• خانه
  • تماس

دل شوره ها و دل نوشته ها و یک تشکر از شهروند روزنامه نگاران بالاترین

۱- دانشگاه و درس پسرک تعطیل شد و حالا من مسافرم ای بادهای همواره. کاش مسافر ایران بودم ولی هنوز پسرک دلش رضا نمی دهد . اولین سفر دونفره ام با پسرکم و دنیایی از هیجان و ترس و عشق.

۲- شب و روز دلشوره است این روزها و هر آن فکر می کنم موسوی و کروبی را بازداشت کرده اند و مردم فداکارانه به خیابان آمده اند و تنم می لرزد از اینکه شنبه ای دیگر تکرار شود این بار بهانه اش یک عکس باشد. عکس همان کسی که من کودکی هام  از عشق آقاجان به دیوار طویله نقاشی کردم تا وقتی آقاجان اصولگرایم از سرکار بر می گردد و یک راست می رود تا به گوساله و گاو اش سری بزندِ آن را ببیند وخوشحال شود که من به فکرش بوده ام اما قیامت شد در خانه کوچک ما.

۳- خبر همراهی مردانی که با اخیتار، حجاب به سر کرده اند تا با مجید توکلی دانشجوی دربند پلی تکنیک  همراه شوند و در عین حال به حجاب اجباری نیز انتقاد کنند این روزها در بسیاری از رسانه های معتبر دنیا گزارش می شود. خبری که شهروند روزنامه نگاران ایران آن را به رسانه های معتبر جهان تحمیل کرده اند.  برای همین به عنوان یک روزنامه نگار بی روزنامه، یک تشکر به شهروند روزنامه نگاران سایت ایرانی « بالاترین» بدهکارم. به کسانی که نمی شناسم شان و گمان هم نمی کنم اصراری بر شناخته شدن داشته باشند با ان اکانت های عجیب و غریبی که برای کاربرهایشان انتخاب می کنند.

شبی که پیشنهاد حمایت از مجید توکلی دانشجوی پلی تکنیک را نوشتم، هرگز باورم نبود که در جامعه مردسالارانه ایرانی جنبشی چنین درخشان در بگیرد که مردان یکی یکی حجاب به اختیار بر سر کنند تا در یک اعتراض نمادین  این پیام  روشن را برای  خبرگزاران دولت و سپاه( ایرنا و فارس) مخابره کنند: مجید توکلی تکثیر شد، نه تحقیر.

خبر با تیتر جنجالی روی سایت بالاترین رفت اما آنقدر مورد نقدهای تند قرار گرفت که من هم جا زدم . به همین سادگی.  پیام فرستادم تا تلطیف کنم آن بایدی که در تیتر به کار رفته از آن ما نیست، این تنها یک پیشنهاد ساده است و نه فتوا برای مردان سبز.  اگر نبود انرژی مثبت آرش عاشوری نیا عکاس جوان ایرانی که او هم از دیگران برای تهیه عکس های با روسرسی  دعوت کرد و از طرفی همراهی کاربران فیس بوک که این طرح را به نظر سنجی گذاشته بودند، به گمانم این موج همراهی با مجید توکلی و در عین حال انتقاد به حجاب اجباری را یاری کرد. اما در کنار همه اینها اولین عکس مردی که روسری بر سر کرد و همراه مجید شد دوباره روی سایت بالاترین نشست و دوباره بحث های جدی تر در گرفت. بی شک این ایده بسیاری از  کسانی بود که همزمان در جای جای دنیا برای اجرایی شدن اش برنامه ریزی می کردند اما آنچه نمود بیرونی یافت این بود که اینبار شهروندان در مقام خبررسانان وارد عمل شده بودند و از یک پیشنهاد ساده که در ذهن بسیاری از مردان و زنان جریان داشت یک موج جدی به راه انداختند. ممکن نبود رسانه های معتبر دنیا همانند بی بی سی انگلیسی. سی ان ان،  تلوزیون واشنگتن، تلوزیون بی بی سی، صدای آمریکا، فاکس نیوز، تایم، آبزرور، رادیو زمانه، رادیوفردا ، روز آن لاین و بسیاری از وب سایت های مهم خبری ، این پیشنهاد را در حد و اندازه خبر بدانند و توجهی به آن بکنند اما شهروند روزنامه نگاران ایران، انعکاس و  انتشار این خبر را به رسانه های معتبر دنیا تحمیل کرده اند. به اصطلاح خودمان همیشه در تحریریه های روزنامه مراقب بودیم که خبر خوردگی نداشته باشیم.

این اصطلاح یعنی خبری که فراگیر شده است را ما ناگزیر هستیم در روزنامه هایمان پوشش خبری دهیم  حتی اگر عقیده ای به متن و بطن خبر نداشته باشیم بدین ترتیب اگر آن را از قلم بیاندازیم بی شک این خبرخوردگی چندان حرفه ای. نخواهد بود.

یک بار دیگر با یاد آوری  پای بحث های در گرفته این روزها پیرامون همراهی مردان با حجاب با مجید توکلی از یک سوی و یادآوری احترام به حق انتخاب حجاب از سوی دیگر باید تاکید کنم، خوب می دانم که دغدغه اول مردم ایران این روزها، اعتراض به حجاب اجباری نیست اما از دل همین دغدغه های سرخورده و سانسور شده است که ناگهان جرقه همراه شدن با مجید توکلی شکل می گیرد. به عنوان یک زن می دانم سخت است در قامت جنسیت دیگر در آمدن اما اگر سالها اجبار را تجربه نکرده بودم هرگز آن روز با دیدن عکس مجید توکلی به یاد سالهای اجبار خواهران سرزمینم نمی افتادم و از سویی دلم برای خواهر تنی ام که با حجاب اختیاری اش  هم در خانه غریب است نمی گرفت.

پی نوشت:

یکی از دوستان مذهبی ام که همسرش نیز محجبه است، روسری زیبای همسرش را به سر کرد تا با مجید توکلی همراه باشد برای قدردانی برایش نوشتم می دانم کار دشواری بود و پاسخ زیبایش این بود:  نکته همین سختی داستان است. برای من روسری به سر کردن حکم نحوه ای قربانی کردن چیزهایی را در درونم داشت که حتی نمی دانستم و نمی دانم دقیقا چه هستند.

خبر همراهی مردانی که با اخیتار، حجاب به سر کرده اند تا با مجید توکلی دانشجوی دربند پلی تکنیک  همراه شوند و در عین حال به حجاب اجباری نیز انتقاد کنند این روزها در بسیاری از رسانه های معتبر دنیا گزارش می شود. خبری که شهروند روزنامه نگاران ایران آن را به رسانه های معتبر جهان تحمیل کرده اند.  برای همین به عنوان یک روزنامه نگار بی روزنامه، یک تشکر به شهروند روزنامه نگاران سایت ایرانی « بالاترین» بدهکارم. به کسانی که نمی شناسم شان و گمان هم نمی کنم اصراری بر شناخته شدن داشته باشند با ان اکانت های عجیب و غریبی که برای کاربرهایشان انتخاب می کنند.
شبی که پیشنهاد حمایت از مجید توکلی دانشجوی پلی تکنیک را نوشتم، هرگز باورم نبود که در جامعه مردسالارانه ایرانی جنبشی چنین درخشان در بگیرد که مردان یکی یکی حجاب به اختیار بر سر کنند تا در یک اعتراض نمادین  این پیام  روشن را برای  خبرگزاران دولت و سپاه( ایرنا و فارس) مخابره کنند: مجید توکلی تکثیر شد، نه تحقیر.
خبر با تیتر جنجالی روی سایت بالاترین رفت اما آنقدر مورد نقدهای تند قرار گرفت که من هم جا زدم . به همین سادگی.  پیام فرستادم تا تلطیف کنم آن بایدی که در تیتر به کار رفته از آن ما نیست، این تنها یک پیشنهاد ساده است و نه فتوا برای مردان سبز.  اگر نبود انرژی مثبت آرش عاشوری نیا عکاس جوان ایرانی که او هم از دیگران برای تهیه عکس های با روسرسی  دعوت کرد و از طرفی همراهی کاربران فیس بوک که این طرح را به نظر سنجی گذاشته بودند، به گمانم این موج همراهی با مجید توکلی و در عین حال انتقاد به حجاب اجباری را یاری کرد. اما در کنار همه اینها اولین عکس مردی که روسری بر سر کرد و همراه مجید شد دوباره روی سایت بالاترین نشست و دوباره بحث های جدی تر در گرفت. بی شک این ایده بسیاری از  کسانی بود که همزمان در جای جای دنیا برای اجرایی شدن اش برنامه ریزی می کردند اما آنچه نمود بیرونی یافت این بود که اینبار شهروندان در مقام خبررسانان وارد عمل شده بودند و از یک پیشنهاد ساده که در ذهن بسیاری از مردان و زنان جریان داشت یک موج جدی به راه انداختند. ممکن نبود رسانه های معتبر دنیا همانند بی بی سی انگلیسی. سی ان ان،  تلوزیون واشنگتن، تلوزیون بی بی سی، صدای آمریکا، فاکس نیوز، تایم، آبزرور، رادیو زمانه، رادیوفردا ، روز آن لاین و بسیاری از وب سایت های مهم خبری ، این پیشنهاد را در حد و اندازه خبر بدانند و توجهی به آن بکنند اما شهروند روزنامه نگاران ایران، انعکاس و  انتشار این خبر را به رسانه های معتبر دنیا تحمیل کرده اند. به اصطلاح خودمان همیشه در تحریریه های روزنامه مراقب بودیم که خبر خوردگی نداشته باشیم.
این اصطلاح یعنی خبری که فراگیر شده است را ما ناگزیر هستیم در روزنامه هایمان پوشش خبری دهیم  حتی اگر عقیده ای به متن و بطن خبر نداشته باشیم بدین ترتیب اگر آن را از قلم بیاندازیم بی شک این خبرخوردگی چندان حرفه ای. نخواهد بود.
یک بار دیگر با یاد آوری  پای بحث های در گرفته این روزها پیرامون همراهی مردان با حجاب با مجید توکلی از یک سوی و یادآوری احترام به حق انتخاب حجاب از سوی دیگر باید تاکید کنم، خوب می دانم که دغدغه اول مردم ایران این روزها، اعتراض به حجاب اجباری نیست اما از دل همین دغدغه های سرخورده و سانسور شده است که ناگهان جرقه همراه شدن با مجید توکلی شکل می گیرد. به عنوان یک زن می دانم سخت است در قامت جنسیت دیگر در آمدن اما اگر سالها اجبار را تجربه نکرده بودم هرگز آن روز با دیدن عکس مجید توکلی به یاد سالهای اجبار خواهران سرزمینم نمی افتادم و از سویی دلم برای خواهر تنی ام که با حجاب اختیاری اش  هم در خانه غریب است نمی گرفت.
پی نوشت:
یکی از دوستان مذهبی ام که همسرش نیز محجبه است، روسری زیبای همسرش را به سر کرد تا با مجید توکلی همراه باشد برای قدردانی برایش نوشتم می دانم کار دشواری بود و پاسخ زیبایش این بود:  نکته همین سختی داستان است. برای من روسری به سر کردن حکم نحوه ای قربانی کردن چیزهایی را در درونم داشت که حتی نمی دانستم و نمی دانم دقیقا چه خبر همراهی مردانی که با اخیتار، حجاب به سر کرده اند تا با مجید توکلی دانشجوی دربند پلی تکنیک  همراه شوند و در عین حال به حجاب اجباری نیز انتقاد کنند این روزها در بسیاری از رسانه های معتبر دنیا گزارش می شود. خبری که شهروند روزنامه نگاران ایران آن را به رسانه های معتبر جهان تحمیل کرده اند.  برای همین به عنوان یک روزنامه نگار بی روزنامه، یک تشکر به شهروند روزنامه نگاران سایت ایرانی « بالاترین» بدهکارم. به کسانی که نمی شناسم شان و گمان هم نمی کنم اصراری بر شناخته شدن داشته باشند با ان اکانت های عجیب و غریبی که برای کاربرهایشان انتخاب می کنند.
شبی که پیشنهاد حمایت از مجید توکلی دانشجوی پلی تکنیک را نوشتم، هرگز باورم نبود که در جامعه مردسالارانه ایرانی جنبشی چنین درخشان در بگیرد که مردان یکی یکی حجاب به اختیار بر سر کنند تا در یک اعتراض نمادین  این پیام  روشن را برای  خبرگزاران دولت و سپاه( ایرنا و فارس) مخابره کنند: مجید توکلی تکثیر شد، نه تحقیر.
خبر با تیتر جنجالی روی سایت بالاترین رفت اما آنقدر مورد نقدهای تند قرار گرفت که من هم جا زدم . به همین سادگی.  پیام فرستادم تا تلطیف کنم آن بایدی که در تیتر به کار رفته از آن ما نیست، این تنها یک پیشنهاد ساده است و نه فتوا برای مردان سبز.  اگر نبود انرژی مثبت آرش عاشوری نیا عکاس جوان ایرانی که او هم از دیگران برای تهیه عکس های با روسرسی  دعوت کرد و از طرفی همراهی کاربران فیس بوک که این طرح را به نظر سنجی گذاشته بودند، به گمانم این موج همراهی با مجید توکلی و در عین حال انتقاد به حجاب اجباری را یاری کرد. اما در کنار همه اینها اولین عکس مردی که روسری بر سر کرد و همراه مجید شد دوباره روی سایت بالاترین نشست و دوباره بحث های جدی تر در گرفت. بی شک این ایده بسیاری از  کسانی بود که همزمان در جای جای دنیا برای اجرایی شدن اش برنامه ریزی می کردند اما آنچه نمود بیرونی یافت این بود که اینبار شهروندان در مقام خبررسانان وارد عمل شده بودند و از یک پیشنهاد ساده که در ذهن بسیاری از مردان و زنان جریان داشت یک موج جدی به راه انداختند. ممکن نبود رسانه های معتبر دنیا همانند بی بی سی انگلیسی. سی ان ان،  تلوزیون واشنگتن، تلوزیون بی بی سی، صدای آمریکا، فاکس نیوز، تایم، آبزرور، رادیو زمانه، رادیوفردا ، روز آن لاین و بسیاری از وب سایت های مهم خبری ، این پیشنهاد را در حد و اندازه خبر بدانند و توجهی به آن بکنند اما شهروند روزنامه نگاران ایران، انعکاس و  انتشار این خبر را به رسانه های معتبر دنیا تحمیل کرده اند. به اصطلاح خودمان همیشه در تحریریه های روزنامه مراقب بودیم که خبر خوردگی نداشته باشیم.
این اصطلاح یعنی خبری که فراگیر شده است را ما ناگزیر هستیم در روزنامه هایمان پوشش خبری دهیم  حتی اگر عقیده ای به متن و بطن خبر نداشته باشیم بدین ترتیب اگر آن را از قلم بیاندازیم بی شک این خبرخوردگی چندان حرفه ای. نخواهد بود.
یک بار دیگر با یاد آوری  پای بحث های در گرفته این روزها پیرامون همراهی مردان با حجاب با مجید توکلی از یک سوی و یادآوری احترام به حق انتخاب حجاب از سوی دیگر باید تاکید کنم، خوب می دانم که دغدغه اول مردم ایران این روزها، اعتراض به حجاب اجباری نیست اما از دل همین دغدغه های سرخورده و سانسور شده است که ناگهان جرقه همراه شدن با مجید توکلی شکل می گیرد. به عنوان یک زن می دانم سخت است در قامت جنسیت دیگر در آمدن اما اگر سالها اجبار را تجربه نکرده بودم هرگز آن روز با دیدن عکس مجید توکلی به یاد سالهای اجبار خواهران سرزمینم نمی افتادم و از سویی دلم برای خواهر تنی ام که با حجاب اختیاری اش  هم در خانه غریب است نمی گرفت.
پی نوشت:
یکی از دوستان مذهبی ام که همسرش نیز محجبه است، روسری زیبای همسرش را به سر کرد تا با مجید توکلی همراه باشد برای قدردانی برایش نوشتم می دانم کار دشواری بود و پاسخ زیبایش این بود:  نکته همین سختی داستان است. برای من روسری به سر کردن حکم نحوه ای قربانی کردن چیزهایی را در درونم داشت که حتی نمی دانستم و نمی دانم دقیقا چه هستند

۲۳ آذر ۸۸ | گاه نویس

۳۱ نظر برای “دل شوره ها و دل نوشته ها و یک تشکر از شهروند روزنامه نگاران بالاترین”

  1. مستونک ۲۳م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۰:۲۹ ق.ظ

    مسافرکدام دیاری

  2. محمد ۲۳م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۰:۴۱ ق.ظ

    دیدم که نیک آهنگ هم روسری به سر کرده بود، البته از نوع چفیه که روسری حساب نمی شود. ولی خب، این خودش یک جهش بنادین است. من با خیلی از عقاید و ژست های روشنفکرانه دهباشی مخالفم ولی امروز در نیویورک تایمز خواندم که گفته بود اگر از اول انقلاب این حرکت روسری را شروع کرده بودیم، شاید الان در این وضعیت نبودیم. خب سی سال طول کشید که بیدار شویم ولی اشکال ندارد. به قول قدیمی ها ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است. ولی آیا این جنبش به نتیجه مطلوب خواهد رسید. آیا موجب خواهد شد که ما مردهای ایرانی شروع کنیم به خودمان نگاه کنیم. من با عقیده شما موافق نیستیم. موضوع حجاب اجباری یک موضوع اصولیست که اگر از همان اول با آن مخالفت جدی و فراگیر شده بود، حاکمیت جرأت نمی کرد که خیلی دیگر از آزادی ها را از مردم بگیرد.

  3. hanie ۲۳م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۰:۴۸ ق.ظ

    مثل همیشه مطلب قشنگی بود. راستی چند روز پیش تو بی بی سی دیدم که اومده بودن خونتون باهاتون مصاحبه کنند. خوش به حالتون عجب جای قشنگ و با صفایی زندگی میکنید.

  4. گلی ۲۳م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۰:۵۸ ق.ظ

    مسیح کاش این روزهای سخت تمام شوند

  5. ali ۲۳م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۲:۲۸ ب.ظ

    پیشنهاد روسر سر کردن را نیمساعت زودتر از اینکه در بخش کامنت های شما بنویسم برای علیرضا رضایی و سایت زمانه و سه تا وبلگ دیگه هم فرستادم، اما بعضی ها زیاد جدی نگرفتند. شما دیدید.

  6. مریم ۲۳م آذر ۱۳۸۸ ، ۲:۳۴ ب.ظ

    خانم علی نژاد
    بچه های سایت دنباله هم کم نذاشتند در این مورد
    …………………..
    hagh ba shomast . bebakhshid ke kotahi kardam

  7. ناشناس ۲۳م آذر ۱۳۸۸ ، ۲:۳۶ ب.ظ

    ببخشید من یه کامنت کاملا بی ربط اینجا میذارم چون خودم امکان نوشتن تو بالاترین رو نداشتم و از طرفی وقتی این قضیه یی که می خوام بگم از طرف شخص معتبری مثل شما عنوان بشه (البته اگه با من هم نظر بودید و صلاح دونستید که مطرحش کنید)اثر بخشی خیلی بیشتری داره
    اما چیزی که می خواستم بگم :
    امروز بین لینک های بالاترین لینکی دیدم با عنوان مستند قتل ندا آقاسلطان که این http://balatarin.com/permlink/2009/12/14/1874083
    آدرسش هست و اگه تو سرچ بالاترین فقط کلمه مستند رو بنویسید لینکش هم بالا میاد یه فایل ۳ مگی هست که راحت دانلود میشه خودتون می تونید ببینید چه چرندیاتی توی فیلم گفته شده. متاسفانه قسمت نظرات لینک هم توی بالاترین قفل شده امکان نظر دادن نیست
    راجع به فیلم من دو نکته به نظرم رسید که اینجا می نوسیم اگر به نظرتون قابل قبول بود لطفا مطرحش بکنید
    ۱ اشخاصی که اون روز رو یادشون و روز های بعد از اون رو حتما یادشون هست که بارها گفته شد ندا در هنگام تیر خوردن مشغول صحبت کردن با موبایل بوده و اون چیزی که توی فیلم به عنوان منبع خون بهش اشاره می شه در واقع گوشیه موبایل هست
    نکته دو عکسی که توی فیلم از اون به عنوان عکس معروف ندا نام برده شده در واقع یک صحنه کپچر شده از دوربین دوم هست که داشته فیلم می گرفته نه عکس! فیلم هر دوتا دوربین روی یوتوب موجوده خودتون مقایسه کنید

  8. جواد ۲۳م آذر ۱۳۸۸ ، ۳:۳۷ ب.ظ

    کودکی را میمانی عریان

    که انچه را که میخواهد فریاد میزند

    و با دستهای دراز کرده بسویش

    بی هیچ شرمی عریان میتازد

    امید که در پی چیزی که نمی رساد

    دراز مباد دستانت

    و انچه می خواهی بر خوانت فراهم باد

    و تو همچنان بمانی

    کودک
    و عریان

  9. علفک سبز ۲۳م آذر ۱۳۸۸ ، ۳:۴۰ ب.ظ

    افرین بر شما شیر دُخت ِایران زمین که هوشمندانه پایه ریز حرکتی انقلابی شدید که آینده ای روشن به دنبال خواهد داشت . به امید ایرانی آباد و آزاد ؛ پیروز باشید …

  10. e ۲۳م آذر ۱۳۸۸ ، ۴:۱۹ ب.ظ

    دو بیت شعر تقدیم به مجید عزیز و دختران سرزمین من:

    لباس زن بر تن من به قصد تحقیر می کنی
    کور خواندی من به آن بس افتخار می کنم
    هنرش وکالت و شهادتش را تو صد انکار کنی
    من به حنا و شیرین و ندا بس افتخار می کنم

  11. e ۲۳م آذر ۱۳۸۸ ، ۴:۲۲ ب.ظ

    پیشنهاد می کنم اونایی که می تونن این دو بیت شعر لباس زن بر تن … را روی پارچه های بزرگ بنویسن برای تظاهرات بعدی داشته باشیم من که خودم این کار و می کنم

  12. iraniazad ۲۳م آذر ۱۳۸۸ ، ۵:۰۴ ب.ظ

    سلام خانم مسیح !!
    خوبین ؟؟
    بسته به فراخوان شما و ضرورت فریاد ظلمی که ۳۰ ساله رو سر این مردمه من هم مجید شدم !!
    http://fisnof.wordpress.com/2009/12/14/من-هم-مجیدم-،-هم/
    به امید ایرانی ازاد …

  13. اشکان ۲۳م آذر ۱۳۸۸ ، ۵:۱۰ ب.ظ

    خانم مسیح نژاد، حقا که جای عکسش همانجا بود که شما در کودکی کشیدید.

  14. shideh ۲۳م آذر ۱۳۸۸ ، ۵:۳۰ ب.ظ

    نمیدانید از دیدن دو تنها یادگار پهلوانان نامی ایران زمین مرحوم غلامرضاتختی ومحمود نامجو با روسری چقدر خوشحال شدم مشتی محکم بر دهان حکومتیان بود http://parsipeople.com/forum/thread4456.html http://rah4azadi.blogfa.com/post-17.aspx

  15. peerooz ۲۳م آذر ۱۳۸۸ ، ۸:۴۹ ب.ظ

    سرکار خانم علی نژاد،
    ۱- ایشان “پسرک” نیست و پسر است بهتر بخواهید آقا پسر،بهتر از آن آقا . من نوه ام را که شاید همسن “پسرک” شما باشد اکثرا آقا خطاب میکنم . “امیدوارم که این دوری شما هرچه زودتر مبدل به دیدار گردد”.
    ۲- اما اجازه بفرمایید که بقول فرنگیها کمی باران بر رژه شما ببارم .
    بنده و شاید ۸۰-۹۰% جمعیت ایران مخالف اجبار درنوع پوشش ایم چه برای زن و چه برای مرد. و این خود جزیی از اصل کلی آزادی فرد است. جبهه گیری شما در این موضوع این توهم را پیش میآورد که شا ید شما نا خود اگاه از این واقعه استفاده کرده وبا بزرگ کردن آن بجای دفاع از آزادی فردی مساله حجاب زنها را پیش کشیده اید و مساله حق آزاد بودن مجید توکلی مساله فرعی شده است. و همینجا بعنوان جمله معترضه عرض کنم حجاب زن در ایران لزوما نشانه مذهبی بودن نیست. خرقه پوشی خیلی ها از غایت دینداری نیست . پرده ای بر سر صد عیب نهان میپوشند.
    فرموده اید “خبر همراهی مردانی که با اخیتار، حجاب به سر کرده اند تا با مجید توکلی دانشجوی دربند پلی تکنیک همراه شوند و در عین حال به حجاب اجباری نیز انتقاد کنند این روزها در بسیاری از رسانه های معتبر دنیا گزارش می شود.”. عرض شود از این بیست میلیون مردانی که در انتخابات شرکت کردند ظاهرا نزدیک به چهارصد و پنجاه نفر بخاطر همدردی و پشتیبانی از توکلی در عکس اینترنتی “یکی یکی حجاب به اختیار به سر کردند” و شما اینهارا جزو گروه “در عین حال به حجاب اجباری نیز انتقاد کنند” گذارده اید .
    این در “عین حال ” گفتن شما بر چه اساسیست ؟ و چگونه به این نتیجه رسیدید ؟ اگر روزی مردان ایرانی تصمیم گرفتند که با پوشیدن حجاب زنانه به حجاب اجباری اعتراض کنند باید از این بیست میلیون رای داده اقلا ۲-۳ میلیون انها لباس زنانه را پوشش دائمی خود کنند و تا زمانی که دولت حجاب اجباری را ملغی نکرده به اعتراض خود ادامه بدهند و گر نه بهتر است این ۴۰۰ -۵۰۰ یا بیشترعکس اینترنتی را به حساب حمایت از توکلی و مسخره کردن کودتا چیان و مشتی به دهان کودتا بگذارید و بس .

    “انعکاس این خبر در بسیاری از رسانه های معتبر دنیا ” “همانند بی بی سی انگلیسی. سی ان ان، تلوزیون واشنگتن، تلوزیون بی بی سی، صدای آمریکا، فاکس نیوز، تایم، آبزرور، رادیو زمانه، رادیوفردا ، و بسیاری از وب سایت های مهم خبری، این پیشنهاد را در حد و اندازه خبر بدانند و توجهی به آن بکنند”. سرکار خانم علی نژاد این “رسانه های مهم خبری” همانها هستند که زیرو رو شدن نوار غزه برای انها ارزش خبری نداشت ولی انفجار یک ترقه فلسطینی در اسرائیل به صورت انهدام یک دهکده گزارش میشد. تو خود حدیث مفصل بخوان.

    لطفا تصور نشود که منظور من تخفیف و خدای نکرده تحقیر فعالیت های شما و دوستان شما باشد.در این مبارزه با اهریمن هر اقدام مثبتی ممدوح و مشکور است ولی در زمانی که آزادیهای اساسی روز به روز محدود تر شده و اختاپوس مذهبی-نظامی- امنیتی-بازاری بر مملکت دست انداخته وما را بجای جلو رفتن دویست سال عقب انداخته مساله حجاب مساله دست دوم ایست که با وزیدن نسیم آزادی خود به خود حل خوهد شد. چون که صد امد نود هم پیش ماست. ممکن است بفرمایید همه راه ها به روم ختم میشود.بله ولی بعضی راه ها انحرافی و طولانی و
    بی راهه است .
    فراموش نفرمایید که حتی در صورت پیروزی هنوز اقلیت ۵-۱۰-۱۵ در صدی باقی میماند که در بین انها حیوانات “مسلمانی!!! ” هنوزبه فتوای بعضی علما!!! بصورت دختران بی حجاب اسید پاشیده و خواهند پاشید.

  16. مصلوب ۲۳م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۱:۱۴ ب.ظ

    خوشحالم که ان چیزی کهمی خواستی اتفاق افتاد هرچند هنوز انتقادم را دارم اما خب چه اشکال داری تو به یه چیزی انتقاد کنی و دیگری خوشحال باشد.بهامیئ موفقیت جنبش سبز …راستی شعرکی گفتمدر وبلاگم به طنز خواستی خون و بخند

  17. آذر تبرستانی ۲۴م آذر ۱۳۸۸ ، ۳:۵۷ ق.ظ

    همشهری جان، ندیده امت ولی خوابت را دیدم دیشب. مشغول تلاش همیشگی بودی. پسرکت پیشت بود. او هم مثل تو بود. حس می کنم پیروزی با شماست، مطمئنم. پاینده باشی.

  18. نوشی ۲۴م آذر ۱۳۸۸ ، ۴:۲۵ ق.ظ

    مسیح جان
    برای تو و پسر عزیزت روزهای خوش و پر از موفقیت آرزو می کنم . موفق باشی شیر زن ایران زمین .

  19. سایت رسمی ابی ۲۴م آذر ۱۳۸۸ ، ۶:۰۵ ق.ظ

    اومدن با روسری مجید رو خراب کنن , بیشتر باعث اتحاد و حمایت از اون شد

  20. iman ۲۴م آذر ۱۳۸۸ ، ۸:۳۲ ق.ظ

    سلام دوباره به مسیح خانم .
    مسیح می دونی دلم چی می خواد ؟ دلم می خواد زودتر اون روز برسه که دخترای ایران هر کی هر پوششی خواست بتونه بپوشه ( بی حجاب , روسری , چادر و … ) نمی دونم بهت گفتم یا نه ؟ وقتی می دیدم تو ۱۳ آبان چطوری دخترا با شجاعت و شادی شعار می دن , دلم میخواست جونمو بدم ولی یه سیستمی بیاد که توش همه ی دخترای ایرانی احساس راحتی کنن .
    مسیح بیا با قدرت برای ایجاد یه سیستم دموکرات ( که توش به همه احترام گذاشته می شه ) تلاش کنیم
    بعدشم مسیح خانم , تو که به قول خودت روزنامه نگار بدون روزنامه هستی مطمئن باش از صدتا روزنامه نگار که درد مردم نمی گن ارزشت بالاتره
    اوضاع درست می شه , مطمئن مطمئن باش

  21. گشتاسب ۲۴م آذر ۱۳۸۸ ، ۹:۲۶ ق.ظ

    درود بر شما، حجاب تحمیلی “دغدغه” (تکیه کلام سید محمد خاتمی) امروز ما هست. یکی از مطالبات آزادی خواهی ما همین حجاب تحمیلی میباشد. الویت همین حجاب است! در مصاحبه با صدا امریکا
    http://www.youtube.com/watch?v=zQoX09mtF1A
    در دقیقه ۳:۵۱ فرمودید:
    اگر ما فتوا صادر کنیم برای برداشتن حجاب، چه فرقی میکنیم با این حکومت فعلی! مغلطه میفرماید خانم علی نژاد؟ صحبت “آزادی در داشتن حجاب” است نه برداشتن حجاب به زور! صحبت شما من را به یاد سخنرانی جنتی در حدود ۷-۸ سال پیش انداخت که فرمودند: اینها آزادی میخواهند، یعنی میخواهند فساد و فحشا کنند، لخت باشند و لهو و لعب کنند. البته این آخوند مرتجع غیر از مسائل جنسی به مسائل دیگر فکر نمیکند. آزادی را فقط در صیغه و چند زنی و خوابیدن با حوری در آن دنیا می بینند!

  22. Binaam - o - Neshaan ۲۴م آذر ۱۳۸۸ ، ۳:۵۹ ب.ظ

    یک زن نامسلمان ایرانی هستم .از نام علی هم نفرت دارم.از چارقد واسللام و مسلمین هم متنفرم واز این که ایرانی بودن من همواره باید زیر تأثیر اسلام شیعه ی دوازده امامی قرار داشته باشد هم حالم دارد به هم
    می خورد. حال باید با شما که اصلا درک نمی کنید اسلام در ایران یک وصله ی ناجور است ، چه باید کرد؟مجید دیگر کدام است ؟ توکل چیست؟ نام تو چرا سوشیانت نیست ؟ نام خانوادگی تو چرا بالانژادنیست؟ شما چرا
    تصوری از ایران نامسلمان ندارید؟

  23. ناشناس ۲۴م آذر ۱۳۸۸ ، ۵:۳۵ ب.ظ

    من می خواستم تشکر کنم از اینکه توجه کردید به درخواست من :)
    کار سختی نبود زیرش می نوشتید آقا/خانم (ترجیحا آقا!) ناشناس این درخواستی که شما داشتین درباره فیلم مستند قتل ندا آقاسلطان از نظر من اهمیت نداره یا دلایل شما برای اثبات ساختگی بودن فیلم از نظر من قابل قبول نیست یا قبلا افراد دیگه یی راجع به این فیلم نوشتن و اگه من بخوام راجع به اون بنویسم تکراری میشه( و حداقل من رو از بی خبری در میاوردین) یا اینکه نه آخر آخرش می گفتید من به محتویات این فیلم اعتقاد کامل دارم راجع بهش مطلب نمی نویسم . به هر حال ندا مظهر جنبش ماست و من با شناختی که از شما داشتم (شناختی که از خواندن مقالاتتون بدست آورده بودم البته) دلم می خواست این موضوع از طرف شما که یک نویسنده ی معتبر زن در جامعه ایران هستید مطرح بشه. به هر حال می دونم که حتما اون کامنت رو خوندین (من خودم وبلاگ نویس بودم می دونم وقتی یه وبلاگ نویس یه مطلبی رو می نویسه چجوری هر ۲ ثانیه یه بار بخش نظرات وبلاگش رو چک می کنه ببینه عکس العمل خواننده هاش چی بوده) من میرم سراغ دوستان دیگه و اینقدر این کامنت رو می ذارم تا یه نفر به رگ غیرتش بر بخوره و اجازه نده دختری که همه ما با دیدن لحظه شهادتش اشک ریختیم و شد مظهر جنبش ما- شد کسی که به جرم خواندن فاتحه بر سر مزارش عده کشته شذند و عده دیگری به زندان رفتند- شد بخشی از نطق بعضی ها بعد از بردن جایزه نوبل و شد کسی که تو بعضی از شهرهای دنیا خیابان به نامش کردند اینطوری توسط عده یی مزدور لجن مال بشه .اگه از صدقه ی سر ندا نبود- اگه از اعتبار جهانی یی که ندا به این جنبش داد نبود- اگه اون لحظه یی که این فیلم در شبکه های جهانی دنیا پخش شد و مو به تن مردمان دنیا راست کرد و همه ی ملل دنیا(نه دولت های دنیا)را طوری پشتیبان ما کرد که امروز مردم ما بدون ترس از تهدیدات وحشیانه ی مزدوران نظام ۱۶ آذری را بزرگ داشت بگیرند و مجیدی بیاید و … از کنار آن جنبش روسری هم به جنبش سبز اضافه شود… امروز بعضی ها هنوز فصل الخطاب بودند و ۱۶ آذری خاموش تر از هر سال برگزار شده بود و اونوقت دلم می خواست بدونم کی جرات داشت از حجاب اجباری و اختیاری و کشیدن عکس بعضی های دیگه رو دیوار طویله بنویسه واقعا متشکرم.
    از نظر من هیچ مشکلی وجود نداره اگه هر دوتا کامنت من رو پاک کنید. این دومین و آخرین باری بود که من زیر نوشته های شما نظری میدم یا درخواستی دارم. باز هم متشکرم

  24. saied ۲۴م آذر ۱۳۸۸ ، ۶:۴۰ ب.ظ

    مورد توجّه دوستان بدبختهای خود فروخته خامنه ای از سر بیچارگی شون سایت موج سبز آزادی رو هک کردند.

  25. peerooz ۲۴م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۰:۵۵ ب.ظ

    سرکار خانم علی نژاد،
    هرکسی از ظن خود شد یار من
    آخرین پدیده در این ماجرا مقاله خانم شیرین عبادی در روزان لاین است. ایشان در مقدمه میفرمایند ” پسران عزیزم، فرزندان دلبندم که چادر مادر و روسری خواهرتان را ننگ ندانسته و با افتخار آن را سر کردید. نمی‌‌دانم دوست دربندتان – مجید توکلی – با چه لباس و هیا تی دستگیر شد،…………… مهم نیست که با لباس زنانه دستگیر شده باشد یا مردانه ” . سپس بقیه فرمایشات طولانی با ذکر بسیار مختصر نام مجید توکلی.
    واقعا که پوست در پوست بود همچو پیاز. ایشان هنوز شک دارند که توکلی با لباس مردانه فرار کرد یا زنانه ولی ” شما جوانان فریاد زدید که به مادرانتان احترام می‌‌گذارید و حقوق انسانی‌ خواهرانتان را پاس می‌‌دارید.”. و این همه تفسیرات از ۴۰۰-۵۰۰ عکس اینترنتی در حمایت از جوان مضروب و در بند افتاده.
    بنظر میرسد که اصل مطلب فراموش شده و هر کس از این نمد کلاهی و از این گوشت قربانی سهمی میخواهد.
    پس باید به شما تبریک گفت که همرزمان “فمینیستی” چون برنده جایزه نوبل دارید که چنین استنتاجاتی را از این عکسهای صامت دارند. زمانی منهم مثل شما کلی به خاتمی بد گفتم که از این افتخار ایران و برنده جایزه نوبل تمجید نکرده بود. و حالا چه بگویم .حیرتم از چشم بندی خدا .

  26. جمشید ۲۵م آذر ۱۳۸۸ ، ۲:۴۷ ق.ظ

    ا درود به خاله . گاهی باز کردن وبلاگ ها مشکل دارد.

  27. peerooz ۲۵م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۲:۳۴ ب.ظ

    سر کارخانم علی نژاد،
    تیتر اخبار روز :
    • شیرین عبادی در پیامی به مردانی که به دنبال بازداشت مجید توکلی از «زن بودن» دفاع کرده اند، آن ها را مورد تقدیر قرار داد .
    تیتر گویا نیوز :

    پیام شیرین عبادی: برای مردانی که زن‌بودن را ننگ نمی‌‌دانند، مدرسه فمینیستی.

    و پیامهای مشابه در سایر سایتها .

    چیزی که مطرح نیست صدمه دیدن و زندانی شدن یک مبارز بیگناه و تلاش برای آزادی اوست.
    …………………
    چرا این حرف رو می زنی دوست عزیزم. همه این کارها مجید رو به دغدغه اول ما تبدیل کرد و درکنارش یادت نره مجید مبارز بود و برای آرمانش از شهرستان با آگاهی از دستگیری راهی پایتخت شد. پس می شد با این کار آرمان های او را هم زنده تر کرد.

    در انگلیسی به این هایجک خبر به نفع خود میگویند و شما خانم ناله مستانه ای در کار عالم کرده اید . عمر اگر بود تماشای اثر خواهیم کرد .

  28. خلیل ۲۵م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۱:۱۳ ب.ظ

    اگرچه داستانش کوتاه بود، اما بیاد ماندنی است.

  29. peerooz ۲۶م آذر ۱۳۸۸ ، ۹:۲۹ ق.ظ

    سر کار خانم علی نژاد،
    من در حسن نیت و تلاش و فعالییت های شما در راه آزادی و بهبود اوضاع شکی ندارم. منظور من از پیامهای قبلی آنست که وقتی بدون اطلاع از ماجرای مجید توکلی نظری به تیتر اخبار در چندروز گذشته میاندازید ، خیال میکنید که این فعالیت های اخیر دنباله جنبش یک میلیون امضا وپیوستن گروه گروه مردان به صف فعالان بقول خانم شیرین عبادی جنبش “فمینیستی” ست در حالی که من فکر میکنم منظور اصلی و واقعی این گروه گروه مردان ابراز حمایت و همدردی با مجید توکلی است و حمایت از حقوق زن اگر هم احیانا در ان وجود داشته فرعی و جزیی بوده است ولی تیتر اخبار چنان مینماید که ظاهرا “فمینیست” ها همه ان را به حساب خود گذشته اند. شاید هم من اشتباه میکنم و حق با شماست . از اینکه با وراجیهای خود سر شماره درد آوردم عذرمیخواهم و از صبر و تحمل شما ممنونم. موفق باشد.

  30. یاشار ۲۶م آذر ۱۳۸۸ ، ۱:۵۳ ب.ظ

    نشست و برخاست اشک و آه در مجلس سنگ و سار
    سنگ…

    که رسید به سار

    آه…

    بر آمد از نهاد

    اشک…

    نشست بر زمین

  31. سامان حیدری گوران ۲۷م آذر ۱۳۸۸ ، ۱۰:۱۱ ق.ظ

    پدر چشمم در اومد میشه یه کم درشت تر بنویسی…

نظر بدهید

RSS دماسنج

گاه نویس

  • همسر یکی از شهدای بیست و پنج خرداد: مردم و رهبران جنبش ما را تنها نگذارید
  • ما به خودزنی مشغول و نمایندگان به چند زنی
  • آقای موسوی، نسل ما نه اهل قهر است و نه اهل غمزه برای دیکتاتور.
  • مادر شبنم سهرابی؛ می گویند شاهد بیاورید که دخترتان زیر چرخ های ماشین نیروی انتظامی له شد
  • جنبشِ یاد کردن از شهدای ناشناس جنبش
  • ماجرای پرواز سبز و آواز ترس و کتاب جدیدم از جنبش سبز
  • دلتنگی های دخترانه برای پدرانی که کودتا آنها را دزدید
  • از پارازیت صدای آمریکا تا پارازیت های دل ما
  • درخواستی صمیمانه از بالاترین، دنباله، سبزلینک…: کمپین ما اعضای خانواده زندانیان سیاسی هستیم را بسط دهید
  • مادران اعتصاب کنندگان در خطر؛ یک پیشنهاد برای انعکاس صدای اعتصاب کنندگان و زندانیان گمنام

بایگانی

  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶
  • مرداد ۱۳۸۶
  • تیر ۱۳۸۶
  • خرداد ۱۳۸۶
  • اردیبهشت ۱۳۸۶
  • فروردین ۱۳۸۶
  • اسفند ۱۳۸۵

تقویم

شهریور ۱۳۸۹
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹۳۰۳۱  

اطلاعات

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

ابزارها

دوستان

نيك آهنگ كوثر, سعيد پور حيدر, فاطمه قدياني, محمد آقازاده, امير عليزاده, مجتبي سميع نژاد, كريم جعفري, اكبر منتجبي, منصور نصيري, مهجاد, جمهور, آسيه اميني, سميه توحيدلو, سهام الدین بورقانی, وب نوشت, محمد دادفر, آرش غفوري, احسان تقدسي, فريد مدرسي, پيامبران كاغذي, ثمانه اكوان, ساغر, داريوش محمدپور, مهاجراني, مسعود بيزارگيتي, آدم, سارا معصومي و مهران قاسمي, مسعود رفيعي, فرشته قاضي, میترا خلعتبری, حسن سربخشيان, محبوبه حسين زاده, سیامک قاسمی, حسين نورايي نژاد, الناز انصاري, مسعود بهنود, ساسان آقايي, لیلی نیکو نظر, حميد متقي, داود پنهاني, مرجان توحيدي, محمد جواد روح, اميرعباس نخعي, ميثم زمان آبادي, كوروش ضيابري, مریم مجد, سهيل آصفي, معصومه ناصري, علي مهتدي, روزبه مير ابراهيمي, سامان صفرزايي, سولماز شريف, محمد رحیمی زاده, سعیده امین, چارسوق, خاطره وطن خواه, سعيد حنايي كاشاني, جميله كديور, فهيمه خضر حيدري, مهرو ملالي, پرستو دوكوهكي, هانيه بختيار, احسان عابدي, حسین پاکدل, رضا مهدوي هزاوه, ابوذر آذران, عكسخانه اي در شمال, نازنين كديور, اميد معماريان, هادي حيدري, فاطمه شمس, كريم ارغنده پور, يونس شكرخواه, هنوز, نسرین افضلی, نفيسه زارع كهن, عفت ماهباز, كافه تيتر, ايمان ابراهيمباي, امشاسپندان, حنيف مزروعي, مصطفي اكبرپور, اكرم ديداري, وحيد پوراستاد, امیر فرشاد ابراهیمی, علي شيروي, كارگاه داستان كوتاه آريا, كيوان مهرگان, بابك مهدي زاده, ندا شيروي, حامد جواد زاده, آسمان ريسمان, مريم شباني, الپر, فرزانه سالمي, پناه فرهاد بهمن, مهرانگيز كار, اسدالله امرايي, جواد منتظري, ليلي فرهادپور, عباس عبدي, پرستو سرمدي, عليرضا حسيني, مرجان طبا, مریم میرزا, ميرا, حسن سلامي.

دسته‌ها

  • اجتماعی
  • سفرنامه
  • سیاسی
  • گاه نویس

feed مسیح علی نژاد

Wordpress and وردپرس فارسی  | Theme by WordPress Pro | Reformed in Persian by An Online Friend | Creative Commons License