حماسه پاره کردن عکس دیکتاتورها؛ آقای ضرغامی! خودتان شروع کردید
مطلبم در ستون روز آن لاین : در راهرو های مجلس، همکاران صدا و سمیا که از قضا الان در بیست و سی به دولت خدمت می کنند را بار ها می دیدم که با شیطنت می آمدند و آقای کروبی را وادار می کردند تا در مورد امام و انقلاب موضع بگیرد و بعد می آمدند در اتاق استراحت خبرنگاران و با خنده های شیطنت آمیز به ما می گفتند حالا بروید ببینم برای روزنامه های فردای تان چه تیتری دارید. به خیال خودشان با رو کردن منویات قلبی و علاقمندی های شخصی آقای کروبی ، می توانستند مواضع صریح او در مورد آقاجری و قتل های زنجیره ای و چه و چه را خنثی کنند و در عین حال ما را از او که مدافع سرسخت امام و انقلاب است بیزار کنند.
سناریوی اخیر صدا و سیما برای پخش پاره کردن عکس امام مرا یاد رشادت های همکاران خبرنگارم در راهرو های پارلمان انداخت. تقریبا تردید ندارم سناریوی اصلی شان ، وادار کردن رهبران جنبش به اتخاذ مواضع شدید در مورد احترام به یک عکس به منظور ایجاد اختلاف میان رهبران جنبش و بدنه آن است. . . در همین مورد نوشتم .
آقای ضرغامی ! یا از دانشگاه عذر بخواهید یا منتظر حماسه پاره شدن عکس های دیگران باشید
در مراسم بدرقه همکار و همفکر سابق تان، علی کردان، هیچ به این فکر کرده اید که فاصله میان یک دروغ تا مرگ چقدر نزدیک است؟ کردان مظلوم از دنیا رفت. چون کسانی که هر روز میهمان ناخوانده خانه های یک ملت بی رسانه اند و دروغ های بزرگتر می گویند، هرگز مجلسی آنان را پای میز استیضاح نمی کشاند و رسوایشان نمی کند. اما کردان به خاطر یک دروغ، استیضاح شد و سپس تحقیر و طرد و تنها مرد و جنابعالی با حجم وسیعی از دروغ هایی که در تمام این سالها و به خصوص این روزها به مردم ایران گفته اید، در پست خود ابقا شده اید و کماکان امن و امان بر کرسی رسانه ملی جمهوری اسلامی نشسته اید. تفاوت اینجاست که بنا بر مقاله معروف حسین شریعتمداری، کردان این اواخر مورد تایید مقام رهبری نبود و شما اما هنوز محبوب ایشان باقی مانده اید. برای همین است که دروغ های رسانه تحت نظارت شما اگر چه خانه های ما را ویران می کند اما هرگز آسیبی به منصب شما نمی زند. ولی دروغ کوچک کردان( در مقایسه با حجم اخبار ناصحیح صدا و سیما) هم آبروی او برباد داد و هم خانواده بی گناهش را تا همیشه سرافکنده کرد.
جناب ضرقامی!
که هنوز نمی دانم قام آخر نام شما را با قاف می نویسند یا غین اما خوب می دانم که نسلی غرور نداشته ملی شما را به کرات در رسانه دیده است و برای همین در املای نام رسانه شما دست برده است تا از این پس این رسانه بیگانه را به نام «رسانه میلی» بشناسد که به میل مسولانش گزارش مرگ ما را با گزارش باردار شدن یک گربه شل یا یک موش کور در آفریقای دور معاوضه می کند. در شب هایی که یکی یکی جوانان شهر نقش زمین می شوند و تن بی جانشان روی دست مادران شان می ماند، گزارشگران شما در راهروهای زندان مشغول تهیه گزارش اختصاصی از اعترافات زندانیان هستند.
مرگ ما و دفن دسته جمعی ما راه به راه تکذیب می کنید، اما خبر مرگ دسته جمعی نهنگ ها گزارش ویژه شما می شود. بگذریم از آه و ناله و واگویه های تلخ که دلی از شما نمی برد و برویم سر بازی اخیر پاره شدن عکس امام و گزارش مکرر آن در صدا و سیما که به قول همکار مرحوم تان به خاطر یک دستمال «قیطریه» را به آتش کشیده اید.
رئیس رسانه میلی!
وقتی احمدی نژاد در مناظره انتخاباتی با موسوی، با یک متن از پیش آماده شده در برابر دوربین های شما نشست و بی مقدمه زبان برای حمله گشود و نه مناظره، باز هم کسی ندانست که این بازی تلخ را چه کسی مدیریت می کند؟ اما مقام رهبری که بر اساس قانون اساسی، صدا و سیمای جمهوری اسلامی تحت نظارت ایشان است، در همان خطبه معروف نماز جمعه پس از انتخابات، گره از این راز گشود آنگاه که گفته بود در مقایسه با آقای هاشمی، ایشان نزدیکی بیشتری با احمدی نژاد احساس می کند. اصلا صحبت آقای هاشمی در این انتخابات نبود. چرا آقای خامنه ای به جای آنکه میرحسین موسوی را با احمدی نژاد مقایسه کند، همان کرد که احمدی نژاد در جریان مناظزه های تلویزیونی ایام انتخابات انجام داد. یعنی رقابت بین هاشمی و احمدی نژاد پرنگ بود در صدا و سیما و در خطبه آقا.
احمدی نژاد و کسی که به ایشان احساس نزدیکی بیشتری می کرد، خوب می دانستند که از محبوبیت هاشمی در توده مردم کاسته شده است کاسته شده و آگاه بودند تنها شیوه ای که بتواند سبد آرای احمدی نژاد را سنگین تر کند این است که او در صدا و سیمای جمهوری با یک طرفند کهنه سیاسی مدام تلاش کند با طرح سنگین ترین اتهامات، موسوی را در ورطه دفاع از هاشمی بیاندازد تا همین دفاع منجر به کاسته شدن آرای میرحسین شود. دام سیاسی احمدی نژاد و هوادارانش جواب نداد. اما او کار خودش را کرده بود و شما هم خوب می دانستید سناریوی اصلی این مناظره کجا نوشته شده است. برای همین آنگاه که در نبود احمدی نژاد، موسوی نام او را می آورد مجری برنا مه اعتراض می کرد اما وقتی در نبود هاشمی و دیگران احمدی نژاد تا توانست نام آنان را برد، نه تنها تذکری از صدا و سیما دریافت نکرد، مهمتر از همه آنکه از وقت طلایی صدا و سیما هم بهره برد تا حرف آخر را هم او بزند. اما هرگز نامه هاشمی و کسان دیگری که در غیاب آنها نیز از آنان نام برده شد در صدا و سیمای شما خوانده نشد.
جناب ضرقامی!
ملت ایران را ساده فرض نکنید. همه می دانند گزارش جانسوز و جانگدازی که شما از پاره شدن عکس آقای خمینی در صدا و سما به کرات پخش کرده اید، ادامه همان سناریوی انتخاباتی است. اما اینبار راز دیگری در آن نهفته است. اینبار حاکمیت خوب دریافته است که علاوه بر چهره های مذهبی و سنتی و انقلابی، بخش قابل توجهی از همراهان جنبش اعتراضی ایران را نسل جوان، روشنفکران و حتی ایرانیان مقیم خارج از کشور تشکیل می دهند. بر این اساس دوباره رسانه شما شانه ای شد برای دولت دروغ و هواداران اش تا بازی شوم دیگری را اجرا کنید.
باید دام دیگری را پهن می ساختید تا در حلقه وصل میان جامعه سنتی و مدرن هواداران موسوی و کروبی فاصله ایجاد کنید. در حلقه هواداران این جنبش، رانده شدگان مغضوبان جمهوری اسلامی بسیاری وجود دارند که به ادبیات جدید سران جنبش چشم امید بسته اند و گذشته های قابل نقد آنها را فراموش کرده اند اما در توطئه اخیرتان کاری کردید تا میرحسین و شیخ مهدی کروبی و سید محمد خاتمی را رو در روی نسلی قرار دهید که به اندازه آنها تعلق خاطر قلبی قوی نسبت به یک عکس ندارند.
نسلی که احترام به علاقمندی های رهبران جنبش را وظیفه خود می داند و بعید به نظر می رسد که در این روزهای آشفته سراغ عکس آیت الله خمینی بروند اما به گمانم بیشتر از آنکه به دنبال برخورد امنیتی و بازداشت و دستگیری سران جنبش باشید، به دنبال جدا کردن بدنه جنبش از رهبران شان بوده اید. یعنی همان دام مشابه روزهای مناظره. با این انگیزه که اینبار خاتمی با قاطعیت بگوید: ممکن نیست مردم به عکس امام بی احترامی کنند، میرحسین بگوید: کسانی که به من محبتی دارند حفظ حرمت امام را واجب می دانند و کروبی هم با همین شدت از مردم بخواهد که به عکس امام بی احترامی نکنند. به خیال آنکه جامعه هوادر میرحسین و کروبی و خاتمی، آنگاه که ببینید رهبران جنبش، عکس را مقدس می پندارند و خطاب به هوادارانشان ، حفظ حرمت این عکس را واجب اعلام می کنند، صدای اعتراضشان علیه رهبران را بالا ببرند و جنبش شقه شقه شود. آقای ضرقامی! باز هم بازی جواب نداد. می دانید چرا؟ چون بیشتر رسانه های دنیا گزارش پایین کشیدن و آتش زدن و لگدمال کردن عکس مقامات دیگر جمهوری اسلامی را به کرات در رسانه های خود پخش کرده اند اما شما حتی یک خبر حاشیه ای هم از آن منتشر نکرده اید.
همانگونه که توطئه انتشار عکس های مجید توکلی در لباس زنانه، با انگیزه تحقیر او، منجر به تکثیر او شده است و جامعه ای را متحد و منسجم ساخت، اینک انتشار فیلم یک عکس پاره شده یا نشده از امام نیز، بار دیگر به حلقه وصل رهبران جنبش با بدنه جنبش معترضی ایران بدل می شود. همانگونه که خبرگزاری رسمی دولت و سپاه، (ایرنا و فارس) پس از انتشار عکسی های مجید توکلی در لباس زنانه با خیل عکس های مردان دیگری به دفاع از او بر آمده بودند مواجه شد و کارکرد خبری اش به راحتی زیر سوال رفت. اینبار باید شاهد خنثی ساختن توطئه جدید خود توسط نسل خلاق و جوان ایران باشید.
اگر چه این این نسل هیچ باور و اعتقادی به خشونت و پاره کردن و به آتش کشیدن ندارد اما معترضان در پاسخ به بی اخلاقی های شما، در تمامی مراسم های مختلف، گوشه عکس مقامات دیگر جمهوری اسلامی را پار ه می کنند و سپس با انتشار وسیع عکس و فیلم آن، ثابت می کنند که رسانه ملی ایران میلی به انتشار خبر پاره شدن عکس بزگان نظام در سراسر کشورندارد و با انتشار خبر یک عکس پاره از امام حتی به دنبال تحریک افکار عمومی هم نبوده اید.
شما فقط خوب می دانستید که پاره شدن عکس مقام رهبری هرگز واکنش آقایان موسوی، کروبی و خاتمی را برنمی انگیزد اما نشان دادن عکس پاره ای از آیت الله خمینی می تواند این سه تن را در مواضع ناصحانه ای قرار دهد که نسل جوان از این ادبیات خرسند نشود. اما یادتان رفت که نسل جوان ایران این روزها دارد احترام به علاقمندی های رهبرانی را که تحمل عقیده مخالف شعارشان است تمرین می کند تا هم خودشان یاد بگیرند و هم به رهبرانشان صبوری کردن و پذیرفتن دیدگاههای متعدد را یاد بدهند.
جناب ضرغامی!
اگر از فردا مدرسه ها، دانشگاهها ، ادارات ، کوچه ها و خیابان های شهر پرشد از عکس های پاره مقامات کشور، تردید نکنید که موج جدید این نوع مبارزه را شما آغاز گر بوده اید. تا از دانشگاههان ایران به دلیل انگیزه اصلی خبر پاره شدن عکس امام عذر نخواهید هر روز شاهد پاره شدن عکس هایی در کشور خواهید بود که رسانه تحت نظارت شما اجازه انتشار فیلم و خبر حماسه پاره کردن عکس ها را نخواهد داشت.
غیر رسمی تر:
پاره کننده عکس امام هم به گفته دادستانی تهران دستگیر شده است. عجیب نیست بی گناهی را هم در ادامه این سناریو از دروازه شهر آویزان کنند. تا جایی که من شنیده ام این فیلم پاره کردن عکس آقای خمینی که در صدا و سمیا ضرغامی پخش شد، فیلمی است که خارج از ایران تهیه شده بود و حالا صدا و سمیا از آن پیراهن عثمان ساخته است بر علیه جنبش. کاش زودتر نامش را اعلام کنند، دادگاهش را برگزار کنند ، اعترافش را هم از صدا و سیما پخش کنند تا اینبار حماسه تکثیر دیگری شکل گیرد. فیلم ها و عکس های دیگری در دنیای مجازی تهیه شود از پاره کردن عکس های دیکتاتورهای زنده ایران و تقدیم صدا و سمیا شود. ببنیم آنوقت چه می کنند. درست عین عکس های تکثیر شده مجید توکلی.
پاینده باشی همشهری جان. نوشته هات گزنده اند. حقیقت تلخ است.
پاره کردن عکس آیت الله خمینی از آخرین برگهای کودتاگران بود.باید منتظر هتک حرمت ایام محرم هماز سوی سیمای غیرملی باشیم.
بله دیکتاتور ها باید از مکافات عمل و بی آبرو شدن خود (چه قبل و چه بعد از مرگ)، غافل نشوند!
مسیح عزیز
سخنی کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند
سبز باشی
ای بابا قرار بود در جنبش سبز زنده باد مرده باد نداشته باشیم. حالا ببین کار به عکس پاره کردن رسیده… مگر باید بگذاریم صداوسیما رفتار ما را شکل بدهد!؟ به شدت با طرح پاره کردن عکس این و آن مخالفم، هر چند پرشور در طرح روسری مردانه شرکت کرده بودم
……………..
هادی عزیز من هم برایم دشوار است اما اگر کسی را به خاطر پاره کردت یک عکس دادگاهی کنند و اعترافش منتشر شود این کار در می گیرد در ایران چه ما بخواهیم چه نخواهیم .
سلام مسیح نازنین
تحقیرآمیزتر از این نیز دیده اید که مردی بشدت بیمار و فرتوت با لبانی بغایت تیره که نشان از وابستگی اش دارد به افیون زائل گر اندیشه و شعور، در برابر عظمت تفکر و تعقل ملتی بایستد و با نهایت غرور و خودکامگی دستها را با تاکیدی هشدار گونه در هوا تکان دهد و بگوید هرچه کرده اید و می کنید از بی تدبیری است و عدم رجوع تان به عقل!؟ رجوع به کدامین عقل، همان که صبح بیست و دوم خرداد در برابر چشمان همه نام رئیس دولت نهم را نگاشت و همانجا ابلهانه با عصبیتی همیشگی به ما که با آرامش و امید و سبزین در حوزه ها حضور یافته بودیم، هشدار داد که از آشوب خودداری کنید؟ همان که وقتی حضوری بی سابقه و بنیان کن را پای صندوق ها دید، دستور داد تا ساعات رای گیری تمدید نگردد؟ همان که وقتی رای های معقول مان را بیشرمانه به سرقت بردند، در برابرمان ایستاد و تائیدش کرد تا کینه دیرینش نسبت به سیدمحمد خاتمی با اعلام رقمی بالای بیست و دو میلیون نفر؛ فروکش کند؟ همان که در برابر شبیخون وحشیانه اراذل دست نشانده فرزندش به کوی دانشگاه تهران، سر تائید تکان داد؟ همان که در آن نماز ننگین تاریخی که قبله اش رو به درگاه اهریمن بود، مجدد از تن بی مقدار مایه گذاشت تا احساسات کور لاشخورانی را برانگیزد که به یک اشاره او به سر می دوند؟ همان که باز در برابر اراده مردم این سرزمین ایستاد و گفت نتیجه را بپذیرید و عواقب اتفاقات بعدی را متوجه آقایان کروبی و موسوی دانست؟ همان که وقتی آتش به روی سکوتمان گشودند، و ندای حقانیت مان را در خیابان های این سرزمین مظلومانه خاموش نمودند و سرب داغ را بر قلب تپنده جوانان مان نشاندند، شرافت جوانان مان را در کهریزک و پاسارگاد به یغما بردند، شبانه و غریبانه پیکرهای سبزمان را به خاک خجلت سپردند، برای سرزمینی که خود را رهبرش می داند، پدری نکرد و فریاد وا اسفا سرنداد و بجایش لبخندی موذیانه را بر چهره فرسوده و بیمارش نشاند تا شاید اندکی افسردگی مفرطش تسکین یابد و خواب فراری از او به چشمانش باز گردند؟ همان که هنوز پس از این همه رنج و مصیبت مادران و همسران داغدار جوانان بخون غلطیده و ماتم چشمان منتظر و بیتاب خانواده های اسرای فریاد سبزمان، هنوز دل سنگی اش التیام نیافته و هنوز از سرخشم و بی خردی از اجرای قوانین توسط مجریانش و یافتن منشاء فساد توسط دانشجویان ذوب شده در ولایتش دم می زند؟ همان که سالها پیش گفته بود تا زمانی که من زنده هستم اجازه نخواهم داد موسوی در این کشور کار اجرائی انجام دهد؟! … امروز از کدامین عقل و درایت می گوید؟؟؟!!!
او که از عمل نمودن دستگاه های قضائی به وظایف شان می گوید، بی پروا به ساحت روحانی بلندپایه ای می تازد که نه به لحاظ دانش فقهی و حوزوی و نه به لحاظ تفکر انسانی، به حدش نمی رسد، از زندانی شاهنشاهی نبودن های مسئولان قدیمی کشور با صراحت سخن می راند؛ همگان را محرز می گردد که توطئه دیگری را دیگر بار رهبری می نماید و چه بسا که در روزهای محرم سبز، رهبران جنبش را خدشه ای وارد نمایند.
در قاموس سبز این کهن دیار اینها نشانه عقل نیست که نمادی است روشن از استبداد.
پایدار باشید
این همان قضیه کنفرانس برلین و توهین به امام زمان در نشریه دانشجویی و کارناوال ظهر عاشوراست. تاریخ تکرار میشود اما این بار دیگر کمدی است..
تحلیل جالب و منطقی بود به این نکته توجه نکرده بودم از دقت و جزئی نگری شما آموختم. ممنون
زنده باد مسیح علی نژاد
mamnon Masih Jan,
Rastesh khili khoob minevisi, vali ye nokte khili riz hast ke dost daram begam va onam dar mored kordan ast, neveshti :هم خانواده بی گناهش را تا همیشه سرافکنده کرد
Khob yani khonevadeh in baba az daghal bazi hash khabari nadashtand??????????????????
rastesh ghabel bavar nist, va agar ham dashtand ke khodeshon ham shrik bodand!
نمی دانم این نظرات را می خوانید یا نه. ولی بهرحال این وضعیتی که در کمپ جنبش سبز وجود داشت ادامه پذیر نبود. نمی شد که موسوی و کروبی مرتب از خمینی بگویند و بسیاری در جنبش سبز که فکر کنم شامل شما و من می شود دندان قروچه بروند و این بخش از سخنان وی را نادیده بگیرند و مرتب تلاش کنند به تصویر بزرگ نگاه کنند. موسوی در بیانه آخرش تلاش کرد که نشان دهد این جنبش سبز فراگیر است ولی هیچ زمان نبایستی دشمن را احمق تصور کرد. حاکمیت هم از این بیانیه درس ها گرفت. فهمید که بسیاری از مخالفین حاکمیت که سال های خمینی را بیاد دارند تنها به این امید همراه موسوی شده اند که در مقابل حاکمیت قرار گرفته. پس این جنجال پاره کردن عکس را به راه انداختند که موسوی را در مخمصه قرار دهند. این خود آزمایشیست برای جنبش سبز که چگونه می خواهد راهش را ادامه دهد. آیا می خواهد تحت لوای خمینی باقی بماند ویا اینکه از موسوی و کروبی هم فراتر رود. لازم نیست عکس کسی را پاره کنیم ولی هرگز نمی توان به جنایاتی که در زمان خمینی رخ داد بی اعتبا بود. چگونه می توان بتی مثل خمینی داشت که خودش آغازگر این حاکمیت دیکتاتوری بود؟
یاد جریان سینما رکس، در زمان شاه مرحوم می افتم. آن زمان هم رژیم وقت سابق دست به ساختن چنین سناریویی زد. حالا با گذشتن بیشتر از ۳۰ سال این عقب افتاده ها به همان سناریوهای پوسیده چنگ می زنند.
دوران محمدرضا شاه با آن همه پشتیبانی بین المللی باقی نماند. دوران این کور و کچلها که وضعش معلوم است.
[...] This post was mentioned on Twitter by Balatarin, balatarin. balatarin said: حماسه پاره کردن عکس دیکتاتورها؛ آقای ضرغامی! خودتان شروع کردید… – http://bit.ly/8jc4oF [...]
بسیار خوب نوشته بودید. فقط توجه کنید که متن کوتاه تر در اینترنت بیشتر خوانده می شود.
طرفند درست نیست – ترفند درست است.
چرا صدا و سمیا و نه صدا و سیما؟
[آقای ضرغامی یک دست نشانده است البته به سلامت اون دست هم باید شک کرد. ] + [جنبش سبز ثابت کرده میتونه استراتژی های دشمنش رو به اشتباهات دشمن تبدیل کنه. پیروزی نزدیک است.]
موفق باشید
در این مورد من هم مطلبی تو وبلاگم نوشتم که اگه وقت کردید بخونیدش.
ممنون
امیر
سلام.
تحلیلتان در مورد مطرح شدن نام هاشمی رفسنجانی در مناظرات را قبول ندارم. گمان می کنم مقاله زیر با عنوان ‘انتخابات یا تغییر نوع نظام ایران به فاشیسم اسلامی’ تحلیل دقیق تری از این موضوع ارایه می دهد:
http://www.radiozamaneh.com/special/2009/06/post_788.html
سبز باشید
merci masih. harfe deleman bood.
یادم می آید چندین سال پیش در شهرستانی که میهمان بودم و نظاره گر یک دعوای خیابانی به ناگهان دیدم کسی که داشت کتک می خورئد و ظاهرا ضعیف تر بود صدایش را به سرش انداخت و هوار کشید “حالا نشانت می دهم به امام فحش می دهی “و با همین جمله ورق در نزاع برگشت و مردم بودند که به او التماس می کردند که بابااز خر شیطان پیاده شود و شر به پا نکن …
نوشته جالبی بود اما در قسمتهایی با نظر “محمد” موافقم. اینکه بالاخره باید مشخص شود که مردم چیزی فراتر از آرمانهای امام می خواهند. این بت باید شکسته شود. اما شاید الان زمان آن نبود.
ali bud bazam azin kara bokon, kissssssssss