفيسه زارع كهن, عفت ماهباز, كافه تيتر, ايمان ابراهيمباي, امشاسپندان, حنيف مزروعي, مصطفي اكبرپور, اكرم ديداري, وحيد پوراستاد, امیر فرشاد ابراهیمی, علي شيروي, كارگاه داستان كوتاه آريا, كيوان مهرگان, بابك مهدي زاده, ندا شيروي, حامد جواد زاده, آسمان ريسمان, مريم شباني, الپر, فرزانه سالمي, پناه فرهاد بهمن, مهرانگيز كار, اسدالله امرايي, جواد منتظري, ليلي فرهادپور, عباس عبدي, پرستو سرمدي, عليرضا حسيني, مرجان طبا, مریم میرزا, ميرا, حسن سلامي.

دسته‌ها

  • اجتماعی
  • سفرنامه
  • سیاسی
  • گاه نویس

feed مسیح علی نژاد

Wordpress and وردپرس فارسی  | Theme by WordPress Pro | Reformed in Persian by An Online Friend | Creative Commons License